کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 44
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض فرزند شهید یعنی ...

    سلام
    فرزند شهید یه ایثارگر مستقل هست
    و ایثارش مستقل از ایثار پدرش هست

    من یه فرزند شهید یا بهتره بگم فرزند مفقود الاثرم و میخام خودم رو معرفی کنم


    انگیزه ایجاد این مبحث اینه که یه باری به یکی از بچه های تالار زنگ زده بودم

    بهم اینو گفت که میخواستم فلان جا استخدام بشم و اونا ما رو استخدام نکردند و چند تا فرزند شهید استخدام کردند

    ما هم اعترااااااض کردیم که اینا مثل من هستند چرا این رو استخدام می کنید و من رو نمی کنید

    تازه فهمیدم اینا نمی دونن فرزند شهید یه ایثارگر هست و با خودش فرق دارن

  2. 10 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    میخام براتون بگم که یه فرزند شهید کی هست

    چرا میگم من یه ایثارگر مستقل هستم
    چرا میگم ایثار من با ایثار بابام فرق داره


    آقا سید یه باری چند سال پیش می گفتند که ما رزمنده ها از دردهامون نمیگیم تا مردم راحت باشن و اذیت نشن
    ما برای راحتی مردم جنگیدیم و نمیخایم اونا اذیت بشن
    به خاطر همینم من توی مبحث پدر شهیدم از هیچ دردی ننوشتم

    حالا به این نتیجه رسیدم که بیام و از دردهام بگم. از رنج های یه فرزند شهید بگم
    از تفاوتی که با دیگران داره و اون تفاوت رنج هاش هست که دیگران توی زندگی های معمولی ازش خبر ندارن بگم


  4. #3
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مهر-۱۳
    نوشته ها
    213
    امتیاز : 5,369
    سطح : 47
    Points: 5,369, Level: 47
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 1,024
    تشکر شده 1,132 در 211 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    فرزند شهید یعنی افتخار.لیاقت

  5. 7 کاربر از پست مفید مح تقی تشکر کرده اند .


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    قصد دارم توي اين تاپيك با مرام علمي و جامعه شناسانه حرف بزنم
    يعني نميخام هيچ احساساتي توش به خرج بدم
    فقط ميخام به توصيفات بدون پيش داوري بپردازم

    بگم كه چي هست و تفاوت ها رو بگم
    البته خيلي تفاوت خودم با ديگران رو بلد نيستم
    همون جور كه شماها تفاوت خودتون با من رو بلد نيستين

  7. 8 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    يكي از تفاوت هاي خودم با ديگران رو وقتي فهميدم كه

    يكي از بچه هاي تالار پدرشون به رحمت خدا رفته بودند

    ايشون يه تاپيك زده بودند و از غم فراق پدر رنج هاي خودشون نوشته بودند

    يه چند تا از پست ها رو كه خوندم به يه واقعيتي رسيدم

    كه من اين بيست و شيش سال نمي دونستم كه چي رو ندارم

    ولي با خوندن پست هاي اون تازه داشتم مي فهميدم يه پدر چي هست
    و من چي رو ندارم

    ديگه به خوندن تاپيكش ادامه ندادم
    آدم اگر بلد نباشه بابا چي هست و چه مزايا و معايبي مي تونه داشته باشه
    خيلي راحت تر هست
    تا اينكه بلد باشه به چي چي ميگن پدر

  9. 10 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض نمي دانم كلمه ي پدر يعني چي؟

    من واقعا بلد نيستم پدر يعني چي
    من و خواهر و برادرم هميشه توي زندگي مون به همديگه مي گفتيم كه ما معناي پدر رو نمي فهميم

    اگر بخام خوب توضيح بدم و احساسم رو توضيح بدم
    بايد يه مثالي بزنم

    وقتي دانشگاه شيراز ليسانس مي خوندم
    دانشگاه مون يه مسابقه كتاب خواني از كتاب "انسان در جستجوي معنا "برگزار كرد
    كه خاطرات يك اسير اروپايي جنگ جهاني دوم بود
    اون آقا چندين سال اسارت داشت و هميشه در آرزو و حسرت آزادي به سر برده بود

    وقتي كه بعد از چندين سال آزاد شده بود
    .
    .
    .
    نوشته بود كه من مفهوم آزادي رو نمي فهميدم
    ديگه نمي دونستم كه آزادي چي هست

    همون موقع كه اينو خوندم به دوستم گفتم من هم همين جورم
    من هم نمي دونم مفهوم كلمه پدر چي هست

  11. 7 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    اين سوال رو بچه مذهبيا زياد ازم مي پرسند

    يه گروه اومده بودند خونه مون تا با من و مامانم مصاحبه كنند

    اون سوال لعنتي و اعصاب خورد كن هيمشگي رو پرسيد

    "وقتي دلت براي بابات تنگ ميشه چيكار مي كني؟"

    ميخام سر بذارم بيابون وقتي اين سوالو مي پرسن

    بهش گفتم از بس بابا نبوده و سال ها از نبودنش مي گذره واقعا دلتنگي براش مفهومي نداره
    اون نمي دونست كه من نمي دونم بابا چي هست
    چه برسه به اينكه بخوام دلتنگش بشم يا نشم


    يه وقتي توي جمع دوستاي فرزند شهيدم اين سوال مصاحبه رو به عنوان يه درد دل و داغي كه با اين سوالشون روي دل آدم ميذارن بيان كردم
    اونا هم آتيييش گرفتن
    به مسخره دوستم دستاشو به حالت دكلمه بالا آورد و با حرص گفت كه توقع داشته ازت بشنوه:

    پدر مثل يك فرشته اي هست كه ....

  13. 6 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    روش من توی این مبحث تا اینجاش که با روش مبحث پدر شهیدم خیلی فرق داشته
    اونجا خیلی حال خواننده ها رو در نظر می گرفتم
    خیلی هم وقت میذاشتم روی هر یه دونه پستش
    ولی اینجا هر دو ثانیه یه پست زدم
    فقط مثل پیش نویس هایی که آدم برای خودش مینویسه تا بعد مرتبش کنه
    همین جور تند تند نوشتم
    راستش توی حال و هوای فکر کردن روی پست ها نیستم
    دلم میخاد اول کلیه مطالب رو بنویسم بعدش برای روزنامه بشینم خوشگل کنم و اونجا چاپش کنم
    هر کدومش که بهترم نوشتمش اینجا

    هم منتقلش می کنم ان شاالله

    اینم بگم من از شماها انتظار ندارم که منو درک کنید
    خب شما هم توی زندگی هاتون خیلی دردها دارید که من درکش نمی کنم

    اینجا فقط میخام حرف هام رو با شما دوستام در میون بذارم
    و قصد دلخور کردن همدیگه رو هم که عمرا نداریم

    ارادت همچنان باقیست

  15. 8 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  16. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نامه دختر شهید تهرانی مقدم به پدرش
    http://www.shomalnews.com/view/68388...F%D8%B1%D8%B4/
    لابد ایشون پدرشون تازه شهید شده که میدونه بابا یعنی چی

    با بچه شهیدای جنگ خیلی فرق داره

    اینم نامه دختر شهید علی تجلایی به پدرش
    http://jbasir.blogfa.com/tag/%D8%AF%...87%DB%8C%D8%AF
    ولی من اصلا این تیپ حرف زدنای حسی رو خوشم نمیاد

    میخام به توصیف بپردازم
    توصیفات علمی و بدون پیش داوری
    ویرایش توسط motmaene : پنجشنبه ۱۶ بهمن ۹۳ در ساعت ۱۶:۴۲

  17. 4 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  18. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    فکر کنم این آخرین پست باشه که روی مفهوم نداشتن واژه پدر میزنم
    بعدش میرم سراغ موضوعات دیگه

    هر وقت که مهمون میاد خونمون
    مثلا دایی کوچیکم میان
    اگر یک لحظه پیش بیاد که با فرزندش جلوی من و خواهر و برادرم حرف بزنه

    من با کنجکاوی تمام به اون رابطه نگاه می کنم
    که بفهمم پدر یعنی چی

    الان دایی و دخترش چه رابطه و احساسی بینشون هست
    دنیای پدر و پدر بودن چی هست

    بعدش که مهمونا میرن به خواهرم میگم من داشتم به این نکته دقت می کردم
    اونم میگه منم اتفاقا داشتم همین کارو اون موقع انجام میدادم که ببینم بابا یعنی چی


    مادرم رو می دونم که چی هست و یک انسان هست که کنارمه
    ولی اصلا نمی تونم پدر رو درک کنم که چی هست
    تفاوت من با کسی که پدر داشته مثل این می مونه که

    یه نفری فقط اسم پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله و سلم رو شنیده باشه
    و کسی که سالها با پیامبر ص زندگی کرده باشه و می دونه کارهای ایشون چی هست و کدوم کارو زشت می دونن و کدوم رو زیبا و ...

  19. 7 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  20. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض تفاوت دار بودن من با دیگران

    حالا میخام روی این موضوع حرف بزنم که بهتون بگم
    از نظر درونی روح و جسم وجان من با دیگران متفاوت هست

    شاید دوستای من حق داشته باشن که فکر کنن من مثل اونا هستم

    خب می بینه منم یه دختری هستم که مثلا قدم اندازه خودشه
    هم سن و سال خودش هستم
    هم کلاسی مدرسه و دانشگاهش بودم

    توی کانون کنارش می شینم
    یک جوانی عینهو خودش به نظرش میام
    ولی وقتی که میره استخدام شه می بینه که من رو استخدام کردن و خودش رو نه

    تازه می بینه که بین من و خودش تفاوت قائل هستن

    میگه این که مثل من هست
    چه فرقی با من داره که این جوری شد؟؟

  21. 5 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  22. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض روح من جانباز هست !!!

    اگر یه شخصی یه جانباز ویلچری رو ببینه راحت می تونه متوجه بشه که با خودش فرق داره
    ولی وقتی که یه جانبازی رو می بینی که توی بدنش ترکش داره یا جانباز اعصاب و روان هس

    خب از کجا بفهمه که اون جانبازه

    حکایت من هم همین هست
    من تنها به صرف نسبت داشتن با یک انسان که از خود گذشتگی کرده
    یه ایثارگر حساب نمیام
    بلکه ایثارگر بودن من به خاطر روح جانباز من هست
    روح و روان و زندگی من از جنگ هشت ساله ایران و عراق آسیب دیده

    و آسیب هاش تا همین الان که دارم این پست رو می نویسم همراه من هست
    توی زندگی روزمره من حضور داره

  23. 7 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  24. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نمی دونم از انتظار بیست و شش ساله بگم؟
    نمی دونم از روزهای تنهایی و چند تا بچه کوچیک که روی دست یه زن بیست و یک ساله و بی پناه مونده بودیم بگم؟
    نمی دونم از سوال پرسیدن های چندین ساله ی اطرافیان که میگفتن : از بابات خبری نشد؟ تو اسیرا نبود؟ تو جنازه هایی که برگردوندن نبود؟ هنوزم ازش خبری نیست؟از اینا بگم؟
    یا از وقتایی که بچه شهیدای همسایه رو سر خاک باباهاشون می دیدم و با حسرت بهشون می گفتم حالا من کجا برم؟ و بچه شهیدا دلشون برای من کباب می شد و سرشون رو از خجالت درد من به زیر مینداختن بگم؟


    نمی دونم هنوزم تونستم بهتون مطلب رو برسونم که فرزند شهید کی هست؟

  25. 6 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  26. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    یه باری بود یکی از همسایه های قدیمی محله ای که با پدرم در اونجا زندگی می کردیم را دیدیم و ایشان را به منزلمان دعوت کردیم
    توی خونه که بودیم یه سوال خیلی قدیمی رو پرسیدن که خودمون فراموشش کرده بودیم
    ازمون پرسیدن از بابات خبری نشد؟ توی اسیرا نبود؟ توی جنازه هایی که تفحص میشن نبود؟ هیچ خبری ازش نشد؟
    یهو یادمون اومد اون سال های اول مفقودیت که هر وقت توی کوچه و بازار و محل راه می رفتیم مردم ازمون این سوال ها رو می پرسیدن
    بعد که یه ده سالی گذشت دیگه مردم هم یادشون رفت که بپرسن از بابات چه خبر؟ خبری ازش نشد؟


    ولی خانوادت محاله که یادشون بره که یه گمشده دارن

  27. 5 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  28. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض توصیف شهادت بابا

    سال هزار و سیصد و شصت و هفت
    چهارم خرداد منطقه شلمچه عراق
    عملیات تک دشمن

    خدا می دونه لبخند شیرینی دارم الان که می نویسم

    یه بابا، شایدم چندین تا بابا رفته بودن جلوی دشمن
    رو در رو
    خط مقدم صحنه ی نبرد
    عراق برای اینکه جلوی باباهای ایرانی رو بگیره کانال ماهی رو درست کرده بود
    هم آب اروند رو در منطقه انداخته بود و دریاچه درست کرده بود
    هم با کلی سیم خاردار و خورشیدی و شش پری و هشت پری جلوی راه باباها رو سد کرده بود
    تا نتونن پیش روی کنند
    تازه همون زیر آب یه سری سنگرهای بتونی درست کرده بود
    سربازای عراقی با تانک از همون سنگرهای زیر آب شیمیایی شلیک می کردند سمت رزمنده های ایرانی که توی آب گرفتار شده بودند
    و همه را همه را دسته جمعی شهید می کردند

    و البته همه را برای همیشه مفقود الاثر کردند
    هیچ کس باقی نمانده بود که جنازه دیگری را به عقب برگرداند


    اواخر جنگ ما توی منطقه شلمچه مفقود زیاد دادیم
    جریانش این بوده

    اگر طاقت دارید این جمله آخر رو بخونید
    به قول اون رزمنده ای که اینا رو توی اردوی جنوب ازش پرسیده بودم
    همه اون رزمنده ها خوراک ماهی ها شدند

    من که خدا با معجزات عجیبی صبر عظیمی برای شهادت بابام بهم داده و از نوشتن و گفتن اینا ناراحت نمیشم

  29. 6 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  30. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    اگر بخام از دنیای یه فرزند شهید بگم
    باید از خوبی هاش هم بگم

    از اعتکاف 86


    از همین چند هفته پیش که دلخور شده بودم
    کلا تو مواقع سختی های شدید بابا اصلا بیکار نمیشینه

    یادش نبودم ولی اومد
    کمک ازش نخواسته بودم ولی اومد
    شاید چند درصد خطا هم داشتم ولی بازم اومد

    با دستای پر مهرش اومد
    باور نمیکنید که بگم روی پوست دنیایی خودم نوازشش رو حس میکردم(سال 86)

    هر وقت من وخواهر و برادرم توی سختی میفتیم میاد
    پدرانه میاد


    البته دیگه این جورم نیست که دم دستمون باشه
    و دم به دقه بیاد
    تو مواقع خاص که شاید سالی یه بارم نشه میاد
    ویرایش توسط motmaene : سه شنبه ۲۱ بهمن ۹۳ در ساعت ۰۷:۵۸

  31. 5 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  32. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    سلام صبح یوم الله بیست و دوم بهمن همتون بخیر و شادی
    حاجت روا بشید ان شاالله

    یکی از نکته های زندگی فرزند؛ سن و سالش هست

    امروز صبح که دیدم تعطیلم و اداره نمیرم با چند تا از همسر شهیدای همسایه مون داشتم توی پارک محله ورزش می کردم

    یه خانوم دیگه که همسر شهید نبودن و از دوستای تازمون هستن
    ازم پرسیدن : شما همسرتون کی شهید شده؟

    گفتم من بابام بیست و شش ساله شهید شده

    آخه یه دختر جوون مگه دهه شصت می تونسته شوهر داشته باشه

    مردم واقعا هیچی از زندگی ایثاگرا نمی دونن ها
    نمی دونن جنگ کی بوده چند سال ازش می گذره یه دختر شهید باید چند ساله باشه
    خب به خاطر همین این مبحث رو زدم که بگم یه ایثارگر چه ویژگی هایی داره

  33. 4 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  34. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۲۵
    محل سکونت
    سومين حرم اهل بيت عليهم السلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,855
    امتیاز : 27,610
    سطح : 98
    Points: 27,610, Level: 98
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 740
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupCreated Album picturesVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 8,728
    تشکر شده 8,164 در 2,826 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 8 در 6 پست

    پیش فرض

    فرزندشهيدبايدراه پدرشو ادامه بده درهرسطح وبه هرطريق ممكن
    قل انما اعظكم بواحده ان تقومو لله
    والعاقبه للمتقين گمنام اشنااميررضا

  35. کاربر روبرو از پست مفید amirreza تشکر کرده است .


  36. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض محروم شدن از نقش فرزندي

    يكي از اتفاقاتي كه بعد از شهادت بابا براي من افتاد اين بود كه از نقش فرزند بودن، محروم شدم

    من تا زماني كه پدرم توي اين دنيا بودن، نقشي كه توي خانواده داشتم خيلي متفاوت بود
    با نقشي كه بعد از شهادت بابام تو خانواده داشتم

    قبلش يه فرزند بودم، حمايت مي شدم
    وظيفه اي روي دوشم نبود
    لازم نبود به دردهاي خونه و مسائل خانواده رسيدگي كنم


    ولي دقيقا همين كه بابا شهيد شدند

    تو خوانواده مون نقش ديگري پيدا كردم


    با ابنكه يه دختر بودم و با اينكه پنج سال بيشتر نداشتم

    ولي رسما منو كردن باباي خونه

  37. 5 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  38. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض نقش پدري ام

    از همون پنج سالگي شرايط زندگيم جوري شد
    كه مجبور شدم نقش يه مرد چهل ساله رو در زندگي داشته باشم

    خانواده به من تكيه كرده بودند

    مسائل مالي با من در ميون گذاشته ميشد
    اگر كسي دلخوري براش پيش ميومد به من ميگفت

    اگر كسي به خانواده مون اهانتي مي كرد اين من بودم كه به خدمتش مي رسيدم


    حل كردن مشكلات خانواده به عهده من قرار گرفت

  39. 5 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  40. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض تكيه گاه خانواده

    وقتي كه نوجوان بودم
    همه دختراي همكلاسيم توي درگيري هاي نوجواني خودشون بودن

    ولي دنيا براي من رنگ ديگري داشت

    توي خونه ما
    اگر يه مشكل عاطفي يا مشكل روحي يا خانوادگي پيش ميومد

    تمام افراد خانواده عادت داشتند كه به من تكيه كنند
    مثل يك كوه بودم
    يعني دلم ميخاست كه يه دختر باشم و منم كسي رو داشته باشم كه بهش تكيه كنم

    ولي نداشتم
    مجبور بودم مثل يك كوهي باشم كه ديگران با خيال راحت غم هاشون رو روي دوشهاش مي ريزن
    مشكلات رو بهش ميگن تا حل كنه

    عادت داشتم كه دردهاي خودم رو فراموش كنم
    و براي راحتي ديگران بگذارم با خيال راحت به من تكيه كنند
    و من اگر ضعفي نشون مي دادم ديگر نمي توانستم تكيه گاهي باشم

  41. 5 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  42. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض شهداي غواص

    توي اسفند داشتم مثل بچه هاي خوبا ياداداشت هام رو توي اين تاپيك مي نوشتم كه يه مسئله اي باعث شد از نظر نويسندگي چند ماه توي كما برم....حالا زنده شدم برگشتم

    خيلي برام جالب بود كه اين 175 شهيد غواص و در كل 270 شهيدي كه سه شنبه گذشته تهران تشييع شدن
    تا به اين حد روي جامعه تاثير گذاشتن و هر كسي از ظن خويش شد يار من....

    هر كسي با نگاه خودش تفسير كرد و كار كرد و مطلب نوشت

    منم كه طبق معمول نگاهم به خاطر فرزند مفقود الاثر بودنم متفاوت بود
    عالم من يه چيز ديگه بود
    من هر دفعه با اومدن شهدا حالم يكي هست و هميشه هم تحت تاثير و غرق افكار ميشم با هر بار كه شهدا رو ميارن

    برام فرقي نداشت اين شهدا با دفعه هاي ديگه كه باباها رو ميارن

    بازم گوشامو تيز كرده بودم ببينم اينا به بابا شباهتي دارن؟ شلمچه بودن؟ كدوم عمليات بودن؟ تك دشمن بوده ؟
    ميتونه بابا توشون باشه؟

    بازم دلم خون شده بود بازم داغ دلم براي هزارمين بار تازه شده بود
    بازم دستامو گذاشته بودم روي گوشام تا نشنوم

    تا اين آزار بيست و هفت ساله انتظار كشيدن براي تفحص شدن بابا
    رو بازم نشنوم و اين تكرار و اين همه سال طول كشيدنش ديگه واقعا آزار دهنده شده

    هر كسي يه بار تشييع جنازه باباش ميره
    من و خواهر برادرم تا حالا صد بار تشييع جنازه بابامون تكرار شده و بازم ميشه


    به اميد روزي كه واقعا توي راه بابا بمونم و به شهادت برسم

  43. 5 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  44. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    سلام اینم یه بنده خدایی تو سایت کلوب دات کام ازم درباره سهمیه دانشگاه فرزندان شهدا پرسید که این جواب بلند بالا رو مجبور شدم براشون بنویسم
    که اینجا هم میارمش تا نوشته هام بمونه بعدا باهاشون کار دارم


    "یه نکته
    من پنج بار کنکور ارشد دادم تا قبول شدم
    اونم شبانه ی کاشان قبول شدم
    در صورتی که پنج سال برای روزانه تهران درس خوندم و نیاوردم
    می دونید چرا چون 80 درصد از نمره علمی کنکور رو باید می آوردم. یه بار هفت ماه برای کنکور ارشد درس خوندم شبانه همدان می اوردم ولی انتخاب نکردم
    بار اخری رفتم توی کتابخونه دانشگاه صنعتی شریف تهران چند ماه نشستم از صبح تا شب درس خوندم تا با کمک از فضای علمی و جو اونجا قبول شدم
    بچه های شریف به خواهرم می گفتن ما صبح میایم میبینیم خواهرت داره درس می خونه
    شب میریم می بینیم خواهرت داره درس میخونه
    ما رو از رو برده . منم فکر کنم خنگم که با این وجود تنها کسی که از بچه های اون کتابخونه تهران قبول نشد من بودم. دلایل خودمو داشتم فاصله گرفته بودم از دانشگاه چندین سال
    یه نکته دیگه
    به نظر شما سه تا دونه تست یه حقی رو برای یه فرد ایجاد می کنه که از پنج سالگی یتیم شدن برای خاطر باقی موندن وطن , حقی ایجاد نمی کنه
    اگر من از پنج سالگی یتیمی نکشیده بودم با هزار بدبختی بزرگ نشده بودم
    برادر بزرگوار اصلا دانشگاهی وجود نداشت که کسی بخاد بره کنکورشو بده
    مدیون من هستین
    مدیون رنجی که از پنج سالگی تا حالا کشیدم هستین
    من یتیمی کشیدم تا تونستی بیای کنکور بدی
    وگرنه کنکور و دانشگاه که هیچ
    اصلا کشوری وجود نداشت که بیای توش کنکور بدی
    این یه مسئله ساده هس
    من با پسر پیغمبر فرق دارم
    چون ممکنه که یه پسر پیغمبری بد باشه ولی یه فرزند شهید خودش ایثارگر هست و دلیل ایثارگر بودنش صرفا نسبت داشتن با پدرش نیست
    خودش ایثارگره چون یتیمی کشیده با بدبختی بزرگ شده
    بعدشم ما ایثارگرا یه میلیاردو میخایم چیکار کنیم؟
    ما به خاطر پول نرفتیم بدبختی بکشیم
    مثال واضحش اینه که مثلا الان هر کی دلش سهمیه میخاد خب باباشو بفرسته سوریه شهید بشه
    ولی هیچ ادم عاقلی به خاطر سهمیه باباشو از دست نمیده
    خیلی بهای کمی در برابر اون همه رنجی که من توی این بیست و هفت سال کشیدم هس
    مگه عقلم کم بوده که یه میلیارد هر ماه بگیرم ولی بابامو در عوضش نداشته باشم
    ارزش پدر و مادر و خدمات و محبتایی که برای ادم انجام میدن با یه میلیارد در ماه داشتن قابل مقایسه نیست
    خودتون حاضرین بعدا که ان شاالله ازدواج کردین از پنج سالگی بچه تون یتیم بشه در عوضش ماهی یه میلیارد بهش بدن؟ خب بریدسوریه شهید بشید بسم الله
    اگر می ارزه واقعا
    از نظر خسران به جامعه علمی کشور هم باید بگم که بسیارند فرزندان شهدا که نخبه های علمی هستن چندین مقاله علمی چاپ کردن استاد دانشگاه سراسری شدن یا توی جشنواره خوارزمی برنده شدن یا نظریه علمی شیمی یکی از بچه ها یادمه ارائه داده بود
    برای نظریه علمی دادن یا مقاله نوشتن که دیگه سهمیه نداشتن داشتن؟ هیچ دانشگاهی هم دلش نسوخته که بیاد یکی از اعضای هیات علمی بی سواد استخدام کنه که خودش از نظر مالی ضرر ببینه
    خود اون بچه ها چهل تا مقاله علمی نوشتن که استاد دانشگاه سراسری شیراز شدن
    اسم شونم دقیق بهتون میگم
    دکتر غلامی برنده جشنواره خوارزمی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
    دکتر مریم کار اندیش عضو هیات علمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
    دکتر سولماز کار اندیش عضو هیات علمی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز
    اینا دوستای نزدیک خودمن که خوب میشناسمشون
    دکتر پوریزدان پرست که سن شون از ماها خیلی بیشتره و پدر ما هستن هم عضو هیات علمی دانشگاه شیراز تو رشته اقتصاد هستن که استاد خودم تو دوره لیسانس بودن
    اینا ادمایی هستن که ارتباط نزدیک باهاشون داشتم
    فرزند شهید هستنا برای مقاله نوشتنم توی سایتای علمی ننوشته که اگر فرزند شهید هستی هر مقاله غیر علمی نوشتی چاپش می کنیم
    من تو ذهن شخص خودم این نیست که امکانات بگیرم
    تو ذهنم خدمت کردن به کشور هست که اگر یه فرزند شهید توی جایگاه ها باشه کشور می مونه بهتر می مونه دل سوز تر از بقیه هس"

  45. 4 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  46. #24
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,867
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,109 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط motmaene نمایش پست اصلی
    سلام اینم یه بنده خدایی تو سایت کلوب دات کام ازم درباره سهمیه دانشگاه فرزندان شهدا پرسید که این جواب بلند بالا رو مجبور شدم براشون بنویسم
    که اینجا هم میارمش تا نوشته هام بمونه بعدا باهاشون کار دارم


    "یه نکته
    من پنج بار کنکور ارشد دادم تا قبول شدم
    اونم شبانه ی کاشان قبول شدم
    در صورتی که پنج سال برای روزانه تهران درس خوندم و نیاوردم
    می دونید چرا چون 80 درصد از نمره علمی کنکور رو باید می آوردم. یه بار هفت ماه برای کنکور ارشد درس خوندم شبانه همدان می اوردم ولی انتخاب نکردم
    بار اخری رفتم توی کتابخونه دانشگاه صنعتی شریف تهران چند ماه نشستم از صبح تا شب درس خوندم تا با کمک از فضای علمی و جو اونجا قبول شدم
    بچه های شریف به خواهرم می گفتن ما صبح میایم میبینیم خواهرت داره درس می خونه
    شب میریم می بینیم خواهرت داره درس میخونه
    ما رو از رو برده . منم فکر کنم خنگم که با این وجود تنها کسی که از بچه های اون کتابخونه تهران قبول نشد من بودم. دلایل خودمو داشتم فاصله گرفته بودم از دانشگاه چندین سال
    یه نکته دیگه
    به نظر شما سه تا دونه تست یه حقی رو برای یه فرد ایجاد می کنه که از پنج سالگی یتیم شدن برای خاطر باقی موندن وطن , حقی ایجاد نمی کنه
    اگر من از پنج سالگی یتیمی نکشیده بودم با هزار بدبختی بزرگ نشده بودم
    برادر بزرگوار اصلا دانشگاهی وجود نداشت که کسی بخاد بره کنکورشو بده
    مدیون من هستین
    مدیون رنجی که از پنج سالگی تا حالا کشیدم هستین
    من یتیمی کشیدم تا تونستی بیای کنکور بدی
    وگرنه کنکور و دانشگاه که هیچ
    اصلا کشوری وجود نداشت که بیای توش کنکور بدی
    این یه مسئله ساده هس
    من با پسر پیغمبر فرق دارم
    چون ممکنه که یه پسر پیغمبری بد باشه ولی یه فرزند شهید خودش ایثارگر هست و دلیل ایثارگر بودنش صرفا نسبت داشتن با پدرش نیست
    خودش ایثارگره چون یتیمی کشیده با بدبختی بزرگ شده
    بعدشم ما ایثارگرا یه میلیاردو میخایم چیکار کنیم؟
    ما به خاطر پول نرفتیم بدبختی بکشیم
    مثال واضحش اینه که مثلا الان هر کی دلش سهمیه میخاد خب باباشو بفرسته سوریه شهید بشه
    ولی هیچ ادم عاقلی به خاطر سهمیه باباشو از دست نمیده
    خیلی بهای کمی در برابر اون همه رنجی که من توی این بیست و هفت سال کشیدم هس
    مگه عقلم کم بوده که یه میلیارد هر ماه بگیرم ولی بابامو در عوضش نداشته باشم
    ارزش پدر و مادر و خدمات و محبتایی که برای ادم انجام میدن با یه میلیارد در ماه داشتن قابل مقایسه نیست
    خودتون حاضرین بعدا که ان شاالله ازدواج کردین از پنج سالگی بچه تون یتیم بشه در عوضش ماهی یه میلیارد بهش بدن؟ خب بریدسوریه شهید بشید بسم الله
    اگر می ارزه واقعا
    از نظر خسران به جامعه علمی کشور هم باید بگم که بسیارند فرزندان شهدا که نخبه های علمی هستن چندین مقاله علمی چاپ کردن استاد دانشگاه سراسری شدن یا توی جشنواره خوارزمی برنده شدن یا نظریه علمی شیمی یکی از بچه ها یادمه ارائه داده بود
    برای نظریه علمی دادن یا مقاله نوشتن که دیگه سهمیه نداشتن داشتن؟ هیچ دانشگاهی هم دلش نسوخته که بیاد یکی از اعضای هیات علمی بی سواد استخدام کنه که خودش از نظر مالی ضرر ببینه
    خود اون بچه ها چهل تا مقاله علمی نوشتن که استاد دانشگاه سراسری شیراز شدن
    اسم شونم دقیق بهتون میگم
    دکتر غلامی برنده جشنواره خوارزمی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
    دکتر مریم کار اندیش عضو هیات علمی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
    دکتر سولماز کار اندیش عضو هیات علمی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز
    اینا دوستای نزدیک خودمن که خوب میشناسمشون
    دکتر پوریزدان پرست که سن شون از ماها خیلی بیشتره و پدر ما هستن هم عضو هیات علمی دانشگاه شیراز تو رشته اقتصاد هستن که استاد خودم تو دوره لیسانس بودن
    اینا ادمایی هستن که ارتباط نزدیک باهاشون داشتم
    فرزند شهید هستنا برای مقاله نوشتنم توی سایتای علمی ننوشته که اگر فرزند شهید هستی هر مقاله غیر علمی نوشتی چاپش می کنیم
    من تو ذهن شخص خودم این نیست که امکانات بگیرم
    تو ذهنم خدمت کردن به کشور هست که اگر یه فرزند شهید توی جایگاه ها باشه کشور می مونه بهتر می مونه دل سوز تر از بقیه هس"
    بعضی وقت ها آدم میترسه حرفی بزنه برای خودش بد بشه! بعضی وقتها آدم می ترسه حرفی بزنه سرنوشت حرفه بد بشه!

    به هر حال من سهمیه شهید سراغ دارم که سر یک رشته ظرفیتش خیلی کم بود و در واقع یک نفر بود با یک سهمیه آزاد رقابت کرد و به خاطر سهمیه اش قبول شد و اون نفر دوم سال بعد قبول شد. هرگز هم در دید من اون فرزند شهید ذره ای به عنوان پزشک کم ارزش نبود چون واقعا سوادش و کارش خوب بود. احتمالا اگر دو سه بار دیگه از اون دو نفر امتحان میگرفتن ممکن بود نتیجه فرق کنه.

    فرزند شهید داشتیم با نمره خیلی خیلی کم وارد یکی از سخت ترین رشته های جراحی شده اما وقتی فارغ التحصیل می شد همه به عنوان یکی از بهترین ها قبولش داشتن.

    فرزند شهید هم داریم با نمره خیلی خیلی کم وارد شده و از نظر اخلاقی و اعتیاد و ... هم حتی مشکل داره!

    مخلص کلام!
    یکی از موارد سوگند بقراط آموزش رایگان و قید و شرط به فرزند استاد بود و اینکه استاد مانند والدین خودش بدونه. اگر جامعه انقدری انصاف داشته باشه و قدرشناس و آموزش پذیر که شهدا رو حداقل در مقام یک استاد ببینه بنابراین آموزش رایگان و بی قید و شرط فرزند شهید حداقل در رشته پزشکی انقدر بدیهی هست که در سوگند بقراط هم اومده.
    اما این نباید به روند مدرک دادن تبدیل بشه. در انتها باید وقتی کسی از دانشگاه بیرون میاد مردم بتونن بهش اعتماد کنند.

  47. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  48. #25
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-دی-۱۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    868
    امتیاز : 4,068
    سطح : 40
    Points: 4,068, Level: 40
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 65
    تشکر شده 147 در 115 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 356 در 224 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط hands of god نمایش پست اصلی
    بعضی وقت ها آدم میترسه حرفی بزنه برای خودش بد بشه! بعضی وقتها آدم می ترسه حرفی بزنه سرنوشت حرفه بد بشه!

    به هر حال من سهمیه شهید سراغ دارم که سر یک رشته ظرفیتش خیلی کم بود و در واقع یک نفر بود با یک سهمیه آزاد رقابت کرد و به خاطر سهمیه اش قبول شد و اون نفر دوم سال بعد قبول شد. هرگز هم در دید من اون فرزند شهید ذره ای به عنوان پزشک کم ارزش نبود چون واقعا سوادش و کارش خوب بود. احتمالا اگر دو سه بار دیگه از اون دو نفر امتحان میگرفتن ممکن بود نتیجه فرق کنه.

    فرزند شهید داشتیم با نمره خیلی خیلی کم وارد یکی از سخت ترین رشته های جراحی شده اما وقتی فارغ التحصیل می شد همه به عنوان یکی از بهترین ها قبولش داشتن.

    فرزند شهید هم داریم با نمره خیلی خیلی کم وارد شده و از نظر اخلاقی و اعتیاد و ... هم حتی مشکل داره!

    مخلص کلام!
    یکی از موارد سوگند بقراط آموزش رایگان و قید و شرط به فرزند استاد بود و اینکه استاد مانند والدین خودش بدونه. اگر جامعه انقدری انصاف داشته باشه و قدرشناس و آموزش پذیر که شهدا رو حداقل در مقام یک استاد ببینه بنابراین آموزش رایگان و بی قید و شرط فرزند شهید حداقل در رشته پزشکی انقدر بدیهی هست که در سوگند بقراط هم اومده.
    اما این نباید به روند مدرک دادن تبدیل بشه. در انتها باید وقتی کسی از دانشگاه بیرون میاد مردم بتونن بهش اعتماد کنند.
    اينكه شما مي فرماييد كه اصلا خلاف شايسته سالاريه.

  49. #26
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,867
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,109 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    یا مثلا چرا خانواده شهید از طرح معاف هست؟ این طرح یه خدمته یا یه مجازات برای ما که خانواده شهید ازش معافن؟!
    یا چرا در زمان تقسیم نیروی طرح متخصص یک پسر مجرد خانواده شهید حتی به دختر متاهل برای محل این خدمت اولویت داره؟
    به نظر میاد تا جایی که به مردم مربوط بوده سیستم در امتیاز دادن دست و دل باز هست ولی جایی که از جیب دولت قراره کم بشه دست و دل بازی در کار نیست.

  50. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  51. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط hands of god نمایش پست اصلی
    یا مثلا چرا خانواده شهید از طرح معاف هست؟ این طرح یه خدمته یا یه مجازات برای ما که خانواده شهید ازش معافن؟!
    یا چرا در زمان تقسیم نیروی طرح متخصص یک پسر مجرد خانواده شهید حتی به دختر متاهل برای محل این خدمت اولویت داره؟
    به نظر میاد تا جایی که به مردم مربوط بوده سیستم در امتیاز دادن دست و دل باز هست ولی جایی که از جیب دولت قراره کم بشه دست و دل بازی در کار نیست.
    خب الان که سوریه داریم شهید میدیم
    هر کس اعتراض داره می تونه بره جان خودش رو تقدیم کنه
    تا از این امتیازات بهره مند بشه

    راه باز هست
    شما هم می تونید جز ایثارگران باشید تا از امکانات ایثارگران بتونید بهره مند بشید:)


    بابای من یه مرد 24 ساله بود با دو تا بچه کوچیک و یه تو راهی

  52. کاربر روبرو از پست مفید motmaene تشکر کرده است .


  53. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,160
    امتیاز : 38,476
    سطح : 100
    Points: 38,476, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,910
    تشکر شده 3,486 در 2,304 پست
    مخالفت
    27
    مخالفت شده 17 در 17 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط motmaene نمایش پست اصلی
    خب الان که سوریه داریم شهید میدیم
    هر کس اعتراض داره می تونه بره جان خودش رو تقدیم کنه
    تا از این امتیازات بهره مند بشه

    راه باز هست
    شما هم می تونید جز ایثارگران باشید تا از امکانات ایثارگران بتونید بهره مند بشید:)


    بابای من یه مرد 24 ساله بود با دو تا بچه کوچیک و یه تو راهی

    براوو

  54. کاربر روبرو از پست مفید rahaei تشکر کرده است .


  55. #29
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,867
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,109 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    Red face

    نوشته اصلی توسط motmaene نمایش پست اصلی
    خب الان که سوریه داریم شهید میدیم
    هر کس اعتراض داره می تونه بره جان خودش رو تقدیم کنه
    تا از این امتیازات بهره مند بشه

    راه باز هست
    شما هم می تونید جز ایثارگران باشید تا از امکانات ایثارگران بتونید بهره مند بشید:)


    بابای من یه مرد 24 ساله بود با دو تا بچه کوچیک و یه تو راهی
    خوب البته شهید اونی هست که با خدا معامله میکنه. اینایی که به قول شما میخوان از امکاناتش بهره مند بشن اسمشون شهیده.

    به هر حال خوشحالم که شما در ازاش از امکانات به حد کافی بهره مند شدید.

  56. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,904
    امتیاز : 29,292
    سطح : 99
    Points: 29,292, Level: 99
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 708
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,767
    تشکر شده 16,980 در 4,217 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط hands of god نمایش پست اصلی
    خوب البته شهید اونی هست که با خدا معامله میکنه. اینایی که به قول شما میخوان از امکاناتش بهره مند بشن اسمشون شهیده.

    به هر حال خوشحالم که شما در ازاش از امکانات به حد کافی بهره مند شدید.
    اصلا همچین اعتقادی ندارم که من به حد کافی از امکاناتش استفاده کردم
    یا اینکه هیچ آدم عاقلی پیدا نمیشه که به خاطر پول بره بمیره

    موندم توش که خدایا شما الان شیش ساله منو میشناسین ولی این نکته رو از من نمی دونین که امکانات ما واقعا ناچیز بوده

    مثلا یه بار دو تا از بچه های تالار اومدن خونمون براشون این جوری مثال زدم:
    گفتم الان کانون رهپویان وصال خیلی بیشتر به بچه های کانون رسیدگی می کنه تا اون زمان بنیاد شهید به بچه های شهدا
    صورتای متعجبشون رو یادم نمیره

    بهشون گفتم الان کانون سالی چندین تا سفر بچه ها رو با سوبسید داره می بره
    ولی بنیاد شهید توی هر مقطع تحصیلی که بودیم یه بار ما رو به سفر می برد و البته مثل کانون پول می گرفت ولی خب سوبسیدم میداد

    یعنی من تو دوره راهنمایی یه دونه سفر با بنیاد سهمیه ام بود
    مقطع دبیرستان یه دونه
    پیش دانشگاهی هم یه دونه
    مقطع دبستانمم یادمه من مطلع نشده بودم و با بچه ها اردو نرفته بودم

    یا مثلا ما اصلا نمی دونستیم بیمه تکمیلی یعنی چی؟ نداشتیم
    یه دفترچه بیمه فقط داشتیم
    یا مثلا بلیط سینما و استخر و فلان نداشتیم
    من دوران کودکیم با فقر مالی گذشته
    واقعا مشکل مالی داشتیم تو خونه همیشه یادمه توی دوره راهنمایی همون اول ماه از بیست و چهار هزار تومن حقوقمون
    فقط یکی دو هزار تومنش بعد از پرداخت قسط ها باقی می موند
    تا آخر ماه باهاش مجبور بودیم سر کنیم
    همیشه کفش و لباسا و دفترهای مشق و مدرسه من از بقیه بچه های کلاسمون داغون تر بود
    جهت اطلاع شما برادر بزرگوار باید بگم که توی مدرسه شاهد میرفتم و هم بچه های شاهد هم غیر شاهد هم کلاسیام بودن
    ولی چون بابام مدت جبهه اش کم بود حقوق ما جز پایین ترین حقوق های بنیاد شهید بود
    البته خیلی دیگه از دوستای شاهدمم بودن که حقوقشون مثل خودمون بود چون باباشون درجه دار نبوده که شهید شده
    یا سواد شهید کم بوده
    ما همین حقوقی هم که داشتیم به خاطر سواد بابام بود وگرنه حقوق مون از اینم خیلی کمتر میشد

    خودتونو جای کسی بذارید که یه بابای مهربون و کاری و درس خون و آچار فرانسه رو از دست داده اونم توی پنج سالگی ؛ من فقط خسارت مالی و دنیوی دیدم از شهادت بابام

    من بابام که بود وضع مالی زندگیم خیلی خیلی به مراتب بهتر بود
    حقوقمون سال 67 در زمان حیات مطهر بابام , 16 هزار تومن بود
    که بعد از مفقود الاثری ایشون درجا حقوق ما رو به 4 هزار تومن کاهش دادن
    یعنی یک چهارم یه فرد زنده



    من یه دنیا حرف دارم که یه فرزند شهید یعنی چی:(

    اینم واقعا بهتون جدی گفتم
    خب پدرتون یا برادرتون بفرستید شهید بشن تا از امکاناتش بهره مند بشید:)
    از روی هوای نفس نگفتم
    یه پیشنهاد کاملا معقول دادم

    که البته هیچم عقلانی نیست
    کی به خاطر مال دنیا میره بمیره
    تازه وقتی که خودش چهار برابر بهتر می تونه بچه هاشو ساپورت کنه

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1