کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 52 از 52 نخستنخست ... 242505152
نمایش نتایج: از شماره 1,531 تا 1,558 , از مجموع 1558
  1. #1531
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    مادر شهید مدافع حرم محمدرضادهقان؛


    محمدرضا از قبل پیش بینی کرده بود کجا به شهادت می رسد
    برخی صحبت ها درمورد شهدای مدافع حرم جگرخراش است.


    مادرشهید گفت: آن کسانی که می گویند مدافعان حرم برای بشار اسد رفتند بدانند که این شهدا برای دفاع از آرمان های تشیع رفتند.


    مادر شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان در چهارمین یادواره ی شهری بزرگداشت تجلیل و تکریم از بانوان مجاهد انقلابی، اظهار کرد: در زمان جنگ تحمیلی سراسر کشور ما در التهاب جنگ بود و در هر کوچه و خانه ای زمزمه شهید و شهادت وجود داشت همانطور که در کوچه ما هفت خانه بود که از این تعداد شش خانه خانواده شهید بودند، آن زمان با توجه به اینکه خواهر شهید بودم اما حس مادر شهید بودن را درک نمی کردم.

    وی افزود: یک چیزی باید این شهید را با شهدای دفاع مقدس پیوند می داد ویک چیزی بازهم باید این شهدا را به 25 سال آینده ای که مقام معظم رهبری فرمودند:"اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید" پیوند بدهد و به نظر من پیام این صحبت مقام معظم رهبری برای ما خانم ها این است که ما برای 25 سال آینده نیاز به سرباز داریم و این سربازها در دامن همین دانش آموزان که عضو تشکل ها هستند پرورش پیدا می کنند.

    مادر شهید با بیان اینکه حرف های زیادی در مورد شهدای مدافع حرم می زنند، گفت: برخی از این حرف ها خیلی جگر خراش است چراکه هم به شهدا می توپند و هم به خانواده های شهدا، بعضی اوقات برخی ها فکر می کنند که این شهدا انسان های احساسی بودند و یک لحظه احساساتی شدند یا برای پول رفتند و ما روزی که شهید دهقان رادفن کردیم شخصی آمد و به من گفت دلت خنک شد که این جوان را کشتی ، از این حرف ها زیاد به ما گفتند اما من آمدم تا ثابت کنم امثال محمدرضا که از خانواده خودشان دل کندند و راهی دیار عشق شدند با بصیرت رفته اند نه از روی احساس!

    وی با اشاره به زندگی نامه شهید دهقان افزود: شهید دهقان یک جوان پر شور انقلابی بود روز تشییع پیکرش خیلی از جوان ها بخاطر ظاهر شهید جذب شدند چرا که محمدرضا معتقد بود حزب اللهی باید همیشه شیک، ساده و روان باشد.

    مادر شهید با بیان اینکه محمدرضا از کار فرهنگی خسته نمی شد، گفت: محمدرضا عضو همه تشکل های فرهنگی بود و عشق و خط قرمزش مقام معظم رهبری بود، به صورتی که برای پاسخ به شبهاتی که در فضای مجازی در مورد ولایت فقیه مطرح می شود به قم سفر کرد و مدتی سر کلاس علما نشست تا بتواند به این شبهات پاسخ دهد و آنقدر در این حوزه بحث و تفحص کرد که در آخرین جمله خودش می گوید که حضرت آقا، علی زمانه است و اگر آقا امر کند که گردنت را بزن بی هیچ سوالی این کار را می کنم.

    وی با تاکید بر بصیرت شهید محمدرضا دهقان، گفت: این جوان احساساتی نشد بلکه از روی عشق و علاقه برای دفاع از حرم رفت.

    مادرشهید با بیان اینکه محمدرضا هرچه گفت، همان شد، افزود: محمدرضا دوسال قبل از شهادت گفت که در حلب سوریه شهید می شود و روز عاشورای 93 اعلام کرد که مادر وقتی شهید شدم من را در صحن امام زاده ی چیذر دفن کنید و من در آن لحظه فکر نمی کردم که دارم وصیت شهید را می شنوم.

    وی ادامه داد: شهید محمدرضا دهقان در محرم سال 94 زنگ زد و گفت من دارم زیر علم و بیرق حضرت زینب سینه می زنم اما به اربعین نمی رسم و اربعین پیش امام حسین هستم و دقیقا 19 روز قبل از اربعین محمدرضا شهید شد.

    مادر شهید با اشاره به دلایل حضور محمد رضا در سوریه، بیان کرد: اولین دلیلی که محمدرضا برای حضورش در سوریه داشت دلیل اعتقادی بود عشق و علاقه محمد رضا به اهل بیت باعث رفتن به سوریه شد و دومین دلیلی که همیشه می گفت؛ جنایات داعش در سوریه و نسل کشی بود و معتقد بود باید با اینها مقابله کرد چراکه دارند اسلامی هراسی راه می اندازند.

    وی افزود: سومین دلیل محمدرضا برای حضور در سوریه این بود که می گفت در زمان جنگ تحمیلی تمام دنیا با صدام بودند و تنها کشوری که به ما کمک می کرد سوریه بود و حالا انصاف نیست در زمانی که سوریه مشکل دارد ما کنار بایستیم.

    مادرشهید خاطرنشان کرد: آن کسانی که می گویند مدافعان حرم برای بشار اسد رفتند بدانند که این شهدا برای دفاع از آرمان های تشیع رفتند.

    وی با اشاره به اینکه شهید دهقان بسیار به اعتقاداتش پایبند بود،افزود: محمد رضا در وصیتنامه ای که فرستاده بود نوشته بود مادر برای من پنج روز روزه بگیرید کفایت می کند و این پنج روز هم برای آموزش های سپاه مسافر بود و این نشان دهنده این است که محمدرضا علاوه بر اینکه مراقب چشم و روحش بود مراقب اعتقادات خودش نیز بود.

    مادرشهید با تاکید براینکه رفتارهای مادر در آینده فرزند تاثیر گذار است، گفت: نان حلال و دامان پاک مادرها است که سربازان امام زمان (عج) را تربیت می کند و مادران نقش به سزایی دارند.

    مادر شهید با بیان اینکه برخی فکر می کنند که شهدا مخصوص دفاع مقدس هستند، گفت: حفظ کردن عقاید درشرایط کنونی و تهاجم های فرهنگی که وجود دارد سخت است اما شهدای مدافع حرم اتمام حجت هستند برای همه ما و برای کسانی که می گویند شهادت فقط در زمان دفاع مقدس بود و دوران شهادت تمام شده است.

    وی با بیان اینکه مشعل راه محمدرضا شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم بودند، افزود: قدر اردوهای راهیان نور را بدانید و ارتباط خودتان را با شهدا حفظ کنید، محمدرضا بهترین و بیشترین ساعات اوقات فراقت خودش را در کهف الشهدا و مزار شهدا می گذراند.

    مادرشهید با بیان اینکه محمدرضا عاشق خدا و امام زمان(عج) بود، گفت: توجه داشته باشید که شهدا آدم های دست نیافتنی نیستند و تنها تفاوت آنها با ما این بود که مراقب بودند و هرکسی را در دل خودشان راه ندادند.


  2. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  3. #1532
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض




    باباترین بابای دنیا

  4. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  5. #1533
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض




    مهندس شهید «رضا کارگر برزی» از شناخته شده ترین شهدای مدافع حرم است. یک پاسدار نخبه که امید بسیاری به توانایی هایش در عرصه های مختلف می رفت.اما این شهید بزرگوار با درک شرایط زمان و نیازمندی جبهه مقاومت اسلامی، حضور در جمع مدافعان حرم را برگزید و در همین جبهه نیز به شهادت رسید.


    پیشتر گفت وگوی مفصلی با خانواده شهید «کارگربرزی» منتشر کرده بودیم، اما از آنجایی که این شهید در سال 96 از سوی سازمان بسیج مهندسین صنعتی به عنوان شهید شاخص سال معرفی شده است، سالگرد شهادتش در یازدهم مردادماه 1392 را فرصتی دانستیم تا مروری دوباره بر زندگی و منش یکی از نخبه های شهید جبهه مقاومت اسلامی داشته باشیم.


    پسرباهوش نظرآباد


    اول مردادماه 1358 بود که خدا اولین پسر خانواده کارگر برزی ها را بعد از پنج دختر به آنها داد. پسر باهوش و زرنگی که از همان کودکی استعداد و توانایی هایش را در زمینه های مختلف نشان می داد. راضیه عظیمی مادر شهید می گوید: «خدا، رضا را ماه شعبان به من و پدرش داد. قبل از او ما پنج دختر داشتیم. بعد از رضا هم خدا یک پسر دیگر به ما داد. رضا بچه تیزهوش و فعالی بود که خستگی نمی شناخت. غیر از اینکه از نظر درسی دانش آموز زرنگی به حساب می آمد، به ورزش هم علاقه زیادی داشت. در رشته های کونگ فو و شنا پیشرفت زیادی کرده بود. پسرم همزمان با درس و ورزش، در هیئت های مذهبی هم شرکت می کرد و یک بسیجی تمام عیار بود».


    از اوایل دهه 70 محیط دوست داشتنی پایگاه مسجد غدیریه نظرآباد (محل زندگی شهید کارگر برزی) شاهد فعالیت های خستگی ناپذیر او شد. رضا خیلی زود فعالیت در بسیج را آغاز کرد و تا زمانی که مهلت زیستن در این دنیای خاکی را داشت، از محیط مسجد و بسیج فاصله نگرفت. او همان راهی را می رفت که پدر و مادرش از اولین فرزند پسرشان انتظار داشتند. عباس کارگر برزی پدر شهید می گوید: «پسرم در هفت یا هشت سالگی نمازش را کامل می خواند. اهل مسجد بود و زودتر از سن تکلیفش روزه هایش را می گرفت. مسئولیت پذیری رضا برای هیچ کس پوشیده نیست. در دوران نوجوانی با وجود نداشتن نیاز مالی کار می کرد. تعطیلات تابستان پیش خودم کار می کرد یا در جوشکاری دایی اش مشغول می شد و یا در باغ ها برای میوه چینی می رفت. حتی زمان دانشجویی اش که فکر کنم ترم ششم بود در هنرستان ها مشغول تدریس شد. زیرزمین خانه مان را کلاس خصوصی درس برق و الکترونیک کرده بود».


    شفا یافته عقیله بنی هاشم


    یک اتفاق در زندگی شهید کارگر برزی باعث شد تا ادامه مسیر حیاتش را با اهل بیت(ع) پیوند بزند. گرچه او در دامان پدر و مادری مومن و مذهبی پرورش یافته بود، اما انگار باید چنین اتفاقی می افتاد تا ذات پاک رضا هرچه بیشتر با محبت اهل بیت عجین شود. پدر شهید در همین رابطه می گوید: «شهید رضا سال اول دبیرستان بود که به شدت مریض شد. یک روز نزدیک های ظهر لرزش شدیدی تمام وجودش را گرفت. تا جایی که بیهوش شد. هر طور بود او را به بیمارستان امام خمینی(ره)  کرج رساندیم. حدود یک ماه در بیمارستان بستری بود تا اینکه بعد از معاینات و آزمایش های فراوان به ما گفتند رضا فلج شده است. البته این فلجی به گونه ای بود که از سر انگشتان پا آغاز می شد و به سمت بالای بدنش پیشروی می کرد. دکترها معتقد بودند این بی حسی و فلجی اگر به قلبش برسد امکان فوتش هست. نام این بیماری «گیلنباره» یا همان شَلی یکباره بود. هرکدام از بچه ها نذری می کردند تا رضا خوب شود. من هم با خودم فکر کردم کسی مصیبت دیده تر از حضرت زینب (س)  در اهل بیت نیست. از خدا خواستم و به خانم زینب کبری (س) متوسل شدم. رضا را نذر حضرت زینب (س) کردم و خواستم که خوب شود. مدت کوتاهی نگذشته بود که یک روز در کمال ناباوری و به یکباره دیدیم رضا دست روی دیوار گذاشته و آرام آرام راه می رود. معجزه شده بود. خانم حضرت زینب (س) شفایش را داد، تا چنین روزی سربازی خودش را کند».


    استاد دانشگاه امام حسین(ع)


    سال 76 رضا وارد دانشگاه آزاد اسلامی کرج شد تا در مقطع کارشناسی رشته مهندسی برق -الکترونیک تحصیل کند. همزمان با تحصیل، در هنرستان‏های فنی و حرفه‏ای تدریس می‏کرد و به موازات آن در انجام پروژه های علمی و ساخت و ابداع دستگـاه های الکتـرونیکـی نیـز فعـال بود. شهیـد کارگربرزی به دلیل عشق به هنر خطاطی، هنگام تحصیل به عنـوان یک خطـاط تـراز اول در میـان انجمن خوشنویسان شهرستان نظرآباد شهره بود. مسیر کسب علم و حضور در فضای علم و دانش برای رضا تمام شدنی نبود. به گونه‏ای که علاوه بر کارشناسی مهندسی برق و الکترونیک، دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات عرب، مدرک کارشناسی زبان انگلیسی، مدرک کارشناسی ارشد اطلاعات، امنیت و فارغ التحصیل دانشگاه امام علی(ع) و نیز استاد دانشگاه امام حسین (ع) بود که نشان می‏دهد شهید کارگربرزی در راه علم و دانش لحظه ای غفلت نکرد.


    متخصص تخریب


    با وجود اینکه رضا متاهل بود و دو پسر داشت، اما حضور در جبهه مقاومت اسلامی برای او دور از ذهن نبود. وی متخصـص تخـریب و جـنگ‏های پارتیزانی و چریکی بود و از سال 89 روی سوریه متمرکز شد. تخصص های این شهید باعث شده بود تا از وی برای آموزش افسران و فرماندهان سوری دعوت به عمل  آید. اگر از همکاران شهید درباره علم و فن او سؤال شود همگی از ابتکارات و اختراعات وی صحبت می کنند. از اینکه بسیاری از تجهیزات نظامی فرسوده و از کار افتاده را دوباره احیا می کرد و گاهی قابلیت‏های جدیدی به آنها می افزود. مهندس شهید رضا کارگربرزی در کمترین زمان توانایی مهندسی معکوس تجهیزات جنگی به غنیمت گرفته شده را داشت. در همین زمینه سردار عروج می گوید: «وقتی یکی از اختراعات رضا در زمینه انفجار را به شهید عماد مغنیه نشان دادیم، ایشان پس از اجرای آزمایشی این اختراع نوید تحول در جبهه مقاومت اسلامی را داد».


    استاد نمونه


    شهید کارگر برزی با وجود مأموریت های بسیاری که به خارج از کشور و خصوصاً کشور سوریه داشت، به دلیل رعایت مسائل امنیتی و همچنین خلوصی که در عمل و گفتار داشت، کمتر از فعالیت هایش سخن می گفت. مادر شهید می گوید: «می دانستم که پسرم در بسیج مشغول فعالیت است و همیشه او را در حال انجام کارهای فنی که مربوط به برق و الکترونیک بود می دیدم، اما زیاد از کارش سردرنمی آوردم. احساس می کردم مرتبط با رشته تحصیلی اش است. در سه سال آخر عمر دنیایی اش متوجه شده بودم که بیشتر در مأموریت های خارج از کشور است که همین نگرانم کرده بود. البته فرزندانم به گونه ای برنامه ریخته بودند که در زمان حضور رضا در ایران همه دورهم جمع شویم و همین دلم را قرص می کرد. بعد از شهادت یکی از فرماندهانش به من گفت: مادر به رضا افتخار کنید، رضا نمونه ای از یک انسان کامل و عالم در همه امور بود. بعدها به من گفتند رضا در آخرین مأموریتش در سوریه با یک تله انفجاری توانسته بود تعداد زیادی از داعشی ها را به هلاکت برساند. امسال ماه رمضان هم وقتی با دوستش دیدار داشتیم گفت رضا هربار که به سوریه می آمد خیلی از شاگردانش با تأسی از رفتار رضا شیعه می شدند. در این آخرین مأموریتش هفت نفر از شاگردانش به تشیع گرویده بودند».


    شهادت در رمضان


    سـرانـجـام مهندس شهید رضا کارگربرزی سـحرگـاه روز جـمعه یــازدهم مـرداد 1392 مصادف با 24 رمضان 1434 و روز قدس با زبان روزه در روستای کفرء کار در مدرسه ترکان در جنوب حلب به شهادت رسید. او شفا یافته حضرت زینب کبری(س) بود و همانطور که پدرش می گوید خانم حضرت زینب (س) شفای پسرم را داد تا چنین روزی او را سرباز خودش کند و در راه دفاع از خیمه زینبی به شهادت برسد. رضا در آخرین روزهای حیات زمینی اش به خانواده گفته بود: «من اسیر نمی‏شوم، پیکرم برمی‏گردد و سالم نزد شما می آیم.» رضا به قولش عمـل کـرد و پیکـرش در تـاریخ 14 مـرداد سال 1392 سالم به وطن بازگشت و در گـلزار شهدای زادگاهش دفن شد. پدر شهید می گوید: «صبح روز دوشنبه چهاردهم مرداد بود که پیکر رضا وارد نظرآباد شد. جمعیت فراوانی آمده بود. مردم شهرمان به بهانه تشییع پیکر رضا باز ارادت خودشان را به خاندان عصمت و طهارت نشان دادند. خدا را شاکرم که در منطقه ای زندگی می کنم که مردمی ولایتمدار و عاشق اهل بیت(ع) دارد. مدافعان حرم خیلی مظلومانه شهید می شوند. در دیار غربت در دفاع از اسلام ناب محمدی با اشقی الاشقیا می جنگند و خیلی مظلومانه در خفا تشییع می شوند. مدافعانی که در گمنامی هستند. جای آنها خیلی خالی است، البته این شهدا در محضر سیدالشهدا (ع) و حضرت زینب (س) هستند و در فراق این عزیزان، تسلی دلمان همان نظر ائمه اطهار است».


    گوشه ای از خاطرات شهید


    نماز اول وقت


    شهید کارگر برزی عاشق مطالعه بود، به گونه ای که خانواده و دوستان شهید معتقدند اوقات فراغت وی را تنها در دو حالت می توان دید؛ مطالعه یا عبادت. شهیـد رضـا نمونـه بـارز سـاده‏زیستـی، دوری از تشریفات، تجملات و اسراف بود. وی در مظلومیت و ولایتمداری شهره دوستان و آشنایان بود. رضا تقید به حلال و حرام را اسـاس زندگی خودش قرارداده بود و جزء مهم ترین‏های زندگی‏اش بود. برای او رعایت این نوع مسائل مهم تر از رضایت اطرافیانش بود. همسر شهید می‏گوید: «اقامه نماز اول وقت برای شهید خیلی مهم بود تا جایی که حتی در جاده هم برای اقامه نماز اول وقت توقف می‏کرد».


    برادر شهید:

    زمستان سال 91، خانه  یکی از اقوام که از قضا ماهواره هم داشتند دعوت شدیم. همین موضوع باعث شد تا رضا درباره اهداف شبکه های ماهواره ، چگونگی تشکیل این شبکه ها، منابع مالی شان، برای صاحبخانه و بقیه صحبت کند. چند نفری شروع کردن به مسخره کردن رضا که فلانی، توی فلان جا مغزت را شست و شو داده اند... بعد از مهمانی، من با رضا تند برخورد کردم که چرا شروع می کنی از این حرف ها می زنی که بخواهند مسخره ات کنند؟ کلی تشر به او زدم اما رضا جواب داد من وظیفه ام را در قبال این خانواده انجام دادم. دیگر در آن دنیا از من نمی‏پرسند که چرا دیدی و می‏دانستی اما چیزی نگفتی؟ من کار خودم را کردم، به وقتش این حرف ها جواب می دهد. خیلی برایم جالب بود. رضا اصلاً به این فکر نمی کرد که مسخره اش می‏کنند، فقط به فکر انجام وظیفه اش بود. شاید همین اخلاص شهید بود که باعث شد وقتی حـاج قـاسم سلیمـانـی بر سر مـزارش حاضـر شد، از شهیـد رضـا به عنوان یک نیروی مخلص، متعهد و کارآمـد در جنـگ یـاد کند و شهیـد رضـا را با نـام مهنــدس رضـا خطاب نماید.


    آخرین دیدار

    مادر شهید:

    آخرین دیدار حضوری ما روز دوازدهم تیرماه 92 بود. آن روز رضا را برای آخرین بار دیدم و شب هم منزل برادرش با هم بودیم. خیلی از کارهای ما را سروسامان داد. مثلاً برای دستگاه تست قند خون من باتری مناسب خرید و دوچرخه محمد مهدی را درست کرد. انگار می خواست بی دغدغه برود. البته سه روز قبل از شهادتش تماس گرفت و با من و پدرش صحبت کرد. مدام می گفت من حالم خوب است. خیلی با بغض با او صحبت کردم. به من گفت مادر هر وقت دسترسی به تلفن داشته باشم باز زنگ می زنم. با خنده برای اینکه شرایط سخت آنجا را برایم تجسم کند گفت مادر من 9 روز است که حمام نرفته ام. در حالی که می دانستم ایران نیست اما همیشه حضورش را کنارم حس می کردم. دیدار بعد ما شد روز چهاردهم مرداد ماه که پیکر رضا را برایم آوردند. از اینکه خدا من را هم لایق دانست تا در صف مادران شهید باشم، شکرگزارش هستم. راضی ام به رضای خدا.

    منبع: روزنامه جوان


  6. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  7. #1534
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    "مرتضی حسین پور" از پاسداران استان گیلان در نبرد با تروریست های داعشی در اطراف شهر تدمر در استان حمص سوریه به فیض شهادت نائل آمد.زمان، مکان و نحوه تشییع پیکر این شهید مدافع حرم متعاقبا اعلام خواهد شد.شهید حسین پور به عنوان بیستمین شهید مدافع حرم استان گیلان شناخته می شود.مناطق حومه شرقی استان حمص سوریه طی روزهای اخیر صحنه درگیری های شدید بین رزمندگان مقاومت و تروریست های داعشی بوده است.


  8. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  9. #1535
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    در میان مزار شهدای آرمیده در این گلزار، سه مضجعِ شریف جلب توجه می کند که فاقد سنگِ مزار بوده و در زیر عکس صاحب آنها، روی قطعه سنگ کوچکی، این جمله حک شده بود: «بر قبر من سنگ مزاری نگذارید مگر بعد از خونخواهی ائمه ی مدفون در بقیع و ساختن قبور آنان و انتقام از دشمنان محمد و آل محمد(صلوات الله علیهم اجمعین)».

    نکته ی مشترک میان این سه شهیدِ این است که هر سه آنان، متولد اوایل دهه ی هفتاد شمسی هستند یعنی «دهه ی هفتادی» اند.
    اسامی این سه رزمنده ی شهید «حزب الله لبنان» به این قرار است:

    * محمد علی رباعی(با نام جهادی «اباذر»)،
    متولد : ۲۴ بهمن ۱۳۷۴شمسی شهادت:۲۲ تیر ۱۳۹۳ شمسی
    *حسن احمد هزیمه( با نام جهادی «حبیب»)،
    متولد: ۱۲ مهر ۱۳۷۰ شمسی شهادت:۲۱ شهریور ۱۳۹۵ شمسی
    *عباس احمد زعتر (با نام جهادی «کربلاءالحسین»)،
    متولد: ۱۸بهمن ۱۳۷۲ شمسی شهادت: ۲۱ آبان ۱۳۹۵ شمسی



    هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




    مزارِ شهید مدافع حرم «محمد علی رباعی»




    مزارِ شهید مدافع حرم «حسن احمد هزیمه»

  10. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  11. #1536
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    مدافع حرم محسن حججی از شهرستان نجف آباد در دفاع از حریم اهل بیت، اسلام حقیقی و تامین امنیت ملی کشورمان، بدست تروریستها در سوریه به شهادت رسید.
    وی دو روز پیش در عملیاتی که نزدیک مرز سوریه با عراق صورت گرفت به اسارت گروه تروریستی داعش درآمد. داعش تصاویری از به شهادت رساندن این رزمنده ایرانی را منتشر کرده است.


    شهید مدافع حرم «محسن حججی» یکی از نیروهای لشکر زرهی ۸ نجف اشرف و یکی از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. از این شهید بزرگوار یک فرزند ۲ساله به یادگار مانده است.
    لشکر ۸ تاکنون ۱۰ شهید را در راه تامین امنیت کشور با عنوان مدافع حرم در سوریه تقدیم کرده است.









  12. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  13. #1537
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض



    تصویر به شهادت رساندن محسن حججی که در اسارت داعش بوده
    آه یا زینب(س)

    تصاویر شهادت محسن حججی


    ویرایش توسط rahaei : چهارشنبه ۱۸ مرداد ۹۶ در ساعت ۱۶:۰۴

  14. #1538
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض




    این جهادگر فرهنگی در ترویج و تبلیغ کتاب بسیار فعال بود و در اردوهای سازندگی جهادی علاوه بر فعالیت عمرانی، در حوزه فرهنگی نیز دست به اقدامات جهادی می زد.

    همچنین شهید حججی در مدارس به تبلیغ کتاب می پرداخت و از زمره پیشگامان معرفی کتاب در نماز جمعه بود. او در نجف آباد استان اصفهان به معرفی و تبلیغ کتاب می پرداخت.
    این جوان 25 ساله در دومین اعزام خود به سوریه در مرز عراق با این کشور به دست داعش در منطقه ای به نام تنفت به شهادت رسید.

  15. #1539
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض


    سخنگوی الحشد الشعبی درباره نحوه اسارت شهید محسن حججی توضیحاتی داد. وی به نقش آمریکا در اسارت اسیر ایرانی داعش اشاره کرد. به گفته وی، اسارت شهید محسن حججی در حمله داعش، بلافاصله پس از حمله هوایی آمریکا به مواضع الحشد الشعبی اتفاق افتاده است...


    گروه تروریستی داعش که در عملیاتی مشترک با آمریکا علیه مواضع الحشد الشعبی در عراق، تعدادی از رزمندگان را به شهادت رسانده و یک رزمنده ایرانی را به اسارت گرفته بودند، این اسیر ایرانی را به شهادت رساند.

    ایلنا به نقل از المیادین نوشت: «کریم النوری» از سخنگویان بسیج مردمی عراق حمله روز گذشته به مواضع نیروهای عراقی و رزمندگان محور مقاومت در نزدیکی گذرگاه مرزی «التنف» را یک عملیات مشترک میان آمریکا و داعش توصیف کرد.

    وی تصریح کرد در ابتدا جنگنده های آمریکایی اقدام به هدف قرار دادن مواضع نیروهای بسیج مردمی عراق موسوم به حشد الشعبی در نزدیکی گذرگاه مرزی التنف روی داد منجر به شهادت جمع زیادی از رزمندگان و زخمی شدن تعداد دیگر شد.

    النوری ادامه داد همزمان به این حمله هوایی آمریکا به مواضع حشد الشعبی عناصر گروه تروریستی داعش حملات خود از سه محور را به سوی مواضع حشد الشعبی آغاز کردند که در نتیجه آن جمعی از رزمندگان محور مقاومت به شهادت رسیدند.

    عناصر گروه تروریستی داعش در این حمله «محسن حججی» رزمنده مدافع حرم ایرانی را نیز به اسارت درآوردند که در جدید ترین تصاویر و اخبار منتشر شده توسط خبرگزاری اعماق وابسته به گروه تروریستی داعش این رزمنده مدافع حرم به دست عناصر گروه تروریستی داعش به شهادت رسیده است.

    کریم النوری تاکید کرد این حمله آمریکا به صورت عمدی و از پیش برنامه ریزی شده بود و قطعا بدون پاسخ نخواهد ماند.

  16. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  17. #1540
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,532
    امتیاز : 120,698
    سطح : 100
    Points: 120,698, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 76.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,003
    تشکر شده 41,918 در 9,299 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط rahaei نمایش پست اصلی

    سخنگوی الحشد الشعبی درباره نحوه اسارت شهید محسن حججی توضیحاتی داد. وی به نقش آمریکا در اسارت اسیر ایرانی داعش اشاره کرد. به گفته وی، اسارت شهید محسن حججی در حمله داعش، بلافاصله پس از حمله هوایی آمریکا به مواضع الحشد الشعبی اتفاق افتاده است...


    گروه تروریستی داعش که در عملیاتی مشترک با آمریکا علیه مواضع الحشد الشعبی در عراق، تعدادی از رزمندگان را به شهادت رسانده و یک رزمنده ایرانی را به اسارت گرفته بودند، این اسیر ایرانی را به شهادت رساند.

    ایلنا به نقل از المیادین نوشت: «کریم النوری» از سخنگویان بسیج مردمی عراق حمله روز گذشته به مواضع نیروهای عراقی و رزمندگان محور مقاومت در نزدیکی گذرگاه مرزی «التنف» را یک عملیات مشترک میان آمریکا و داعش توصیف کرد.

    وی تصریح کرد در ابتدا جنگنده های آمریکایی اقدام به هدف قرار دادن مواضع نیروهای بسیج مردمی عراق موسوم به حشد الشعبی در نزدیکی گذرگاه مرزی التنف روی داد منجر به شهادت جمع زیادی از رزمندگان و زخمی شدن تعداد دیگر شد.

    النوری ادامه داد همزمان به این حمله هوایی آمریکا به مواضع حشد الشعبی عناصر گروه تروریستی داعش حملات خود از سه محور را به سوی مواضع حشد الشعبی آغاز کردند که در نتیجه آن جمعی از رزمندگان محور مقاومت به شهادت رسیدند.

    عناصر گروه تروریستی داعش در این حمله «محسن حججی» رزمنده مدافع حرم ایرانی را نیز به اسارت درآوردند که در جدید ترین تصاویر و اخبار منتشر شده توسط خبرگزاری اعماق وابسته به گروه تروریستی داعش این رزمنده مدافع حرم به دست عناصر گروه تروریستی داعش به شهادت رسیده است.

    کریم النوری تاکید کرد این حمله آمریکا به صورت عمدی و از پیش برنامه ریزی شده بود و قطعا بدون پاسخ نخواهد ماند.


    این شهید بد منو داغون کرد

    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  18. #1541
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,106 در 2,353 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط rahaei نمایش پست اصلی
    مدافع حرم محسن حججی از شهرستان نجف آباد در دفاع از حریم اهل بیت، اسلام حقیقی و تامین امنیت ملی کشورمان، بدست تروریستها در سوریه به شهادت رسید.
    وی دو روز پیش در عملیاتی که نزدیک مرز سوریه با عراق صورت گرفت به اسارت گروه تروریستی داعش درآمد. داعش تصاویری از به شهادت رساندن این رزمنده ایرانی را منتشر کرده است.


    شهید مدافع حرم «محسن حججی» یکی از نیروهای لشکر زرهی ۸ نجف اشرف و یکی از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. از این شهید بزرگوار یک فرزند ۲ساله به یادگار مانده است.
    لشکر ۸ تاکنون ۱۰ شهید را در راه تامین امنیت کشور با عنوان مدافع حرم در سوریه تقدیم کرده است.








    از وقتی جای این اخم . لبخند ها عوض شد و به اونهایی که باید لبخند میزدیم اخم کردیم به دشمن لبخند زدیم به این روز افتادیم.

    آقایون صف اول نشسته، یکی از اون لبخند ها به ملت بزنید براتون مملکت رو آباد میکنند و یکی از این اخم ها رو نشون دشمن بدین تا دست از سرمون بردارن

  19. 5 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  20. #1542
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,532
    امتیاز : 120,698
    سطح : 100
    Points: 120,698, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 76.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,003
    تشکر شده 41,918 در 9,299 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    نامه سوزناک شهید حججی به امام رضا(ع)/ بر من منت بگذار و جواز شهادتم را امضا کن+ تصویر

    شهید محسن حججی در سفری که در سال 94 به مشهد مقدس داشت از امام رضا(ع) خواسته است تا جواز شهادتش را امضا کند.

    شهید مدافع حرم، محسن حججی که نام و آوازه شهادت و ارادتش به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) امروز دیگر برای همه مردم ایران شناخته شده است وقتی در سال 94 به زیارت حرم مطهر رضوی می رود از امام رئوف می خواهد نامه شهادتش را امضا کند و ایشان را به مادرشان حضرت زهرا (س) قسم می دهد.

    تصویری از چهار صفحه نامه این شهید معزز به امام رضا(ع) را در ادامه همراه با متن آن بخوانید.
    بسم الله النور، النور
    به: انیس النفوس، شمس الشموس، مولا علی ابن موسی الرضا(ع)
    از: غلام رو سیاه، گنهکار
    سلام آقای خوبم
    از آخرین باری که به پابوستان آمدم تاکنون چندسالی می گذرد و حال که در صحن و سرایت هستم سر تا پا شوق و شعف دارم.
    یادم هست دفعه قبل خواسته های زیادی از شما داشتم؛ الآن که خوب فکر می کنم به همه خواسته هایم رسیده ام؛ شغل سپاه، عروسی، جور شدن زندگی و... ممنونم آقای خوبم، ممنون.
    دو روز پیش که با لباس سبز پاسداری به حرمت قدم گذاشتم چقدر لذت بردم؛ باورم نمی شود؛ همه این ها را از کرم و بزرگی شما می دانم.
    مولای من، با ورود به سپاه دریچه ای جدید از زندگی به روی من باز شد؛ اگر روزی هزار بار شکر خدا را بگویم باز هم کم است؛ ارباب من، از لذت های دنیوی هر آنچه که باید می چشیدم را چشیدم.
    حال، بی صبرانه مشتاق چشیدن لذتی اخروی هستم، لذتی که نهایتش رضای خداست.
    یا رضا، تو را به پدر بزرگوارت موسی بن جعفر(ع) قسم، تو را به فرزند عزیزت جوادالائمه قسم، تو را به خواهر گرامی ات فاطمه معصومه قسم، ضامن من شوید.
    آقا جان دوست دارم همانند علی اکبر(ع) در جوانی شهدِ شیرین شهادت را بنوشم و جان ناقابلم را فدای شما اهل بیت کنم.
    فقط یک خواسته شخصی دیگر دارم؛ مولای من، بر من منت بگذار و جواز شهادتم را امضا کن.
    امشب شام دوشنبه است؛ می گویند دوشنبه ها و پنج شنبه ها پرونده اعمال ما می رود دست صاحبمان ولی عصر(ع).
    آقای من، تو را به مادرت زهرا(س) قسم، شهادت نامه ام را با امضای خودت مزین کن.
    آرزو دارم امشب پرونده ام به همراه جواز شهادتم به دست امام زمان(ع) برسد؛ بدون شک با دیدن امضای ضمانت شما، ولی عصر(ع) هم امضا می کند.
    گرچه سرتا پا گناهم، رو سیاهم
    ضامنم باش ای رضا
    مانند آهو دِه پناهم
    آقای من
    مرا از درگاهت ناامید نکن
    الهی رضاً به رضاک
    لامعبود سواک
    دوشنبه/ سه شنبه 6/5/94
    حرم امام رضا(ع)/ رواق الاجابر
    01:34 بامداد
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  21. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  22. #1543
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض


    یک عروس و داماد به پاس رشادت های شهید محسن حججی و شهدای مدافع حرم، ماشین عروسشان را با عکس این شهید بزرگوار آراستند.


  23. #1544
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    بازیگر اخراجی ها به شهدای مدافع حرم پیوست
    ابراهیم خلیلی که در یکی از نقش های فیلم «اخراجی ها 1» حضور داشت و در فیلم نیز از ناحیه پا مجروح می شود به درجه رفیع شهادت نایل شد.

    خلیلی از جانبازان دفاع مقدس و بسیجیان لشکر 27 محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ است که طی عملیاتی مستشاری برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) عازم سوریه شده بود در شرق حلب به آرزوی دیرینه اش رسید و به فیض شهادت نائل شد.








    او که چندین سال فرمانده پایگاه مقاومت بسیج مسجد سبحان تهران بود در نشریه «شلمچه» به سردبیری و مدیر مسئولی مسعود ده نمکی و فیلم سینمایی«اخراجی ها1» فعالیت های مستمری داشت.

    مسعود ده نمکی کارگردان سینما با انتشار عکس های این شهید در پشت صحنه فیلم «اخراجی ها 1» یاد و خاطره این شهید را گرامی داشت.

  24. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  25. #1545
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,532
    امتیاز : 120,698
    سطح : 100
    Points: 120,698, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 76.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,003
    تشکر شده 41,918 در 9,299 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    بسم رب الشهدا و صدیقین

    تقدیم به شهید مدافع حرم شهید محسن حججی با ذکر صلوات

    لحظه لحظه اسارت و  غربت

    بی گمان روضه ای مصور بود

    دود و آتش و غارت خیمه

    جنگ آخر که بر سر٫ سر  بود

    کینه در چشم خنجری در دست

    او که دستار سرخ بر سر داشت

    و در آن دم فقط خدا داند

    چه خیالی پلید در سر داشت

    مثل ارباب روز عاشوراست

    حنجری که رگش ورم کرده است

    این مرام جمیع عشاق است

    ارض ارباب بی کفن برده است

    چون که تکفیر در شکست افتاد

    بهر آنان زمان خریده شده است

    تا که احیا کنند آنان را

    پهلویی یا سری بریده شده است

    یک دو روزی اسیر بودی تا

    رأس پاکت جدای از تن شد

    سلفی٫ با سر جدای تو

    بی شک این افتخار دشمن شد

    چه بگویم  به کودکت محسن

    چون که فردا ز رفتنت پرسد

    از محل عروج و دفنت از

    رأس ببریده از تنت
    پرسد

    صد مدافع مثال بابایش

    قطعه قطعه شدند و می پاشند

    امنیت ارمغان آنان تا

    جمع سلفی بگیر خوش باشند

    هرچه  از رفتن تو می گذرد

    بیش از اینها درحال تکثیری

    همتی ، کاظمی و صیادی

    تو شهیدی و تو نمی میری


    شادی روح امام و شهدا و خاصه شهدای مدافع حرم تکسین دل خانواده های داغ دیده شان صلوات

    شعری که یکی از مخاطبان کانال برای #شهیدحججی سرود
    #محمدحسین چراغی
    شعری تقدیم به شهید حججی | حاج قاسم سلیمانی


    شعر از یکی از دوستان کانونی تقدیم به #شهید حججی
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  26. #1546
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,532
    امتیاز : 120,698
    سطح : 100
    Points: 120,698, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 76.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,003
    تشکر شده 41,918 در 9,299 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    🌹بسم رب الشهدا و صدیقین🌹

    تقدیم به شهید مدافع حرم شهید محسن حججی با ذکر صلوات🌷

    لحظه لحظه اسارت و  غربت

    بی گمان روضه ای مصور بود

    دود و آتش و غارت خیمه

    جنگ آخر که بر سر٫ سر  بود🌹

    کینه در چشم خنجری در دست

    او که دستار سرخ بر سر داشت

    و در آن دم فقط خدا داند

    چه خیالی پلید در سر داشت🌹

    مثل ارباب روز عاشوراست

    حنجری که رگش ورم کرده است

    این مرام جمیع عشاق است

    ارض ارباب بی کفن برده است🌹

    چون که تکفیر در شکست افتاد

    بهر آنان زمان خریده شده است

    تا که احیا کنند آنان را

    پهلویی یا سری بریده شده است🌹

    یک دو روزی اسیر بودی تا

    رأس پاکت جدای از تن شد

    سلفی٫ با سر جدای تو

    بی شک این افتخار دشمن شد🌹

    چه بگویم  به کودکت محسن

    چون که فردا ز رفتنت پرسد

    از محل عروج و دفنت از

    رأس ببریده از تنت
    پرسد🌹

    صد مدافع مثال بابایش

    قطعه قطعه شدند و می پاشند

    امنیت ارمغان آنان تا

    جمع سلفی بگیر خوش باشند🌹

    هرچه  از رفتن تو می گذرد

    بیش از اینها درحال تکثیری

    همتی ، کاظمی و صیادی

    تو شهیدی و تو نمی میری

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    شادی روح امام و شهدا و خاصه شهدای مدافع حرم تکسین دل خانواده های داغ دیده شان صلوات

    شعری که یکی از مخاطبان کانال برای #شهیدحججی سرود
    #محمدحسین چراغی
    شعری تقدیم به شهید حججی | حاج قاسم سلیمانی


    شعر از یکی از دوستان کانونی تقدیم به #شهید حججی
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  27. کاربر روبرو از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده است .


  28. #1547
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    واکنش همسر شهید محسن حججی به خبر بازگشت پیکر شهید







    همسر شهید حججی پس از اعلام خبر بازگشت پیکر شهید، با تغییر تصویر پروفایل خود در یکی از شبکه های اجتماعی نسبت به بازگشت پیکر مطهر شهید واکنش نشان داد.


    شهید محسن حججی، از شهدای مدافع حرم اعزامی از اصفهان و از لشکر 8 نجف اشرف شهرستان نجف آباد در تاریخ 16 مرداد ماه 95 به دست نیروهای تکفیری داعش اسیر و دو روز بعد به شهادت رسید.
    با گذشت 20 روز از شهادت شهید حججی، شب گذشته خبر تبادل پیکر مطهر این شهید توسط سید حسن نصرالله اعلام شد و بنا بر گفته سید حسن نصرالله شهید حججی جزو 3 شهیدی است که حزب الله با تبادل از داعش تحویل می گیرد.
    همسر شهید حججی نیز پس از اعلام خبر بازگشت پیکر شهید، با تغییر تصویر پروفایل خود در یکی از شبکه های اجتماعی نسبت به بازگشت پیکر مطهر شهید واکنش نشان داد و در حاشیه عکس نوشت: «هر کسی دنبال خبر می گرده بهش بگید عشق داره بر می گرده...».





  29. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  30. #1548
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    همسر شهید حججی در نامه ای به همسرش

    محسن جان؛مرد من.در این مدت که نبودی ولی بودی اتفاقات زیادی افتاد. چقدر برایت حرف دارم.ناگفته هایی به اندازه تمام سالهای با هم بودنمان.تو هم بیا و برایم بگو.از لحظه لحظه شیرینی های این سفر!


    به گزارش تسنیم شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی 8 نجف اشرف و از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و 25 ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکرش در دست تروریسیت های داعش باقی ماند. از این شهید بزرگوار یک فرزند دو ساله به یادگار مانده است.

    حال پس از گذشت کمتر از یک ماه از شهادت شهید حججی, طبق توافق حزب الله لبنان با داعش, حزب الله لبنان پیکر مطهر شهید محسن حججی را از داعش پس گرفت. به همین مناسبت همسر شهید محسن حججی نامه ای را خطاب به همسر شهیدش نوشته است که متن این نامه در ادامه می آید:

    بسم رب الشهداء و الصدیقین
    سلام بر حسین و یارانش و سلام بر محسن عزیزم.
    میم، مثل حسین
    42روز پیش راهی سفرت کردم.سفری پر از خطر، اما پر از عشق.سفری که بازگشت از آن یا برگشتن بود یا ماندن.سفری که برگشتنش زندگی بود و ماندنش هم زندگی.اولی زندگی در دنیا و  دومی زندگی هم در دنیا و هم در آخرت.هر چه بود عشق بود و عشق.
    خودم هم ساکت را بستم و وسایلت را جمع کردم.از زیر قرآن ردت کردم.آخرین نگاهت هنوز پیش چشمانم هست.ای کاش بیشتر نگاهت کرده بودم، هم چشمانت را، هم قد و بالایت را، هم سرت را.
    راستش را بخواهی فکر نمی کردم این قدر پر سر و صدا شود رفتنت. نه فقط رفتنت، حتی آمدنت.
    عزیز دلم؛ دروغ چرا؟ خیلی دلم برایت تنگ شده است.میدانم که تو هم همین حس و حال را داشته ای.شب قبل از عملیات زنگ زدی و گفتی:«دلتنگتان شده ام ».
    آمدم بی تابی کنم....اما باز کربلا نگذاشت. آخرین دیدار رباب و همسرش.
    آمدم بی قراری کنم...اما، به یاد روضه حضرت رباب افتادم.روضه رباب خداحافظی اش فرق می کند.وداع آخرش فرق میکند. خودت هم قبول داری، اصلا رباب جنس غمش فرق می کند. رباب سر، هم سرش را بریده دید. بالای نیزه دید. به دنبالش هم رفت. نمی دانم من هم سر، هم سرم را می بینم یا نه؟! اما ، می دانم به اسارت نمی روم.
    همسر خوبم؛ اگر عشق به تو نبود آرامش من هم نبود. قبل از رفتنت به من گفتی :«صبور باش، بی تابی نکن، محکم باش، قوی باش، شیر زن باش».من هم گوش کردم.عشق به تو مرا به این اطاعت رساند.
    محسن جان؛ سفیر امام حسین.خبر داری روز عرفه نزدیک است.نمی دانم امسال دعای عرفه را بیاد حاج احمد کاظمی بخوانم یا بیاد تو.چقدر زرنگ بودی و من تازه فهمیدم.عرفه، مسلم، حاج احمد، تو و شهادت.یک رازی پشت پرده هست که شما را بهم گره زده.
    می گفتی:« یک شهید را انتخاب کنید، باهم رفیق باشید و تا آخر هم با هم بمانید».
    گفتی :«زندگی ات را مدیون حاج احمد هستی»
    گفتی:«من سر این سفره نشسته ام و رزق شهادتم را هم از این سفره بر میدارم».
    تو حاج احمد را انتخاب کردی و حاج احمد هم تو را. مثل خودش هم رفتی؛ با عزت و سربلندی.

    همسر عزیز و پدر مهربان، این روزها حضورت را بیشتر از قبل احساس میکنم.به این باور رسیده ام که شهدا زنده اند.خودت که شاهد بودی.بعضی مواقع علی آقا، پسرمان گریه می کرد، خیلی بی تابی می کرد.خسته که می شدم با تو حرف می زدم و می گفتم:«محسنم، علی را چه کار کنم؟ خودت بیا».تو می آمدی، چون علی آرام آرام می شد.
    می دانم که همیشه هم قرار است پیشمان باشی.اصلا خودمانی تر بگویم، زندگی جدیدی را شروع کرده ایم. مثل همه زندگی ها سختی هایی دارد، مشکلاتی دارد.اما، مهم این است که من فقط تو را دارم.این زندگی هم تفاوت هایی دارد، چون زندگی مان با بقیه فرق می کند، مثل همان روزها پیوند این زندگی آسمانی است.

    اما می دانم که باز برایم قرآن میخوانی، آن هم با ترجمه.کتاب خواندن هایمان ادامه دارد.گلستان شهدا هم که می رویم.مداحی هم برایم می کنی.
    یادت هست چقدر این شعر را دوست داشتی.منم باید برم...آره، برم سرم بره....آن قدر گفتی و خواندی و گریه کردی و به سینه زدی که آخر هم رفتی.هم خودت و هم سرت.
    راستی برایت نگفته ام، علی دیگر مثل قبل نیست.آرام تر شده.انگار فهمیده که بابایش قرار است بیاید و هر روز باید سنگ مزار پدرش را ببوسد تا خود صورتت را.همین هم برایش کافی است.
    شب ها برایش قصه می گویم.یکی بود ، یکی نبود.پدری بود به نام محسن و ....با خودم قرار گذاشته ام هر شب یک داستان از تو برایش بگویم.موضوع های زیادی دارم.مثل، داستان روزهای گذشت و فداکاری ات در اردوهای جهادی.داستان عروس و دامادهایی که زندگی شان با عکس تو شروع شد.داستان فرزندی بنام امیر حسین که مادرش نامش را تغییر داد و شد محسن.داستان مشکلاتی که به واسطه متوسل شدن به تو حل شد.داستان مرد بودنت، نه ببخشید شیر مرد بودنت.

    قصه ها را برایش می گویم تا بزرگ شود، مرد شود، جهادگر شود، ولایتی شود، پاسدار شود، شهید شود و مثل تو شود.
    محسن دوست داشتنی ام؛ چه انقلابی به پا کرده ای؟!ببین.دنیا را زیر و رو کرده ای. دل ها را تکان داده ای. نه فقط در دنیای مجازی بیا و ببین برایت چکار کردند.برای آمدنت هم سنگ تمام می گذارند.رهبرمان هم گفتند:«محسن حججی، حجت بر همگان شد».

    همسر مهربانم؛ بگذار از سکوت این شب ها هم برایت بگویم.با خودم فکر می کردم که اصلا مگر محسن من چند سال داشته؟ محسن جان، مرد من؛ جوان دهه هفتادی امروز علم اسلام افتاده است به دست تو، به نام تو. چگونه زندگی کرده ای، که خدا عاشقت شد. خدا که عاشقت شد تو را انتخاب کرد.وقتی خدا تو را خرید، اهل بیت هم به بازار آمدند. دوستت داشتند که تو هم عاشق آنها شده ای. عاشق که نه، اصلا تو مثل خودشان شده ای. دلنوشته هایت را خوانده ام. دوست دارم مثل حضرت علی اکبر در جوانی فدای اسلام بشوم...که شدی. می خواهم گوشه ای از مصائب حضرت زهرا (س) را بفهمم ....که فهمیدی.

    درد بازو و پهلو را احساس کنم....که حس کردی. شهادت بی درد هم نمی خواهم. دوست دارم مثل ارباب بی کفن بی سر بشوم....بی کفن شدی، بی سر هم شدی.
    سر دادی و سردار شدی.
    مردانگی را در چشمانت دیدم وقتی که در دست آن ملعون وحشی اسیر بودی و پهلویت زخمی بود. ولی، تو ایستاده بودی.اصلا مگر می شود؟! اما نه، تعجب هم ندارد. از مادرت حضرت زهرا (س)به ارث برده ای. مظلومیت را هم از پدرت امیرالمومنین (ع).

    با شنیدن نام تو، عاشورا برای من تکرار میشود. تکرار که نه، تجسم هم میشود.غریب گیر آوردنت.


    خنجر...پهلو...زخم...اسارت...تشن گی... رجز خوانی...خیمه...آتش... دود...سر جدا... بدن بی سر....روضه ام تکه تکه شده.هر کلمه ای خودش زیارت ناحیه مقدسه است.یک نفر بگوید مگر امروز، روز عاشوراست.


    اما همسرم، نگران نباش. ما را به مجلس و بزم شراب یزید نبردند.در حرم امام رضا(ع)برایت مجلس آبرومندانه ای گرفتند.همه این اتفاقات هم از همانجا شروع شد.حرم امام رضا(ع)؛شب قدر. تقدیرات تو آنجا رقم خورد و چقدر هم زیبا.


    هنوز ادامه اش مانده. با آمدنت داری دلبری می کنی برای امام زمانت.


    محسن جان؛مرد من.در این مدت که نبودی ولی بودی اتفاقات زیادی افتاد. چقدر برایت حرف دارم.ناگفته هایی به اندازه تمام سالهای با هم بودنمان.


    تو هم بیا و برایم بگو.از لحظه لحظه شیرینی های این سفر.

  31. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  32. #1549
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    جشن تولد شهدای مدافع حرم
    مراسم جشن تولد شهیدان «مسعودعسکری» و «احمداعطایی» از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) در قطعه 26 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) تهران برگزار شد.
    در این مراسم که جمعی از خانواده شهدا، جانبازان، ایثارگران و عموم مردم تهرانی حضور داشتند، ضمن گرامیداشت یاد شهدای مدافه حرم،کیک تولد این دو شهید والامقام توسط خانواده شان بریده شد.
    برپایه این گزارش، شهید مسعود عسکری متولد 8 شهریور 1369 بود. او ابتدا در رشته الکترونیک و سپس حقوق را برای تحصیل انتخاب کرده بود اما هیچکدام نتوانست پاسخگوی شوق او به پرواز باشد. به همین دلیل پرواز را جایگزین تحصیلات کرد. شهید عسکری 21 آبان ماه سال جاری طی عملیات مستشاری در حلب سوریه به شهادت رسید. پیکرش 22 آبان ماه به کشور بازگشت و طی مراسم باشکوهی در 24 ابان ماه تشییع شده و در قطعه 26 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.
    پاسدار شهید مدافع حرم«احمد اعطایی» نیز متولد 7 شهریور 1364 و ساکن محله فلاح تهران بود و مهندسی برق می خواند. او داوطلبانه برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم و مردم مظلوم سوریه، راهی آن دیار می شود که در 21 آبان ماه 94 و آخرین روز ماه محرم الحرام، همراه با سه تن دیگر از دوستانش«سید مصطفی موسوی»، «مسعود عسگری» و «محمدرضا دهقان امیری» به شهادت می رسد. از این شهید والامقام دو فرزند پسر به نام های محمد علی، پنج ساله و محمد حسین، 19 ماهه به یادگار مانده است. این شهدا به علت تقارن شهادتشان به «شهدای اربعه» معروف شدند.
    در ادامه گزارش تصویری این مراسم را ببینید:


    جشن تولد شهیدان مدافع حرم اعطایی و عسگری






















  33. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  34. #1550
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض


    مداحی بسیار زیبای سیدرضانریمانی در مورد شهدای مدافع حرم


  35. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  36. #1551
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض


    پاسدار شهید «قدیر سرلک» متولد 13 شهریور سال 63 از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) است که به صورت داوطلبانه به سوریه رفت و در 13 آبان سال 94 در نبرد با تروریست های  تکفیری داعش در تل اذان در حومه حلب به فیض شهادت نائل شد.

    مادر شهید مدافع حرم«قدیر سرلک» زمانی که فرزندش در سال82 جذب سپاه شد و مدتی طولانی برای طی کردن دوره آموزش نظامی به تبریز رفته بود, از دوری فراغ فرزندش نامه ای به وی می نویسد:


    بسمه تعالی
    خدمت پسر عزیزم قدیر دلم برای تو تنگ شده به بلندی آسمان و به پهنی دنیا از خدای متعال می خواهم که هرجایی هستی زیر پناهش باشی و خدا را شکر می گویم که به آرزویم رسیدم. امیدوارم که سرباز امام زمان باشی و به مردم کشورت خدمت کنی و گوش به فرمان رهبرت باشی.قربانت مادر.در زیر این نامه خواهر شهید سرلک نوشته این شاهکار که بدستت می رسد حاصل دسترنجmum است. مواظب خودت باش. هوا سرد لباس گرم بپوش. راستی قدیر 3 روز روزه قضا داری حتما قبل از ماه رمضان بگیر.


    به مناسبت تولد شهید قدیر سرلک
    تولدتون مبارک

  37. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  38. #1552
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    خوش آمدگویی مادر شهید شفیعی در استقبال از پیکر فرزندش



    پیکر مطهر شهید مدافع حرم، محمود شفیعی پس از دو سال از شهادتش، امروز در معراج الشهدای تهران مورد استقبال خانواده و همرزمانش قرار گرفت.

    طی مراسمی که عصر امروز دوشنبه 13 شهریور ماه در معراج الشهدای تهران برگزار شد خانواده شهید شفیعی با پیکر فرزند خود وداع کردند.



    مادر شهید در سخنانی بر سر پیکر فرزندش گفت: مادر! ما را سربلند کردی. مادر جان! به دیدنت آمده ام. دخترت از سوریه به دیدنت آمده است. گریه هایم را هدیه به حضرت زینب (س) و علی اکبر (ع) حسین می کنم.

    مادر ادامه داد: پسرم نام ما را زنده کردی. ما را سرفراز کردی.

    شهید محمود شفیعی از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از جهادگران عرصه خدمت رسانی در مناطق محروم کشور بود که سال 94 در حلب سوریه به شهادت رسید و طی روزهای اخیر در تبادل پیکرهای مطهر شهدای لبنانی و ایرانی پیکر وی نیز به کشور بازگشت.



  39. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  40. #1553
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض


  41. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  42. #1554
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    یک ماشین عروس زوج ایرانی که تصویر شهدای مدافع حرم و نوشته «شهدا، امنیت و شادیمان را مدیون شماییم» بر روی این ماشین عروس خود نمایی می کرد



  43. 2 کاربر از پست مفید rahaei تشکر کرده اند .


  44. #1555
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    «ابوعلی کجاست؟»؛ زندگی نامه شهید مدافع حرم

    «ابوعلی کجاست؟» عنوان کتاب زندگی نامه خودگفته شهید مرتضی عطایی معروف به «ابوعلی» است.
    به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، تحقیق این کتاب را که نخستین کتاب از مجموعه کتاب ها با عنوان «تاریخ شفاهی جبهه مقاومت انقلاب اسلامی» است محمدمهدی رحیمی و تدوین آن را نوید نوروزی انجام داده است.
    در این کتاب ۱۴۴ صفحه ای که توسط نشر معارف و از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی منتشر شده افزون بر زندگی نامه خودگفته شهید مرتضی عطایی، شعرهای این شهید و عکس هایی از دوران حیات و حضور او در جبهه مقاومت نیز به چاپ رسیده است.
    در مقدمه این کتاب می خوانیم:
    ابوعلی کجاست؟
    این سؤال را سه دسته می پرسند:
    دسته اول داعشی ها و فتنه گران تکفیری هستند که در عملیات بصرالحریر، عکس شاخص فاطمیون دستشان بود و دربه در دنبال ابوعلی می گشتند. آنها مدام با ترس از اسرا می پرسیدند ابوعلی کجاست؟
    دسته دوم دلبستگان به مذاکره و لبخند دشمن اند که از رزم ابوعلی و امثال او متعجب اند و درحال تمسخر. به اینها باشد، کل توان دفاعی کشور را تعطیل می کنند و ابوعلی ها را تنها می گذارند.
    دسته سوم با افسوس و آرزو می گویند: «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ» و افسوس می خورند و آرزو می کنند که مانند ابوعلی، روزی خور آستان الهی شوند و جاودانه بمانند!
    کتاب «ابوعلی کجاست؟» حاصل ۱۰ ساعت گفت وگو با مرتضی عطایی (ابوعلی) از رزمندگان لشکر فاطمیون است. این مصاحبه ها در مرداد ۹۵ در شهر مشهد ضبط شد تا در کتاب خاطرات شهید مصطفی صدرزاده استفاده شود، اما با شهادت او فرصتی برای چاپ خاطرات ابوعلی پیش آمد تا دسته اول و دوم و سوم، سؤالشان را دوباره بپرسند که «ابوعلی کجاست؟»
    در بخش دیگری از این کتاب آمده است:
    در عملیات بصر الحریر دشمن نه نفر اسیر گرفت که پنج نفر از آن ها را به شهادت رساند و چهار نفر دیگر در ماه رمضان سال ۹۵ با اسرای مسلحین معاوضه شدند، یکی از این اسرا حیدر محمدی بود. مسلحین موقع اسارتش عکس شاخص فاطمیون را به او نشان داده و گفته بودند، ابوعلی کجاست؟ می گفت: «ابوعلی دیگر به منطقه نرو اگر رفتی اسیر نشو که برایت نقشه ها دارند!»
    علاقه مندان می توانند این کتاب را از واحد توزیع دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به نشانی تهران، بلوار کشاورز، خیابان ۱۶ آذر، پلاک ۶۰، حسینیه هنر و یا با تماس با شماره ۰۹۱۹۹۰۳۸۲۷۰ و یا از طریق سایت پاتوق کتاب: ketabroom.ir یا دفتر مرکزی نشر معارف قم یا از طریق فروشگاه های پاتوق کتاب و دیگر مراکز توزیع محصولات فرهنگی تهیه کنند.


  45. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  46. #1556
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,173
    امتیاز : 39,226
    سطح : 100
    Points: 39,226, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,916
    تشکر شده 3,501 در 2,314 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

      بهش گفتم بابات زنده است و تو رو میبینه
    اگه باهاش صحبت کنی گوش میکنه
    روحش در کنارت هست و زنده است
    همین جور که داشت گوش میکرد گفت من روحش رو نمیخوام من خودش رو میخوام ������
    اون لحظه انگار خشکم زد بغض گلوم رو گرفت.
    با بغضی در گلو نمی دونستم به پسر کوچولوی شهید چی بگم
    گفتم : عزیزم منظورم این بود که خودش کنارت هست اما نمی بینیش

    ازش پرسیدم دوست داری بزرگ  شی چیکاره بشی
    گفت :مدافع حرم

    وای به روزی که بیاد و نتونیم جواب فرزندای شهدا رو بدیم .......������

  47. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  48. #1557
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,532
    امتیاز : 120,698
    سطح : 100
    Points: 120,698, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 76.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,003
    تشکر شده 41,918 در 9,299 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  49. #1558
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,532
    امتیاز : 120,698
    سطح : 100
    Points: 120,698, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 76.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,003
    تشکر شده 41,918 در 9,299 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





صفحه 52 از 52 نخستنخست ... 242505152

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1