کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 106 , از مجموع 106
  1. #91
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,086
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    همه شوکه شدند
    دستگاه های سانتریفیوژ یکی یکی از کار می افتادند.کنترل دستگاه از دست مهندسان خارج شده بود.
    سرعتشان از حد معمول بالاتر می رفت، بعد یک دفعه خیلی کم می شد و دوباره می رفت بالا،
    کار ویروس استاکس نت بود . توی دنیا پیچید که سایت نطنز تعطیل شده .بچه های سایت خودشان یک تیم درست کردند
    و مصطفی هم شد مسئول تیم ، رفتند سراغ چندتا از بچه های نخبه ی کامپیوتر ، کار را بهشان سپردند .
    خود مصطفی هم پای کار بود .فهمیدند ، یک جاسوس حافظه های جانبی را آلوده کرده
    خبرگزاری رویتیز اعلام کرد :
    مهندسان ایرانی موفق شده اند ویروس استاکس نت را از تجهیزات و ماشین آلات هسته ای خود پاک سازی کنند .

    دوستان شهید^ -



    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  2. 6 کاربر از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده اند .


  3. #92
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,086
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    خستگی را نمی شناخت ...
    هفته ای چها پنج بار بین نطنز و کاشان و تهران رفت آمد داشت
    نه یک ماه - نه دو ماه - نه یک سال - نه دوسال ، هشت سال کارش همین بود
    ساعت 4 صبح می نشست توی ماشین و راه می افتاد ،
    گاهی وقت ها تازه ساعت 11 شب جلسه اش شروع می شد
    بعد از آن راه می افتاد ، میامد سمت تهران، بعد ساعت هفت صبح تهران جلسه داشت.
    به قول گفتنی لودری کار می کرد. یک بار حساب کردم که مصطفی شاید این مدت
    بیش از پانصد هزار کیلومتر رفت آمد داشته ، یعنی ده برابر کره زمین ...

    همسر شهید ^



    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  4. 5 کاربر از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده اند .


  5. #93
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    908
    امتیاز : 30,818
    سطح : 100
    Points: 30,818, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 29.0%
    افتخارات:
    Tagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 858
    تشکر شده 1,162 در 564 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 6 پست
    مخالفت
    27
    مخالفت شده 35 در 29 پست

    پیش فرض

    صلوات، برا همت این شهید عزیز

  6. 3 کاربر از پست مفید alirezamn تشکر کرده اند .


  7. #94
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,086
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    دنیای قشنگ مصطفی ...
    مصطفی معاون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه بود ،
    با بچه های بسیج صبح تا شب می دویدند و فعالیت می کردند .
    کنگره شهدا راه می انداختند ، اردوی راهیان نور می بردند ،
    خاطرات شهدا را جمع آوری می کردند ، برای شهدا مراسم می گرفتن
    و خلاصه برای خودشان دنیای قشنگی درست کرده بودند
    من هم وارد این دنیا شدم و به عضویت بسیج درآمدم ،
    چند وقت بعد من هم شده بودم یک دانشجوی فعال فرهنگی

    آقا مصطفی علاقه خاصی به حاج احمد متوسلیان داشتند

    همسر شهید ^



    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  8. 5 کاربر از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده اند .


  9. #95
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,086
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    من و تو باهم شهید میشیم...
    مصطفی رانندگی اش فوق العاده بود.همیشه به قشقایی و محافظ مصطفی می گفتم :
    خواهش می کنم وقتی که مصطفی جلسه داره هم اینکه استراحت کن
    و هم اینکه آهسته رانندگی کن .مصطفی خندید و گفت :
    رضا هر کاری که دلت خواست بکن ، مطمئن باش من و تو باهم شهید میشیم
    آقا رضا خندید و گفت : حاج خانم چشم قول میدم که آهسته رانندگی کنم
    مصطفی و رضا قشقایی هر دو مسلح بودند ولی همیشه می خندید و می گفت :
    این ماسماسک بدرد کسی نمی خوره ، کسی که بخواد منو ترور کنه طوری نمیاد جلو
    که من بخوام از اسلحه استفاده کنم ،با این حال من همیشه تاکید می کردم
    که همیشه اسلحه همراه خودت داشته باش .
    وقتی بعد از شنیدن خبر رفتم خانه مصطفی ،
    یک دلم پیش مصطفی بود و یک دلم پیش قشقایی،
    قشقایی در بیمارستان در کما بود .
    اوهم 2 - 3 ساعت بعد از مصطفی به شهادت رسید

    مادر شهید ^



    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  10. 6 کاربر از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده اند .


  11. #96
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آبان-۰۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    304
    امتیاز : 2,599
    سطح : 30
    Points: 2,599, Level: 30
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 25.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکر کردن : 525
    تشکر شده 473 در 205 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 4 پست
    مخالفت
    5
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط zahra23 نمایش پست اصلی
    رسالت
    دیروز دوستم میگفت هر کدوم ما تو این دنیا یه رسالت داریم .رسالت تو تو دنیا چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تاحالاشده حس کنیدسرجاتون نیستید؟
    حس کنیداین کاری نیست که خداشمارو بخاطرانجامش خلق کرده؟
    برای اینکه بفهمیدسرجاتون هستیدیانه
    برای اینکه بفهمیدرسالتتون همین کاریه که داریدانجامش میدیدیانه
    چکارمیکنید؟؟

  12. 2 کاربر از پست مفید مطهره18 تشکر کرده اند .


  13. #97
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    908
    امتیاز : 30,818
    سطح : 100
    Points: 30,818, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 29.0%
    افتخارات:
    Tagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 858
    تشکر شده 1,162 در 564 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 6 پست
    مخالفت
    27
    مخالفت شده 35 در 29 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مطهره18 نمایش پست اصلی
    تاحالاشده حس کنیدسرجاتون نیستید؟
    حس کنیداین کاری نیست که خداشمارو بخاطرانجامش خلق کرده؟
    برای اینکه بفهمیدسرجاتون هستیدیانه
    برای اینکه بفهمیدرسالتتون همین کاریه که داریدانجامش میدیدیانه
    چکارمیکنید؟؟
    می دونم این جا مبحث شهید احمدی روشنه ولی گفتم جوابتون رو بدم...
    اره من قبلا یه صدایی تو ذهنم بود هی می گفتم کجای دنیا وایسادی؟
    اگر خدا مارو برای چیزی و درجه ای خلق کرده که الان ازش دوریم یه امید خیلی بزرگ هست واسمون...
    :چون واسه ی اون بوجود آورده شدیم پس هر جا که باشیم حتی در عمق چاه ، بهش می رسیم...

  14. کاربر روبرو از پست مفید alirezamn تشکر کرده است .


  15. #98
    smh
    smh آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    کنار گنبد امام مهربانی
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    507
    امتیاز : 4,834
    سطح : 44
    Points: 4,834, Level: 44
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Created Blog entryTagger First Class5000 Experience PointsRecommendation Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 761
    تشکر شده 446 در 282 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    34
    مخالفت شده 20 در 13 پست

    پیش فرض

    اشک..........................................
    اشک هم متلاشی می شود گاه از وسعت یک درد
    اشک گاهی بی امان می شود از ظلم زمانه
    اشک جاری می شود از معصومیت یک مرد


    اینان که بودند که آبرو داری کمشان بود وباخون خود به علم وملت آبرو بخشیدند.
    اینان از اصحاب حسین هستند که با خون خود اسلام رازنده نگه داشت.
    اینان همان مردان خدا هستند.

    الهی راه مارا به گونه ای کن که در آن وادی شرم سار این عزیزان نباشیم.
    ویرایش توسط smh : چهارشنبه ۱۷ دی ۹۳ در ساعت ۱۱:۰۴

    اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای

  16. 3 کاربر از پست مفید smh تشکر کرده اند .


  17. #99
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,086
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    قسمتی از وصیت نامه شهید احمدی روشن

    بسم الله الرحمن الرحیم
    الهی انت کما احب واجعلنی کما تحب

    الهی هب لی کمال انقطاع الیک
    سلام و درود خداوند بر ارواح پاک محمد و آل محمد و درود و سلام ما و خدا به مولا و آقای عالم حضرت بقیه الله(عج)؛
    شهادت می دهم که خداوند یگانه است و محمد خاتم رسولان و برترین بنده خداست
    و علی مرتضی برادر و وصی او بود و فرزندان معصوم مولا، امامان پس از او هستند
    و تا قیامت امامت در خاندان پاک محمد قرار دارد و لاغیر "و رضیت بذلک". درب شهادت بسته شد.

    خداوندا دو چیز را لااقل از اختیار انسان خارج کردی و آن اولی مرگ و دومی تولد است
    که انسان به اندازه ذره ای در آن دخالت ندارد. ابتدا خدا را شاکرم که به من نعمت وجود را عطا کرد
    و پس بر آن شاکرم که در موجودات از جمله موجوداتی هستم که حرکت می کنند.
    در میان این موجودات مرا انسان خلق کردی و در میان انسان ها مرا عاقل خلق کردی و در میان عاقل ها
    مرا یکتاپرست خلق کردی، در میان یکتاپرستان مرا مسلمان آفریدی و در میان مسلمانان شیعه
    و در میان شیعیان شیعه ی اثنی عشری آفریدی، و ای که در میان این شیعه ها مرا از ذریه ی زهرا خلق می کردی
    و در میان آن ها از جمله کسانی بودم که مادر و پدرم هر دو سید می بودند.
    خداوندا باز هم بگویم به من چه دادی؟ چرا؟! مگر من با آن بچه مسیحی و بچه یهودی و آن کافر چه فرقی داشتم...
    خدایا چه دادی که شکرش را به جا آوردم؟

    و شاید «علی جان»!به یمن والدینی خوب و عشاق/ مرا عبد و غلامت آفریدندخدایا! بهشت را بهشته ام/ بهشت من علی بود
    خدایا! اگر روزی آمد که محبت علی را از من گرفتی جان من در بدنم نباشد.
    خدایا حال می دانم که علی چرا چیزی را جز دل چاه برای درد دل انتخاب نکرد.
    خیلی چیزها را نمی توان به هیچ کس گفت؛ خدایا جان آن امام زمان را سالم بدار
    که او امید شیعه است. در طول 1400 سال شیعه را کشتند به خاطر مولایشان به خاطر یک کلام "عشق چهارده تن" چرا؟!
    ...



    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  18. 6 کاربر از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده اند .


  19. #100
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,086
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    فرزند شهید احمدی روشن در حال تماشای مستند پدرش ...




    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  20. 4 کاربر از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده اند .


  21. #101
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-آبان-۰۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    304
    امتیاز : 2,599
    سطح : 30
    Points: 2,599, Level: 30
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 25.0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsSocial1 year registered
    تشکر کردن : 525
    تشکر شده 473 در 205 پست
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 4 پست
    مخالفت
    5
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    http://roshangari.ir/video/30579
    لحظاتی از فعالیت این شهید بزرگوار در سایت هسته ای

  22. #102
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    393
    امتیاز : 6,572
    سطح : 53
    Points: 6,572, Level: 53
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 178
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    Social5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 692
    تشکر شده 906 در 280 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    همه منتظر بودند ببینند حال مادر شهید چطور می شود ، بی تاب می شود ؟
    گله ای .. حرفی .. اما مادر مصطفی چیزی نگفت و محکم ایستاده بود .
    پرسیدند :
    " حالا شما چه میکنید .. ؟ "
    به علیرضا نوه اش اشاره کرد و گفت :
    " مصطفایی دیگر تربیت خواهم کرد ...

  23. #103
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۷
    نوشته ها
    2,192
    امتیاز : 11,983
    سطح : 71
    Points: 11,983, Level: 71
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 43.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,545
    تشکر شده 7,967 در 1,946 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 17 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    ایشان به خاطر کار زیاد نمی توانست خیلی در خانه باشد و در تمام هفته نطنز بود و پنجشنبه ها هم معمولا جلسه داشت
    و از طرفی روند کاری ایشان از سال 83 به بعد تصاعدی بود .
    بعد از غنی سازی هفته ای یک بار می آمد و عملا زمان بسیار محدودی برای خانواده داشتند .

    من بارها به ایشان به شوخی می گفتم شما که رییس سازمانی چرا شما را ترور نمی کنند؛
    اما ایشان می خندیدند و می گفتند ما کاره ای نیستیم و نمی گذاشتند هیچ استرسی وارد خانه شود و اگر اصرار می کردیم ناراحت می شدند .
    می گفتند این مسائل کاری است.
    من آرام بودم چون ایشان شخصیت آرامی داشتند و فقط بعد از ترور شهید رضایی نژاد (6 ماه قبل از ترور مصطفی) احساس کردم که باید یک چیزهایی را متوجه شوم
    و آن زمان بود که دچار استرس بدی شدم و دلشوره داشتم.

    همین ضد و نقیض ها را در کنار هم قرار داده بودند یعنی حتما لازم نیست همه جا تسبیح داشته باشی و چفیه بیندازی و عکس آقا در جیب بگذاری تا راه را درست بروی.
    ممکن است مصطفی مثلا عکس آقا را همراه نداشت
    اما هر وقت آقا سخنرانی داشتند ایشان با دقت گوش می دادند و جلوی تلویزیون می نشست و همه حواسش به سخنرانی بود تا همان چیزی را که رهبر انقلاب می گویند، عمل کند.



    ...

  24. #104
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 36,545
    سطح : 100
    Points: 36,545, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,785
    تشکر شده 3,255 در 2,161 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 69 پست
    مخالفت
    26
    مخالفت شده 11 در 11 پست

    پیش فرض


    سالگرد شهادت دانشمند هسته ای
    شهید مصطفی احمدی روشن



  25. 2 کاربر از پست مفید rahaei تشکر کرده اند .


  26. #105
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 36,545
    سطح : 100
    Points: 36,545, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,785
    تشکر شده 3,255 در 2,161 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 69 پست
    مخالفت
    26
    مخالفت شده 11 در 11 پست

    پیش فرض






    مصطفی احمدی روشن، نماد پی گیری تخصصی مسائل نظام



    محمد صادق شهبازی
    بسیجی اونه که بیاد توی این بیابونای نطنز توی این خاک و خل کار کنه، این بسیجیایی که ادعاشون می شه همه شون حرف مفت می زنن….من با این کسایی که فقط حرف می زنند و اهل عمل نیستن، خوب نیستم. عبادت واقعی همین کاریه که بچه ها توی این سایت توی این برّ بیابون می کنن.

    محمد صادق شهبازی
    شهید محمود کرمی دانش آموخته ی علوم سیاسی و معارف اسلامی از دانشگاه امام صادق(ع) جمله ای تاریخی دارد: «هر شهید منطقی دارد که آن منطق را فقط شهید و آن کسی که در راه شهادت حرکت می کند، می فهمد.» بر این اساس فهم اساس منطق زندگی و حرکت و انتخاب های هر شهید، که می تواند بسته به شرایط زمانی و مکانی و زمانه ای متفاوت از شهدای دیگر باشد، اهمّیّت دو چندان برای تکلیف یابی در شرایط روز دارد. مصطفی احمدی روشن به عنوان دومین شهید نسل سومی عرصه ی علم و فناوری و مقاومت اقتصادی و تکنولوژیک مردم ایران از این قاعده مستثنی نیست که این ویژگی و ویژگی های دیگری که در زیر به بررسی آن می نشینیم، و فرصت هایی که با ضایعه ی جبران ناپذیر ترور او وارد شده ضرورت این بازخوانی را افزایش می دهد، تا آرمان خواهی در گستره ای وسیع تر در پی گیری تخصصی مسائل نظام نمود بیابد.



    آدمی عادی


    در بازخوانی حیات احمدی روشن با فرشته ای که از پیش مهر شهادت بر پیشانی او خورده، روبه رو نیستیم، با یک آدم عادی مواجهیم که از بطن مردم و با اخلاق مردم برخواسته است، کنار همه ی عادات و ویژگی های مثبت، روحیات فردی بعضاً عجیب مثل علاقه  به ماشین جدید و کامیون و سرعت بالا رانندگی کردن و کورس گذاشتن، شب امتحانی درس خواندن، درس خوان و نمره بگیر نبودن حتی تجدیدی آوردن، ادای سریال های تلویزیونی را در آوردن، به دنبال قد بلند بودن، لوس کردن خود برای مادر، قضا شدن متعدد نماز صبح در اثر فشار کار، محافظت کردن از گربه ی دوست هم خوابگاهی، جوش کاری بین دخترها و پسرهای خوب، شلوغ کردن، تکه انداختن، گرم گرفتن و شوخی کردن با همه از هر تیپی، کادو و گل دادن، علاقه ی شدید به همسر و بچه، اهمیت دادن به شیک پوشیدن و خوش تیپ گشتن، به خانه ی بزرگ علاقه داشتن، علاقه به دوچرخه سواری، علاقه به قورمه سبزی و…. را داراست.



    اما کنار همه ی این ها ویژگی های خاص اکتسابی در او قابل ردیابی است:



    اهل کار جدی بودن


    مصطفی به دنبال کار جدی است، از تیپ هایی که تا پیدا کردن کار مهم همه ی زندگی اش را هم تعطیل کند نیست. حتی سوابق کار کردن در بچگی را در او می توان جستجو کرد، در دانشگاه هم برای استقلال فردی، کار می کند و از انجام کار حتی کارهایی مثل پست چی خوابگاه بودن ابایی نداشت. در انتخاب مسیر زندگی نیز انجام کار جدی و رفع نیازهای اصلی کشور مدّ نظرش است.



    جنگی که هست


    احمدی روشن شهادت طلب است، اما به دنبال نوستالوژی «جنگی که بود» و شهادت طلبی مسئولیت گریزانه نیست، به دنبال تداوم آرمان خواهی جنگی در مصاف زمانه ی حیات خویش است. حتی در اردوی جنوب، پی مسائل فنی کشور و جایگاه خویش برای نقش آفرینی در آن است. «الآن وظیفه ی ما چیه؟ چطوری می شه فضای جنگ رو توی زندگی الآن مون بیاریم؟ تالآن هم مثل اون موقع زندگی کنیم؟ اون موقع شما چی کار می کردید؟ بچه هاتون چی کار می کردن که شهید شدن؟…..اینا عبرته که ما یاد بگیریم. اونا خون شون رو دادن تا ما یه کاری بکنیم، هیچ کاری هم نمی کنیم…»



    پی گیری جدی مسائل کشور بودن و پرهیز از نخبه گرایی مرسوم



    عدم سرگرم شدن به گرفتن نمره ی بالا طیّ مدارج علمی صرف، و در عوض به دنبال انجام پروژه های واقعی و پی گیری نیازهای واقعی کشور بودن جزو موارد بسیار مهم زندگی اوست. از کسانی نبود که چه در کار علمی، چه در خودسازی و مطالعه به بهانه ی اثرگذاری جدی در آینده وظایف امروز را ترک کند. (علی رغم این که به این موارد توجه داشت و مثلاً شهید مطهری، نهج البلاغه و کتاب های آوینی را یک دور خوانده بود و برنامه ی معنوی داشت). حتّی این روحیه او را به جایی می کشاند که به دنبال کار کردن برای کشور با لیسانس خودش باشد و به صرف مقاطع عالی گرفتن توجهی نکند. «موقعیتش برام هست، خود سازمان هم بورس می کنه ما رو، ولی…ما با همین لیسانسمون خیلی کارا می تونیم بکنیم»



    ورود به سیستم اجرایی کشور و ایستادگی و مقاومت برای اصلاح بروکراسی خسته







    احمدی روشن به دنبال کار کردن در محیط آرام و بی دردسر و پرستیژ آلوده نشدن به اقتضائات سیستم نبود. درون سیستم می رفت و به شدّت برای شکل گیری درست کار مقاومت و اقدام می کرد. در صورت لزوم با مسئولین امر وارد بحث(«مثل زمان جنگ جهانی دوم کار می کنید.») و حتی درگیر هم می شد و در برابر تمام تضییقات حتی تا سطح اخراج شدن مقاومت می کرد، جاهایی هم که هیچ کاری نمی شد کرد بند نمی شد («می دونی چرا از ….. زدم بیرون؟ یه تست کوچیک دو روزه رو دو هفته طولش می دادند.»). حتی در محلّ کار فضا به گونه ای بود میزکار، صندلی و… را از او می گرفتند تا تحت فشار قرار گیرد او زمانی که از در بیرونش می کردند از پنجره وارد می شد، و تا اخراج مقاومت می کرد، بعد اخراج هم به دنبال فضای جدید بود. در به نتیجه رساندن کار با هیچ کس تعارف نداشت. «اینا ازشون کاری برنمیاد.

    توی تشریفات اداری گیر کردن…. تماشا کنید! این پوست و استخوان مال طبقه سه جامعه است . لای پر قو بزرگ نشده ام. درد را هم می فهمم. نمی گذارم راه مردم دور شو…»به دنبال مدیریت و شرایط آماده و حقوق بالا هم نبود، در نظنز کارش را از کارشناسی ساده شروع کرد، به دنبال کار نظام بود، می خواست کار را به سرانجام برساند. چشمداشت مالی و منزلتی هم نداشت. اصلاً تعریف بسیج را همین گونه کار کردن می دید.

    «بسیجی اونه که بیاد توی این بیابونای نطنز توی این خاک و خل کار کنه، این بسیجیایی که ادعاشون می شه همه شون حرف مفت می زنن….من با این کسایی که فقط حرف می زنند و اهل عمل نیستن، خوب نیستم. عبادت واقعی همین کاریه که بچه ها توی این سایت توی این برّ بیابون می کنن.» ترسی هم از هزینه های دنیایی و یا به خطر افتادن در این مسیر نداشت.



    روحیه ی ما می توانیم


    مصطفی از کارهای بزرگ استقبال می کرد، آمادگی انجام پروژه های مهم و سخت و ساخت آن ها را هم داشت و مدام به «ما هم می سازیم، می تونیم بسازیم، ما می سازیم، ردیف می  شه، معضلات رو ولش کن، اینکه بگی مشکل هست، نه یا علی بگو پاش وایستا.، ما نباید بنشینیم تا همه چی آماده بشه باید کار کنیم، نمی گیم نمی تونیم. بریم صحبت کنیم، یا می شه یا نمی شه، می ریم تا یه جایی می شه. نباید بشینیم تا همه چی آماده بشه. باید کار کنیم، آدم یا نباید یه کاری رو شروع کنه، یا اگه شروع کنه باید تا آخرش پاش وایسته و….» تأکید می کرد. این روحیه خودش را در رفتن به سراغ انجام کارهای نشدنی هم نشان می داد. به صورت جدی بومی سازی قطعات خارجی راهم دنبال می کرد.



    به دنبال امر به معروف و نهی از منکر بودن


    امر به معروف می کرد و تلاش می کرد به صورت جامع هم در مسائل مالی، هم حجاب، هم مسائل صنفی، هم دزدی، هم زورگویی و…. و با رعایت شرایط امر و نهی کند. هر جا هم که آدم سوء استفاده کن از امر به معروف می دید عقب می کشید، حتی اگر بچه های بسیج دانشگاه باشند.



    پی گیری مسائل جهان اسلام از طریق کار علمی


    مصطفی پی گیر مسائل جهان اسلام بود، نه از نوع شعاری که تلاش می کرد به صورت واقعی مثلاً با طراحی سوخت و موشک برای فلسطینی ها به آن ها کمک واقعی برساند. اقداماتی نظیر میل زدن به اساتید خارج از کشور، به راه انداختن کمپین را هم انجام می داد. حتی شرط ازدواجش را عدم مقابله با لبنان رفتنش کرده بودند.



    فرار از در معرض تعریف و شهرت بودن


    مقابله با تعریف از خودش و عدم شهرت حتی با حضور در جلسه ی مذهبی یا حل کردن مشکلات فنی سیستم جزو ویژگی های احمدی روشن است.



    پی گیری مسائل محرومین و خانواده های شهدا و سرکشی به آن ها



    این پی گیری خیلی جای دور و فرآیند درست کردن هم نداشت، و از فقرای دور و بر آلونک های کنار خوابگاه، دانشجویان فقیر، خانواده ی شهدای دانشگاه کلید می خورد، تا فقرای شهر مادری همسرش تداوم می یافت. حتی اگر لازم می شد برای پی گیری این مسائل از درسش می زد، حتی سر کار می رفت تا پول جور کند. فقط خودش هم کمک نمی کرد سعی می کرد برای دیگران کمک فراهم کند.



    حفاظت از حق و الناس و بیت المال



    متوجه حقّ النّاس حتی در حدّ سنگ های چسبیده به نان سنگک بود و به بیت المال توجه جدی داشت، حتی اگر در کارهای خوب استفاده ی نابه جا ولو در حدّ گوش دادن مداحی از ضبط و برق بیت المال مقاومت می کرد. حتی از تذکر به عدم خریدن میوه های گران قیمت به مسئولین بسیج طفره نمی رفت. در استفاده ی حلال از بیت المال هم اصل برایش عدم استفاده بود. این روحیه در جاهای مهم تر یعنی خرید و فروش و قیمت دادن سر بیت المال هم خود را نشان می داد.



    توجه به معنویت

    در قالب کارهایی مثل زیارت عاشورا، روابط سرد با نامحرم(ضمن علاقه ی شدید به خانواده)، ارتباط جدی با مزار شهدا و تشییع جنازه شان، شرکت منظم در حدّ توان وقتی در جلسات اخلاق و عزاداری و…. نمود می یافت.



    ساده زیستی غیر متظاهرانه



    خانه اش در خیابان دولت بود، ماشینش هم آزرا بود، اما حاضر نبود در زندگی رسوم بیجایی مثل مهریه ی بالا را رعایت کند. حاضر به اندکی فخر فروشی متجملانه هم نبودن مثل درخواست از مادر برای درآوردن انگشتری در هنگام آمدن خواستگار، عدم اسراف در مصرف شخصی و هول دنیا داشتن و… در زندگی او دیده می شد.



    سیاسی بودن


    ضمن کار علمی، کار سیاسی هم می کرد، فعالیت تشکیلاتی در دوره ی دانشجویی هم داشت. لازم می شد تا دو صبح بحث سیاسی می کرد، در شرکت در تجمعات اعتراضی دانشگاهی آبرو و آینده و جو دانشگاه را بهانه نمی کرد،
    یا ضمن فشار کار و مسئولیت می رفت راهپیمایی نه دی، در تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد مشارکت می کرد، از آدم های سیاسی مملکت انتقاد می کرد و تنها کسی را که قبول داشت آقا بود و مواردی از این دست.



    ولایت پذیری غیر شعاری



    از کسانی که تکرار شعار ولایت پذیری بدهند و عکس رهبری بزنند و عکس او عمل کنند نبود. نظنز برای آقا اهمیت داشت، او هم خودش را وقف آن جا کرده بود.



    محوریت دادن به نیاز روز نظام در اقتصاد

    ضمن خدمت به نظام به فکر جمع کردن نیروهای انقلابی بود و محور اصلی روز انقلاب هم که اقتصاد بود را گم نمی کرد. به دنبال راه اندازی کارهای اقتصادی جمعی بچه های انقلابی بود و معتقد بود: «اگه اقتصاد درست بشه، اعتقادات هم درست می شه….هر کسی به نون شبش محتاج باشه بگه برای رضای خدا کار می کنم حرف مفت می زنه.» به دنبال تجربه ی فضاهای دیگر صنعتی هم بود، هر کس هم در هر محیطی کار می کرد او را تشویق می کرد، مگر کسانی که به مفید بودن شان در محل کار خودش مطمئن تر بود.




    هم کار محوری هم نیرومحوری

    مصطفی هم کار محور بود، و به نتیجه رسیدن برایش اهمیت داشت، هم نیرو محور. زندگی و مسائل تک تک آدم ها برایش مهم بود و مثلاً کسی که برای کار او به خطر می افتاد را رها نمی کرد، حواسش به حق آدم ها بود اما شدید هم کنترل می کرد. ضمن همه ی این ها با همه صمیمانه برخورد می کرد، در کنارش آدم شناسی اش هم خیلی خوب بود. با نیروهای زیر دست که کار را درست انجام می دادند حتی راننده از موضع رییس صحبت نمی کرد.




  27. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  28. #106
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 36,545
    سطح : 100
    Points: 36,545, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,785
    تشکر شده 3,255 در 2,161 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 69 پست
    مخالفت
    26
    مخالفت شده 11 در 11 پست

    پیش فرض

    گوشه ای از وصیت نامه شهید احمدی روشن

    چرا نمی دانید که بزرگ ترین نعمت را خدا به ما داده است که در حکومتی الهی زندگی می کنیم به رهبری ولایت فقیه.

    گوشتان را باز کنید و بشنوید سخن،  سخن گوی آمریکایی که گفت: 

    "اگر ما جایگاهی به عنوان ولی فقیه را بر زورق تردید بنشانیم بزرگ ترین بار را از دوش خود برداشته ایم" آیا حالا اگر کسی با این اصل مخالفت دارد جیره خور امریکا نیست؟

  29. 2 کاربر از پست مفید rahaei تشکر کرده اند .


صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1