کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 196
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-فروردین-۱۳
    محل سکونت
    Guinea-Bissau
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    90
    امتیاز : 8,106
    سطح : 60
    Points: 8,106, Level: 60
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 51
    تشکر شده 414 در 93 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Lightbulb شهید دکتر مصطفی چمران

    شهید چمران کسی بود که از نظر من به مثابه یک اسطوره هست. کمتر شخصیتی رو میشناسم که توی همه چی 20 باشه....
    در علم و نبوغ
    در ادبیات
    در عشق
    در اخلاق
    در عرفان
    در قدرت جسمی
    در مهربونی
    در تواضع
    ویرایش توسط adminvc12 : شنبه ۰۹ مهر ۹۰ در ساعت ۱۳:۰۳


  2. #2
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-فروردین-۱۳
    محل سکونت
    Guinea-Bissau
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    90
    امتیاز : 8,106
    سطح : 60
    Points: 8,106, Level: 60
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 51
    تشکر شده 414 در 93 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض علم و نبوغ

    ای خدا ، من باید از نظر علم از همه برتر باشم، تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند.
    باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می*فروشند، ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد.
    باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو در آورم، آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین مرد روی زمین باشم.
    ای خدای بزرگ آنها که از تو می*خواهم ، چیزهایی است که فقط می*خواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آنرا داشته*ام.
    از تو می*خواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمر بخش شود و در مقابل خسان سر افکنده نشوم.


    دکتر چمران در ریاضیات و بخصوص درس هندسه ، آنقدر توانا بود که حریفی نداشت. شاگردان او نه تنها ریاضیات که همه چیز از فلسفه ، تاریخ علم الاجتماع از او می*آموختند. خیلی کم درس می*خواند و همیشه سر کلاس درس را یاد می*گرفت. از خطاط ، نقاش و عکاسی بسیار ماهر و زبردستی بود. نقاشی بسیار زیبایی از حضرت علی علیه*السلام در کودکی می*کشد. بعد از اتمام دبیرستان در کنکور رتبه 15 کشوری را کسب می*کند و در رشته الکترونیک در دانشکده فنی شروع به تحصیل می*کند. مهندس بازرگان استاد درس ترمودینامیک وی بود. بسیار سختگیر بود و به کسی نمره بیشتر از 15 یا 16 نمی*داد، اما به مصطفی نمره 22 می*دهد.(از 20!!) مهندس بازرگان به همه می*گوید: برای چنین دانشجویی نمره من همین است. دوره مهندسی برق (الکترومکانیک) دانشکده فنی تهران را با نمره ممتاز و شاگرد اولی به پایان رساند و با استقاده از بورس تحصیلی ویژه شاگردان ممتاز برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد. ابتدا در دانشگاه تگزاس آمریکا مشغول تحصیل شده و درجه فوق لیسانس برق را دریافت نمود. سپس در سال 1342 از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دکترای خود را در رشته مهندسی برق در پلاسما و گداخت هسته*ای دریافت کرد، که در آن زمان جدیدترین دانش روز غرب بوده است. آن روزها در آمریکا ، پلاسما موضوع درجه یک بود. فیزیک پلاسما ، یعنی بمب هیدروژنی ، چیزی هم که ایشان درست کرد یک لامپ پیشرفته در ابزار جنگی بود. در درسهای آن روز رایانه آنالوگ ، جزو مهمترین و سخت ترین درسها بود. مصطفی از آن نمره 20 گرفت. در حال حاضر همه جزواتی را که او نوشته است درس می*دهند. خلاصه یادداشتهای ایشان از درس فیزیک پلاسما ، که آنرا در سال 1961 گذرانده ، محتوای بسیار غنی دارد و انگار به روز است. وقتی در دانشگاه برکلی در حال گذراندن دوره دکتری است، به یکی از همکاران که چند سال از دکتر چمران زودتر فارغ التحصیل شده کمک می*کند، بطوری که در پایان نامه دکتر ویلیام هارتمن می*بینیم، از دکتر چمران به نیکی یاد می*شود.
    موضوع پایان نامه چند صد صفحه*ای دکتر چمران در مقطع دکترا ،باریکه الکترون در مگنترون با کاتد سرد است. مگنترون یک لامپ الکتریکی است که اولین کارهای مربوط به آن در سال 1921 انجام گرفت. اولین مگنترون یک دو قطبی استوانه*ای بود که در میدان مغناطیسی طولی (موازی با محور استوانه) قرار گرفته بود. کاتد آن رشته نازک داغ و آند آن استوانه*ای بود. الکترونهایی که از سطح کاتد جدا می*شوند به طرف آند حرکت می*کنند، ولی در اثر میدان مغناطیسی ، جهت حرکت آنها تغییر می*کند و می*توانند به طرف کاتد برگردند. اگر میدان الکتریکی افزایش یابد الکترونها می*توانند به آند برخورد کنند و جریان بزرگ الکتریکی بوجود می*آید، این پدیده را مگنترون می*نامند.

    از مگنترون به عنوان لامپ تقویت کننده یا نوسان ساز هم می*توان استفاده کرد. در رساله دکترای ایشان بررسیهای نظری درباره نوسان پلاسما ، پدیده*های پخش بار فضایی و همچنین بررسیهای عملی درباره اثر شکل آند بر مدارهای نوسانی و نقطه ضعف و قوت آنها به عمل آمده است. از مکانیک آماری برای بررسی انعکاس و حرکتهای گردابی پلاسما نیز استفاده شده است.
    ویرایش توسط haleh : جمعه ۰۸ مهر ۹۰ در ساعت ۱۶:۳۸


  3. #3
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-فروردین-۱۳
    محل سکونت
    Guinea-Bissau
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    90
    امتیاز : 8,106
    سطح : 60
    Points: 8,106, Level: 60
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 51
    تشکر شده 414 در 93 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض عشق

    ای محبوب من، آخر تو مرا نشناختي! زيرا حجب و حيا مانع آن بود كه من خود را به تو بنمايانم، يا از عشق سخن برانم يا از سوز درونی خود بازگو كنم… اما من، منی كه وصيت می كنم، منی كه تو را دوست می دارم… آدم ساده ای نيستم!… من خدای عشق و پرستشم، من نماينده حق و مظهر فداكاری و گذشت و تواضع و فعاليت و مبارزه ام، آتشفشان درون من كافيست كه هر دنيایی را بسوزاند، آتش عشق من به حدی است كه قادر است هر دل سنگی را آب كند، فداكاری من به اندازه ای است كه كمتر كسی در زندگی به آن درجه رسيده است … به سه خصلت ممتاز شده ام:
    1. عشق كه از سخنم و نگاهم و دستم و حركاتم و حيات و مماتم می بارد. در آتش عشق می سوزم و هدف حيات را جز عشق نمی شناسم. در زندگی جز عشق نمی خواهم، و جز به عشق زنده نيستم.
    2. فقر كه از قيد همه چيز آزاد و بی نيازم. و اگر آسمان و زمين را به من ارزانی كنند، تأثيری در من نمی كند.
    3. تنهایی كه مرا به عرفان اتصال می دهد. مرا با محروميت آشنا می كند. كسی كه محتاج عشق است، در دنيای تنهایی با محروميتِ عشق می سوزد. جز خدا كسی نمی تواند انيس شبهای تار او باشد و جز ستارگان اشكهای او را پاك نخواهند كرد. جز كوههای بلند راز و نيازهای او را نخواهند شنيد و جز مرغ سحر ناله های صبحگاه او را حس نخواهند كرد. به دنبال انسانی می گردد تا او را بپرستد يا به او عشق بورزد. ولی هر چه بيشتر می گردد، كمتر می يابد …
    كسی كه وصيت می كند آدم ساده ای نيست. بزرگترين مقامات علمی را گذرانده، سردی و گرمی روزگار را چشيده، از زيباترين و شديدترين عشقها برخوردار شده، از درخت لذات زندگی ميوه چيده، از هر چه زيبا و دوست داشتنی است برخوردار شده، و در اوج كمال و دارایی همه چيز خود را رها كرده و به خاطر هدفی مقدس، زندگی دردآلود و اشكبار و شهادت را قبول كرده است.
    آری ای محبوب من، يك چنين كسی با تو وصيت می كند …
    وصيت من درباره مال و منال نيست. زيرا می دانی كه چيزی ندارم، و آنچه دارم متعلق به تو و حركت و مؤسسه است. از آنچه به دست من رسيده، به خاطر احتياجات شخصی چيزی بر نداشته ام. جز زندگی درويشانه چيزی نخواسته ام. حتی زن و بچه ها و پدر و مادر نيز از من چيزی دريافت نكرده اند. آنجا كه سر تا پای وجودم برای تو و حركت باشد، معلوم است كه مايملك من نيز متعلق به تو است.
    وصيت من درباره قرض و دين نيست. مديون كسی نيستم، در حالی كه به ديگران زياد قرض داده ام.
    به كسی بدی نكرده ام. در زندگی خود جز محبت، فداكاري، تواضع و احترام نبوده ام. از اين نظر نيز به كسی مديون نيستم …
    آری وصيت من درباره اين چيزها نيست …
    وصيت من درباره عشق و حيات و وظيفه است …
    احساس می كنم كه آفتاب عمرم به لب بام رسيده است و ديگر فرصتی ندارم كه به تو سفارش كنم. وصيت می كنم، وقتی كه جانم را بر كف دستم گذاشته ام، و انتظار دارم هر لحظه با اين دنيا وداع كنم و ديگر تو را نبينم….
    تو را دوست می دارم و اين دوستی بابت احتياج و يا تجارت نيست. در اين دنيا به كسی احتياج ندارم. حتی گاهگاهی از خدای بزرگ نيز احساس بی نيازی می كنم … از او چيزی نمی طلبم و احساس احتياج نمی كنم. چيزی نمی خواهم، گله ای نمی كنم و آرزوئی ندارم. عشق من به خاطر آن است كه تو شايسته عشق و محبتي، و من عشق به تو را قسمتی از عشق به خدا می دانم. همچنانكه خدای را می پرستم و عشق می ورزم، به تو نيز كه نماينده او در زمينی عشق می ورزم. و اين عشق ورزيدن همچون نفس كشيدن برای من طبيعی است …
    عشق هدف حيات و محرك زندگی من است. زيباتر از عشق چيزی نديده ام و بالاتر از عشق چيزی نخواسته ام. عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، مرا از خودخواهی وخودبينی می رهاند، دنيای ديگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطيف و قلبی حساس و ديده ای زيبابين پيدا می كنم. لرزش يك برگ، نور يك ستاره دور، موريانه كوچك، نسيم ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربايند و از اين عالم به دنيای ديگری می برند … اينها همه و همه از تجليات عشق است …
    به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. به خاطر عشق است كه به دنيا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد ديگری را می يابم. به خاطر عشق است كه دنيا را زيبا می بينم و زيبائی را می پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حيات و هستی خود را تقديمش می كنم …
    می دانم كه در اين دنيا به عده زيادی محبت كرده ام، حتی عشق ورزيده ام، ولی جواب بدی ديده ام. عشق را به ضعف تعبير می كنند و به قول خودشان زرنگی كرده از محبت سوءاستفاده می نمايند! اما اين بی خبران نمی دانند كه از چه نعمت بزرگی كه عشق و محبت است، محرومند. نمی دانند كه بزرگترين ابعاد زندگی را درك نكرده اند. نمی دانند كه زرنگی آنها جز افلاس و بدبختی و مذلت چيزی نيست …
    و من قدر خود را بزرگتر از آن می دانم كه محبت خويش را از كسی دريغ كنم. حتی اگر آن كس محبت مرا درك نكند و به خيال خود سؤاستفاده نمايد. من بزرگتر از آنم كه به خاطر پاداش محبت كنم، يا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می سوزم و لذت می برم. اين لذت بزرگترين پاداشی است كه ممكن است در جواب عشق من به حساب آيد …

    می دانم كه تو هم ای محبوب من، در دريای عشق شنا می كني. انسانها را دوست می داري. به همه بی دريغ محبت می كني. و چه زيادند آنها كه از اين محبت سوءاستفاده می كنند. حتی تو را به تمسخر می گيرند و به خيال خود تو را گول ميزنند … تو اينها را می دانی ولی در روش خود كوچكترين تغييری نمی دهی … زيرا مقام تو بزرگتر از آن است كه تحت تأثير ديگران عشق بورزی و محبت كني. عشق تو فطری است. همچون آفتاب بر همه جا می تابی و همچون باران برچمن و شوره زار می باری و تحت تأثير انعكاس سنگدلان قرار نمی گيری …
    درود آتشين من به روح بلند تو باد كه از محدوده تنگ و باريك خودبينی و خودخواهی بيرون است و جولانگاهش عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست.
    عشق سوزان من فدای عشقت باد، كه بزرگترين و زيباترين مشخصه وجود توست، و ارزنده ترين چيزی است كه مرا جذب تو كرده است، و مقدس ترين خصيصه ای است كه در ميزان الهی به حساب می آيد …


  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    از اهواز راه افتادیم ؛ دوتا لندرور.

    قبل از سه راهی ماشین اول را زدند. یک خمپاره هم سقف ماشین ما را سوراخ کرد.

    و آمد تو، ولی به کسی نخورد. همه پریدیم پایین، سنگر بگیریم. دکتر آخر از همه آمد. یک گل دستش بود.

    مثل نوزاد گرفته بود بغلش. گفت "کنار جاده دیدمش. خوشگله؟"


    منبع

  5. 11 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  6. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۲۵
    محل سکونت
    سومين حرم اهل بيت عليهم السلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,875
    امتیاز : 29,370
    سطح : 99
    Points: 29,370, Level: 99
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 630
    Overall activity: 99.4%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 8,731
    تشکر شده 8,182 در 2,842 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 8 در 6 پست

    پیش فرض

    رابطه دكترچمران باامام موسي صدر بسياري از ابعادشخصيتي ايشان راروشن ميكنه
    قل انما اعظكم بواحده ان تقومو لله
    والعاقبه للمتقين گمنام اشنااميررضا

  7. 9 کاربر از پست مفید amirreza تشکر کرده اند .


  8. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    کارمان همین بود؛ هرکدام یک نی بلند گرفته بودیم دستمان و موشک که می آمد، با نی می زدیم به سیمش.

    بعدا برای هر کس تعریف می کردیم، خیال می کرد شوخی می کنیم. انگار فقط دکتر بلد بود چه طور موشک کنترل شونده را منحرف کند.


    منبع

  9. 11 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  10. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط nahal نمایش پست اصلی
    کارمان همین بود؛ هرکدام یک نی بلند گرفته بودیم دستمان و موشک که می آمد، با نی می زدیم به سیمش.

    بعدا برای هر کس تعریف می کردیم، خیال می کرد شوخی می کنیم. انگار فقط دکتر بلد بود چه طور موشک کنترل شونده را منحرف کند.


    منبع
    آره این موشکا چیزای جالبیه
    تو ایران فقط یه نفر بوده که بلد بوده این موشکا رو کنترل کنه
    من دستگاهشو دیدم
    به خود موشکش یه سیم آویزونه
    طولش هم چندین کیلومتر بود
    اگه این سیم قطع میشد موشک از کار می افتاد
    خلاصه این موشک که شلیک میشد رزمنده ها با هر چی دم دستشون بود میزدن سیمشو قطع میکردن و ...
    البته بعدش تکنولوژی عراق پیشرفت کرد و اینا رو بدون سیم کردن
    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  11. 12 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  12. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    چپی ها می گفتند "جاسوس آمریکاست. برای ناسا کار می کند."

    راستی ها می گفتند "کمونیسته."

    هر دو برای کشتنش جایزه گذاشته بودند.

    ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند.

    یک کمی آن طرف تر دنیا، استادی سرکلاس می گفت "من دانشجویی داشتم که همین اخیرا روی فیزیک پلاسما کار می کرد."



    +

  13. 13 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  14. #9
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-اسفند-۲۶
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    165
    امتیاز : 3,875
    سطح : 39
    Points: 3,875, Level: 39
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 152
    تشکر شده 675 در 150 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام عمو نهال . ایوالله با این تایپیکت . تو محشری بچه . موفق باشی

  15. 6 کاربر از پست مفید عمو تشکر کرده اند .


  16. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^مبحث هاله اس ممنونم.

    بیست و شش تا موشک خراب برگردانده بودند مقر.

    دکتر گفت "بگیرمشان، اگر شد استفاده کنیم." گرفتیم، درست کردشان، استفاده کردیم؛ هر بیست و شش تایش.


    +

  17. 6 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  18. #11
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-اسفند-۲۶
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    165
    امتیاز : 3,875
    سطح : 39
    Points: 3,875, Level: 39
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 152
    تشکر شده 675 در 150 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام عمو نهال . ایوالله با این تایپیکت هاله. موفق باشی

  19. 3 کاربر از پست مفید عمو تشکر کرده اند .


  20. #12
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-اسفند-۲۶
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    165
    امتیاز : 3,875
    سطح : 39
    Points: 3,875, Level: 39
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 152
    تشکر شده 675 در 150 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام . بعد از اموزش تو تیپ هوابرد شیراز . الان شده لشگر. رفتیم اهواز تا ... دوستم گفت بیا بریم لین 7 یا 6 یه نفر بنام اقای چمران گروهی درست کرده بنام جنگهای نا منظم ................. چمران رو وقتی دیدم این مرد بقدری متواضع و خاکی بود که الان با گذشت بیش از شاید با کم و زیاد 28 سال یه کلاه ارتشی که اول خدمت به سربازان مبتدی میدن و هیچ کس سر نمیزاره (از بس زشت و نافرمه)دیدمش ویکی از این کلاها سرش بود . بقدری این عمل اون رو من تاثیر گذاشت که ....................واقعا ادم مومن و شیعه واقعی بود . نمیشه اونو با کسی مقایسه کرد . چمران به گفته بزرگان جنگ و محراب و دانشگاه و ...واقعا تک بود...هروقت حرف چمران میشه یاد مولایمان حضرت علی علیه السلام میافتم
    ویرایش توسط عمو : چهارشنبه ۲۵ آبان ۹۰ در ساعت ۱۴:۱۰

  21. 5 کاربر از پست مفید عمو تشکر کرده اند .


  22. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حدود یک ماه برنامه اش این بود؛ صبح تا شب سپاه و برنامه ریزی، شب ها شکار تانک.

    بعد از ظهرها، اگر کاری پیش نمی آمد، یک ساعتی می خوابید.


    +

  23. 8 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  24. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ناهار اشرافی داشتیم ؛ ماست. سفره را انداخته و نینداخته، دکتر رسید. دعوتش کردیم بماند. دست هاش را شست و نشست سر همان سفره.

    یکی می پرسید "این وزیر دفاع که گفتن قراره بیاد سرکشی، چی شد پس؟"



    +

  25. 8 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  26. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ایستاده بود زیر درخت. خبرآمده بود قرار است شب حمله کنند. آمدم بپرسم چه کار کنیم.

    زل زده بود به یک شاخه ی خالی.گفتم "دکتر، بچه ها می گن دشمن آماده باش داده." حتی برنگشت. گفت "عزیز بیا ببین چه قدر زیباست."

    بعد همان طور که چشمش به برگ بود، گفت "گفتی کی قراره حمله کنند؟".


    +

  27. 8 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  28. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اصل ایده بود اصلا. لوله را دو تا سوراخ می گرد و می گفت "میخ بذارید این جا، می شه خمپاره". می شد.

    +

  29. 9 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  30. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ریاضیش خیلی خوب بود. شب ها بچه ها را جمع می کرد کنار میدان سرپولک ؛پشت مسجد به شان ریاضی درس می داد. زیر تیر چراغ برق.


    +

  31. 7 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  32. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نشسته بود زار زار گریه می کرد. همه جمع شده بودند دورمان. چه می دانستم این جوری می کند؟

    می گویم "مصطفی طوریش نیس. من ریاضی رد شدم. برای من ناراحته." کی باور می کند؟


    +

  33. 7 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  34. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    درس ترمودینامیک ما با یک استاد سخت گیر بود.

    آخر ترم نمره ش از امتحان شد هفده و نیم و از جزوه چهار.

    همان جزوه را بعدا چاپ کردند.

    در مقدمه اش نوشته بود:

    "این کتاب در حقیقت جزوه ی مصطفی چمران است در درس ترمودینامیک."



    +

  35. 5 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  36. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,182 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  37. 5 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  38. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,697 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    چقدر شهید چمران را می شناسیم ؟

    http://tarhbso.ir/voicegallery.php?file_id=308&title=

  39. 4 کاربر از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده اند .


  40. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-آبان-۱۷
    محل سکونت
    امامزاده!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,374
    امتیاز : 28,668
    سطح : 99
    Points: 28,668, Level: 99
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 1,332
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 30,145
    تشکر شده 8,657 در 2,668 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    به نام خدا
    تصاویر پیوست شده
    خانم جان، هنوز به اندازه ی تمام قرن ها با شما فاصله دارم که در برابر تمام عظمتتان شرمسار شوم از این که بگویم فرزندی از فرزندان شمایم...
    اقامتگاه

    السلام علیک یا ابا صالح المهدی
    بر من لباس نوکریم را کفن کنید / نوکر بهشت هم برود باز نوکر است
    انت الهی و سیدی و مولای! اغفر لاولیائنا و کف عنا اعدائنا واشغلهم عن اذانا و اظهر کلمة الحق واجعلها العلیا و ادحض کلمة الباطل واجعلها السفلی انک علی کل شیء قدیر...
    خدایا به امید تو...!!!

  41. 6 کاربر از پست مفید bangeghanari تشکر کرده اند .


  42. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مدیر دبستان با خودش فکر کرد و به این نتیجه رسید که حیف است مصطفی در آن جا بماند.

    خواستش و به ش گفت برود البرز و با دکتر مجتهدی نامی که مدیر آن جاست صحبت کند.

    البرز دبیرستان خوبی بود،ولی شهریه می گرفت.دکتر چند سؤال ازش پرسید. بعد یک ورقه داد که مسئله حل کند.

    هنوز مصطفی جواب ها را کامل ننوشته بود که دکتر گفت "پسر جان تو قبولی. شهریه هم لازم نیست بدهی."




    +

  43. 6 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  44. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    – دکتر نیست.

    همه پادگان را گشتیم، نبود. شایعه شد دکتر را دزدیده اند.

    نارنجک و اسلحه برداشتیم رفتیم شهر.

    سرظهر توی مسجد پیدایش کردیم. تک و تنها وسط صف نماز جماعت سنی ها.

    فرمان ده پادگان از عصبانیت نمی توانست چیزی بگوید.

    پنج ماه می شد که ارتش درهای پادگان را روی خودش قفل کرده بود، برای حفظ امنیت.



    +

  45. 6 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  46. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    به پسر ها می گفت شیعیان حسین، و به ما شیعیان زهرا.

    کنارهم که بودیم، مهم نبود که پسر است کی دختر.

    یک دکتر مصطفی می شناختیم که پدر همه مان بود، و یه دشمن که می خواستیم پدرش را در بیاوریم.



    +

  47. 10 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  48. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    چند بار رفته بود دنبال نمره اش.

    استاد نمره نمی داد. دست آخرگفت « شما نمره گرفته ای، ولی اگر بروی ، آزمایشگاه نیروی بزرگی از دست میدهد. »

    خودش می خندید. می گفت « کارم تمام شده بود. نمره ام را نگه داشته بود پیش خودش که من هم بمانم»



    +

  49. 9 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  50. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-تیر-۲۱
    محل سکونت
    خوزستان!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,301
    امتیاز : 16,017
    سطح : 81
    Points: 16,017, Level: 81
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 333
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 12,213
    تشکر شده 9,642 در 2,086 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    برای نماز که می ایستاد، شانه هایش را باز می کرد و سینه ش را می داد جلو.

    یک بار به ش گفتم "چرا سر نماز این طورمی کنی؟"

    گفت "وقتی نماز می خوانی مقابل ارشد ترین ذات ایستاده ای. پس باید خبردار بایستی و سینه ت صاف باشد."

    با خودم می خندیدم که دکتر فکر می کند خدا هم تیمسار است.




    +

  51. 8 کاربر از پست مفید nahal تشکر کرده اند .


  52. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    رفته بود پاوه در جریان کردستان با ضدانقلاب می جنگید.
    شهر نزدیک به سقوط بود.امام حکم معروف خودشان را دادند.همه نیروها را بسیج که بروند تا کردستان و پاوه را نجات دهند.
    ضدانقلاب مجبور شد بخاطر همان فرمان امام از پاوه خارج شود.اما مهندس بازرگان در مصاحبه ای که همان روز با رادیو و تلویزیون داشت به گونه ای گزارش پاوه را داد که انگار عدم سقوط پاوه بخاطر اقدام ایشان بوده نه تحت تاثیر فرمان امام.
    چند روز بعد دکتر چمران از جبهه ها برگشت و در جلسه ای که بازرگان هم حضور داشت در تشریح ماجرای پاوه گفت:" ما در نهایت ضعف بودیم و چیزی نمانده بود نیروهایمان از دست برود تا اینکه رادیو حکم امام را پخش کرد.
    با این وجود بعد از سخنان دکتر چمران،بازرگان همان شرح و تفصیل قبل را بیان کرد.
    دوباره آقای چمران برخلاف نظر بازرگان گفت:" آن چیزی که در نجات پاوه و شخص من و نیروهای ما موثر بود،حکم امام بود."
    این مطلب خیلی چیز مهمی به نظر من آمد که دیدم این آدم شجاعانه ایستاده و آن اعتقادی که نسبت به تاثیر حکم امام دارد اینجا اعلام می کند ولو اینکه بازرگان دوست و استادش باشد و از او ناراحت شود.
    راوی:آقای خامنه ای



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  53. 6 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  54. #29
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۰۶
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    139
    امتیاز : 4,899
    سطح : 44
    Points: 4,899, Level: 44
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 331
    تشکر شده 303 در 89 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهید چمران کسی بود که از نظر من به مثابه یک اسطوره هست. کمتر شخصیتی رو میشناسم که توی همه چی 20 باشه....
    در علم و نبوغ
    در ادبیات
    در عشق
    در اخلاق
    در عرفان
    در قدرت جسمی
    در مهربونی
    در تواضع

    همه موارد.....
    ویرایش توسط msalamti : جمعه ۲۵ فروردین ۹۱ در ساعت ۱۲:۳۳


    خدا با توست
    هر جا که هستی
    و هرجا که بروی

  55. 9 کاربر از پست مفید msalamti تشکر کرده اند .


  56. #30
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۳
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,221
    امتیاز : 21,746
    سطح : 92
    Points: 21,746, Level: 92
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 604
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,857
    تشکر شده 5,153 در 1,175 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مصطفی یکی از اتاقهای دانشکده را موکت کرده بود برا نمازخانه.اما تا یک ماه فقط خودش جرات داشت آنجا نماز بخواند.دوره ی دوم کمونیستها بودو بچه مذهبی ها را مسخره میکردند


صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1