کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 59
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb حکایت فرزندان حضرت زهرا (س)

    کتاب خط عاشقی 2 حاج حسین کاجی درباره رابطه شهدا با حضرت زهراست
    یه کتاب دیگه هم به اسم حکایت فرزندان حضرت زهرا هست
    انشاالله هر روز یه داستان از این کتابا و کتابای دیگه ای که در این رابطه هستن میزنیم
    یا فاطمه اغیثینی
    ویرایش توسط adminvc12 : دوشنبه ۱۱ مهر ۹۰ در ساعت ۰۴:۰۷
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  2. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض سردار شهید مصطفی ردّانی پور - فرمانده قرارگاه فتح

    سردار شهید مصطفی ردّانی پور - فرمانده قرارگاه فتح
    متولد 1337، فرزند میرزا علی
    شهادت : 15/5/1362 ، والفجر 2 ، حاج عمران ، مفقودالجسد


    میخواست برای عروسیش کارت دعوت بنویسه اوّل رفته بود سراغ اهل بیت
    یک کارت نوشته بود برای امام رضا (ع) مشهد .
    یک کارت برای امام زمان (ارواحنا فراه ) مسجد جمکران
    یک کارت هم به نیّت حضرت زهرا (س) انداخته بود توی ضریح حضرت معصومه قبل از عروسی بی بی اومده بود به خوابش ! فرموده بود :
    "چرا دعوت شما را رد کنیم ؟ چرا به عروسی شما نیایم ؟ کی بهتر از شما ؟ ببین همه آمدیم ، شما عزیز ما هستی"

    منبع : کتاب یادگاران شهید ردانی پور
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. 11 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض سردار شهید حاج احمد کاظمی

    سردار شهید حاج احمد کاظمی - فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران
    نام پدر: عشقعلی
    متولّد 2/5/1337 ، نجف آباد اصفهان
    شهادت : 19/10/1384 – آسمان ارومیه
    مزار : گلزار شهدای اصفهان – قطعه شهدای کربلای 5 ، کنار حاج حسین خرازی


    عملیّات بیت المقدّس بدجوری مجروح شد ، ترکش خورده بود به سرش ، با اصرار بردیمش اورژانس ، میگفت: کسی نفهمه زخمی شدم ، همین جا مداوام کنید
    دکتر اومد گفت : زخمش عمیقه باید بخیه بشه ، بستریش کردند . از بس خونریزی داشت بی هوش شد ، یه مدّت گذشت . یه دفعه از جا پرید . گفت : پاشو بریم خط
    قسمش دادم گفتم : آخه تو که بیهوش بودی ، چی شد یهو از جا پریدی ؟
    گفت : بهت میگم به شرطی که تا وقتی زنده ام به کسی چیزی نگی ، وقتی توی اتاق خوابیده بودم ، دیدم خانم فاطمه زهرا (س) اومدند داخل
    فرمودند: " چیه ؟ چرا خوابیدی ؟ "
    گفتم :" سرم مجروح شده نمیتونم ادامه بدم "
    حضرت دستی به سرم کشیدند و فرمودند :
    " بلند شو بلند شو ، چیزی نیست ، بلند شو برو به کارهایت برس . "

    منبع : خط عاشقی ، آقای خانزاد
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  6. 10 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض سردار شهید حاج حسین خرازی

    سردار شهید حاج حسین خرازی – فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع)
    نام پدر: حاج کریم
    تولّد : 1/6/1366 – اصفهان
    شهادت : 8/12/1365 - کربلای 5 – شلمچه
    مزار : گلزار شهدای اصفهان – قطعه شهدای کربلای 5


    روز پنجشنبه بود ، پشت بی سیم منو خواسته بودند ، وقتی رفتم گفتند :
    " حاجی میخواد براش روضه بخونی ، از پشت بی سیم "
    خیلی گرفته و ناراحت بود ، شروع کردم به خوندن :
    " در بین آن دیوار و در
    زهرا صدا میزد پدر

    زهرای من زهرای من
    زهرای من زهرای من"

    وسط خوندن گفت : " طیب الله ، بس است ..."
    حاجی با همین دو تا بیت بی تاب شده بود
    بی تاب حضرت زهرا (س)
    منبع : هزار قله عشق ، راوی : شهید محمّد رضا تورجی زاده
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  8. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض شهید حاج احمد کریمی * فرمانده گردان حضرت معصومه * لشکر 17 علی ابن ابی طالب

    شهید حاج احمد کریمی
    نام پدر : کریم- تولد: 1340 – تهران
    شهادت 24/10/1365 – کربلای 5 – شلمچه

    مزار : گلزار شهدای علی ابن جعفر – قم ، قطعه 12 ، ردیف 20 ، شماره 191

    برای شهید شدن به هر دری زده بود ، امّا شهادت قسمتش نمیشد . حتی به هوای شهادت ازدواج کرده بود ، ولی فایده نداشت . بعد از عملیّات کربلای 4 حسابی رفته بود تو هم
    شب عملیّات کربلای 5 مصادف شده بود با شهادت حضرت فاطمه (س) حاجی نشسته بود توی سنگر فرماندهی . توی اون اوضاع و احوال که همه تو تب و تاب عملیّات بودند سراغ مدّاح رو گرفت . راضیش کرده بود تا براش روضه بخونه ، روضه حضرت زهرا (س) ، مدّاح میخوند و حاجی گریه میکرد:

    وقتی که باغ میسوخت صیّاد بی مروّت
    مرغ شکسته پر را در آشیانه میزد
    گردیده بود بود قنفذ همدست با مغیره
    او با غلاف شمشیر این تازیانه میزد

    همون شب بی بی شهادتش رو امضا کرد ، صبح عملیّات که اومده بود برای سرکشی خط ، خمپاره خورد کنارش . فقط دو تا ساق پاش سالم موند
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  10. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,697
    امتیاز : 29,289
    سطح : 99
    Points: 29,289, Level: 99
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 711
    Overall activity: 12.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,584
    تشکر شده 15,749 در 3,914 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    وا!!!!!!!!!!!!!!! به هوای شهادت ازدواج کردن یعنی چی دیگه؟

  12. 3 کاربر از پست مفید blueblooded تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض شهید حاج حسین محمّدیانی * فرمانده محور تیپ 21 امام رضا * لشکر 5 نصر

    شهید حاج حسین محمّدیانی
    نام پدر : حسن - تولّد : 1335/10/29 - سبزوار
    مجروحیت شیمیایی در عملیّات والفجر 8
    شهادت : 1370/9/11 ، مزار : بهشت شهدای سبزوار


    یه شال سبز انداخته بود گردنش ، هیچ وقت هم بر نمیداشت . میگفت :
    " توی گردان هر کس که سیّده ، باید علامتی همراهش باشه ، از این که منتسبید به حضرت زهرا افتخار کنید ، تا وقتی به این خانواده منتسب هستید خدا همه چیز بهتون میده"
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  14. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط blueblooded نمایش پست اصلی
    وا!!!!!!!!!!!!!!! به هوای شهادت ازدواج کردن یعنی چی دیگه؟
    میگن هر کی ازدواج کنه نصف دینش کامل میشه دیگه ، و کسی که دنبال مراتب معنوی باشه ، اگه جوگیر نشده باشه خیلی رشد معنوی میکنه
    دلیلش اینه
    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  16. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,697
    امتیاز : 29,289
    سطح : 99
    Points: 29,289, Level: 99
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 711
    Overall activity: 12.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,584
    تشکر شده 15,749 در 3,914 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    یعنی راه دیگه ای نداشت؟ حتما باید یه دخترو بیوه می کرد؟ حالا هر چقدرم بگیم اون دختره خودش شهادت رو قبول داشته و می دونسته شوهرش یه روز شهید میشه ولی باز هم کار اون آقا درست بوده؟ این که به خاطر شهادت ازدواج کنی!!!!!!! عجیبه ها!
    مشکلی ندارم با اونای که عاشق شهادتن و ازدواج می کنن. خوب این طبیعیه
    ولی با این جمله که به هوای شهادت ازدواج کنند مشکل دارم. جا نمی افته. عجیبه برام. باز هم شهیدی داشتیم که همچین چیزی گفته باشه؟

  18. 2 کاربر از پست مفید blueblooded تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض شهید حجت الاسلام سیّد باقر علمی

    شهید حجت الاسلام سیّد باقر علمی
    نام پدر : سیّد نعیم
    تولّد :1343/1/1 - قزوین
    شهادت : 1365/10/3 - کربلای 4 - غرب اروند رود
    رجعت : 1372 - مزار : گلزار شهدای قزوین


    قبل از انقلاب همسایه بودیم . خوب میشناختمش . عاشق حضرت زهرا (س) بود ، تو جبهه هم ، کنارش بودم ، یه مدّتی بود دلم شور میزد . نگران شده بودم. اومد پیشم. دست انداخت گردنم و گفت :
    " تو دیگه چرا غصّه میخوری ؟ کسی که مادرش حضرت زهراست که نباید دیگه غصّه بخوره . هر جا احساس کردی درمونده شدی بگو "
    "یـــــا فاطـــــــــمــه (س)"
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  20. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط blueblooded نمایش پست اصلی
    یعنی راه دیگه ای نداشت؟ حتما باید یه دخترو بیوه می کرد؟ حالا هر چقدرم بگیم اون دختره خودش شهادت رو قبول داشته و می دونسته شوهرش یه روز شهید میشه ولی باز هم کار اون آقا درست بوده؟ این که به خاطر شهادت ازدواج کنی!!!!!!! عجیبه ها!
    مشکلی ندارم با اونای که عاشق شهادتن و ازدواج می کنن. خوب این طبیعیه
    ولی با این جمله که به هوای شهادت ازدواج کنند مشکل دارم. جا نمی افته. عجیبه برام. باز هم شهیدی داشتیم که همچین چیزی گفته باشه؟
    اگه بخوایم اینطوری فکر کنیم دیگه باید بگیم هر کی بسیجیه یا ارزوی شهادت داره دیگه ازدواج نکنه
    چون ممکنه شهید بشه و اون بنده خدا بیوه ...
    1 . از کجا معلوم که اون شهید میشد؟
    2 . مطمئنا همون روز اول به بنده خدا گفته که من میرم به جبهه و ارزوی شهادت دارم
    خانمش میتونست مثل خیلیای دیگه بگه که نه من نمیخوام شوهرم بره جبهه چون اونجا خطرناکه
    بیشتر کسایی که برا خدا اومده بودن جبهه ارزوی شهادت داشتن با این تفکر هیچ کدوم نباید ازدواج میکردن و الان ...
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  22. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,697
    امتیاز : 29,289
    سطح : 99
    Points: 29,289, Level: 99
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 711
    Overall activity: 12.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,584
    تشکر شده 15,749 در 3,914 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    اینای که شما گفتید خودمم گفتم
    اما گفتم نمی تونم این نوع تفکر رو درک کنم که به خاطر شهادت ازدواج کنی.
    خوب چون نیت عجیبی بوده فکر نکنم کسی بتونه جوابی براش پیدا کنه
    فقط می تونم اینجوری خودمو قانع کنم که شاید یه فلسفه ای بین خودش و خدا بوده که فقط خودش براش جواب داشته و فقط برای خودش قابل درک بوده. شاید هم اشتباه بوده
    ممنون از شما

  24. 3 کاربر از پست مفید blueblooded تشکر کرده اند .


  25. #13
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۱۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    41
    امتیاز : 2,408
    سطح : 29
    Points: 2,408, Level: 29
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 5
    تشکر شده 78 در 30 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط blueblooded نمایش پست اصلی
    وا!!!!!!!!!!!!!!! به هوای شهادت ازدواج کردن یعنی چی دیگه؟
    اشتباه میکنه این اقا سایل ..اتفاقا خیلی از شهدا بودند که عقد کرده داشتند ولی عروسی نکردند و شهید شدند .

  26. کاربر روبرو از پست مفید شاهد_9999 تشکر کرده است .


  27. #14
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,872
    امتیاز : 28,259
    سطح : 98
    Points: 28,259, Level: 98
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,660
    تشکر شده 16,939 در 4,194 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط شاهد_9999 نمایش پست اصلی
    اشتباه میکنه این اقا سایل ..اتفاقا خیلی از شهدا بودند که عقد کرده داشتند ولی عروسی نکردند و شهید شدند .
    خب این حرف شما که با حرفای جناب سائل منافاتی نداره که!

  28. کاربر روبرو از پست مفید motmaene تشکر کرده است .


  29. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض شهید حسن آقاسی زاده شعرباف * معاون فنّی مهندسی قرار گاه مهندسی خاتم الانبیا (ص)

    شهید حسن آقاسی زاده
    نام پدر : تقی
    تولّد :1338/1/1 - مشهد
    شهادت : 1366/7/28 - کربلای 10 - ماووت عراق
    مزار : حرم مطهر امام رضا



    یکی از تاکسی های باباش تصادف کرده بود . خواست با موتور بره اونجا ، نذاشتم . میترسیدم سوار موتور شه . گفتم:
    "مادر جون صلاح نیست با موتور بری."
    گفت: "مادر من واردم ، ایشاالله طوری نمیشه ، ولی اگه شما ناراحت میشی نمیرم"
    بعد همون شب تو خواب مشرّف شدم خدمت بی بی حضرت زهرا(س) فرمودند :
    " چرا نگذاشتی بچّه ما برود؟"
    گفتم:"بی بی جان ! دوست نداشتم با موتور بره ، میترسیدم اتفاقی براش بیفته."
    فرمودند:
    "نه تو خاطر جمع باش ، ما همیشه مواظب حسن هستیم ، این بچه مال ماست ، خودمان تا موعد مقرر از او حفاظت میکنیم "

    منبع: مادر شهید / کتاب شهاب صفحه 26
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  30. 10 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  31. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض شهید حمزه علی احسانی * معاون گروهان شهید صدوقی ، گردان یا مهدی(عج)تیپ 44 قمر بنی هاشم

    شهید حمزه علی احسانی
    نام پدر: محمود
    تولّد : 1337 - قمیشلو - شهرضا
    شهادت: 1361/11/21 - فکّه - مفقودالجسد

    ***
    همه زندگیش با حضرت زهرا (س) پیوند خورده بود . وقتی ازدواج کرد مهریه زنش شد مهریه حضرت زهرا (س) دو تا آرزو داشت
    اوّل اینکه خدا بهش یه دختر بده اسمشو بذاره فاطمه
    بعد هم اینکه وقتی شهید شد گمنام بمونه ، مثل حضرت زهرا (س)
    جفت آرزو هاش براورده شد . هم شد بابای فاطمه هم گمنام موند ...
    ویرایش توسط سائل الزهرا : یکشنبه ۱۳ شهریور ۹۰ در ساعت ۰۸:۵۲
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  32. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  33. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض شهید حسن آقاسی زاده شعرباف * معاون فنّی مهندسی قرار گاه مهندسی خاتم الانبیا (ص)

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    شهید حسن آقاسی زاده
    نام پدر : تقی
    تولّد :1338/1/1 - مشهد
    شهادت : 1366/7/28 - کربلای 10 - ماووت عراق
    مزار : حرم مطهر امام رضا



    یکی از تاکسی های باباش تصادف کرده بود . خواست با موتور بره اونجا ، نذاشتم . میترسیدم سوار موتور شه . گفتم:
    "مادر جون صلاح نیست با موتور بری."
    گفت: "مادر من واردم ، ایشاالله طوری نمیشه ، ولی اگه شما ناراحت میشی نمیرم"
    بعد همون شب تو خواب مشرّف شدم خدمت بی بی حضرت زهرا(س) فرمودند :
    " چرا نگذاشتی بچّه ما برود؟"
    گفتم:"بی بی جان ! دوست نداشتم با موتور بره ، میترسیدم اتفاقی براش بیفته."
    فرمودند:
    "نه تو خاطر جمع باش ، ما همیشه مواظب حسن هستیم ، این بچه مال ماست ، خودمان تا موعد مقرر از او حفاظت میکنیم "

    منبع: مادر شهید / کتاب شهاب صفحه 26

    شاید تا هفته پیش این شهیدو نمیشناختم ولی تو این هفته ای که شناختمش داره دیوونم میکنه
    عاشقش شدم
    فرزند حضرت زهرا
    قبرش هم تو حرم امام رضا
    یا زهرا
    ویرایش توسط سائل الزهرا : دوشنبه ۱۴ شهریور ۹۰ در ساعت ۱۷:۲۸
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  34. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  35. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    پیش فرض شهید سرتیپ حاج محمّد جعفر نصر اصفهانی - فرمانده تیپ 1 لشکر 77 پیاده ثامن الائمه (ع)

    نام: محمّد جعفر نصر اصفهانی
    نام پدر: تقی
    تولّد: 1339/06/10 - اصفهان
    مجروحیت شیمیایی : پنجوین عراق
    شهادت: 1375/8/19 - مزار : گلستان شهدای اصفهان


    یه روز قبل از عملیّات بیت المقدّس رفته بود حمام برای غسل شهادت. وقتی برگشت گردان ، با هم از جنگ و جبهه گفتیم . موقع رفتن با اصرار راضی شد برسونمش. تا سوار ماشین شدیم گفت:
    " روضه حضرت زهرا بخون(س) "
    شروع کردم به خوندن ، توی ماشین حال قشنگی پیداکرده بود . انگار توی مجلس روضه حسابی نشسته . طوری گریه میکرد که شونه هاش تکون میخورد .
    صورتش خیس شده بود . وقتی رسیدیم ، رو کرد به من و گفت :
    "اگه من شهید شدم تو روز قیامت شهادت بده من برای حضرت زهرا (س) گریه کردم"

    منبع : غلامرضا رمضانی / کتاب راز شکست قله سپید
    ویرایش توسط سائل الزهرا : دوشنبه ۱۴ شهریور ۹۰ در ساعت ۱۷:۴۸
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  36. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  37. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,389
    امتیاز : 91,933
    سطح : 100
    Points: 91,933, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,122
    تشکر شده 23,660 در 5,469 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    خوشا به سعادتشان که امام خمینی این طور گفتند :

    سلام ما بر این پاره های تن ملت که مونسی جز نسیم صحرا و همدمی جز مادرشان حضرت زهرا ندارند.

    هدیه به روح شهدای گمنام صلوات .

  38. 8 کاربر از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده اند .


  39. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb شهید سیّد کمال فاضلی * فرمانده گردان یا زهرا(س) تیپ 44 قمر بنی هاشم

    شهید سیّد کمال فاضلی
    تولّد : 1342/4/3 - شهرکرد
    شهادت : 1364/11/24 - والفجر هشت - فاو


    عملیّات محرّم مجروح شد طوری که دکترا ازش قطع امید کرده بودند. . حضرت فاطمه(س) اومده بود به خوابش، فرموده بود:
    "پسرم تو شفا گرفتی ، بلند شو ، فقط باید قول بدی که جبهه رو ترک نکنی! ".
    بعد از این خواب ، سر از پا نمیشناخت ... عملیّات خیبر ، شد فرمانده گردان حضرت علی اکبر (ع) از بس حضرت زهرایی بود اسم گردانش رو عوض کرد گذاشت "یا زهرا(س) "
    شهید که شد ایّام فاطمیه بود. ترکش خورده بود توی پهلوش
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  40. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  41. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb شهید سیّد مجتبی علمدار - از رزمندگان لشکر 25 کربلا

    شهید سیّد مجتبی علمدار
    نام پدر : سیّد رمضان
    تولّد : 1345/10/11 - ساری
    مجروحیت : والفجر 8 - فاو
    شهادت : 1375/10/11 - مزار گلزار شهدای ساری

    هر وقت از سر کار میومد ، یه راست میرفت توی اتاقش دراز میکشید روی پتو . از این پهلو به اون پهلو هر کار میکرد آروم نمیشد. گریه میکرد از بس درد داشت . میرفتم کنارش ، میگفتم : "مادر ، بذار تا پهلوت رو بمالم ، شاید دردش آروم بگیره "
    میگفت : " نه مادر جان این درد ارث مادرم حضرت زهراست ، بذار با همین درد به آرامش برسم ."

    راوی : مادر شهید / کتاب بر خوشه خاطرات
    تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg 100.jpg (18.9 کیلو بایت, 108 نمایش)
    ویرایش توسط سائل الزهرا : شنبه ۲۶ شهریور ۹۰ در ساعت ۲۲:۵۱
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  42. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  43. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb شهید سیّد ابراهیم شجیعی * فرمانده گردان عبدالله لشکر 5 نصر

    شهید سیّد ابراهیم شجیعی
    نام پدر: سیّد رضا
    تولّد: 1335/08/02 - سبزوار
    شهادت : 1364/11/23 - والفجر هشت - فاو
    مزار: بهشت شهدای سبزوار

    وقتی شهید شد دیدمش آروم افتاده بود روی خاک انگار سالها بود که خوابیده ، بی دغدغه.
    به گردان ابلاغ شده بود هر کسی که شهید شجیعی رو دیده ، بیاد سنگر فرماندهی . با بچّه ها رفتیم سنگر شهید فرومندی. هر چه خواستم حرف بزنم ، نشد . بغضم ترکید . شروع کردم به گریه کردن .
    شهید فرومندی بغلم گرفت و گفت: دردت رو میفهمم .
    شجیعی قبل از عملیّات خواب حضرت زهرا (س) رو دیده بود .از ایشان خواسته بود که پیروزی در عملیّات رو ببینه بعد شهید بشه .
    بی بی هم فرموده بودند :
    " تو پیروزی رو میبینی بعد به شهادت میرسی . "

    منبع: کتاب وقت قنوت ص125
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  44. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  45. #23
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-اردیبهشت-۱۸
    محل سکونت
    تهران - ري
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    175
    امتیاز : 10,032
    سطح : 66
    Points: 10,032, Level: 66
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 102
    تشکر شده 554 در 146 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    ايول
    بقيش رو هم بزن
    يا زهرا (س)
    گرفته دامن وصلش بدست دل گفتم
    مرا به هيچ خريدي به هيچ هم مفروش
    www.HoseinieH.com

  46. 2 کاربر از پست مفید hosein133 تشکر کرده اند .


  47. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb شهید عبّاس سلطانی * بیسیمچی گردان غواّصی لشکر 14 امام حسین

    شهید عبّاس سلطانی
    نام پدر: خلیل
    تولّد: 1344 - رهنان اصفهان
    شهادت: 1365/04 - کربلای 4 - جزیره امّ الرصاص - مفقودالجسد


    دفعه آخر که اومد مرخّصی، حال و هواش فرق کرده بود.
    انگار میدونست آخرین دیدارمونه . خواست حرف بزنه ، اشک توی چشماش حلقه بست. با چشم گریون گفت: " دوست دارم گمنام باشم ، دلم میخواد قبرم مثل حضرت زهرا (س) مخفی باشه."
    دست آخر هم به آرزوش رسید، هنوزم که هنوزه جنازش پیدا نشده ، گمنام موند و بی نشون
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  48. 10 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  49. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb شهید سیّد محمّد رضا ناصریان و حضرت زهرا سلام الله علیها

    متن زیر بخشی از صحبت های عاشقانه و عارفانه شهید ناصریان است که درباره خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها عنوان شده است :
    " از مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها ، از بهترین مادر دنیا صحبت کردن ، برایم مشکل است . زهرا زهرا زهرا یا زهرا . زهرا مادر پهلو شکسته ماست . مادری که برای خدا زیست و همه زندگی اش جلوه ای خدائیست . مادری که از هر چه تجمّل و زیور آلات به دور بود .
    مادری که علرغم همه داشتن ها ، خود را از رفاه مادّی محروم میکرد. مادری که هر چه داشت ، ایثار میکرد . صائم بود و خستگی ناپذیر ، مادری که الگوست برای تمام مادران و زنان عالم و تنها زنی بود که هم کفو با علی علیه السلام بود و علی (ع) نیز تنها مردی بود که هم کفو با زهرا سلام الله علیها بود .
    قبل از اینکه به اینجا(جبهه) بیایم ، کم میشناختمش و با هم میانه ای نداشتیم . در یکی از دعاهای توسّل ، که شبی از ده شب اوّل آمدنم ، بر پا شده بود ، یک مرتبه حس کردم انگار میان من و زهرا سلام الله علیها حجابی نیست . من او را نمیدیدم ، امّا انگار او حرفهایم را میشنید و من هم پشت سر هم با او حرف میزدم و درد دل میکردم و این برنامه شبهای بعد هم در دعاهای توسّل و در خلوت بیابان ها ادامه داشت.
    هرگاه مسئله ای دارم یا مشکلی که حل نمیشود ، به سراغش میروم . اگر خالص شویم و تزکیه پیدا کنیم "انشاالله" ، توسّل به حضرت زهرا سلام الله علیها سریع الاجابه است . البته هر خواسته ای هم که اشتباه بوده یا زود بوده ، جواب نداده ، و به نحوی هم فهمانده که چرا جواب نداده است .
    حال اینکه میگویم مادرم زهرا سلام الله علیها ، به این دلیل است که سیّد هستم و زهرا سلام الله علیها را مثل مادرم میدانم و انگار محرم هستیم . من او را مثل مادر واقعی صدا میکردم و او اشکالی نمیگرفت و میدانم که اگر اشکالی بود ، حتما به نحوی توضیح میداد.
    زهرا سلام الله علیهامادر همه سادات است ، سیّدها حواسشان جمع باشد ، گناهشان دوبرابر و ثوابشان نیز دو برابر به حساب می آید ، آبروی مادرشان را حفظ کنند . البته زهرای مرضیه سلام الله علیها مادر همه است و اختصاصی نیست . "
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  50. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  51. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 15,580
    سطح : 80
    Points: 15,580, Level: 80
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 270
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,235
    تشکر شده 9,639 در 2,086 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ته خاكريز. هركس مي خواست او را پيدا كند، مي رفت ته خاكريز. جبهه كه آمد، گفتند بچه است؛ امدادگر بشود.

    هركس مي افتاد، داد مي زد «امدادگر...! امدادگر...». اگر هم خودش نمي توانست، ديگراني كه اطرافش بودند داد مي زدند: «امدادگر...! امدادگر...».

    * * *
    خمپاره منفجر شد؛ او كه افتاد، ديگران نمي دانستند چه كسي را صدا بزنند. ولي خودش گفت: «يا زهرا...! يا زهرا...» .


    منبع

  52. 7 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  53. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb سردار شهید عبّاس کریمی * فرمانده لشکر 27 محمّد رسول الله

    سردار شهید عبّاس کریمی
    فرمانده لشکر 27 محمّد رسول الله
    نام پدر: احمد
    تولّد : 1336 - قهرود کاشان
    شهادت:1363/12/24 - عملیّات بدر - شرق دجله
    مزار : بهشت زهرا (س) قطعه 24 ردیف 75 شماره 23

    داوود داشت به دنیا می اومد از اندیمشک اومدیم دزفول دنبال بیمارستان میگشتم. پرس و جوکه کردیم ، گفتند : " تنها یه بیمارستان مناسب توی این منطقه است ، بیمارستان حضرت زهرا(س) "
    تا حاجی اسم بی بی رو شنید طوری گفت یــا زهـرا که فکر کردم اتفاقی افتاده ، ولی خودش گفت: " اسم همسرم زهراست ، توی عملیات فتح المبین مجروح شدم با رمز یا زهرا(س) ، حالا هم که تولّد بچم تو بیمارستان حضرت زهراست . "
    حاجی راست میگفت ، همه زندگیش گره خورده بود به حضرت زهرا (س) ، پیکرش هم شد مهمون همیشگی بهشت زهرا (س)
    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  54. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  55. #28
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,872
    امتیاز : 28,259
    سطح : 98
    Points: 28,259, Level: 98
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,660
    تشکر شده 16,939 در 4,194 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    سردار شهید عبّاس کریمی
    فرمانده لشکر 27 محمّد رسول الله
    نام پدر: احمد
    تولّد : 1336 - قهرود کاشان
    شهادت:1363/12/24 - عملیّات بدر - شرق دجله
    مزار : بهشت زهرا (س) قطعه 24 ردیف 75 شماره 23

    داوود داشت به دنیا می اومد از اندیمشک اومدیم دزفول دنبال بیمارستان میگشتم. پرس و جوکه کردیم ، گفتند : " تنها یه بیمارستان مناسب توی این منطقه است ، بیمارستان حضرت زهرا(س) "
    تا حاجی اسم بی بی رو شنید طوری گفت یــا زهـرا که فکر کردم اتفاقی افتاده ، ولی خودش گفت: " اسم همسرم زهراست ، توی عملیات فتح المبین مجروح شدم با رمز یا زهرا(س) ، حالا هم که تولّد بچم تو بیمارستان حضرت زهراست . "
    حاجی راست میگفت ، همه زندگیش گره خورده بود به حضرت زهرا (س) ، پیکرش هم شد مهمون همیشگی بهشت زهرا (س)
    یا زهرا
    ^ایول کاشانی بوده!

  56. 4 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  57. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb سردار شهید حاج عبدالمهدی مغفوری

    سردار شهید حاج عبدالمهدی مغفوری
    قائم مقام رئیس ستاد لشکر 41 ثارالله کرمان
    تولّد: 1335 - کرمان
    شهادت: 1365/10/5 - کربلای 4 - جزیره ام الرصاص
    مزار: گلزار شهدای کرمان


    دختر دوممون خیلی سر به هوا بود ، همیشه کفشاشو گم میکرد یک روز که داشتیم میرفتیم مسجد جامع ، دیدم کفشاش نیست ، برگشت به باباش گفت: " بابا اگه پای من زخم بشه فرشای مسجد نجس میشه چیکار کنم؟ "
    ایشان گفت: "بیا بقل من . " گفتم : " آخه یه حرفی به این بچّه بزن بگو مواظب کفشاش باشه ، هر وقت ما اومدیم بیرون کفشاشو گم کرده ، دعواش کن تا دیگع کفشاشو گم نکنه . "
    یه نگاه به من کرد و گفت :
    " نمیتونم چیزی بهش بگم آخه همنام حضرت فاطمه است . "
    ویرایش توسط سائل الزهرا : چهارشنبه ۰۴ آبان ۹۰ در ساعت ۰۰:۵۴
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  58. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  59. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,055
    امتیاز : 114,507
    سطح : 100
    Points: 114,507, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.7%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 33,905
    تشکر شده 41,493 در 9,049 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 3 پست
    نقل قول شدن
    در 99 پست
    مخالفت
    180
    مخالفت شده 123 در 99 پست

    Lightbulb فدائی حضرت زهرا(س) سردار شهید علی ماهانی

    علی آقا ماهانی
    فرمانده واحد مخابرات لشکر 41 ثارالله کرمان
    تولّد : 1336 - کرمان
    شهادت: 1362/5/8 - والفجر3
    بازگشت پیکر: 1376
    مزار: گلزار شهدای کرمان

    اونقدر با اسم بی بی انس گرفته بود که اگه توی بهترین لحظه های زندگیش از حضرت فاطمه (س)میگفتی شروع میکرد به اشک ریختن.
    یه روز رفتم تو اتاقش دیدم واسه خودش مجلس روضه گرفته از حضرت زهرا (س) میخوند و گریه میکرد ، پرسیدم: " علی چرا گریه میکنی؟؟؟ "
    گفت: " برای مظلومیت حضرت زهرا (س) شما هم وقتی من شهید شدم ، بیایید سر و خاکم و روضه حضرت زهرا رو بخونید... "
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  60. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1