کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 124
  1. #1
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    179
    امتیاز : 2,583
    سطح : 30
    Points: 2,583, Level: 30
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 159
    تشکر شده 347 در 83 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض مادران و پدران شهدا





    چشم های مادر خیلی وقت است که التماس دیدن پسرش را میکند دلش تنگ شده تا قد وبالای رشید پسرش را ببیند هنوز حرف پسرش خطاب به او وخواهرانش در آخرین خداحافظی در گوشش است مادرم وخواهرم انقلاب ،انقلاب در راه انقلاب جهاد کنید از مسیر انقلاب منحرف نشوید خواهر کوچکش گفت داداش ما که نمیتوانیم جنگ کنیم جواب داد تو میتوانی با حجابت جهاد کنی و پسر فاطمه تنهاست زینب وار یاریش کنید اما چشم های مادر این روز ها باید چیزهای دیگری نیز ببیند چگونه دختران ومادران این سرزمین حرفهای پسرش را زیر پای دنیا پرستی وتقلید از الگوهای خارجی لگد مال میکند مادران وخواهران در این زمان ما نه تنها مدعیون خون شهدا هستیم بلکه باید جواب گوی چشم های پر التماس مادران شهید نیز باشیم حواست باشد شاید با مادرشهیدی همسایه باشی .

  2. 8 کاربر از پست مفید سلوا تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    179
    امتیاز : 2,583
    سطح : 30
    Points: 2,583, Level: 30
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 159
    تشکر شده 347 در 83 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    رفته بودم کنار قبور شهدا

    آهسته قدم میزدم حال و هوای عجیبی بود . آخر سال ۸۹ همه به فکر سال جدید بودند

    یک به یک برای شهداشون گل میآوردند و .........

    قبر ها رو می شستند و با لبخند با شهیدشان حرف میزدند (یکی با پسرش یکی با پدر و یکی با همسر)

    آرام آرام رسیدم کنار مزار شهدای گمنام کسی آنجا نبود . کمی قدم زدم

    صدای عجیبی به گوشم خورد

    آری پیزنی در میان قبرها به سختی قدم میزد و زیر لب زمزمه ای داشت

    درست است انگار ناله میکند

    جلو رفتم ...........

    سلام مادر

    چیزی شده ؟ ................ اتفاقی افتاده ؟

    به من نگاه کرد دیدم چشمانش پر اشکه

    لبخندی زد و گفت نه مادر جان چیزی نیست.

    وقتی این حال و دیدم دوباره پرسیدم:

    چیزی شده به من بگید ! شاید بتونم کمک کنم ! منو جای پسر خودتون بدون!!!!

    تا این جمله رو شنید سر را پایین انداخت و آرام کنار یکی از شهدای گمنام نشست شروع کرد به طور عجیبی گریه کردن

    جلوتر رفتم و گفتم :

    خوب مادر چی شده؟

    کمی صبر کرد و گفت :

    دارم دنبال پسرم میگردم آخه پسرم گم شده ۲۶ ساله ازش خبری نیست نه از خودش نه از پیکرش ـ گریه من هم به خاطره اینه که امسال هم بدون پسرم تحویل میشه.

    اگه میخوای کمکم کنی دعا کن که شهیدم و پیداکنم.



    شادی روح شهدای گمنام صلوات

  4. 9 کاربر از پست مفید سلوا تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,113
    امتیاز : 6,774
    سطح : 54
    Points: 6,774, Level: 54
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 176
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 1,266
    تشکر شده 3,269 در 912 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


  6. 3 کاربر از پست مفید h.va تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    179
    امتیاز : 2,583
    سطح : 30
    Points: 2,583, Level: 30
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 159
    تشکر شده 347 در 83 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    شعر مادر شهید اصغرپور در رثای فرزند شهیدش


    ای نفس مطمئنه که از کرخه گوئیـا
    آوای ارجعی بشنیدی به گوش جان

    بگشوده پرچه طایر و برجسته از قفس
    بگرفتـه اوج تا به خداونـد مهـربان

    از سـابقون بـه مغفره مـن ربـکم
    نشئت گرفته بوده ای، ای بهترم زجان

    مجذوب کبریا و سرا پات شور و شـوق
    می بود و ما زدرک تو عاجز در آن میان

    مشروع لذت جهان که به هرکس بود مجاز
    در تـو نبـود رغبتی، هرگـز بـرای آن

    ای غنچه شکفته نگردیده در چمن
    وی نونهال خم شده از مرمر خزان

    از مـا چه دیـده ای ای گل امیـد پرپرم
    که اینگونه پر گرفته شدی به که میهمان

    ای چلچراغ خانه و وی نور دیده ام
    وی آنکه با رحیل تو رفته مرا توان

    دانم به قرب حق رسیده که از ما بریده ای
    برخوان عشق جا گرفته ای و حق برتو میهمان

    ای کام ناگرفته ز دوران علی رضا
    یا خود نخواستی بری کام از جهان

    سر مست بر قضای الهی سپرده سـر
    با شوق بر رضای خداوند، داده جان

    با خبر از تو می گـذرم می گذارمت
    باشد خداوند پذیردم این طرفه ارمغان

    صابر بدرگه حق و تسلیم امر او
    از جان شدم به مژده ایزد به صابران

    مادر شود فدای تو و راه پاک تو
    اما از داغ مرگ تو فریـاد و الامان


  8. 6 کاربر از پست مفید سلوا تشکر کرده اند .


  9. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,113
    امتیاز : 6,774
    سطح : 54
    Points: 6,774, Level: 54
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 176
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 1,266
    تشکر شده 3,269 در 912 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سلوا نمایش پست اصلی

    شعر مادر شهید اصغرپور در رثای فرزند شهیدش


    ای نفس مطمئنه که از کرخه گوئیـا
    آوای ارجعی بشنیدی به گوش جان

    بگشوده پرچه طایر و برجسته از قفس
    بگرفتـه اوج تا به خداونـد مهـربان

    از سـابقون بـه مغفره مـن ربـکم
    نشئت گرفته بوده ای، ای بهترم زجان

    مجذوب کبریا و سرا پات شور و شـوق
    می بود و ما زدرک تو عاجز در آن میان

    مشروع لذت جهان که به هرکس بود مجاز
    در تـو نبـود رغبتی، هرگـز بـرای آن

    ای غنچه شکفته نگردیده در چمن
    وی نونهال خم شده از مرمر خزان

    از مـا چه دیـده ای ای گل امیـد پرپرم
    که اینگونه پر گرفته شدی به که میهمان

    ای چلچراغ خانه و وی نور دیده ام
    وی آنکه با رحیل تو رفته مرا توان

    دانم به قرب حق رسیده که از ما بریده ای
    برخوان عشق جا گرفته ای و حق برتو میهمان

    ای کام ناگرفته ز دوران علی رضا
    یا خود نخواستی بری کام از جهان

    سر مست بر قضای الهی سپرده سـر
    با شوق بر رضای خداوند، داده جان

    با خبر از تو می گـذرم می گذارمت
    باشد خداوند پذیردم این طرفه ارمغان

    صابر بدرگه حق و تسلیم امر او
    از جان شدم به مژده ایزد به صابران

    مادر شود فدای تو و راه پاک تو
    اما از داغ مرگ تو فریـاد و الامان


  10. 7 کاربر از پست مفید h.va تشکر کرده اند .


  11. #6
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    179
    امتیاز : 2,583
    سطح : 30
    Points: 2,583, Level: 30
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 159
    تشکر شده 347 در 83 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ...




  12. #7
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    179
    امتیاز : 2,583
    سطح : 30
    Points: 2,583, Level: 30
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 159
    تشکر شده 347 در 83 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نامه ای براي مادر شهيد مصطفي احمدي روشن







    سلام مادر...





    گفتم نامه بنويسم تا آرام شوم...

    براي بسياري از ما، رفتن مصطفي، اتفاقي است در كنار انواع رخدادهاي معمولي تقويم... اما براي تو ماجرا فرق مي كند.

    مصطفاي تو فدا شده است تا تقويم ما جان بگيرد؛ تا روزهاي عادي، غيرعادي شوند؛ تا كمي رنگ و رمق بگيريم. «سرخ» رنگ گرمي است. دلگرم مان مي كند لابلاي اينهمه بي رمقي هميشگي

    مادر مرا مي بخشيد كه تا اين اندازه گستاخانه خون شهيدت را تفسير ميكنم؛ مي بخشيد كه اخلاق بازاري و كاسب كارانه مان حتي در فهم پرپر شده مصطفاي تو مثل يك بيماري عود مي كند و تو را مي آزارد، ولي گويا خوابمان سنگين شده، آنقدر كه بايد با صداي هولناك يك انفجار يا از آن بلندتر، با فريادهاي استوار تو در برابر پيكر شهيدت بيدار شويم.

    گفته بودي هيچ وقت نخواسته اي به كابوس رفتن مصطفي فكر كني؛ گفته بودي گريه نمي كني تا دشمن شاد نشويم؛ گفته بودي فدايي ولايتي؛ گفته بودي دنيا براي مصطفي كوچك شده بود؛ گفته بودي... تو اگر هيچ هم نگويي نگاه مطمئن ات حرفهاي بسيار دارد...

    آنروز كه در برابر پيكر پاك فرزند شهيدت ، استوار سخن مي گفتي، اشك امان مان را بريده بود. اشك آنروز، وصف شرمندگي مان بود. شرمندگي از بي فايدگي و بيهودگي مان؛ شرمندگي از اينكه جواني مان به پول سياهي هم نمي ارزد؛ سرافكنده از آنكه آنقدر بي فايده ايم كه هيچ كس هوس نمي كند حتي تهديدمان كند؛ شرمندگي از بودن ما و نبودن مصطفي...

    مادر!

    انديشناكم از وطن فروشي مان و از دين فروشي مان، از بي مبالاتي هايمان؛ از بازار گرم رقابت ها !

    اينبار انديشناكم از اينكه نكند تو تماشا كني صحنه ها را. بعد از رفتن مصطفي زندگي براي ما سخت تر شده است؛ چون تو نگاه ميكني و من نگرانم كه نگاهت خسته شود و از سر نااميدي به زمين خيره شوي.

    مادر!

    دعا كن تا تقويم هايمان دوباره عادي و بي رمق نشوند. تا نياز نباشد مصطفاي ديگري قرباني جهالت و روزمرگي ما بشود... دعا كن براي ما...

    الم يأن للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكرالله...

  13. 7 کاربر از پست مفید سلوا تشکر کرده اند .


  14. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,113
    امتیاز : 6,774
    سطح : 54
    Points: 6,774, Level: 54
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 176
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 1,266
    تشکر شده 3,269 در 912 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نامه عاشقانه مادری به تنها پسر ش...
    سلام مادرت را از فرسنگ ها راه بپذير، بوسه من بر گونه هاي زيباي خداگونه تو باد. اي عزيزترين کس من بعد از خدا و پيامبران و امامان معصوم که چگونه زندگي کردن را به ما آموختند.


  15. #9
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.2%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    مادر طلاهایش را که داد ، از در ستاد پشتیبانی جنگ بیرون رفت.

    جوان داد زد:

    "خانوم رسید طلاها !"

    خندید و گفت:

    "من برای پسرم هم رسید نگرفتم......!"

    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..





  16. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 9,354
    سطح : 65
    Points: 9,354, Level: 65
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 296
    Overall activity: 99.2%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,700
    تشکر شده 6,404 در 1,386 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    معنای انتظار را باید از مــــــــادران شهیدان گمنام پرسید

    ما چه میفهمیم دلتنگی غروب جمعه را ...

    در لحظه دلشکستگی ، دلت را به ” خدا ” بده

    او بهترین مونس است

    همیشه برای تو وقت دارد و هیچ گاه دل تو را نمی شکند ..




  17. 9 کاربر از پست مفید رضـا منتظر تشکر کرده اند .


  18. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 29,989
    سطح : 99
    Points: 29,989, Level: 99
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,995 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    مامان بزرگم مامان بزرگم مامان بزرگم

    دلم برای مادر بزرگم و بقیه ی مادران مفقودین خیلی کباب هست

    انتظار بیست و چهار ساله اش را به چشم دیده ام

    دل سوخته اش را که تا همین الان آرام نگرفته به چشم دیده ام

    همین چند روز پیش ازشون شنیدم که از عمق جان میگفتند منه هزار تا مشهد و هزار تا سفر ببرند برای من فضل الله نمی شود
    هیچوقت حاضر نشده بود که سفرهای قرنی یه بار بنیاد را برود

    دلم سوخت از عمق وجودم سوخت

  19. 9 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  20. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    از زیباترین صفحات تالاره این صفحه
    از همه ممنون
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  21. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  22. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,648
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    فرق مادر شهید

    با تمام مادران دیگر زمین

    خلاصه می شود در این:

    مادر شهید، بیش از آنکه مادر شهید شـــــود،"شهـــید" می شود...


    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  23. 12 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  24. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,648
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    به این عکس ها خیره شو، خیره شو
    به اون روزهای پر از خاطره
    نخواه گرمی خواب چشم کسی
    بذاره که بیداری یادت بره

    (سلامتی مادران شهدا صلوات)


    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  25. 12 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  26. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    زير آسمان خدا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,560
    امتیاز : 11,821
    سطح : 71
    Points: 11,821, Level: 71
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 229
    Overall activity: 99.5%
    افتخارات:
    25000 Experience PointsSocialVeteran
    تشکر کردن : 10,161
    تشکر شده 6,517 در 1,882 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مادر چرا تنها زندگی می کنی؟

    اشک تو چشماش حلقه بست.

    تنها پسرم سالها جنگید ، هشت سال اسیر شد و همونجا هم جانباز شد.

    پسرم آسایشگاهه ، منو نمی شناسه. بچه ها شو نمی شناسه ...


  27. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    به یاد مادر سید الشهدا کسی که خیلی از بچه هاش شهید شدن حضرت زهرا
    و حضرت زینبی که دو تا بچه اش شهید شدن
    صلوات
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  28. 14 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  29. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط sara4321 نمایش پست اصلی
    به این عکس ها خیره شو، خیره شو
    به اون روزهای پر از خاطره
    نخواه گرمی خواب چشم کسی
    بذاره که بیداری یادت بره

    (سلامتی مادران شهدا صلوات)


    نوشته اصلی توسط sara4321 نمایش پست اصلی
    فرق مادر شهید

    با تمام مادران دیگر زمین

    خلاصه می شود در این:

    مادر شهید، بیش از آنکه مادر شهید شـــــود،"شهـــید" می شود...


    مادرم این دو تا عکس رو دید
    خیلی با این عکسا گریه کرد
    میگفت تو نمیفهمی
    این بچه تمام وجود این مادره
    بعد برا مادر شهید شدن خودشم دعا کرد
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  30. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,648
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    گفت: وقتی پسرم کوچیک بود،هر وقت ازش می پرسیدم مامان رو چندتا دوست داری؟ دوتا دستش رو میاورد بالا و می گفت : 10 تا.

    16 سالش بود که رفت جبهه،بعد از چند ماه وقتی که تو یه عملیات مجروح شده بود آوردنش تهران

    چندماه تهران بود و بعد دوباره می خواست برگرده جبهه...

    بهش گفتم : مادر ، بسّه دیگه نرو،من تنها میشمااا، مگه مامانت رو دوست نداری؟

    یه لبخند قشنگ زد و دستاش رو بالا آورد ، دیدم دو تا از انگشتاش قطع شده...گریه کردم و بهش گفتم:دیدی ؟ قبلاً من رو 10تا دوست داشتی اما الان...

    خندید و گفت : مامان من الان تو رو 28تا دوست دارم ، اون 2تا انگشتم رو که در راه خدا دادم

    خود خدا گفته 10 برابرش میکنه اینم 8 تای دیگش...میشه 8+20 تا دوست دارم،دیدی بهتر شده ؟؟

    بعد دوباره پیرزن من رو نگاه کرد و گفت : 28 تا خیلیه...

    گفتم : حاج خانم الان چقدر دوستون دارن؟

    بغض کرد و گفت :نمیدونم!از اون دفعه هنوز برنگشته،حدود 25 سال پیش... ولی برمیگرده . . . !

    چند بار رفتم مناطق جنگی،از اروند سراغش رو گرفتم ،اروند قسم خورد که پسرم رو نبرده...پس برمیگرده...

    بعد با خنده ی همراه بغض گفت : وقتی برگشت اول انگشتای دستش رو میشمارم ببینم الان چقدر دوسم داره..
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  31. 12 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  32. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    1,411
    امتیاز : 9,532
    سطح : 65
    Points: 9,532, Level: 65
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialYour first Group25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 9,231
    تشکر شده 6,627 در 1,353 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 2 در 1 پست

    پیش فرض

    با یکی از دوستان رفتیم دیدن مادر یکی از شهدای مفقودالاثر.. حالش خوب نبود.. تو یه اتاق تنها زندگی میکنه.. تنها داراییش یه فرش بود و یه یخچال کوچیک و یه بخاری...

    گفتیم مادر چیزی لازم نداری ؟؟

    گفت : شیشه قاب عکس پسرم شکسته عکسش خاک میگیره فقط اون رو برام عوض کنید...

    هنوز نمیذاشت خاک رو عکس پسرش بشینه..


    اما...
    ویرایش توسط یار314 : دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۱ در ساعت ۲۳:۳۵


    زنده باد بهار


  33. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۲
    محل سکونت
    کربلا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,607
    امتیاز : 24,252
    سطح : 94
    Points: 24,252, Level: 94
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,041
    تشکر شده 5,957 در 1,354 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg m.mah.jpg (60.4 کیلو بایت, 12 نمایش)

  34. 11 کاربر از پست مفید کربلا تشکر کرده اند .


  35. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 29,989
    سطح : 99
    Points: 29,989, Level: 99
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,995 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    مادرم این دو تا عکس رو دید
    خیلی با این عکسا گریه کرد
    میگفت تو نمیفهمی
    این بچه تمام وجود این مادره
    بعد برا مادر شهید شدن خودشم دعا کرد
    من گاهی وقتها به مادر شما فکر می کنم که خیلی باید خانم بزرگواری باشن
    آخه ما چند تا مادر توی جامعه مون داریم که داغ چند تا گل برادر دیده باشه
    بعد با انتخاب خودش با یه جانباز زندگی کنه
    بعدشم دعای شهادت برای پسراش بکنه

    خییییییییلی التماس دعا دارم ازشون

  36. 10 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  37. #22
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,168 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    چه مبحث زیبایی اجرکم عندالله

  38. 7 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  39. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,575
    امتیاز : 122,088
    سطح : 100
    Points: 122,088, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,125
    تشکر شده 41,986 در 9,336 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط motmaene نمایش پست اصلی
    من گاهی وقتها به مادر شما فکر می کنم که خیلی باید خانم بزرگواری باشن
    آخه ما چند تا مادر توی جامعه مون داریم که داغ چند تا گل برادر دیده باشه
    بعد با انتخاب خودش با یه جانباز زندگی کنه
    بعدشم دعای شهادت برای پسراش بکنه

    خییییییییلی التماس دعا دارم ازشون
    تازه حافظ قرآنم هست البته یه کمی مونده که بشه حافظ کل
    ایشالا ننه سه تا شهید هم میشه
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  40. 11 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  41. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 29,989
    سطح : 99
    Points: 29,989, Level: 99
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,995 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    تازه حافظ قرآنم هست البته یه کمی مونده که بشه حافظ کل
    ایشالا ننه سه تا شهید هم میشه
    واقعا میگید؟
    بعد شما هی به من میگید خوش به حالت با پدری که دارید

    به نظرم شما نورانی ترین والدین رو دارید
    خوشا به سعادت شما برادرا
    ایشالا که مادر محترمتون همنشین حضرت زهرا س علیها بشن

    ایشالا شهادت روزی خودشونم بشه

  42. 10 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  43. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 29,989
    سطح : 99
    Points: 29,989, Level: 99
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,995 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    یاد مادر شهیده راضیه می افتم
    هر وقت به بچه های کانون می رسید
    بهشون می گفت که یه دعایی هم برات می کنم فقط مادرت نفهمه .... ایشالا شهید بشی

    جیگرم می سوخت با این حرفشون
    ولی بچه های دیگه انگاری متوجه ماجرا نبودن ، می گفتند که نه اتفاقا مادرم هم برام دعای شهادت می کنه

    بالاخره برای اونا قابل درک نبود که این حرف نشون دهنده ی دل سوخته ی مادر شهیده هست


  44. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,648
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    سال 1361 حدود ده روز مانده به عمليات والفجر مقدماتي مسئول تسليحات لشكر 7 ولي عصر (عج) برادر نعمت اله كلول به درجه رفيع شهادت رسيده بود چون من با خانواده شهيد هم محله بودم قرار شد كه خبر شهادتش را من به خانواده شهيد بدهم.

    مسئول سرد خانه گفت: كدام كلول؟
    ما اين جا دو شهيد به نام كلول داريم يكي نعمت اله كلول كه پاسدار بود و ديگري محمد رضا كه سرباز وظيفه بوده است.
    بالا جبار به منزل ايشان رفتم خدمت پدر و مادر بزرگوار اين دو شهيد رسيدم و پس از مقدمه چيني فراوان گفتم: مي خواهم مطلبي را عرض كنم.

    مادر اين دو شهيد گفتند: بفرمائيد. گفتم: حقيقت اين است كه نعمت اله شهيد شده است. مادرش تنها يك كلمه گفت: شكر.

    ادامه دادم مطلب به همين جا ختم نمي شود. محمدرضا هم شهيد شده. پس از اين كه مادر گرانقدر اين دو شهيد به حرف هايم گوش داد با همان لهجه دزفولي گفت:
    خدا داد، خدا هم برد.
    4
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  45. 9 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  46. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 29,989
    سطح : 99
    Points: 29,989, Level: 99
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,995 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    مادر بزرگم مثل بقیه ی مادرای مفقودا اصلا طاقت نداره کسی بهش بگه مادر شهید

    میگه ببه ام (یعنی فرزند عزیزم) بر می گرده

    من هر چی مادر مفقود دیدم همین شکلی هستن

    مادر بزرگم هنوز خیلی امیدوار منتظر بابام هست

    هنوزم وقتی کسی در خونه اش رو می زنه گاهی میگه فکر کردم الان فضل الله هست ... میاد داخل خونه

  47. 9 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  48. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۰
    محل سکونت
    خوش بحال اون کبوتر که خونش بین...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,534
    امتیاز : 23,941
    سطح : 94
    Points: 23,941, Level: 94
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 409
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsOverdriveTagger Second Class
    تشکر کردن : 9,180
    تشکر شده 15,095 در 4,101 پست
    حالت من : Khejalati
    مخالفت
    71
    مخالفت شده 55 در 39 پست

    پیش فرض

    .

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله من اول الدنيا الي فنائها و من الاخره الي بقائها،
    الحمدلله علي كل نعمه و استغفرالله من كل ذنب و اتوب اليه و هو ارحم الراحمين..




  49. 10 کاربر از پست مفید A pLaneT L aLOne I تشکر کرده اند .


  50. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۳
    محل سکونت
    همین حوالی....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,110
    امتیاز : 15,916
    سطح : 81
    Points: 15,916, Level: 81
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 434
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,215
    تشکر شده 18,827 در 3,677 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 10 در 6 پست

    پیش فرض

    کمر خميده مادر شهيد حکايتي دارد ...

    همراه فرشتگان و جبریل امین
    جاروکش کعبه خراسان شده ام
    خوشبخت تر از مرا نشانم بدهید
    دیوانه زنجیری سلطان شده ام....




    ما را کرمش داد ز هر غصه نجات
    بر معرفت و مرام سلطان صلوات...

    http://psychology7.parsiblog.com/

  51. 9 کاربر از پست مفید حوالی آفتاب تشکر کرده اند .


  52. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۳
    محل سکونت
    همین حوالی....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,110
    امتیاز : 15,916
    سطح : 81
    Points: 15,916, Level: 81
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 434
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,215
    تشکر شده 18,827 در 3,677 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 10 در 6 پست

    پیش فرض

    .
    همراه فرشتگان و جبریل امین
    جاروکش کعبه خراسان شده ام
    خوشبخت تر از مرا نشانم بدهید
    دیوانه زنجیری سلطان شده ام....




    ما را کرمش داد ز هر غصه نجات
    بر معرفت و مرام سلطان صلوات...

    http://psychology7.parsiblog.com/

  53. 8 کاربر از پست مفید حوالی آفتاب تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1