کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    925
    امتیاز : 32,575
    سطح : 100
    Points: 32,575, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Tagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 858
    تشکر شده 1,208 در 583 پست
    مخالفت
    27
    مخالفت شده 35 در 29 پست

    پیش فرض شهید حیدر کلمبه

    اگر ازاین شهید مطلبی دارید(که میدونم ندارید)روی سایت بگذارید...

    زاده ی مرودشت...
    خاطره ای از این شهید...
    اززبان صمد آسایش جو(کلمبه)،برادر شهید حیدر کلمبه...

    آخرین سفر:
    اخرین باری که برادرم می خواست به جپهه برود ،به پیش خواهرم رفته و به او گفته بود:یک چیزی می گویم ناراحت نشو؛ماسنگرکمین هستیم و جپهه ی عراق به ما خیلی نزدیک است و هر لحظه احتمال دارد من شهید شوم...
    بعد هم پیراهن و زیر پیراهنش را بیرون اورده و گفته بود:بیا و در بدن من هر نشانه ای و علامتی می بینی به ذهن بسپار که این آخرین سفر من است...
    خواهرم هم یک خال دربدنش را نشانه گرفته بود که بعد ها وقتی شهید بدون سر ودست و پا به زادگاه خود برگشت از روی همان خال شناسایی شد...

    برای شادی روح همیشه شادشون صلوات...

  2. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    925
    امتیاز : 32,575
    سطح : 100
    Points: 32,575, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Tagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 858
    تشکر شده 1,208 در 583 پست
    مخالفت
    27
    مخالفت شده 35 در 29 پست

    پیش فرض

    ادب میزبان...

    چند نفراز دوستان شهید که با ایشان اختلافی پیدا کرده بودند،به منزل شهید می روند اما ایشان عکس العملی نشان نمی دهد و صبر می کند تا آن ها از منزل خارج شوند.
    وقتی که آن ها مسافتی از خانهی شهید دور می شوندف ایشان به آن ها می رسد و درگیر می شود.
    آن ها با تعجب می گویند:
    چرا آنجا با ما دعوا نکردی؟ و چیزی نگفتی؟
    شهید می گوید:
    شمادرآنجا مهمان بودید...
    دوستانش وقتی این ادب را از شهید می بینند،دست دور گردن او می اندازند و او را می بوسند و اختلاف هاهم با خوبی و خوشی تمام می شود...

    برا شادی روح همیشه شادشون صلوات...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1