کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 139 , از مجموع 139
  1. #121
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۲
    محل سکونت
    کربلا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,607
    امتیاز : 24,252
    سطح : 94
    Points: 24,252, Level: 94
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,042
    تشکر شده 5,963 در 1,357 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهیدان عرفان و علیرضا انتظامی

    نقل قول:
    این برام خیلی جالبه که عرفان تولدش 19 دی هست و علیرضا 25 دی
    یعنی سالگرد کربلای 4 و 5 نگاه که میکردم دیدم اکثر شهدا هم سالاگرد شهادتشون همین دو روزه مثل محمد کدخدا و هاشم اعتمادی و دیگر شهدای اون ردیف


  2. #122
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۲
    محل سکونت
    کربلا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,607
    امتیاز : 24,252
    سطح : 94
    Points: 24,252, Level: 94
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,042
    تشکر شده 5,963 در 1,357 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شهیدان عرفان و علیرضا انتظامی

    پدر علیرضا و عرفان انتظامے مے گوید:


    همـﮧ فکرم این بود کـﮧ آیا بچه ها آن لحظـﮧ مرا صدا کرده اند؟

    مراسم هفتم خوابشان را دیدم

    علیرضا گفت: بابا شما فکر مے کنے من و عرفان آن شب اذیت شدیم؟

    گفتم: بلـﮧ، چـﮧکردید؟

    گفت: بابا! وقتےبمب منفجر شد من و عرفان اصلاً آنجا نبودیم، ما به

    بیرون از حسینیـﮧ رفتیم و با تاکسے بـﮧگلزار شهدا رفتیم

    وقتےبـﮧ گلزار شهدا رسیدیم پولی نداشتیم بـﮧراننده بدیم کـﮧراننده

    لبخندےزد و گفت: من پول نمےخوام !


    انگار خدا آن دو را دربست بـﮧ بهشت دعوت کرده بود


  3. #123
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    وسط روضه ی تو قد کشیدم...
    جنسيت
    برادر
    سن
    -2013
    نوشته ها
    2,745
    امتیاز : 44,908
    سطح : 100
    Points: 44,908, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Recommendation Second ClassCreated Album picturesCreated Blog entrySocialYour first Group
    تشکر کردن : 12,626
    تشکر شده 9,631 در 2,252 پست
    حالت من : Vaaaaay
    نوشته های وبلاگ
    9
    یاد شده
    در 2 پست
    نقل قول شدن
    در 7 پست
    مخالفت
    336
    مخالفت شده 115 در 78 پست

    Exclamation تازه هست،همین جمعه از راویش شنیدم....

    _همیشه آرزو داشتم بتونم مثل مسعود باشم.
    این رو یه جانباز 60% در مورد شهید رضایی می گفت.
    فرمانده پایگاهشون بود.تازه بعد 30 سال هنوز یه ترکش 20سانتی متری تو استخان پاش بود.
    عَلَیکَ بِالأَحداثِ




    __________________________________________________ __________________________________________________ _________________
    و
    کلبهم باسط ذراعیه بالوصید...سوره : الكهف آیه18 :
    مدیون حسینیم. مجنون اباالفضل. محزون زینب

    لن تسبى زينب مرتين

  4. 12 کاربر از پست مفید آ میز ممد حسین تشکر کرده اند .


  5. #124
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    از مادر شهید :
    چند تا از فامیلای دور که بعضی از خانماشون حجاب کاملی نداشتن اومده بودن منزل عید دیدنی محمد از اتاقش بیرون نیومد ، باباش رفت دنبالش و گفت : زشته ، پاشو بیا پایین پیش مهمونا

    بخاطر امر پدر اطاعت کرد.... سر به زیر اومد ، سلام و احوال پرسی کرد ، هم راستا با مهمونا نشست که نبیندشون
    یه روزنامه باز کرد جلو صورتش و شروع کرد خوندن...
    [["Arial"][/FONT]


  6. #125
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    بعد از انفجار توی بیمارستان که بود خوب و طبیعی بود ، با شدّت اون آسیبی که دیده بود هیچ عکس العملی نشون نمیداد !

    مادر راضیه رفت کنار تختش و بهش گفت: راضیه جان اگه صدای منو میشنوی لبخند بزن (راضیه پسر عمه خردسالش رو خیلی دوست داشت)
    راضیه جان میخوای عکس پسر عمه ات رو نشونت بدم ؟! (راضیه هیچ عکس العملی نشون نداد)
    وقتی مادرش بهش گفت : میخوای برات روضه حضرت زهرا (س) بزارم ، راضیه لبخند زد ، باور کردنی نبود ، وقتی اسامی حضرت زهرا (س) ، امام حسین و حضرت ابوالفضل رو میشنید ، لبخند میزد
    [["Arial"][/FONT]


  7. #126
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960
    امتیاز : 14,643
    سطح : 78
    Points: 14,643, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 207
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger First ClassSocial
    تشکر کردن : 7
    تشکر شده 3,307 در 1,297 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    شهادت راضیه به نقل از دوستان:

    تو چشمای پرستار اشک حلقه زده و میگه:

    آقا سیّد دعا کنید بیهوش بشه ،الان داره خیلی درد میکشه آخه هوشیاره



    روز هفدهم

    رفته بودیم بیمارستان راضیه بهتر بود ، چشاشو باز می کرد و برامون دست تکون میداد مادر پدرش از خوشحالی دورمون میگشتن و قربون صدقمون میرفتن ، می گفتن ایشالله راضیه خوب بشه و باز با شما بیاد و بره

    مادر بزرگش خییلی دعا می کرد که ایشالله خدا خیرتون بده و . . .

    روز واقعه

    امروز که رفتیم بیمارستان مادر و پدرش از ناراحتی چشاشون به زور باز می شد اینقدر ناراحت بودن که ما رومون نمیشد بریم پیششون

    یکی از پرستارا آشنامون بود و میگفت حالش اصلا خوب نیست

    ظهر روز آخر

    بعد از ظهر بیمارستان بودیم .

    یه دفعه حالش بهم ریخت . ایست قلبی کرده بود

    دکترا ریختن دور و برش و بعد دو ساعت طبیعی شد

    وامشب هم پر کشید

    الان دارم از خونشون میام .

    غوغای محشر بود .

    پدرش می گفت:حالا کی همه مونو نصیحت کنه ؟!

    مامانش میگفت: وااااای بچه حافظ قرانم ....... واااای دختر نورانی ام ...... واااااای................
    [["Arial"][/FONT]


  8. #127
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    وسط روضه ی تو قد کشیدم...
    جنسيت
    برادر
    سن
    -2013
    نوشته ها
    2,745
    امتیاز : 44,908
    سطح : 100
    Points: 44,908, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Recommendation Second ClassCreated Album picturesCreated Blog entrySocialYour first Group
    تشکر کردن : 12,626
    تشکر شده 9,631 در 2,252 پست
    حالت من : Vaaaaay
    نوشته های وبلاگ
    9
    یاد شده
    در 2 پست
    نقل قول شدن
    در 7 پست
    مخالفت
    336
    مخالفت شده 115 در 78 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط nada نمایش پست اصلی
    از مادر شهید :
    چند تا از فامیلای دور که بعضی از خانماشون حجاب کاملی نداشتن اومده بودن منزل عید دیدنی محمد از اتاقش بیرون نیومد ، باباش رفت دنبالش و گفت : زشته ، پاشو بیا پایین پیش مهمونا

    بخاطر امر پدر اطاعت کرد.... سر به زیر اومد ، سلام و احوال پرسی کرد ، هم راستا با مهمونا نشست که نبیندشون
    یه روزنامه باز کرد جلو صورتش و شروع کرد خوندن...
    این مال کدوم شهیده؟
    عَلَیکَ بِالأَحداثِ




    __________________________________________________ __________________________________________________ _________________
    و
    کلبهم باسط ذراعیه بالوصید...سوره : الكهف آیه18 :
    مدیون حسینیم. مجنون اباالفضل. محزون زینب

    لن تسبى زينب مرتين

  9. #128
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مهر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    274
    امتیاز : 2,947
    سطح : 33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 1.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,756
    تشکر شده 1,413 در 264 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    6
    مخالفت شده 8 در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mirza mhp نمایش پست اصلی
    این مال کدوم شهیده؟
    شهید مهدوی از اسمش مشخصه

  10. کاربر روبرو از پست مفید cheshmhetasnim تشکر کرده است .


  11. #129
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    دنياي غفلت!مزرعه آخرت!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,332
    امتیاز : 50,432
    سطح : 100
    Points: 50,432, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,960
    تشکر شده 10,895 در 2,238 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط نردبانی تا خدا نمایش پست اصلی
    سلام

    بعد از 4 سال میخوام یه خاطره ای مسعود براتون تعریف کنم

    حدودای 4-5 ماه قبل از شهادتش با ماشین بودم دیدم 4-5 بسته روغن و برنج و حبوبات همراهش هست داره پیاده میره

    جلو پاش ترمز زدم به شوخی بهش گفتم برسونمتون * بماند که چقدر خندیدم

    بهش گفتم حالا کجا داری میری گفت یه جای کار دارم تا جایی که مسیرت میخوره منم میام بهش گفتم اگه به میخوای

    دربستی هم میبریم هاااااا گفتم دویی ما که بیکاریم حالا هر کجا که میگی بریم نمیخواست بگه که کجا میخواد بره ولی من خیلی

    پا پیچش شدم گقت این جایی که داریم میریم تا من زنده هستم نباید به کسی بگی به شوخی بهش گفتم ناقلا نکنه زن گرفتی نمیخوای

    کسی بفهمه !!! یه نگاهی بهم کرد کلا از رو رفتم خلاصه با هم دیگه رفتیم یکی از فقیر نشین محله های شیراز همون حلبی آباد

    خودمون بهم گفت همین جا وایسا تا بیام گفتم چشم ولی چون فضولیم نزاشت پیاده شدم دیدم رفت در 2-3 تا خونه این مواد غذایی

    رو که خریده بود بهشون داد بعدشم یه مقداری پول هم داد بغض تو گلوم داشت خفم میکرد من درباره مسعود چی فکر میکردم

    بعدش اومد سوار ماشین شد فهمید که من دیدم بهم گفت دویی مگه نگفتم پیاده نشو یهو زدم زیر گریه دیدم داره بهم میخنده میگه

    نیگا خرس گنده داره گریه میکنه ازش پرسیدم مسعود چقدر وقت که بهشون کمک میکنی !!! گفت بیخیال هر چی گفتم هیچی نگفت

    گذشت تا شب انفجار تو کانون دیدمش بعد از کلی شوخی خندیدن بهم گفت یه کاری بگم قول میدی انجام بدی گفتم بفرما

    گفت اگه من زنده نبودم هر وقت تونستی به اون خونواده ها که با هم رفتیم یه سری بزن بهش گفتم ما شانس نداریم بادمجون

    بم افت نداره بهم گفت اگه بخوان ببرن جوری میبرنت که خودتم متوجه نمیشی !!!! *

    راست میگفت جوری بردنش که هیچ کسی باورش نمیشد

    روحمون با یادش جلا پیدا کنه شادی روحش صلوات
    اين خاطره يكي از زيباترين خاطراتيه كه خوندم و خيلي هم تاثير گذاشته...و هرجا تونستم تعريف كردم.
    قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عليهِ وَآلِه:
    كسي كه در نوشته ای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار مي كنند.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

    خوشا به حال کربلاییت....شش گوشه را طواف میکنی و عاشقی..
    کل یوم عاشورا یعنی هر روز تو و هر لحظه ات...
    و کل ارض کربلا یعنی دل تو ،یعنی هرجا تو باشی و دلت...دعایم کن...که محتاجم یا صاحب الزمان عج...

    الهي... هب لي كمال الانقطاع اليك و انرابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك...
    اگر ميخواهيد که به
    کمال انقطاع الیک برسيد بايد از چیزایی که دوست دارید در راه خدا انفاق کنيد.



  12. #130
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۰۶
    محل سکونت
    اونجا,اون گوشه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,564
    امتیاز : 16,552
    سطح : 82
    Points: 16,552, Level: 82
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 298
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,885
    تشکر شده 4,156 در 1,262 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    این آقا یه مسعود منِ بدبختم یه مسعود..

    کنارم گذاشتی که تلخم کنی؟
    شرابی شده ام ناب...
    حالا حسرتم را بکش...

  13. 5 کاربر از پست مفید Masoud 1365 تشکر کرده اند .


  14. #131
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۲۰
    محل سکونت
    آسمـــون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,039
    امتیاز : 11,896
    سطح : 71
    Points: 11,896, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,653
    تشکر شده 6,977 در 1,711 پست
    حالت من : Bitafavot
    نوشته های وبلاگ
    20
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 15 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 16 در 15 پست

    پیش فرض

    یارئوف...

    چقدر مطالب و خاطرات تکان دهنده هست...


    شهدا...نگاهــــی!
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اَلحَمـدُلله مٍن اوِل الدُنيا الي فنائـٍــها وَ منَ الآخرة الي بَقائـٍـــها،
    الحَمـدٌلله علي کٌلٍ نٍعـمة و استَغفٍــرٌالله مٍن كٌل ذَنـبٍ وَ اتـوبٌ الَــيه وَ هٌو َارحَمٌ الراحٍميـن..



    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

  15. کاربر روبرو از پست مفید HelSa تشکر کرده است .


  16. #132
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,051
    امتیاز : 39,554
    سطح : 100
    Points: 39,554, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,941
    تشکر شده 22,260 در 4,593 پست
    یاد شده
    در 2 پست
    نقل قول شدن
    در 17 پست
    مخالفت
    70
    مخالفت شده 61 در 53 پست

    پیش فرض

    [آیکن بغض]

    خاطره که نداریم بذاریم مثل دوستان ، فقط اینکه هرساله توی این 5-6 ساله ، با سالگرد شهدا ، کانون اومدنمون ، برخی تکلیفها با خودم محکم تر شد
    حتی دلیل آشنایی و پایه ثابت شدن

    ولی بعد از این همه مدت ، نرسیدم به جایی که باید میرسیدم :/
    ویرایش توسط Arad : سه شنبه ۱۹ فروردین ۹۳ در ساعت ۱۵:۱۳


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  17. 3 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


  18. #133
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-دی-۲۹
    محل سکونت
    خودم شیراز دلم کربلا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    190
    امتیاز : 2,471
    سطح : 30
    Points: 2,471, Level: 30
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Created Blog entryTagger Second ClassSocial1000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 138
    تشکر شده 441 در 164 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    11
    مخالفت شده 39 در 26 پست

    پیش فرض

    خاطره ندارم ولی تو رو خدا نه خونشون رو پایمال کنید و از همه تر نگذارید که خونشون پایمال بشه......
    ما خامنه ای را خدا نمی دانیم.....
    اما افتخار خدا در این زمانه خامنه ایست.....
    به کور چشم همه دشمنا......
    خداوندا......
    التماس میکنم که جانم فدای حضرت سیدعلی شود.......



  19. 3 کاربر از پست مفید فدای رهبر تشکر کرده اند .


  20. #134
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زيرسايه امام رضا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,144
    امتیاز : 30,645
    سطح : 100
    Points: 30,645, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 33.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,035
    تشکر شده 4,988 در 1,030 پست
    حالت من : Sepasgozar
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    عالم با عمل

    انگار شیر فلکه گوشیش رو باز کرده بودن گوشیش یه پشت زنگ میخورد،همینطور پشت سرهم.

    -چرا جواب نمیدی؟

    __اینجا نمیشه

    -خوب بردار
    شاید باهاتکار واجب دارن

    رفت بیرون حسینیه جواب داد و برگشت داخل.رو کرد بهم گفت.گوشیمو اینجا جواب بدم اگه صدام برا کسی مزاحمت ایجاد کرد چی؟نمیشه ما به مردم بگیم ساکت خودمون عمل نکنیم...

    شهید نجمه قاسم پور





  21. #135
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۲۰
    محل سکونت
    آسمـــون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,039
    امتیاز : 11,896
    سطح : 71
    Points: 11,896, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,653
    تشکر شده 6,977 در 1,711 پست
    حالت من : Bitafavot
    نوشته های وبلاگ
    20
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 15 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 16 در 15 پست

    پیش فرض

    یارئوف..

    خیلی اهل زیارت بود،وبا ائمه(علیه السلام)
    انس زیادی داشت..

    نماز صبح روز جمعه اش را حرم مطهر حضرت شاه چراغ(علیه السلام) میخواند!

    از دست نوشته هایشان:
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم،هر روز این آیه را10 مرتبه بخوانید تاشیطان بسراغتان نیاید!



    شهید مسعود رضایی
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اَلحَمـدُلله مٍن اوِل الدُنيا الي فنائـٍــها وَ منَ الآخرة الي بَقائـٍـــها،
    الحَمـدٌلله علي کٌلٍ نٍعـمة و استَغفٍــرٌالله مٍن كٌل ذَنـبٍ وَ اتـوبٌ الَــيه وَ هٌو َارحَمٌ الراحٍميـن..



    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

  22. 10 کاربر از پست مفید HelSa تشکر کرده اند .


  23. #136
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۲۰
    محل سکونت
    آسمـــون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,039
    امتیاز : 11,896
    سطح : 71
    Points: 11,896, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,653
    تشکر شده 6,977 در 1,711 پست
    حالت من : Bitafavot
    نوشته های وبلاگ
    20
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 15 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 16 در 15 پست

    پیش فرض

    یارئوف..
    سلام

    از مربیان کانون شهدای مکتب قرآن بود،
    ودر فعالیت های فرهنگی خبره،درآخر سال کاروان زیارتی امام رضا
    (علیه السلام) رابه همراه دوستانش برای عید برنامه ریزی کردند!

    میگفت:یه کاری کنیم که امام رضا
    (علیه السلام )بهتر بپذیرتمون!،وچهله زیارت خاصه،به پیشنهاد او انجام شد.

    چهل روز قبل از سفرمشهد هرروز در مسجدتوکلی خوانده شد..
    وچه زیبا
    امام رئوف او راپذیرفت..



    شهید بزرگــوار،محمد جواد یاقوت..
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اَلحَمـدُلله مٍن اوِل الدُنيا الي فنائـٍــها وَ منَ الآخرة الي بَقائـٍـــها،
    الحَمـدٌلله علي کٌلٍ نٍعـمة و استَغفٍــرٌالله مٍن كٌل ذَنـبٍ وَ اتـوبٌ الَــيه وَ هٌو َارحَمٌ الراحٍميـن..



    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

  24. 6 کاربر از پست مفید HelSa تشکر کرده اند .


  25. #137
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    4,544
    امتیاز : 65,369
    سطح : 100
    Points: 65,369, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,108
    تشکر شده 22,645 در 4,094 پست
    حالت من : Khonsard
    یاد شده
    در 1 پست
    نقل قول شدن
    در 6 پست
    مخالفت
    77
    مخالفت شده 110 در 89 پست
    حق دار که خودش حق داره. دیگه چه دلیلی داره بازم حق به حق دار برسه؟

  26. کاربر روبرو از پست مفید رهرو تشکر کرده است .


  27. #138
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۲۰
    محل سکونت
    آسمـــون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,039
    امتیاز : 11,896
    سطح : 71
    Points: 11,896, Level: 71
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,653
    تشکر شده 6,977 در 1,711 پست
    حالت من : Bitafavot
    نوشته های وبلاگ
    20
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 15 پست
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 16 در 15 پست

    پیش فرض

    یارئوف..
    سلام

    داشتیم چندتاکپی از رو تقویما میزدیم!
    شهید جوکار روی میز بود،یه آقایی اومدن داخل مغازه،عکس رو دیدن و گفتن تقویم مال شماست؟
    -بله!
    ((-من شهید جوکار رو میشناسم؛،البته باشهید مهدوی رفیق بودم،خدارحمتش کنه،
    در دانشکده علوم قرآنی باهم بودیم،یه استادی داشتیم،استاد حفظ موضوعی قرآن،
    به شهید مهدوی گفت تو شهید میشی،اونم بهش گفت استاد مگه شما علم غیب میدونید؟
    هیچوقت این خاطره یادم نمیره!اتفاقا همیشه بهم میگف بیا کانون!
    اون شبم بهش زنگ زدم کارش داشتم،اما...
    خیلی آدم خوبی بود...)))


    خلاصه ماهم خوشحال شدیم که این اتفاق افتاده!یکی از تقویمای شهید مهدوی رو هم به ایشون دادیم!
    امشب دنبال مادر شهید نوروزی میگشتم!دیدم بامادر شهید مهدوی کنار هم هستن،داشتن صحبت میکردن،
    منم خاطره رو برای مادرشون تعریف کردم!خیلی خوشحال شدن!

    خداروشکر!
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اَلحَمـدُلله مٍن اوِل الدُنيا الي فنائـٍــها وَ منَ الآخرة الي بَقائـٍـــها،
    الحَمـدٌلله علي کٌلٍ نٍعـمة و استَغفٍــرٌالله مٍن كٌل ذَنـبٍ وَ اتـوبٌ الَــيه وَ هٌو َارحَمٌ الراحٍميـن..



    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

  28. 5 کاربر از پست مفید HelSa تشکر کرده اند .


  29. #139
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,036
    امتیاز : 36,789
    سطح : 100
    Points: 36,789, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,806
    تشکر شده 3,293 در 2,193 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 72 پست
    مخالفت
    26
    مخالفت شده 13 در 13 پست

    پیش فرض

    با خوندن خاطرات دوباره یادشون زنده شد عالی بودند
    یاد اون شب که منم بودم با شهدا اونا کجا و ما
    با خوندنشون بیشتر به این موضوع پی میبرم که شهیدا اون موقعی که من در غفلت بودم آمادگی کامل داشتند

صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1