کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 37

موضوع: شهدای ارتش

  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض شهدای ارتش

    سلام

    این جا هم محلی باشد برای زنده نگاه داشتن یاد وخاطره شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران....


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    خیلی عالیه ممد جون
    کسی از شهید جمشید جاودانیان از شهدای ارتش شیراز اطلاعاتی داره؟
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  3. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  4. #3
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    457
    امتیاز : 7,001
    سطح : 55
    Points: 7,001, Level: 55
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,263
    تشکر شده 1,156 در 329 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهید سرتیپ جمشید جاودانیان








    ولادت :1341 شیراز

    فارغ التحصیل دانشگاه افسری

    یگان خدمت:تیپ 55 هوابرد

    تاریخ و محل شهادت: 1366 سومار






    ویرایش توسط selva : پنجشنبه ۰۲ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۳:۳۲


  5. #4
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    457
    امتیاز : 7,001
    سطح : 55
    Points: 7,001, Level: 55
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,263
    تشکر شده 1,156 در 329 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    به گفته ی سرتيپ دوم ستاد «هاشم شهيدي» يکي از جانبازان و فرماندهان دوران دفاع مقدس و معاون فعلي نيروي انساني نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران:


    تلخ ترين لحظات براي ما لحظاتي بود که هم رزمان عزيزي را که مدت ها در کنار هم مي جنگيديم و در سنگرها با هم خو گرفته بوديم و هم دل و هم راز بوديم، از دست مي داديم و آن ها ما را ترک مي کردند و به درجه رفيع شهادت نائل مي شدند يا در بعضي عمليات ها اسير مي شدند. اين لحظات براي ما خيلي تلخ بود.
    من هم رزمي به نام "محسن احمدي" در منطقه حاج عمران داشتم که به اسارت نيروهاي دشمن درآمد. در عمليات بدر هم رزمي به نام ستوان دوم "محسن قرايي" داشتم که ايشان با يک تيم شکار تانک با "آرپي جي" به سمت تانک هاي بي شمار دشمن رفت و تعدادي تانک را منهدم کرد و در آن جا به شهادت رسيد.

    در منطقه سومار هم رزمي به نام ستوان يکم شهيد "جمشيد جاودانيان" داشتم که يک افسر ورزيده و باايمان بود و وقتي اسم ابوالفضل العباس(ع) که مي آمد اشک از چشمانش جاري مي شد، يک چهره نوراني و يک رزمنده به تمام معنا بود که درنهايت هم شهيد شد. اين بچه ها در اوج مظلوميت در جبهه ها به شهادت رسيدند. اما شيرين ترين لحظات، لحظه هايي بود که مي توانستيم، منطقه اي از خاک کشور عزيزمان را از لوث صداميان ناپاک پاک سازي کنيم. وقتي مارش عمليات نواخته مي شد، دوستاني داشتيم که انگار مراسم ازدواج آن هاست. اين قدر با روحيه و خوشحال و بانشاط بودند که تصورش امروز براي خيلي ها سخت است. اميدواريم با تلاش شما اصحاب رسانه اين رشادت ها به گوش نسل بعدي برسد و به عنوان يک سند افتخار نسل به نسل منتقل شود.



  6. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    آمار شهدای ارتش در دفاع مقدس



    آمارشهدای كادر (ارتش) 9089



    آمار شهدای سرباز 36965

    ویرایش توسط بی کس : پنجشنبه ۰۲ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۱:۵۰
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی


  7. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط selva نمایش پست اصلی
    شهید سرتیپ جمشید جاودانیان








    ولادت :1341 شیراز

    فارغ التحصیل دانشگاه افسری

    یگان خدمت:تیپ 55 هوابرد

    تاریخ و محل شهادت: 1366 سومار






    سلام
    خیلی ممنون
    راستی اگه زیاد ازش مطلب دارین
    یه صفحه جدید براش باز کنین
    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  8. 10 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  9. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط بی کس نمایش پست اصلی
    آمار شهدای ارتش در دفاع مقدس



    آمارشهدای كادر (ارتش) 9089



    آمار شهدای سرباز 36965

    قبلا هم شنیده بودم
    تو جنگ بعد از بسیج بیشترین شهدا رو ارتش داره
    ویرایش توسط سائل الزهرا : پنجشنبه ۰۲ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۳:۲۷
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  10. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  11. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام
    شهید سپبهد سید محمد ولی قرنی ( نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران )


    فایل پیوست 6068

  12. 9 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  13. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-اردیبهشت-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    562
    امتیاز : 7,005
    سطح : 55
    Points: 7,005, Level: 55
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 757
    تشکر شده 1,502 در 376 پست
    مخالفت
    11
    مخالفت شده 22 در 8 پست

    پیش فرض

    نیروی زمینی ارتش قهرمان که در حقیقت در تمامی حوادث در نوک پیکان حملات نا جوانمردانه دشمنان بوده است.....امام خمینی /اللهم عجل لولیک الفرج/

  14. 7 کاربر از پست مفید فراق يار تشکر کرده اند .


  15. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mamad13 نمایش پست اصلی
    سلام
    شهید سپبهد سید محمد ولی قرنی ( نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران )


    فایل پیوست 6068
    سلام


    يادي از "حر انقلاب"
    زندگینامه شهید سپهبد سید محمد ولی قرنی






    قرنی در سال 1292 شمسی در تهران و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش زمانیکه وی ده ساله بود درگذشت. در سال 1309 وارد دانشکده افسری ارتش (دوره دهم) شد و در دو سال 1311 با درجه ستوان دومی در رشته توپخانه فارغ التحصیل شد.
    وی درخصوص نام خانوادگی خود گفته است: "شانزده ساله بودم که نسبت به نام خانوادگی ام حساس شدم. به فکر افتادم بررسی کنم تا ریشه و وجه تسمیه آن را بدانم، حاصل بررسی ام این شد که نام فامیل من منتسب است به یکی از دوستداران و اصحاب گرانقدر پیامبر اکرم(ص) به نام "اویس قرنی". مشیت الهی را این گونه رقم خورده دیدم که هویت من با واسطه هایی به انسانی خداجو مرتبط باشد، در قبال این ارتباط مقدس احساس مسوولیت کردم و با خود گفتم من موظفم در پاسخ به این لطف خداوندی به گونه ای عمل کنم که زندگی من شباهت و رنگ و رایحه ای شبیه به زندگی آن بنده خاص خداوند داشته باشد."
    شهید قرنی در مسیر زندگی نظامی خود تحصیل در دانشگاه جنگ را با موفقیت و رتبه ممتاز به پایان رساند و دوره اطلاعات همین دانشگاه را نیز طی نمود. آخرین مسوولیت شهید قرنی قبل از انقلاب اسلامی ریاست رکن دوم و معاونت ستاد ارتش بوده است.
    وی به دلیل فساد و نامردمی که در نظام شاهنشاهی مشاهده کرد در سال 1336 طرح کودتا و براندازی حکومت را ریخت که در همین ارتباط در 9/12/1336 دستگیر، محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد.
    شهید قرنی تا تاریخ 23 بهمن 1357 که مسوولیت ریاست ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران به وی محول شد، عضو شورای انقلاب اسلامی بود اما ماموریتش به عنوان ریاست ستاد کل ارتش فقط 43 روز به طول انجامید. دولت موقت با تصمیمات قاطع شهید قرنی همسو نبود به همین دلیل شهید قرنی استعفای خود را تقدیم امام(ره) نمود و سرانجام در سوم اردیبهشت 1358 توسط گروهک فرقان به شهادت رسید.


    ماجرای کودتا

    وی در زمان انجام کودتای 32 رییس رکن دوم اطلاعات ارتش شاهنشاهی بود و پس از این کودتا از عملکرد ضدانسانی شاه و اطرافیانش سخت آزرده شد. قرنی در زمان ریاست رکن دوم ارتش بطور مکرر عملکردهای نادرست اطرافیان شاه را به وی گزارش می داد ولی شاه ترتیب اثر نمی داد. بعد از عکس العمل های منفی که در مقابل گزارشات خود دید، متوجه شد که ریشه همه تباهی و فساد در وجود شاه نهفته است و انگیزه دشمنی وی با شاه به همین دلیل بود.
    پس از بازداشت قرنی، او به فوریت در یک دادگاه نظامی محاکمه و در نتیجه به دلیل اثبات نشدن تلاش ایشان برای کودتا به سه سال زندان محکوم گردید.
    وی پس از آزادی، دوباره در تاریخ 5/10/1342 به همراه عده ای دیگر بازداشت و سپس به اتهام خیانت بر ضد امنیت کشور به 3 سال زندان محکوم شد و تا اواخر عمر رژیم پهلوی، تحت کنترل شدید ساواک قرار داشت.

    پس از انقلاب

    وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 از جمله اولین اعضای شورای انقلاب بود و در 23 بهمن ماه به عنوان اولین رییس ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.
    تنها 8 روز از پیروزی انقلاب، در اول اسفند ماه عناصر کرد مخالف انقلاب اسلامی به پادگان مهاباد حمله کردند. وی در همان زمان در مصاحبه ای اعلام کرد: اگر ارتش به هر وسیله ای تضعیف شود، استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر می افتد و دستور مقابله جدی با عناصر مسلح معاند را صادر نمود.
    شهید قرنی در استعفانامه خود که خطاب به حضرت امام(ره) نگارش شده است با اشاره به اقدامات خودسرانه معاون نخست وزیر دولت موقت در قبال ارتش و اقدام دولت به فرستادن نمایندگان خود به کردستان برای مذاکره بدون مشورت با ارتش می نویسد: ... وزیر دفاع بدون اطلاع از پیامد گفته های خود مدت سربازی را به یک سال تقلیل می دهد که موجب خواهد شد معدود افراد باقی مانده در ارتش نیز متفرق شوند.... . سرانجام تیتر روزنامه ها در روز سه شنبه 7 فروردین 1359 نظر عموم مردم را به خود جلب کرد: سرلشگر قرنی برکنار شد.

    ...و سرانجام شهادت

    گروهک منحرف فرقان در تاریخ 3/2/58 ساعت 30/11 صبح ، سپهبد قرنی را به ضرب گلوله به شهادت رساند. ضارب وی حمید نیکنام از اعضای این گروهک، بعدها بازداشت شد و پس از محاکمه به سزای عمل تروریستی خود رسید.
    گروهک فرقان بعد از ترور سپهبد قرنی، استاد مرتضی مطهری، مهدی عراقی، آیت الله قاضی طباطبایی و بسیاری دیگر از یاران جمهوری اسلامی ایران را ترور کرد.
    بعدها دانشجویان پیرو خط امام اسناد ارتباط گروهک فرقان با سفارت آمریکا در تهران را کشف کردند. یادداشت زیر قطعه ای از نوشته های شخصی شهید سپهبد قرنی در مقام شهید است:
    شهید کسی است که حق را شهود کرده باشد و کشته شدن او از روی اشتباه و تحریک عواطف و احساسات نباشد، حق و هدف آن را مشاهده کرده و در این راه به خاک و خون غلتیده باشد. او کسی است که به قصد قربت شهید شده است و خود را فانی در حق کرده است و این حقیقت فنای فی الله است، نه صوفی که در خانقاه بنشیند و هو بکشد.



    مهم ترين كتاب هايي كه تاكنون در باره شهيد سپهبد ولي الله قرني منتشر شده اند يا به اين شهيد اشاره دارند، عبارتند از:

    ـ ماجراي كودتاي سرلشكر قرني / سرهنگ غلامرضا نجاتي / موسسه خدمات فرهنگي رسا
    ـ سياست خارجي آمريكا و شاه/ مارك گازيوروسكي /مترجم فريدون فاطمي / مركز اسناد انقلاب اسلامي
    ـ شير و عقاب/ جيمز.ا.بيل/ مترجم فروزنده برليان/ انتشارات فاخته
    ـ ابرقدرت قرن / يوسف مازندي/انتشارات البرز
    ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي (جلد 2)/ حسين فردوست/ انتشارات اطلاعات
    ـ كاروان عمر/اسفنديار بزرگمهر/ چاپ انگلستان
    ـ اقتصاد سياسي ايران/ محمد علي كاتوزيان / انتشارات سعيدي
    ـ ناسيوناليسم درايران/ريچارد كاتم/ مترجم: احمد تدين/ انتشارات كوير
    ـ بازيگران عصر پهلوي/محمد طلوعي/ انتشارات علم
    ـ شبه خاطرات/ علي بهزادي
    ـ از نهضت آزادي تا مجاهدين/لطف الله ميثمي/ انتشارات صمديه
    ـ ناگفته هايي از زندگي سپهبد قرني/احمد نوروزي فرسنگي/ موسسه فرهنگي انتشاراتي زهد

  16. 7 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  17. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهيد ولي الله فلا*حي
    ( نخستين فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلا*مي )




    در سال 1310 ه ش در طالقان متولد شد و تحصيلاتابتدايي و متوسطه خود را در طالقان و «دبيرستان نظام »در«تهران» گذراند وپس از اخذ ديپلم وارد دانشكده افسري شد و با درجه ستوان دومي از آندانشكده فارغ التحصيل شده و كار خود را از فرماندهي دسته در نيروي زمينيآغاز كرد.
    وي در طول خدمت به علت شايستگي توانست تا درجه سرتيپي وگذراندن دورهدانشكده فرماندهي و ستاد پيش برود اما با ا ين وجود به علت فعاليت عليهرژيم سابق از سال 1330 تا 1352 , 4 بار به زندان افتاد .
    فلاحي پس از پيروزي انقلاب به سمت فرماندهي نيروي زميني ارتش منصوب شد واز آغاز جنگ در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل حضور دائم داشت و پس ازبركناري بني صدر از فرماندهي كل قوا , طي حكمي از سوي حضرت امام (ره )مسئوليت جانشين فرماندهي نيروهاي مسلح ستاد مشترك به وي واگذار شد.
    امير فلاحي , افسري بسيار فعال و كوشا بود و علاقه شديدي به حفظ نظامجمهوري اسلامي داشت و تا آنجا كه در توان داشت سعي مي كرد هماهنگي لازم رادر بين ارتش و ساير نيروها مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ديگرنيروهاي مردمي بوجود آورد. امير سرلشكر فلاحي سرانجام در بازگشت از سفريكه به منظور ديدار از مناطق آزاد شده در عملیات ثامن الائمه رفته بود،همراه با تعدادی از فرماندهان ومسئولین ودر اثر سقوط هواپیما به درجهشهادت نائل آمد.
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  18. 8 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  19. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    عفر بريري يكي از محافظين شهيد فلاحي:
    در آبان ماه سال 1359 در سوسنگرد , عملياتي عليه نيروهاي عراقي انجام گرفتتا آن شهر از تعرض دشمنان رهايي يابد. شهيد فلاحي در نقطه اي ميان خط آتشنيروهاي خودي و سربازان دشمن براي نظارت بر اين عمليات حضور داشت و تنهافرد همراه ايشان من بودم .
    تبادل آتش بين دو طرف به شدت ادامه داشت . انفجار گلوله هاي توپ و خمپارهدر اطراف ما به طور پراكنده شنيده مي شد. دكتر چمران در آن عمليات مجروحگرديد و تعدادي از رزمندگان ما هم به شهادت رسيدند. به شهيد فلاحي پيشنهادكردم كه براي محافظت از تركشها و گلوله ها , از كلاه آهني استفاده كند ,اما او اظهار داشت :

    گر نگهدار من آن است كه من مي دانم شيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد با اينوجود از ايشان كه آن زمان رئيس ستاد مشترك بود خواهش كردم كه براي اطمينانخاطر استفاده از كلاه آهني , هنگام انفجار گلوله ها به روي زمين درازبكشند.
    شهيد فلاحي با لبخندي گفت : تو از من خاطر جمع باش , چون انسان شهيد نميشود مگر آنكه قبل از شهادت , كامل شده باشد. ضمن آنكه من هنوز به آرزويمنرسيده ام .
    من كه در پي راهي براي بازگشت و يا جان پناه امني بودم , پرسيدم : تيمسار شما مگر چه آرزويي داريد
    لحظه اي تامل كرد و سپس گفت : مي داني تنها آرزوي من چيست
    گفتم : آرزوي هر فرد نظامي در مرحله اول , سربلندي ميهن و اهتزاز پرچمكشور به نشانه عزت و عظمت آن ملت است و اين نشان مي دهد كه مردم آن كشورزنده , پويا و در دنيا قابل احترام هستند.
    ايشان گفتند : بله , همه اينها درست است , اما مي داني كه من وجب به وجبخاك خوزستان را به علت محل خدمت اوليه ام مي شناسم با توجه به پيش رويسريع عراق آرزو داشتم كه ارتش عراق زمينگير شود كه چنين شد. تنها يك آرزويبزرگ ديگر دارم . تنها آرزويم اين است كه ارتش متجاوز عراق را از اطرافآبادان تا مارد عقب بنشانيم .
    كمتر از يك سال بعد تيمسار فلاحي به آرزوي خود رسيد , اما چند ساعت پس ازتحقق اين آرزو به والاترين مقام انساني يعني شهادت در راه خدا نائل گردي .
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  20. 7 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  21. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    آثارباقی مانده از شهید

    یک نوشته به یادگارمانده از شهید فلاحی:
    انسان از راه انديشه پرواز مي كند; كاوش مي كند; مي بيند; به رازها پي ميبرد; مناعت طبع پيدا مي كند; از اسارت هوسها , غرضها , حسادتها , خودبينيها رها مي شود و سرانجام از راه انديشه به آرامش درون مي رسد. به اقليموجود آنها پا مي نهد و بر ديدگاهي رفيع مي ايستد و افق بيكران و نامتناهياقليم الهي را مي بيند و بر صفحه رادار انديشه خود , عوارض مادي را نميبيند , يك صفحه شفاف روحاني و رباني مي بيند كه لكه هاي عوارض مادي بر آنمحسوسند.
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  22. 8 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  23. #14
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهید مسعود منفرد نیاکی

    جانشین رئیس اداره سوم عملیات ارتش



    با نوك پوتين در ميان خاك ها شياري كشيد. كيف پولش را در آورد و به عكس مژگان خيره شد. نگاهي به اطراف كردمحوطه پر بود از آدمهايي كه شايد حالا غريبه بودند. به طرف سنگر رفت . يك بار ديگر به تلگراف نگاه كرد. مي خواستگذاشت : P.r.c گريه كندولي ترجيح داد حرف بزند . عكس را در آورد آن را درست روبه روي خودش روي بي سيم
    سلام مژگان جانسلام بابايي . بالاخره پريدني شدي باباهانبغض نه فقط گلويش كه همه وجودش را در برگرفتولي چون هيچ وقت پيش مژگان گريه نكرده بود. اين بار هم سعيكرد لبخندي بزند. مردمك چشم هاي دخترش با او حرف مي زدند. با انگشتانش عكس را لمس كرد. آن را از روي بي سيمقاپيد و به لب هايش نزديك كرد. شانه هايش به وضوح مي لرزيد. خواست بلند شوداما زانوهايش توان نداشت .خودش را جمع كرد. مژگان داشت به او نگاه ميكرد. اين دختر باهوش و دوست داشتني حتي حالا خوب پدر رامي فهميد.آره بابا ببخشيد كه نمي توانم باهات خداحافظي كنممي دونم منتظريمي دونم روحت پرپر مي زنه براي اين كه برايآخرين بار پدرت رو ببيني . اما چه كنمكه جنگه . مي دونم كه مي فهمي خوب هم مي فهمي .
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  24. 8 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  25. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-اسفند-۱۸
    محل سکونت
    خانه به دوش
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,804
    امتیاز : 12,118
    سطح : 72
    Points: 12,118, Level: 72
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsRecommendation First ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,058
    تشکر شده 6,524 در 1,582 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    صورتك دختر خندان دختر درون عكسآرام و متين به حرفهاي پدر گوش مي داد :
    مي دوني بابا اين ها اشك كه نيست باباتو چشمها خاك رفتهگريه و خنده ي مرد در هم آميخت . در حالي كه صدايشمي لرزيد گفت :
    يادت مي آد بابا وقتي براي معالجه سرطان مي رفتي خيلي دلم مي خواست باهات باشم تا تو غربت با هم خلوت كنيمتو حرف بزنيمن بشنوم . و من حرف بزنم و تو بشنوي . بدون اين كه هيچ كس مزاحممون بشه . عين ديگر باباها و ديگردخترها. ولي جنگ بود مي فهمي كه حالا هم جنگه . اگر حسودي نكني مي گم اين جا هم من بچه هاي زيادي دارم كه به مناحتياج دارند. خيلي بيشتر از حالاي تو.كاغذ تلگراف توي دست مرد مچاله شده بود. دوباره آن را باز كرد و از اول تا آخر خواند نمي توانست باور كند كهمژگان رفته باشد. آن همه سرزندگي و نشاط و مهرباني و صفا فقط به خاطر يك سرطان حالا مرده بود. چند بار آهستهتكرار كرد : مردهمردن اين كلمه هميشه براي او تداعي كننده يك حركت رو به جلو بود. راهي كه از آغاز تا پايان ادامهمي يافت . كي به دنيا آمده بودزياد مهم به نظر نمي رسيد اگر چه تولد چيزي مقدسولي غريبي بود. او هميشه به مفيدبودن و عمر مفيد فكر مي كرد. امروز و اين جا و جنگ عمليات بيت المقدس و او كه يك فرمانده بود. شايد حدود سال1331 بو دكه وارد ارتش شد . دوره مقدماتي و عالي زرهي را گذراند و دوره فرماندهي و ستاد و دوره پدافند ملي و اعزامبه خارج براي گذراندن دوره هاي عالي تر . از فرماندهي دسته شروع كرد . درست روز آغاز جنگ5971 به سمتفرماندهي لشگر 88 زرهي زاهدان منصوب شد . و خاطره 60120 كه انتصاب به فرماندهي لشگر 92 زرهي خوزستانبود. و مي گفتند به واسطه لياقت و شجاعت مي بايست جانشين صياد شيرازي باشد. جملات حكم رياست جمهوري(آيت الله خامنه اي ) در حالي كه يك سال از بازنشستگي اش گذشته بود در ذهنش تكرار شد.
    « ... خدمات صادقانه و مستمر سرهنگ نياكي درنظر و مورد توجه قرار گيرد و با موافقت ايشان و ستاد مشترك ارتشجمهوري اسلامي ايرانبه عنوان جانشين اداره سوم منتقل گردند. »
    خاطره عمليات هاي ديگر (والفجر و غيره ) را در ذهنش مرور كرد. به زندگيش فكر كرد. دو پسر دو دختر و حالا فقطيك دختر و همسري مهربان و همراه و فهيم . از زندگيش راضي بود كارت شناسايي اش را درآورد. براي زمان بعد ازرفتنش هم فكر كرده بود. به دست نوشته هاي پشت كارت نگاه كرد. « چنان چه به هر دليل در زمان انجام خدمت جانم را ازدست دادم هر جايي كه براي ارتش و دولت كمترين هزينه و زحمت را داشته باشد مرا دفن كنيد. » جمله ي مرا دفن كنيداو را به خود آورد. هنوز صورتك شاد درون عكس به حرف هاي او گوش ميداد. مرد سعي كرد اشك هاي خشك شده يگوشه چشم هايش را پاك كند. به عكس لبخند زد و آن را به لب هايش نزديك كرد.خيلي زود باباخيلي زودتر از آن چه كه فكر كني مي آم پيشت تا اون جا با هم بدون حضور كسي حرف بزنيم و درددل كنيم تو بگي من بشنوم و من بگم و تو بشنوي . بابا بچه ها منتظرمنند بايد برم .وقتي بلند شد ميدانست راهي را كه شروع كردهآغاز يك پايان جديد است . جاده اي كه همه تمجيدها و حكم ها واراده ي خود او آن را مي ساخت و به پيش مي برد. تاكي و كجا اين جاده به آسمان منتهي شود. (شايد ششمين روز مردادماه 1364 ) و شايد روزي ديگر .
    یا "اباعبدالله" : بی کسم همه ی کس و کارام توئی

  26. 8 کاربر از پست مفید بی کس تشکر کرده اند .


  27. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام

    سرتيپ خلبان شهيد فريدون ذوالفقاری

    سرهنگ خلبان شهيد محمد رضا نوروزي

    سرتيپ خلبان فريدون ذوالفقاري در خانواده اي نظامي ديده به جهان گشود .در دبيرستان سن لويي فرانسويان درس خواند و مدتي را هم بنا به شغل پدر در اتريش گذراند . به نيروي هوايي كه وارد شد براي تكميل دوره خلباني به آلمان و آمريكا اعزام شد و دوره 2 ساله خلباني در آمريكا را طي 8 ماه گذراند. او جزو خلبانان باهوش و ممتاز نیروی هوایی شاهنشاهی به شمار مي رفت كه براي گذراندن دوره پيشرفته هواپيماي شناسايي فانتوم rf-4e دو باره به آمريكا اعزام شد. فريدون ذوالفقاري به 3 زبان انگليسي، آلماني و فرانسه تسلط کامل داشت.
    این بزرگوار در زمان جنگ به علت درجه و سمت بالايي كه داشت مي توانست پرواز نكند ولي به گفته خودش الان زمان بهره برداري از سرمايه ايست كه خرج آنها شده....
    سرانجام به تاريخ 20/3/1365 به هنگام بازگشت از ماموريت خطرناك شناسايي روي جزيره مجنون، به همراه سرهنگ شهید محمدرضا نوروزی، هواپیمایشان مورد اصابت موشك قرار گرفت و پروازشان جاودانه شد.

  28. 9 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  29. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام

    تعدادی از خلبانان و سربازان شهيد نيروی هوايی که از سال
    ۱۳۵۹ در عراق به صورت مفقود الاثر هستند.

    سرتيپ خلبان علي اکبر شيرودي


    سرگرد خلبان (f-4e) شهيد سيدمنصور قريشي


    سرگرد خلبان هاروني (پايگاه هوايي اميديه خوزستان- شهادت: مهر 1359)


    سرهنگ خلبان شهيد هاشم آل آقا



    سرهنگ خلبان شهيد محمود شادمان بخت

  30. 9 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  31. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    سلام بچه ها
    خیییلی از این صفحه خوشم اومده
    فرقش با بقیه صفحه ها اینه که تو این صفحه اخلاص و انجام وظیفه به چشم میخوره
    خدائیش کاری ندارم رفقامین هر کسی بود همین تشکرو میکردم
    احساس وظیفه کردین که کم برا شهدای ارتش کار شده و اینو آوردین بالا
    اجرتون با خود شهدای ارتش
    فقط یه خورده یواش یواش این مطالبو بذارین
    کلی وقت گذاشتم تا خوندمشون
    بازم ممنون
    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  32. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  33. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام


    شهید سرلشکر مصطفی اردستانی

    شهید سرلشکر مصطفی اردستانی در سال 1328 در روستای قاسم آباد از توابع ورامین به دنیا آمد.دوران طفولیت،تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تا اخذ مدرک دیپلم در زادگاهش سپری کرد و در سال 1348 یه خدمت سربازی اعزام شد.وی پس از دو سال خدمت در سپاه دانش به استخدام نیروی هوایی در آمد و با انتخاب تخصص خلبانی وارد دانشکده خلبانی شد.دوره مقدماتی پرواز را در ایران و دوره تکمیلی و عالی آنرا در ایالات متحده گذراند و در سال 1353 با اخذ نشان و مدرک خلبانی به جمع خلبانان f – 5 (اف-5) در آمد.
    شهید اردستانی به مدت سه سال در پایگاه چهارم شکاری خدمت کرد و سپس بخ پایگاه دوم شکاری منتقل گردید.با اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران جزو اولین خلبانان حزب اللهی بود که در به ثمر رسیدن انقلاب نقش چشمگیری داشت.از افرادی بود که تشکل های مذهبی را در پایگاه دوم شکاری شکل می داد و در همین راستا نشریه ای به نام (( مخلصین )) که یک نشریه ی مذهبی و عقیدتی بود را با جمعی از همفکرانش انتشار می داد.
    پس از تهاجم رژیم بعثی عراق به ایران در سال 1359 درخشش شهید اردستانی در پرواز های مستمر و فرماندهی مدبرانه در پرواز های عملیاتی بصورت انفرادی و جمعی سبب گردید تا در سال 1360به درجه سرهنگ دومی ارتقا و به سمت فرماندهی پایگاه پنجم شکاری امیدیه منصوب گردد. شهید اردستانی از زمانیکه به این سمت منصوب شد نه تنها از پروازهای عملیاتی خود کم نکرد بلکه دامنه ی فعالیت های خود را در جبهه های فاو و خرمشهر گسترش داد.
    این شهید بزرگوار از سال 1363 مسوولیت معاونت عملیاتی پایگاه دوم شکاری و از سال 1366 مدیریت آموزش نهاجا را بر عهده داشت و بعد از شهادت سرلشکر بابایی معاونت عملیاتی نهاجا را عهده دار شد.
    ایمان،اخلاص،دین باوری،دوستداری اهل بیت و اﺋمه اطهار(ع)،عشق به امام و انقلاب اسلامی، شهامت و بی باکی وپذیرش سخت ترین ما موریت های رزمی از ویژگی های بارز شخصی و نظامی این شهید والا مقام بوده است. شهید اردستانی بیش از 400 ماموریت برون مرزی و 1724 ساعت پرواز را در کارنامه خود به ثبت رسانده است و به حق می توان او را یکی از قهرمانان جنگ به حساب آورد. از این رو،او موفق به دریافت نشان فتح از سوی مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا گردید.
    سرانجام این امیر دلاور و فرمانده متعهد و دلسوز ارتش اسلام ه هوراه شهید سرلشکر منصور ستاری و چند تن از فرماندهان بلند پایه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در بازگشت از ماموریت اصفهان در تاریخ 15/10/1373 در سانحه سقوط هواپیما به دیدار معبودش شتافت و به آرزویش – شهادت در راه خدا – رسید.
    مقام معظم رهبری در وصف شهید اردستانی فرمودند:"شهید اردستانی یکی از پاکترین و مخلص ترین و مومن ترین افراد تمام قشر ها بود.او عنصری خدایی و شهیدی زنده بود.عزیزانی از قبیل شهید اردستانی و دیگران که به شهادت رسیده اند داغی است بر دل هر کسی که نسبت به نیروی هوایی احساس خویشاوندی و نزدیکی میکند برای من و ملت عزیز یک داغ بود."
    روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

  34. 8 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  35. #20
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۹
    محل سکونت
    قزوين
    نوشته ها
    206
    امتیاز : 5,646
    سطح : 48
    Points: 5,646, Level: 48
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 322
    تشکر شده 640 در 177 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سیاسی ترین حمله هوایی تاریخ ایران

    در بحبوحه جنگ ایران و عراق، برای حکومت صدام حسین که در سوم خرداد 1361، خرمشهر را از دست داده و ضربه ای حیثیتی در جنگ و جهان خورده بود، بسیار مهم بود که با میزبانی بزرگ ترین نهاد بین المللی بعد از سازمان ملل ، به ترمیم وجهه خود بپردازد.
    از این رو ، بغداد خود را مهیای برگزاری اجلاس می کرد و این در حالی بود که ایران ، می کوشید با تبلیغ ناامن بودن پایتخت عراق به دلیل وضعیت جنگی ، مقامات کشورهارا از سفر به عراق بازدارد و اجلاس بغداد را منتفی کند.
    با این حال ، ماشین تبلیغاتی و سیاسی صدام که از پشتوانه قدرت های بزرگ هم برخوردار بود ، گوی سبقت را ربود و قرار شد اجلاسدر بغداد تشکیل شود. عراقی ها ، ادعا می کردند که بغداد به حدی امن است که حتی یک پرنده هم بدون اجازه آنها نمی تواند در آسمانش پرواز کند. آنها حتی از مسوولان کشورهای عدم تعهد خواستند تا کارشناسان امنیتی خود را به بغداد بفرستند و از نزدیک شاهد امنیت مثال زدنی آن باشند!
    زمان اجلاس نزدیک می شد و تلاش های ایران ثمر بخش نبود. همه در تهران به دنبال راهی برای ضربه زدنبه دشمن بودند ؛ تا این که پیشنهادی محرمانه از وزارت خارجه به ریاست جمهوری رسید و خیلی زود مقدمات اجرایی کردنش در دستور کار مقامات عالی نظام قرار گرفت.
    در نامه با تأکید بر اهمیت اجلاس ، تلاش های عراق در این باره و تصریح به این که اهمیت این موضوع از "خرمشهر" کمتر نیست ، آمده بود: "سرنوشت محل برگزاری کنفرانس را یک حرکت نظامی می تواند روشن کند."
    به زودی طرح حمله آماده شد: بمباران بغداد.
    این در حالی بود که بغداد در حصاری از موشک های ضدهوایی قرار داشت و ارتش صدام ، حق داشت به امنیت پایتخت ببالد. اما 6 خلبان ، ریسک سیاسی ترین حمله هوایی تاریخ کشورشان را پذیرفتند، بدین ترتیب سه هواپیمای اف - 4 به پروازدرآمدند ، دو هواپیما از مرز گذشتند و به سمت بغداد رفتند و سومی بر فراز مرز ماند تا در صورت نیاز به کمک اقدام کند. بدین ترتیب در روزسی ام تیر 1361 ناگهان غرش هواپیماهای ایرانی در آسمان بغداد ، چشم ها را متوجه آسمان کرد.
    هواپیمای ایرانی بمباران را آغاز کردندو از جمله پالایشگاه الدوره را هدف قرار دادند ؛ همزمان ، هزاران گلوله ضدهوایی و ده ها موشک به سمت هواپیمای آنها شلیک شد و یکی از این موشک ها ، به دم هواپیمای عباس دوران و منصور کاظمیان اصابت کرد.
    دوران از کاظمیان خواست که با چتر نجات بیرون بپرد و با فشردندکمه خروج اضطراری کابین کمک خلبان ، او را با چتر نجات ، از هواپیما بیرون انداخت. دوران بعد از آن که خیالش از بابت همرزمش راحتشد ، هواپیمای نیمه سوخته اش را که نه بمبی داشت و نه موشکی ، به سمت هتلی که قرار بود میزبان اجلاسعدم تعهد باشد هدایت کرد و لحظاتی بعد ، آنچه بر جای ماند ، هتل ویران اجلاس بغداد بود و هواپیمایی تکه تکه و البته پیکر سوخته شده عباس دوران.
    خبر این حمله هوایی و انهدام هتلی که قرار بود محل اقامت سران باشد ، به سرعت در جهان پیچید و نتیجه هم کاملاً مشخص بود: میزبانی از عراق پس گرفته شد ؛ حیثیت سیاسی حکومت بغداد نیز بمباران شده بود!
    ***
    بیست سال بعد ، در تابستان گرم 1381 ، از شهید عباس دوران ، تکهای از استخوان سوخته پایش به وطن بازگشت و در شهر شیراز ، به خاکسپرده شد.
    ویرایش توسط amirkasravi : دوشنبه ۰۶ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۵:۳۷

  36. 7 کاربر از پست مفید amirkasravi تشکر کرده اند .


  37. #21
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۹
    محل سکونت
    قزوين
    نوشته ها
    206
    امتیاز : 5,646
    سطح : 48
    Points: 5,646, Level: 48
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 322
    تشکر شده 640 در 177 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    عباس دوران

    عباس دوران (۱۳۲۹، شیراز - ۱۳۶۱، بغداد) از خلبانان نیروی هوایی ایران بود که در ماه*های آغازین جنگ ایران و عراق نقش مهمی در بمباران اهداف دشمن عراقی ایفا کرد. خلبان عباس دوران در دو سال اول جنگ بیش از ۱۲۰ عملیات و پرواز برون مرزی داشت.دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را در شیراز گذراند و پس از اخذ مدرک دیپلم در سال ۱۳۴۹ به خدمت سربازی رفت.

    پس از پایان دورهٔ وظیفه، به*دلیل علاقه به*یادگیری فن خلبانی در سال ۱۳۵۱ وارد دانشکدهٔ خلبانی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران شد و پس از طی دورهٔ مقدماتی پرواز در ایران، برای ادامهٔ تحصیل و فراگیری دورهٔ تکمیلی خلبانی به آمریکا اعزام شد. وی با اخذ نشان و گواهی*نامه خلبانی به ایران بازگشت و با درجهٔ ستوان*دومی در پایگاه هوایی همدان مشغول به*خدمت شد.

    همسر وی «نرگس خاتون دلیرروی فرد» نام داشت. در زمان آخرین پروازش، پسرش امیررضا، هشت ماه و نیم سن داشت. با شروع جنگ ایران و عراق، او در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری (که در آغاز جنگ به پایگاه شهید نوژه نامیده شده بود) مشغول خدمت بود و پس از مدتی، برای ادامه پروازهای جنگی به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل شد.

    دوران در تاریخ ۷ آذر ۱۳۵۹ و در جریان جنگ ایران و عراق، اسکله الامیه و البکر را غرق کرد و در عملیات فتح*المبین نیز بسیار موفق عمل کرد.
    عباس دوران در سحرگاه ۳۰ تیر ۱۳۶۱ بر فراز حریم هوایی بغداد به*پرواز درآمد و پالایشگاه الدوره در ضلع جنوبی بغداد را نشانه رفت. وی، تمامی بمب*های خود را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، اما هواپیمایش در آسمان بغداد مورد اصابت موشک*های ضد هوایی ارتش عراق قرار گرفت. در حالی که کاظمیان، همراهش، با چتر نجات به بیرون پرید، وی با صرف نظر کردن از خروج اضطراری، هواپیمای فانتوم (اف۴) صدمه*دیدهٔ خود را که در آتش می*سوخت، با هدف ناامن جلوه دادن شهر بغداد، به هتل محل برگزاری هفتمین دوره اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها کوبید و مانع از برگزاری این اجلاس در کشور عراق شد.

    از پیکر وی، بیست سال بعد در سال ۱۳۸۱ تکه*ای از استخوان پا به ایران بازگشت که در ۱۰ مرداد ۱۳۸۱ خانواده وی آن*را در شیراز به خاک سپردند.

    بر اساس داستان آخرین روزهای زندگی و واپسین مأموریت دوران، فیلم سینمایی*ای با نام عبور از خط سرخ در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی جمال شورجه ساخته شده*است که از طریق صدا و سیما چندین بار پخش شد .
    منبع : ویکی پدیا

  38. 5 کاربر از پست مفید amirkasravi تشکر کرده اند .


  39. #22
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۹
    محل سکونت
    قزوين
    نوشته ها
    206
    امتیاز : 5,646
    سطح : 48
    Points: 5,646, Level: 48
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 322
    تشکر شده 640 در 177 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    روایت خلبان منصور کاظمیان از شهادت خلبان عباس دوران
    روز ۳۱ تيرماه ۱۳۶۱ سه هواپيما كه هركدام دو سرنشين داشت ماموريت يافتند روى بغداد عملياتى انجام دهند. هدف آنها بمباران پالايشگاه بغداد، نيروگاه اتمى بغداد و پايگاه الرشيد يا ساختمان اجلاس در بغداد بود.
    هواپيماى يك: عباس دوران _ منصور كاظميان
    هواپيماى دو: اسكندرى _ باقرى
    هواپيماى سه: توانگريان _ خسروشاهى
    ماجراى اين ماموريت كه خلبان عباس دورانى در آن به شهادت رسيد از زبان همكار و همراهش منصور كاظميان خواندنى است:
    «پنج و بيست و پنج دقيقه صبح از روى باند پايگاه همدان بلند شديم. حساب كرده بوديم سوخت مان همين قدر كفاف مى دهد كه از همدان برويم بغداد، ماموريت مان را انجام بدهيم و برگرديم. قبل از پرواز، دوران به من گفته بود كه «اگر اتفاقى افتاد و خواستى بپرى بيرون، من رو Eject نكن» ...توى مسير هم من ساكت بودم هم دوران. از پروازهاى قبلى مان اخلاقش دستم بود. خوشش نمى آمد كسى زياد حرف بزند. يكى دو بار گفته بود: « خوشم مى آد. هم ساكتى و كم حرف، هم نترس.» شايد خودش گفته بود من را هم پروازش بگذارند.
    گذشته از اين كه خودم زياد اهل حرف نبودم، در آن اوضاع چيزى هم براى گفتن نداشتيم. بغض بيخ گلويم چسبيده بود و فقط سعى مى كردم مسير را از روى نقشه درست طى كنم. گاهى فقط به او مى گفتم كه به اين طرف بچرخد يا از اين سمت برود. مواظب بودم گشت هاى هوايى كار دستمان ندهند. هنوز تاريك بود، شهرهاى زير پايمان هنوز بيدار نشده بودند، فقط ريسه لامپ هاى خيابان و جاهاى عمومى روشن بود.
    روى ايلام ارتفاع مان را تا ده پانزده مترى زمين پايين آورديم. سرعت را هم به ششصد مايل رسانديم، يعنى نهصد و پنجاه تا هزار كيلومتر، تا دشمن نتواند ما را در رادارش ببيند. از جنوب ايلام وارد مرز عراق شديم. فاصله ما با هواپيماى دو حدود دويست متر بود. داشتم آنها را نگاه مى كردم كه ديدم از زمين يك موشك به سمت آنها شليك شد. حدس زدم سام هفت باشد و به آنها نرسد، ولى به آنها گفتم مواظب باشند. حدسم درست بود. موشك كمى كه دنبال شان آمد، توى هوا منفجر شد.
    دستگاهى هست به نام ECM كه به خلبان خبر مى دهد در ديد هواپيماى دشمن هست يا نه. از مرز كه رد شديم، روى ECM ديدم كه بغداد ما را روى رادارش مى بيند. به دوران گفتم، جواب نداد. هواپيماى دو هم همين پيغام را داد. دوران به شوخى گفت: «از اين پايين تر كه نمى شه پرواز كرد. مى خواين بريم زير زمين؟»
    جاده بغداد- بصره را رها كرديم و به سمت شمال شرقى چرخيديم. ساعت شش و ده دقيقه روى آسمان بغداد بوديم. هوا هنوز تاريك بود، ولى ناگهان ديدم ده مايلى جنوب شرقى بغداد انگار شهر چراغانى شد، دو تا ديوار آتش جلومان درست كرده بودند. ديوار آتش اول را كه رد كرديم، دوران اشاره كرد به چراغ هاى نشان دهنده، گفت: «منصور، موتور راست هواپيما آتش گرفته.»
    قاعده اين بود كه موتور راست را خاموش كنيم، ولى سرعتمان نبايد كم مى شد. گفتم: «چيزى نيست، از شهر رد بشيم خاموشش مى كنم.» اين آخرين حرفى بود كه بين ما رد و بدل شد.
    ديوار آتش دوم را كه رد كرديم، دكل هاى پالايشگاه پيدا شد. موقعيتش نسبت به بغداد مثل موقعيت پالايشگاه تهران بود نسبت به تهران. از همان اطراف پالايشگاه شروع كردند به زدن. پدافندى كه ما را هدف گرفته بود، چهارلول پنجاه و هفت ميلى مترى بود. من خيلى خوب گلوله هايش را مى ديدم كه قوس برمى داشت و پشت هواپيما ضرب مى گرفت. از ECM ديدم كه موشك هاى سام شش و سام سه شان را رويمان قفل كرده اند. سعى كردم رادار پدافندشان را از كار بيندازم. رسيديم به پالايشگاه بغداد و بمب ريختيم. برگشتم ببينم چند تا به هدف خورده كه ديدم دم هواپيما تا جايى كه من نشسته ام، آتش گرفته. همان موقع لرزش خفيفى به جان هواپيما افتاد. دستگاه ها را نگاه كردم، درست بود. ولى هواپيما بدجورى داشت مى سوخت. بايد بيرون مى پريديم.
    همه حرف هاى دوران براى نپريدنش در ذهنم مرور شد. او مرا خوب مى شناخت و مى دانست از ترس يا الكى بيرون نمى پرم. حالا هم فقط تاكيد كرده بود. به هر حال نمى توانستم بگذارم آنجا بماند. دستم به سمت دسته Eject دو نفره رفت و خواستم بگويم كه براى پريدن آماده باشد كه همه دستگاه ها جلوى چشمم سياه شد و هيچى نفهميدم.
    صبح ۳۱ تيرماه ،۱۳۶۱ خلبان شهيد، عباس دوران، كه در تعداد پرواز جنگى در نيروى هوايى ركورد داشت و عراق، براى سرش جايزه تعيين كرده بود، پس از بمباران پالايشگاه بغداد، هواپيما را كه آتش گرفته بود به هتل محل برگزارى اجلاس سران غيرمتعهدها مى كوبد و بدين ترتيب با شهادت خود كارى كرد كه اجلاس سران غيرمتعهدها به علت فقدان امنيت در بغداد برگزار نشد. ديگر خلبان اين هواپيما، منصور كاظميان، به دست نيروهاى عراقى اسير شد. دوران در نامه هاى اين ماموريت، مقابل اسم پدافندهاى مختلفى كه عراق از كشورهاى اروپايى خريده بود، نوشته است: نود درصد احتمال برگشت نيست...


    منبع:سایت رسمی روزنامه شرق
    ویرایش توسط amirkasravi : دوشنبه ۰۶ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۷:۰۷

  40. 5 کاربر از پست مفید amirkasravi تشکر کرده اند .


  41. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  42. 5 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  43. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام

    امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 عملیاتی گرگان» سر سفره نهار، کنار حاج همت نشست. لقمه اول را که گذاشت توی دهانش، به حاج همت گفت: حاجی پارتی بازی می کنی ها

    به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق به نقل از فارس، ظهر بود، همه فرماندهان، بسیجی و سپاهی و ارتشی، بعد از یک جلسه عملیاتی داخل پادگان سرپل ذهاب، نماز و نهار.

    حاج همت، مهدی باکری، صیاد شیرازی و سرداران سپاه عشق همه حضور داشتند.

    امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 عملیاتی گرگان» سر سفره نهار، کنار حاج همت نشست.

    بسم الله؛ لقمه اول را که گذاشت توی دهانش، به حاج همت گفت: حاجی پارتی بازی می کنی ها...

    حاج همت با تعجب نگاهی کرد، به امیر عقیلی گفت: چطور...!؟

    امیر گفت: حاجی، به این ایست بازرسی ژاندارمری و ارتش که می رسی، یک بوق می زنی، دست تکان می دهی و رد می شوی. اما به ایست بازرسی بسیج که می رسی، از دور چراغ می دی، بوق می زنی، بیست متر مانده، ترمز می زنی، با لبخند از ماشین پیاده می شوی، بهشان خسته نباشید می گویی، بعد سوار ماشین می شوی و آرام آرام از کنارشان با لبخند، دست تکان می دهی و می روی.

    حاج همت خندید و گفت: نه، اینطوری هام نیست. تبمسی به جمع فرماندهان ارتشی و بسیجی و سپاهی در ادامه گفت: من وصیت می کنم؛ کوچکتر از آن هستم که نصیحت کنم.

    بعد رو به جمع کرد، لبخندی شیرین تر، قدری بلندتر گفت: آقا، به ایست بازرسی بسیجی که رسیدی، محکم ترمز بزن.

    همه دست از خوردن غذا کشیدند، بعضی ها لقمه توی دهان، با تعجب گفتند: چرا حاجی؟

    شهید همت گفت: ببینید این سربازهای ارتش و ژاندرمری، چهارماه تعلیمات اولیه می بینند، بعد یک دوره تخصصی آموزش دژبانی، که در ایست بازرسی، اول ایست بدهند، بعد تیرهوائی، بعد اگر توجه نکرد، لاستیک ماشین را هدف بگیرند، آموزش دیدند که هدف را دقیقآ «زنده» از ماشین پیاده کنند.

    بازجوئی کنند. هویت اش را بدست بیاورند، که چکاره هست؛ از کجا آمده، ماموریت اش چی هست.

    ولی یادتان باشه، بسیجی اول می بنده به رگبار، تازه یادش می آد، که باید ایست می داد.

    یک مرتبه، خمپاره خنده بود که وسط سفره منفجر شد، حالا نخند کی بخند... .

    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/103991

  44. 5 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  45. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام

    امیدواریم که بپه های واحد شهدا یه همت مضاعفی برای شهدای ارتش استان انجام بدن وآنهارا از مهجوریت و مظلومی خارج کنن.

    الان فقط شهید دوران هست که روی آن کار شده.

  46. 5 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  47. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mamad13 نمایش پست اصلی
    سلام

    امیدواریم که بپه های واحد شهدا یه همت مضاعفی برای شهدای ارتش استان انجام بدن وآنهارا از مهجوریت و مظلومی خارج کنن.

    الان فقط شهید دوران هست که روی آن کار شده.
    انشاالله ،
    شما خودتون هم میتونین کمک کنینا ...
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  48. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  49. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام

    اگه میخواین زیرش در برین که هیچ و گرنه کار کن و مگو کار چیست...

    مطمئن باش اگه واحد شهدا بودم شروع کرده بودم.....

  50. 4 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  51. #28
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-اردیبهشت-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    562
    امتیاز : 7,005
    سطح : 55
    Points: 7,005, Level: 55
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 757
    تشکر شده 1,502 در 376 پست
    مخالفت
    11
    مخالفت شده 22 در 8 پست

    پیش فرض

    سلام
    رهبر معظم انقلاب تعبیر خاصی از ارتش
    دارند می فرمایند<<ارتش کلمه طیبه است>>................../اللهم عجل لولیک الفرج/

  52. 6 کاربر از پست مفید فراق يار تشکر کرده اند .


  53. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام
    بله
    ارتش و شهدای ارتش.

  54. 6 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  55. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام

    شهید ستاری در اردیبهشت ماه 1327 در ورامین دیده به جهان گشود و بعد از اخذ دیپلم متوسطه در این شهر، وارد دانشکدة افسری شد. پس از پایان دورة دانشکده به درجة ستوان دومی نایل آمد . وی افسری مؤمن، متعهد، شجاع، آگاه، تیزهوش و کاردان بود . طرح ها و ابتکارهای زیادی در تجهیز سیستم های راداری و پدافندی به اجرا گذاشت که در طول جنگ تحمیلی توان نیروی هوایی را در سرنگونی هواپیماهای متجاوز دشمن دو چندان نمود.

    شهید ستاری ، در بهمن ماه سال 1365 با درجة سرهنگی به سمت فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا هنگام شهادت عهده دار این مسئولیت بود . وی در طول مدت فرماندهی خود بر نیروی هوایی با اجرای دهها طرح و برنامه ، منشأ خدمات ارزشمندی بود که امروز نیروی هوایی و نیز پدافند هوایی کشور را به این سطح از آمادگی و توان رزمی رسانده است.

    شهید ستاری در سوم آذر ماه 1373 (42 روز قبل از شهادتشان) مصادف با ولادت حضرت زهرا (س) و امام خمینی(ره) و همچنین هفته بسیج جهت افتتاح حسینه امام سجاد(ع) باغ خواص ورامین میهمان اهالی این روستا بود.
    باغ خواص از توابع بخش مرکزی ورامین است که بیش از 40 شهید گرانقدر، ده ها جانباز و ایثارگر و آزاده تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نموده است. شهید ستاری در خاطرات خود از اهالی باغ خواص اینگونه یاد می کند: «اهالی باغ خواص در مسائل دینی و مذهبی بسیار قوی و ریشه دارهستند، همیشه ، شیعه محکمی بوده و بسان یک دژ مستحکم در دل کویر عمل کرده اند»

    در زیر بخشی از متن سخنرانی شیوا و نافذ ایشان در مراسم افتتاحیه حسینیه امام سجاد(ع) باغ خواص آمده است.

  56. 3 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1