کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 46
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض حضور حضرت ماه در جبهه...

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    می دونم این مبحث همون تکراری های تالار قبلیه اما حیفه که نباشه.شرمنده( ایکون خجالت کشیدن)

    التماس دعای فرج
    یا حق

  2. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    مرد عمل
    با دکتر چمران ، عده ای را برداشتیم و به اهواز رفتیم . نزدیک به یک ماه از شروع جنگ می گذشت اما تحرک خاصی در جبهه ها دیده نمی شد . عبا و عمامه را گذاشتم کنار و لباس سربازی پوشیدم .
    به سرعت ، عملیات های ایذایی را شروع کردیم . با چند نفر از بچه های مدافع شهر ، می رفتیم سراغ تانک های دشمن . حسابی کفری شان کرده بودیم . آرایش زرهی دشمن را به هم می ریختیم و بازمی گشتیم .

    براساس خاطره ای از زبان معظم له
    دیدار با طلاب و روحانیون عازم جبهه 26/8/66

    التماس دعای فرج
    یا حق

  4. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام
    ناامیدی و امیدواری

    مقاومت ، فایده ای ندارد . ماندن در خرمشهر و آبادان ، حتی اهواز و اندیمشک هم به معنای خود کشی است ! این شهرها را دیگر باید از دست رفته تلقی کنیم . نیروهای دفاعی باید در خرم آباد و روی ارتفاعات زاگرس مستقر شوند ....
    اینها تفکرات بنی صدر بود که فرماندهی کل قوا را در دست داشت .
    با تمام کمبود ها و نا جوانمردی های داخلی ، نیروهای مدافع ، روحیه شان را از دست ندادند . بخصوص که می دیدند نماینده امام ، آقا سید علی ، همراه دکتر مصطفی چمران با گروه های کوچک سه یا چهار نفره ، به جنگ چریکی و پارتیزانی با دشمن مهاجم می پردازند.
    شهرها خالی نشد . عراق که می خواست چند روزه خوزستان را تصرف کند و خودش را به تهران برساند . چهل – چهل و پنج روز در خرمشهر معطل ماند و حساب کار دستش آمد .
    سردار شهید شوشتری
    کتاب پرتوی از خورشید ص177
    التماس دعای فرج
    یا حق

  6. 3 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    سادگی و خدمتگزاری

    اطلاعات مهمی داشتم. گفتند بنی صدر آمده جبهه. رفتم. آنقدر تشکیلات و از این اتاق به آن اتاق داشت که پشیمان شدم. یعنی جنگ را این ها می خواهند پیش ببرند؟! با ناراحتی رفتم پیش نماینده امام. دنبال رئیس دفتر و ... می گشتم برای هماهنگی. در اتاق را باز کردم، دیدم روی تخت سربازی نشسته و کارهایش را انجام می دهد. ساده و بی ادعا. آرامشش، آرامم کرد.
    حجت الاسلام شهید عباس شیرازی
    کتاب پرتوی از خورشید ص 165
    التماس دعای فرج
    یا حق

  8. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام
    روحیه جهادی

    گاهی وقت ها غیبش می زد. نگران می شدیم. چیزی نمی گذشت که با تنی خسته و چهره ای خندان، پیدایش می شد.
    دو سه تا از بچه هایی که به جنگ های چریکی وارد بودند را برمی داشت و می زدی به قلب دشمن. تا پشت جبهه آنها نفوذ می کرد.
    شناسایی اش کامل بود. محضر امام که جلسه می گذاشتند، همیشه اطلاعات دست اولی داشت که می شد رویش حساب کرد.
    حجت الاسلام ذوالنور
    کتاب پرتوی از خورشید ص 117
    التماس دعای فرج
    یا حق

  10. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    آرامش با توسل

    برایش فرق نمی کرد؛ جبهه را خانه خودش می دانست! حاضر نبود رسمش را کنار بگذارد. بساط روضه را هر جا که می رفت علم می کرد؛ خط مقدم بود یا نه؛ جان پناه مناسبی داشت یا نداشت...
    دهه که می گرفت، تاکید داشت مثل همیشه شب آخر را روضه امام رضا (ع) بخوانند. آن وقت بود که سعی می کرد خودش را به بچه های مشهد برساند.
    سردار اسماعیل قا آنی
    کتاب شمیم خاطره ها ص101
    التماس دعای فرج
    یا حق

  12. 4 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  13. #7
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,168 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


  14. 3 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  15. #8
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,168 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


  16. 4 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  17. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,168 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض









  18. 6 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام


    روایت لحظه ها

    سرهنگ 2 بود یا سرگرد. در ارتش برای خودش جایگاهی به حساب می آمد. در لشکر 29 مستقر بودیم. آمد و اصرار کرد که کاری خصوصی دارد. گفتم شاید در این اوضاع نابسامان آمده دنبال مرخصی.
    بغض کرده بود. التماس می کرد شب ها که با بچه های دکتر چمران به عملیات می روید، مرا هم با خود ببرید. دوست داشت همراه بچه های داوطلب بسیج و سپاه و نیروهای دکتر چمران به شکار تانک برود؛ آن هم در عملیات های چریکی و پر خطر.
    این یک بعد از ظرفیت عظیم ملت است.
    براساس خاطره ای از زبان معظم له
    www.farsnews.com
    التماس دعای فرج
    یا حق

  20. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    والسابقون


    بدجوری ترسیده بودیم. به حالت آماده باش کامل قرار گرفتیم. اگر دشمن ما را می دید، کارمان تمام بود؛ یا کشته می شدیم و یا اسیر که در آن صورت چون نیروی اطلاعاتی بودیم عاقبت بدی در انتظارمان بود. تعدادمان کم بود. احساس کردیم وسط نیروهای دشمن گیر افتاده ایم و دیگر راه فرار نداریم.
    چاره ای نبود. باید می پریدیم آن طرف نهر، پشت نخل ها. از روی نهر که عبور کردیم ناگهان خشکمان زد!
    آنها با تسلط کامل، ما را دیده بودند. جلو آمدند و یکی یکی ما را در آغوش کشیدند. آقا هم وسط ایستاده بود، با همه گرم گرفت و روبوسی کرد. شناسایی شان تمام شده بود و داشتند برمی گشتند. با دیدن آقا در خط دشمن، هم روحیه گرفتیم و هم شرمنده شدیم!
    سردار فدوی
    کتاب خاطرات سبز ص136
    التماس دعای فرج
    یا حق

  22. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    فرمانده ای دقیق

    صبح زود بود. دو سه نفر آمده بودند برای بازدید. فکر کردیم از فرماندهان ارتش هستند. جبهه دب حردان در اهواز ، خط مقدم ما به حساب می آمد و نقطه ای حساس و پر خطر بود.
    خوب که دقت کردم آقا را شناختم. لباس نظامی داشت و کلت به کمر بسته بود. مثل یک نظامی کار کشته ، خط را بررسی کرد. رفت سنگر دیدبانی، بدون ترس، تمام قد ایستاد و مواضع دشمن را با دوربین از نظر گذراند.
    به مسئول تدارکات فرمود به ستاد برود و برای بچه های خط کمی امکانات بگیرد. به ما هم تاکید کرد که در نقطه حساسی مستقر شده اید؛ مواظب سمت راست باشید، دشمن شما را دور نزند.
    سردار شهید شوشتری
    کتاب در سایه خوشید ص55
    التماس دعای فرج
    یا حق

  24. 4 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  25. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام


    آرامش در پرتو ولایت


    جبهه که می رفت. لباس نظامی می پوشید. ته دلش هنوز مردد بود که کنار گذاشتن لباس روحانیت کار درستی است یا نه؟
    جمعه باید خودش را به تهران می رساند تا گزارشی از جنگ به محضر امام ارائه بدهد و برای خواندن خطبه ها به مصلی برود.
    به اتاق امام که رسید شروع کرد به باز کردن بند پوتین هایش. امام پشت پنجره ایستاده بود و با لبخند نگاهش می کرد.
    وارد اتاق که شد دست امام را بوسید. امام آرام به پشتش زد و فرمود: زمانی پوشیدن لباس سربازی در عرف ما خلاف مروت بود؛ ولی الان می بینم چه قدر برازنده شماست!
    گل از گلش شکفت. خیالش راحت شده بود. از آن پس، لباش نظامی را که می پوشید لذت می برد و افتخار می کرد.
    براساس خاطره ای از زبان معظم له
    دیدار با طلاب و روحانیون عازم جبهه 26/8/66

    التماس دعای فرج
    یا حق


  26. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام


    التماس عاشقانه

    گله کردیم کاش مثل اوایل جنگ، در جبهه حضور پیدا می کرد و باعث دلگرمی بچه ها می شد.
    خودش هم دلتنگ شده بود. امام سفر او به استان های خوزستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان را حرام اعلام کرده بود!
    می گفت: باز هم می روم و به ایشان التماس می کنم.
    حجت الاسلام ذوالنور
    کتاب پرتوی از خورشید ض 157
    التماس دعای فرج
    یا حق

  27. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  28. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    عشق و تکلیف

    ناراحت بود. از نگاه غمبارش می شد این را فهمید. درد دلش باز شده بود. نیمه های شب، قدم می زد و زیر لب نجوا می کرد. غصه می خورد. با این حال، حاضر نبود روی حرف امام حرفی بزند. امام دوست نداشت به او آسیبی برسد.
    ... زود خودم را رساندم خط. شاد و سر حال بود. بین رزمنده ها که قرار می گرفت انگار تمام دنیا را به او داده اند. بالاخره امام راضی شده بود که ایشان به جبهه برگردد.
    سردار مرتضی قربانی
    کتاب شمیم خاطره ها ص 80
    التماس دعای فرج
    یا حق

  29. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  30. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    صمیمیت و نشاط

    با رزمنده ها که بود گل از گلش می شکفت. با همه گرم می گرفت و زود صمیمی می شد. بچه های رزمنده هم هروقت در کنار ایشان قرار می گرفتند سر از پا نمی شناختند...
    سخنرانی ایشان در پادگان دوکوهه گرم شده بود که یکی احساس کرد باید تکبیر بگوید! آقا تذکر داد که تکبیر نابجا رشته کلام را از دست سخنران خارج می کند.
    یکی از بچه ها شیطنتش گل کرد و بلافاصله داد زد: تکبیر! آقا لبخندی زد: سر به سر من پیر مرد می گذارید؟!
    صدای تکبیر دوباره بلند شد! آقا خنده اش گرفت. دو لشکر نیرو آنجا به صف ایستاده بودند؛ همه زدند زیر خنده. آقا، صلواتی فرستاد. کنترل جمع را که به دست گرفت سخنرانی اش را ادامه داد.
    برادر کبیری
    کتاب خاطرات سبزص99
    التماس دعای فرج
    یا حق

  31. 7 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  32. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام


    مراقبت بر ارزشها

    خیلی جدی به راننده گفت: بایست!
    کمی ناراحت به نظر می رسید. بلافاصله رو به من کرد و فرمود: از ماشین دومی به بعد یا به اهواز برمی گردند و یا اگر قصد آمدن دارندف خودشان به تنهایی بیایند. چه دلیلی دارد پشت سر ما راه بیفتند؟
    وقتی من که رئیس جمهور هستم با یک کاروان ماشین حرکت کنم،دیگران سرمشق می گیرند و این کار، رسم می شود. برای من دو محافظ در یک یا دو ماشین، کافی است.
    سردار شهید شوشتری
    کتاب در سایه خورشیدص89

    التماس دعای فرج
    یا حق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  33. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  34. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    رفتار علوی

    هم از موفقیت عملیات والفجر 10 خوشحال بودیم هم از حضور آقا در قرارگاه. موقع ناهار، بچه ها کمی بیشتر از حد معمول، تدارک دیدند تا به نوعی شادی خود را ابراز کنند.
    آقا با دیدن غذا کمی مکث کرد.
    شما خیلی از جسمتان کار می کشید و بیشتر از این ها به انرژی نیاز دارید ولی آیا بقیه نیروها هم چنین غذایی در اختیار دارند؟ برای من همان غذای سربازی را بیاورید. نباید کسی احساس کن کن که رئیس جمهور هستم با بقیه تفاوت دارم...
    بعد هم درباره محافظت از بیت المال، توصیه هایی فرمودند.
    سردار شهید شوشتری
    کتاب خاطرات سبز ص55

    التماس دعای فرج
    یا حق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  35. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  36. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    تبرک


    برای سرکشی از بچه های یزد، همراه آقا به تیپ الغدیر رفتیم.
    آیت الله سید روح الله خاتمی نماینده امام در استان یزد هم آنجا بود. با دست های لرزان، مقداری ماست گرفت و در کاسه ای بزرگ، دوغ درست کرد. کاسه را آورد پیش آقا. تعارف کردند: خیلی زحمت کشیده اید خودتان میل کنید. قبول نکرد، می گفت می خواهد متبرک شود. حتی اجازه نداد آقا کاسه را دست بگیرد. خودش آن را با دست نگه داشت تا ایشان از آن بنوشد.
    پیرمرد کاسه را چرخاند. لبانش را درست به همان نقطه ای که آقا از آن نوشیده بود چسباند و دوغ را سرکشید.
    حجت الاسلام ذوالنور
    کتاب پرتوی خورشید ص75

    التماس دعای فرج
    یا حق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  37. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  38. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    تربیت حسینی
    عملیات ماووت، برون مرزی بود احتمال اسارت، زیاد بود. گفتیم پسر رئیس جمهور اسیر شود، دشمن حسابی سوء استفاده تبلیغاتی خواهد کرد. تصمیم گرفتیم منصرفش کنیم؛ اما فایده ای نداشت.
    یکی پیشنهاد داد چون بدون عینک نمی بیند، پس...
    کسی مامور شد و یواشکی! دسته های عینکش را شکست. موقع عملیات، دیدیم باز آن جلو ایستاده. جای دسته های عینک، از نخ استفاده کرده بود! حق داشت؛ بچه همان پدری بود که بی اعتنا به پست و مقام، در اوج خطر به قلب دشمن می زد و مثل شیر مقابلشان می ایستاد.
    سردار فضلی
    کتاب خاطرات سبز ص138

    التماس دعای فرج
    یا حق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  39. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  40. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام


    میهمان عزیز

    سرکشی از خانواده های شهدا، جزو برنامه های منظم ایشان بود؛ اما بی خبر و بدون سر و صدا! تا برای کسی مزاحمت ایجاد نشود.
    چای که آوردند نخورد، ناراحت بود. نبایه به خانواده شهید اطلاع می دادند تا این همه آدم جمع بشوند و بساط پذیرایی و ... پیرمرد آمد پیش آقا نشست.
    دیشب خواب امام را دیده بود با پسر شهیدش. امام گفته بود: فردا شب، میهمان عزیزی داری، به خوبی از او پذیرایی کن و...
    حجت الاسلام رسولی محلاتی
    کتاب خاطرات سبز ص142

    التماس دعای فرج
    یا حق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  41. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  42. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    مهربانی

    در سفر یزد سرزده رفته بودند منزل یکی از خانواده های شهدا.
    آقا داشت گوشه قرآن اهدایی را یادگاری می نوشت که خواهر شهید آمد جلو و گفت : آقا! در خواستی دارم از شما...
    آقا لبخند زد: بفرمایید.
    ... چفیه ایشان را می خواست. بازهم تبسم آقا روی صورتشان گل انداخت؛
    "کاش آرزوی بهتری کرده بودید!"
    بالاتر از سلامتی شما هیچ آرزویی ندارم.
    چفیه را گرفت، زودی پایین عبای آقا را بوسید و رفت گوشه اتاق.

    التماس دعای فرج
    یاحق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  43. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  44. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۹
    محل سکونت
    شيراز
    نوشته ها
    1,012
    امتیاز : 23,224
    سطح : 93
    Points: 23,224, Level: 93
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 126
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,385
    تشکر شده 5,803 در 961 پست
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    دستتون درد نکنه. مطالب خیلی خوبی. ادامه بدین استفاده می کنیم.

  45. 4 کاربر از پست مفید ماه بانو تشکر کرده اند .


  46. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    ^^^^^^^
    به روی چشم .

    التماس دعای فرج
    یا حق


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  47. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  48. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    تبرک

    هنوز فکر می کرد بچه های روایت فتح قرار است بیایند. با همان لباس ساده و خانگی، در را باز کرد و ماتش برد!
    حالش خوش نبود. مدتی قبل، در تصادفی آسیب دید و همسرش را نیز از دست داده بود. از آقا خواهش کرد دستی بر سر و شانه اش بکشد.
    عکس شهیدش را در آغوش کشیده بود و به پهنای صورت اشک می ریخت.
    آقا نوازشش می کرد و دلداری اش می داد. عینک پیرمرد را برداشت، اشک های او را پاک کرد و دست خیسش را بر صورت خود کشید.
    پیرمرد آرام شد.
    www.kahamenei.ir

    اتماس دعای فرج
    یا حق
    ویرایش توسط yarehojat : چهارشنبه ۲۲ دی ۸۹ در ساعت ۱۰:۵۹


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  49. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  50. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    : یا رفیق من لا رفیق له
    سلام
    سنگ صبور خانواده شهدا

    دوپسرش شهید شده بودند؛ اما اشک نریخت.
    از شهادت پسر دومش که با خبر شد، بدون آنکه خم به ابرو بیاورد نامه ای به امام نوشت که نوه شش ماهه ام را هم بزرگ می کنم و می فرستم به جبهه. شما نگران نباشید!
    اما حالا هق هق گریه هایش بلند شده بود. بغضی که تمام این سال ها بر گلویش سنگینی می کرد یکجا شکفته شد. تمام حرف های دل سوخته اش را با اشک بیرون می ریخت. صدایش می لرزید. ترجیح می داد او را در آغوش بفشارد و تمام سال های دلتنگی اش را به پایش بریزد؛ به پای مرادی که خانواده های شهدا را حتی در صدها کیلومتری پایتخت از یاد نمی برد و سرزنده، دل داغدارشان را با طراوت گام هایش، شاد می کرد.
    www.khamenei.ir


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  51. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  52. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام


    امام رافت
    زنگ خانه شان که به صدا در آمد، به مخیله شان هم خطور نمی کرد چنین شخصیتی به مهمانی شان آمده باشد! انگار شوکه شده بودند. دست و پایشان را گم کرده بودند. خانم ها می دویدند تا زودتر چیزی برای حجاب پیدا کنند به آقا خوش آمد بگویند.
    میوه ها را که جلو آوردند، فکر نمی کردند آقا از دستشان چیزی میل کند. ایشان که به فتوای خود مسیحیان را پاک می داند، از خوراکی هایشان تناول کرد؛ با تک تک آن ها گرم گرفت و به فرزند شهیدشان ادای احترام نمود.
    حجت الاسلام موسوی کاشانی
    کتاب خاطرات سبزص
    141


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  53. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  54. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    دیدار با ولی نعمتان
    قرار بود تشریف ببرند منزل یکی از علما.
    قبل از آن، دیدار با خانواده های شهدا بود که کمی طول کشید و یک ربع تاخیر پیش آمد. آن عالم از علت تاخیر جویا شد و آقا توضیح دادا که در جریان دیدار با خانواده های شهدا در یکی از محله ها متوجه شدند خانواده شهید دیکری هم آنجا زندگی می کند که سر زدن به آن ها باعث این تاخیر شد.
    آن عالم به کنایه گفت: این کارها برای جذب قلوب، بد نیست! آقا نگاهی به او انداخت و با جدیت پاسخ داد: اسمش را هرچه دوست دارید بگذارید ولی بدانید اگر این خانواده شهدا و خون پاک عزیزانشان نبود، این عمامه بر سر بنده و جنابعالی قرار نداشت.
    حجت الاسلام موسوی کاشانی
    کتاب خاطرات سبز ص142



    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  55. 5 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  56. #29
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۱۶
    محل سکونت
    الارض
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    429
    امتیاز : 15,019
    سطح : 79
    Points: 15,019, Level: 79
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 331
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 395
    تشکر شده 1,340 در 357 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 1 پست

    پیش فرض


    دمرالله علی آل سعود-----» بگو الهی آمین

    ------------------------------------------------------------------------
    http://maryamossadat.persianblog.ir

  57. 2 کاربر از پست مفید M114Z14 تشکر کرده اند .


  58. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,033
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    دلتنگی برای سرباز ولایت
    یک روز از خاکسپاری شهید صیاد شیرازی می گذشت. خانواده شهید، بعد از نماز صبح خودشان را به بهشت زهرا رساندند. به مزار که نزدیک شدند، با دیدن چند نفر که جلو می آمدند تعجب کردند! محافظ های آقا بودند. وقتی خودشان را معرفی کردند، اجازه عبور دادند. آقا بالا سر مزار ایستاده بود و زیر لب نجوا می کرد.
    حیرت خانواده صیاد را که دید، فرمود: دلم برای صیادم تنگ شده بود!
    صیاد دو روز قبل از شهادت، پیش آقا بود. روز تشییع با شکوه شهید هم آقا حاضر شده بود و تابوتش را بوسیده بود. باز هم احساس دلتنگی داشت.
    امیر ناصر آراسته: همرزم شهید صیاد شیرازی
    www.khamenei.ir


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  59. 6 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1