کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض زندگی یک تخرب چی(شهید اکبر ترابیان، فرمانده تخریب دانشگاه امام حسین(ع))

    شهید ترابیان به این دلیل رفت کردستان
    زمانی که پسرم در پادگان امام حسین(ع) مربی بود مافوقی داشت که اکبر مدتی معاونش بود. شنیدم با هم دعوایشان شده. وقتی قضیه را تعریف کرد، گفت: ایشان ماشين سپاه را مي*داد به بچه*ها تا كارهاي شخصی*شان را با آن انجام دهند من گفتم نباید این کار رایبنید و سر همین موضوع بحث*مان شد.
    این اتفاق باعث شد اکبر پادگان را رها کرده و عازم كردستان شد.
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  2. 4 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    وقتی از اکبر حرف می زنم قند توی دلم آب می شود
    وقتی می خواست من را آماده کند برای شهادتش، مي*گفت: مامان تو نمي*داني من را كجا مي*خواهند ببرند، جاي خوبي است تو راضي باشي كار تمام است. خواهش مي*كنم رضايت بده.
    روزی که اکبر شهید شد بچه*ها از در حياط آمدند داخل و ديدم نگران هستند، يكدفعه ديدم يكي از دوستانش مشكي پوشيده، گفتم: چرا مشكي پوشيدي؟ او كه نمرده.
    خدا را شكر مي*كنم كه تا چهلم او كسي اشك من را نديد. الان وقتي در مورد بچه ام حرف مي*زنم همه جا قند در دلم آب مي*شود. مي*فهمیدم در اين دنيا چقدر عذاب می*كشد، زمانی که مي*دانم جاي او خوب است دلم براش نمي*سوزد که در جوانی رفت بلکه براي خودم دلم مي*سوزد.
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  4. 4 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    فرمانده ای که جارو می زد
    هر وقت از اكبر مي*پرسيديم در سپاه چه كار مي*كني؟ مي*گفت: همه كار مي*كنیم جارو مي*كنيم، تمیز می کنیم. هيچ وقت نمي*گفت چه كاره هستم.
    سه، چهار تا شماره تلفن داده بود به من مي*گفت: هر وقت كارم داشتي با اين شماره*ها تماس بگير بالاخره يك جا پیدایم می*کنی. مي*گفتم: مگه تو چه*كاره*ای كه همه جا هستي؟
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  6. 4 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هیچ وقت با لباس سپاه نمی*آمد در محل. يك روز دیدم سر ميدان با موتور ايستاده بود، اول نشناختم و با خودم گفتم: چه پسر قد بلند و خوشگلي، خدا براي مادرش نگه دارد. چند لحظه بعد آمد جلو و با خنده گفت: جد آبادي (هميشه به من مي*گفت: جدآبادي) جوانهاي مردم را نگاه مي*كني؟! آنجا بود که فهمیدم اکبر بوده. هميشه مرتب و شيك بود. هميشه شانه*اش در جورابش بود و هر جا مي*رسيد سرش را شانه مي*زد.
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  8. 2 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    عروسي اكبر، تعداد محدودي ميهمان داشتیم. طبقه بالا خانمها بودند و طبقه پايين آقايان. شهید ترابیان حتی اجازه نداد کسی روي قابلمه بزند. خانمش به جای لباس عروس يك بلوز و شلوار كرم رنگ پوشید و خودش هم يك شلوار مشكي و يك بلوز سفيد معمولي تنش کرد.
    تا صداي سر و صدا درآمد خودش را به سرعت رساند بالا و عصباني شد و گفت: در كوچه*ي ما يك مادر شهيد است، الان دلش نمي*شكند ما در خانه*مان بزن و بكوب راه بيندازيم؟! موقع اذان در خانه پيش*نماز شد و نماز جماعت خواندند. بعد شام و عروسي تمام شد.
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  10. 3 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1