کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید عبد الکریم هاشمی نژاد

    درتاريخ 5/5/1311شمسي در شهر علم خيز بهشهر از استان مازندران در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود. پدرش سيد حسن مردي با ايمان و با تقوا و كاسب محل بود كه با زحمت فراوان مخارج زندگي خود و خانواده اش را تامين مي كرد.

    دوران رشد و بالندگي سيد عبدالكريم با اوجگيري حكومت ديكتاتوري رضاخان مواجه بود. رضاخان در دوران حكومت ننگين خود دين و دينداري را تحت فشار و اختناق قرارداده بود و در شهريور 1320 يعني زماني كه سيد عبدالكريم 10 ساله بود خاك ايران را ترك مي كند و پسرش محمد رضا به حمايت انگليس و آمريكا بر تخت سلطنت قرار مي گيرد كه او نيز دنباله روي سياستهاي پدرش بود.

    در همين ايام سيد عبدالكريم كه داراي هوش و ذكاوت خاصي بود ضمن درس خواندن بعد ازظهرها در مغازه پدرش به او كمك مي كرد و از آنجائيكه علاقه شديد به علم داشت ‘ با تشويق پدرش در حوزه علميه ي آيت ا... كوهستاني در روستاي كوهستان در 6 كيلومتري بهشهر همراه ديگر طلبه هاي جوان و با هدفي پاك و بي آلايش و با اخلاص و تشنه علم و اخلاق مجذوب رفتار حكيمانه آن استاد الهي شده و با جديت و تلاش به تحصيل علم پرداخت تا جائيكه در طول 4 سال دروس مقدماتي و مقداري از درس سطح فقه و اصول را به پايان رساند . اين دوره از زندگي اش نقطه عطفي بودكه با عظمت و زيبايي از آن ياد مي كرد. پس از اين ايام با كسب اجازه از محضر استاد كوهستاني عازم حوزه علميه قم شده و به ادامه تحصيل در زمينه فقه و اصول پرداخت و از اساتيد بزرگي بهره برد و در درس خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام بروجردي ‘ علامه طباطبايي و امام خميني (ره) شركت نمود و از اساتيد ديگرآيت ا... صدوقي سيد رضا صدر آيت ا... مجاهدي و مرحوم داماد كسب علم نمود و در سال 1340 پس از فوت آيت ا... بروجردي به مشهد مقدس مشرف شد و در درس آيت ا... ميلاني و آيت ا... شيخ مجتبي قزويني به تحصيل پرداخت . وي در سال 1335 در سن 25 سالگي با همشيره آقاي سيد حسن ابطحي ازدواج نموده و خطبه عقد آن دو در جوار حرم مطهر حضرت رضا (ع) با حضور آيت ا... ميلاني انجام مي شود و با تشكيل خانواده زندگي بسيار ساده و بي آلايشي داشت كه با شهريه ي طلبگي ‘ زندگي خود را اداره مي كرد و بقيه آنرا از درآمد منبر و يا حق التاليف آثار بدست مي آورد و مخارج زندگي اش را تامين مي نمود.

    سيد عبدالكريم در برابر خداوند تسليم محض بود و علاقه و ارادت خاصي نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام داشت و از كبر و غرور منزه بود و با توده مردم بخصوص قشر مستضعف و محروم رابطه نزديكي داشت و به ياري آنان مي شتافت . ايشان نسبت به مسائل فرهنگي بسيار حساس و با مسئوليت بود و در اين راه نيز زحمات زيادي كشيد .

    به همين مناسبت از سال 1340 با برپايي مجالس تبليغي و آگاهي دادن به مردم همت گماشت و همواره به سفرهاي تبليغي در شهرهاي مختلف عازم مي شد و در سال 1343 با همكاري سيد حسن ابطحي كانون بحث و انتقاد ديني را جهت ارشاد نسل جوان بنا نهادند . اين كانون داراي دو شعبه بود كه شعبه مركزي آن در مسجد صاحب الزمان (عج) واقع در فلكه صاحب الزمان (عج) قرار داشت . اين كانون تا سال 1351 ادامه داشت تا اينكه ساواك سخنراني و پاسخگويي به سئولات جوانان را از ناحيه شهيد هاشمي نژاد ممنوع نمود .

    اما سيد عبدالكريم همچنان به مبارزات سياسي خود ادامه مي داد و آشكارا جنايات خاندان پهلوي را آشكار مي نمود و بارها و بارها در اين خصوص بازداشت و زنداني و مورد شكنجه قرار گرفته بود.

    در سال 1342 در ايام دهه فاطميه مجالسي در سطح شهر مقدس مشهد برپا شد. شهيد ابتدا در منزل آقاي اخوان فاطمي واقع در كوچه عباسقلي خان جنب گرمابه اسلامي منبر مي رفته و در شبهاي 21 و 22 و 23 سال 1342 در مسجد فيل واقع در پايين خيابان منبر داشتند و در آنجا درباره حقوق زن و انجمن هاي ايالتي و ولايتي و كاپيتولاسيون صحبت مي كردند كه در شب سوم روز 3 شنبه 23/7/1342 مامورين شهرباني مسجد را محاصره كردند و قصد بردن شهيد هاشمي نژاد را داشتند . در اين حادثه كه جمعيت منسجم حدود پانزده هزار نفر بوده است تعدادي شهيد ‘ تعدادي مجروح و تعدادي اسير و زنداني شدند و شهيد بزرگوار بازداشت و زنداني و سپس ممنوع الملاقات شدند . رژيم منحوس با تلگراف ابراز تاسف آيت ا... ميلاني ‘ شهيد را به دو ماه زندان قابل خريد محكوم نمود . ضمن اينكه دادستان تقاضاي اعدام براي ايشان نموده بود . در همان شبها راديو بي بي سي اعلام كرد كه در مشهد حادثه مسجد فيل را كه از نادرترين حوادث مي باشد ‘ شير بچه اي در مشهد بوجود آورده است . بعد از آن شهيد هاشمي نژاد بارها و بارها دستگير و زنداني شدند تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 كه از زندان آزاد گرديدند و در سنگر دبير كل حزب جمهوري اسلامي مشهد جهت ارتقاي سطح آگاهيهاي اعضا و حزب جوانان خدمات شايسته اي را انجام دادند . سپس وي با راي قاطع مردم استان مازندران به مجلس خبرگان راه يافته و در تصويب قوانين حياتي چون ولايت فقيه بيشترين نقش را ايفا نمودند . در قضاياي جنگ تحميلي يكي دو نوبت به همراه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت ا... خامنه اي به مناطق جنگي رفته و در افشاي خيانتهاي بني صدر ملعون و جبهه متحد ليبرالهاي سلطنت طلب و منافقين سهم بسزايي داشتند.

    اما نقشه ترور شهيد هاشمي نژاد از درون سازمان منافقين طرح ريزي شد و صبح روز هفتم مهر ماه 1360 همزمان با شهادت حضرت جواد الائمه عليه السلام طبق معمول در كلاس درس حضور يافته و ساعت 8 صبح هنگامي كه در حال خروج از حزب بودند در محل درب خروجي حزب جمهوري اسلامي به خيل شهدا پيوست و پيكر پاكش در حرم مطهر حضرت علي بن موسي الرضا (ع) بخاك سپرده شد و سه روز عزاي عمومي در خراسان اعلام گرديد . مدت زندگي شهيد حدود 49 سال و 2 ماه و 2 روز بوده است .


    روحش شاد و يادش گرامي باد - همرزم شهيد حاج مهدي خسروي


    آثار منتشر شده شهيد :

    مناظره دكتر و پير – درسي كه حسين (ع) به انسانها آموخت – پاسخ ما به مشكلات جوانان – اصول پنجگانه اعتقادي – راه سوم بين كمونيزم و سرمايه داري – قرآن و كتابهاي ديگر آسماني – رهبران راستين – مسايل عصر ما – ولايت فقيه – رسالت انقلابي امام حسين (ع) – ضرورت تشكيلات – هستي بخش – مبارزه با جهل و ماديت – مقام شهيد – مشكلات بزرگ نسل ما – مشكلات مذهبي روز . شهيد آثار ديگر و آثار چاپ نشده اي نيز داشتند .

    سخني از حضرت امام خميني (ره) به مناسبت شهادت شهيد :

    در روز شهادت امام جواد عليه السلام يكي از فرزندان و تبار آن خانواده به شهادت رسيد. من از نزديك با او و خصال و تعهدش آشنا بودم و آن را لمس كرده بودم و مراتب فضل و مجاهدت او بر اشخاص آشنا ‘ پوشيده نيست .

    لقب فاضل و جوانمرد توسط حضرت امام (ره) به شهيد هاشمي نژاد داده شده است .

    سخني از رهبر معظم انقلاب حضرت آيت ا... خامنه اي همسنگر شهيد با تجليل از مقام والاي شهيد :

    شهيد مسئوليت سنگين خود را از سال 1341 تا روز شهادت يعني در طول 19 سال به خوبي انجام داد و با كمال سر بلندي و سرافرازي به لقاء ا... پيوست .
    [["Arial"][/FONT]

  2. 2 کاربر از پست مفید nada تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ^ مطالب جالبی بود
    ممنون


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




  4. کاربر روبرو از پست مفید آب زمزم تشکر کرده است .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    آغازين ساعات روز هفتم مهرماه سال ۶۰ بود؛ کلاس درس آقاي هاشمي نژاد در دفتر حزب جمهوري تمام شد. نفوذي منافقين که در کلاس درس ايشان شرکت مي کرد، نارنجکي را به کمر بسته بود. پس از پايان درس به سوي آقاي هاشمي نژاد قدم برداشت و ناگهان صداي هولناکي در فضا پيچيد... فرداي آن روز مردم مشهد براي تشييع پيکر او به خيابان ها ريختند و روزي تاريخي در مشهد رقم خورد... . حضرت امام خميني(ره) در پيامي به مناسبت شهادت او فرمودند: «ما در عين حال که از شهادت چنين جوانمردي فاضل، عالم و مجاهد متاثر هستيم لکن از آن جا که هر يک از اين شخصيت ها از دست ما برود،براي اسلام کمک و براي مخالفان اسلام لعن، نفرت و دليل ضعف آن هاست».

    اکنون ۴۶ ساله است، سيدمحمد جواد هاشمي نژاد فرزند شهيد جوانمرد هاشمي نژاد را مي گويم. او چند سالي است با راه اندازي «کانون هابيليان» درباره تروريسم و شهداي ترور فعاليت مي کند. قرار گفت وگويم با او درباره «شهيد هاشمي نژاد و خانواده» است وقتي اين موضوع را با او مطرح مي کنم به کتابي که «نلسون ماندلا» نوشته است اشاره مي کند اين که ماندلا در اين کتابش گفته «خانواده» اولين قرباني هاي راه مبارزان انقلابي است.

    سيدمحمد جواد هاشمي نژاد معتقد است: «اگر موضوع اين گفت وگو شهيد هاشمي نژاد و خانواده باشد شايد نتوان به زواياي مثبتي رسيد چرا که او در مسير اهدافش و به خاطر شرايط خاص مبارزات، از خانواده دست شسته است و آن طور که بايد نتوانسته در کنار خانواده باشد اما با اين همه ما(خانواده شهيد هاشمي نژاد) بسيار مفتخر هستيم که در بخشي از اين جهاد متعالي پدر سهيم هستيم».

    براي آغاز اين گفت وگو از محمد جواد هاشمي نژاد مي خواهم به تحليل همين موضوع يعني «هاشمي نژاد و خانواده» بپردازد.به هر روي اين موضوع نيز بخشي از حقايق تاريخ مبارزات انقلاب اسلامي است و طرح آن خالي از لطف نخواهد بود.

    هاشمي نژاد اين طور آغاز مي کند: نشر و گسترش دين و آيين الهي همواره همراه با سختي ها و مشکلات بوده است در اين باره واکنش انسان ها در برابر اين سختي ها متفاوت است چنانچه ممکن است برخي از دين مداران و دين شناسان متوجه ساحت «دين» باشند اما تا آن جا که در اين دين مداري خطر کردن نباشد. بالطبع تاريخ مملو از سرنوشت کساني است که ديندار بوده اند و اين دينداري چارچوب هاي زندگي شان را تحت تاثير قرار داده است
    [["Arial"][/FONT]

  6. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نمونه اين موضوع را در زندگاني حضرات امامان معصوم(ع) مي بينيم؛ حضرت ابا عبدا...الحسين(ع) در مسير مبارزه با دين شکنان آن چه را که داشت خالصانه در راه خدا قرباني کرد تا دين خدا پايدار بماند. توجه به اين نکات مهم است و بايد توجه داشته باشيم که اگر فردي بخواهد در اين راه گام بردارد نمي تواند سختي ها و مشقت هاي آن را ملاحظه نکند. کم ترين مسائل در مسير حراست دين خدا سختي ها و مشکلاتي است که براي خانواده فرد مبارز به وجود مي آيد.

    جناب آقاي هاشمي نژاد با توجه به اين نکات مهم که اشاره کرديد بنابراين طعم چنين شرايطي را نيز خانواده شهيد هاشمي نژاد به خوبي چشيده است؛ شرايطي که «پدر» به دليل حضور گسترده و طولاني مدت در عرصه مبارزات انقلاب نتوانسته است آن طور که بايد و شايد در کنار خانواده باشد. در اين باره بگوييد.

    بله، شهيد هاشمي نژاد با توجه به اعتقاداتي که داشت در مسيري گام گذاشت که زندگي اش از همان ابتداي جواني با زنداني شدن، شکنجه شدن و تبعيد همراه شد.

    بالطبع با اين مسائل نمي توان گفت که چنين شرايطي براي خانواده و وابستگان او مشکلات و سختي هايي را به وجود نمي آورد. در واقع اين واقعيت ها بخشي از فداکاري ها و جهاد او در راه خداست که برگرفته از الگوي حضرت اباعبدا...الحسين (ع) در قيام عاشوراست و ما آن جا ديده*ايم که چگونه سختي ها و مشقت هاي اين قيام براي اهل بيت(ع) ايشان نيز تاثيرگذار بود.

    اما نکته اي که وجود دارد اين است که انسان ها بنابر طبع شان دوست مي دارند که به عنوان پدر يا سرپرست يک خانواده در کنار خانواده شان باشند براي آن ها وقت بگذارند و از لذت در کنار خانواده بودن بهره مند شوند اما چه مي شود که فرد از همه اين ها مي گذرد؛ که بي شک دليل آن متعالي و بزرگ بودن هدفي است که در راهش گام گذارده اند.

    من به عنوان فرزند شهيد جوانمرد هاشمي نژادچنين جهاد، فداکاري و ايثار بزرگي را از اين شهيد از نزديک لمس کردم.

    از زمان تولدم تا ۱۶ سالگي او را در کنار خودم و خانواده کمتر ديدم حتي زمان تولدم پدر در زندان بود و بالطبع در چنين شرايطي ما نمي توانستيم فارغ از همه مسائلي که وجود دارد به ايشان به عنوان يک پدر نگاه کنيم. در عين حال ما مفتخر و سربلند هستيم که پدرمان تمام زندگي اش براي هدف متعالي اش بود با اين وجود که حتي از خانواده اش دست شسته بود و ما حقيقتا افتخار مي کنيم که در بخشي از اين جهاد متعالي محسوب مي شويم.

    آقاي هاشمي نژاد علاقه مند هستم پيش از اين که ماجراهاي ترور پدر بزرگوارتان را مرور کنيم، براي ما خاطره اي از شهيد هاشمي نژاد و خانواده بگوييد.

    در اين باره آن چه در ذهنم هست مجموعه خاطراتي کلي است.

    به هر حال او مبارز بسيار سرسختي بود فردي بود که در تمام دوران زندگي اش در نوک پيکان جهاد بود اما اين روحيه سرسختي، در فضاي خانواده کاملا به عکس بود و ايشان درباره مسائلي که به خانواده مرتبط مي شد بسيار عطوف و ظريف نگر بود اگر چه فرصت چنداني براي با خانواده بودن نداشت اما همين فرصت هاي کوتاه به نحوي بود که براي ما بسيار درس آموز بود. در واقع همين اخلاقيات بود که خانواده با تمام سختي هايي که برايشان وجود داشت با ايشان همراهي مي کرد.

    اگر موافق باشيد از اين بحث فاصله بگيريم و به ماجراهاي ترور شهيد هاشمي نژاد بپردازيم، سوال من در اين بخش اين است که بگوييد اين ترور در چه شرايطي از کشور اتفاق افتاد؟

    از همان ابتداي انقلاب، دشمنان اهدافي هم چون ترور را مدنظر قرار دادند. ترور شهيدان مطهري، مفتح و ديگر بزرگان انقلاب هم همان ابتدا صورت گرفت. سازمان منافقين هم يکي از سازمان هاي تروريستي بود که مورد سوءاستفاده کشورهاي استکباري واقع شد و اين گروه با حمايت و امکانات آن ها ترور رهبران انقلاب را آغاز کرد، در حالي که ظن و گمانشان اين بود که انقلاب به زانو در خواهد آمد. هم زمان جبهه خارج از کشور با حمله عراق عليه مرزهاي ايران آغاز شد و از سويي ديگر جدايي طلبان در مناطق کشور اعمال جنايتکارانه اي را دنبال مي کردند. در چنين شرايطي استکبار نياز داشت در داخل کشور هم عواملي داشته باشد و منافقين اين نقش را ايفا کردند، پناه بردن آن ها پس از ۳ سال به دامان صدام به طور کامل و واضح اين واقعيت و نقش آن ها را تاييد مي کند.
    [["Arial"][/FONT]

  7. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    تصورشان اين بود که اگر رهبران انقلاب و جمهوري اسلامي ترور شوند و مرزها هم توسط صدام فتح شود، نظام سقوط مي کند اما حضور همه جانبه مردم و رهبري حکيمانه حضرت امام خميني(ره) اين اجازه و فرصت را به دشمنان نداد و هدف آن ها به نتيجه نرسيد. ضمن اين که خيلي سريع چهره واقعي جريان نفاق براي مردم روشن و آشکار شد.

    منافقان براي رسيدن به اهدافشان دست به هر جنايتي مي زنند به نظر شما مهم ترين انگيزه منافقان در ترور رهبران انقلاب چه بود؟

    اولين انگيزه منافقان در اين اقداماتشان کسب قدرت با هر وسيله و امکاناتي بود. ضمن اين که جهت گيري کشور و رهبري که مردم انتخاب کرده بودند، در مسير و اهدافي کاملا مشخص بود. در اين شرايط جريان نفاق مقابل انقلاب قرار گرفت.

    جناب آقاي هاشمي نژاد خاطرات شما از روز ترور شنيدني و خواندني است و بي شک بخش مهم از تاريخ انقلاب اسلامي به شمار مي آيد.علاقه مند هستم از خاطرات آن روز برايم بگوييد.

    آن وقت من دانش آموزي ۱۶ ساله بودم. صبح بود که جلوي منزلمان رفت و آمدهاي غيرعادي را احساس کردم همان جا حدس و گمان هايي به سراغم آمد و بلافاصله به محل کار شهيد هاشمي نژاد که در دفتر حزب جمهوري اسلامي بود، رفتم. البته ايشان را برده بودند. شيوه ترور ايشان به روش انتحاري بود و فرد ترورکننده نارنجکي را به خود بسته بود و خودش را به هلاکت و پدر را به شهادت رساند. منافقان چند ترور انتحاري انجام داده بودند که يکي از اين موارد به شهادت رساندن شهيد هاشمي نژاد بود که به طور رسمي نيز آن را پذيرفتند.

    در حقيقت يکي از گروه هايي که ابداع کننده روش انتحاري در ترورها بود، سازمان منافقين است. پس از شهادت ايشان از طريق راديو، قرآن پخش مي شد و خبر را هرچند دقيقه اعلام مي کرد.

    پيش از ترور شهيد هاشمي نژاد آيا خانواده تصوري از ترور و شهادت احتمالي ايشان داشت؟

    بله، البته نه تنها وقت شهادت بلکه پيش از انقلاب هم چنين احتمالي مي رفت. وقتي من متولد شدم يعني ۱۶ سال قبل از شهادت پدر، ايشان در زندان بود و تا سقوط پهلوي هم در چند نوبت به زندان افتاد و يک بار هم به سبب فعاليت هاي گسترده به اعدام محکوم شد. بنابراين وضعيت کاملا مشخص بود که قبل از انقلاب ايشان رو در روي حکومت ايستاده بود و فعاليت مي کرد و پس از انقلاب نيز چون از ايدئولوگ ها و رهبران اصلي انقلاب اسلامي به شمار مي آمد، مورد طمع دشمنان بودند و سرانجام نيز به هدف خود رسيدند.
    [["Arial"][/FONT]

  8. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سخنراني منتشر نشده سيد عبدالکريم هاشمي نژاد درباره مقام شهيد
    شهيد هاشمي نژاد،خطيبي توانا بود که با بيان کوبنده و رساي خود هم در مخاطب شور ايجاد مي کرد و هم شعور و معرفت او را تعميق مي بخشيد. آن انديشمند، در يکي از مجالسي که پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي بزرگداشت شهدا برپا شده بود، به بيان مقام شهيد از نظر مکتب اسلام پرداخت که بخشي از اين سخنراني از نظر شما مي گذرد:

    اين مجلس به مناسبت تجليل از مقام شهيد تشکيل شده فرصت مناسبي است تا چند جمله اي را در اين باره عرض کنم. تقاضا مي کنم که خانواده هاي عزيز شهيدان گراميمان به اين بخش کوتاه سخنم توجه کنند! هر انساني و به طور کلي هر موجود زنده اي داراي يک تولد است و يک مرگ. هر انساني يک روزي از مادر متولد مي شود و روزي هم از جهان رخت برمي بندد و به سراغ جهان ديگر مي رود. هم موجودات جاندار و هم حيوانات اين تولد را دارند و بعد هم اين تولد به دنبال خودش مرگ دارد. هيچ موجود زنده اي نيست که روزي متولد شود و روز ديگر مرگ به سراغ او نيايد؛ اما ما يک نوع تولد هاي ديگري داريم که اين تولدها به دنبال خودش مرگ ندارد و اين تولدها مانند تولد اول نيست که هر انساني اين تولد را دارد وهر موجود زنده و حيواني هم آن تولد را دارد. اين نوع تولد در اختيار همه کس نيست در انحصار انسان هاي ممتاز و افراد مشخص و معيني است و آن تولد، تولد شخصيت انسان هاست؛ مثلا روز مبعث ،روز مبعث با روز ولادت رسول اکرم (ص) تفاوتي که دارد اين است که در روز ولادت پيغمبر خدا (ص) پيغمبر از مادر متولد شد اما در روز مبعث شخصيت پيغمبر تولد پيدا مي کند. اين نوع تولد که در اختيار هم انسان ها نيست، متعلق به هم انسان ها نيست ودر انحصار جمع خاصي هم نيست تولد شخصيت انسان هاست که به دنبال خودش مرگ ندارد. اين تولد در بسياري از انسان هايي که بتوانند موفق بشوند و به اين مرحله برسند از طرق گوناگون و با استفاده از عوامل مختلف به وجود مي*آيد؛ يکي از مهم ترين عواملش شهادت است. شهيد با شهادت خودش تازه متولد مي*شود؛ ولي اين که قرآن دارد روي اين مسئله تکيه مي کند «ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون» اصلا اين فکر را نکنيد که شهيد مرده؛ خير شهيد زنده است؛ چرا قرآن روي اين مسئله با اين تأکيد تکيه مي کند؟ براي اين که شهيد با شهادت خودش تازه تولد پيدا کرده است، اما از آن نوع تولدي که مرگ را به دنبال ندارد حيات ابدي دارد وهيچ عاملي نمي تواند روي اين تولد خط قرمز بکشد؛ بنابراين ما وقتي دربار شهيد صحبت مي کنيم يعني يک انساني که از انسان هاي ديگر جدا شده و به پرواز خود به سوي تکامل وملأ اعلي و خدا ادامه داده آن قدر رفته و رفته و در يک مقام والايي قرار گرفته است که خداوند به زبان پيغمبرش حيات دائمي او را تضمين کرده و روي اين مسئله تکيه کرده و به مردم مي گويد حتي فکر نکنيد که شهيد مرده است، آدم زنده تا حالا شنيده بوديم که راه برود غذا بخورد، نفس بکشد حالا اگر زندگي يعني اين، حيوانات هم چنين زندگي را دارند.
    [["Arial"][/FONT]

  9. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    شهدا يک حيات ديگري دارند آن ها مرگي را انتخاب کردند با اراد خودشان که با انتخاب آن مرگ، تولدي پيدا کردند که به دنبال آن تولد، مرگ و نابودي و نيستي وجود ندارد و لذا وقتي يک بچه از مادر متولد مي شود در يک خانواده تولد پيدا مي کند برايش شناسنامه مي گيرند اين پسر کيه؟ پدرش کيه؟ و مادرش کيه؟ اين تولد اولي است؛ در تولد اولي هر انساني در يک محيط خانوادگي تولد پيدا مي کند؛ در خانواد مشخص و در يک جمع محدودي قرار مي گيرد؛ ولي در تولد دوم چطور؟ در تولد دوم آيا براي شهيد شناسنامه مي گيرند؟ بله اما وقتي مي خواهند بنويسند اين متعلق به چه خانواده اي است؟ مال کيه؟ مي نويسند: مال اسلام است و هم جهان. اين جا ديگر شهيد آن چنان اوجي پيدا کرده که در اين اوج آن چارچوب قبلي خانوادگي را در هم شکسته؛ ديگر متعلق به چنان پدر و چنان مادري نيست. متعلق به جامع انسان هاست و متعلق به اسلام و متعلق به خداست. کسي که خدا هم مي گويد من خون بهاي آن هستم، حالا به اين ترتيب بايد به پدران و مادران شهيد تبريک گفت يا تسليت؟ در جامع امروزي که متأسفانه متأثر از دنياي غرب و شرق، مادي است و همه چيز را از اين زاويه نگاه مي کنند، وقتي در يک خانواده پسر مي رود ديپلم مي گيرد، ليسانس مي گيرد، شغلي پيدا مي کند، يک موفقيت اين جوري پيدا مي کند، پدر و مادر تبريک مي*گويند چرا؟ مي گويند اين بچه يک مرحله جلو رفته اما وقتي از يک خانواده بچه اي شهيد مي*شود، اولين منادي خداست آن هم در کتاب آسماني، آن هم به اين صورت روي آن تکيه کرده، آن وقت بايد به اين پدر و مادر تبريک گفت يا تسليت؟!.

    درصدر اسلام مادري جوانش را مي فرستد به جبه جنگ، اين پسر مي رود به جبهه. فرزند منحصر به فرد خانواده است. مادر اين جوان دم در خانه ايستاده است که فرماند سپاه اسلام وقتي دارد رد مي شود يک بقچ پيچيده کوچکي به او مي دهد؛ مي گويد اين هم امکاناتي است که داشتم براي کمک به ارتش اسلام. چيزي در داخل آن بسته بود. اين فرمانده مي رود اتفاقا در بين راه يا درداخل جبهه اوايل جنگ با فرزند همين زن برخورد مي کند؛ نمي داند آن زن مادر اين جوان است. برايش نقل مي کند که بله من با يک زن مسلماني برخورد کردم و او ذخيره اي که داشت ذخيره اي که هم امکاناتش بود، اين را در اختيار ما قرار داد، براي کمک به ارتش اسلام. اين جوان سؤال مي کند و او خصوصياتش را نقل مي کند. جوان مي گويد: اين زن مادر من است و مرا به جنگ فرستاده و اتفاقا من فرزند منحصر به فرد او هستم. -مادرها تقاضا مي کنم دقت بفرماييد- فرماند سپاه مراقب اين جوان است مي*بيند در جبهه خوب مي جنگد، ولي بعد از پايان جنگ يا قبل از پايان جنگ متوجه مي*شود که اين پسر جوان ضرب سختي ديده و از اسب روي زمين افتاده و خون از بدنش جاري است. به سراغش مي*آيد، جوان به او مي*گويد: اگر برگشتي به مدينه سلام من را به مادرم برسان و بگو من تا آن جايي که توانايي داشتم از اسلام و شرف پيغمبر حمايت کردم. وقتي جنگ خاتمه پيدا مي کند فرماند سپاه برمي گردد و به مدينه مي*آيد؛ در خان همان زن در مي زند اين زن يعني مادر آن جوان مي آيد دم در؛ وقتي مي آيد سلام مي کند به اين فرمانده. قبل از اين که فرمانده حرفي بزند مي گويد: تو آمدي به من تبريک بگويي يا آمدي تسليت بگويي؟ مي پرسد چطور؟ مي گويد: اگر جوان من به شهادت رسيد و خدا اين شايستگي را به من داد که پرورش يافت دامان من فداي اسلام قرآن پيغمبر بشود و موجب بقاي نام خدا در جهان بشود به من تبريک بگو؛ ولي اگر من اين افتخار را نداشتم به من تسليت بگو. مي گويد حالا که اين جور است به تو تبريک مي گويم جوان تو به شهادت رسيد؛ اين يک واقعيت است. خاندان شهيدان! پدران! مادران! همسران! فرزندان! خواهران! برادران شهدا! ملت ما وما در برابر شما حداکثر خضوع را داريم و ما مي دانيم اگر امروز فرياد اسلام در اين مملکت بلند است به خاطر فداکاري فرزندان عزيز شماست صريح عرض کنم اگر امام فرياد مي زند و امام رهبري مي کند مديون فداکاري فرزندان شماست و خون عزيزان شماست اما اين جمله را هم به شما عرض بکنم اين خداست که بر شما منت گذاشته و اين افتخار را به شما داده است اين واقعيتي است که شما در گذشته مانند يکي از خانواده هاي معمولي زندگي مي کرديد، اما امروز اين جور نيستيد فرزند شما متعلق به شما بود اما امروز فرزندان اسلام هستند مي دانيد فردا بچه هايتان را کجا بايد در قيامت پيدا کنيد همسراني که شوهرانتان را از دست داديد مادران و پدراني که بچه هايتان را از دست داديد عزيزاني که شما هم پدرانتان را هم از دست داديد خواهران و برادراني که برادرتان را از دست داديد مي دانيد فردا در قيامت بچه هايتان با چه کساني مي*آيند در قيامت و کجا مي توانيد آنان را پيدا کنيد؟ قرآن بيان مي کند مي گويد «يوم يدعي کل اناس بامامهم»

    در قيامت هر جمعي را با رهبر و امامش محشور مي کنيم يعني در قيامت با حضرت سيدالشهداء امام هم شهيدان که پرچم شهادت در دست نازنين*شان است محشور مي شود و شهدا آن جا هستند و شمابچه*هايتان را آن جا پيدا مي*کنيد همسرانتان را آن جا پيدا مي کنيد برادرانتان و پدرانتان را آنجا پيدا مي کنيد آن ها توي آن صف مي آيند ساده نيست در قيامت شما به آن ها دسترسي پيدا مي*کنيد البته طبق آموزه*هاي اسلامي*مان شهيد هر چه شفاعت کند پذيرفته مي*شود. بدون شک شهيدانمان براي ما و براي اسلام افتخار آفريدند ...
    [["Arial"][/FONT]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1