کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض شهید علی بانی

    علي بانی فرزند محمد حسن در تاریخ سوم تیر ماه هزار و سی سصد و سی پنج در روستاي کلای دامغان ديده به جهان گشود. دوران ابتدايي را در روستاي كلا پشت سر گذاشت. براي ادامۀ تحصيل به بهشهر، نزد خانوادۀ خواهرش رفت. در آنجا شب*ها در كارخانۀ چيت*سازي بهشهر كار مي*كرد و روزها به تحصيل مشغول بود. ايام تعطيل و مواقع بيكاري هم در مغازۀ خواروبار فروشي سيد اسماعيل راسخي، دامادشان كمك مي*كرد.
    علي همراه آقاي راسخي در نماز جماعت مسجد دامغاني*ها و در مجالس مذهبي شهر حاضر می*شد. پسر عمۀ او هم كه طلبۀ علوم ديني بود، واسطه*اي مي*شد تا علي بيشتر با اهل علم و ايمان سروكار داشته باشد و با افراد انقلابي آمد و شد كند.
    پس از پايان تحصيلات متوسطه به سربازي رفت. در اواسط خدمت با فرمان امام خميني(ره) پادگان را ترك كرد. علي كه در فرصت*هاي مناسب نسبت به آگاهي مردم كلا كوشا بود، در سال پنجاه و هفت علني*تر جنايات رژيم پهلوي را براي مردم افشا مي*كرد.
    [["Arial"][/FONT]

  2. کاربر روبرو از پست مفید nada تشکر کرده است .


  3. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    با آن كه سرباز بود هر وقت به كلا مي*رفت، همراهش اعلاميه*هاي امام خميني(ره) بود. او با شجاعت كم*نظيري آن*ها را براي مردم در مسجد روستا پشت بلندگو قرائت مي*كرد. گاهي هم افراد ناآگاه براي او مشكلاتي درست مي*كردند كه با صبر ، حوصله و اخلاق نيك در هدايت آن*ها كوشش مي*كرد.
    پس از اتمام خدمت در كنكور سراسري پذيرفته شد و در دانشگاه تربيت معلم تهران شروع به تحصيل كرد. اولين فردي بود كه از روستاي پُر جمعيت كلا در دانشگاه پذيرفته *شد. براي همين مردم احترام خاصي برايش قائل بودند.
    وقتي با انقلاب فرهنگي دانشگاه*ها بسته شد، يك سال در حوزۀ علميۀ بهشهر به يادگيري معارف و علوم اسلامي مشغول شد. سپس براي آن كه بهتر بتواند در خدمت پدر و مادر پير خود باشد، به حوزۀ علميه دامغان نقل مكان كرد. او شب و روز درس مي*خواند و با خدمت در واحد تبليغات سپاه پاسداران انجام وظيفه مي*كرد. در صحنه ها*ي انقلاب هميشه حاضر بود، صف اول تظاهرات بود و پا در ركاب انقلاب.
    [["Arial"][/FONT]

  4. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    مجدداً در كنكور شركت كرد و در دانشكدۀ علوم قضايي تهران پذيرفته شد. با توجه به مشكلات آمد و شد در آن زمان به قم نقل مكان كرد، تا هم به تحصيل در حوزۀ علميۀ قم بر كمالات خود بيافزايد و هم با تحصيل در رشتۀ علوم قضايي آمادۀ خدمت گردد. در طی این مدت سه بار با مشكلات بسيار از پدر و مادر خود رضايت گرفت و به جبهه رفت.
    با دختر دايي*اش ازدواج كرد تا شاهد لبخندهاي زيباي دخترش زهرا باشد. علي آخرين بار با برادران جهادگر عازم منطقه شده بود. در مريوان و بنه*های 1 و 2 به عنوان نيروي تبليغي كارهاي فرهنگي انجام مي*داد. مواقع بيكاري در حالي كه عمامه بر سر داشت به طور جدّي كمك نيروهاي جهاد مي*كرد به تناسب فرقون دست مي*گرفت، جوشكاري مي*كرد، پشت ماشين مي*نشست و هر خدمت ديگري كه از عهده*اش بر مي*آمد.
    در تاریخ هیجدهم فروردین سال هزار و سیصد و شصت و پنج در منطقۀ عملياتی والفجر (9)[1] در غرب كشور وقتي با مسئول محور، قدرت*اله امينيان براي بازديد به منطقۀ عملياتي رفته بود در اثر انفجار مين ضد تانك، همراه او به شهادت رسيد. پیکر این شهید پس از تشیع با شکوه توسط مردم در فردوس رضای دامغان به خاک سپرده شد.
    [["Arial"][/FONT]

  5. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    بسم الله الرحمن الرحيم ان الجهاد باب من ابواب الجنة ، ففتحه الله لخاصة اولياءه . خطبه 27 نهج البلاغه قال رسول الله (ص) :*اشرف الموت قتل الشهادة*. قال علي (ع) : افضل الموت القتل في سبيل الله . «قل ان صلاتي و نسکي و محياي و مماتي لله رب العالمين.» (سورة انعام ، آيه 162) آنکس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عيال و خانمان را چه کند ديوانه کني هر دو جهانش بخشي ديوانه تو هر دو جهان را چه کند دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند در طريقت پيش سالک هر چه آيد خير است در صراط المستقيم اي دل کسي گمراه نيست بعد از حمد و ثنا به درگاه ايزد متعال ، سلام بر رسول خدا محمد مصطفي (ص) سلام بر علي (ع ) و سلام بر همه شهداي محراب و سلام بر سيد الشهدا و درود فراوان به رهبر کبير جهان اسلام ،*روح خدا خميني بت شکن و درود بر امت هميشه در صحنه و درود بر خانواده هاي شهدا که با خون جوانان خود ، نهال اسلام را آبياري نمودند و درود و سلام گرمم بر خانواده عزيزم. عزيزانم! شوق به الله و شوق به جهاد در راه خدا ، تمامي وجودم را فرا گرفته بود و از طرفي شوق زيارت سرور شهيدان ،*حسين بن علي (ع)*در بنده به وجود آمده که جان دادن براي معشوقم خيلي راحت بود. اي خاک کربلاي تو مهر نماز من اين مهر را به مهر سليمان نمي دهم من را غلامي تو بود تاج افتخار اين تاج را به افسر شاهان نمي دهم جان مي دهم به شوق لقاي تو يا حسين(ع) تا بر سرم قدم ننهي جان نمي دهم اي حسين ! اي سرور شهيدان! تو بودي که به ما درس زندگي آموختي و به ما درس ايثار و شهادت آموختي . يا حسين (ع) ! ملت هر چه دارد از تو و از خون جوشان و گلرنگ تو دارد. اي حسين ! ما آمديم تا راه حرم تو و مسير تکامل اهداف اسلام را هر چه زودتر باز کنيم. اين حقير سه سخن دارم : اول با عامه مردم ، دوم با طبقه طلاب و فرهنگيان و سوم با خانواده: اما سخن اول ، بايد همة برادران و خواهران و همة مردم بدانند که مرگ حق است ،*اما چه مرگي ؟*مرگي که بتوان با آن هزاران هزار انسان را از منجلاب ظلمت رهايي داد و جامعه اي را به سوي تکامل و پيشرفت سوق داده در اين هنگام که دشمنان اسلام مي خواهند با زبان ، قلم و عمل ، به اسلام و قرآن و مکتب ضربه وارد کنند،*بايد همة شما هوشيارانه در صحنه باشيد که ما هر چه داريم از اسلام است و سعي کنيد که هميشه و در همه حال با رهبر کبير انقلاب اين ابر مرد ،*اين خورشيد فروزان ،*اين ماه تابنده ، اين يکه تاز تاريخ جهان بشريت ،*اين تنها بازماندة بر حق را و اين امامي که پيام هايش مرهم دل هر دردمند مستمند و بي پناهي است و خنجري است براي هر طاغوت و طاغوت صفتان و ابرجنايتکاران ، باشيد. تنها گذاشتن امام ، همان و پايمال شدن خون شهدا و حق بينوايان همان ، پس آگاهانه و هوشيارانه پشتيبان اسلام و امام خميني باشيد و گول روباه صفتان مکار را نخوريد. و شما اي پدران و مادران ! فرزندان خود را راهي جبهه ها کنيد و با کمک خداوند تبارک و تعالي هر چه زودتر کفر را از جهان بر اندازيد و پرچم «لا اله الا الله » را به رهبري امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به اهتزاز در آوريد و دعا براي امام را هرگز فراموش نکنيد، زيرا ايشان بود که راه اصلي را به ما نشان داد ،*يعني به ما هدف داد و ان شاء الله اين حکومت را به حکومت حضرت مهدي(ارواحنا له الفدا) متصل مي گرداند. در دعاها و مساجد شرکت کنيد که با همين دعاي کميل و نمازهاي جمعه بود که اينگونه ملت بيدار شدند و نسبت به مسايل روز، روشن و آگاه شدند و جوانان هوشيارانه و آگاهانه راه شهادت را (برگزيدند) و حال شما هستيد که بايد ادامه دهندة راه شهدا باشيد و ما به اين اميد با بانگ تکبير براي رضاي خدا بسوي رگبار مسلسل دشمن رفتيم ، که ديگران ادامه دهندة راه ما باشند و به نداي «هل من ناصرٍينصرني»امام حسين (ع) جواب مثبت بدهيد و با خونتان درخت اسلام را آبياري کنيد. اما سخن دوم با طلاب علوم ديني و فرهنگيان ، برادران و خواهران طلبه و دانشجو و دانش آموز که در سنگرهاي مدرسه و دبيرستان و دانشگاهها با جهل و ظلمت مبارزه مي کنيد! با دو بال علم و تقوي کمالات انساني را به طور صعودي در مدت کوتاهي طي نمائيد ، که کشورهاي اسلامي و جهان اسلام به مبلّغ و روحاني متعهد و معلم متقي در خط امام و صنعتکار و متخصّص با ايمان احتياج دارد ، شماها بهتر و بيشتر مي توانيد به اسلام خدمت کنيد. و اما چند کلمه هم با خانواده عزيزم ، اي عزيزانم ! از شما عاجزانه تقاضا دارم که در مرگِ بس شيرينم ،*ناراحتي به خود راه ندهيد ، چون مرگ در راه معبود و خداي خود آرزوي هر شخصي است و من به بزرگترين آرزويم ـ که شهادت بودـ رسيدم و شما بايد خدا را شکر کنيد که توانسته ايد شهيدي در راه اسلام بدهيد ، باشد که تمامي خانواده هاي شهدا مورد لطف و رحمت خداوند قرار گيرند. «والسلام عليکم ورحمةالله وبرکاته»
    علي باني
    [["Arial"][/FONT]

  6. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    اطره ایی از حسن صدرالهی دوست شهید : وقتی بود که من به جبهه رفتم در منطقه غرب سوال کردم شهید بانی کجا شهید شده به من گفتند فلان منطقه ، راهی که می رفتم یک پلی به نام شهید علی بانی بود. ایشان به من گفت «من اگر کمتر از باهنر و بهشتی باشم فایده ایی ندارد » کشاورزی می کرد و می گفت شبها در گوشه روستا خیلی دقیق مطالعه می کرد . هر وقت به خانه ما در قم می آمد می گفت : « من نباید دست خالی بروم به من می گفت یک حدیثی نکته ایی کتابی به من معرفی کن یک دفتر یاداشت همراه او بود که نکات و مطالب را در آن می نوشت خیلی متواضع بود . در روستای سعی بود که ایام عید مردم دست جمعی به خانه یکدیگر می رفتند من و شهید بانی از طلبه های روستا بودیم وقتی نزدیک ظهر شد، آقای بانی به من گفت : خانه ایی که از همه بزرگتر هست را نزدیک ظهر بردیم . بعد اعلام کنیم آقایان وضو بگیرند و در آن خانه نماز ظهر و مراسم سخنرانی برپا کنیم تا یک عید اسلامی داشته باشیم . من در آنجا در رابطه با صله رحم صحبت می کردم و این رسم تا شهادت ایشان ادامه داشت و الان هم اجرا می شود یک روز یه منزل ما آمد ، من به او گفتم آقای بانی شما چطور خرج زندگی را در می آورید ، ایشان زن و بچه داشتند در ضمن دانشجو هم بودند شهریه هم خیلی کم بود گفت خدا می رساند من جستجو کردم دیدم که یگانه وسیله او قناعت است . گزیده خاطره سید ابوالفضل راسخی : ایشان در دوران تحصیل وضعیت اقتصادی خوبی نداشتند لذا روزها را در یکی از کارخانجات تهران کار می کرد و شبها در مدرسه شبانه روزی درس می خواند . در دوران سربازی به فرمان حضرت امام از سربازخانه فرار می کند و به مبارزین انقلابی می پیوند. اولین ویژگی شهید نظم خاصی بود که در کارها داشت ، صرفجویی ، احترام و رسیدگی به پدر و مادر و یکی از دلایلی که ایشان از مدرسه علمیه بهشهر آ‚دند به دامغان چون فرزند کوچک بود و به دلیل وابستگی و احترام زیاد به پدر و مادر و خدمت به آنان به دامغان آ‚د نقل می کنند که شهید می گفت من حاضرم اگر لقمه ایی یا غذایی از دهان پدر و مادر پایین بریزد من آن را بخورم . شهید در حوزه درس می خواند اما بعد از اینکه دانشگاهها باز شد و ضرورت قضاوت به دانشگاه مراجعت نمود و دانشکده علوم قضایی به تحصیل مشغول شد و همزمان در دروس خارج حوزه شرکت می کرد اما وقتی که جنگ شروع شد به جبهه رفت . و به عنوان جهادگر مشغول خدمت شد و سرانجام در منطقه مریوان در اثر انفجار مین به شهادت رسید و پلی را به نام او نامگذاردند.
    [["Arial"][/FONT]

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1