کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز : 40,064
    سطح : 100
    Points: 40,064, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,930
    تشکر شده 3,512 در 2,316 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض طلبه و دانشجوی شهید علی عباس حسین پور

    شهید علی عباس حسین پور از جمله رزمنده گان لرستانی دوران دفاع مقدس از شهرستان خرم آباد می باشد که با حضور در عملیات های مختلفی از جمله والفجر 8، نام خود را در جرگه مدافعان انقلاب اسلامی ثبت کرد.

    علی عباس وقتی به جبهه اعزام شد،با این که می توانست به عنوان مبلغ دینی به واحد تبلیغات رفته و کار فرهنگی انجام دهد ولی سخت ترین کار را به عهده گرفت ،او به خاطر تجربه قبلی به واحد اطلاعات عملیات رفت.
    رفت و آمد نیروهای اطلاعات و تحرکات در منطقه خبر از یک عملیات بزرگ می داد ،عملیاتی که ظاهراً آبی خاکی است. چون بیش تر نیروها را برای آموزش شنا و غواصی راهی مناطق امن رودخانه ای کردند.
    دوستش می گفت: دوره ی آموزشی را به خوبی سپری کردیم در زمستان وارد آب سرد می شدیم و سرمای استخوان سوز را تحمل می کردیم . کار غواصی را در رودخانه ی بهمن شیر آبادان به پایان رساندیم.
    صدها گردان رزمی مشغول آخرین تمرینات نظامی بودند. در همه ی لشگرها،واحدی برای غواصی تشکیل شده بود، بعد از تکمیل دوره غواصی با علی عباس و تیم همراه او به منطقه ی اروند اعزام شدیم.




    اروند به رودخانه وحشی معروف بود. آنجا بین 700 تا 1400 متر عرض داشت، کار شناسایی آن سوی اروند به عهده ی تیم های اطلاعات عملیات لشکرهای سپاه بود.
    بعدها فهمیدیم که از شش ماه قبل روی این طرح کار شده بود. جذر و مدّ آب اندازه گیری شده بود تا بهترین زمان برای عملیات انتخاب شود.
    دشمن درغفلت کامل بود ،آن ها منتظر یک عملیات جدید از سوی ایرانی ها بودند اما هرگز فکر نمی کردند که ایران بتواند از اروند عبور کرده و تنها آبراه عراق در خلیج فارس را تصرف کند.
    کار شناسایی به پایان رسید. در آخرین جلسه در کنار علی عباس نشسته بودم. ایام دهه ی فجر بود .ما تا آن لحظه مطمئن نبودیم که عملیات اصلی از اروند خواهد بود.
    نیروهای اطلاعات عملیات در شب اول عملیات به همراه گردان های غواص باید خط اول دشمن را می شکستند.آن ها باید از اروند عبور کرده و موانع را ازساحل دشمن برمی داشتند تا کار اصلی آغاز شود.
    هزاران غواص در ساحل اروند منتظر دستور حمله بودند روز یکشنبه 20 بهمن 1364 به ساعات پایانی رسید.ایام فاطمیه بود و صدای اه و ناله و مناجات از همه نیزارهای کنار ساحل شنیده می شد.




    ایام فاطمیه بود و صدای آه و ناله و مناجات از همه نیزارها کنار ساحل شنیده می شد؛آخرین خداحافظی غواص ها دیدنی بود معلوم نبود تا ساعاتی دیگر کسی از میان این جمع باز خواهد گشت یا نه؟!گویی ملائک آمده بودند و وداع بهترین بندگان خدا را ثبت می کردند.
    با اعلام رمز عملیات والفجر 8 دوباره صای ناله غواص ها بلند شد.
    یا فاطمه الزهرا(س) نام رمز عملیات بود. غواص ها حرکت کردند و یک به یک وارد آب شدند.
    ان ها باید تا ساعتی بعد خودشان را به آن سوی اروند رسانده و جای پای خود را در ساحل محکم می کردند.
    یک لحظه از علی عباس جدا نمی شدم. حالات عرفانی او را دیده بودم.دیگر یقین داشتم که او یکی از بندگان مقرب خداست . با هم وارد آب شدیم و ساعتی بعد به آن سوی اروند رسیدیم.فرمانده ما ناراحت بود . با این که با طناب نیروها به هم متصل بودند اما برخی از غواص ها راه را گم کردند.هر طور بود بقیه نیروها جمع شدند. خستگی امان همه را بریده بود. کمی استراحت کردیم و فرمانده ما بقیه نیروها را آماده نبرد کرد.
    موقعیت سنگرهای کمین دشمن را می دیدم آن ها بیخیال حرف میزدند و می خندیدند.هنوز آماده شروع کار نشده بودیم که از دو طرف ما نیروها ی غواص با شلیک آرپی چی و نارنجک عملیات را شروع کردند.شرایط از آن چه که فکر می کردیمبهتر بود. دشمن در غفلت کامل بود ان ها پس از کمی مقاومت فرار کردند و ساحل دشمن پاکسازی شد.







    قایق ها از آن سوی اروند به داخل آب افتادند و نیروها سوار شدند توپخانه سپاه و ارتش به طور همزمان منطقه فاو را زیر آتش گرفت.
    زمین و زمان میلرزید رزمنده ها حرکت خود را آغاز کردند. روز 21 بهمن آغاز شده بود.
    غواص ها با کمک نیروهایی که به این سو آمده بودند توانستند شهر فاو را محاصره کنند.
    خستگی در چهره همه غواص ها موج می زد.غواص ها که عضو نیروهای اطلاعات عملیات بودند وظیفه دیگری نیز داشتند.
    آن ها باید نیروهای رزمی را که توسط قایق به این سمت می آمدند به خط مقدم انتقال می دادند.
    گردان ها یکی یکی با قایق می آمدند و توسط علی عباس و بقیه نیروهای اطلاعات به خط مقدم منتقل می شدند.تا این که خبر رسید که به خاطر جذر و مد قایق ها امکان انتقال نیرو را ندارند!
    از طرفی خبر رسید که گارد ریاست جمهوری عراق با همه توان برای باز پس گیری منطقه فاو تا ساعاتی دیگر وارد عمل می شود.
    شرایط در منطقه فاو بسیار بحرانی شد.بمباران های مکرر توسط هواپیماهای دشمن انجام می شد.نیروی کمکی نرسیده بود و گارد ریاست جمهوری عراق با صدها تانک و کماندو راهی منطقه فاو بود.نیروهای ایرانی خسته از نبرد طولانی به دنبال فرصتی برای استراحت بودند.صدا ناله یا زهرا (س) در همه جا شنیده می شد.همه به مادر سادات استغاثه می کردند و از خدا می خواستند به حق حضرت زهرا(س) مشکل پیش آمده را حل کند.روز سوم نبرد آغاز شد. با حل مشکل جذر و مد امکانات و مهمات و نیروی تازه نفس به این سوی اروند ارسال شد.
    گارد ریاست جمهوری با تکیه برتوان نظامی خود جلو می آمد .غافل از این که شیر بچه های ایرانی برای مقابله با آن ها اماده شده اند.
    روز 23 بهمن به ساعات غروب خود نزدیک شد. هوا ابری بود و امکان حضور هواپیماهای جنگی دشمن کم شده بود.
    رزمندگان اسلام با هنرنمایی فوق العاده خود راه عبور ستون نظامی عراق را بستند. انواع توپ و خمپاره بر سربعثی ها باریدن گرفت.گارد ریاست جمهوری عراق برای اولین بار شکست سختی را متحمل شد.صدها تانک و نفربر آن ها در آتش می سوخت و منطقه فاو را روشن کرده بود.
    23 بهمن مصادف شده بود با شب شهادت حضرت زهرا(س)همه نیروها عنایت خدا را در توسل به حضرت زهرا(س) دیدند.هوا هنوز تاریک نشده بود که با چند نفر از نیروهای اطلاعات به سمت ساحل اروند رفتیم. علی عباس هم همراه ما بود.قایق ها مرتب عرض اروند را طی می کردند.همان موقع خبر رسید که احتمال بمباران شمیایی توسط دشمن زیاد است؛چون آن ها چندین حمله ناموفق داشتند.همین طور که در ساحل اروند مستقر بودیم یکباره صدای غرش هواپیماهای دشمن را شنیدیم.چندین موشک را به ساحل اروند شلیک کردند.همگی روی زمین خیز رفتیم.وقتی از آن جا بلند شدم،زمین و زمان به هم ریخته بود. ساحل رود اروند مورد هدف واقع شده بود.یک باره دیدم کهعلی عباس روی زمین افتاده در حالی که نفس هایش به شماره افتاده ،فریاد می زند یا زهرا(س) یا زهرا(س).
    دویدیم بالای سرش.ترکش خمپاره این باربرگلوی او نشسته بود. خون به شدت از گردنش خارج می شد. هیچ راه امیدی نداشتیم. نمی انستیم برایش چه کاری انجام دهیم.علی عباس آنقدر در مقابل ما نام مادر سادات را زمزمه کرد تا اینکه ...علی عباس به سوی آسمان پر کشید.






    شهید علی عباس حسین پور از جمله شهدا دوران دفاع مقدس شهرستان خرم آباد/لرستان می باشد شهید در پر تو راهنمایی های شهید آیت الله مدنی رشد می کند با رتبه 112 در انشگاه رضوی مشهد قبول شد.همزمان با دانشگاه در حوزه علمیه مشغول به تحصیل می شود و با شروع جنگ تحمیلی باوجود شرایط تحصیلی زمان عملیات ها خود را می رساند وی مسوول تیم واحد اطلاعات قرارگاه سلمان بود.
    علی عباس در عملیات والفجر 8 به عنوان غواص و نیروی اطلاعات حضور داشت.عاشق حضرت زهرا(س) بود و در شب شهادت ایشان با ذکر یا زهرا(س) بر لب به شهادت رسید.به همه دوستان گفته بود دلم برای زیارت امام رضا(ع) تنگ شده پیکرش بعد از شهادت به طور عجیبی به مشهد می رود و به زیارت امام رضا(ع) نائل می شود.
    ویرایش توسط rahaei : شنبه ۲۸ فروردین ۹۵ در ساعت ۲۳:۲۷

  2. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز : 40,064
    سطح : 100
    Points: 40,064, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,930
    تشکر شده 3,512 در 2,316 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض


  4. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز : 40,064
    سطح : 100
    Points: 40,064, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,930
    تشکر شده 3,512 در 2,316 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    شهید «علی عباس حسین پور» ؛
    غواصی از دریای الهی والفجر 8
    زیارت امام رضا (ع) بعد از شهادت


    ارادت خاص شهید علی عباس حسین پور به امام رضا (ع) و آرزوی دیدار دوباره سبب شد پیکرش به جای انتقال به زادگاهش خرم آباد، به مشهد الرضا منتقل شود و برای وداع، به طواف امامش برود.


    عملیات آبی خاکی والفجر ۸ که در آن نیروهای سپاه پاسداران با غافلگیری نیروهای عراقی با عبور از اروند رود، شبه جزیر فاو در جنوب عراق را به اشغال خود در آوردند در ساعت ۲۲:۱۰ روز ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ با رمز «یا فاطمة الزهرا» در منطقه خسروآباد تا راس البیشه آغاز شد.

  5. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز : 40,064
    سطح : 100
    Points: 40,064, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,930
    تشکر شده 3,512 در 2,316 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    رونمایی از کتاب "مسافر ملکوت" در استان لرستان



    کتاب "مسافر ملکوت" زندگی نامه و خاطرات طلبه و دانشجوی شهید علی عباس حسین پور در خرم آباد رونمایی شد.

    کتاب «مسافر ملکوت» زندگی نامه و خاطرات طلبه و دانشجوی شهید علی عباس حسین پور شامگاه شنبه با حضور معاون فرهنگی سپاه استان لرستان، مسئول بسیج طلاب استان، مدیرکل صنعت و معدن لرستان و همرزم شهید حسین پور و جمعی از پیشکسوتان دفاع مقدس در محل «پاتوق کتاب»شهرستان خرم آباد رونمایی شد.

    فاطمه سپهوند گردآورنده کتاب «مسافر ملکوت» و مدیر موسسه فرهنگی مذهبی گنج عظیم در این مراسم، اظهار داشت: کتاب «مسافر ملکوت» توسط موسسه فرهنگی مذهبی گنج عظیم جمع آوری شده و کار تهیه زندگینامه شهید از آبان ماه 93 آغاز و تا آبان 94 به پایان رسید و چاپ این کتاب ارزشمند را نیز گروه فرهنگی «ابراهیم هادی» انجام داده است.
    وی افزود: مقام معظم رهبری در هفته دفاع مقدس سال 94، فرمودند، گذشت زمان نتوانسته و نخواهد توانست جلوه نام و یاد شهدای عزیز را کم فروغ سازد؛ شهید و شهادت در فرهنگ اسلامی مظهر حیات، حضور و درخشندگی است و این ماییم که با اتصال به این مفهوم برای خود، کشور خود بلندی و ماندگاری به دست آوریم.
    کوتاهی در معرفی شهدای لرستان
    گردآورنده کتاب «مسافر ملکوت» عنوان کرد: با عنایت به لطف خداوند متعال، نظر شهید علی عباس حسین پور به  ویژه همکاری و حمایت های معنوی خانواده شهید و تلاش های خالصانه و به وقفه خادمان شهداء در اقدامی شریف و شایسته به پاس قدرانی از شأن و مقام شهید گران قدر علی عباس حسین پور پاره ای از خاطرات به  جامانده از شهید در کتاب مسافر ملکوت گردآوری شد.
    وی بیان کرد: مجموعه مسافر ملکوت مربوط به زندگی نامه دلاور مردی از خطه لرستان است که در عرصه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مجاهدت کرد.
    سپهوند بابیان اینکه کتاب به همت موسسه مردم نهاد فرهنگی مذهبی گردآوری شده است، عنوان کرد: در حق معرفی شهدای استان و به  ویژه شهدای اثرگذار کوتاهی شده چراکه شخصیت های اثرگذاری در استان داریم و از معرفی آن ها غافل شده ایم.
    گردآوری کتاب «مسافر ملکوت» کاری مردمی است
    وی گفت: برای معرفی شهداء کارهای محدودی انجام  شده اما لازم است در رابطه به هر شهیدی بهتر و جامع تر به بیان شخصیت و خاطرات شهدای استان پرداخته شود.
    گردآورنده کتاب «مسافر ملکوت» خاطرنشان کرد: بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری، دفاع مقدس اقیانوسی است که هر چه از آن استخراج شود باز هم بی نهایت است، بنابر این سعی کردیم از اقیانوس دفاع مقدس استان لرستان زندگی نامه شهید علی عباس حسین پور را استخراج  کنیم.
    سرهنگ ناصر فرید معاون فرهنگی سپاه استان لرستان در این مراسم، اظهار داشت: در بحث فرهنگ شهادت شاید از همان روزهای نخست این مقوله نیاز جامعه اسلامی بوده به  طوری که در ابتدای تاریخ اسلام پیامبر اکرم(ص) در جزیره العرب با یک انقلاب بین جاهل ترین جامعه حرکتی را شروع کرد و از همان روزهای ابتدایی تاریخ اسلام تا به نتیجه گرفتن انقلاب اسلامی شهید داشته ایم.
    وی با بیان اینکه فرهنگ شهادت چراغ راه، المان و نمادی است که به ما امید می دهد، افزود: بنا به فرمایش قرآن شهداء زنده اند بنابراین در هر کجا که مشکلی داشته باشیم به ما کمک می کنند و خیلی از افراد زنده  بودن شهداء را درک کرده اند.
    فرهنگ شهادت نیاز و پیشبرد جامعه دینی
    معاون فرهنگی سپاه استان لرستان عنوان کرد: فرهنگ شهادت نیاز و پیشبرد جامعه دینی ما است از این  رو هم کسی که در این مسیر است و هم کسانی که برای این فرهنگ کار می کنند به  طور یقین کار آن ها فراموش نمی شوند.
    وی به شهادت شیخ نمر اشاره کرد و گفت: شیخ نمر با شهادت فراموش نمی شود بلکه تازه شروع  شده است بنابر این معتقدم هر جا مشکلی پیش آید با دادن شهید راه بازتر می شود.
    فرید خاطرنشان کرد: شهداء علاوه بر اینکه خودشان را بزرگ و مطرح می کنند ما را هم در عقبه راه خود می کشانند که این نشان دهنده خون شهدا و اثر باطنی خون شهید است پس به طور یقین فرهنگ شهادت در جامعه ضرورت دارد.
    مردم در معرفی شهدا پیش قدم شوند
    وی گفت: در راستای معرفی شهداء لازم است مردم در این عرصه پیش قدم شوند چرا که شهید از مردم است نهادهای دولتی و مذهبی چه در فضای معنوی و مادی ظرفیت محدودی دارند.
    معرفی شهداء در امتداد راه کربلا
    معاون فرهنگی سپاه استان لرستان با اشاره به اینکه معرفی شهداء در امتداد راه کربلا است، اظهار داشت: در این راه معرفی هر شهید به منزله یک چراغ و شمع راهی است که در ادامه مسیر کربلا آمده است.
    وی افزود: در بحث معرفی شهداء وظایف نهادهای دولتی و فرهنگی آماده کردن زیرساخت های لازم است و ما نباید برای چاپ کتاب شهید مشکل اداری داشته باشیم پس لااقل می توانند روند کار را تسریع کنند.
    به گزارش تسنیم، شهید علی عباس حسین پور از شهدای طلبه و دانشجوی لرستان است که در سال 1345 در خرم آباد متولد شد و تحصیلات ابتدایی او مقارن با زمان تبعید شهید محراب آیت الله مدنی به خرم آباد و مقطع راهنمایی را در حالی به پایان برد که انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رسید.
    انتقال پیکر شهید به مشهد و طواف حرم امام رضا (ع)
    علی عباس حسین پور دانش آموز سال سوم دبیرستان بود که برای ادای تکلیف عازم جبهه شد و در نخستین مأموریت خود در تاریخ 30 بهمن 1361 در خرمشهر مجروح شد و با آغاز عملیات خیبر دوباره به خط مقدم طلائیه رفت و برای بار دوم مجروح شد.
    وی برای استقبال از شهادت، 40 روز روزه گرفت و به عنوان غواص و خط شکن در عملیات والفجر 8 شرکت کرد و در غروب 23 بهمن 1364 در فاو، در حال وضو گرفتن بود که از ناحیه گلو مورد اصابت ترکش بمب شیمیایی قرار گرفت و یا زهرا (س) گویان به شهادت رسید.
    پیکر مطهر شهید علی عباس حسین پور باید به زادگاهش لرستان می آمد اما به اشتباه پیکرش بعد از شهادت به مشهد منتقل می شود و به عنوان نخستین شهید دانشگاه علوم اسلامی رضوی توسط هم دانشگاهیانش در حرم امام رضا (ع) طواف داده می شود.
    بعد از انتقال پیکر شهید به مشهد و طواف حرم امام رضا (ع)، متوجه می شوند که شهید اهل مشهد نیست و فقط اعزامی از مشهد است و با خرم آباد تماس می گیرند و پیکر شهید سه روز بعد وارد خرم آباد می شود.

  7. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز : 40,064
    سطح : 100
    Points: 40,064, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,930
    تشکر شده 3,512 در 2,316 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    وصیتنامه شهید علی عباس حسین پور








    امروز در این غروب تصمیم خود را گرفته ام. من می روم...

    چندی قبل در تشییع جنازه شهیدی یکبار و فقط یکبار بویی از بهشت بوی دلنوازی که تا آن زمان در عمرم استشمام نکرده بودم حس کردم.من می روم با کوله باری از گناه و معصیت.به این امید طالب شهادت هستم که بعد از شهادت آقایمان بر سر بالینمان خواهد آمد و گنهکارانی همچو من را شفاعت خواهد کرد.

    خدایا از تو می خواهم در لحظه ای که شهادت برایم میرسد از تمامی دوستیها و عشق و محبتها جز دوستی و محبت به خودت آزادم سازی.

    بارالها دلم چنان گرفته که گویی غم دنیا همگی بر من وارد گشته.دلم از این دنیای مادی از هواهای نفسانی،از وسوسه های شیطانی از گناهان کبیره و صغیره،از زیر پا گذاشتن حق مظلوم و...گرفته.

    می خواهم بال بزنم، پرواز کنم،عشق در وجودم موج می زند.معبود و معشوق مرا فرا می خواند.کفنم را بیاورید تا بپوشم.خون من از خون امام حسین (ع)و علی اصغر (ع)بخون خفته رنگین تر نیست.

    خدایا احساس می کنم که اعضای تنم میله های زندانی هستند که مرا به اسارت خویش درآورده اند و تلاش مقرون من برای فرار از این زندان بی فایده است مگر به لطف و رحمتت.خدایا مرا در صف شهیدان قرار ده و توفیقی عطا کن تا هرچه زودتر جانم را نثار درگاهت گردانم.

    برادر بدون تأمل بپاخیز تند و تیز حرکت کن دیگر غسل احتیاج نیست منتظر شستشو نباش با یک جنبش خودت را به خدا پیوند بده و در او فنا شو.آنجاست که خداگونه شده ای.دیگر این دنیای پست فانی تحمل ماندن تو را ندارد تو باید پرواز کنی.

    بارالها من بارها می خواستم در عزیمت به جبهه وصیت نامه بنویسم ولی هر بار مردد بودم و توان این نوشتن از من گرفته شده بود.علیرغم گفته های برادران عزیز رزمنده در جبهه قبل از عملیات در بر به شهادت رسیدن من،ولی در دلم این رخنه کرده بود که من حالا نوبتم نشده است،ولی این بار بطور ناخودآگاه قلمم روان شده،روحم بال درآورده، هر روز و شبم شده است گریه در فراق دوست.

    بارالها من 2 بار تا مرز شهادت رفتم ولی مجروح گشتم،پس کی نوبت وصل من می شود.در دلم این نقطه روشن شدن و هر روز روشن تر می شود که این بار سوم برنخواهم گشت تا مصلحت الهی چه باشد.

    بارالها این بار درآمدنم به جبهه دستم باز شده قلمم گیرا شده نوشته هایم پر از عشق شده حالم عوض شده دنیا همچون قفسی برایم تنگ شده و بر دلم احاطه دارد.یقینم افزون شده عشق به طاعت تو در دلم موج می زند.می دانم می دانم بوی این سعادت ابدی به مشامم می رسد.مثل اینکه وقت دیدار است بدنم می لرزد از شوق دیدار.ولی خودم را محکم می گیرم تا نگویند از ترس مرگ است.

    خدا ای خدا چقدر در انتظار این لحظه ساعتها و روزها بسر بردم.خدایا چگونه تو را سپاس گویم بخاطر این همه لطفت.

    بارالها معبودا دست از مس وجود شسته ام از آن بعد حیوانی انسان،خود را بالا کشیده ام قدم بر روح الهی خود گذاشته ام می خواهم در پناه تو در کنار رزمندگان جهاد فی سبیل الله همزمان با جهاد اکبر علیه نفس سرکش و خودخواه طغیان کنم و بر تمامی پلیدیهای دنیا که به ظاهر خوشرنگ و دلپذیرند چشم پوشم و زندگی جاوید را بر این زندگی دون و پست ترجیح دهم.


    درباره شهید

    شهيد علي عباس حسين پور در مرداد سال 1345 در خرم آباد به دنيا آمد،تحصيلات ابتدايي را در مدرسه سعيد به پايان برد و اين درست زماني بود كه شهيد محراب آيت ا...مدني به خرم آباد تبعيد شده بود .او مرادش را يافته بود و هميشه در منزل آن شهيد حضور مي يافت و در جلسات وي شركت مي ورزيد و مكبر نماز آن حضرت و دست پرورده و شاگرد آن شهيد بزرگوار بود.

    او مقطع راهنمايي را در حالي به پايان برد كه انقلاب اسلامی با رهبري حضرت امام خميني (ره)به پيروزي رسيد و در دوران دبيرستان با توجه به اين كه مسئول انجمن اسلامي دبيرستان امام بود در اسلامي كردن جو دبيرستان تاثير فراوان داشت.

    وی علاوه بر مسئوليت انجمن اسلامي دبيرستان و مسئوليت آموزش عقيدتي بسيج سپاه خرم آباد به ورزش هم علاقه وافري داشت و در يك مسابقه سراسری دو و ميداني توانسته بود مقام نايب قهرماني كشور را به دست آورد.

    هنوز در سال سوم دبيرستان درس مي خواند كه تكليف و دين او را به جبهه هاي نبرد كشانيد و در اولين ماموريت در تاريخ 30 بهمن 61 در خرمشهر مجروح گرديد و پس از بهبودی برای عمليات خيبر مجدداً به خط مقدم رفت و براي بار دوم در طلائيه مجروح گرديد. با توجه به اينكه در هر 2 بار مجروحيت از ناحيه پا مورد اصابت تركش قرار گرفت نتوانست ورزش قهرماني را ادامه دهد.

    شهید در كنكور سراسري دانشگاه شرکت کرد و در رشته علوم اسلامي دانشگاه رضوي براي كسب معارف اسلامي ثبت نام نمود و با رفتن به دانشگاه دوره تازه اي در زندگي او آغاز گرديد.همزمان با تحصيل در دانشگاه در حوزه علميه نواب مشهد مقدس نيز طلبه بود.



    از نمونه های اخلاقی شهید این بود که هم دانشگاهی های وی تا بعد از شهادتش از دوبار مجروح شدن شهید خبر نداشتند.

    با ايمان اسلامي و يقين روشني كه بر دل داشت نتوانست طاقت بياورد و دوباره به سوي جبهه هاي حق عليه باطل روي آورد و در طول مدتي كه در جبهه بسر برد از خود مديريت و قدرت و شجاعتهاي فراوان نشان دادو اين باعث شد كه مسئوليتهاي خطيري را در دفاع مقدس تقبل كند كه به برخي از آنها اشاره ميشود:
    معاونت اطلاعات عمليات قرارگاه نجف (محور2)فرمانده گروهان شناسايي لشگر وليعصر (عج)عضو واحد اطلاعات نظامي قرارگاه سلمان،عضو واحد اطلاعات سپاه لرستان و...

    وي در عمليات والفجر 8 در حاليكه به گفته دوستانش 40 روز در استقبال از شهادت روزه بود به عنوان غواص خط شكن شركت كرد و در حاليكه در سياهي شب از موج هاي عظيم رودخانه وحشی اروند كه در اثر جزر و مد در شب به وجود مي آيد گذشت،توانست همراه با ديگر همرزمان خود خط مستحكم دشمن را در ساحل فاو بشكند و راه را براي عبور نيروهاي پياده هموار سازد.

    وي در غروب 23 بهمن 64 در فاو هنگام گرفتن وضو از ناحيه گلو مورد اصابت تركش و بمب شيميايي قرار گرفت و در حال گفتن ذکر يا زهرا به شهادت رسيد.

    نكته بسيار جالب و قابل توجه اينكه پيكر مطهر ايشان به جاي اينكه به زادگاهش خرم آباد انتقال يابد به مشهد مقدس فرستاده شد و اين نشانه اوج اخلاص و ارادت وي به علي بن موسي الرضا (ع)و همچنين لطف و عنايت حضرت به ايشان بود.به طوري كه بعد از رسيدن جنازه به مشهد مقدس پيكر او را در حرم مطهر به طواف بردند و سپس در دانشگاه به عنوان اولين شهيد دانشگاه به گرد او حلقه زدند .

    پيكر مطهر وي فضاي دانشگاه را معنوي نمود كه در اين رابطه يكي از دانشجويان بيان كرده است:

    او باز آمد و ما با او نماز گذارديم او امام جماعت شده بود،او خوابيده نماز مي خواند و بار ديگر در بالاي سر حضرت رضا (ع)از ولي نعمتش تشكر كرد.

    در يكي از نشريات دانشجويان مسلمان خارج از كشور،مقاله اي در رابطه با وي به چاپ رسيد كه در آن اين جمله ذكر شده بود:او گفت من به درس 2 دانشگاه عمل مي كنم دانشگاه علم و دانشگاه كربلا.اما من همه چيز را به خاطر دانشگاه كربلا ترك مي كنم تا به بلندترين نقطه علم و دانش نائل شوم.

    و يكي از اساتيد دانشگاه نيز مقاله اي در وصف او نوشته است كه جمله اي از آن به اين شرح است:اينك جاي تو در كلاس دانشگاه خالي است ولي تو كلاس فشرده تاريخي و خون سرخت معيار زندگي است.تو بدانجا سفر كردي كه نور عشق و حقيقت چشم را خيره مي كند تو به وصال رسيدي و ما توان ديدن خورشيد را نداريم.







  9. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175
    امتیاز : 40,064
    سطح : 100
    Points: 40,064, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,930
    تشکر شده 3,512 در 2,316 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 19 در 19 پست

    پیش فرض

    شهید «علی عباس حسین پور» ؛ غواصی از دریای الهی والفجر 8

    زیارت امام رضا (ع) بعد از شهادت







    ارادت خاص شهید علی عباس حسین پور به امام رضا (ع) و آرزوی دیدار دوباره سبب شد پیکرش به جای انتقال به زادگاهش خرم آباد، به مشهد الرضا منتقل شود و برای وداع، به طواف امامش برود.




    عملیات آبی خاکی والفجر ۸ که در آن نیروهای سپاه پاسداران با غافلگیری نیروهای عراقی با عبور از اروند رود، شبه جزیر فاو در جنوب عراق را به اشغال خود در آوردند در ساعت ۲۲:۱۰ روز ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ با رمز «یا فاطمة الزهرا» در منطقه خسروآباد تا راس البیشه آغاز شد.



    شهید علی عباس حسین پور از جمله رزمنده گان لرستانی دوران دفاع مقدس از شهرستان خرم آباد می باشد که با حضور در عملیات های مختلفی از جمله والفجر 8، نام خود را در جرگه مدافعان انقلاب اسلامی ثبت کرد.






    علی عباس وقتی به جبهه اعزام شد،با این که می توانست به عنوان مبلغ دینی به واحد تبلیغات رفته و کار فرهنگی انجام دهد ولی سخت ترین کار را به عهده گرفت ،او به خاطر تجربه قبلی به واحد اطلاعات عملیات رفت.

    رفت و آمد نیروهای اطلاعات و تحرکات در منطقه خبر از یک عملیات بزرگ می داد ،عملیاتی که ظاهراً آبی خاکی است. چون بیش تر نیروها را برای آموزش شنا و غواصی راهی مناطق امن رودخانه ای کردند.

    دوستش می گفت: دوره ی آموزشی را به خوبی سپری کردیم در زمستان وارد آب سرد می شدیم و سرمای استخوان سوز را تحمل می کردیم . کار غواصی را در رودخانه ی بهمن شیر آبادان به پایان رساندیم.

    صدها گردان رزمی مشغول آخرین تمرینات نظامی بودند. در همه ی لشگرها،واحدی برای غواصی تشکیل شده بود، بعد از تکمیل دوره غواصی با علی عباس و تیم همراه او به منطقه ی اروند اعزام شدیم.








    اروند به رودخانه وحشی معروف بود. آنجا بین 700 تا 1400 متر عرض داشت، کار شناسایی آن سوی اروند به عهده ی تیم های اطلاعات عملیات لشکرهای سپاه بود.

    بعدها فهمیدیم که از شش ماه قبل روی این طرح کار شده بود. جذر و مدّ آب اندازه گیری شده بود تا بهترین زمان برای عملیات انتخاب شود.



    دشمن درغفلت کامل بود ،آن ها منتظر یک عملیات جدید از سوی ایرانی ها بودند اما هرگز فکر نمی کردند که ایران بتواند از اروند عبور کرده و تنها آبراه عراق در خلیج فارس را تصرف کند.

    کار شناسایی به پایان رسید. در آخرین جلسه در کنار علی عباس نشسته بودم. ایام دهه ی فجر بود .ما تا آن لحظه مطمئن نبودیم که عملیات اصلی از اروند خواهد بود.

    نیروهای اطلاعات عملیات در شب اول عملیات به همراه گردان های غواص باید خط اول دشمن را می شکستند.آن ها باید از اروند عبور کرده و موانع را ازساحل دشمن برمی داشتند تا کار اصلی آغاز شود.

    هزاران غواص در ساحل اروند منتظر دستور حمله بودند روز یکشنبه 20 بهمن 1364 به ساعات پایانی رسید.ایام فاطمیه بود و صدای اه و ناله و مناجات از همه نیزارهای کنار ساحل شنیده می شد.







    ایام فاطمیه بود و صدای آه و ناله و مناجات از همه نیزارها کنار ساحل شنیده می شد؛آخرین خداحافظی غواص ها دیدنی بود معلوم نبود تا ساعاتی دیگر کسی از میان این جمع باز خواهد گشت یا نه؟!گویی ملائک آمده بودند و وداع بهترین بندگان خدا را ثبت می کردند.

    با اعلام رمز عملیات والفجر 8 دوباره صای ناله غواص ها بلند شد.


    یا فاطمه الزهرا(س) نام رمز عملیات بود. غواص ها حرکت کردند و یک به یک وارد آب شدند.

    ان ها باید تا ساعتی بعد خودشان را به آن سوی اروند رسانده و جای پای خود را در ساحل محکم می کردند.



    یک لحظه از علی عباس جدا نمی شدم. حالات عرفانی او را دیده بودم.دیگر یقین داشتم که او یکی از بندگان مقرب خداست . با هم وارد آب شدیم و ساعتی بعد به آن سوی اروند رسیدیم.فرمانده ما ناراحت بود . با این که با طناب نیروها به هم متصل بودند اما برخی از غواص ها راه را گم کردند.هر طور بود بقیه نیروها جمع شدند. خستگی امان همه را بریده بود. کمی استراحت کردیم و فرمانده ما بقیه نیروها را آماده نبرد کرد.

    موقعیت سنگرهای کمین دشمن را می دیدم آن ها بیخیال حرف میزدند و می خندیدند.هنوز آماده شروع کار نشده بودیم که از دو طرف ما نیروها ی غواص با شلیک آرپی چی و نارنجک عملیات را شروع کردند.شرایط از آن چه که فکر می کردیمبهتر بود. دشمن در غفلت کامل بود ان ها پس از کمی مقاومت فرار کردند و ساحل دشمن پاکسازی شد.







    قایق ها از آن سوی اروند به داخل آب افتادند و نیروها سوار شدند توپخانه سپاه و ارتش به طور همزمان منطقه فاو را زیر آتش گرفت.

    زمین و زمان میلرزید رزمنده ها حرکت خود را آغاز کردند. روز 21 بهمن آغاز شده بود.

    غواص ها با کمک نیروهایی که به این سو آمده بودند توانستند شهر فاو را محاصره کنند.

    خستگی در چهره همه غواص ها موج می زد.غواص ها که عضو نیروهای اطلاعات عملیات بودند وظیفه دیگری نیز داشتند.

    آن ها باید نیروهای رزمی را که توسط قایق به این سمت می آمدند به خط مقدم انتقال می دادند.


    گردان ها یکی یکی با قایق می آمدند و توسط علی عباس و بقیه نیروهای اطلاعات به خط مقدم منتقل می شدند.تا این که خبر رسید که به خاطر جذر و مد قایق ها امکان انتقال نیرو را ندارند!

    از طرفی خبر رسید که گارد ریاست جمهوری عراق با همه توان برای باز پس گیری منطقه فاو تا ساعاتی دیگر وارد عمل می شود.


    شرایط در منطقه فاو بسیار بحرانی شد.بمباران های مکرر توسط هواپیماهای دشمن انجام می شد.نیروی کمکی نرسیده بود و گارد ریاست جمهوری عراق با صدها تانک و کماندو راهی منطقه فاو بود.نیروهای ایرانی خسته از نبرد طولانی به دنبال فرصتی برای استراحت بودند.صدا ناله یا زهرا (س) در همه جا شنیده می شد.همه به مادر سادات استغاثه می کردند و از خدا می خواستند به حق حضرت زهرا(س) مشکل پیش آمده را حل کند.روز سوم نبرد آغاز شد. با حل مشکل جذر و مد امکانات و مهمات و نیروی تازه نفس به این سوی اروند ارسال شد.


    گارد ریاست جمهوری با تکیه برتوان نظامی خود جلو می آمد .غافل از این که شیر بچه های ایرانی برای مقابله با آن ها اماده شده اند.

    روز 23 بهمن به ساعات غروب خود نزدیک شد. هوا ابری بود و امکان حضور هواپیماهای جنگی دشمن کم شده بود.


    رزمندگان اسلام با هنرنمایی فوق العاده خود راه عبور ستون نظامی عراق را بستند. انواع توپ و خمپاره بر سربعثی ها باریدن گرفت.گارد ریاست جمهوری عراق برای اولین بار شکست سختی را متحمل شد.صدها تانک و نفربر آن ها در آتش می سوخت و منطقه فاو را روشن کرده بود.



    23 بهمن مصادف شده بود با شب شهادت حضرت زهرا(س)همه نیروها عنایت خدا را در توسل به حضرت زهرا(س) دیدند.هوا هنوز تاریک نشده بود که با چند نفر از نیروهای اطلاعات به سمت ساحل اروند رفتیم. علی عباس هم همراه ما بود.قایق ها مرتب عرض اروند را طی می کردند.همان موقع خبر رسید که احتمال بمباران شمیایی توسط دشمن زیاد است؛چون آن ها چندین حمله ناموفق داشتند.همین طور که در ساحل اروند مستقر بودیم یکباره صدای غرش هواپیماهای دشمن را شنیدیم.چندین موشک را به ساحل اروند شلیک کردند.همگی روی زمین خیز رفتیم.وقتی از آن جا بلند شدم،زمین و زمان به هم ریخته بود. ساحل رود اروند مورد هدف واقع شده بود.یک باره دیدم کهعلی عباس روی زمین افتاده در حالی که نفس هایش به شماره افتاده ،فریاد می زند یا زهرا(س) یا زهرا(س).


    دویدیم بالای سرش.ترکش خمپاره این باربرگلوی او نشسته بود. خون به شدت از گردنش خارج می شد. هیچ راه امیدی نداشتیم. نمی انستیم برایش چه کاری انجام دهیم.علی عباس آنقدر در مقابل ما نام مادر سادات را زمزمه کرد تا اینکه ...علی عباس به سوی آسمان پر کشید.







    شهید علی عباس حسین پور از جمله شهدا دوران دفاع مقدس شهرستان خرم آباد/لرستان می باشد شهید در پر تو راهنمایی های شهید آیت الله مدنی رشد می کند با رتبه 112 در انشگاه رضوی مشهد قبول شد.همزمان با دانشگاه در حوزه علمیه مشغول به تحصیل می شود و با شروع جنگ تحمیلی باوجود شرایط تحصیلی زمان عملیات ها خود را می رساند وی مسوول تیم واحد اطلاعات قرارگاه سلمان بود.



    علی عباس در عملیات والفجر 8 به عنوان غواص و نیروی اطلاعات حضور داشت.عاشق حضرت زهرا(س) بود و در شب شهادت ایشان با ذکر یا زهرا(س) بر لب به شهادت رسید.به همه دوستان گفته بود دلم برای زیارت امام رضا(ع) تنگ شده پیکرش بعد از شهادت به طور عجیبی به مشهد می رود و به زیارت امام رضا(ع) نائل می شود.

    سالگرد شهادتتون مبارک

  11. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1