کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: نظر شما درباره شهید بابایی

رأی دهندگان
4. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • 1

    4 100.00%
  • 1

    0 0%
  • 1

    0 0%
  • 1

    0 0%
  • 1

    0 0%
  • 1

    0 0%
  • 1

    0 0%
  • 1

    0 0%
  • 1

    0 0%
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 20 , از مجموع 20

موضوع: شهید بابایی

  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید بابایی

    سلام دوستان تالاری دیشب سریال شوق پرواز تمام شد چه ادمی بود این شهید بابایی خیلی روی ادم اثر میگذارد کاش ما هم می تونستیم مثل او یشیم و در راه دفاع از ایران و رهبر این گونه جایمان را فدا کنیم
    تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg 03.jpg (49.8 کیلو بایت, 7 نمایش)
    [["Arial"][/FONT]


  2. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    وی دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد

    babayi_jpg7_-480x620.jpg
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  3. 6 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  4. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بابایی در سال ۱۳۴۹، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت و پس از بازگشت با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – ۱۴ به نیروی هوایی، وی که جزء خلبان*های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف – ۵ بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف-۱۴ انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.
    با اوج*گیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی، بابایی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی گذشته از انجام وظایف روزمره، به عنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه، به پاسداری از دستاوردهای پرشکوه انقلاب اسلامی پرداخت
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  5. 6 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  6. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت اسلامی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ ۷/۵/۱۳۶۰، فرماندهی پایگاه هشتم هوایی بر عهده او گذاشته شد.

    babayi_jpg10-480x349.jpg

    به هنگام فرماندهی پایگاه با استفاده از امکانات موجود آن، به عمران و آبادانی روستاهای مستضعف نشین حومه پایگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامین آب آشامیدنی و بهداشتی، برق و احداث حمام و دیگر ملزومات بهداشتی و آموزشی در این روستا، گذشته از تقویت خط سازندگی انقلاب اسلامی، در روند هر چه مردمی کردن ارتش و پیوند هر چه بیشتر ارتش با مردم خدمات شایان توجهی را انجام داد.
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  7. 7 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  8. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بابایی، با کفایت، لیاقت و تعهد بی پایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاریخ ۹/۹/۱۳۶۲ با ارتقاء به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی منصوب و به تهران منتقل گردید.
    او با روحیه شهادت طلبی به همراه شجاعت و ایثاری که در طول سال*ها، در جبهه*های نور و شرف به نمایش گذاشت، صفحات نوین و زرینی به تاریخ دفاع مقدس و نیروهای هوایی ارتش نگاشت و با بیش از ۳۰۰۰ ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پرواز های عملیاتی و یا قرارگاه*ها و جبهه*های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و به همین ترتیب چهره آشنای «بسیجیان» و یار وفادار فرماندهان قرارگاه*های عملیاتی بود و تنها از سال ۱۳۶۴ تا هنگام شهادت، بیش از ۶۰ مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید.

    وی برای پیشرفت سریع عملیات*ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اکتفا نمی*کرد، بلکه شخصاً پیشگام می*شد و در جمیع مأموریت*های جنگی طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی، اولین خلبان بود که شرکت می*کرد.
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...


  9. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بابایی به علت لیاقت و رشادت*هایی که در دفاع از نظام، سرکوبی و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاریخ ۸/۲/۱۳۶۶ به درجه سرتیپی مفتخر گردید.
    تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۶۶ مصادف با روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف-۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد.
    وی پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله*های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.

    یکی از راویان مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ درباره این واقعه نوشته است:
    « به دنبال اصابت گلوله به هواپیمای تیمسار بابایی و اختلالی که در ارتباط هواپیما و پایگاه تبریز به وجود آمد، پایگاه مزبور به رابط هوایی سپاه اعلام کرد که یک فروند هواپیمای خودی در منطقه مرزی سقوط کرد، برای کمک به یافتن خلبان و لاشه آن هر چه سریعتر اقدام نمایید. مدت کوتاهی از اعلام این موضوع نگذشته بود که فرد مذکور مجدداً تماس گرفت و در حالی که گریه امانش نمی*داد گفت: هواپیمای مورد نظر توسط خلبان به زمین نشست، ولی یکی از سرنشینان آن به علت اصابت تیر در داخل کابین به شهادت رسیده است.»
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  10. 6 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  11. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    راوی در مورد بازتاب شهادت تیمسار بابایی در جمع برادران سپاه نوشته است:
    «برخی از فرماندهان ارشد سپاه در جلسه*ای مشغول بررسی عملیات بودند که تلفنی خبر شهادت تیمسار بابایی به اطلاع برادر رحیم رسید. با شنیدن این خبر، جلسه تعطیل شد و اشک در چشمان حاضرین به خصوص آنان که آشنایی بیشتری با شهید بابایی داشتند، حلقه زد.»

    نقل شده که وی چند روز قبل از شهادت در پاسخ پافشاری*های بیش از حد دوستانش جهت عزیمت به مراسم حج گفته بود: «تا عید قربان خودم را به شما می*رسانم.»
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  12. 4 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  13. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی در هنگام شهادت ۳۷ سال داشت، او اسوه*ای بود که از کودکی تا واپسین لحظات عمر گرانقدرش همواره با فداکاری و ایثار زندگی کرد و سرانجام نیز در روز عید قربان، به آروزی بزرگ خود که مقام شهادت بود نائل گردید و نام پرآوازه*اش در تاریخ پرا فتخار ایران جاودانه شد.
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  14. 5 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  15. #9
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت*الله خامنه*ای درباره شهید بابایی فرموده است:

    در میان رزمندگان (چه ارتش و چه سپاه) شهید بابایی یک انسان بزرگ و یک چهره*ماندگار و فراموش نشدنی است.
    babayi_jpg5_-480x342.jpg
    ویرایش توسط arianaz_110 : جمعه ۲۷ اردیبهشت ۹۲ در ساعت ۲۳:۲۹
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  16. 6 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  17. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهید بابایی به روایت رهبر انقلاب:

    سال ۶۱ شهید بابایى را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکارى اصفهان. درجه* این جوان حزب*اللهى سرگردى بود، که او را به سرهنگ تمامى ارتقاء دادیم. آن*وقت آخرین درجه* ما سرهنگ تمامى بود. مرحوم بابایى سرش را مى*تراشید و ریش مى*گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره کند. کار سختى بود. دل همه مى*لرزید؛ دل خود من هم که اصرار داشتم، مى*لرزید، که آیا مى*تواند؟ اما توانست. وقتى بنى*صدر فرمانده بود، کار مشکل*تر بود. افرادى بودند که دل صافى نداشتند و ناسازگارى و اذیت مى*کردند؛ حرف مى*زدند، اما کار نمى*کردند؛ اما او توانست همان*ها را هم جذب کند. خودش پیش من آمد و نمونه*اى از این قضایا را نقل کرد. خلبانى بود که رفت در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبان*هایى بود که از اول با نظام ناسازگارى داشت. شهید عباس بابایى با او گرم گرفت و محبت کرد؛ حتى یک شب او را با خود به مراسم دعاى کمیل برده بود؛ با این*که نسبت به خودش ارشد هم بود. شهید بابایى تازه سرهنگ شده بود، اما او سرهنگ تمام چند ساله بود؛ سن و سابقه* خدمتش هم بیشتر بود. در میان نظامى*ها این چیزها خیلى مهم است. یک روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلبا و روحا تسلیم بابایى شده بود. شهید بابایى مى*گفت دیدم در دعاى کمیل شانه*هایش از گریه مى*لرزد و اشک مى*ریزد. بعد رو کرد به من و گفت: عباس! دعا کن من شهید بشوم! این را بابایى پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه کرد. او الان در اعلى*علیین الهى است؛ اما بنده که سى سال قبل از او در میدان مبارزه بودم، هنوز در این دنیاى خاکى گیر کرده*ام و مانده*ام! ما نرفتیم؛ معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوى این*گونه است. خود عباس بابایى هم همین*طور بود؛ او هم یک انسان واقعا مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود.
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  18. 5 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  19. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    وصیتنامه اول شهید :
    بسم الله الرحمن الرحیم
    همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد.
    ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . .

    babayi_jpg6_.jpg
    ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران – امامان استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن .
    هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی . مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته بوسیله ایمانی که به خدا داری.
    ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.
    هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.
    ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن . اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . .
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  20. 4 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  21. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    وصیتنامه دوم شهید عباس بابائی:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    انا لله و انا الیه راجعون
    خدایا ، خدایا ، تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار . به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می کشم وصیت نامه بنویسم . حال سخنانم را برای خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می کنم.
    خدایا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده.
    خدایا ، همسر و فرزندانم را به تو می سپارم.
    خدایا ، در این دنیا چیزی ندارم ، هرچه هست از آن توست.
    پدر و مادر عزیزم ، ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم.
    عباس بابایی – ۲۲/۴/۶۱
    ۲۱ ماه مبارک رمضان
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  22. 4 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  23. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آذر-۰۲
    نوشته ها
    1,103
    امتیاز : 13,373
    سطح : 75
    Points: 13,373, Level: 75
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,194
    تشکر شده 3,120 در 909 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست
    تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

  24. 4 کاربر از پست مفید arianaz_110 تشکر کرده اند .


  25. #14
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    محل سکونت
    زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,198
    امتیاز : 7,521
    سطح : 57
    Points: 7,521, Level: 57
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Album picturesVeteran
    تشکر کردن : 1,543
    تشکر شده 2,744 در 924 پست
    حالت من : Ghafelgir
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    آخ ..همه شهدا یه جور خوبن اما شما یه چیز دیگه اید برای من
    امام هادی علیه السّلام:
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من بهراه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.
    منبع:نرم افزار معجزه حفظ

    وبلاگ جدیده من(بارویکردی متفاوت):شهیدِ قرنِ 21





  26. 3 کاربر از پست مفید خاکی تشکر کرده اند .


  27. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    محل سکونت
    زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,198
    امتیاز : 7,521
    سطح : 57
    Points: 7,521, Level: 57
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Album picturesVeteran
    تشکر کردن : 1,543
    تشکر شده 2,744 در 924 پست
    حالت من : Ghafelgir
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض




    یک شب همراه همسر و فرزندانم از اصفهان به پایگاه می آمدم.ساعت حدود یک بعد از نیمه شب بود که ما به نزدیکی جاده منتهی به پایگاه رسیده بودیم.در کنارجاده،سایه مردی را دیدم پیاده به طرف پایگاه می رفت.
    بی اعتنا از کنار او گذشتم.لحظه ای بعد با خود گفتم که برگردم و او را
    سوار کنم.وقتی برگشتم و کنار او رسیدم باکمال شگفتی دیدم که فرمانده پایگاه،سرهنگ بابایی است.به احترام او،از اتومبیل پیاده شدم.سلام کردم و گفتم:
    -جناب سرهنگ!این موقع شب در این جاده تاریک پیاده به کجا می روید؟
    او لبخندی زد و گفت:
    -در اصفهان کاری داشتم وقتی کارم تمام کسی به دنبال من نیامد.بهتر دیدم که به پایگاه اطلاع ندهم و مزاحم کسی نشوم.هوا هم که خوب بود؛پس راه افتادم و حالا به اینجا رسیده ام.
    گفتم:
    -جناب سرهنگ!حالا بفرمایید من را می رسانم/
    او ابتدا امتناع کرد؛ولی بااصرار من سوار شد.در راه که می آمدیم گفتم:
    -جناب سرهنگ!می دانی شما چند کیلومتر پیاده آمده اید؟از اصفهان تا پایگاه بیش از20 کیلومتر است.

    اولبخندی زد وگفت:
    -طوری نیست برادر؛ماعادت داریم.
    گفتم:
    -می توانستید زنگ بزنید تاماشین به دنبال شما بیاید؛آخر شما فرمانده پایگاه هستید.
    گفت:
    -من اگر تلفن می زدم،آنها راننده ای را از خواب بیدار می کردند و نصف شبی بنده خدا بایستی این همه راه را به دنبال من می آمد؛خوب ترجیح دادم پیاده بیایم.
    راوی:ستوان هوشنگ آل ابراهیم
    منبع:کتاب پرواز تابینهای-امیران جاویدان
    امام هادی علیه السّلام:
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من بهراه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.
    منبع:نرم افزار معجزه حفظ

    وبلاگ جدیده من(بارویکردی متفاوت):شهیدِ قرنِ 21





  28. 3 کاربر از پست مفید خاکی تشکر کرده اند .


  29. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    او قدیم ندیما که کلاس پنجم ابتدایی بودم کتاب حکایت پرواز که مربوط به این شهید والامقام بود و مطالعه کردم.
    شاید تا کنون بیش از 5 مرتبه این کتاب رو خوندم. جالبه.

    مخصوصاً اون جمله همیشگی و تاریخیشون:

    خدایا دستت رو بذار رو سرم تا هرجا تو میخوای برم

  30. 6 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  31. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    محل سکونت
    زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,198
    امتیاز : 7,521
    سطح : 57
    Points: 7,521, Level: 57
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Album picturesVeteran
    تشکر کردن : 1,543
    تشکر شده 2,744 در 924 پست
    حالت من : Ghafelgir
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام امشب سالگرد شهادت شهید بابایی 5صلوات هدیه کنید به روح پاکش
    امام هادی علیه السّلام:
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من بهراه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.
    منبع:نرم افزار معجزه حفظ

    وبلاگ جدیده من(بارویکردی متفاوت):شهیدِ قرنِ 21





  32. 3 کاربر از پست مفید خاکی تشکر کرده اند .


  33. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    جن!
    در دوران تحصيل براي كمك به باباي پير مدرسه كه كمر و پاهايش درد مي كند نيمه هاي شب ـ قبل از اذان صبح ـ به مدرسه مي رود و كلاس ها و حياط را تميز مي كند و به خانه برمي گردد. مدتها بعد باباي مدرسه و همسرش در ترديد مي مانند كه جن ها به كمك آنها مي آيند! و در نيمه شبي « عباس» را مي بينند كه جارو در دست مشغول تميز كردن حياط است .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  34. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۱۲
    محل سکونت
    کانون؛خونه ی اولم-فضای مجازی؛خونه ی دومم...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,017
    امتیاز : 13,054
    سطح : 74
    Points: 13,054, Level: 74
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,605
    تشکر شده 10,912 در 2,620 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 14 در 4 پست

    پیش فرض

    بسم الله

    سیمرغ در جمع فرشتگان

    به گزارش جهان نیوز، خلبان شهید عباس بابایی، فرمانده عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، در 15 مرداد 1366، هنگام یک عملیات هوایی، هدف آتش دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. "عباس بابایی" علی رغم آن که یک افسر ارشد نیروی هوایی بود، علاقه فراوانی به بسیجیان داشت و ارادت و عشقش به رزمندگان داوطلب بسیجی، در میان دوستانش زبانزد شده بود. در هر فرصتی که می توانست در مناطق عملیاتی حاضر شود، سعی می کرد به هر بهانه ای، لباس خاکی بسیجیان را بپوشد و پس از جلسات فرماندهان، خود را به هر طور شده به جمع بسیجیان برساند و مدتی از وقت خود را با آنان بگذراند. حکایت این که او آب گل آلودی را که در مناطق عملیاتی در گودالی کوچک جمع شده بود، به سر و رویش می زد و می گفت «این آب، زیر پای بسیجیان بوده و متبرک است» حقیقتا تکان دهنده است. کسانی که با خلبانان نیروی هوایی حشر و نشر داشته اند و با روحیه حاکم در میان غالب آنان آشنا هستند، به خوبی درک می کنند که چنین روحیاتی برای یک ژنرال نیروی هوایی چقدر غیر معمول است. خدایش متعالی بدارد که در روز عید قربان، به بسیجیان شهید پیوست و مراد دل خویش را از معبودش گرفت.

    عکسی که می بینید، شهید عباس بابایی را در میان گروهی از بسیجیان نشان می دهد که برای اعزام در محلی گرد آمده اند. ایشان به محض مشاهده جمعی از بسیجیان، خود را به آنان می رساند و سعی می کرد حتی مدتی کوتاه به نحوی با آنان همکلام و دمخور شود.




  35. 2 کاربر از پست مفید ریحان21 تشکر کرده اند .


  36. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    در سال ۱۳۴۸ وارد نیروی هوایی شدم . در بدو ورود می بایستی یک سری آموزشها را در نیروی هوایی می دیدیم که از آن جمله آموزش زبان انگلیسی بود.
    این کلاس ها شروع آشنایی چندین ساله ی من با عباس بابایی بود...
    ایشان شخصیت خاصی داشتند واز همه متمایز بودند. در آن دوران بیشتر استادان زن بودند از جمله استاد کلاس زبان که یک زن آمریکایی بود.
    این استاد زبان برای اینکه فرهنگ مبتذل غرب را رواج دهد،به دانشجویان پیشنهاد شرم آوری داد که، اگر کسی امتحان پایان ترم را ۲۰ بگیرد من یک شب با او خواهم بود.
    بعد از اعلام نمرات عباس از همه نمره اش بیشتر بود او امتحان را ۱۹ گرفته بود.
    من برگه او را که دیدم تعجب کردم زیرا او یک کلمه ساده را غلط نوشته بود .
    و آن استاد هم به عباس گفت: تو عمدأ این کلمه را غلط نوشته ای تا با من نباشی.
    آنجا بود که من به عظمت روحی عباس پی بردم.
    ایشان با این کار درس تقوا و عفت و بزرگواری را به دیگران آموخت...
    راوی: "عظیم دربند سری" یکی از دوستان قدیمی شهید بابایی
    ویرایش توسط sunset6940 : دوشنبه ۲۰ مرداد ۹۳ در ساعت ۲۲:۵۹



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1