کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 26 , از مجموع 26
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید سید حسین علم الهدی

    شهید سید حسین علم الهدی









  2. 10 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض زندگینامه شهید

    حسین علم الهدی در سال 1337 در یک خانواده روحانی بدنیا آمد. پدرش مجاهد مرحوم آیت ا... سید مرتضی علم الهدی بود. وی در۶ سالگی به آموزش قرآن پرداخت. در۱۱ سالگی با تشکیل کتابخانه و جلسات سخنرانی، جلسات تدریس قرآن در مساجد اهواز فعالیتهای خود را آغاز کرد. وی در همان اوان مبارزه با استبداد محمدرضاشاهی را آغاز کرد.
    در ۱۴ سالگی در هنگام نمایش سیرک مصری در اهواز که در آن رقاصه های مصری برای تخدیر افکار و به فساد کشیدن مردم ما شرکت داشتند، لانه فساد آنها را بطوری که به هیچ کس آسیبی نرسد آتش زد. در عاشورای سال بعد یکی از مؤثرترین عناصر تشکیل دهنده راهپیمایی این روز بود که پس از راهپیمایی حسین دستگیر و روانه زندان می*شود. وی که کوچکترین زندانی سیاسی است ماهها شکنجه می شود، اما هیچ سخنی نمی گوید، پس از آزادی از زندان با تشکیل انجمن اسلامی و جلسه سخنرانی جوانان سردرگم را به اسلام و مکتب دعوت می کند.
    سپس حسین در رشته تاریخ دانشگاه مشهد ثبت نام می کند و از همان اول با حوزه علمیه مشهد تماس نزدیک برقرار می کند و با روحانیون مبارزی چون حجت الاسلام خامنه ای، حجت الاسلام طبسی، حجت الاسلام هاشمی نژاد آشنا می شود.

    نفوذ کلامی حسین به گونه ای بود که استادان چپی و شاهنشاهی در هر کلاسی که حسین شرکت می کرد، نمی رفتند.

    وی با نصب اعلامیه ها و رهبری تظاهرات در دانشگاه مشهد نقش عظیمی را ایفا کرد و در کنار دانشجویان برنامه ها را به روحانیون، بازاریان و دانش آموزان نیز اطلاع می داد. از جمله کارهای دیگر وی آتش زدن گارد دانشگاه مشهد و آتش زدن چندین سینما و مشروب فروشی بود.








  4. 8 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض ادامه زندگینامه شهید

    حسین علم الهدی اکثر روزها را روزه می گرفت و در بسیاری از شبها برای مناجات به حرم مطهر حضرت امام رضا می رفت.

    وی پس از زلزله طبس نقش فعال داشت و هنگام ورود شاه معدوم و همسر فراریش به طبس تظاهرات عظیمی را علیه آنها ترتیب داد.


    در زمانی که رژیم طاغوت مردم مسلمان ایران را به گلوله می بست، حسین شهید همراه با چند تن از همفکرانش در اهواز هسته مرکزی سازمان موحدین را تشکیل داد و در این هنگام بود که حسین از قبل به سلاح ایمان مجهز بود به اسلحه گرم نیز مجهز شد.

    اولین عملیات وی شرکت در ترور و اعدام پل گریم مزدور و مستشار آمریکایی بود که با اعدام وی اعتصاب شرکت نفت که به فرمان امام انجام شده بود سر زبانها افتاد و پس از این عمل بود که همه عناصر خائن به ملت و انقلاب از ترس جان خود فرار را بر قرار ترجیح دادند.

    برای حسین مبارزه در شهر بخصوص معنی نداشت و وی همیشه به اطاعت از امام و مبارزه با طاغوت می اندیشید و حسین شهربانی کرمان را به قصاص آتش زدن مسجد جامع کرمان با طرح بسیار جالب و ابتکار دقیق خود آتش می زند و در حالیکه از درب ورودی محل وارد می شود و بطور معمولی نیز خارج می شود بمب ساعتی خود را کار می گذارد و نمی توانند او را دستگیر کنند و به اهواز بازمی گردد. با مشاهده جنایات رژیم سابق به فکر ترور شمس تبریزی فرماندار نظامی معدوم در اهواز می افتد و شبی به خانه وی حمله می کند که مزدوران محافظ خانه وی متوجه می شوند و پس از ساعتها تلاش وی را دستگیر می کنند و به شدت شکنجه می نمایند. در دادگاه نظامی وی را محکوم به اعدام می کنند و تنها از حسین می خواهند که رفیق خود را معرفی کند ولی وی ضمن انکار حمل بمب هیچ سخنی نمی گوید.








  6. 6 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض ادامه زندگینامه

    در زندان نیز به زندانیان روحیه می دهد. وی همیشه به مکتب می اندیشید و موضعش در برخورد با گروههای چپ و منحرف تنها برخورد هدایتگرانه بود نه صمیمیت.

    حسین طرح مبتکرانه جالبی برای فرار زندانیان سیاسی از اهواز کشید که بر اثر اوج گیری مبارزات، رژیم مجبور به آزادی آنان گردید.

    حسین که از نظر مأموران جلاد اهواز فردی شناخته شده بود، برای ادامه مبارزه و به منظور استقبال امام به تهران آمد و در کنار برادران دیگر سازمان موحدین فعالیت نمود و یکی از محافظان مسلح مخصوص امام شد.

    سپس وارد کمیته مرکز شد و چندماهی بعنوان عضو شورای فرماندهی کمیته مرکزی فعالیت نمود و نیز مدتی بعنوان سرپرست کمیته انقلاب اهواز خدمت کرد. در این روزها نیز حسین با تلاشی بسیار گسترده فعالیت می کرد بطوریکه بسیاری از شبها فقط ۳ ساعت استراحت می کرد.

    حسین در کنار کارهای نظامی فعالیتهای فرهنگی نیز می نمود و به تشکیل کلاسهایی در زمینه تدریس تاریخ اسلام و سخنرانی های مختلف اهتمام ورزید.








  8. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض ادامه زندگینامه

    حسین ۴ یا۵ ما پس از پیروزی انقلاب با تلاشهای شبانه روزی بسیار و با مراجعه به روستاهای مرزی ایران و عراق از اسلحه ها و فشنگ ها و دینارهای عراقی و پودر و روغن و... و نیز اسناد و مدارکی دال بر دخالت عراق در ایران با توضیحاتی که به خبرنگاران داد گفت : اینها آغازی است برای دخالت وسیع عراق در ایران ولی آن موقع هیچ توجهی به این مسأله نشد.

    ولی حسین که خود را در برابر خون شهدا و خدای شهدا مسئول می دید، در همین زمان کنسولگری عراق در خونین شهر را به آتش کشید.

    حسین همچنین پس از چند برخورد نزدیک و ملاقات و مشورت در حل مشکلات خوزستان و طرح راه حلها دریافت که مدتی تنها یک انسان زیرک و فرصت طلب است و قصد هیچگونه خدمت به مردم و انقلاب را ندارد.

    حسین بارها بطور لفظی به مدنی پرخاش می کرد که اگر اینجا استانداری اسلامی است چرا هنوز معاونان ساواکی و حتی متهم به قتل و سکرترهای آنچنانی زمان جعفری معدوم هنوز پشت میزها نشسته*اند.

    اما مدتی تنها با زبان گرم خود همه را فریب داده و هیچگاه تغییرات اساسی برای خدمت به مردم و پیاده کردن قانون اسلام ندارد.








  10. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض ادامه زندگینامه

    مدنی با شیوخ ساواکی که در ارتباط با عراق بودند روابط بسیار صمیمی و نزدیک داشت و بالعکس بتدریج موضعی سرسخت در مقابل نهادهای انقلابی و جوانان مسلمان گرفت. زمانیکه مدنی با میلیونها تومان پول ملت مستضعف به چاپ پوستر نامزد رئيس جمهوری خودش اقدام می کرد، حسین به شدت نگران بود و با بدست آوردن موارد حیف و میل در استانداری اقدام به چاپ آن اسناد کرد و با افشای چهره واقعی مدنی انقلاب را از یک خطر احتمالی در آینده نجات داد و از این نظر وی یکی از مؤثرترین افراد برای شناسایی چهره واقعی مدنی بود.

    شهید حسین علم الهدی در موقع مطرح ساختن پیش نویس قانون اساسی در مجلس خبرگان، با کمک یکی از برادران طرح ولایت فقیه را تنظیم کرد و به نماینده اهواز در مجلس خبرگان داد. ضمناً با فرمان امام برای نهضت سوادآموزی مدیریت آن را بعهده گرفت.

    سخنرانی های وی از رادیو اهواز پخش می شد و شنوندگان زیادی داشت و بسیاری از شبها تا صبح در اتاق کوچک و محقرش تحقیق و مطالعه می نمود و تنها در تابستان حسین۸۰۰ شاگرد پسر و دختر را درس نهج البلاغه و درس تاریخ می داد. در گرمای طاقت فرسای ماه رمضان در اهواز همه روزه ۸ تا۱۰ ساعت کلاس درس داشت.
    ویرایش توسط ترنم : پنجشنبه ۱۶ دی ۸۹ در ساعت ۱۶:۰۴








  12. 5 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    در آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بعنوان مسئول روزانه صدها نفر را با نظم دقیق و کامل تقسیم و اعزام می کرد و با این مشغله زیاد روزی یک ساعت به رادیو اهواز رفته و برنامه ای پیرامون غزوات پیغمبر اجرا می کرد و با کلام آتشین و زیبای خود عامل تشویق سربازان و پاسداران و مردم برای مقاومت علیه کفر بود و در شبیخونهای شبانه با کمک برادران دیگر نقش فعال داشت. و در مقابل اصرار برادران که حسین تو باید در اهواز بمانی گفت : تنها حرف نمی شود باید در عمل بود و می گفت باید به هویزه بروم و بعد از گذشت کمتر از یک ماه که بعنوان فرمانده سپاه هویزه بود زبانزد عشایر شده بود و در دیداری با امام با وجودی که حسین زحمت زیادی برای آوردن عشایر به حضور امام کشیده بود و نیز قطعنامه را خود تهیه کرده بود ولی در صفحه تلویزیون ظاهر شد و گفته بود ترسیدم که شیطان بر من چیره شود و نیت من خالصانه برای خدا نباشد سرانجام در برنامه حمله روز اربعین حسین که فرماندهی ۶۰ تن از برادران پاسدار را بعهده داشت بعنوان گروه پیشتاز و پیاده ارتش به جنگ با کفار می پردازد که در محاصره ۴۰ تانک دشمن قرار می گیرد و پس از ساعاتی مبارزه با دشمن بر اثر اتمام مهمات و تشنگی و گرسنگی یکی یکی برادران به شهادت می رسند که آخرین آنها شهید حسین علم الهدی بود که با آر.پی.جی خود ۳ تانک را منهدم کرده و سپس با فریاد الله اکبر در حالیکه قرآن در دست داشت شهید می شود. اجساد پاک این عزیزان همچنان برجای ماند. اما بطور یقین امام زمان(عج) بر اجساد پاکشان نماز خواهد خواند.








  14. 7 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض سالشمار زندگی شهید سید محمد حسین علم الهدی

    سال 1337 ه.ش ولادت در اهواز

    سال 1343 ورود به مكتب جهت تعلیم قرآن

    سال 1348 تدریس قرآن در مسجد به عنوان یك مربی

    سال 1350حضور و فعالیت در انجمن اسلامی دبیرستان

    سال 1351 اولین مبارزه علنی سید حسین با رژیم پهلوی با آتش زدن سیرك مصری

    سال 1353 برگزاری راهپیمایی در روز عاشورا بر ضد رژیم پهلوی

    سال 1356 اولین دستگیری، ورود به زندان، شكنجه توسط ساواك

    سال 1356 قبولی در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد

    سال 1356 آشنایی با جلسات آیت ا... خامنه ای و شهید هاشمی نژاد در مشهد

    سال 1356 راه اندازی راهپیمایی در طبس به هنگام ورود شاه به این شهر(زلزله طبس)

    سال 1356 تشكیل گروه موحدین در اهواز

    سال 1357 انفجار كنسولگری عراق در اهواز

    سال 1357 بمب گذاری در شهربانی كرمان و ایجاد رعب در بین مزدوران حكومت پهلوی

    سال 1357 دستگیری مجدد، شكنجه، محكوم به اعدام به جرم اقدام به ترور فرمانده نظامی

    سال 1357 (بهمن) حضور در تهران و استقبال از امام (ره)، پیروزی انقلاب اسلامی

    سال 1358 عفو مامور شكنجه ساواك

    سال 1358 معاون آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان

    سال 1358 عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان

    سال 1358 برپایی نمایشگاه پیش بینی جنگ در اهواز

    سال 1358 تدوین و ارائه طرح پیشنهادی ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی

    سال 1359 افشای ماهیت ضد انقلابی مدنی (استاندار خوزستان وكاندیدای ریاست جمهوری)

    سال 1359 (رمضان) برگزاری كلاسهای قرآن، نهج البلاغه و تاریخ اسلام در سپاه پاسداران،جهاد سازندگی، تربیت معلم استان خوزستان

    سال 1359 سخنرانی با موضوع جهاد در قرآن و سیری در نهج البلاغه در رادیو (پخش زنده)

    سال 1359 سفر تاریخی سید حسین به همراه عشایر هویزه به جماران( زیارت امام(ره))

    سال 1359 (31 شهریور) آغاز تهاجم رسمی عراق به ایران

    سال 1359 فرماندهی سپاه هویزه

    سال 1359 (16 دی ماه) حماسه هویزه، شهادت سید حسین و یارانش در دشت هویزه









  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض اشک امام


    برادر محسن رضايى نقل مى‏كنند، پس از شهادت برادران خدمت حضرت امام خمينى (ره) رسيدم و گفتم: در جريان هويزه برادران بسيار خوبى را از دست داديم از جمله برادر سيد حسين علم الهدى كه من قبل از انقلاب با ايشان آشنايى داشتم. ايشان فرد صادق و با تقوايى بود. زحمت بسيار براى اسلام كشيد و از نظر فقهى و فلسفى هم اطلاعاتى وسيع داشت و در حقيقت ايشان يك سرمايه‏اى بود براى خوزستان و يك ستونى بود براى گسترش مكتب و انقلاب در خوزستان.

    وقتى اين سخنان را گفتم امام (ره) شروع كردند به اشك ريختن؛ در اينجا من ناراحت شدم كه چرا امام (ره) را ناراحت كردم. امام (ره) با حال ناراحتى دستهايشان را بلند كردند و دعا كردند: «خدايا اين شهداى ما را قبول كن. »

    من بقدرى تحت تأثير اين حالت امام (ره) قرار گرفتم كه هميشه اين خاطره در نظرم هست و هيچگاه از يادم نمى‏رود









  17. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض نوشته ای از شهید علم الهدی

    من در سنگر هستم، در این خانه محقر، در این خانه فریاد و سکوت، فریاد عشق و سکوت تنهایی، در این خانه سرد و گرم، سردی زمستان و گرمای خون، در این خانه ساکن و پرجوش و خروش.
    سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت.

    خانه نمناک و شیرین، نم آب باران و طعم شیرینی و لذت شهادت

    خانه بی شکل و زیبا، بی شکلی ساختمان و زیبایی ایمان

    خانه کوچک و با عظمت، کوچکی قبر و عظمت آسمان

    امشب پاس دارم، ساعت ۱ تا۳، چه شب باشکوهی

    چه شب باشکوه است

    من به یاد انس علی بن ابیطالب با تاریکی شب و تنهایی او می افتم، او با این آسمان پر ستاره سخن می گفت، سر در چاه نخلستان می کرد، می گریست.

    راستی فاصله اش با من زیاد نیست، از دشت آزادگان تا کوفه و کربلا،۲۰ کیلومتر است.

    خدایا این سرزمین پاک در دست این ناپاکان است.

    در همین۲۰ کیلومتری من، در همین تاریکی شب، علی برمی خواست به نخلستان می رفت، فاطمه وضو می گرفت، پیامبر به سجده می رفت، حسن و حسین به عبادت می پرداختند.

    در این دل شب ابوذر برمی خیزد، نمازشب می خواند، سلمان برمی خیزد، قرآن می خواند، صدای او را می شنوی؟

    در گردش زمین بدور خورشید

    هر لحظه پیش از لحظات دیگر داغ این خاطره ها را زنده می کند.

    سرخی شفق و سرخی غروب در پشت نخلستانها

    خورشید عظمت قطره خون شهید را می یابد و پاکی و عصمت قطره قطره خون آن عزیزان را فریاد می کند.

    خدایا این خانه کوچک در کنار رودخانه که در اطرافش گل ها پرپر شده کدام خانه است؟

    ساختمان این خانه چیست؟

    کمی در دل زمین شکافته چند گونی شن و... در کنار رودخانه

    رو بسوی دشمن

    وسط مکان شهادت بهترین دوستانم

    این خانه محقر برای من یک قلب طپنده شده، یک دل پر از سوز

    سوز فراق یاران و عزیزان از دست رفته

    منصور، اصغر، رضا و...

    خاطره ها مانند ورق خوردن صفحات یک دفتر، یک کتاب در ذهنم پشت هم صف گونه می گذرد.

    منصور و روزه های مسیحی اش و دعای کمیل و مناجاتش که با او بودم.

    اصغر و تلاش شبانه روزیش و نوشتجاتش درباره جهاد، تقوی... که با او بودم. رضا و زیباییهای روحش و پاکی درونش و فکر بلند پروازش... که با او بودم.








  18. 7 کاربر از پست مفید ترنم تشکر کرده اند .


  19. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    شب ها توی اتاق 9متری بالای نهضت، کتاب می خوند.
    رفتم سری بهش بزنم، دیدم روی کتاب خوابش برده.
    آروم چراغ رو خاموش کردم و خواستم در رو ببندم که...
    - چراغ رو روشن کن.
    - داره صبح میشه، چرا نمی خوابی؟
    - امتحان دارم.
    - خوابی برادر! چه امتحانی؟
    - امتحان دارم. هر روز خدا از ما امتحان می گیره.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  20. 7 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  21. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,710
    سطح : 100
    Points: 122,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط sara4321 نمایش پست اصلی
    شب ها توی اتاق 9متری بالای نهضت، کتاب می خوند.
    رفتم سری بهش بزنم، دیدم روی کتاب خوابش برده.
    آروم چراغ رو خاموش کردم و خواستم در رو ببندم که...
    - چراغ رو روشن کن.
    - داره صبح میشه، چرا نمی خوابی؟
    - امتحان دارم.
    - خوابی برادر! چه امتحانی؟
    - امتحان دارم. هر روز خدا از ما امتحان می گیره.
    خییییییلی جالب بود - ممنون
    --------------------




    سه شاگرد آیت الله خامنه ای
    شهید حسین علم الهدی و شهید محمود کاوه در مسجد کرامت و شهید حسن باقری در روزنامه جمهوری اسلامی
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  22. 5 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  23. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    فقط در 22 سال


    سال 1337 ه . ش ولادت در اهواز
    سال 1343 ورود به مكتب جهت تعليم قرآن
    سال 1348 تدريس قرآن در مسجد به عنوان يك مربي
    سال 1350حضور و فعاليت در انجمن اسلامي دبيرستان
    سال 1351 اولين مبارزه علني سيد حسين با رژيم پهلوي با آتش زدن سيرك مصري
    سال 1353 برگزاري راهپيمايي در روز عاشورا بر ضد رژيم پهلوي
    سال 1356 اولين دستگيري، ورود به زندان، شكنجه توسط ساواك
    سال 1356 قبولي در رشته تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد
    سال 1356 آشنايي با جلسات آيت ا... خامنه اي و شهيد هاشمي نژاد در مشهد
    سال 1356 راه اندازي راهپيمايي در طبس به هنگام ورود شاه به اين شهر(زلزله طبس)
    سال 1356 تشكيل گروه موحدين در اهواز
    سال 1357 انفجار كنسولگري عراق در اهواز
    سال 1357 بمب گذاري در شهرباني كرمان و ايجاد رعب در بين مزدوران حكومت پهلوي
    سال 1357 دستگيري مجدد، شكنجه، محكوم به اعدام به جرم اقدام به ترور فرمانده نظامي
    سال 1357 (بهمن) حضور در تهران و استقبال از امام (ره)، پيروزي انقلاب اسلامي
    سال 1358 عفو مامور شكنجه ساواك
    سال 1358 معاون آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خوزستان
    سال 1358 عضو شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خوزستان
    سال 1358 برپايي نمايشگاه پيش بيني جنگ در اهواز
    سال 1358 تدوين و ارائه طرح پيشنهادي ولايت فقيه در پيش نويس قانون اساسي
    سال 1359 افشاي ماهيت ضد انقلابي مدني (استاندار خوزستان وكانديداي رياست جمهوري)
    سال 1359 (رمضان) برگزاري كلاسهاي قرآن، نهج البلاغه و تاريخ اسلام در سپاه پاسداران،جهاد سازندگي، تربيت معلم استان خوزستان
    سال 1359 سخنراني با موضوع جهاد در قرآن و سيري در نهج البلاغه در راديو (پخش زنده)
    سال 1359 سفر تاريخي سيد حسين به همراه عشاير هويزه به جماران( زيارت امام(ره))
    سال 1359 (31 شهريور) آغاز تهاجم رسمي عراق به ايران
    سال 1359 فرماندهي سپاه هويزه
    سال 1359 (16 دي ماه) حماسه هويزه، شهادت سيد حسين و يارانش در دشت هويزه
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  24. 6 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  25. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,710
    سطح : 100
    Points: 122,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    حس قلبی خاصی نسبت به این شهید عزیز دارم

    شهید علم الهدی در زندان ...
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  26. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  27. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,710
    سطح : 100
    Points: 122,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض






    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي (نفر اول از چپ) در سن 5 سالگي



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي (نفر اول از راست)



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي در سن 8 سالگي



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي در سن 12 سالگي



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي(نفر سمت راست) - مزار دانيال نبي(علي نبينا و عليه السلام)



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي (نفر اول نشسته از راست- كودكي روي زانويش نشسته)



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي (نفر سمت راست)
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  28. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  29. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    کتاب سفر سرخ خوندم.بلافاصله رفتم باکانون شلمچه و محل استقرارمون هویزه.همه چیز برام عجیب بود.از بعداز سفربه شدت به شهید علم الهدی ارادت پیدا کردم.ایشالله همیشه هوامو داشته باشه.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  30. 8 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  31. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,710
    سطح : 100
    Points: 122,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي در سن 14 سالگي به جرم فغاليت ضد رژيم دستگير شد




    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي در دوران دانشجويي - رشته تاريخ در دانشگاه فردوسي



    شهيد سيد محمد حسين علم الهدي فرمانده سپاه هويزه



    شناسنامه شهيد سيد محمد حسين علم الهدي فرمانده سپاه هويزه
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  32. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    وصیت نامه شهید به خواهرش:مراجعه کنید ،با دقت به سخن خدا گوش کنید تا چگونگی زندگی و راه و هدف و نوع نیازها و خواسته هایمان را از فرهنگ قران بگیریم و به جهانیان ثابت کنیم که قران برای همه زمانهاست و عمل کردن برای همه نسلها
    [["Arial"][/FONT]


  33. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  34. 7 کاربر از پست مفید A pLaneT L aLOne I تشکر کرده اند .


  35. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید سید حسین علم الهدی

    شب عملیات هویزه حسین در خواست اب نمود که بتواند غسل شهادت کند.اما اب به اندازه کافی نداشتیم.گفت:به اندازه شستن سرم اب داشته باشید ،کافی است.گفتم:فردا عملیات است و در گرد و غبار فردا ،دوباره سرت کثیف می شود.گفت:به هر حال می خواهم سرم را بشویم.گفتم:مگر می خواهی به تهران بروی؟گفت:نه،فردا می خواهم به ملاقات خدا بروم.
    [["Arial"][/FONT]

  36. 6 کاربر از پست مفید nada تشکر کرده اند .


  37. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۱۲
    محل سکونت
    کانون؛خونه ی اولم-فضای مجازی؛خونه ی دومم...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,017
    امتیاز : 13,054
    سطح : 74
    Points: 13,054, Level: 74
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,605
    تشکر شده 10,912 در 2,620 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 14 در 4 پست

    پیش فرض

    بسم الله

    بسم الله

    گذر تک تک این ثانیه های عمرم
    به قدیمی شدن نوکریت می ارزد...

  38. 3 کاربر از پست مفید ریحان21 تشکر کرده اند .


  39. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۱۲
    محل سکونت
    کانون؛خونه ی اولم-فضای مجازی؛خونه ی دومم...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,017
    امتیاز : 13,054
    سطح : 74
    Points: 13,054, Level: 74
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,605
    تشکر شده 10,912 در 2,620 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 14 در 4 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط ترنم نمایش پست اصلی
    سال 1359 (31 شهریور) آغاز تهاجم رسمی عراق به ایران

    سال 1359 فرماندهی سپاه هویزه

    سال 1359 (16 دی ماه) حماسه هویزه، شهادت سید حسین و یارانش در دشت هویزه
    بسم الله

    شهادتت مبارک است رفیق...خیلی
    بسم الله

    گذر تک تک این ثانیه های عمرم
    به قدیمی شدن نوکریت می ارزد...

  40. 7 کاربر از پست مفید ریحان21 تشکر کرده اند .


  41. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۱۲
    محل سکونت
    کانون؛خونه ی اولم-فضای مجازی؛خونه ی دومم...
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,017
    امتیاز : 13,054
    سطح : 74
    Points: 13,054, Level: 74
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,605
    تشکر شده 10,912 در 2,620 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    4
    مخالفت شده 14 در 4 پست

    پیش فرض

    بسم الله

    سؤال امام خامنه ای از شهید علم الهدی

    اين بيابانها را نيروهاى متجاوز پر كرده بودند. تمام اين سرزمين پاك و مظلوم و خونبار، در زير چكمه ى متجاوزان بود و نيروهاى مسلّح و سازمانهاى نظامى ما، همه ى تلاش خودشان را براى دفع و سركوب دشمن مى كردند. اما اين جوانان با دست خالى به مقابله با دشمن مى رفتند. آن روز شايد عدّه ى اين جوانان، بيست، سى نفر بيشتر نبود. بيست الى سى جوانان با دست خالى؛ اما با دل استوار از ايمان و توكّل به پروردگار. در اين جا، در اين بيابانها، چند هزار تانك و نفربر زرهى از دشمن مستقر بود. آن جمع كوچك، براى مقابله با اين جمع على الظّاهر بزرگ مى آمد؛ با ايمان به خدا و با توكل؛ آن گونه كه حسين بن على عليه السّلام، با جمع معدود، در مقابل درياى دشمن ايستاد، قلبش نلرزيد، اراده اش سست نشد و ترديد در او راه پيدا نكرد. اين جوانان، واقعاً همان طور بودند.

    من در همين جا، از شهيد علم الهدى پرسيدم: شما از سلاح و تجهيزات چه داريد كه اين گونه مصمّم به جنگ دشمن مى رويد؟ ديدم اينها دلهايشان آن چنان به نور ايمان و توكّل به خدا محكم است كه از خالى بودن دست خود هيچ باكى ندارند.
    حركت كردند و رفتند. آنها خواستار جهاد در راه خدا و پذيراى شهادت در اين راه بودند؛ چون مى دانستند حقّند. شهداى ما در هر نقطه ى اين جبهه ى عظيم، با همين روحيه و با همين ايمان، جنگيدند.

    عزيزان من! برادران و خواهرانى كه از منطقه ى دشت آزادگان، از هويزه، از سوسنگرد، از بُستان و از مناطق ديگرِ عشايرِ مختلف عرب در اين جا هستيد و يا كسانى كه از نقاط ديگر آمده ايد! اين صحنه هاى زيبا از جوانان رزمنده، يك درس است. يك درس بزرگ براى امروزِ ملتِ ايران و براىِ هميشه ى تاريخ. در انقلاب هم، ما با دست خالى به ميدان آمديم؛ اما با دلى سرشار از ايمان و عشق، با دستگاهِ تا دندان مسلّحِ دشمن، جنگيديم و بر او پيروز شديم. البته، مبارزه زحمت دارد؛ اما حق بر باطل، پيروز است.

    بيانات در گلزار شهداى هويزه ۱۳۷۵/۱۲/۲۰
    بسم الله

    گذر تک تک این ثانیه های عمرم
    به قدیمی شدن نوکریت می ارزد...

  42. 5 کاربر از پست مفید ریحان21 تشکر کرده اند .


  43. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    ما زندگی را در رنج می گذرانیم تا راحتی و آرامش ایجاد کنیم...
    تمام عمر زحمت می کشیم تا استراحت کنیم و البته عمر میگذرد و راحتی و اسایش را لمس نمی کنیم،زیرا مرتبا از طریق اجتماع نیازهای جدید تلقین می شود.
    تلویزیون را روشن می کنید و بعد از دو ساعت خاموش می کنید میبینید 7،8 احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلا لازم نداشتید...



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  44. 5 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  45. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    چهارده ساله بود كه شنید یک سیرک مصری آمده اهواز. مسئول سیرک آدم فاسدی بود. فقط برای خنداندن اهوازی ها نیامده بود. حسین همراه چند تا از دوستانش، چادر سیرک را آتش زدند و فرار كردند.

    دو سال بعد، مسیر دسته های سینه زنی عاشورا، میدانی بود که مجسمه شاه در آن نصب شده بود. حسین دلش نمی خواست دور شاه بگردد. مسیر را عوض کرد و بعد از آن، همه هیئت ها پشت سر هم مسیر حرکت خود را تغییر دادند. پلیس عصبانی شده بود و دنبال عامل می گشت. با همکاری ساواک، سرنخ ها رسید به حسین. در مدرسه دستگیرش کردند. برای بازجویی، می خواستند خانه حسین را هم بگردند. ریختند توی خانه. حسین فریاد زد: «ما روی این فرش ها نماز می خوانیم، کفش هایتان را دربیاورید.» مأمور ساواک خشکش زده بود.

    2) حسین را انداختند توی بند نوجوانان بزهکار. صبوری به خرج داد. چند روز بعد صدای نماز جماعت و تلاوت قرآن از بند، بلند بود. مأموران حسین را گرفتند زیر مشت و لگد. می گفتند تو به اینها چه کار داشتی؟! از آن به بعد شکنجه حسین، کار هر روز مأموران شده بود. یکبار هم نشد که زیر شکنجه، اطلاعات را لو بدهد. نوجوان شانزده ساله را می نشاندند روی صندلی الکتریکی و یا این که از سقف آویزانش می کردند.

    3)رشته مورد علاقه اش «تاریخ» بود. سال 1356 در دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد. هر روز نماز صبحش را در حرم می خواند. توی مسجد کرامت مشهد جلسات تفسیر قرآن آیت الله خامنه ای را پیدا کرده بود. بچه های دانشجو را به این جلسات می برد.

    4)هل مطالعه و تحقیق بود. با اشتیاق می خواند. گاهی با اساتید به شدت بحث می کرد، مخصوصاً اساتیدی که برداشت صحیحی از تاریخ اسلام نداشتند. می گفتند: «اگر حسین در کلاس باشد، ما به کلاس نمی آییم.» اهل تحلیل بود. در دوره ای که گروه های مختلف سیاسی در حال جذب جوانان بودند، با رهنمودهای آیت الله خامنه ای و شهید هاشمی نژاد، ذره ای از مسیر صحیح انقلاب دور نشد.

    5) قبل از پیروزی انقلاب یک بار به اهواز آمد. از این که روی دیوارها شعاری نوشته نشده بود، بسیار ناراحت شد. شبانه با یکی از دوستانش رفتند و اولین شعاری که نوشت این بود: «تنها ره سعادت، ایمان، جهاد، شهادت.» اهل آرامش نبود. گروه «موحدین» را تشکیل داده بود و مرتب برای انقلاب فعالیت می کرد. تکبیر می گفت. بعد از تبعید امام از عراق به مقصد نامعلوم، شبانه برای نشان دادن خشم ملت ایران، کنسولگری عراق را در خرمشهر به آتش کشید. برنامه چریکی بعدی اش زمینه سازی برای اعتصاب شرکت نفت بود.

    6)بنی‏ صدر دستور داده بود كه باید نیروهای مستقر در هویزه عقب‏نشینی كنند و به سوسنگرد بیایند. حسین می‏گفت: هویزه در دل دشمن است و ما از اینجا می‏توانیم به عراق ضربه بزنیم. شخصاً با بنی‏صدر هم صحبت كرده بود. وقتی كه دید راه به جایی نمی‏برد، نامه‏ای به آیت‏الله خامنه‏ای نوشت و گفت كه تعداد اسلحه‏های ما از تعداد نیروها هم كمتر است، ولی می‏مانیم!

    7)چهارم دی 1359 بیست تا سی نفر از جوانان با دست خالی، اما با دل استوار از ایمان و توكل، مقابل دشمن تا دندان مسلح ایستادگی كردند. هیچ كس زنده نماند!

    8)عراقی‏ها با تانك از روی اجساد مطهر شهدای هویزه گذشتند، طوری كه هیچ اثری از شهدا نماند. بعدها جنازه‏ها به سختی شناسایی شدند. حسین را از قرآنی كه در كنارش بود شناختند. قرآنی با امضای امام خمینی(ره) و آیت‏ الله خامنه‏ ای.

    9)مادر حسین نیز شیرزنی بود. بعد از تبعید امام در سال 1342، تلگرافی برای شاه فرستاد: «اگر مسلمانی چرا مرجع تقلید ما را تبعید كرده‏ای و اگر مسلمان نیستی، بگو ما تكلیف خودمان را بدانیم.» زینب‏وار در تمام سختی‏ها ایستادگی كرده بود. در سال 67 به رحمت ایزدی رفت و بنا به وصیتش در كنار حسین، در هویزه آرام گرفت.

    10)اتاق كوچكى از ساختمان نهضت سوادآموزى اهواز در اختیار سید حسین بود، ایشان و چند نفر از دوستانش از جمله من، به آنجا رفت و آمد داشتم. یكى از شب‏ها، من و حسین در این اتاق مشغول مطالعه بودیم.

    نیمه‏ هاى شب بود كه نهج البلاغه می‏خواند. من نگاه كردم به ایشان، دیدم چهره ‏اش برافروخته شده و دارد اشك می‏ریزد. من با زیر چشم، شماره صفحه نهج البلاغه را نگاه كردم و به ذهن سپردم پس از مدتى، سید حسین نهج البلاغه را بست و براى استراحت به بیرون رفت. من صفحه نهج البلاغه را باز كردم، دیدم همان خطبه‏اى است كه حضرت على (ع) در فراق یاران باوفایش ناله می‏كند و مب‏فرماید :أین َ عمار؟ أین َ ذوالشهادتین؟ كجاست عمار؟ كجاست...
    [["Arial"][/FONT]

  46. کاربر روبرو از پست مفید nada تشکر کرده است .


  47. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    یکی از مهم ترین مسئولیتهایی که ما انقلابیون مسلمان بردوش داریم،درک سخنان امام است.



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  48. کاربر روبرو از پست مفید sunset6940 تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1