کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 90 , از مجموع 94
  1. #61
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۰۵
    محل سکونت
    سوّمین حرم اهل بیت (ع) شیراز مقدّس
    نوشته ها
    327

    پیش فرض

    سلام ع
    علیرضای عزیز هم بالاخره داداش بزرگتره ...
    از عرفان توی اون حالت زیبا فیلم میگیره و فیلمی که از علیرضا
    براتون گذاشتم دیوانه کنندست...
    آقای انتظامی توی برنامه ماه عسل میگه من و مادرش دیوونه
    شدیم آخه اونها میوه دلمون بودن و تیکه تیکه شدن ....
    این فیلم موقعیه که آقای انتظامی داره صدا میزنه ...
    علیرضا
    علیرضا
    و دارند دنبالش میگردن
    و میرسه جایی که دست های
    علیرضا رو دارند از کف حسینیه بر میدارن ...
    و آقای انتظامی توی سر خودشون میزنن ...
    و من ...
    اینجا فقط میتونم بگم واویلا ای برادر زینب
    الان پخش زنده شب 27 رمضان شاهچراغه و آقا سید داره میخونه ...
    واویلا ای برادر زینب ...
    تا رفتی دل خیمه زیرو رو شد ...
    یک لشکر با یه خیمه روبرو شد .... واویلا ای برادر زینب ....
    این فیلم رو از اینجا با حجم حدود 4 مگابایت دریافت کنید.

  2. #62
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط محب نمایش پست اصلی
    سلام ع
    علیرضای عزیز هم بالاخره داداش بزرگتره ...
    از عرفان توی اون حالت زیبا فیلم میگیره و فیلمی که از علیرضا
    براتون گذاشتم دیوانه کنندست...
    آقای انتظامی توی برنامه ماه عسل میگه من و مادرش دیوونه
    شدیم آخه اونها میوه دلمون بودن و تیکه تیکه شدن ....
    این فیلم موقعیه که آقای انتظامی داره صدا میزنه ...
    علیرضا
    علیرضا
    و دارند دنبالش میگردن
    و میرسه جایی که دست های
    علیرضا رو دارند از کف حسینیه بر میدارن ...
    و آقای انتظامی توی سر خودشون میزنن ...
    و من ...
    اینجا فقط میتونم بگم واویلا ای برادر زینب
    الان پخش زنده شب 27 رمضان شاهچراغه و آقا سید داره میخونه ...
    واویلا ای برادر زینب ...
    تا رفتی دل خیمه زیرو رو شد ...
    یک لشکر با یه خیمه روبرو شد .... واویلا ای برادر زینب ....
    این فیلم رو از اینجا با حجم حدود 4 مگابایت دریافت کنید.
    به نام خدا


    وای ..

    لا یوم کیومک یا اباعبدالله



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  3. #63
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,600

    پیش فرض

    جشن تکلیف علیرضاست
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. #64
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,068

    پیش فرض

    بدون شرح!!!

    علیرضا جان :
    خوشحالی سن تکلیفت سهم ما نبود
    جشن تکلیفت در کنار آسمانیان مبارک...
    از طرف پدر و مادرت






    التماس دعا
    ویرایش توسط Ayoub_system : دوشنبه ۳۰ مرداد ۹۱ در ساعت ۰۰:۱۳


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  5. #65
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۰۵
    محل سکونت
    سوّمین حرم اهل بیت (ع) شیراز مقدّس
    نوشته ها
    327

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط Ayoub_system نمایش پست اصلی
    بدون شرح!!!

    علیرضا جان :
    خوشحالی سن تکلیفت سهم ما نبود
    جشن تکلیفت در کنار آسمانیان مبارک...
    از طرف پدر و مادرت






    التماس دعا


    علیرضا دعامون میکنی؟
    وقتی اینجا بودید میگفتن شما خیلی پاکید.... ما رو هم دعا کنید
    حالا که کنار حضرت قاسم و علی اصغر ع به سن تکلیف رسیدی
    حتما مستجاب الدعوه شدید.
    راستی از عرفان چه خبر مادرشون میگفتن مداح شده.
    بگید یه دم مادرم مادرم بگیره تا همه مادرها مشکلاتشون حل شه ...

    برا تمام مادران زحمت کش و بی توقّعمون و مادر علیرضا و عرفان عزیز
    صلوات

  6. #66
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۳
    محل سکونت
    گردان نسل پنجم!!!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    691

    پیش فرض

    ...........عکس علیرضا و عرفان
    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

  7. #67
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    15

    پیش فرض

    2هفته پیش مشهد یودم ، حتی 1لحظه هم از فکر علیرضا و عرفان بیرون نیومدم....
    چند شب پیش خواب دیدم که باز تو مشهدم
    داشنم می رفتم داخل
    که جلوی در ورودی حرم چشمم به مزار شهدای کانون افتاد....
    طبق همیشه چادرم رو کشیدم جلو روی سرم و کنار عرفان نشستم زمین و یه دل سیر گریه کردم....
    قبر عرفان اولین بود و یعد شهید جوکار و بعد علیرضا و یه شهید دیگه و 4تا 4تا پشت سر هم که 2تا جانباز های کانون هم بودن (((
    کمی دورتر هم قبر راضیه دختر عمه 6ماهم بود که تازگی فوت کرده بود....
    رفتم بیرون...انگار که مادر بزرگوار شهیدان انتظامی و عمه داغدارم منتظرم بودن....
    بردمشون پیش بچه هاشون.....
    باز زدم زیر گریه....
    عمم سفید پوشیده بود و لبخند می زد.... مادر شهیدان انتظامی هم لبخند ملیحی رو لبشون بود...
    همش داشتم دعا می کردم که این لحظه ها تموم نشه.....
    ولی از خواب پریدم....
    دوباره درد دوری راضیه 6ماهم قلبم رو فشرد....... چرا این قدر باور رفتنش سخته خدا جونم؟؟؟؟؟
    با تو
    همه رنگ های این سرزمین را،
    آشنا می بینم...


  8. #68
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    15

    پیش فرض

    بعضی وقتها ازشدت دلتنگی ، گریه که هیچ ؛ دلت می خواهد های های بمیری ...!..!!
    با تو
    همه رنگ های این سرزمین را،
    آشنا می بینم...


  9. #69

    پیش فرض

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین یا حسین
    تقدیم به شهیدان علیرضا و عرفان انتظامی

  10. #70
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-خرداد-۳۰
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    2,447

    پیش فرض

    19 دی ماه تولد عرفان هست .
    عرفان جان تولدت مبارک .
    ویرایش توسط Shahide gomnam : سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۹۳ در ساعت ۲۰:۵۲


    شهدای گمنام اگر در زمین بی نشان و گمنام هستند
    اما در آسمان ها و برای اهل آن شناخته شده اند .
    مجهولون فی الارض و معروفون فی السماء ...

    .................................................. ...........

    گمنامی
    تنها برای شهرت پرست ها
    درد آور است وگرنه همه اجرها
    در گمنامی است .


  11. #71
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    زير آسمان خدا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,560

    پیش فرض

    سلام عرفان جون

    داداش كوچولو تولدت مبارك عزيزم

    دست ما رو هم بگير

  12. #72
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۲
    محل سکونت
    کربلا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,607

    پیش فرض

    تولدت مبااااارک کاکام

  13. #73
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-خرداد-۳۰
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    2,447

    پیش فرض

    امروز 25 دی ماه تولد شهید عزیز علیرضا انتظامی هست .
    علیرضا جان تولدت مبارک .




    خودت برای صبر پدر و مادرت دعا کن . خدا می داند در این پنج سال چه بر آنها گذشته .
    ما را هم از دعای خیرت محروم نکن .
    ویرایش توسط Shahide gomnam : دوشنبه ۲۵ دی ۹۱ در ساعت ۰۹:۰۲


    شهدای گمنام اگر در زمین بی نشان و گمنام هستند
    اما در آسمان ها و برای اهل آن شناخته شده اند .
    مجهولون فی الارض و معروفون فی السماء ...

    .................................................. ...........

    گمنامی
    تنها برای شهرت پرست ها
    درد آور است وگرنه همه اجرها
    در گمنامی است .


  14. #74
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    327

    پیش فرض

    علیرضا جان تولدت مبارک عزیزم.

    ویرایش توسط نگار1 : دوشنبه ۲۵ دی ۹۱ در ساعت ۱۰:۰۲

  15. #75
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    زير آسمان خدا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,560

    پیش فرض

    سلام عليرضا جان


    تولد مبارك عزيزم



    ویرایش توسط يا زهرا : دوشنبه ۲۵ دی ۹۱ در ساعت ۲۰:۳۶
    أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ

  16. #76
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,600
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  17. #77
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    زير آسمان خدا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,560

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی


    من چقدر بي لياقتم
    أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ

  18. #78
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,068

    پیش فرض


    .


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  19. #79
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    این مطلب رو الآن توی کلوب دیدم:


    پدر علیرضا و عرفان انتظامے مے گوید:


    همـﮧ فکرم این بود کـﮧ آیا بچه ها آن لحظـﮧ مرا صدا کرده اند؟

    مراسم هفتم خوابشان را دیدم

    علیرضا گفت: بابا شما فکر مے کنے من و عرفان آن شب اذیت شدیم؟

    گفتم: بلـﮧ، چـﮧکردید؟

    گفت: بابا! وقتےبمب منفجر شد من و عرفان اصلاً آنجا نبودیم، ما به

    بیرون از حسینیـﮧ رفتیم و با تاکسے بـﮧگلزار شهدا رفتیم

    وقتےبـﮧ گلزار شهدا رسیدیم پولی نداشتیم بـﮧراننده بدیم کـﮧراننده

    لبخندےزد و گفت: من پول نمےخوام !



    انگار خدا آن دو را دربست بـﮧ بهشت دعوت کرده بود



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  20. #80
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  21. #81
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    پدر علیرضا و عرفان انتظامے مےگوید:


    در ۱۵ سالگے مدتے در جبهـﮧ حضور داشتم

    علیرضا 3 ماهـﮧ بود کـﮧ خواب حاج همت را دیدم

    بـﮧ او گفتم من سعادت شهادت نداشتم

    او گفت: مدتے بعد یکے از اعضاے بدنت را در راه خدا خواهے داد

    بعد از تولد علیرضا پزشکان گفتند کـﮧ قوزک پایش مشکل دارد

    کـﮧ اگر در ۱۲ سالگے عمل کند مشکل برطرف مےشود،من هم براے ۱۲

    سال بعد براے او نوبت عمل گرفتم

    خوابم تعبیر شد،بچه هایم جگرگوشـﮧ هایم بودند

    علیرضا در 12 سالگے به شهادت رسید



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  22. #82
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  23. #83

    پیش فرض

    آقای انتظامی توی برنامه ماه عسل میگفتن بعد از انفجار، یک گوشه از صحرای کربلا برایم نمایان شد.

    دست یک طرف افتاده بود،پا یک طرف، بدن سوخته یک طرف .

    خواهرانی که مجروح و شهید شده بودن افتاده بودند و بر اثر خراب شدن دیوار مشخص بود.

    شهید علی نوروزی کنار درب ورودی افتاده بود، دو پا و دستش قطع شده بود، اما با تمام وجود ذکر می گفت.

    یعنی لبش کاملاً داشت تکان می خورد و ذکر یا حسین (ع) می گفت.

    افتخار ما اینه که بچه های ما با ذکر یا حسین (ع) رفتند.

  24. #84
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مهر-۰۴
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    553

    پیش فرض

    پدر شهید علی رضا وعرفان:

    من همیشه برای بچه هام دعا و آرزوی شهادت میکردم

    اما هیچ وقت فکر نمیکردم که این قدر زود............
    نفرین به جنگ

    نفرین به ظلم

    دنیا که " دنیا نیست زندونه





  25. #85
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    ** پدر شهیدان


    خوابی که تعبیر شد

    علیرضا در یکی از روزهای سرد زمستان متولد شد و گرمی خاصی به زندگی مان بخشید. او اولین فرزندم بود. حس بسیار خوبی داشتم وقتی به چهره پاک و معصوم نوزاد خیره می شدم و گویی به آرامش می رسیدم. در میان آن شادی و خوشحالی پزشکان به ما اطلاع دادند که قوزک پای علیرضا مشکل دارد. این موضوع کمی فکر مرا مشغول کرد اما پزشک معالجش گفت اگر در سن ۱۲ سالگی عمل کند مشکل او برطرف می شود. من هم درنگ نکردم و همان زمان برای ۱۲ سال بعد از دکتر برای او نوبت عمل گرفتم. هیچ کس از آینده خبر ندارد و تنها خداوند است که از نامه های نانوشته آگاه است. من در آن روزها هرگز تصور نمی کردم که علیرضا در ۱۲ سالگی به شهادت می رسد. در سال های دوران دفاع مقدس در سن ۱۵ سالگی برای مدت کوتاهی توفیق حضور در جبهه های نبرد را پیدا کردم اما سعادت شهادت نداشتم. چون خودم از قافله شهادت جا ماندم هرگز فکر نمی کردم که روزی شهادت فرزندانم را ببینم. به خاطر دارم علیرضا سه ماهه بود که خواب جالبی دیدم. در دامنه کوهی قرار داشتم که از دور تعدادی رزمنده را با لباس خاکی دیدم. در میان آنها حاج همت چهره اش کاملاً هویدا بود. من به جهت علاقه ای که به شهید همت دارم به سوی او رفتم و گفتم من سعادت شهادت نداشتم در آن لحظه او رو به من کرد و گفت: شما هم مدتی بعد یکی از اعضای بدنت را در راه خدا خواهی داد. سال ها بعد که فرزندانم در حادثه انفجار حسینیه سیدالشهدا (ع) به شهادت رسیدند یاد آن خواب افتادم و فکر می کنم خوابم تعبیر شده است؛ چراکه عرفان و علیرضا هم جگرگوشه های من بودند.




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  26. #86
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    ** عشق به اهل بیت

    اما عرفان فرزند دومم بود که از قضا خداوند او را هم در یکی از روزهای دی ماه به ما هدیه کرد. علیرضا و عرفان مقابل چشمان من و همسرم روزهای کودکی را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشتند و شور خاصی در زندگی ما به جریان افتاده بود. (با خنده می گوید) به هر حال پسر بچه ها شیطنت های خاص خود را دارند. با این حال، علیرضا به رغم همه شیطنت های شیرین، رفتار بسیار متین و مودبانه ای داشت و در این زمینه زبانزد همه دوستان و آشنایان بود. من خودم در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم و از کودکی علاقه بسیار به ائمه و معصومین داشتم. به همین خاطر همیشه هر هیئتی که می رفتم بچه ها را با خودم می بردم. تا عشق اهل بیت در دل و جانشان ریشه بدواند.




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  27. #87
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    ** چرا نامم را حسین نگذاشتید؟

    هر بار که بچه ها را با خودم به هیئت می بردم بیش از پیش احساس می کردم که مهر اهل بیت در دلشان جا گرفته است. علیرضا به معنای واقعی و با وجود همه کودکی اش، عاشق امام حسین(ع) بود. به خاطر دارم او آنقدر شیفته سالار شهیدان بود که مدتی گریه می کرد و می گفت چرا نام مرا حسین نگذاشته اید؟ من و همسرم هم در نهایت او را قانع کردیم و گفتیم: نام تو را هم از ائمه انتخاب کردیم. زمانی که خودت صاحب فرزند شدی نام او را حسین بگذار.


    به خاطر دارم یک بار با عرفان به مسجد محله مان رفتیم و در میان جمع نام او را صدا زدند تا هدیه ای به عرفان بدهند. او با حالتی کودکانه تعجب کرده بود و می گفت: بابا نام مرا صدا زدند. من هم خندیدم و گفتم: بله نام تو را صدا زدند. برو هدیه ات را بگیر. آن جریان تأثیر بسیار زیادی روی این کودک پنج ساله داشت و از آن زمان به بعد شیطنت هایش خیلی کمتر شد و رفتارش بسیار بامتانت بود.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  28. #88
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    ** آرامش عجیب

    ۱۲ فروردین ماه سال ۸۷ یعنی دقیقاً ۱۲ روز پیش از آن اتفاق ما تصمیم گرفتیم برای گردش سیزده بدر به بوشهر برویم. خانواده چهار نفره ما راهی بوشهر شد. آن آخرین سفرمان بود. تا خدا نخواهد برگی از درخت نمی افتد. با وجود اینکه سفر بسیار ساده و با قناعتی رفتیم اما خیلی دلچسب بود طوری که علیرضا می گفت: بابا خیلی خوش گذشت. بعد از اینکه از سفر برگشتیم بچه ها تلویزیون را روشن کردند حاج سعید حدادیان شعر «یاد امام و شهدا» را می خواند که بچه ها هم با صدای بلند این شعر را می خواندند و من و همسرم آنها را تماشا می کردیم.


    تعطیلات عید به پایان رسید و روزهای بهاری، آرام آرام از پی هم می گذشتند تا اینکه به ۲۴ فروردین رسیدیم. شنبه بود و من از سر کار برگشتم. وقتی به خانه آمدم عرفان پای تلویزیون دراز کشیده بود آنقدر آرام و بی سر و صدا که فکر کردم خوابش برده است در حالی که اینطور نبود. به شوخی به او گفتم: عرفان، بابا را تحویل نمی گیری؟ کمی بعد علیرضا از خواب بیدار شد او هم بسیار آرام بود.



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  29. #89
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    ** پای قطع شده عرفان

    هوا کم کم رو به تاریکی می رفت و به اذان مغرب نزدیک می شدیم. من هم برخلاف همیشه که برای شرکت در مراسم و نماز جماعت عجله داشتم آهسته آهسته آماده شدم و به همسرم گفتم آماده شوید. من هم در ماشین منتظرم. برای مدتی در ماشین انتظار کشیدم که همسرم، علیرضا، عرفان و همسر برادرم آمدند. راهی حسینیه شدیم. نماز شروع شد. عرفان به دور از عادت همیشگی اش که فقط حرکات نماز را به جا می آورد، آرام در کنار من نشست. آن شب آقای انجوی نژاد لباس سفید پوشیده بود و بچه ها به من گفتند: بابا امشب جشن است. گفتم: چطور؟ گفتند: آخر آقای انجوی نژاد لباس سفید پوشیده است. مراسم مداحی شروع شد. من کمی سردرد داشتم. با خود فکر کردم کم کم به انتهای حسینیه برویم و بعد هم برگردیم خانه. اما مداحی آنقدر گرم و گیرا بود که میخکوب شده بودم. کمی که گذشت بچه ها گفتند: بابا ما به انتهای حسینیه می رویم. این را گفتند و من دیگر در میان آن جمعیت آنها را ندیدم گویا که غیب شده باشند. دقایقی نگذشته بود که ناگهان صدای مهیب انفجار به گوش رسید. ابتدا مات و مبهوت بودم کمی به اطرافم نگاه کردم و ناخودآگاه به انتهای حسینیه دویدم. در آن لحظات انتظار داشتم علیرضا و عرفان را در گوشه ای ببینم که ترسیده اند و منتظر من هستند تا آنها را در آغوش بگیرم. هرگز تصور نمی کردم که تکه ای از شلوار عرفان را که پای قطع شده او داخل آن بود، ببینم. آن را بلند کردم و بوسیدم اما با خود گفتم این پای عرفان نیست و بی اختیار به دنبال بچه ها به سوی بیرون دویدم.




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

  30. #90
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542

    پیش فرض

    به نام خدا

    ** لحظه حادثه در گلزار شهدا

    آن روزها خیلی سخت می گذشت و تنها و تنها یاد مصیبت های ائمه من و همسرم را آرام می کرد. آنقدر فکر و خیال می کردم که گاهی دوست داشتم سرم را به دیوار بکوبم اما با یادآوری واقعه کربلا آرام می شدم. همه فکر و خیالم این بود که آیا بچه ها آن لحظه مرا صدا کرده اند یا نه؟ فکر می کردم در آن دقایق چه کشیده اند؟ در آن حال و هوا به علیرضا گفتم: بابا تو بزرگ تری، تو عاقل تری. به من بگو در آن لحظه شما چه کردید؟ درست مراسم هفتم آنها بود که علیرضا و عرفان به خوابم آمدند. خیلی خوشحال شدم و سراسیمه به سویشان دویدم و آنها را در آغوش گرفتم و بوسیدم. بعد از کمی صحبت علیرضا رو به من کرد و گفت: بابا شما فکر می کنی من و عرفان آن شب در آن ماجرا اذیت شدیم؟ گفتم: بله، چه کردید؟ او گفت: بابا! زمانی که بمب منفجر شد من و عرفان اصلاً آنجا نبودیم. ما به بیرون از حسینیه رفتیم و آنجا سوار تاکسی شدیم و به گلزار شهدا رفتیم. وقتی به گلزار شهدا رسیدیم پولی نداشتیم که به راننده بدهیم با این حال راننده لبخندی زد و گفت: من پول نمی خواهم.

    در همین لحظه از خواب بیدار شدم. از آن زمان به بعد خیلی آرام شدم و بی تابی ام کمتر شد. انگار خدا آن دو را دربست به بهشت دعوت کرده بود.

    http://www.habilian.ir/fa/%D8%B1%D9%...%85%DB%8C.html



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات