یکی از معلم های مدرسه تعریف می کرد که مدیر مدرسه گفته بود که گیر کرده بودیم پشت مین و دشمنانمون-مثل یه جزیره که در تا دورش آبه_ ما هم گیر کرده بودیم پشت مین . بنابر چه چیزی رو من نمی دونم ولی خوب تو اون حال و هوا دوبرادر از هم جدا شدن با چند نفر دیگه تاداوطلبانه روی مین ها برن -شهید شن-تا راه باز شه برای بقیه... فقط می دونم فا میلی اون برادر دریاییه.برا شادی روحش صلوات