کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 22 , از مجموع 22
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb شهید دکتر سید حسن آیت

    سلام
    اینجا از شهید بصیرت مینویسیم
    از شهید سید حسن آیت
    یا زهرا
    ویرایش توسط adminvc3 : سه شنبه ۱۴ شهریور ۹۱ در ساعت ۲۱:۴۶
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  2. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    آخرین یادداشت شهید حسن آیت چند روز قبل از شهادت درپاسخ به فحاشی های روزنامه کیهان تحت مدیریت محمد خاتمی
    به هر ترتیب گفتنی بسیار است و برای من این حملات و خیلی بیشتر از آن قابل انتظار است و منشأ آن ها هم معلوم. ...ولی من از این مسائل هراسی ندارم، بلکه خوشحال هم می شوم، زیرا متوجه می شوم که ضرباتم به ضدانقلاب کاری و مؤثر بوده که آن ها را به حرکات مذبوحانه وادار ساخته است. زیرا همان طور که امام فرمودند"*امروز هرکسی را ضد انقلاب بیشتر به او حمله کرد، بدانید که او مؤثر تر بوده است*" و شما می بینید که از ابتدای انقلاب تا کنون به هیچکس به اندازه اینجانب از طرف ضدانقلاب حمله و فحاشی نشده است. در و دیوار و روزنامه ها و حتی سطح خیابان ها را از شعارهای علیه اینجانب پرکرده اند ...ولی چه باک؟"*من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق/چارتکبیر زدم یکسره برهرچه که هست*" ویا به گفته سعدی:"*اگر جهان همه دشمن شود به دولت دوست/ خبر ندارم از ایشان که در جهان هستند*"»
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. 5 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  6. 4 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض رونمایی از مستند «اسرار آیت» + تیزر فیلم

    به مناسبت سی و یکمین سالگرد شهادت شهید سید حسن آیت،مراسم رونمایی از مستند «اسرار آیت» برگزار می گردد.
    به گزارش خبرنگار سایت شهید آوینی؛ به مناسبت سی و یکمین سالگرد شهادت شهید دکتر سید حسن آیت، مراسم رونمایی از مستند «اسرار آیت» برگزار می گردد.

    این مستند گرانسنگ به همت مرکز مستند سازی پیام گستر تولید شده است. در این مستند صحنه ترور این شهید بزرگوار بازسازی شده و همچنین با افراد و طیف های مختلف فکری آن زمان از جمله اعضای حزب جمهوری، نهضت آزادی و… مصاحبه های مفصلی صورت گرفته است.شهید آیت



    اکران این مستند در روز شنبه ۱۴مرداد از ساعت۲۰ با حضور جمعی از مسئولین و اصحاب هنر و رسانه در سالن اسوه، واقع در خیابان انقلاب – نبش خیابان بهار برگزار می گردد.
    شهید آیت، میرحسین موسوی و فراماسونری

    بازخوانی پرونده شهید حسن آیت

    دریافت تیزر
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  8. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb روابط سیاسی شهید سید حسن ایت و میرحسین موسوی

    ترور در روز رأی اعتماد
    گروه تاریخ انقلاب- محمد مهدی اسلامی: شهید سید حسن آیت را زمانی که در قید حیات دنیایی بود، بیش از آنکه به عنوان دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی و یا حتی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بشناسند، به مخالفت*هایش با جبهه ملی و نهضت آزادی و علی*الخصوص رئیس*جمهور وقت، بنی*صدر می*شناختند. اما آنها که همواره او را عنصری افراطی معرفی می*کردند، با اثبات حقانیت دیدگاه*های آیت درباره بنی*صدر به جای بزرگداشت او و عقب نشینی از سخنان خود،* همواره او را بایکوت کردند. شاید این موضوع از آن جهت بود که آیت یک نقطه مقابل دیگر نیز داشت و آن فردی بود که تا 8 سال پس از شهادت آیت نخست وزیر کشور بود و محبوبیتی کسب نمود که سرپوشی بر افشاگری*های آیت علیه وی گشت. در این میان، اگر هم به ندرت از شهید آیت یاد شده، اغلب از سوی مخالفان او بوده است که با تخریب شخصیت آیت و ادعای سرسپردگی او به شخصیت مشکوکی همچون مظفر بقایی، غیر مستقیم قصد تطهیر لیبرال*ها را داشته*اند. همین طور از آنجا که شهید آیت به عنوان عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، نقش ویژه*ای در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی داشته است، نتیجه مخدوش شدن چهره او، به*زعم این گروه، خدشه در اصل ولایت فقیه خواهد بود.

    اما سرانجام، با رخ نموده شدن انحراف میرحسین موسوی در سال گذشته، نام آیت پس از 28 سال بایکوت کامل، بار دیگر بر سر زبانها افتاد. اما به راستی مخالفت آیت با موسوی بر چه اصولی استوار بود و از چه نقطه*ای آغاز گشت؟شهید آیت بارها در جلسات حزب، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را التقاطی معرفی می*کرد و مخالف حضور او در بدنه ارشد حزب بود. شهید آیت تشکل*هایی همچون جبهه ملی،* نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق را حلقه*های پی در پی یک زنجیر می*دانست و تشکیلاتی مثل جاما و جنبش مسلمانان مبارز را هم که حبیب*الله پیمان رئیس آن بود، در چارچوب این جریان ارزیابی می*کرد. از آنجا که میرحسین موسوی و همسرش قبل از پیروزی انقلاب اسلامی عضو جنبش مسلمانان مبارز بودند، شهید آیت این دو نفر را کماکان شیفته این جریان و سلسله می*دانست. شهید آیت معتقد بود که استعمار در برابر مبارزان اصیل، مبارزان قلابی و بدلی به وجود می*آورد و از این رو میرحسین را یک انقلابی قلابی می*دانست که برای انحراف جریان اصیل در میان آن قرار گرفته است.

    بادامچیان در خصوص علت دعوت موسوی به حزب جمهوری اسلامی چنین می*گوید: «منظور از حزب جمهوری اسلامی، تشکیل حزبی فراگیر بود تا همه کسانی را که مدعی*اند و اگر تنها باشند تشکیل یک جرگه و گروه را می*دهند و همگی اظهار می*دارند که در خط*امام هستیم، یکجا جمع شوند تا در ایران جنگ احزاب در نگیرد. فلذا به آن حزب حتی قطب*زاده، بنی*صدر و آقای فروهر هم دعوت شدند. پیمان هم دعوت شد. اقتضای آن زمان جمع کردن همه اینها ذیل مراقبت پنج روحانی مورد نظر امام بود. بنابراین او هم به حزب دعوت شد. اما از وقتی وارد آنجا شد، رفتارش، نوع برخوردها و گرفتن سرپل روزنامه که محل درج افکار حزب و ارتباط با افکار عمومی است و بعد هم راه ندادن هیچ کس به نشریه برایمان غیرطبیعی بود. چون آن روزنامه، روزنامه حزب بود و حزب 5 نفر، شهید دکتر آیت، شهید صادق اسلامی، مرحوم آقای زواره*ای، دکتر محمود کاشانی و یک نفر دیگر را به*عنوان هیأت امنا تعیین کرد. آنها را آنجا گذاشتند تا هیأت امنا با نشریه همراهی کند. اما میرحسین موسوی اصلاً آنها را راه نداد. چون محمود کاشانی و شهید آیت با مصدق مخالف بودند، ولی او مصدقی بود.»

    یکی از نقاط اختلاف شهید آیت و مهندس موسوی، طرفداری جدی او از دکتر مصدق بود، به‎گونه‎ای که تا قبل از فاجعه هفتم‎تیر که مهندس موسوی سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی را برعهده داشت، بسیاری از صفحات این روزنامه به‎طرفداری از دکتر مصدق اختصاص می‎یافت. چنین مشی و رفتاری سبب تشدید اختلاف میان آیت و موسوی شد. تا آنجا که زمانی*که موسوی که ناگزیر به درج مقاله آیت علیه مصدق شد نیز بر آن مقدمه*ای افزود و تذکر داد که این دیدگاه شخصی نگارنده است.

    علیرضا نادعلی، از اعضای حزب جمهوری اسلامی می*گوید: «شهید آیت مدتی معاونت سیاسی حزب بود... یادم هست که شهید آیت سر درگیری با مهندس موسوی، از حزب قهر کرده بود و جلسه شورای مرکزی را هم حتی نمی*آمد... شهید آیت خیلی قاطع و محکم به ملی*گراها و سلطنتی*ها و منافق*ها حمله می*کرد. خب ما هم واقعاً با همه ضعف معلوماتی که داشتیم، می*دانستیم حالا «بازرگان» یا «سنجابی» یا بعضی دیگر خب انقلابی نیستند. با «امام» صددرصد نیستند. ولی شهید آیت علناً مطرح می*کرد که خیلی از این ملی*ها اصلاً دین ندارند و ضدانقلابند و منتظر فرصتند که به جمهوری اسلامی ضربه بزنند. این طرف، خوب میرحسین و بعضی دور و بری*هایش سمپاتی داشتند به این ملی*ها. اختلاف شهید آیت با میرحسین موسوی، ادعایی نیست که تنها یکی دو نفر از اعضای حزب جمهوری اسلامی گواه آن باشد. *هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و عضو هیأت مؤسس حزب در خاطرات خود از 6 اردیبهشت 1360چنین می*نویسد: «شب در جلسه مشترک مسئولان اجرایی و نمایندگان مجلس حزب شرکت کردم. مقداری از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه [جمهوری اسلامی] گذشت. آقای آیت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقای [میرحسین] موسوی دفاع کرد.»

    این انتقادات اما زمانی اوج گرفت که فراتر از حزب جمهوری اسلامی، اعطای پست*های کلیدی کشوری به میرحسین موسوی مطرح گردید. بادامچیان عضو وقت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، در این خصوص می*گوید: « شهید آیت در جلسه شب هفتم تیر، جلسه قبل از غروب شورای مرکزی حزب و ساعاتی قبل از انفجار، وقتی حرف وزارت خارجه آقای موسوی مطرح شد، گفت: من حتماً مخالفت می*کنم و حتماً در مجلس علیه او صحبت خواهم کرد. طبعاً دوستان آقای موسوی برآشفتند و با تندی با او برخورد کردند. دوستان دکتر آیت هم به پشتیبانی از آقای آیت مطالب مختلفی را بیان کردند. بالاخره مرحوم شهید بهشتی قصد کردند در این زمینه نظر و رأی شورای مرکزی را بگیرند. چون مطرح شده بود باید مخالف و موافق صحبت می*کردند. شهید آیت گفت: اگر شورای مرکزی هم به وزیر خارجه شدن ایشان رأی بدهد،* من قطعاً مخالفت خواهم کرد. آنها هیاهو کردند که این رأی تشکیلاتی است و باید آقای آیت که عضو شورای مرکزی است این تبعیت تشکیلاتی را داشته باشد. آقای آیت به صراحت گفت: من آقای مهندس موسوی را شاگرد پیمان می*دانم و خط پیمان خط امریکاست و آقای موسوی در نهایت به خط امریکا می*رسد. فلذا من وظیفه شرعی و الهی می*دانم که به هر نحوی شده است با ایشان مخالفت کنم. ولو اینکه ایشان رأی بیاورد. من باید وظیفه*ام را انجام بدهم تا در تاریخ بماند. در اینجا وظیفه من گفتن است. بعضی از دوستان می*گفتند باید تصمیم بگیریم تا ایشان را به دلیل این موضع اخراج کنیم. قرار شد فعلاً این بحث بگذرد تا بعد با آقای آیت صحبت شود. حتی من که خود نیز در آن جلسه به آقای موسوی رأی ندادم، به او گفتم آقای دکتر آیت وقتی که شورا و حزب نظر می*دهد، شما حداقل می*توانید به احترام نظر جمع سکوت کنید و چیزی نگویید. ایشان گفت: نه. من قطعاً معتقدم که اینجا جای سکوت نیست و وظیفه من اظهار حقایق است.»شهید آیت همچنین در جای دیگری گفته بود: «درست است که این آقا [موسوی] عضو حزب [جمهوری اسلامی] است اما در عین‎حال افکارش، *افکاری که در خط ولایت باشد، نیست بلکه به عمل*گرایی فردی تمایل دارد و هوادار مصدق و جزو حلقه حبیب*الله پیمان است و در چنین مواردی خودش و همسرش مقابل مجلس خبرگان قانون اساسی می*ایستند. بنابراین، این دو نفر به‎احتمال قوی در مسیری خواهند رفت که در آینده اگر خودشان را اصلاح نکنند، جلوی نظام هم می*ایستند.»

    سرانجام او به این وظیفه نیز عمل نمود و در جلسه رأی گیری موسوی در مجلس شورای اسلامی در تاریخ 14 تیر 1360، یعنی یک هفته بعد از انفجار هفت تیر به مخالفت با موسوی پرداخت. اما به واسطه شرایط خاص کشور، سخنانش را بسیار کوتاه بیان نمود. سرانجام سخن او شنیده نشد و موسوی از مجلس رأی آورد. هاشمی در بیان خاطرات روز 14 تیر 1360 می*نویسد: «جلسه علنی داشتیم. معرفی وزیر خارجه مطرح بود که تصویب شد. آقای مهندس میرحسین موسوی سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، وزیر خارجه شد. از اول کار، آقای رجایی ایشان را معرفی کرده بود. بنی صدر قبول نمی*کرد. آقایان (دکتر حسن) آیت و احمد کاشانی مخالفت کردند و عکس*العمل بدی داشت؛ مخصوصاً از آقای آیت که عضو شورای مرکزی حزب است.»پس از مخالفت اولیه شهید آیت با وزارت امورخارجه موسوی، هاشمی رفسنجانی بشدت به آیت اعتراض می*کند که این مسئله سبب قهر شهید آیت از جلسات شورای مرکزی حزب می*شود. اما پیش از آنکه موسوی فرصت یابد تا در کابینه رجایی حضور یابد، نخست وزیر جدید انتخاب گردید و لازم شد بار دیگر و این بار در کابینه شهید باهنر از مجلس کسب رأی نماید که این امر در روز 14 مرداد 1360 رخ می*داد.

    اسرافیلیان که از نزدیکان و دوستان پرسابقه شهید آیت بوده است، در مصاحبه*ای در سال گذشته در این خصوص گفت: « شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز [در مجلس] غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می*کند و می*گوید: من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت: امروز (چهارشنبه 14 مرداد 1360) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت*ها را برای مردم روشن کنم.»

    شهید حسن آیت یک ماه بعد از نطق قبلیش در مجلس شورای اسلامی و در حالی که برای نطق جدیدی علیه موسوی حاضر گشته بود و قصد حرکت به سوی مجلس را داشت، صبح روز 14 مرداد 1360 در برابر منزل خود هدف رگبار قرار گرفت و به شهادت رسید و سرانجام میرحسین موسوی25 مرداد 1360،* منصب وزارت خارجه را از شهید رجایی که به طور همزمان سرپرست وزارت امور خارجه نیز بود، تحویل گرفت.

    اینکه آن اسناد چه بود، آیا به راستی سند فرماسونر بودن موسوی بوده است؟ و آیا تقارن ترور وی و روز کسب رأی موسوی اتفاقی بوده است یا برنامه ریزی شده؟ موضوعی است که به رغم جنجال مطبوعاتی بسیار در سال گذشته بر روی آن، نیاز به پژوهش بیشتر تاریخ پژوهان دارد اما آنچه مسلم است پس از شهادت آیت که قدرت در دست یاران موسوی افتاد، سالگرد شهادت آیت از تقویم*هایی که شهادت همه چهره*های شاخص انقلاب را ثبت نموده بود، حذف گردید!
    منبع: روزنامه ایران
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  10. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb میر حسین موسوی و سیری در تاریخ

    میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ شهید سید حسن آیت – بخش سوم نام: سید حسن آیت
    تاریخ و محل تولد: ۱۳۱۷، نجف آباد اصفهان
    تحصیلات: فوق لیسانس علوم اجتماعی،لیسانس ادبیات،لیسانس حقوق
    محل خدمت: منتخب مردم اصفهان در مجلس خبرگان قانون اساسی و عضو هیئت رئیسه همین مجلس، منتخب مردم تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی، یکی از ۷ نفر بنیانگذارحزب جمهوری اسلامی و اولین دبیر سیاسی همان حزب.
    تاریخ و محل شهادت: ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ و ۳۸ روز پس از انفجار تالار اجتماعات حزب جمهوری اسلامی.
    چگونگی شهادت: با شلیک بیش از ۶۰ گلوله، در اتومبیل شخصی*اش و جلوی درب منزلش، هنگامی که قصد داشت برای حضور در جلسه بررسی صلاحیت وزرای دولت شهید باهنر در مجلس حضور یابد.
    سخن از شهید آیت سخن از انقلابی است که یاران آن مظلومانه به شهادت رسیدند زیرا حاضر نشدند از محتوای اسلامی آن صرف نظر کنند.
    سخن از شهید آیت سخن از نخبگانی است که جان خود را کف دست گرفته و به جنگ جریانی رفتند که در سبعیت و بی رحمی چیزی کمتر از اربابان صهیونیست و غربی و شرقی خود نداشتند.
    سخن از شهید آیت سخن از آنانی است که به میدان نبرد بی*امان با انحراف از آرمان های اسلامی انقلاب شتافتند.
    سخن از آنانی است که عمارگونه به روشنگری پرداخته، امام خود را حتی برای یک لحظه تنها نگذاشته و در این راه به شهادت رسیدند.
    روز ۷ تیر سال ۶۰ روز سختی برای آیت بود.
    او در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری به سختی بر صلاحیت میر حسین موسوی برای تصدی پست وزارت امور خارجه دولت شهید رجایی شورید.
    هنوز سخنان این شهید در آن جلسه به صورت کامل فاش نشده است اما هرچه بوده نشان از وجود مانعی جدی در برابر سیر صعودی میرحسین موسوی در نظام جمهوری اسلامی داشت.
    شهید آیت که به حق یکی از نظریه پردازان سیاسی ایران است در رشته علوم اجتماعی به تحصیل پرداخت و در این رشته به درجه کارشناسی ارشد رسید.
    او همچنین در رشته های ادبیات فارسی و حقوق هم مدرک کارشناسی گرفت. جالب توجه این*که او در دانشکده ادبیات در رشته جامعه شناسی رتبه اول را بدست آورد و باید طبق روال برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اعزام می گردید ولی همان زمان در سال ۱۳۳۸-۱۳۳۹ گروه های هوادار مصدق توسط فردی به نام دکتر صدیقی که در دانشکده علوم اجتماعی حضور داشت با اعمال نفوذ، حق او را تضییع و صرفا به خاطر افکار سیاسی این شهید، فردی دیگر را به جای او به بورس تحصیلی می*فرستند.
    شهید آیت نه فقط در جریان شناسی سیاسی بسیار متبحر بود بلکه در مورد رجال سیاسی و تاریخی معاصر ایران شناخت کاملی داشت، به گونه ای که اگر کسی به ایشان معرفی می شد بلافاصله سوابق فعالیت*هایش در دوره های مختلف مجالس قبل از انقلاب، موضعگیری*ها، کتاب*های نوشته شده، عضویتش در گروه*ها و تمام جزئیات زندگی او را بیان می کرد.
    اینها نتیجه مطالعه بسیار عمیق و گسترده او در تاریخ معاصر ایران و ذهن قوی وی بود به طوری که یک نمونه از تلاش هایش مطالعه تمام روزنامه*های موافق و مخالف که قبل از سی ام تیر ۱۳۲۰ به بعد انتشار یافته بود می*باشد.
    از گفتنی*های دیگر در مورد این شهید، فعالیتش در ماجرای نهضت ملی شدن صنعت نفت است (که البته نویسنده، مطلبی در این مورد در مطالب منتشره از شهید نیافته است).
    شهید آیت اولین حرکت اسلامی و موفق خود را با کمک بزرگانی چون شهید بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی انجام داد و آن گنجاندن اصل مترقی ولایت فقیه در قانون اساسی بود.
    شهید آیت همچنین اصرار داشت که نیروهای مسلح نیز باید تحت فرماندهی ولی فقیه باشند تا انقلاب اسلامی به سرنوشت نهضت ملی شدن صنعت نفت گرفتار نشود و اسیر کودتاهای صهیونیستی نگردد.
    این گفته شهید آیت است که:
    "ما باید ولایت فقیه را همچون سدی در برابر غرب*گرایی درآوریم" و تجربه۳۱ ساله انقلاب نشان داد که او با مطالعات و تلاش*های علمی و عملی*اش شناختی کامل از دشمن پیدا کرده بود.
    این تلاش ها از همان ابتدا کینه او را در دل آمریکا و اذنابش عمیق کرد.
    خدمت درخشان دیگر این نخبه شهید به همراه هم*فکرانی چون شهید دیالمه، مخالفت صریح با رئیس جمهور شدن بنی صدر است که البته با ناکامی آنها مواجه شد، اما او از همان ابتدای ریاست جمهوری بنی صدر ملعون و حتی قبل از آن در افشا کردن خیانت*های او نقش به سزایی داشت تا جایی که او را از عناصر کلیدی سقوط بنی*صدر می دانند.
    شناخت شهید آیت از بنی صدر که به دوران همکلاسی بودن با او در دانشگاه تهران باز می*گشت نقش به سزایی در ایستادگی شهید آیت در برابر بنی صدر داشت.
    شهید آیت کاندیداتوری بنی صدر را این*چنین پیش بینی کرده بود:
    "آنهایی که قانون اساسی را قبول ندارند و آن*هایی که رئیس جمهوری را مترسک، در روزنامه(منظور روزنامه انقلاب اسلامی متعلق به خود بنی صدر) قلمداد می کنند، همین جا خود را کاندید ریاست جمهوری خواهند کرد".
    پیش*بینی*های او براساس شناخت بود و اعتقاد داشت جلوتر از امام حرکت نمی*کند، بلکه کوشش می*نماید تا زمینه لازم را برای بیان رهنمودهای امام بوجود آورد.
    اعتقاد دیگری که داشت و گذر زمان مهر تأیید بر آن کوبید، این بود که شهید آیت جبهه ملی، نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و سپس چپ*های آمریکایی را حلقه*های یک زنجیره واحد می دانست.
    حلقه هایی که همراه با هم ولی هریک در زمان مناسب به حرکت درمی آیند و همگی هدفی واحد را پیگیری می کنند. همه آنها به دنبال نفوذ در رهبری انقلاب هستند تا در فرصت مناسب آن را منحرف و به دامان آمریکا بی*اندازند.
    این مسائل باعث گردید تا جریان راست لیبرال (جبهه ملی، نهضت آزادی و بنی صدری*ها) و چپ سوسیالیست (سازمان مجاهدین خلق) به همراه جریان پیچیده*ی چپ*های آمریکایی که او را متهم به بیان مسائل اختلاف*انگیز و جلو زدن از امام می*کردند عزم خود را جزم کنند تا ضربه*ایی را که در مجلس خبرگان و تدوین قانون اساسی و سپس در ایستادگی*های او در برابر بنی صدر از آیت خورده بودند جبران نمایند و او را از سر راه خود و رئیس جمهوری که امیدهای فراوانی به او بسته بودند بردارند، بنابراین دسیسه*ای ناجوانمردانه تدارک دیدند.
    این اولین رویارویی آنها با این شهید دانشگاهی و به عبارتی با پیروان راستین امام(ره) بود.
    مطالب مرتبط:
    .: میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ شهید عبدالحمید دیالمه – بخش اول
    .: میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ اینها سخنان احمدی*نژاد نیست! – بخش دوم
    .: نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند – گفتگو با ابراهیم اسرافیلیان، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  12. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb میر حسین موسوی و سیری در تاریخ

    میر حسین موسوی و سیری در تاریخ – سنگ*اندازی*هایی در برابر شهید سید حسن آیت – بخش چهارم هنگامی که اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار گردید و شهید آیت، به عنوان یکی از منتخبین مردم تهران به مجلس راه یافت، جریان نفاق با تمام دسته بندی*هایش، عزم خود را برای رد اعتبار نامه او به کار گرفت تا هم انتقام خود را از او گرفته وهم ایشان را به شکل دموکراتیک از سر راه بردارد، در نتیجه بازرگان، مجتهد شبستری، سلامتیان، یدالله و عزت الله سحابی، صدر حاج سید جوادی و… اعتبار ایشان را زیر سوال برده و هنگام تصویب اعتبار نامه اش، به آن رأی منفی دادند تا با رد اعتبار نامه، او از مجلس اخراج شوند که البته به علت حمایت افرادی همچون مقام معظم رهبری، آیت الله یزدی، عسگراولادی، شاهچراغی، پرورش، شهید دیالمه، شهید رجایی، آیت الله امامی کاشانی و … این حرکت جریان نفاق ناکام ماند.
    تدبیر هوشمندانه شهید آیت این بود که پیشنهاد کرد تا رأی گیری برای اعتبارنامه*اش علنی برگزار شود تا تاریخ بتواند جریان نفاق را بهتر بشناسد و این سبب گردید تا عده*ای در رأی گیری شرکت نکنند.
    آنهایی که در رأی گیری شرکت نکردند نشان دادند که با افکار این شهید موافق نیستند اما نمی*خواهند تا نامشان در کنار نام افراد مخالف اعتبارنامه آیت آورده شود که این موضوع، خطرناکتر بودن بیشتر این افراد را ثابت می*کند، زیرا آنها قطعاً چهره*ایی ظاهرالصلاح بوده*اند.
    مرتضی الویری که امروزه یکی از شرکت کنندگان در کودتای مخملین شکست خورده بعد از انتخابات است در این مورد می گوید:
    "طبیعی است وقتی فردی خود را طرفدار شدید ولایت فقیه معرفی می*کند و منتقدین اصلی او در مجلس جناح موسوم به لیبرال*ها بودند، افرادی که به شکل معمول با احتیاط و محافظه*کاری عمل می*کردند ترجیح دادند که در رأی*گیری شرکت نکنند.
    شاید اگر رأی*گیری غیرعلنی بود، بسیاری از آن افرادی که در رأی*گیری شرکت نکردند یا رأی ممتنع دادند، به آقای دکتر آیت رأی منفی می*دادند."
    ناگفته نماند خود آقای الویری به اعتبارنامه رأی مثبت داد اما از فحوای کلام او به خوبی فهمیده می شود که:
    ۱- آقای الویری برخلاف میل قلبی و نظر واقعی خود و براساس تشخیص مصلحت به اعتبارنامه شهید آیت رأی مثبت داده است.
    ۲- عده قابل توجهی از نمایندگان نیز برخلاف نظر واقعی خود و براساس تشخیص مصلحت به اعتبارنامه رأی ممتنع داده*اند و یا اصلاً در رأی گیری شرکت نکرده*اند.
    ۳- اگر این مصلحت سنجی*ها نبود، اعتبارنامه شهید آیت رأی نمی*آورد و او از مجلس اخراج می*شد.
    ۴- علت این مصلحت سنجی*ها علنی شدن رأی گیری از یک طرف و معرفی شدن شهید آیت به عنوان طرفدار شدید ولایت فقیه، آن*هم از طرف خود ایشان بوده است.
    ۵- ازگفته آقای الویری این*طور برداشت می شود که، این شهید آیت بود که خود را شدیداً طرفدار ولایت فقیه معرفی می*کرد و واقع امر برای آقای الویری این*چنین نبود.
    به هر حال اعتبارنامه ایشان تصویب شد و فعالیت*های شهید آیت به همراه یاران دیگرش در مجلس و به موازات آن در حزب جمهوری اسلامی، برای دفاع از اسلامیت نظام و انقلاب در برابر جریان نفاق آغاز گردید.
    جریان منحرف و مزدوری که حالا سنگر ریاست جمهوری را نیز از دست نظام گرفته بود و در بیرون نظام نیز با مسلح کردن شاخه نظامی خود و تشکیل میلیشیا، خود را برای یک*سره کردن کار امام(ره) و انقلاب اسلامی آماده می کرد.
    در این مرحله نیز آیت باید از سر راه برداشته می شد.
    البته این*بار با ترور شخصیت و با این برچسب که او به دنبال کودتا علیه رییس جمهور منتخب است و این دسیسه برعهده بنی صدر قرار گرفت.
    در همان ایام، فردی که خود که خود را یک جوینده حقیقت معرفی می*کرد به درب منزل شهید آیت می*رود و در مورد شخصیت، افکار وگذشته وعملکرد بنی صدر با ایشان گفتگو می کند.
    او تمام گفتگو را مخفیانه و بدون اطلاع شهید آیت ضبط می*کند و ناگهان متن قطعه قطعه شده و تحریف شده آن گفتگو سر از روزنامه انقلاب اسلامی بنی صدر و جراید جریان نفاق در می آورد و موجی رسانه*ای به منظور ترور شخصیت شهید آیت به راه می افتد.
    شهید آیت و همرزمان دیگرش همچون شهید دیالمه، که حالا در اقلیت قرار گرفته بودند، به موازات مقابله با بنی صدر و منافقین، جریانی مشکوک را در حزب و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رصد می*کردند و مترصد زدن ضربه ای اساسی به آن بودند، ولی وجود بنی صدر و منافقین، بیشتر انرژی آنها را مصروف خود می*کرد.
    بهترین نام این جریان، چپ*های آمریکایی بود که به خوبی، ماهیت آن برای شهید آیت و شهید دیالمه شناسایی شده بود.
    ادامه دارد…
    مطالب مرتبط
    .: میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ شهید عبدالحمید دیالمه – بخش اول
    .: میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ اینها سخنان احمدی*نژاد نیست! – بخش دوم
    .: میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ شهید سید حسن آیت – بخش سوم
    منابع بیشتر برای مطالعه
    .: همه دشمنان حسن آیت.
    .: نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند – گفتگو با ابراهیم اسرافیلیان، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  14. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض


    شهید آیت
    شهید بصیرت
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  16. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb شهید سید حسن آیت و چهره حقیقی مصدق السلطنه

    شهید سید حسن آیت و چهره حقیقی مصدق السلطنه
    آن چیزی که من در نوار می*گویم همین خطر است که گفتم، یعنی عین این جمله است، دشمن بلایی را که سر آیت الله کاشانی آورد، می*خواهد سر امام و این نهضت بیاورد و عین این جمله را من آنجا گفتم و دشمن بارها تلاش کرده و یکی از عللی که موفق نشده، این است که ما دست او را خوانده*ایم، ملت هم باید دست اینها را بخواند… (شهید سید حسن آیت)
    با توجه به اینکه مقاله*ای نسبتاً مفصل و جامعی در مورد مواجهات شهید آیت با ملی*گراها، بنی صدر و میر حسین موسوی در سال ۱۳۶۰ در ویژه نامه روزنامه ایران با نام "رمز عبور" چاپ شده است، برای جلوگیری از موازی کاری که مانعی جدی بر سر راه مقاومت فرهنگی نیروهای انقلاب است، دوستان را به همان مقاله ارجاع داده و برای روشن*تر شدن ماهیت دسیسه*های دشمن صهیونیستی و بازیگرانشان علیه انقلاب اسلامی مردم ایران، قسمت*هایی از کتاب شهید آیت با نام "چهره حقیقی مصدق السلطنه" را مرور می*کنیم تا با پند گرفتن از تاریخ که مدام خود را تکرار می*کند، خطرات پیش*روی انقلاب و نیروهای وفادار به انقلاب را شناخته و خود و انقلاب را در برابر این خطرات بیمه نماییم.
    ابتدای کتاب با سخنی از امام راحل(ره) زینت گرفته است که خود گویای حقایقی مهم است.
    امام(ره) می*فرمایند: یک گروهی [جبهه ملی] که از اولش باطل بوده است، من از آن ریشه*هایش می*دانم یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بوده*اند، از اولش هم مخالف بوده*اند، اولش هم وقتی که مرحوم آیت الله کاشانی دید که اینها دارن خلاف می*کنند، صحبت کرد، اینها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک بهش زدند، اسمش را آیت الله گذاشته بودند.
    این در زمان آن بود که اینها [جبهه ملی] فخر می*کنند به وجود او [مصدق] آن هم مسلم نبود [مصدق].
    من در آن *روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که سگی را عینک زدند و به اسم آیت الله توی خیابان*ها می*گردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست.این [مصدق] سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود [مصدق] سیلی را بر اسلام می*زد.
    قسمتی از مقدمه کتاب چنین است:
    استعمارگران به درستی دریافته بودند که استقرار حکومت اسلامی مساوی با مرگ قطعی آنهاست.آنان پی بردند که به قدرت سلاح و سرنیزه نمی*توانند بر انبوه مسلمین که تا پای جان حاضر به دفاع از اسلام و مسلمین*اند غلبه یافته، از این*روی چاره*ای اساسی اندیشیدند و در صدد برآمدند، با ایجاد کانال*های انحرافی و انقلابی*نما، از قدرت عظیم توده*های مردم که پشت سر روحانیت قرار داشتند کاسته و سرانجام آنان*را تضعیف و زبون سازند.
    از اینجاست که فراموشخانه و فراماسونری در ایران و سایر کشورهای اسلامی تأسیس شده و سرو کله میرزا ملکم خان*ها و تقی*زاده*ها با الفاظ و اصطلاحات دهن پرکن و فریبنده مانند: دمکراسی، قانون، تمدن، تجدد، قومیت و ملیت در مقابل عالم مجاهد، شیخ فضل الله نوری و امثال او که از خدا، اسلام و اسلامیت دفاع می*کردند پیدا می*شوند و استعمارگران نیز با انواع دسایس موذیانه و تبلیغات عوام*فریبانه می*کوشند تا انظار مردم را متوجه چنین جرثومه*های فسادی ساخته و آنان را در چشم مردم انقلابی، اصلاح*طلب و آزادی*خواه جلوه*گر سازند و انقلابیون مؤمن و مسلمان و آگاه را همچون شیخ فضل الله نوری مرتجع و ضد آزادی به شمار آورند، زیرا قدرت روحانیت تا وقتی است که مردم پشت سر آنان باشند و پراکندن مردم از پشت سر روحانیت وقتی میسر می*شود که استعماگران بتوانند انقلابیون تصنعی، بدلی و جیره*خوار خود را جایگزین انقلابیون صدیق و راستین نمایند.
    به عبارت دیگر با یک تیر دو نشان می زنند، هم انقلابین واقعی و مجاهدین راستینی چون شیخ فضل الله نوری، مدرس و کاشانی را منزوی کرده و لجن*مال ساخته و هم زمام توده مردم را در دست عمال و ایادی خود نظیر میرزا ملکم خان*ها، تقی*زاده*ها، مستوفی الممالک*ها، شاهپور بختیارها، نزیه*ها، ابوالفضل قاسمی*ها وحاج سیدجوادی*ها قرار می دهند.
    به این دلیل است که شاهدیم که در دوره مشروطیت به اصرار افرادی نظیر محمدصادق طباطبایی و با فشار انگلیس، مجلس شورای ملی جایگزین مجلس شورای اسلامی شده و حاج سید فضل الله نوری برسر دار می*رود و هنوز که هنوز است به علت وسعت تبلیغات سوء و موذیانه عوامل استعمار، حتی بسیاری از افراد مومن ولی ناآگاه با دیده بدبینی به این مرد بزرگ نگریسته و طرفدار ارتجاع و استبدادبودن او را امری بدیهی می*انگارند.
    در عوض می بینیم که افرادی نظیر مستوفی الممالک، مشیرالدوله، تقی زاده، مصدق السلطنه (دکتر مصدق بعدی) محمدعلی فروغی، حاج مخبر السلطنه هدایت، حسین علا و حاج میرزا یحیی دولت*آبادی از سویی طرف مشورت رضاخان قرار گرفته و از سویی دیگر مخالف دیکتاتوری و رضاخان جلوه داده می*شوند.
    جالب توجه است که در دوران دیکتاتوری رضاخان این افراد از کوچکترین گزندی مصون بوده و درهمان دوره و در دوره*های بعد به صدارت، وزارت و وکالت می رسند ولی سید حسن مدرس آن مجاهد و روحانی دلیر، در زمان نخست وزیری دکتر متین دفتری، پدر هدایت الله متین دفتری در سال ۱۳۱۷ در کاشمر توسط دژخیمان رضاخان شهید می*شود.
    شهید آیت در ادامه پس از توضیحی کوتاه از سوابق مبارزاتی آیت الله کاشانی ادامه می*دهد:
    کاشانی پس از ۱۶ ماه تبعید بر اثر مبارزات مردم مسلمان به ایران برگشته و با سرسختی، مقدمات ملی شدن نفت و روی کارآمدن دکتر مصدق را فراهم می*آورد.
    آیت الله کاشانی پس از آنکه دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از نخست وزیری استعفا می*دهد و قوام السلطنه به جای او می*نشیند، مردانه علیه قوام قیام کرده و او را برای همیشه به زباله*دان تاریخ می*فرستد و مصدق را مجدداً بر سر کار می*آورد، اما دکتر مصدق پس از آنکه از دوش آیت الله کاشانی بالا رفت و از روی نعش شهدای ۳۰ تیر گذشت و مجدداً بر صندلی صدارت تکیه زد، همان روش جدایی دین از سیاست قوام السلطنه را پیشه خود ساخته و تمام قدرت خود را صرف کوبیدن و لجن مال کردن آیت الله کاشانی نمود تا جاییکه روزنامه*های جیره خوار دولت وی به خود اجازه دادند کاریکاتورهای مستهجن از این روحانی مجاهد کشیده و بر عمامه*اش پرچم انگلستان نقاشی نمایند…
    به شهادت تاریخ در هیچ زمانی در تاریخ معاصر ایران به اندازه زمان حکومت مصدق(۱) به روحانیت و اسلام توهین روا داشته نشد که قلم از ذکر آن اهانت*ها شرم دارد.
    متجددین و مترقیان آنروز [همانند امروز] سرانجام توانستند با عوام*فریبی، ملت را از پشت سر کاشانی پراکنده و او را بی*اثر سازند و آنگاه موفق شدند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را به کمک خود مصدق السلطنه به نتیجه برسانند ولی آن را به حساب کاشانی جلوه*گر سازند…
    به یاد می آوریم ۱۰ روز قبل از سخنرانی نگارنده به مناسبت هفدهمین سالگرد درگذشت آیت الله کاشانی، یعنی در ۱۴ اسفند ۵۷ به مناسبت سیزدهمین سالگرد درگذشت دکتر مصدق، همه وقت رادیو و تلویزیون به این موضوع اختصاص داده شده بود و افرادی چون حسن نزیه، هدایت الله متین دفتری، مقدم مراغه*ای، ابوالفضل قاسمی و دکتر سنجابی و گروه*هایی چون فداییان خلق، حزب خلق مسلمان، مجاهدین خلق و غیره که امروزه ماهیت اکثر آنان برای مردم ایران روشن شده، در احمدآباد مدفن دکتر مصدق جمع آمده و چه*ها که نکردند و دولت انقلابی بازرگان هم با تعطیل رسمی ادارات و مدارس و با استفاده از سرویس*های دولتی و اتوبوس*های شرکت واحد، با زمینه چینی بسیار مردم را به آنجا کشاندند و به خیال خام خود پنداشتند که می*توانند مانند گذشته، با توطئه*های خویش، نور خدا را خاموش و امام امت را تحت الشعاع مرده مصدق السلطنه قرار داده و مسیر انقلاب عظیم اسلامی را به نفع استعمارگران منحرف نمایند و بر سر ملت آن آورند که در جریان مشروطیت و ۲۸ مرداد ۳۲ آوردند.
    پی*نوشت
    ۱- البته این کتاب ۳۰ سال پیش نوشته شده و شهید آیت زنده نبود تا شاهد وضعیت فرهنگی و مطبوعاتی دوران دولت محمد خاتمی و وزارت عطا الله مهاجرانی باشد.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  18. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض پیام شهید آیت الله دستغیب بخ مناسبت شهادت دكتر سيد حسن آيت

    جناب حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی
    بار دیگر دست جنایتکار آمریکای جهانخوار توسط مزدوران داخلیش یکی دیگر از چهره های تابناک، مبارز و فداکار و با اخلاص شهید دکتر حسن آیت نماینده مجلس شورای اسلامی را از ما گرفت. شهادت این شهید سعید را به امام امّت و خانواده محترمشان و نمایندگان محترم مجلس و ملت اسلام تبریک و تسلیت عرض میکنم. دشمن بداند با ترور شخصیت ها و بمب گذاری و کشتار کودکان بی گناه خود را رسواتر و منفورتر ساخته و ملت عزیز را منسجم تر و آماده تر کرده و پیروزی نهایی برای ملت اسلام خواهد بود. علو درجات شهیدان، پیروزی رزمندگان، عزت و سعادت ملت شریف و ذلت و نابودی دشمنان اسلام را از خداوند منان خواستارم.

    سیدعبدالحسین دستغیب
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  20. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb راز مظلوميت افشاگري كه پس از 30 سال هنوز فحش مي خورد!

    در مظلومیّت آیت، همه مقصّریم
    راز مظلوميت افشاگري كه پس از 30 سال هنوز فحش مي خورد!



    گروه تاريخ رجا - ابوالفضل منتظري: دوران دبیرستان را سپری می نمودم. در منزلمان گنجه ای قدیمی وجود داشت که مجله های دهه اول انقلاب را در خود جای داده بود. مثلاً از اولین شماره ی مجله ی سروش، پیام انقلاب و یا پاسداراسلام بدون مراجعه به کتابخانه های قدیمی و بزرگ، در اختیارم بود تا نشریاتی همچون راه زینب، امید ایران و... . من که در آن سنین، بیشتر با هدف تماشای تصاویر این نشریات، آن ها را ورق می زدم، در پشت جلد یکی از مجله های پیام انقلاب، تصویر بزرگ و رنگی شخصیتی را دیدم که ظاهر او با دیگر افرادی که تصویرشان اغلب در این نشریه به چاپ می رسید، فرق اساسی داشت. چهره ای قاطع و جدّی، صورتی کاملاً تراشیده، با موهایی که به عقب هدایت شده بود و عینکی که چندان گران قیمت به نظر نمی رسید. امّا آنچه که برایم باعث تعجب بیشتر شد، عبارتی سه کلمه ای بود که با رنگ قرمز و با خط نستعلیق در پایین این عکس خودنمایی می کرد:

    "آیت، شهید روشنگر"

    مجله تحت نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مربوط به دهه ی60 بود. طبیعتاً تصاویری که برای گرامیداشت افراد انتخاب می کرد، یا مربوط به علما بود و یا مربوط به شهدایی که اغلب هم در دفاع مقدس به شهادت رسیده بودند. به هر صورت اولین بار بود که تصویر شهیدی را با ظاهر و وصفی این چنین در مجله ی پیام انقلاب می دیدم! اما با مراجعه به داخل مجله و صفحات مربوط به این شهید، شخصیتش برایم جالب تر شد. به خصوص وقتی که چنین عباراتی را از وی در دفاع از ولایت فقیه می خواندم:«من یکی از طرفداران و مدافع جدی این اصل هستم و شاید قبول نمایندگی این مجلس هم برای این بود که تا آنجایی که در قدرت دارم در گذراندن این اصل کمک کنم. چون حکومت اسلامی را بدون این اصل مستقر نمی*بینم یعنی این اصل باید اجرا شود.»



    آیت، برایم شخصیت جالبی شده بود. به خصوص وقتی از نقش اساسی و کلیدیش در موضوعات مهمی مثل، تصویب اصل ولایت فقیه، رسمی کردن سپاه، افشای خط نفاق از مصدق تا بنی صدر و انقلاب فرهنگی مطلع شدم و همچنین تلاش ها و خدمات کم نظیرش در سمت های مختلفی همچون دبیر سیاسی حزب جمهوری، دبیر اول مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندگی مجلس شورای اسلامی را خواندم. از آن پس در لابلای هر کتابی که مربوط به تاریخ انقلاب می شد، با تشنگی فراوان به دنبال اطلاعات جدیدی از آیت می گشتم. عطش وصف ناپذیری برای شناخت هرچه بیشتر او وجودم را در برگرفته بود. ولی هرچه بیشتر می گشتم، کمتر می یافتم. علامت سئوالی در گوشه ی ذهنم پدید آمده بود که روز به روز حجیم تر می شد. چرا از آیت علیرغم این همه خدمات و زحماتش هیچ یادی نمی شود؟ دوستان و همکاران آیت چرا ساکت اند؟ وقتی از گوشه و کنار مطالبی پیدا می کردم تعجبم بیشتر می شد. به طور مثال وقتی اوج خطر آیت را برای جبهه متحد ضدانقلاب بیشتر لمس نمودم که فهمیدم در انتخابات اولین دوره ی مجلس شورای اسلامی، بنی صدر به حزب جمهوری پیشنهاد می دهد که اگر اسم آیت را از لیستتان حذف کرده و شخص دیگری را جایگزین کنید، من به عنوان رئیس جمهور همه لیست را تأیید می کنم! این درحالی بود که در آن لیست شخصیت هایی همچون هاشمی رفسنجانی، رجایی ، باهنر، ولایتی، عسگراولادی، ناطق نوری و... دیده می شدند.

    گفتم ناطق نوری؛ جالب است بدانید ایشان که از نزدیک در متن ماجراهای اوّل انقلاب بوده اند و به قول خودشان یکی از سه تفنگدار حزب جمهوری در جامعه روحانیت محسوب می شدند، دو جلد کتاب خاطرات دارند که در کل این دو جلد فقط دو جا از شهید آیت نام بردند! علت اینکه این زحمت را هم متقبّل شدند این بوده که میخواستند مطلبی را بگویند، لذا گفته اند به قول مرحوم آیت این را برای ثبت در تاریخ می گویم. همین و بس!! در اکثریت قریب به اتفاق دیگر خاطرات انقلابیون هم در پرداختن به شهید آیت کوتاهی شده است. امّا آنچه که بسیار جالب و مهم است کتب و نشریات نیروهای معاند با جمهوری اسلامی است که اغلب به شهید آیت پرداخته و تا توانسته اند گلوله های کذب و تهمت و توهین را به وی شلیک نموده اند. این امر برای من که در دوران اصلاحات با شهید آیت آشنا شده بودم و کنجکاوانه این موضوع را پیگیری می کردم بیشتر ملموس بود. به خصوص بعدها که متوجه شدم در دوران آقاي موسوي و مجلس سوم، دستور حذف سالگرد شهادت آیت از تقویم ها صادر شده، چندان تعجب نکردم. ولی در آن زمان به عنوان یک جوانی که تازه دیپلم گرفته و راهی حوزه علمیه می شد، این برخوردهای ظالمانه چه از جانب دوستان آیت و چه از جانب دشمنانش برایم سئوال برانگیز بود! مگر آیت چه کرده بود؟ سالگردش که می شد خودی ها هیچ نمی نوشتند، ولی غیرخودی ها تا در توان داشتند او را می کوبیدند! صدا و سیما که هیچ! فاتحه اش را در این جور مواقع باید خواند! هیچ کاری از دستم بر نمی آمد. می خواستم 14مردادها با همه ی وجودم فریاد بزنم که آی مردم، به خدا امروز سالگرد شهید آیت است،حداقل یک فاتحه بخوانید، شناختن و شناساندنش پیشکش! آخر هم همین کار را کردم. به مسجد محلمّان رفتم و به یکی از فعّالین مسجد که فکر می کردم به خاطر سنّ و سالش آیت را بشناسد، گفتم:"امشب سالگرد شهادت شهید آیت است. اگر ممکن است نامی از او ببرید" او هم استقبال کرد و پس از نماز فریاد دلم را سرداد و از مردم خواست تا برای آیت فاتحه ای بخوانند. مردم فاتحه را برای آیت خواندند و من برای مسئولینی که از آیت یاد نمی کردند! الفاتحه!

    اینطوری نمی شد! باید کاری می کردم. به دفتر هفته نامه یا لثارات رفتم و اعلام همکاری نمودم. ولی به یک شرط! شرطم این بود که اولین مطلبی که برایشان می نویسم، در وصف شهید آیت باشد. آنها هم پذیرفتند. امّا متأسفانه در وسط کار مانعی پیش آمد که موفق به ادامه ی کار نشدم. فاتحه ی این یکی هم خوانده شد!

    در حوزه ی علمیه هم تلاش می کردم تا آیت را حداقل به طلّابی که در دسترسم بودند بشناسانم. برایشان از سطح بالای علمی حوزوی و دانشگاهی آیت می گفتم و این که در چند رشته تحصیل کرده بود و چند زبان بلد بود. در مدرسه عالی علوم قضائی قم برای طلّاب تدریس می کرد و... ولی مشکل اینجا بود که از میان این همه باید علّت تراشیدن ریشش را برای بعضیشان توضیح می دادم! باید با هرکسی به زبان خودش سخن می گفتم. عرضه می داشتم:" برادر من، همانطور که شما این احکام را بلدید، قطعاً شهید آیت الله دستغیب هم که کتاب گناهان کبیره را نوشتند، این احکام را حداقل به اندازه شما بلد بودند. ولی از آیت در پیامی که به مناسبت شهادتش صادر فرمودند با عنوان سرباز با اخلاص و فداکار اسلام نام بردند."(1) و با همه ی وجود می گفتم الفاتحه!

    حقیقتاً مظلومیّت آیت برایم دردآور بود. خیابانی بزرگ در تهران به نامش بود که منزل و محلّ شهادتش، وجه تسمیه ی آن خیابان بود. شاید از خون ریخته شده اش بر آسفالت این خیابان خجالت کشیدند و گرنه همین اسم را هم نمی گذاشتند! ولی چه فایده که همه با نام "نارمک" از این خیابان یاد می کنند. تصمیم گرفتم به محله ی شان بروم و ببینم آنجا چه خبر است. برای سوار ماشین شدن، مخصوصاً صدا می زدم:"شهید آیت؟". شنیده بودم که منزلشان نزدیک مسجد احمدیه بوده. قدم زنان و البته مجنون وار تصمیم گرفتم تا مردم محل را امتحان کنم. از چند جوان پرسیدم که "این شهید آیت را که این خیابان به اسمش هست،می شناسید؟" بالاتفاق می گفتند:"خیر". حتّی یکی از یکی دو پیر مرد هم سئوال کردم، نمی شناختند! فقط یک سوپر مارکتی که نزدیک مسجد بود با شنیدن نام آیت، چهره اش باز شد و از من استقبال کرد. حتی از من خواست که اگر عکسی از آیت دارم به او بدهم تا در مغازه اش نصب کند. من هم که با آلبوم عکس شهدا به آنجا رفته بودم، سریعاً به این ندای گرم او لبیک گفتم. صاحب مغازه به من گفت که آیت بارها در این مسجد سخنرانی کرده بود. حرفش کاملا طبیعی و صحیح به نظر می رسید. مگر ممکن است آیتی که در اغلب شهرهای اصلی کشور سخنرانی داشته، در مسجد محله شان سخنرانی نکرده باشد؟ خود وی در فرم مجلس می نویسد:" به غیر از سخنرانی های دانشگاهی حدود 600 سخنرانی دیگر داشته ام" واقعاً تا به حال چند سخنرانی از آیت شنیده اید؟ این نوارها کجاست؟ در آرشیو بنیادشهید؟ صدا و سیما؟ مرکز اسناد؟ مجلس؟ بنیاد هفت تیر؟ و..... فکر می کنم باید فاتحه ای هم برای آن نوارها خواند.

    به سراغ مسجد محل رفتم. از در که وارد می شدی عکس شهدای محل خودنمایی می کرد. امّا گویا آیت یا شهید محسوب نمی شد، یا شهید محلّ دیگری بود! برایم عجیب بود و اولین مقصّر را بسیج مسجد می دانستم. به سراغ برادران بسیج رفتم و دوستانه در مورد شهید آیت و اینکه چرا عکسش را نصب ننمودند، سئوال کردم. جالب آن است که کم کم داشتم بدهکار می شدم که من کیستم و به چه حقّی از آنان چنین سئوالی می کنم!؟ پس از چند دقیقه ای که گفتگوها به آرامش منتهی شد، متوجّه شدم که بندگان خدا اصلاً ابتدایی ترین اطّلاعات را در مورد آیت ندارند. لذا شروع کردم به صحبت درباره ی آیت و خدماتش به انقلاب. قطعاً باید فاتحه ای هم همراه با برادران بسیج، اول برای خودمان و بعد برای آیت می خواندیم.

    البته هرچه که بیشتر این نواقص را در انتقال تاریخ و فرهنگ انقلاب به نسل جوان می دیدم، مقصّر بودن مسئولین بیشتر برایم آشکار می شد. چرا فقط باید در سالگرد برخی از شهدای انقلاب از آنان یاد کرد، آن هم با مطالب تکراری؟ سالگردی برای شهید مطهری و به مناسبت روز معلّم، در مرکز فرهنگی سیّد الشهداء میدان هفت تیر برگزار شده بود. به مسئول برگزاری برنامه که یک روحانی بود، گفتم:" مگر یکی از علل برپایی اینگونه برنامه ها گرامیداشت مقام معلّمین نیست؟ مگر آیت یک معلّم شهید نبود؟ پس چرا اسمی هم از او برده نمی شود؟" به علامت نفی، سری تکان داد و گفت:" قصوری نیست آقا! قصوری نیست آقا!" و من با همه ی وجود می گفتم که بله، قصور نیست، تقصیر است و باید فاتحه ی همه ی کسانی که چون شما فکر می کنند را خواند.

    سالگرد شهید مفتّح در مسجد قبا برگزار شده بود. شخصیت های مختلفی شرکت می کردند و من که در بیرون مسجد کشیک می دادم، منتظر بودم تا بتوانم یکی از آنان را شکار کرده و در مورد آیت از او بپرسم. سرانجام موفق شدم تا آقای درّی نجف آبادی را هرچند که محافظین دوره اش کرده بودند، صید کنم. پس از سلام و احترام، پرسیدم:" نظر شما در مورد شهید آیت چیست؟" ایشان گفتند:" شهید آیت از شخصیت های ارزشمند انقلاب ما بود و بسیار زحمت کشید." گفتم:" پس چرا یادی از او نمی شود؟ تا به حال چند بار دیده اید برای ایشان سالگرد بگیرند؟" آقای درّی پس از تأملّی فرمودند:" بله، قبول دارم که در این زمینه کوتاهی شده" من هم که از این اعتراف خرسند بودم و گویا مرهمی بر دلم نشسته بود، عرض کردم:" می دانید فرزندشان چقدر از این موضوع ناراحتند؟" و آقای درّی جوابی داد که نه تنها مرهم قبلی را برداشت، بلکه نمک بر زخم دلم پاشید. ایشان فرمود:" راستی فرزندش کجاست؟ بگویید بیاید ما ببینیمش."!! و من که بهتم زده بود دیگر ایشان را بیش از این معطّل نکردم و با سکوتم اجازه دادم که به سمت ماشینشان بروند. واقعاً جای سئوال است که سیره ی معصومین(علیهم السلام) و همچنین مقام معظّم رهبری این چنین بوده و هست؟ شما وظیفه دارید که به خانواده ی شهدا سر بزنید، یا آنان باید هفت خوان رستم را طی کنند تا بتوانند با شما ملاقات کنند!؟ واقعاً باید یک فاتحه با تلفّظ عربی غلیظ قرائت کرد. الفاتحه!

    البته ببخشید، یادم رفت که از دیدارم با خانواده ی شهید آیت تعریف کنم. به هر شکلی بود بالاخره موفق شدم آدرس منزل جدیدشان را پیدا کنم. با یکی از دوستان که ایشان زحمت اصلی پیدا کردن آدرس را کشیده بود، به منزلشان رفتیم. در زدیم. تنها پسر شهید آیت بیرون آمد و ما که برای اولین بار بود او را می دیدیم، بسیار ذوق زده شده بودیم. زمان شهادت پدرش نوجوانی بیش نبود و حالا برای خودش مردی شده بود و البته بسیار شبیه به پدر. دوستم نتوانست خودش را کنترل کند، او را محکم در آغوش فشرد و بوسید چرا که لحظه ای خود شهید آیت برایمان مجسّم شد. از ظاهر پسر شهید آیت هم مشخص بود که از این نحوه ی برخورد تعجّب کرده بود. به داخل رفتیم و همسر شهید آیت هم که خود بانویی بسیار با شخصیت و تحصیلکرده هستند، با مهربانی از ما استقبال کردند. از حرف های آن شب، به همین حد اکتفا می کنم که فرزند شهید آیت می گفت:" روزنامه های دوّم خردادی هنوز علیه پدر من می نویسند، امّا این طرف هیچ خبری نیست!" پیش از این عرض کرده بودم که همه ی این وقایع در دوره اصلاحات بود و بهترین فرصت برای انتقام گیری از آیت. ضربتی که آیت به جبهه متحد ضدّ انقلاب وارد کرده بود، چنان کاری و عمیق بود که هرچقدر هم علیه او بنویسند، التیام نمی یابند. ایشان ادامه داد:" روزی از طرف بنیاد شهید آمدند و گفتند که می خواهیم تصویر شهید آیت را در این خیابان نقاشی کنیم. یک جمله از پدرت به ما بده تا زیر آن بنویسیم. من هم گشتم و یکی دو جمله را انتخاب کرده و به آن ها دادم. به مذاق آقایان خوش نیامد و گفتند ما خود انتخاب می کنیم. من هم گفتم حالا که اینطور است اصلاً نمی خواهم عکس پدرم را بکشید." با این سخنان فرزند شهید آیت برایم مسجّل شد که فاتحه هایی را که برای این طرفی ها خوانده بودم، بی جا نبوده. برفرض که آقایان بنیاد شهید بر سر این جملات با فرزند شهید، به توافق نرسیدند، آیا باید طرح را به کلّی تعطیل می کردند؟ واقعاً هیچ راه دیگری وجود نداشت؟

    البته کم کم علّت برخی از این بی توجهی ها برایم روشن می شد. مثلاً یک بار به صورت کاملاً اتفّاقی دکتر جواد منصوری را در مسجد امام حسین(علیه السلام) دیدم. طبق معمول در رأس سئوالاتم آیت بود. ایشان که سرسختانه از آیت دفاع و حمایت می کرد، در پاسخ به این سئوال که چرا خودی ها هم از او یادی نمی کنند گفت:" شاید یکی از علت هایش این باشد که آیت با کسی تعارف نداشت و اگر ایرادی در نیروهای خودی هم می دیدید، بدون کمترین خجالتی بیان می کرد. از این رو برخی از خودی ها هم تحمّلش را نداشتند." توصیفی که دکتر منصوری از شهید آیت می کرد با دیگر شواهد و قرائن و اطلاعاتی که به دست آورده بودم، همخوان بود. امّا در برخی مواقع، مطالبی از طرف دوستان آیت می شنیدم که احساس می کردم، بیشتر آیتی را که مورد پسند خودشان بود معرفی می کردند تا آیت حقیقی را. به عنوان نمونه از جلال الدین فارسی شنیدم که می گفت:" آیت به من گفت: من مصدّقی را که تو قبول داری، قبول دارم. و من هم به او گفتم که : من کاشانی را که تو قبول داری، قبول دارم." به نظر من با یک حساب سرانگشتی و با نگاهی که آیت به نهضت ملّی داشته و سخنرانی ها و کتبی که از وی در این موضوع به چاپ رسیده، خیلی راحت می توان فهمید که این دو نگاه با یکدیگر قابل جمع نیستند. فاتحه ی برخی دیگر از دوستان آیت هم مثل دکتر جاسبی، خیلی وقت است که خوانده شده، چه رسد به آن که بخواهند از آیت بگویند. آیتی که می گفت:" الان استادهای غیراسلامی باید تصفیه بشوند... استادهای غیراسلامی باید از دانشگاه بیرون انداخته بشوند این را من گفته*ام، الان هم می*گویم. اگر این توطئه است حاضرم بخاطر این توطئه اعدام بشوم. چون این توطئه را امام هم انجام داده. امام هم گفته است باید اینها را بیرون ریخت. ...ما استاد غیراسلامی نمی*خواهیم در دانشگاه بمانند، بروند جای دیگر كار كنند. نگفتم او را می*كشیم، گفتم برود یك كار دیگری بكند. ولی مغز دانشجوهای ما را مسموم نكند."

    امّا بشنویم اندر حکایات برخی دیگر از دوستان آیت. برنامه ای در مدرسه ی مؤتلفه بود. مطمئن بودم افراد زیادی را پیدا می کنم. وقتی وارد جلسه شدم جناب بادامچیان را دیدم که به گرمی از میهمانان استقبال می کرد. فرصت را مغتنم شمرده، درد دلم را مطرح کردم و پرسیدم چرا برای آیت کاری نمی کنید؟ ایشان گفتند:" اولاً ما هرسال، در سالگردش مطلب می زنیم. در ثانی خانواده اش همکاری نمی کنند! من یک شب تا ساعت ها با پسرش صحبت می کردم." سپس وقتی ایشان ذوق و شوق مرا دید، یک خاطره هم از آیت به من هدیه کرد. خاطره ای بسیار مهم و شیرین که تا به حال نشنیده بودم. ماجرا مربوط به بعد از پیداشدن اصل نوار تحریف شده ی آیت بود:« نوار را دادیم به آقای شهید جواد مالکی پیاده کرد و متن را آورد به شورای مرکزی و گفت اصلاً آقای آیت این بحث ها را که بنی صدر می گوید مطرح نکرده است. وضع برای آقای آیت به گونه ای شده بود که حتی در مجلس شورای اسلامی کسی با او حرف نمی زد یا وقتی برای سخنرانی به جایی می رفت علیه او « شعار آیت کودتاچی اعدام باید گردد» می دادند. در این جلسه آقای دکتر کاشانی گفت: « این بهترین موقع برای کوبیدن قانونی بنی صدر است. و حق دکتر آیت است که علیه بنی صدر به دیوان عالی کشور شکایت کند. چون بنی صدر سخنان او را تحریف کرده است. همه این نظر را تأیید کردند و گفتند موقعیت خوبی است که آقای بهشتی رئیس جمهور را بخواهد و به این شکایت رسیدگی کند. آقای بهشتی گفتند: چون بنی صدر رئیس جمهور است باید این مسئله را ابتدا در محضر امام مطرح کنیم و از امام اجازه بگیریم. همه تأیید کردند و گفتند: امام هم عادل است و راضی نیست حق کسی ضایع بشود. آقای بهشتی خدمت امام رسید و سپس گزارش دیدارشان را با امام به شورای مرکزی حزب دادند. ایشان گفتند امام بعد از عرایض من فرمودند: اگر بشود شما یک میثاق وحدتی با آقای بنی صدر ببندید. من کارهای بنی صدر را توضیح دادم و گفتم آقای آیت می خواهد شکایت کند و حق هم دارد ولی ما نظرمان این بود که چون مسئله مهم است شما در جریان باشید. امام دوباره فرمودند: من نظرم این است که اگر میثاق وحدتی با آقای بنی صدر ببندید خوب است! آقای بهشتی به جلسه گفت: حالا نظر شما چیست؟ سرو صدای بعضی از دوستان در آمد که حد اقل این است که شکایت آقای آیت علیه بنی صدر مطرح نشود و شکایت را پس بگیرند، دیگر چرا با بنی صدر میثاق وحدت ببندیم؟ حتی یکی دو تا از دوستان هم قدری تند شدند. آقای بهشتی گفتند: البته این حق آقای دکتر آیت است که شکایت بکند یا نه. بعد از آقای آیت پرسیدند نظر شما چیست؟ این بزرگوار هم گفتند هر چند من مظلوم واقع شده ام و اگر شکایت کنم چیزی برای بنی صدر باقی نمی ماند ولی وقتی فقیه عادل ما می گوید بروید با ایشان میثاق وحدت ببندید برای ما راه دیگری باقی نمی ماند و من نظرم این است که باید به نظر امام عمل کنیم که این موضع انصافاً موضع بسیار مهمی بود که شهید آیت به رغم آن همه مظلومیتی که از جانب بنی صدر دیده بود، در پیش گرفت. آقای بهشتی هم گفت: این است معنای ولایت فقیه و تبعیت از آن که ما بحث هایمان را بکنیم و نظرمان را هم بدهیم و در آخر نظر امام را رعایت کنیم.» هرچند که با شنیدن این خاطرات علاقه ام به دکتر آیت بیشتر می شد، امّا از سوی دیگر درد این بی توجّهی ها در دلم بیشتر شعله می کشید، آن هم وقتی که با بهانه هایی مثل عدم همکاری خانواده توجیه می شد! جالب تر آن که همان سال دقت کردم تا ببینم هفته نامه ی "شما" که ارگان مؤتلفه بود، چه می کند؟ هفته ی قبل از سالگرد آیت و هفته ی بعدش را هم دیدم، برخلاف ادعای آقای بادامچیان هیچ خبری نبود!! باید فاتحه ی اینگونه نشریات را خواند. صد رحمت به امثال شهروند امروز و مهرنامه که حداقل برای کوبیدن آیت، سالگردش را فراموش نکردند و مخصوصش ویژه نامه منتشر کردند.

    چاره ای نبود جز آن که خودم دست به کار شوم. پس از محاسبات گوناگون به این نتیجه رسیدم که روزنامه ی رسالت می تواند محل نسبتاً مناسبی برای درج مطلب باشد. لذا چند ماه قبل از سالگرد آیت مطلبی آماده کردم با عنوان" جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد" و آن ها هم استقبال کردند. تصمیم گرفتم حالا که بنا شده انشاءالله در سالگرد آیت مطلبی به چاپ برسد، چه بهتر که در کنار این مطلب، دست خط یکی از بزرگان هم در وصف شهید آیت به چاپ رسد، تا شاید مشتی باشد بر دهان یاوه گویان. با در نظر گرفتن همه ی جوانب، هیچ کس را بهتر از حضرت آیت الله ... برای این امر نیافتم. از آنجا که ایشان در ایام تابستان در ... تشریف دارند، با تنی چند از طلاب به آن جا رفتیم. نامه ای به محضرشان نگاشتم و پس از یادآوری برخی خدمات شهید آیت و پیام شهید دستغیب و همچنین ذکر این مطلب که بنا داریم تا این دست نگاشته ی مختصر جنابعالی را در روزنامه ی رسالت منتشر کنیم، همراه با یک کاغذ ابروباد a5 در پاکتی گذاشته تقدیم نمودم. شب بعد هنگام نماز پاکت را در دست محافظ ایشان دیدم. جلو رفته و اظهار نمودم که این پاکت مال من است. گفتند که آقا فرمودند خودشان پاکت را به شما بدهند، بعد از نماز بیایید. برای دیدن درون پاکت لحظه شماری می کردم، امّا این نکته که ایشان فرموده بودند خودشان پاکت را به من بدهند، برایم سئوال برانگیز و کمی نگران کننده شده بود. پس از نماز مجدداً شرفیاب شدم، آیت الله... پاکت را به من داده و فرمودند:" کار بسیار ارزشمندی است، ولی متأسفانه من وقت نکردم چیزی بنویسم."!! حال آن شبم قابل توصیف نیست. گویی در قطب شمال در حال غوطه خوردن بین کوه های روان یخ بودم. مگر من شرح اسفار خواسته بودم؟ مگر نوشتن متنی در حدّ دو الی سه جمله چقدر وقت می خواست؟ آیا روزهای دیگر هم وقتی برای نوشتن پیدا نمی شد؟ به هر حال با بهانه های مختلف خود را تسلّی می دادم و توجیه می کردم که شاید ایشان آشنایی چندانی با شهید آیت نداشته و در همان مجلس خبرگان هم دورادور با یکدیگر ارتباط داشتند. ولی تأسفم زمانی بیشتر شد که بعدها فهمیدم شهید آیت الله بهشتی، شهید آیت الله دستغیب، مرحوم ربّانی شیرازی، آیت الله جوادی آملی، شهید آیت و یکی از اقلّیت ها در مجلس خبرگان قانون اساسی، با هم در یک گروه بوده و از نزدیک برخی از اصول را بررسی می کردند. به هر صورت مطلب خودم در تاریخ 14مرداد1383 در روزنامه رسالت به چاپ رسید. بسیار مسرور بودم که بالاخره گامی هرچند کوچک در زنده کردن یاد شهید آیت برداشتم. امّا متوجّه شدم که گویا برخی از عبارات به احتمال اینکه به مذاق برخی آقایان خوش نیاید، حذف شده است. مثلاً در وصف ساده زیستی شهید آیت نوشته بودم که ایشان علیرغم سمت های مختلفی که داشت تا سال ها اجاره نشین بود و پس از آن که بالاخره با اصرار دوستان خانه ای خرید، تا پس از شهادتش نیز بر سر خرید این خانه مقروض بود. سپس در پرانتز آورده بودم:"قابل توجه برخی از مسئولین نظام جمهوری اسلامی". ولی از آنجا که پرانتز در اصل متن به حساب نمی آید، آقایان مصلحت دیده بودند که اصلاً دیده هم نشود! اگر نتوان اینگونه تذکرات را هم داد که حتماً باید فاتحه ی این نظام را در آینده خواند. البته فعلاً فاتحه نخوانید. الحمدالله هنوز کار به آنجا نکشیده.

    سال بعد که در حوزه ی آیت الله یثربی کاشان تحصیل می کردم، بنا داشتم تا در مورد شهید آیت در تابلوی بسیج حوزه مطلب بزنم. لکن از آنجا که در آن حوزه با متحجّرانی درگیر بودم که حتی از به کاربردن لفظ امام، برای حضرت امام خودداری می کردند(که البته این یکی از کوچکترین معایبشان بود) تصمیم گرفتم تا قبل از نصب مطالب، نظر مرحوم حضرت آیت الله یثربی را جویا شوم تا دیگر هیچکس نتواند اعتراض کند. خدمتشان رفته و نظرشان را درباره ی شهید آیت جویا شدم. پس از ذکر خیر و تأیید ایشان فرمودند که "شهید آیت به کاشان هم آمد و سخنرانی مهمی علیه بنی صدر در اینجا انجام داد. خدا رحمتش کند." از این موضعگیری بسیار مسرور شدم. البته از شخصیت های بسیار قابل احترام دیگر هم متأسفانه موضعگیری هایی به یاد دارم که یادآوریش برایم به همان اندازه تلخ است. امّا چه کنم که از باب عبرت و تذکّر گفتنش را وظیفه می دانم. مثلاً در مشهد خدمت پیشکسوت مبارزه، جناب حاج حیدر رحیم پور ازغدی رسیدیم. وقتی سخن از شهید آیت به میان آمد، ایشان فرمودند:"حقیقتاً شهادت برخی از افراد مثل آیت از الطاف خفیّه ی الهی بود."!! احتمالاً از نظر ایشان باید به یک فاتحه برای امثال آیت اکتفا نماییم! پس الفاتحه!

    و امّا آخرین خاطره ی قابل نقل!

    در مسجد امام حسین (علیه السلام) خدمت جناب آقای حاج سید حسن ابوترابی فرد(نایب رئیس مجلس) رسیدم. عرض کردم:" شهید آیت را به خاطر دارید؟" ایشان با تأکید فرمودند:" بله، بله، رحمت الله علیه" پس از مقداری توضیحات پیشنهاد دادم تا در سالگرد شهید آیت به اتفاق جمعی از طلاب و همراهان جناب ابوترابی، دیداری با خانواده ی شهید آیت داشته باشیم. ایشان هم متواضعانه پذیرفتند و پس از هماهنگی های لازم خدمت خانواده ی شهید آیت رسیدیم. دیداری به یاد ماندنی و بسیار شیرین برای من بود. مخصوصاً دو نکته در این دیدار بسیار قابل توجه بود. اول آن که همسر شهید آیت با توجّه به جایگاه علمی و کاریش، نه تنها کوچکترین اعتراضی درباره ی کوتاهی های صورت گرفته در مورد شهید آیت نکرد بلکه موضوع تمام سخنانش را به حل مشکلات مردم به خاطر ضعف بعضی قوانین اختصاص داده بود. و دوم آن که جناب ابوترابی هم بدون هیچگونه توجیهی، با نهایت صبر و متانت گوش می کردند و تا آنجا که ممکن بود قول پیگیری داده و یا حداقل ابراز همدردی می کردند. کثّرالله امثالهم؛ شادی روح پدر عالم و متّقی و برادر گرانقدرش، سیّد آزادگان، الفاتحه

    شاید ذکرش چندان خوشایند نباشد، امّا مهمترین و شیرین ترین خاطره ام، دیگر خاطره نیست، خواب است. که البته در عین شیرینی، حجّت نیست. ولی نقلش هم خالی از لطف نیست. شهید محلاّتی از جمله شخصیّت های انقلاب بود که افشاگری های آیت علیه بنی صدر را برخلاف وحدت و توصیه ی امام می دانست. از این رو نه تنها در زمره ی مخالفین آیت بود بلکه در جلسه جنجالی بررسی اعتبارنامه ی آیت، برخاست و علیه شهید آیت شهادت داد. خواب دیدم که شهید محلاّتی در باغچه ی حیات منزلمان بدون عبا ولی با عمّامه و قبا ایستاده. در خواب خوشحال شدم که یکی دیگر از شخصیت های انقلاب را پیدا کردم، بروم و از او سئوال کنم. جلو رفته و پس از سلام و ابراز ارادت، اولین سئوالی که به ذهنم خطور کرد، درباره ی آیت بود. پرسیدم:" نظر شما درباره ی شهید آیت چیست؟" ایشان فرمودند:" اول برو تحقیق کن، بعد بیا" عرض کردم:" من تحقیقاتم را کرده ام می خواهم نظر شما را بدانم؟" شهید محلّاتی فرمودند:" آیت کسی بود که در اواخر عمرش درک کرد که از کجا آمده و به کجا می رود." این خواب برای من بسیار پرمعنا بود و مرا به یاد کلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) انداخت که فرمودند: " رَحِمَ اللهُ إمرء عَرَفَ مِن أین وَ فی أین وَ إلی أین‏ " خدای رحمت کند کسی را که بفهمد از کجا آمده و در کجا هست و به کجا خواهد رفت.

    آری، پس از گذشت سی و یک سال از شهادت آیت، نشریات و رسانه های جبهه متحد ضدّانقلاب همچنان درصدد تخریب چهره ی این شهید مظلوم هستند. و هرچند که در طول این سال ها آیت، از جانب خودی و غیرخودی بسیار مظلوم واقع شد، امّا چه پاسخی بهتر از آخرین دست نگاشته ی خودش که در پاسخ به حملات سیّد محمد خاتمی قبل از شهادتش اینگونه نوشت:« به هر ترتیب گفتنی بسیار است و برای من این حملات و خیلی بیشتر از آن قابل انتظار است و منشأ آن ها هم معلوم. ...ولی من از این مسائل هراسی ندارم، بلکه خوشحال هم می شوم، زیرا متوجه می شوم که ضرباتم به ضدانقلاب کاری و مؤثر بوده که آن ها را به حرکات مذبوحانه وادار ساخته است. زیرا همان طور که امام فرمودند"امروز هرکسی را ضد انقلاب بیشتر به او حمله کرد، بدانید که او مؤثر تر بوده است" و شما می بینید که از ابتدای انقلاب تا کنون به هیچکس به اندازه اینجانب از طرف ضدانقلاب حمله و فحاشی نشده است. در و دیوار و روزنامه ها و حتی سطح خیابان ها را از شعارهای علیه اینجانب پرکرده اند و در حقیقت مظلوم تر از مرحوم دکتر بهشتی من هستم. زیرا روزنامه ها و صداو سیما در اختیار آقای دکتر بهشتی بودند که از خود دفاع کند، ولی یک هزارم آن امکانات در اختیار من نبوده و نیست. ولی چه باک؟"من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق/چارتکبیر زدم یکسره برهرچه که هست" ویا به گفته سعدی:"اگر جهان همه دشمن شود به دولت دوست/ خبر ندارم از ایشان که در جهان هستند"»

    وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
    و سلام بر او باد روزى كه زاده شد، و روزى كه مى‏ميرد و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شود.

    1- پیام شهید آیت الله دستغیب بخ مناسبت شهادت دكتر سيد حسن آيت
    جناب حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی
    بار دیگر دست جنایتکار آمریکای جهانخوار توسط مزدوران داخلیش یکی دیگر از چهره های تابناک، مبارز و فداکار و با اخلاص شهید دکتر حسن آیت نماینده مجلس شورای اسلامی را از ما گرفت. شهادت این شهید سعید را به امام امّت و خانواده محترمشان و نمایندگان محترم مجلس و ملت اسلام تبریک و تسلیت عرض میکنم. دشمن بداند با ترور شخصیت ها و بمب گذاری و کشتار کودکان بی گناه خود را رسواتر و منفورتر ساخته و ملت عزیز را منسجم تر و آماده تر کرده و پیروزی نهایی برای ملت اسلام خواهد بود. علو درجات شهیدان، پیروزی رزمندگان، عزت و سعادت ملت شریف و ذلت و نابودی دشمنان اسلام را از خداوند منان خواستارم.
    سیدعبدالحسین دستغیب
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  22. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb شهید سید حسن آیت - مرکز اسناد انقلاب اسلامی

    ساعت ۶:۵۰ صبح چهارشنبه ۱۴مرداد۱۳۶۰هنگام خروج از منزل جهت عزیمت به محل کارش (مجلس شورای اسلامی) مورد آماج حدود ۶۰ گلوله ی کین نفاق قرار گرفته ودر همان دم روح سترگش از قفس جان رها گشته وبه سوی دلدارش عروج نمود



    شهید سید حسن آیت به تاریخ سوم تیر ۱۳۱۷ در نجف آباد اصفهان در خانواده ای روحانی- کشاورز پا به عرصه گیتی نهاد. پدرش سید محمدرضا علاوه بر اینکه روحانی بود به کشاورزی نیز می پرداخت. سید حسن از جانب مادر نوه ی مرحوم آیت الله سیدعلی نجف آبادی از علمای بزرگ عصر خود دراصفهان نیزمحسوب می شد. در کتاب رجال اصفهان در مورد مرحوم نجف آبادی چنین آمده: درعلوم معقول سرآمد اعوان وهمرزمان خود بوده ودر فقه نیز مشهور و مشاور مرحوم آقا مدرسه ای می باشد۱ . خانواده آیت در نهایت فقر و تنگدستی بسر می بردند. تنها راه گذران زندگی ایشان کشاورزی بود. به این ترتیب سید حسن از همان دوران کودکی طعم ی تلخ فقررا با پوست وگوشت خود لمس می کرد. دوران ابتدایی و متوسطه را درشهرهای نجف آباد واصفهان گذراند.



    ازهمان نوجوانی علاقه ی خاصی به مسایل سیاسی واجتماعی داشته واغلب هزینه ی مختصری را که بابت تهیه غذادراختیارداشته صرف خرید روزنامه ونشریات مختلف می کرده و باعلاقه ی خاصی به مطالعه ی آنهاپرداخته و بریده حساس روزنامه را نیز جمع می نمود. جالب اینجاست که درآن زمان یعنی اواخردهه ۲۰ واوایل دهه ۳۰ آنهم دراین سن وسال کمتر کسی دست به چنین کارهایی می زد.

    ایام نوجوانیش (۱۵سالگی) مصادف با یکی ازمهمترین اتفاقات تاریخ معاصر کشورمان یعنی نهضت ملی شدن صنعت نفت بود. به دلیل خاستگاه مذهبی و تیزبینی و نگاه همراه با درایت به جرگه ی حامیان آیت الله کاشانی درمی آید. آیت خود ازآن ایام چنین یاد می کند: من ازهمان سالهای ۱۳۳۲ که روزنامه شورش به عنوان ارگان تبلیغاتی استعمارگران و به عنوان بزرگترین مدافع مصدق سنگین ترین اتهامات وفحش های رکیک را به آیت الله کاشانی می داد به مظلومیت این شخصیت مجاهد اسلامی پی بردم و راه اورا به عنوان راه اسلام وآزادی تشخیص دادم.

    دوران تحصیل در دانشگاه مقارن با ایام کودتای۲۸ مرداد بود. وی دراین زمان نیز درخط آیت الله کاشانی بوده و درآن جو اختناق و سرکوب نیز دست ازفعالیت به نفع آن مرحوم نکشید. به اذعان آیت در آن سالهای اوج اختناق و استبداد این آیت الله کاشانی بود که به تنهایی علم مبارزه را بردوش می کشید و درزمانه ای که مدعیان آزادی واستقلال به گوشه ای خزیده ویا تبدیل به عمله ی ظلم وستم حکومت پهلوی شدند درمقابل دستگاه جابرانه طاغوت می ایستاد. اعتراض به حکومت غیر قانونی زاهدی وارسال نامه و تلگراف به مجامع بین المللی و به خصوص سازمان ملل به جهت ابطال انتخابات فرمایشی مجلس و یا مقاومت دربرابر تجدید رابطه با دولت انگلیس ومبارزه در قضیه ی نفت و تشکیل کنسرسیوم گواه روشنی است بر این ادعا.


    مبارزه ی بی امان مرحوم آیت با جریان ملی گرایی وافشای خط نفاق همواره اورا دچار مشکلات عدیده ای می نمود. آیت ابتدا در سال ۱۳۳۷در دانشسرای عالی تهران در رشته تربیت معلم و دربخش ادبیات فارسی موفق به اخذ لیسانس گشت. درادامه به سال ۱۳۴۰ و با رتبه اول به اخذ فوق لیسانس در رشته جامعه شناسی ازموسسه علوم اجتماعی دانشگاه تهران نایل آمد. اما به دلیل تسلط ملی گرایان در موسسه علوم اجتماعی از دریافت بورس تحصیلی و اعزام به خارج محروم ماند. اما بلافاصله با قبولی درکنکور وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شده و در سال ۱۳۴۵ موفق به اخذ مدرک لیسانس از دانشکده حقوق می شود. مدتی نیز به عضویت حزب زحمتکشان درآمده وهمراه با رهبرآن دکتر مظفر بقایی به مبارزه علیه حکومت پهلوی وجریان ملی گرایی پرداخت. خود آیت اذعان دارد که ارتباط کاری وی با بقایی وحزبش تازمان حیات آیت الله کاشانی بوده است۳ و بعد ازآن به دلیل اختلافهای فکری ونظری که با وی داشته است ازاو وحزبش جدا می شود.


    بقایی وحزبش درفضای تهمت و توهین به آیت الله کاشانی جزو معدود افرادی بودند که لااقل درظاهر به ایشان احترام گذاشته وعلیه ایشان جبهه بندی نمی کردند۴ . بقایی درابتدا از یاران و دوستان نزدیک مصدق در جریان ملی شدن صنعت نفت محسوب می شد اما کم کم با آشکار شدن اختلافات ازهم جدا شده و کار به فعالیت ودشمنی علیه یکدیگر منجر شد به طوری که بقایی درزمان حکومت مصدق به اتهام قتل سرتیپ افشار طوس دستگیر و زندانی شد.

    شهید آیت مدتی را به دلیل فعالیت های سیاسی بر علیه رژیم دردهه ۴۰ به دامغان تبعید شده و در دبیرستانهای آنجا مشغول تدریس شد. پس از گذران دوران تبعید به تهران بازگشته علاوه بر دبیرستانهای جنوب تهران در دانشگاه ملی (شهیدبهشتی) ، علم وصنعت، حوزه علمیه قم، مدرسه عالی قضایی قم ، مدرسه عالی لاهیجان و مدرسه عالی اراک نیز به تدریس می پرداخت.

    شهید آیت از همان ابتدای حرکت امام خمینی با تمام قوا خود را در خط امام قرار داده وبا استفاده ازامکاناتی که در اختیار داشت با تشریح اهمیت نقش روحانیت مجاهد در تاریخ هر چه بیشتر مردم را به حقانیت راه امام تشویق می کرد. درهمین راستا اقدام به ایجاد یک گروه سیاسی و نظامی مخفی کرده و ازاین طریق توانست افراد شایسته ی بسیاری را درمحور خط امام متمرکز کند. به طوری که همین گروه توانست درجریان انقلاب خدمات ارزنده ای ارایه دهد. آیت پیرامون این گروه که به همراه دوستانش درسال ۱۳۴۵ایجاد کرد می گوید:این تشکیلات اصل را برایجاد حکومت و نظام اسلامی ابتدا درایران و سپس درسطح جهانی گذاشت ومعتقد بود که تنها با تکیه بر این فکر وایده یعنی جهان شمول شدن اسلام است که می توان مردم مسلمان کشورهای عقب نگه داشته شده را بسیج کرد۵ . درمرامنامه این تشکیلات آمده است: اسلام کاملترین دین وپاسخگوی کلیه احتیاجات انسانی در هر زمان و مکانی بوده و بهترین تضمین برای صیانت از ارزشهای مادی و معنوی بشریت است . دراصل دیگرآمده است: بدون دردست گرفتن قدرت سیاسی امکان استقرار حق وعدالت ممکن نیست ودر دست گرفتن این قدرت درجوامعی که تحت سلطه ی دیکتاتوریست جز ازطریق زور وانقلاب میسر نیست .


    وی ازهمان روزهای ابتدایی اوج گیری انقلاب به مقابله با جریان جبهه ملی پرداخت وبا توجه به اطلاعات وشناخت وسیعی که از پرونده ی رهبران جبهه ملی داشت افشاگریهای ارزنده ای درباره آنها نموده و نقش حقیقی آنان را به ملت معرفی نمود. ایشان در رسوا کردن این خط انحرافی و خطرناک وابسته به آمریکا کوشش بی نظیری از خود نشان داد.

    با پیروزی انقلاب به همراه شهید آیت الله دکتر بهشتی و سایرهمرزمان ازموسسین حزب جمهوری اسلامی وعضو شورای مرکزی این حزب بود وازهمان ابتدا به عنوان دبیر سیاسی حزب برگزیده شد

    درمرداد ۵۸ درانتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی به عنوان نماینده مردم استان اصفهان انتخاب شده وماندگارترین و بیادماندنی ترین خدمات خود را تقدیم اسلام وانقلاب کرد.

    آیت برای اولین بار نظریه مترقی ولایت فقیه نقش سازنده و با ارزش روحانیت مجاهد را به عنوان یک اصل اساسی در قانون اساسی وارد کرده و در ادامه با درایت والای خود مساله فرماندهی کل قوا را که در واقع اساس قدرت در کشور است را به طور قانونی و رسمی در اختیاررهبرانقلاب قرارداد. کوشش بی نظیر وی دررسمی کردن نهاد سپاه پاسداران در قانون اساسی و قرار دادن فرماندهی آن دراختیار رهبر انقلاب نیز از دیگر خدمات گرانبهای او به انقلاب است. مشروح مذاکرات مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی به خوبی نقش مثبت و درخشان او را در تصویب این امور نشان می دهد.


    در ۲۴ اسفند ۱۳۵۸ دراولین انتخابات مجلس شورای اسلامی با کسب ۱۳۴۶۸۹۹ رای به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب شد. در ایام قبل از انتخابات مجلس دفتر هماهنگی رئیس جمهور و در راس آن بنی صدر خواستار حذف نام آیت از لیست حزب جمهوری اسلامی شده واعلام کرده بود که حاضر است هر ۳۰ نفر معرفی شده ازطرف حزب و گروههای ائتلافی را بپذیرد منوط به آنکه نام آیت دربین کاندیداها نباشد.


    وسرانجام روز موعود فرا رسید. در حالیکه کمتر از ۴۰ روز ازجنایت هولناک و دهشتناک انفجار ۷تیر وشهادت دوستان ویارانش در حزب جمهوری اسلامی نگذشته بود که پرستوی جامانده از قافله دلدادگان کوی دوست نیز به کاروان شاهدان کربلای جستجوشمه پیوست.

    ساعت ۶:۵۰ صبح چهارشنبه ۱۴مرداد۱۳۶۰هنگام خروج از منزل جهت عزیمت به محل کارش (مجلس شورای اسلامی) مورد آماج حدود ۶۰ گلوله ی کین نفاق شده ودر همان دم روح سترگش از قفس جان رها گشته وبه سوی دلدارش عروج نمود.
    ویرایش توسط سائل الزهرا : دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۳:۱۷
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  24. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  25. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض


    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  26. 3 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  27. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb تحريفي كه بني صدر و رجوي نكردند نشريه مهرنامه انجام داد!

    آقای قوچانی عزیز، یا چشم نداری یا وجدان!
    تحريفي كه بني صدر و رجوي نكردند نشريه مهرنامه انجام داد!
    گروه تاریخ رجانیوز-وحید خضاب: تاریخ ابتدای انقلاب و خصوصا سالهای 57 تا 60، ماجراهای جنجالی کم به خود ندیده است، اما در بین این ماجراها، ماجرای موسوم به «نوار آیت» جایگاه خاصی دارد. و این جایگاهی است که این ماجرا تا امروز هم برای خود حفظ کرده است. اجمال ماجرا این است که کسی که توانسته بود طی مدتی رفت و آمد با دکتر سید حسن آیت، نوعی امکان گفتگوی شخصی با او برای خود فراهم کند، در ابتدای سال 59 طی دو جلسه در منزل شخصی آیت و در فضایی مطلقا خصوصی حاضر شده و با پرسیدن سؤالهای جهت دار، خواسته بود از دکتر آیت جوابهای توطئه گرانه بیرون بکشد و البته موفق نشده بود، ولی از آنجا که جلسه را در اقدامي ناجوانمردانه ضبط کرده بود، این متن را در اختیار روزنامه انقلاب اسلامی بنی صدر قرار داد و آنها هم طی یک جنجال کم سابقه رسانه ای متن این دو نوار را منتشر کرده و تلاش نمودند ثابت کنند آیت در حال توطئه و کودتا علیه نظام و رئيس جمهور وقت بوده است. توضیح تفصیلی ماجرا و اینکه آیت واقعا در آن نوار چه گفته بود، باشد وعده ما به خوانندگان رجانیوز اما مسئله اینجاست که سید حسن آیت با قاطعیت مدعی بود این متن منتشر شده تحریف شده است و حتی بعدها از طریق یکی از نیروهای حزب اللهی که توانسته بود در دفتر بنی صدر حاضر شود، اصل نوار را به دست آورده و سندی بر این ادعای خود داشت.
    اما مهم تر این است که با وجود منتشر شدن متن این نوار (یعنی همان متنی که بنی صدری ها منتشر کردند) در روزنامه های انقلاب اسلامی، اطلاعات، کیهان، جمهوری اسلامی و نشریه مجاهد، بعضی ها اصرار داشتند چیزهایی که مطلقا در نوار گفته نشده بوده را به عنوان حرفهای گفته شده جلوه دهند. اگر در آن زمان این اتفاقات می افتاد طبیعی به نظر می رسید، اما مسئله اینجاست که امروز و بعد از 32 سال از آن ماجرا، نشریه مهرنامه، در مطلبی به قلم محمد قوچانی (یعنی کسی که مدعی است درباره آیت نباید داستان سرایی کرد) داستانی به سبک قصه های خانم مارپل نوشته و جانفشانی های فراوان کرده که با ربط دادن آسمان به ریسمان به سبک «کلنگ از آسمان افتاد نشکست/وگرنه من کجا و بی وفایی» به زبان بی زبانی بگوید که بقایی جاسوس سیا و چه و چه بود، آیت هم به شرح ایضا.
    ما با صدای بلند اعلام می کنیم که جناب آقای سید حسن آیت را معصوم نمی دانیم، و حتی اگر کسی واقعا چنین نظری راجع به او داشته باشد و مستنداتی ارائه کند هم او را به چوب کفر و زندقه نمی رانیم، اما ناراحتی در این است که در این مطلب، برای اثبات ضدانقلاب بودن آیت به دروغ های شاخدار و باورنکردنی تمسک شده که اتفاقا عجیب ترین آن مربوط به نوار آیت است. کجا؟ در آنجا که آقای محمد قوچانی نوشته: «آیت سالها بعد در نوار معروف خود گفت:"طالقانی را خوب ساختند ... او هم که مرد اگر بود خیلی اشکالاتی ممکن بود ایجاد کند.»[1] و برای این نقل قول، مطلقا سند و منبعی ذکر نکرد ه است. فاجعه آمیز تر آنکه از بین معدود عکس ها و عکس نوشته های مطلب، یکی هم به همین موضوع اختصاص داده شده و ضمن درج عکس آیت الله طالقانی، در زیر آن نوشته شده است: «آیت معتقد بود طالقانی اگر زنده می ماند اشکالاتی ایجاد می کرد.»[2]
    اما آیا واقعیت همین طور است که این نشریه مدعی طرفداری از کرامت انسان عرضه کرده؟
    شاید بهتر از هرچیز رجوع به خود متنی باشد که در روزنامه انقلاب اسلامی (متعلق به بنی صدر) و نشریه مجاهد (ارگان سازمان مجاهدین خلق) منتشر شده، یعنی متن منتشره توسط اصطلاحا «الدّ الخصام» آیت.
    در این دو منبع، در اینباره به یک متن واحد بر می خوریم. آیت در آن قسمت صحبتش مشغول توضیح استراتژی بنی صدر پیرامون این نکته بوده که بنی صدر به فکر بعد از فوت امام هم هست و این دار و دسته ابتدا سعی کردند کسی را جلوی امام بتراشند که موفق نشدند و حالا هم می خواهند بگویند بنی صدر معتمد صد در صد امام است که اگر امام فوت کرد، بگوید کسی برای سرپرستی امور کشور بهتر از بنی صدر نیست. در این متن آمد است: «اینها (منظور بنی صدر و جبهه ملی) [3] می گفتند آقا [یعنی امام] متعصب دینی است. گروه های سیاسی را تشخصی نمی دهد. اینها دو نقشه داشتند. یک نقشه اینکه همان بلایی که سر کاشانی آوردند سر خمینی[4] بیاورند یک آدم بسازند جلوی خمینی که نتوانستند ... طالقانی هم که مرد ... حالا بنی صدر ... تفکر این هستند اگر نشه کسی را بسازی می گویند امام که می میرد بنی صدر بیاید قدرتی پیدا کند و یک محبوبیتی پیدا کند و یک نمایشی پیش مردم داشته باشد که امام بنی صدر را می خواسته، امام به بنی صدر رأی داده و ...» [5]
    حالا واقعا ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا.









    همانطور که عینا در تصویر این نوشته هم می بینیم، بعد از عبارت «طالقانی هم که مرد» و قبل از آن، نقطه چین است و ما نمی دانیم شهید آیت چه گفته و به احتمال زیاد راجع به مقاومت آیت الله طالقانی درباره نقشه مجاهدین و دیگران برای قراردادنش دربرابر امام سخن رانده. مگر می شود آیتی که در سیاست بزرگ شده و در قلب سیاست بعد از انقلاب بوده، سخنرانی و مصاحبه آیت الله طالقانی بعد از ماجرای موسوم به «قهرش از تهران» را که در آن صراحتا نسبت به رهبری امام ابراز وفاداری مخلصانه کرده و به کسانی که می خواستند او را در برابر امام بگذارند پرخاش کرده بود، ندیده باشد؟
    گفتنی درباره این پرونده مهرنامه بسیار است و ان شاء الله خواهیم گفت ولی فقط می خواهم در انتها چند سؤال از جناب آقای قوچانی مؤمن روشنفکر دینی اصلاح طلب مسلمان اخلاق مدار بپرسم: آقای قوچانی عزیز، شما که این مقاله را نوشتید، آیا بدون مراجعه به متن اصلی چنین نسبتی به آیتِ شهید دادید یا آنکه متن را دیدید و چنین کردید؟ وقتی خود بنی صدر و رجوی حداقل دست به این یک تحریف نزدند، شما چرا راه ناتمامشان را ادامه می دهید؟ آقای قوچانی عزیز، چشم نداشتید یا وجدان؟ من شما را از نزدیک دیده ام و مطمئنم که چشم دارید.

    پی نوشت ها:
    1-ماهنامه مهرنامه، شماره 24، صفحه 81
    2-همانجا
    3-این پرانتز در اصل متن نیست و از طرف خود روزنامه اضافه شده
    4-البته دقت کنید اینکه امام بدون لقب در اینجا ذکر شده می تواند جزو همان ترفندهای تبلیغاتی در تحریف هدفمند نوار باشد.کما اینکه در جاهای دیگر نوار، از لفظ امام استفاده شده است.
    5-روزنامه انقلاب اسلامی، شماره 282، مورخ چهارشنبه 28 خرداد 1359، صفحه 12. این متن عینا در نشریه مجاهد شماره 93، مورخ شنبه 31 خرداد 59، صفحه 3 هم درج شده است.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  28. کاربر روبرو از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده است .


  29. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb وقتی مهرنامه راه ناتمام رجوی و بنی صدر درباره آیت را پی می گیرد

    آقای قوچانی عزیز، یا چشم نداری یا وجدان
    وقتی مهرنامه راه ناتمام رجوی و بنی صدر درباره آیت را پی می گیرد
    گروه تاریخ رجانیوز-وحید خضاب: تاریخ ابتدای انقلاب و خصوصا سالهای 57 تا 60، ماجراهای جنجالی کم به خود ندیده است، اما در بین این ماجراها، ماجرای موسوم به «نوار آیت» جایگاه خاصی دارد. و این جایگاهی است که این ماجرا تا امروز هم برای خود حفظ کرده است. اجمال ماجرا این است که کسی که توانسته بود طی مدتی رفت و آمد با دکتر سید حسن آیت، نوعی امکان گفتگوی شخصی با او برای خود فراهم کند، در ابتدای سال 59 طی دو جلسه در منزل شخصی آیت و در فضایی مطلقا خصوصی حاضر شده و با پرسیدن سؤالهای جهت دار، خواسته بود از دکتر آیت جوابهای توطئه گرانه بیرون بکشد و البته موفق نشده بود، ولی از آنجا که جلسه را طی کاری ناجوانمردانه ضبط کرده بود، این متن را در اختیار روزنامه انقلاب اسلامی بنی صدر قرار داد و آنها هم طی یک جنجال کم سابقه رسانه ای متن این دو نوار را منتشر کرده و تلاش نمودند ثابت کنند آیت در حال توطئه و کودتا علیه نظام بوده است. توضیح تفصیلی ماجرا و اینکه آیت واقعا در آن نوار چه گفته بود، باشد وعده ما به خوانندگان رجانیوز اما مسئله اینجاست که سید حسن آیت با قاطعیت مدعی بود این متن منتشر شده تحریف شده است و حتی بعدها از طریق یکی از نیروهای حزب اللهی که توانسته بود در دفتر بنی صدر حاضر شود، اصل نوار را به دست آورده و سندی بر این ادعای خود داشت.
    اما مهم تر این است که با وجود منتشر شدن متن این نوار (یعنی همان متنی که بنی صدری ها منتشر کردند) در روزنامه های انقلاب اسلامی، اطلاعات، کیهان، جمهوری اسلامی و نشریه مجاهد، بعضی ها اصرار داشتند چیزهایی که مطلقا در نوار گفته نشده بوده را به عنوان حرفهای گفته شده جلوه دهند و خصوصا با تحریف معنوی آن، مدعی شوند که این نوار، طرح توطئه برای براندازی بوده است. اگر در آن زمان این اتفاقات می افتاد طبیعی به نظر می رسید، اما مسئله اینجاست که امروز و بعد از 32 سال از آن ماجرا، نشریه مهرنامه، در مطلبی به قلم محمد قوچانی (یعنی کسی که مدعی است درباره آیت نباید افسانه سرایی کرد) داستانی به سبک قصه های خانم مارپل نوشته و جانفشانی های فراوان کرده که با ربط دادن آسمان به ریسمان به سبک «کلنگ از آسمان افتاد نشکست/وگرنه من کجا و بی وفایی» به زبان بی زبانی بگوید که بقایی جاسوس سیا و چه و چه بود، آیت هم به شرح ایضا.
    ما با صدای بلند اعلام می کنیم که جناب آقای سید حسن آیت را معصوم نمی دانیم، و حتی اگر کسی واقعا چنین نظری راجع به او داشته باشد و مستنداتی ارائه کند هم او را به چوب کفر و زندقه نمی رانیم، اما ناراحتی در این است که در این مطلب، برای اثبات ضدانقلاب بودن آیت بعضا به همان دروغ های شاخدار تیم رسانه ای بنی صدر و رجوی تمسک شده که اتفاقا یکی از عجیب ترین آنها مربوط به نوار آیت است. کجا؟ در آنجا که آقای محمد قوچانی نوشته: «آیت حتی در "نوار آیت" همزمان با آرزو برای عزل بنی صدر ....»[1] و برای این «آرزو»، مطلقا سند و منبعی ذکر نکرده است. فاجعه آمیز تر آنکه کمی جلوتر (شاید برای آنکه مطمئن شود خواننده درباره نظر او درباب نوار آیت خوب شیر فهم شده است) این چنین نوشته : «سید حسن آی در نوار مشهور آیت (کاستی که فاش شد و دربرگیرنده برنامه های آیت برای عزل بنی صدر بود) می گوید ... »[2]
    اما آیا واقعیت همین طور است که این نشریه مدعی طرفداری از کرامت انسان عرضه کرده؟
    شاید بهتر از هرچیز رجوع به خود متنی باشد که در روزنامه انقلاب اسلامی (متعلق به بنی صدر) و نشریه مجاهد (ارگان سازمان مجاهدین خلق) منتشر شده، یعن متن منتشره توسط اصطلاحا «الدّ الخصام» آیت.
    در این دو منبع، به یک متن واحد بر می خوریم. برای آنکه درک کنیم آیا واقعا آیت در این دو نوار «آرزوی عزل بنی صدر» را داشته و یا از آن بالاتر «برای عزل بنی صدر برنامه ریزی می کرده» یا اینکه اساسا ماجرا برعکس بوده، خواندن برخی قسمت های دو نوار کافی است. همانطور که گفتیم، برای اینکه جای هیچ شک و شبهه ای باقی نماند این موارد را عینا از روی همان دو نشریه ذکر می کنیم:
    «ما مطلع هستیم اینها [مجاهدین خلق] می خواند بنی صدر را اصالت بدهند در مقابل امام. تمام کارشان این است. تا حالا که نتوانسته اند بعدش هم نمی توانند. کاری ازشان ساخته نیست. [3]... من حدسم این است که بنی صدر خیلی دوام نمی آورد، گرچه من تلاش می کنم که برای چهار سال آینده دوام بیاورد، لا اقل ما یک مدتی وقت داشته باشیم برای اینکه خودمان را بهتر بشناسیم. ... [4] ... یعنی به طور کلی اگر بشود به نحوی کار کرد که کجدار و مریز باشد، چون رویه اش خودش غلط است، خودش زود دارد خودش را به طرف نابودی می برد ... مجلس که بیاید [افتتاح شود] یک ارگان انتخابی است و به این عنوان می تواند بایستد مقابل رئیس جمهور و خواهد ایستاد اگر بخواهد راه کج برود. این است که خودش را ساقط می کند. ما کوشش می کنیم به آن حادّی نشودکار فعلاً که ساقط بشود. اما اگر هم خب حاد شد، باید آمادگی داشته باشیم در هر لحظه که جلویش را بگیریم ...
    [سوال مخاطب نوار:] الان چه روشی اقتضا می کند و اینکه آیا ما توی بچه ها مسئله نظامی را مطرح بکنیم و یا نه؟ و اگر مطذح می کنیم به چه شکلی مطرح کینیم چون خیلی مسئله است یعنی مسئله ...
    [آیت با ناتمام گذاشتن سؤال جهت دار مخاطب:] « مسئله یکی مسئله سیاسی است ... کار ما هم عمدتا الان سیاسی است یعنی باید افراد بدانند تبلیغات سیاسی، جهت گیری سیاسی چیست. این فن را یاد بگیرند. [5]
    ... بنی صدر و بازرگان هر دوشان یک لجاجت ها و سماجت خارج از قانون دارند [6]
    ... ما باید کارمان را بکنیم، اتفاقاً در مجلس کاری که می کنیم که بتوانیم همین کار را بکنیم، این است که نگذاریم بنی صدر از چهارچوب قانون خارج بشود [7]
    ... [بنی صدر] با امام درگیر شده مقابل امام ... حالا اگر این امر به عنوان یک چیز عادی بگی فردا می گذراند به پای مخالفت. ولی به طور عادی بنی صدر کار خلاف مقابل دانشجویان خط امام ایستاده، فلان می کند. اینها روی مردم تأثیر می گذراد. مردم حسن نیست دارند. الان هم مردم در اثر این حرفهای بنی صدر ازش زده شده اند .[8] ... [بنی صدر توان چندانی برای حل مشکلات مردم ندارد] منتهی خطری داره، نفهمی و کم کاریش خطری دارد که باید خیلی مراقب بود. [9]
    ... فرصت زیادی نمی تواند دوام بیاورد و بالاخره دستش رو می شود. من فکر می کنم با مجلس هم خواه ناخواه درگیری خواهد داشت. اول نه، ممکن است که اول مجلس زیاد مخالف نباشد چون حالا رئیس جمهوری است ما ها حمایت می کنیم و این حرفها. ولی آنقدر کج سلیقه است که درگیری قطعی است و ما باید خودمان را برای روزی آماده کنیم که این ممکن است استعفا کند. گرچه بعید می دانم ولی به هر حال نا چار می شوند بگذارندش کنار. [10]
    ... کار اجرایی هم که افتاده دست بنی صدر، بگذار بیفتد. ما می خواهیم در مسئولیت کمتر باشیم. ضمن اینکه مراقبت بکنیم که این، سقوط کلی نظام را در بر نداشته باشد. [11]
    ... همین [رابطه با سازمان مجاهدین خلق] خوردش می کنه. همین خوردش می کنه. چون تنها ما که نیستیم. امام هم هست. امام خام که نیست. کاملا مراقب جریانه. [12] ... خط امام و خط بنی صدر دوتاست و بنی صدر نمی خواهد که بگذارد که مردم بفهمند این خط دوتاست. [...] به نحوی این باید تبلیغ بشود غیر مستقیم که تمام مردم پایین تشخیص بدهند. تمام مردم باید بفهمند که اگر بنی صدر بود، اصلاً این انقلاب از بین می رود.[13]»
    حالا واقعا ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا. همانطور که واضح است شهید آیت در تحلیلی اعلام کرده خط بنی صدر و امام دو خط جداگانه است و باید مردم را در این زمینه روشن کرد، در عین حال در یک پیش بینی اِخباری گفته احتمالا بنی صدر به دلیل مشکلات خودش، شخضا خودش را به سمت سقوط می برد و مجلس هم ناچار به بر خورد با او شد (یعنی اینطور می شود نه اینکه باید اینطور بشود) و در آن قسمت هایی که به خودش مربوط بوده تأکید کرده فعلا بیرون بودن از قدرت اجرایی بهتر است و تمام تلاشش را خواهد کرد که بنی صدر دوام بیاود. چنانکه می بینیم مخالفان آیت با خلط ناجوانمردانه بخش های مختلف نوار و خصوصا اِنشایی جلوه دادن صحبت های اِخباری او،[14] سعی داشتند این نوار را توطئه ای علیه نظام یا دستکم بنی صدر معرفی کنند. مثل اینکه شهید آیت به عنوا یک کارشناس مسائل زلزله بگوید من احتمال می دهم امسال در بم زلزله می آید، و وقتی زلزله آمد همه بگویند این زلزله کار آیت بود! یا بگویند آیت گفته بود باید کاری کنیم که در بم زلزله بیاید!
    آیا واقعا جمله «من تلاش می کنم که برای چهار سال آینده دوام بیاورد» به معنای برنامه برای عزل کردن بنی صدر است؟
    آیا جملات «این است که خودش را ساقط می کند. ما کوشش می کنیم به آن حادّی نشود کار فعلاً که ساقط بشود» به معنای آرزوی عزل بنی صدر است؟

    گفتنی درباره این پرونده مهرنامه بسیار است و ان شاء الله خواهیم گفت ولی فقط می خواهم در انتها چند سؤال از جناب آقای قوچانیِ مؤمنِ روشنفکرِ دینیِ اصلاح طلبِ مسلمانِ اخلاق مدار بپرسم: آقای قوچانی عزیز، چرا اصرار دارید راه ناتمام بنی صدر و رجوی را (آن هم بعد از سی سال) ادامه دهید؟ آقای قوچانی عزیز، گیرم به قول شما «احیای آیت» برای ما سودی داشته باشد اما احیای دروغ های رجوی و بنی صدر برای شما چه سودی دارد؟ آقای قوچانی عزیز، شما که این مقاله را نوشتید، آیا بدون مراجعه به متن منتشره نوار چنین نسبتی به آیتِ شهید دادید یا آنکه متن را دیدید و چنین کردید؟ آقای قوچانی عزیز، چشم نداشتید یا وجدان؟ من شما را از نزدیک دیده ام و مطمئنم که چشم دارید.

    پی نوشتها:
    1-ماهنامه مهرنامه، شماره 24، صفحه 83
    2- همان، صفحه 84
    3-روزنامه انقلاب اسلامی، شماره 282، مورخ 28 خرداد 1359، صفحه 12. کلیه متن دو نوار و از جمله، مطالبی که در این بند و بندهای زیر نقل کرده ایم را می توانید عینا در نشریه مجاهد، شماره 92، مورخ 31 خرداد 59، صفحات 1 و 3 و 4 و 5 بیابید.
    4- روزنامه انقلاب اسلامی، شماره 283، مورخ 29 خرداد 1359، صفحه 1
    5- همان، صفحه 2
    6- همانجا
    7-همانجا
    8- همان، صفحه 2 و صفحه 12
    9- همان، صفحه 12
    10- همانجا
    11- همانجا
    12- همانجا
    13- همانجا
    ویرایش توسط سائل الزهرا : پنجشنبه ۲۳ شهریور ۹۱ در ساعت ۱۸:۵۴
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  30. کاربر روبرو از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده است .


  31. #16
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۳
    نوشته ها
    2
    امتیاز : 1,007
    سطح : 17
    Points: 1,007, Level: 17
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 0
    تشکر شده 3 در 2 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام
    بنده نویسنده این مطلب هستم. ما در نوشتن این مطلب یک خطا کرده بودیم به همین دلیل اون رو از روی خود رجا هم برداشتیم. شما هم اگر ممکنه برش دارید. به جاش یه مطلب دیگه نوشتیم به این آدرس:
    rajanews.com/Detail.asp?id=136998
    ممنون

  32. کاربر روبرو از پست مفید kiankian100 تشکر کرده است .


  33. #17
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۳
    نوشته ها
    2
    امتیاز : 1,007
    سطح : 17
    Points: 1,007, Level: 17
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 0
    تشکر شده 3 در 2 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام
    بنده نویسنده این مطلب هستم. ما در نوشتن این مطلب یک خطا کردهبدیم بههمین دلیل اون رو از روی خود رجا هم برداشتیم. شما هم اگر ممکنه برش دارید. به جاش یه مطلب دیگه نوشتیم به این آدرس:
    rajanews.com/Detail.asp?id=136998
    ممنون

  34. 2 کاربر از پست مفید kiankian100 تشکر کرده اند .


  35. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  36. 2 کاربر از پست مفید A pLaneT L aLOne I تشکر کرده اند .


  37. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,495
    سطح : 100
    Points: 122,495, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,138
    تشکر شده 41,992 در 9,339 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    <iframe src="http://www.aparat.com/video/video/embed/videohash/cBID7/vt/frame" allowFullScreen="true" webkitallowfullscreen="true" mozallowfullscreen="true" height="360" width="640" ></iframe>

    http://host10.aparat.com//public/use...9433337335.mp4
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  38. کاربر روبرو از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده است .


  39. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    [COLOR="rgb(72, 209, 204)"]روز سوم تيرماه ۱۳۱۷هجري شمسي در شهرستان نجف آباد اصفهان، حسن به دنيا آمد. حسن نوه مرحوم آيت الله سيدعلي نجف آبادي است. همو كه از چهره هاي درخشان عمر خود بود كه در كتاب رجال اصفهان درباره او مي نويسند كه «در علوم معقول سرآمد اقران و همرزمان خود بوده و در فقه نيز مشهور بوده است.» حسن آيت پس از تحصيلات در نجف آباد و اصفهان به تهران مي آيد. در سال ۱۳۳۷ ليسانس ادبيات فارسي و در سال ۱۳۴۰ فوق ليسانس جامعه شناسي را از دانشگاه تهران اخذ مي نمايد. آيت از همان ابتدا با مليون مخالفت مي ورزد و همين موضوع باعث مي شود او كه رتبه اول را در فوق ليسانس جامعه شناسي كسب نموده است، به دليل تسلط مليون بر دانشكده علوم اجتماعي تهران، مانع از دادن بورس و اعزام حسن آيت به خارج از كشور مي شوند. در نهايت آيت در سال ۱۳۴۵ ليسانس حقوق را از دانشگاه تهران اخذ نموده و سپس در همين رشته به كسب دكترا مي پردازد. آيت مبارزات ضد استبدادي خود را از همان ابتداي تحصيلات دانشگاه آغاز مي كند و همراه با ياران آيت ا... كاشاني به مبارزه ادامه مي دهد. آنچه آيت را پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد توجه محافل سياسي و تاريخي قرار داده، صرفاً نظرات او در مورد مليون و دكتر مصدق نيست، بلكه نقش او در تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز، قابل توجه است. بعد از پيشنهاد گنجاندن اصل ولايت فقيه در قانون اساسي از سوي آيت ا... دكتر بهشتي، چند نفر از فقها و حقوقدانان مجلس، به تبيين شرعي و عقلاني اصل ولايت فقيه پرداختند كه يكي از اين افراد دكتر حسن آيت نماينده مردم نجف آباد در مجلس خبرگان قانون اساسي بود.[/COLOR]
    [["Arial"][/FONT]

  40. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    آيت در تأييد سخنان آيت ا... دكتر بهشتي در مجلس خبرگان قانون اساسي مي گويد: «ولايت امر به عهده كسي است كه به آن صفات از طرف اكثريت مردم پذيرفته شده باشد، مفهوم آراي مردم، اين نيست كه آراي مردم بتواند هر كاري را انجام بدهد. اگر مردم به اتفاق رأي دادند كه فلان شخص بايد برده باشد، چنين رأيي معتبر نيست. زيرا اين استبداد اكثريت است؛ زيرا بسياري از حقوق افراد سلب شدني نيست،يعني انسان هم از خودش نمي تواند آن حقوق را سلب كند، چه برسد اكثريت مردم. در خيلي موارد مي بينيم تلاش مي شود كه آراي عموم را مغاير با اصول ولايت فقيه بدانند. فقيه شخص بخصوصي نيست، اينها صفات است، عيناً مثل اين است كه بگوييم رئيس جمهور بايد ايراني باشد و شما بگوييد حاكميت ملي را زير پا گذاشته ايم، نه، اين يك اصل است.» اما صبر مخالفين بيش از يك سال دوام نياورد و پس از يك سال كه دكتر حسن آيت نمايندگي مردم تهران را در مجلس شوراي اسلامي به عهده داشت، ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۶۰، صداي جمهوري اسلامي ايران، اين خبر تكان دهنده را پخش كرد: «سيد حسن آيت نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي صبح امروز در مقابل منزلش توسط ضد انقلابيون به شهادت رسيد» و بعد از ظهر همان روز، روزنامه ها نوشتند كه ضد انقلابيون بيش از ۶۰ گلوله به سوي آيت شليك كرده اند. حزب جمهوري اسلامي كه بعدها زندگي نامه آيت را منتشر كرد، در مورد شليك اين تعداد گلوله (۶۰ گلوله) به سمت آيت، مي نويسد: «بدينسان مي توان به ميزان خشم و كينه فريب خوردگان و مزدوران بيگانه در مقابله با يكي از بهترين فرزندان و پويندگان راه امام پي برد.»
    [["Arial"][/FONT]

  41. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    [COLOR="rgb(0, 255, 255)"]خانم مهرانه معلم دامغانی همسر شهيد دكتر آِيت كه در آخرين لحظات جان دادن آيت، سر او را در بغل داشته است مي گويد: «آن روز ساعت 6.30 صبح جلسه داشت مثل اين كه آن روز به من الهام شده بود كه حادثه اي پيش خواهد آمد. محسن (فرزندم) را بيدار كردم، محافظ هم در حياط قدم مي زد و ماشين را آماده مي كرد، قبل از اين كه از منزل خارج شود تلفن زنگ زد، گفتم امروز كمي دير برو، مجلس اكثريت پيدا كرده، خسته اي، مريضي، چند روزي مرخصي بگير، گفت: نه، هفته آينده مجلس راجع به مطبوعات جلسه خواهد داشت- مدتها بود كه روي لايحه مطبوعات كار مي كرد- بعد از لايحه مطبوعات شايد يك هفته اي مرخصي بگيرم، خلاصه با تلفن صحبت كرد، چند دقيقه به هفت مانده بود، معمولاً من بدرقه اش مي كردم ولي آن روز در آشپزخانه كار داشتم، با عجله به آشپزخانه رفتم، رفت توي حياط و سوار ماشين شد، از در خارج شدند، ناگهان صداي رگبار شنيدم رفتم بالاي تراس، ديدم خودش را انداخت پشت بشكه نفت، مرتب صداي رگبار مي آمد من هم فرياد مي كشيدم، دويدم توي كوچه، راننده شوكه شده بود، چند ثانيه بيشتر طول نكشيد همه ماجرا بين يكي دو دقيقه به هفت اتفاق افتاد، ديدم محافظش تير خورده و خونريزي دارد خودش هم از ناحيه گردن و مغز تير خورده بود، او را از ماشين بيرون كشيدم ديدم از بيني و دهانش خون بيرون زد، رنگش زرد شد و …» و دكتر حسن آيت نماينده مجلس شوراي اسلامي و دبير سياسي حزب جمهوري اسلامي شهيد شد. [/COLOR]
    [["Arial"][/FONT]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1