کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    457
    امتیاز : 7,001
    سطح : 55
    Points: 7,001, Level: 55
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,263
    تشکر شده 1,156 در 329 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شهید سید علی اندرزگو

    شهید سید علی اندرزگو




    شهید شیخ عباس تهرانی سید علی اندرزگو، فرزند سید اسدالله، به سال 1315 هجری شمسی، مطابق با رمضان 1357 هجری قمری در تهران متولد شد. منزل پدری ایشان در بازارچه گمرک تهران حوالی میدان شوش و پایین خیابان صفاری قرار داشت. مادرش اهل اصفهان بود. پدرش در ابتدا بنایی می*کرد اما چون ورشکسته شد، آن را رها کرد و به خرده*فروشی روی آورد و در گوشه*ای از میدان شوش مشغول کسب شد.
    ویرایش توسط selva : یکشنبه ۰۵ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۳:۳۷

  2. 4 کاربر از پست مفید selva تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    457
    امتیاز : 7,001
    سطح : 55
    Points: 7,001, Level: 55
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,263
    تشکر شده 1,156 در 329 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شهید سید علی اندرزگو




    کودکی ـ نوجوانی


    این شهید بزرگوار از هفت سالگی به مدرسه رفت و شش سال در دبستان فرخی درس خواند و چون همزمان با تحصیل مجبور بود کار کند، از سن دوازده سالگی در چهار سوی بزرگ بازار ترهان و در مغازه نجاری مشغول به کار شد. وقتی دوره ابتدایی را گذراند، به میل خود به تحصیل دروس حوزوی پرداخت و تحصیل در مدرسه را ادامه نداد. او همچنان مجبور بود روزها به کار و کسب روزی بپردازد و شب*ها دروس حوزوی خود را فرا گیرد.

  4. 4 کاربر از پست مفید selva تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    457
    امتیاز : 7,001
    سطح : 55
    Points: 7,001, Level: 55
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,263
    تشکر شده 1,156 در 329 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شهید سید علی اندرزگو




    دوران طلبگی

    شهید اندرزگو، در آغاز طلبگی ابتدا در تهران از محضر آقای بروجردی در مسجد قندی استفاده کرد و به تدریج درس*های مقدماتی حوزه را طی سه سال خواند. سپس به اتفاق برادر دیگری سید محمد در محضر محمد هرندی و حاج آقای بروجردی در مسجد هرندی به تحصیل فقه و اصول پرداخت که این دوره نیز پنج سال به طول انجامید. این شهید بزرگوار نهج*البلاغه و تحف*العقول را نزد حاج میرزا علی اصغر هرندی و درس عربی را نزد حاج صادق امانی خواند.
    در سال*های 1345 ـ 1344 شمسی در مدرسه حقانی قم کتاب محضر المعانی را نزد آقای خزعلی گذراند و حدود یک سال و اندی در آن مدرسه بود.
    او تا سالهای 1348 و 1349 هجری شمسی در درس آقای دوزدوزانی از مدرسان معروف حوزه علمیه قم، قوانی و لمعه را تلمذ کرد. همچنین در محضر استادانی چون آیت الله مشکینی و آیت الله مکارم شیرازی دروس تفسیر و اخلاق را به پایان رساند.
    وی از همان آغاز مبارزه*ای پیگیر و همه*جانبه را علیه رژیم طاغوت پی نهاد. او به اندازه*ای هوشیارانه و عمیق جهاد می*کرد که ساواک خبیث از ردگیری او عاجز شده بود. شهید اندرزگو فعالیت*های خود را از سال 1342 آغاز کرد. در همان سال به دست ساواک دستگیر شد و به شدت مضروب و مصدوم گردید. بعد از آزادی به گروه حاج صادق امانی پیوست و با همیاری دوستان انقلابی خود در صدد نابودی استعمار برآمد و به نام مقدس الله قسم یاد کرد که تا آخرین لحظه حیات، علیه نظام زورمدار ستم*شاهی مبارزه کند.
    ایشان از سوی محمد بخارایی مسئول حفاظت محیط عملیات و تکمیل*کننده طرح ترور منصور شد. او پس از شلیک مرحوم محمد بخارایی که رشته حیات آن مزدور را برید، اعلام انقلابی را با شلیک گلوله*ای کارساز به مغز غرب*زده منصور به اتمام رسانید و موفق به فرار از صحنه شد. در دادگاه غیاباً محاکمه و از سوی رژیم به اعدام محکوم گردید و سال*های اختفا و پنهان گشتن او از همین سال آغاز شد. او ابتدا در منزل با گذرنامه جعلی به عراق سفر کرد و جو حوزه نجف را دگرگون ساخت که در بازگشت به قم شناسایی شد.
    او با نام مستعار شیخ عباس تهرانی در مدرسه چیذر تهران به ادامه تحصیل پرداخت و به سبب لیاقت و حسن تدبیر دیری نگذشت که سرپرست آن حوزه شد.
    متأسفانه در یکی از روزها مکان او برای ساواک آشکار شد و به همین دلیل با یاری دوستانش همه اسباب و اثاثیه*اش را بار کامیون کرد و همراه زن و فرزندش از چیذر خارج شد. در همان روز ساواک برای دستگیری وی به مدرسه ریختند ولی او بی*آن*که ردپایی به جا گذاشته باشد، مفقود شده بود. از چیذر یکسره به قم بازگشت و دوباره به تدریس و تبلیغ پرداخت که ساواک رد پایش را در قم یافت و به وسیله عوامل خویش محل سکوت او را شناسایی کرد.
    او که خطر را احساس کرده بود از گرد راه نرسیده همراه زن و فرزند با لباس شخصی به صورت یک شخص عادی به سوی مشهد حرکت کرد. در مشهد طی تماسی با حجت*الاسلام طبسی زمینه حرکتش را به سوی افغانستان مهیا ساخت. اما مدت کوتاهی از رفتن ایشان به افغانستان نگذشته بود که به ایران بازگشت. در مرز ایران به علت بازدید شدید مأموران دولتی اسلحه*هایی را که همراه داشت خاک کرد و علامت گذاشت و به سلامت وارد ایران شد.
    ایشان با صلاحدید دوستانش در مشهد در جوار مرقد مطهر ثامن*الائمه ماندگار شد و به وسیله حجت*الاسلام طبسی زمینه کار و فعالیت پنهان او در مشهد آماده شد.
    بنا به نقل همسرش در مدت اقامت پنج*ساله شهید اندرزگو در مشهد از محضر مرحوم ادیب نیشابوری استفاده برد و در حسینیه اصفهانی*ها در بازار سرشور نیز در درس آقای موسوی شرکت کرد. همچنین در مسجد ملاحیدر نزد میرزاجواد آقا تهرانی تفسیر را فرا گرفت.
    در همین اقدامات هر بار با نام و شناسنامه*های مختلف و قیافه*های دست*کاری شده به شهرستان*های مختلف مسافرت می*کرد و به مبارزاتش ادامه می*داد.
    یک سال بعد به حج رفت و چند ماه بعد برای تماس با امام امت در نجف به قصد زیارت حج عمره از ایران خارج شد و بعد از راهنمایی و فرمان گرفتن از امام که به او در حفظ جان خویش سفارش فراوان فرموده بودند، به ایران بازگشت.
    شهید اندرزگو سفری به لبنان و سوریه داشت و در مدتی که در آن دیار بود، یک دوره آموزش فشرده نظامی دید و با یاری دوستانش، نشریه*ای به نام فداییان اسلام در سه شماره منتشر ساخت و موفق به خرید اسلحه دوربردی شد که می*توانست از فاصله هزارمتری مزدوری را از پا درآورد.
    در سال 57 به وسیله یار و دوست همرزمش توانست با جاسازی در اتومبیل، مقداری پول و اسناد برای یاران منتظرش در سوریه بفرستد و قرار بود از آن سو اسلحه*های مورد لزوم را برایش در جاسازی همان اتومبیل ارسال کنند. مدت*ها او منتظر بازگشت دوستش از سوریه بود هرچند مدت یک بار سراغش را می*گرفت ولی متأسفانه خبری از دوست رفته نیامد تا سرانجام ساواک که به نام*های مستعار او پی برده بود، به وسیله کنترل تلفن منزل یکی از دوستانش حضورش در خانه آن شخص را کشف کرد.
    در 19 رمضان مصادف با بیست و نهم مرداد سال 57 نزدیک افطار بود که محله به محاصره ساواک درآمد و از چهار طرف پیکر پاک او را به گلوله بستند و او را با لبی تشنه به شهادت رساندند.

  6. 4 کاربر از پست مفید selva تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1