کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb سردار شهید حاج مهدی زارع

    سردار شهید حاج مهدی زارع
    تولّد : 1334/01/22 - بیضا (فارس)
    سمت: فرمانده گردان
    شهادت: 1365/10/04 - شلمچه - عملیّات کربلای 4
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  2. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    اینکه بگویم شناختمش ، نه ! اصلا و ابدا . با آن کارهای شگفتی که میکرد .این که پنهانی و خاضعانه چقدر برای نیروهایش تلاش میکرد ، این که چقدر خاکی و فروتن بود ، نماز شب پنهانی و بارانی بودن چشمها ، بی اعتنایی همیشگی به عناوین و القاب و خلاصه این که چقدر وصف ناشدنی ...
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb خوابی برای بیداری !

    زمستان سال 57 بود که یک خواب جمشید را به آنچه لایقش بود پیوند داد .
    شب از نیمه گذشته بود . جمشید با گونه های خیس در حال نماز و دعا بود. صدای در حیاط او را به خود آورد. در را که باز کرد موجی از نور او را به عقب راند ، چشمهایش به سمت کانون نور خیره شد . از کانون نور طنین صدایی گرم ، به دلهره اش پایان داد:
    "آرام باش فرزندم ، من ... "
    خواست خودش را به زمین بیاندازد تا پای آقا را ببوسد که دست گرم آقا بر شانه هایش نشست
    "آرام باش فرزندم! من علی هستم ! از امروز نام تو مهدی است . تو از سربازان اسلام خواهی بود و به زودی در قیامی بزرگ شریک خواهی شد!"

    حیرت زده و مضطرب از خواب برخواست ، خیس عرق بود ، بوی عطر عجیبی را در فضای اتاق حس میکرد ... از خود بی خود شده بود . صدای های های گریه اش ، همه اهل خانه را بیدار کرد و او به نام مهدی می اندیشید ...

    منبع: خلاصه خلوص - واحد شهدا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  6. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    یک روز دیدم جمشید،(مهدی)یکی از همکلاسیانش را به خانه آورده و با صبر و حوصله چیزی به او یاد میدهد.از او پرسیدم:چکار میکنی؟
    گفت: چیزی نیست درس میخوانیم.
    وقتی دوستش رفت،پیش من آمد و گفت :عموجان دوستم نمی توانست اسم خود را بنویسد،برای همین بچه های کلاس همیشه مسخره اش می کردند و من از این موضوع خیلی ناراحت بودم.
    امروز او را به خانه آوردم تا نوشتن اسمش را به او یاد بدهم



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  8. 6 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض

    سال 56 بود.با عده ای از جوانان با صفا،شب های جمعه،دل خود را با دعای کمیل جلا میدادیم.آن شب نوبت خانه آقا جمشید بود.همه با هم سمت یکی از محله های پایین شهر حرکت کردیم.
    خانه میزبان خانه ای کوچک بود با اتاق های کاه گلی.کف اتاق با موکتی به رنگ آسمان فرش شده و بوی کاه گل تمام فضای اتاق را معطر کرده بود.
    زمزمه دعای کمیل که در اتاق کوچک صاحب خانه پیچید قطرات اشک روی صورت تمام حاضران دیده می شد.تابحال چنین دعای کمیل با صفایی نخوانده بودیم و چنین حالی را هم تجربه نکرده بودیم.
    این را مدیون سادگی خانه و دل پاک و بی ریای صاحب خانه می دانستیم.چند روز بعد شنیدم آن شب بعد از رفتن ما،صاحب خانه در خواب و بیداری میزبان میهمانی مقدس وجود نازنین امیرالمومنین(ع)شده است.میهمانی که نامش را از جمشید به مهدی تغییر داده بود.



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  10. 5 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,358
    امتیاز : 34,475
    سطح : 100
    Points: 34,475, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,024
    تشکر شده 8,838 در 2,182 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 9 در 7 پست

    پیش فرض


    یک روز حاج مهدی به من گفت: "از بین تابلوهایی که از طرف واحد تبلیغات در این مسیر نصب شده،یکی را بیشتر از همه دوست دارم و شعار زیبایی هم روی آن نوشته شده."
    پرسیدم:کدام تابلو؟
    گفت: "همان تابلویی که در دشت عباس،رو به روی ایستگاه صلواتی زده اید،همان جمله امام خمینی(ره)،خدا عمل خالص می خواهد."
    گویی تبلور اعمالش را در آن تابلو می دید که این جمله این گونه بر دلش می نشست.



    متبرک آنانند که بی صدا رنج می برند
    و لبخند میزنند...

  12. 5 کاربر از پست مفید sunset6940 تشکر کرده اند .


  13. #7
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۰۵
    محل سکونت
    سوّمین حرم اهل بیت (ع) شیراز مقدّس
    نوشته ها
    327
    امتیاز : 12,469
    سطح : 73
    Points: 12,469, Level: 73
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 381
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 1,888
    تشکر شده 2,114 در 317 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام علیکم

    خلا صه خلوص کاری از واحد شهدا کانون

    مجموعه فلش کارت

    کارت شهید زارع:


    اندازه اصلی برای چاپ


    اندازه اصلی برای چاپ

    یا الله

  14. 4 کاربر از پست مفید محب تشکر کرده اند .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,752 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    زائرکربلا

    صبح جمعه بود.
    برای شرکت در دعای ندبه میرفتم که حاج مهدی را در راه دیدم.
    دست فرزند کوچکش را گرفته بود و به سمت محل برگزاری دعا می آمد.
    باهم همراه شدیم.
    دعا خیلی معمولی و ساده برگزار شد
    اما حاج مهدی خیلی منقلب شده و اشک،همچون باران بهاری از دیدگانش جاری بود.
    غیر مستقیم از ایشان علت این حالش را پرسیدم.
    گفت: "دعای ندبه خوانده می شد، من کربلا بودم و از آن جا می آمدم.
    وقتی مداح می خواند" این طالب بدم المقتول بکربلا"
    واقعا می فهمیدم معنی این جمله چیست و با چشم خود آن مصائب را می دیدم."



  16. 2 کاربر از پست مفید yavar تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    حاج مهدی زارع در خانواده ای مذهبی به دنیا امد
    پدرش مردی بی نظیر برد. سرشناس ، مقتدر، مومن و از مداحان اهل بیت ع.
    در خانه اش همیشه برای حل مشکلات مردم روستا باز بود.
    اما خیلی زود یتیمی در قضا و قدر مهدی نوشت
    سه ماهه بود که مادرش را از دست داد
    و هنوز هفت ساله نشده بود که سایه پدر از سرش کم شد
    کودکی باهوش و زیرک که صداقت و درستکاری را از پدرش به ازث برده بود


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1