فيروزآباد پر از بوي بابونه شد و مردي از تبار حماسه ، پاي به عرصه ي وجود نهاد . بدينسان علي اكبر حبشي در آغوش زيباي طبيعت اولين نگاه معصومانه را در نگاه مادر دوخت ، تا شايد با لبخند كودكانه خود ، زخمهاي بيدريغ مادر رنج كشيدة خود را مرهم باشد . مادر نيز چون گوهري گرانبها او را در دامان پر مهر خود پرورد تا اينكه علي اكبر ، دوران پرنشاط كودكي را پشت سر گذاشت و وارد مدرسه شد .
دورة ابتدايي را در مدرسه هاي سيّار عشايري گذراند و پس از طي اين دوره جهت ادامة تحصيل راهي شهرستان فيروزآباد گرديد . وي با تمام مشكلات همچنان تحصيلات خود را ادامه داد و نهايتاً موفق به اخذ ديپلم در رشته ي رياضي فيزيك گرديد و اين در حالي بود كه انقلابي بزرگ و مردمي در كشور اسلاميمان به وقوع مي*پيوست و مردم انقلابي ايران با مشتهاي گره كرده ي خود استقلال و آزادي را فرياد مي زدند . علي اكبر در صحنة مبارزات حق طلبانة امت اسلامي حضوري فعال داشت و در راه پيشبرد اهداف انقلاب از هيچ كوششي فرو گذار نبود .
شهيد حبشي بعد از پيروزي انقلاب رسماً به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد و خود جزء اولين كساني بود كه هسته ي هسته مركزي سپاه فيروزآباد را بوجود آورده و در اين شهر شهيد پرور به فعاليت پرداخت . وي همچنين از بنيان گذاران نيروي خود جوش بسيج در اين شهر بود . بعلاوه شهيد مدتي نيز مسئوليت سپاه ميمند را بر عهده داشت .
شهيد حبشي كه روح حماسه و ايثار و فداكاري را از بزرگ مردان ايل قبيلة خود به ارث برده بود ، با شروع جنگ تحميلي مردانه سلاح برگرفت و وارد عرصه ي مبارزه گرديد . وي در آغاز در عمليات شكست حصر آبادان شركت كرد و همدوش با ديگر رزمندگان غيور اسلام قسمتي از خاك مقدس ايران را از چنگال بعثيون كافر بدر آو.رد .
شهيد حبشي همچنين در عملياتهاي مختلفي چون فتح المبين ، خيبر، بدر ، والفجر 1 و والفجر 2و … به عنوان مسئول گردان شركت كرد و حماسه آفريد . پيكر مبارك او بارها زخم كين دشمن را بر جان پذيرفت و از نواحي مختلف بدن مجروح شد تا اينكه سرانجام در شامگاه خونين سوم بهمن 1365 آخرين زخم را با ديدار دوست مرهم نهادو در بيكران آسمان به پرواز درآمد . عمليات كربلاي 5 خاطرة پرواز او و هزار كبوتر خونين بالي است كه در آسمان شلمچه به پرواز درآمدند .