کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    rah
    rah آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    922
    امتیاز : 9,525
    سطح : 65
    Points: 9,525, Level: 65
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 11,153
    تشکر شده 4,702 در 865 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض يك خم ابروي دوست

    سلام ودرودخدابرشهيدان راه اسلام ...
    و سلام ودرودخدا برشهيداني كه تا نهايت دوست داشتن پاي مهربونيشون ايستادن ....



    دارد دو پای زندگیم لنگ میشود غصه ندیدن تو میکشد مرا


  2. 4 کاربر از پست مفید rah تشکر کرده اند .


  3. #2
    rah
    rah آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    922
    امتیاز : 9,525
    سطح : 65
    Points: 9,525, Level: 65
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 11,153
    تشکر شده 4,702 در 865 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بِسمِ رب الشهداء والصديقين
    فاتحان قله های غرب
    (شهیدان محمد محرابی پناه ومصطفي صفري تباربيشه)
    در میان بچه های صابرین برخی با یکدیگر آنقدر نزدیک بودند که عقد اخوت می بستند تا در صورت
    شهادت یکی، شفاعت دیگری را در صحرای محشر برعهده بگیرد.
    در این میان اما دو شهید، چنان به یکدیگر وابسته شدند که نتوانستند دوری هم را
    حتی برای چند لحظه تحمل کنند

    شهید بزرگوار
    مصطفي(كميل)صفري بيشه و شهید بزرگوار محمد محرابی پناه

    این دو آنقدر با هم اخت بودند که ماجرای شهادت آنها بسیار جالب است :
    آنطور که گفته شده در آخرین ماموریت این دو شهید در ارتفاعات جاسوسان سردشت، گلوله ای به پهلوی آقا محمد اصابت می کند. او با بستن چفیه اش به دور کمر سعی می کند که تا حدودی از خونریزی بیش از حد جلوگیری کند. اما دوست و در حقیقت برادرش مصطفی صفری تبار متوجه حالت محمد شده و علی رغم تذکر دوستان برای نزدیک نشدن به محمد، جهت کمک به طرف محرابی پناه حرکت می کند
    و در همان لحظه که کنار یکدیگر قرار می گیرند، گلوله خمپاره ای نزدیک این دو به زمین می نشیند تا روح آسمانی محمد و مصطفی را از قفس تنگ تن رها سازد و راهی دیار قرب نماید...

    1
    ویرایش توسط rah : شنبه ۱۰ فروردین ۹۲ در ساعت ۲۰:۵۹



    دارد دو پای زندگیم لنگ میشود غصه ندیدن تو میکشد مرا


  4. 2 کاربر از پست مفید rah تشکر کرده اند .


  5. #3
    rah
    rah آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    922
    امتیاز : 9,525
    سطح : 65
    Points: 9,525, Level: 65
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 11,153
    تشکر شده 4,702 در 865 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    هيچ وقت ازهم جدانميشدند.ازدوران دبيرستان با هم بودند.اين اواخرصيغه اخوت هم خواندند.هميشه دركنارهم نمازميخواندند.هركدوم زودتربيدارميشداون يكي رو براي نماز شب بيدارميكرد.خيليها به رفاقت اين دوحسرت ميخوردند.

    شهيدمحمدتورجي وشهيد سيدرحمان هاشمي ازلشكرامام حسين،گردان الزهرا(س) اصفهان

    تورجي معاون گردان الزهرا(س) بودوسيدرحمان بيسيم چي اوشدتاكنارش باشد.ازخداخواسته بودندباهم شهيدبشوند.مرحله اول عمليات كربلاي 5 گردان به سمت نهرجسم حركت كرد،بعداز20مترپيشروي ورويت سنگرهاي عراقي با تدبيرفرمانده گردان عمليات شروع شد.عراقيها منطقه رو به آتش بسته بودنداما به ياري خدا بچه هاتونستند سنگرپدافندروتصرف كننداماچندلحظه قبل باشليك پدافند30نفرازنيروهاشهيدومج روح ميشوند.سيدرحمان جزو شهيدان بود

    اون شب پاتك سنگيني ازطرف عراق شدامابالطف خداوتدبيرحاج اسماعيل صادقي (فرمانده گردان)كه شهيدهم شدبي اثرماند.ساعتي بعدمحمدبا عصبانيت وعجله اين طرف وآنطرف به دنبال سيدرحمان ميگشت.سراغش راميگرفت...نگفتيم جزو مجروحان بردنش عقب.رنگش پريد.بالاخره رفت عقب وپيكرسيدمحمد روكنارسنگرپدافند ديد

    ان روزرافراموش نمي كنم...تورجي دادميزد،گريه ميكردورحمان راصداميزد

    ميگفت:بي انصاف مگه قرارنبودباهم بريم؟مگه...
    ازاون به بعدهروقت كاري نبودميرفت يه گوشه وبلندبلنددرفراق رحمان گريه ميكرد


    2 - ادامه دارد
    ویرایش توسط rah : شنبه ۱۰ فروردین ۹۲ در ساعت ۲۱:۰۸



    دارد دو پای زندگیم لنگ میشود غصه ندیدن تو میکشد مرا


  6. 2 کاربر از پست مفید rah تشکر کرده اند .


  7. #4
    rah
    rah آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    922
    امتیاز : 9,525
    سطح : 65
    Points: 9,525, Level: 65
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 11,153
    تشکر شده 4,702 در 865 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شب جمعه اي وقتي ميخواستدعاي كميل بخواند،گفت:بسم الله الرحمان... وبلندبلندگريه كردآنقدركه نتوانست دعاي كميل رابخواند...اين گريه هاتا چندروزادامه داشت تاروزي كه گفت خواب رحمان راديده .مي گفت: يقه اش راگرفتم وگفتم مگه قرارنبودباهم بريم!پس چرا...
    رحمان دستانم رارهاكردوگفت:محمدرفاقتهاي اين طرف بادنيافرق داره!توبايدبيشترتلاش كني!
    محمدتورجي بعدازرحمان با كسي رفيق نشد!مي گفت: ديگرطاقت دوري كسي روندارم ،باهركسي رفيق ميشوم بايد فراقش رو تحمل كنم

    بالاخره شهيدمحمد تورجي درعمليات كربلاي10،تاريخ5/2/1366درسن23سالگي بااصابت تركش بزرگي به پهلو وبازوي راست به صاحب نام گردانش اقتداكرد
    مزارشهيد سيدرحمان هاشمي وشهيدمحمد تورجي دركنارهم درگلستان شهداي اصفهان زيارتگاه عاشقان شهادت است

    2 - اتمام



    دارد دو پای زندگیم لنگ میشود غصه ندیدن تو میکشد مرا


  8. کاربر روبرو از پست مفید rah تشکر کرده است .


  9. #5
    rah
    rah آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۲۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    922
    امتیاز : 9,525
    سطح : 65
    Points: 9,525, Level: 65
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 11,153
    تشکر شده 4,702 در 865 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست



    دارد دو پای زندگیم لنگ میشود غصه ندیدن تو میکشد مرا


  10. 2 کاربر از پست مفید rah تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تبريك به معلمان واساتيد ِ آموختن انديشيدن
    توسط amirreza در انجمن دانشجویی
    پاسخ ها: 71
    آخرين نوشته: یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۵, ۱۳:۴۶
  2. يك آيه به همراه حكايت و شعر
    توسط mostafa194 در انجمن " تفکر - تدبر - تفسیر "
    پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: جمعه ۱۲ دی ۹۳, ۲۰:۱۵
  3. يك توصيه
    توسط رضوان در انجمن گفتگو با اعضا
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه ۲۹ مرداد ۹۱, ۱۹:۳۲
  4. در جستجوي چريك**هاي پنهان استكبار
    توسط منتظر 284 در انجمن علم و مبانی سیاست
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه ۰۷ خرداد ۹۱, ۱۳:۳۳

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1