کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb شهید محمدمهدی علیمحمدی

    سردار شهيد محمدمهدي عليمحمدي
    نام و نام خانوادگی : محمد مهدی علی محمدی
    نام پدر : همت
    تاریخ تولد : 29 دی ماه 1338
    محل تولد : شهرستان اقلید (استان فارس)
    تحصیلات : دیپلم ناقص برق
    محل شهادت : عملیات کربلای 5 - منطقه شلمچه
    تاریخ شهادت : 1 بهمن 1365
    نحوه شهادت : اصابت گلوله سیمینُف (قَنّاصه)
    (جهت اشنايي بيشتر با اين سلاحاینجا را كليك كنيد)
    اخرین سمت : فرمانده گردان کوثر تیپ المهدی
    .............
    فرازی از وصیت نامه :
    نماز را سبك نشماريد که امام صادق (ع) ميفرمايند: كسى كه نماز را سبك بشمارد مورد شفاعت ما واقع نمى شود . امر به معروف و نهى ازمنكر كنيد و دركارهاى خود اخلاق اسلامى داشته باشيد که اخلاق اسلامى از برنده ترين اسلحه ها ى مدرن تمدن امروزى است و چه بسا با اخلاق بد كه گناه كبيره است عده زيادى به اين انقلاب بدبين شوند و شما عملا با اخلاق خوب خود مى توانيد بهترين مبلغ باشيد .
    ...............
    (جهت مشاهده و دریافت وصيت نامه شهيد اینجا واینجا را كليك كنيد)
    ویرایش توسط سائل الزهرا : جمعه ۲۷ مرداد ۹۱ در ساعت ۲۱:۳۵
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  2. 10 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. 5 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb

    متن کامل وصیت نامه سردار شهید محمدمهدی علیمحمدی



    بسم الله الرحمن الرحيم الحمد الله رب العالمين والصلوه والسلام على سيد الانبياء والمرسلين و لعنه الله على اعدايهم اجمعين )؟؟؟( والدين واعوذ بالله من الشيطان الرجيم واعدو لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله وعدوكم
    درموقع حركت بسوى خدا آنچنان خود را آماده كن كه گوييا ديگر برنمى گردى . امام صادق (ع)
    خط سرخ شهادت خط آل محمد وعلى (ع) است واين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگواران و به پيروان خط آنان *به ارث رسيده است . همانطور كه امام سازش ناپذيرمان فرمود : به جبهه رويد تا جوانان كه درجبهه هستند خسته نشوند ; من سنگينى اين مطلب را بردوش خود احساس كردم و براى اجراى عدالت و قانون الهى به نبرد حق عليه باطل رفتم . دراينجا سخنى چند با برادران پاسدارم دارم . از شما عزيزان مى خواهم كه اطاعت امر امام كنيد و او را تنها نگذاريد و هر لحظه خدا را شاهد اعمال خود بدانيد ; شما سرمايه هاى اصلى و معلم انقلاب هستيد ; مستضعفان عالم به شما چشم امید دوخته اند ; جبهه ها را خالى نگذاريد , نماز را سبك نشماريد امام صادق (ع) ميفرمايد : كسى كه نماز را سبك بشمارد مورد شفاعت ما واقع نمى شود , امر به معروف و نهى از منكر كنيد و در كارهاى خود نظم و اخلاق اسلامى داشته باشيد , اسلحه اخلاق اسلامى برنده ترين اسلحه هاى مدرن تمدن امروزى است , چه بسا با اخلاق بد كه گناه كبيره است عده زيادى به اين انقلاب بدبين شوند و شما عملا با اخلاق خوب خود مى توانيد بهترين مبلغ باشيد , نماز عبادى سياسى جمعه را سبك نشماريد و بدون عذر ترك نكنيد . از خانواده ام مى خواهم كه با متانت , استقامت , صبر و بردبارى شهادت مرا پذيرا شوند . از همسرم كه همواره در زندگى مشوق من بود وهيچگاه مانع براى رسيدن به هدفم نبود و درسختى ها و راحتى ها با من بود تشكر مى كنم وانشاءالله كه دخترم را زينب گونه تربيت كند و در اولين فرصت نماز و قرآن را به او بياموزد . مى دانم كه خدا بار ديگر شما را امتحان نمود ايندفعه علاوه برخواهر شهيد بودن خداوند شما را به عنوان همسر شهيد نيزآزمايش مى كند . انسان هربار كه ازعهده امتحانى برمى آيد خداوند از او امتحان سخت ترى* به عمل مى آورد . از پدر و مادرم مى خواهم كه مرا حلال كنند و اگر نتوانستم در طول عمرم خدمتى براى آن*ها بكنم از حق خود بگذرند و مرا حلال كنند من امانتى بودم در بين شما و خدا امانت خود را پس گرفت و به جاى گريه براى من براى امام حسين (ع) گريه كنيد . ازمال دنيا خانه كوچكى دارم كه آن *را به همسرم مى بخشم . درخاتمه , گروههاى مقاومت و پايگاههاى مقاومت شاهرگ اصلى بسيج مى باشند كه مسئوليت مستقيم اينها به عهده مسئول بسیج و درمرحله بعدى به عهده ديگر پرسنل بسيج وسپاه می باشد , اينها را تقويت كنيد , اينجا بود كه فرمان بسيج صادرشد . ارتش 20 ميليونى فرمانش صادرشد كه آمريكا بداند اگر 2 ميليون يا 3 ميليون ارتش دارد ملت ايران 20 ميليون دارد و هر آمريكايى و هر يك از نوكران آمريكا بخواهند در اين كشور وارد بشوند بايد از روى 36 ميليون جمعيت ايرانى بگذرند اين مطلب را امام عزيزمان خواست .
    والسلام
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  6. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    Lightbulb

    چرخ های موتور


    بعد از ظهر یک روز گرم تابستان بود و مهدی چترابگون به همراه شهید علیمحمدی با موتوری که از شهید یوسفی به یادگار مانده بود و طبق وصیتش به بسیج اهدا شده بود در حال عبور از حوالی منزل پدری شهید علیمحمدی بودند که شهید علیمحمدی هوس میکند سری به مادر و پدرش بزند .
    منزل شهید در محله عصار شهرستان اقلید واقع است که از میدان اصلی شهر که وارد محله عصار شویم یک شیب نسبتا زیاد باعث میشود که وسیله نقلیه حتی اگر خاموش هم باشد این مسیر چند صد متری را طی کند .
    در این حال شهید علیمحمدی به همراه مهدی چترابگون مسیر خود را کج کرده و به سمت منزل پدری شهید میروند و در همین حال است که شهید موتور را خاموش کرده و مسیر فلکه اصلی تا منزل پدری را با موتور خاموش طی میکنند .
    مهدی چترابگون کنجکاوانه از شهید میپرسد چرا موتور را خاموش کردی ؟
    شهید علیمحمدی از پاسخ دادن امتناع میکند ولی با اصرار مهدی چترابگون بالاخره پاسخ میدهد :
    این موتور متعلق به بیت المال است و تا فلکه اصلی که استفاده شخصی نبود اشکالی نداشت اما از انجا تا درب منزل پدری ام دیگر استفاده شخصی به حساب می اید .
    و در ادامه میگوید :

    تازه با اینکه موتور خاموش است اما همین که چرخهایش میچرخد و روی زمین ساییده میشود برای همین هم باید ان دنیا پاسخگو باشیم .
    در نهایت هنگام بازگشت هم با موتور خاموش تا سر فلکه پیاده امدند و از انجا موتور را روشن کرده و به راه افتادند .
    .........
    (خاطره ای از مهدی چترابگون , از همرزمان شهید)
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  8. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    طريقه شهادت سردار شهید محمدمهدي عليمحمدي

    (یادمان شلمچه)
    عمليات كربلاي ۴ تازه به پايان رسيده بود و به دليل لو رفتن اين عمليات هيچ گونه پيروزي و پيشروي توسط سربازان ايران اسلامي صورت نگرفته و عملا اين عمليات شكست خورده و دشمن بعثي مغرور بر روي منطقه شلمچه سايه افكنده بود .
    در نهايت در روز ۱۹ دي ماه سال ۱۳۶۵ عمليات كربلاي ۵ با رمز مبارك يا زهرا (س) در منطقه شلمچه اغاز شد .
    غروب اولين روز بهمن ماه سال ۶۵ بود و گردان كوثر تيپ المهدي كه متشكل از دلاور مردان شهرستان اقليد به فرماندهي شهيد محمدمهدي علي محمدي جلوتر از بقيه خط را شكسته بود و به شدت با دشمن بعثي درگير بود .
    در اين گير و دار يك سنگر مستحكم عراقي كه يك تيربارچي و يك تك تير انداز ان را احاته كرده بودند به شدت گردان را ازار ميداد و مانع از پيشروي نفرات شده بود .
    شهيد عليمحمدي (فرمانده گردان) به همراه اقاي حسنبگي و رضايي به دنبال راه چاره اي براي گذر از اين تيربارچي و تك تير انداز بودند كه به ارپيجي زن گردان اقاي تدين رسيدند كه پس از شليك چند گلوله ناموفق زخمي شده بود و به گوشه اي افتاده بود .
    در همين حين شهيد عليمحمدي بدون اينكه صحبتي با ديگر همرزمانش بكند جلوتر رفته و ار پي جي را برداشته و مسلح كرده و غافل از تك تير انداز بعثي به بالاي خاكريز ميرود و اماده شلیک اولین خمپاره میشود كه در همان لحظه که خمپاره از ار پی جی او رها میشود گلوله ای هم از تک تیر انداز رها شده و همزمان که خمپاره به سنگر اصابت کرده و دشمن بعثی را به درک واصل میکند گلوله تک تیر انداز نیز به پیشانی شهید علیمحمدی اصابت کرده و فرمانده دلير گردان كوثر اقليد به دیدار حضرت حق میشتابد .
    در همین حین دستور عقب نشینی تاکتیکی صادر شده و فردای انروز حوالی سحر (بامداد ۲ بهمن سال ۶۵) جنازه شهید علیمحمدی به عقب انتقال میابد .
    در اين عمليات گردان كوثر اقليد دلاوريهاي فراواني از خود نشان داد و به دليل حركت در صف اول بيشترين صدمات را مجاهدانه پذيرفتند .
    نهايتا در اين عملیات که بعد از ازاد سازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس میتوان از ان به عنوان یکی از غرور افرین عملیات های ۸ سال دفاع مقدس نام برد كه سربازان ایران اسلامی تا ۱۲ کیلومتری بصره پیش رفته و ۱۵۰ هزار کیلومتر مربع را ازاد ساختند و بيش از 80 فروند هواپيما , 700 دستگاه تانک و نفربر , 250 قبضه توپ صحرايي و ضد هوايي , صدها قبضه انواع ادوات نيمه سنگين , 1500 دستگاه خودرو و 400 دستگاه انواع ادوات مهندسي و رزمي را منهدم كردند .
    ..................
    (جهت مشاهده منبع و توضیحات کامل تر اینجا را کلیک کنید)
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  10. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    پدر یکی از بچه های با اخلاص واحد شهدا
    از شهدای لامردن
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  12. 6 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  13. #7
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    21
    امتیاز : 2,570
    سطح : 30
    Points: 2,570, Level: 30
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 8
    تشکر شده 69 در 19 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سردار شهيد عبدالعلي نيكويي (همرزم شهيد محمدمهدي عليمحمدي)

    فایل پیوست 7131

    به راستی هر وقت حرف از دلاوری و شجاعت و مردانگی و پایبندی به اسلام و انقلاب می شود ناخوداگاه به یاد شهید بزرگوار عبدالعلی نیکویی می افتم با ان هیکل تن و مند و استوار و رشید , اما به راستی این شهید که بود ؟
    ...................
    نام و نام خانوادگی : عبدالعلی نیکویی
    نام پدر : محمد
    تاریخ تولد : 1336
    محل تولد : اقلید (فارس)
    تاریخ شهادت : 1364.11.27
    محل شهادت : فاو (عملیات والفجر 8)
    سمت : فرمانده سپاه اقلید
    ...................

    /**/
    خاطره ای کوتاه و فوق العاده خواندنی از این شهید :
    یکی از ویژگیهای این شهید والا مقام ، مبارزة فکری و عملی با افراط و تفریط در انجام عبادات بود . نقل شده که با یکی از دوستانش به سبب افراط در عبادت در محل کار و غافل شدن از انجام وظیفه ، برخورد تند نموده و پس از اعتراض همکاران فرموده بودند :" اگر ما پاسداران این گونه باشیم ، یک هفته بیشتر طول نمی کشد که صدام ، پایش را پشت گردن ما می گذارد و حساس ترین نقاط این مملکت را می گیرد و به جان و مال و ناموس و دین ما رحمی نمی کند . این گونه تفکرات افراطی در دین غفلت از عمل است که جز سرخودگش و تبل پروری ، چیز دیگری به دنبال ندارد .
    " سردار شهید عبدالعلی نیکویی پس از عمری جهاد و مبارزه ، سرانجام در 27 بهمن ماه 1364 بر اثر اصابت گلولة دشمن به فیض عظمای شهادت نایل آمد و محور" فاو" را مهبط فرشتگان رحمت ساخت . پیکر مطهر و مظلوم آن یوسف پیرهن چاک ، قریب به ده سال در منطقه فرو ماند تا اینکه در سال 1374 توسط گروه تفحص ،کشف وطی مراسمی باشکوه در اقلید تشییع وبه خاک سپرده شد .
    ....

    (شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات)

    .......................
    برگرفته از وبلاگ شهيد محمدمهدي عليمحمدي : www.shahidalimohammadi.blogfa.com

  14. 7 کاربر از پست مفید لاله سرخ تشکر کرده اند .


  15. #8
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    525
    امتیاز : 28,624
    سطح : 99
    Points: 28,624, Level: 99
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 1,376
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,851
    تشکر شده 1,193 در 350 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


    شهید علی محمدی

  16. 5 کاربر از پست مفید mmdali.LTF تشکر کرده اند .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    شعری تقدیم به شهید محمدمهدی علیمحمدی

    تقدیم به شهید بزرگوار محمدمهدی علیمحمدی فرزند مرحوم همت :
    سحرگاهان به محراب معانی
    وجود خالی ام شد آسمانی
    محمد مهدی ام فرزند همّت
    گل اقلیدی و رخ ارغوانی

    برگرفته از کتاب شروه و شقایق از احد ده بزرگی ص 83
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  18. 7 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,748
    سطح : 100
    Points: 122,748, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 41,999 در 9,340 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    میگفت :
    قرآن کلام پروردگار است
    مگر میشود بی مقدمه آن را تلاوت کرد ...
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  20. کاربر روبرو از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده است .


  21. #11
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    55
    امتیاز : 1,875
    سطح : 25
    Points: 1,875, Level: 25
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 465
    تشکر شده 326 در 53 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهیدی که موسس و اولین فرمانده پادگان امام سجاد اقلید بود/ او نان دور ریز همرزمانش را می خورد




    شهید علی محمدی از آنجا به ضرورت بحث آموزش بسیجیان پی برده بود همراه عده ای از دوستان خود به دیدار یکی از خوانین منطقه رفت و از وی زمینی را برای آموزش بسیجیان گرفت و در آنجا چادر زد و مشتاقان عازم به جبهه ها را آموزش می داد.

    شیرازه- سردار شهيد محمدمهدي علي محمدي از سرداران شاخص استان فارس و شهرستان اقليد در دی ماه سال 1338 در اقلید به دنیا آمد و در این شهرستان در رشته برق تحصیل کرد، اما نتوانست دیپلم خود را کامل کند.
    با شروع جنگ تحمیلی مثل تمام هم سن و سال های خود به صورت نیروی بسیجی عازم جبهه های جنگ شد، بارها تا مرز شهادت پیش رفت و چند بار مجروح و حتی شیمیایی شد.




    با تشکیل سپاه او نیز به این نهاد انقلابی می پیوندد و همراه لشکر 33 المهدی به جبهه ها اعزام می شود. از انجا که فرماندهان به نبوغ شهید علی محمدی پی برده بودند، وی را فرمانده گردان کوثر تیپ المهدی گذاشتند.



    شهید علی محمدی از آنجا به ضرورت بحث آموزش بسیجیان پی برده بود همراه عده ای از دوستان خود به دیدار یکی از خوانین منطقه رفت و از وی زمینی را برای آموزش بسیجیان گرفت و در آنجا چادر زد و مشتاقان عازم به جبهه ها را آموزش می داد.




    بعد از مدتی پیشنهاد احداث پادگان را به سردار اسدی و ستاد کل نیروهای مسلح داد و آنجا شد پادگان، شهید علی محمدی را باید موسس پادگان امام سجاد(ع) و اولین فرمانده همین مرکز آموزشی دانست.

    این شهید دلاور شهرستان اقلید یک تخریب چی تمام عیار بود و در عملیات های والفجر 8، بدر و کربلای 5 حضور موثری داشت، او هم فرمانده بود و هم مربی. تا این که غروب اولين روز بهمن ماه سال ۶۵ بود و گردان كوثر تيپ المهدي كه متشكل از دلاور مردان شهرستان اقليد به فرماندهي شهيد محمدمهدي علي محمدي جلوتر از بقيه خط را شكسته بود و به شدت با دشمن بعثي درگير بود .

    در اين گير و دار يك سنگر مستحكم عراقي كه يك تيربارچي و يك تك تير انداز ان را احاطه كرده بودند به شدت گردان را ازار مي داد و مانع از پيشروي نفرات شده بود.

    شهيد علی محمدي (فرمانده گردان) به همراه اقاي حسن بیگي و رضايي به دنبال راه چاره اي براي گذر از اين تيربارچي و تك تير انداز بودند كه به ارپيجي زن گردان شهید تدين رسيد كه پس از شليك چند گلوله ناموفق زخمي شده بود و به گوشه اي افتاده بود .

    در همين حين شهيد علي محمدي بدون اينكه صحبتي با ديگر همرزمانش كند جلوتر رفته و ار پي جي را برداشته و اماده شلیک اولین خمپاره می شود كه در همان لحظه که خمپاره از ار پی جی او رها می شود، گلوله ای هم از تک تیر انداز رها شده و همزمان که خمپاره به سنگر اصابت کرده و دشمن بعثی را به درک واصل می کند، گلوله تک تیر انداز نیز به پیشانی شهید علی محمدی اصابت کرده و فرمانده دلير گردان كوثر اقليد به دیدار حضرت حق می شتابد.




    امیرعباس حیدری یکی همرزمان شهید خاطره جالبی از وی داد. حیدری می گوید،
    «دیر وقت بود، داخل چادر بودیم که دیدم داره صدای خورد شدن می اید، از چادر بیرون که آمدم دیدم شهید علی محمدی کنار چادر نشسته و داره یه چیزی از رو زمین برمی داره و می خوره، رفتم جلو گفتم مهدی جان چه میکنی؟ شهید گفت: هیچی، این تیکه نونارو ظهر بچه ها ریختن بیرون از چادر حیفه، نعمت خداست، گناه داره، دارم سالماشو می خورم.»





    منصور تقوایی یکی دیگر از دوستان شهید درباره اخلاق وی چنین می گوید: «شهید علی محمدی برای آموزش بچه ها رو برده بود تپه های اطراف، همه خسته برگشتن پایگاه و طبق معمول یه دیس پر از پلو آماده بود، همه از خستگی و گرسنگی رفتن سراغش، شهید هر چی بهشون گفت بابا یه دست و صورتی بشورین و نمازتون را بخونید، کسی گوش نداد.

    مرتبه بعدی باز همین اتفاق افتاد که شهید علی محمدی یک بمب دست ساز گذاشت زیر پلو وسط برنجای داغ (از انجایی که استاد تخریب بود، کار با مواد منفجره رو خوب بلد بود) بچه ها تا رفتن سراغ دیس برنج،بمب دست ساز منفجر شد و برنج پاشید تو سر و صورت همه، بچه ها داشتن به قیافه همدیگه میخندیدن که شهید علی محمدی با خنده رو کرد به همه و گفت: «اول غذا بعد از نماز» از اون زمان به بعد، اول همه نمازشان را می خواندند و یادی هم از آن انفجار و برنج هایی که رفت تو چشمشان.»


    پیوند کوتاه به مطلب
    یاایها العزیز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضعة مزجة فاوف لنا الکیل وتصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین
    «ای عزیز به ما وخاندان ما رنج رسیده وکالایی ناچیز اوردیم ، پس برای ما پیمانه را پر کن ، وبر ما تصدق کن که خدا به تصدق کنندگان پاداش دهد.»

    (یوسف ایه 88)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1