کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 3 از 14 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 90 , از مجموع 411
  1. #61
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    Smile

    وداعيه كه تمام شد من مي خواستم بروم براي تجديد وضو تا برگشتم حدود 45 دقيقه طول كشيد تا برگشتم. آخه صبح چهارم فروردين بود و حرم خيلي شلوغ بود.
    در مسير برگشت خيلي خدا خدا مي كردم كه راضيه رفته باشه، خيلي خجالت مي كشيدم كه منتظرم مانده باشه . بر گشتم ديدم يه گوشه اون طرف تر منتظرم نشسته بود.

    نمي دانم داشت قرآن يا زيارت مي خوند.وقتي ديدمش اصلا توي چهره اش اثري از ناراحتي از اينكه معطل مونده بود وجود نداشت.

    بعد گفتم دوست داري كجا برويم نماز صبح بخونيم؟
    گفت كه دوست صميمي ام مسجد گوهرشاد رو دوست داشته بيشتر با او آنجا مي رفتم. ولي براي راضيه مهم نبود كه كجا باشه ، ظاهرا همه جا رو دوست داشت.

    گفتم: من صحن سقاخونه رو دوست دارم. با هم راهي سقاخانه شديم.آنجا هم مثل هميشه خيلي شلوغ بود .خلاصه رديف هاي آخر يه جا پيدا كرديم گفتم راضيه شما اينجا بنشين من مي روم جلوتر جا پيدا كنم و رفتم نشستم.
    برگشتم نگاه كردم به او.
    ديدم واقعاً فارق از همه جا بود چادر سفيدش سرش بود و گوشي اش هم دستش بود داشت از گنبد فيلم مي گرفت.
    ویرایش توسط motmaene : پنجشنبه ۰۵ اسفند ۸۹ در ساعت ۱۰:۱۸ دلیل: اين دفعه خيلي بزرگ شد


  2. #62
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    بعد از نماز صبح توي همان صحن پيش هم نشستيم. بهش گفتم كه راضيه من ديدن طلوع آفتاب را از توي اين صحن خيلي دوست دارم. گفتم اگه اشكال نداره من مي خواهم بنشينم تا هوا گرگ و ميش بشه. اون گفت منم مي شينم.

    يكدونه از كتابچه هاي سبز رنگ حرم را برداشتيم. سوره ي يس را من خوندم .بعد كتابچه را دادم به راضيه، اونم سوره ي يس رو خوند.




    راضيه كه مي خوند من چرت مي زدم.قرآن راضيه تمام شد. من خوابم از سرم نمي پريد. به راضيه گفتم من خيلي خوابم مي آيد، مي خواهم بروم. راضيه گفت خب منم مي آيم.

    به يكي از صحن ها كه رسيديم .... يك لحظه كه سرم را بلند كردم سمت آسمان ديدم هوا كم كم داره گرگ و ميش مي شه. گفتم راضيه من مي خواهم برگردم منظره رو از همان صحن ببينم ...راضيه هم گفت پس منم بر مي گردم

    برگشتيم صحن سقاخونه ، توي يكي از ضلع هاي روبروي گنبد ...ضلع سمت چپ نخودكي نشستيم.

    نقاره خونه ي حرم شروع به نواختن كرد من به يكي از دوستانم زنگ زدم و راضيه هم به پدرشون زنگ زد. دوست داشتيم كه در اين لحظات زيبا آنها را هم در زيارت مان شريك كنيم تا با امام رضا (ع) حرف بزنند .

    راضيه برايم از يك عموي مريضشان هم صحبت كرده بود كه آمده بود شفايش را بگيرد و برود. گوشي را گرفت سمت گنبد يا نقاره خونه كه پدرشون صحبت كنند.


  3. #63
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    من يك تسبيح چوبي دارم كه خيلي دوستش دارم، از مكه آوردنش . دادمش به راضيه كه برام به مرقد آن عالمي كه كنارش بوديم بمالد. راضيه هم تسبيح را متبركش كرد.
    (نخودكي نبوده ، اسمش يادشون نمي آمد)

    آمديم سلام آخر را داديم كه بيائيم. به صحن جمهوري كه رسيديم يادم آمد كه مادرم يك ختم قرآن مي خواستند . به دارالقرآن كه رسيديم ،ديديم درب دارالقرآن بسته هست . جمعيت خيلي زيادي
    آنجا جمع شده بودند و يكي از خدام هم كه پيرمرد بود ، ايستاده بود كه مردم به سمت دارالقرآن هجوم نبرند ساعت ده دقيقه مانده به هفت بود.

    بعداً متوجه شدم كه داشتند گلهاي ضريح رو در دارالقرآن بين مردم پخش مي كردند.




    يادمه راضيه يك كفش سفيد بندي تابستانه پوشيده پوشيده بود. كفش هايش را در آورد نشست.
    سر ساعت هفت دارالقرآن باز مي شد. سرويس هاي كانون هم گفته بودند كه هفت يا هفت و نيم به سمت شيراز حركت مي كنند. ما وقت زيادي نداشتيم.

    به راضيه گفتم دير است برويم مي تزسم از سرويس جا بمانيم .راضيه هم قبول كرد كه برويم.

    انگار هميشه مي خواست يه جوري بشه كه من راحت باشم، نظر خودش را نمي گفت


  4. #64
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    به سمت سرويس ها حركت كرديم. باز ديدم دلم راضي نيست گفتم راضيه من بر مي گردم ختم قرآن رو براي مادرم بگيرم، شما برو .قبول نكرد گفت منم مي آيم.

    دوباره برگشتيم آمديم. راضيه بهم گفت: ببين انگار خود امام رضا (ع) هم دل از ما نمي كنه هر دفعه ما رو به يك بهانه اي برمي گردونه.

    با هم سمت دارالقرآن رفتيم. يادم نيست تونستم ختم قرآن بگيرم يا نتونستم.
    يه چيز ديگه كه از راضيه ديدم و هيچوقت فراموش نمي كنم اينه:

    داشتيم از حرم مي آمديم بيرون كه ديدم حجابش رو محكم تر گرفت و سرش را انداخت پايين
    واقعاً اين حركت راضيه برايم خيلي دل نشين بود كه دختري به اين سن و سال و با اين زيبائي كه خدا به اون داده چقدر خودسازي كرده كه مي تواند اين همه زيبايي رو بپوشاند.....حجابش ، سر به زيريش، تواضعش....هميشه توي ذهنم موند.

    واقعاً همه ي صفت هاي كمال يك زن را در او ديدم.

    وقار، حيا، سر به زيري، حجابش، اون آرامشي كه توي چهره اش بود توي اون يك حركت همه را ديدم.

    سرش را كه انداخت پايين دل نشين بود، واقعاً به دل نشست.

    وقتي داشتيم برمي گشتيم راضيه از يك فردي به نام سيد جواد كه در بازار رضا عطرفروشي داشت برايم صحبت كرد. يك فرد عارف، زاهد...

    مي گفت چند دفعه با دوستش رفته بود اون سيد جواد رو ببينند موفق نشده بودند. ظاهراً يك فرد ديگري هم در آن حجره بوده كه راضيه مي گفت ما به او مي گوئيم:حاجي پسته (اون آقا دوست سيد جواد بوده....) يعني خودش و دوستش اين اسم را روي اون فرد گذاشته بودند.

    مي گفته چون هر دفعه ما اين آقا رو مي بينيم يا داره پسته مي خوره يا داره به ما تعارف مي كنه ... هميشه مشغول پسته هست.
    دوست سيد جواد گفته بود كه چون اين ايام خيلي شلوغ است و سيد هم سنش خيلي بالاست و هوا هم آلوده هست سيد از خانه بيرون نمي آيد. راضيه گفت سري آخر كه رفته بود آنجا كشوي ميزش را باز كرد و يك عطري بهم هديه داد.
    (اين همان عطري بوده كه مادرشان دوست داشته اند كه آن را به كفن راضيه بزنند ولي مثل اينكه اشكال شرعي داشته و آنرا در چهار گوشه ي قبر مطهرش پاشيده بودند)

    راضيه مي گفت به خاطر اينكه گفته حجاب قشنگي داري، اين هديه رو به من داد.

    راضيه گفت كه رفتيم حسينيه عطر رو بهتون نشون مي دهم.


  5. #65
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    وقتي رفتيم حسينيه سريع رفت سر ساكش تا اين هديه رو به من نشان بدهد. خيلي ذوق داشت به خاطر اين هديه اش.

    عطر رو به دستم داد. يك جعبه ي 4، 5 سانتي بود كه تصوير سيد جواد رويش بود شماره تلفن هم پايين آن نوشته بود. من شماره ي سيد جواد رو برداشتم.

    موقع برگشت هم توي اتوبوس همه ي بچه ها نشسته و خواب بودند.

    حتي قيافه ي خواب راضيه را هم يادمه!
    بگذاريد از وقتي كه موقع آمدن توي اتوبوس بوديم بگويم.

    مسئول سرويس مان خانم بختياري بچه هاي سرويس را گروه بندي كردند. اسم گروه ها متوكلين، صديقين، شاكرين و اين چيزها بود و براي هر گروه يك سر گروه مشخص كردند.

    گروه ما شد گروه متوكلين.......

    توي گروه من بودم و راضيه و دوست صميمي اش و يكي دو تا دختر دبيرستاني ديگه....

    من چون سنم بيشتر بود سرگروه شدم...

    خانم بختياري گفتند جزوه ها رو مطالعه كنيد و در مورد آن در گروه ها بحث شود .

    توي اون جزوه اي كه به گروه ما دادند آيات و رواياتي درباره ي توكل بود. من خودم به شخصه اون تاريخ نياز شديدي به توكل داشتم.برايم يك هديه بود.

    هر بار كه در گروه بنا مي شد كه درباره ي توكل حرف بزنيم راضيه بحث رو مي چرخوند سمت امام زمان(عج) .....

    دوست داشت درباره ي امام زمان (عج) صحبت شود


    (آدم دلش مي خواهد به حال خودش گريه كنه)


  6. #66
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    با بچه هاي گروه خودمون براي آشنايي اوليه دور همديگه جمع شديم.

    او را در اين حد شناختم كه اسمش راضيه كشاورز هست. شانزده سالشه، رشته ي علوم تجربي .... دبيرستان سميه.

    كانون زبان ايران هم مي رفت. دوست داشت جراح قلب بشود.

    خيلي هم اصرار داشت كه انگليسي صحبت كنيم.




    در موقع برگشت به شيراز دوباره راضيه درباره امام زمان (عج) صحبت كرد. چشمهايش سرخ شده بود، قشنگ مشخص بود سوز دارد. برگشت بهم گفت: چه طوري ما مي توانيم يار امام زمان (عج) بمانيم؟

    من بهش گفتم: راضيه تو همين دل پاكت را حفظ كن، مطمئن باش يار امام زمان (عج) هستي.

    بهش گفتم: اگر به تو ايمان نداشتم، تسبيحم را نمي دادم تو برايم تبركش كني.

    كه بعد فهميدم راضيه چهارم يا پنچم دبستان كه بوده چهله دعاي عهد گرفته بود و دغدغه ي يار امام زمان (عج) ماندنش از آنجا شروع شده بود. اون موقع بود كه من فهميدم كه راضيه توكل را طي كرده بود فقط برايش اين مهم بود كه چه جوري يار امام زمان (عج) بماند.[@}

    پايان


    يا ايتهاالنفس المطمئنه
    *ارجعي الي ربك راضيه مرضيه*فادخلي في عبادي *وادخلي جنتي

  7. 10 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  8. #67
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-بهمن-۱۰
    محل سکونت
    خونمون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    9
    امتیاز : 2,270
    سطح : 28
    Points: 2,270, Level: 28
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکر کردن : 12
    تشکر شده 24 در 7 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    الان این شکلیم
    ممنون از همه دوستان

  9. 2 کاربر از پست مفید Sahele Niaz تشکر کرده اند .


  10. #68
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مرداد-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    298
    امتیاز : 6,364
    سطح : 52
    Points: 6,364, Level: 52
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 186
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 1,382 در 273 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا حی و یا قیوم
    سلام مطمئنه جان خوبی؟
    خیلی دلم براتون تنگ شده بود. تو این مدت این مبحث بدون شما سوت و کور بود.
    شما به من خیلی لطف کردین. اون روزی که تازه این تالار رو پیدا کردم و درمورد راضیه پرسیدم تا با جوابتون و خاطره هایی که می نوشتین من رو روز به روز برای آشنا شدن با راضیه و دوست شدن با او مشتاق تر می کردین. این هایی که میگم اصلا تعارف نیست عیییین واقعیته!! خیلی خوش حالم که برگشتین
    من یه دوست دارم که توی مدرسه ی سمیه که حالا اسمش شده آل محمد (ص) درس می خونه از بچه های کانون هم هست. اولین بار مادر راضیه رو شنبه ی بعد از دهه ی محرم دیده بود. چند بار ایشون اومدن تو مدرسشون (مدرسه ای که راضیه توش درس می خونده) دوست من تصمیم گرفته زندگی نامه ی راضیه رو جمع آوری کنه. برای همین کار هم شنبه صدای مادر گرامی راضیه رو که در مورد راضیه صحبت می کردن ضبط کرده. امیدوارم متنش دستم باید تا براتون بنویسمش.
    یه بار دیگه برگشتن تون رو تبریک میگم. خیلی خوش حال شدم.
    راستی یه سوال شما تو شیراز هستین؟

    ألم يعلم بأن الله يري


    .

    شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست که دو بال دارد.
    بال سبز این پرنده مهدویت وعدالت خواهی و بال سرخ آن شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد.
    این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد که او را فنا ناپذیر کرده و قدرتش با شهادت دوچندان مي شود.

  11. کاربر روبرو از پست مفید sana.H تشکر کرده است .


  12. #69
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مرداد-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    298
    امتیاز : 6,364
    سطح : 52
    Points: 6,364, Level: 52
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 186
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 1,382 در 273 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط motmaene نمایش پست اصلی
    منم دلم برات تنگ شده بود....
    خيلي منو شرمنده ام كردي هااااا اصلا انتظار اين همه لطف رو نداشتم
    چند بار اومده بودم پست هاتو خونده بودم ولي آيديم مشكل داشت نمي تونستم جوابتو بدم.من 5 روز پيش كنكور ارشدم رو دادم.
    از اين به بعد در خدمتتان هستم گر چه اطلاعاتم از شهيده راضيه ته كشيده
    یا حی و یا قیوم
    عیبی نداره وجود خودتون برامون مهمه.

    ألم يعلم بأن الله يري


    .

    شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست که دو بال دارد.
    بال سبز این پرنده مهدویت وعدالت خواهی و بال سرخ آن شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد.
    این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد که او را فنا ناپذیر کرده و قدرتش با شهادت دوچندان مي شود.

  13. کاربر روبرو از پست مفید sana.H تشکر کرده است .


  14. #70
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۱۰
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    304
    امتیاز : 6,373
    سطح : 52
    Points: 6,373, Level: 52
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,140
    تشکر شده 1,075 در 276 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


  15. 2 کاربر از پست مفید rahiiiil تشکر کرده اند .


  16. #71
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۱۶
    محل سکونت
    الارض
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    428
    امتیاز : 13,822
    سطح : 76
    Points: 13,822, Level: 76
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 395
    تشکر شده 1,335 در 356 پست
    حالت من : Khoshhal
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 1 پست

    پیش فرض

    السلام علی المستبشرین بنعمه الله و فضله

    دمرالله علی آل سعود-----» بگو الهی آمین

    ------------------------------------------------------------------------
    http://maryamossadat.persianblog.ir

  17. 5 کاربر از پست مفید M114Z14 تشکر کرده اند .


  18. #72
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۲
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    73
    امتیاز : 2,869
    سطح : 32
    Points: 2,869, Level: 32
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran1000 Experience Points
    تشکر کردن : 19
    تشکر شده 255 در 64 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام مطمئنه جون خیلی منتظرت بودم اخه راستش من نمی تونم بیام کانون ولی خوب راضی ام به رضای خدا دلم می خواد خیلی بیشتر درمورد راضیه جون بدونم راستی شما توی طرح خدمتگذار معنوی امام رضا شرکت کردید من 24 فروردین رو انتخاب کردم ولی نمی دونم اون روز باید برای امام رضاو زائراش چیکارکنم اگه ممکنه کمکم کنید راستی شما می خواید برید مشهد می خواستم بیام ولی خوب دیگه نشد الهی رضم برضائک اگه رفتید مشهد التماس دعای شدید(یا شهادت یا زیارت)البته از امام رضا بخواید که توی درسام هم کمکم کنه تاانشائ الله پزشکی بیارم.تا بعد
    ویرایش توسط najme : جمعه ۲۰ اسفند ۸۹ در ساعت ۲۱:۲۸

  19. 4 کاربر از پست مفید najme تشکر کرده اند .


  20. #73
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    Smile

    سلام نجمه جان ممنون. شرمنده ام نكنيد.
    من مشهد نمي يام.هر چي مرخصي داشتم براي كنكور ارشد گرفتم.نمي تونم بيام .البته اصلا ناراحت نيستم.امام رضا ع كه راه دور و نزديك نداره.اين طرح خدمتگزار معنوي امام رضا ع هم اصلا نمي دونم چي هست؟؟؟
    ان شاؤالله همون مسيري كه خدا خودش با علم لايتناهي اش مي دونه براي شما بهتره همون رو بياريد

  21. 3 کاربر از پست مفید motmaene تشکر کرده اند .


  22. #74
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-آذر-۲۲
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    73
    امتیاز : 2,869
    سطح : 32
    Points: 2,869, Level: 32
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran1000 Experience Points
    تشکر کردن : 19
    تشکر شده 255 در 64 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مطمئنه جون اگه پیامم رسید لطفا جوابم بده

  23. کاربر روبرو از پست مفید najme تشکر کرده است .


  24. #75
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,005
    امتیاز : 33,942
    سطح : 100
    Points: 33,942, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 26,486
    تشکر شده 28,968 در 4,723 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    راضیه جان اونورا خوش می گذرونیدا بی زحمت یه دعایی یه ثنایی یه شفاعتی یه ... !!
    چمی دونم !!
    لطفا !!
    .
    .
    .



    در هوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد ! نگهم خواب ندارد ........
    قلمم گوشه ی دفتر ، غزل ناب ندارد

    همه گویند : به انگشت اشاره
    مگر این عاشق دیوانه ی دلسوخته ارباب ندارد ؟

    تو كجایی ؟ شده ام باز هوایی ...
    چه شود جمعه این هفته بیایی ؟ ..........


    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیـه والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره

  25. 6 کاربر از پست مفید setarevatan تشکر کرده اند .


  26. #76
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    Question

    سلام بعد از مدتها سلام
    مي گما من كي قراره جواب سوالمه بگيرم هان!
    خيلي بي عاطفه شدم نه! خيلي بدجنس شدم؟ يا خيلي عاقل ؟
    چقدر سخت است ديدن ....... و دعاهاي هميشگي اش
    در بهت هستم گيجم و سوال دار .بي تجربه ام يا نفهم؟من نمي دانم بايد چكار كنم؟اي كاش اين قدر ابراز ارادت نمي كرد
    پنج شنبه كه سر خاكت بودم ... ..

  27. #77
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-دی-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,541
    امتیاز : 14,668
    سطح : 78
    Points: 14,668, Level: 78
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 25,260
    تشکر شده 11,170 در 2,337 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام

    خانمی دعام کن ....

    التماس دعا

  28. کاربر روبرو از پست مفید bahanehgir تشکر کرده است .


  29. #78
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    آخرين باري كه رفتم خونه ي شهيده راضيه آخراي خرداد 89 بود. توي اتاق با خواهرشون نشسته بودم. مادرشون به داخل اتاق آمدند و از آنجايي كه مرا خيلي دوست دارند، با شوق سمت وسائل راضيه رفتند و به من نگاه كردند كه سمتشان بروم.
    يكي از دفترهاي راضيه رو برداشتند و از آخر برگ زدند خواستند كه يكي از دستنوشته هاشو برام بخونند. اجازه گرفتم و صداشونو ضبط كردم
    عين كلمات ايشون رو اينجا تايپ مي كنم:

    خيلي خوش خط بود راضيه....حالا نمي دونم چه حالي داشته كه اينها را اين جوري نوشته(بد خط بود)
    السلام عليك يا فاطمه الزهرا(س)
    به نام خدايي كه مهرش را در دل مادر گذاشت
    توي رياضي بعضي عددها بي نهايت دارند
    توي آسمون فاصله ي ستاره ها بي نهايت دارند
    توي زمين نامردي ها بي نهايت دارند
    ولي....
    توي دل كوچيك تو مهربوني بينهايت داره
    به همون اندازه ي بي نهايت كه به من مهر ورزيدي و خودم هم نمي تونم بگم:
    مامان دوستت دارم
    خدا رو به آبروي حضرت زهرا(س) قسم دادم كمكم كنه اون جوري كه تو مي خواهي باشم و حق مادري رو به جا بيارم
    رويم نمي شه بنويسما ولي .... منو ببخشيد ديگه قول مي دم
    دختر بد راضيه


  30. #79
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۱۷
    محل سکونت
    كرج
    نوشته ها
    544
    امتیاز : 5,741
    سطح : 48
    Points: 5,741, Level: 48
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 529
    تشکر شده 1,482 در 458 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شهيدان

    شهيدان ميگويند :

    آنان كه رفتند ، خرج امام حسين شدند
    و آنان كه ماندند بايد خرج امام زمان شوندوالا در جاهليت دوران غرق مي شوند .


    آقای من ، چه زود تمام شد لحظه های با توبودن
    روزها زود سپری می شدند
    چقدر زود تمام شد لحظه های زیبای با تو بودن
    یادش بخیر ، انگار لحظه ایی قبل بود که با دوستان برای سفر به دیار تو بار سفر بستیم
    چه زود گذشت
    آقای من می دانم که می دانی ، اما می گویم: می روم ، اما دلم پیش تو مانده است
    دلم گره خورده است به پنجره ی فولاد
    گره خورده به صحن گوهرشادت
    در کنار حریم تو ، قولهایی داده ام ...
    نمی دانم آیا می توانم عمل کنم به آنچه قول داده ام؟!


  31. #80
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Arm of Law

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,900
    امتیاز : 28,778
    سطح : 99
    Points: 28,778, Level: 99
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 1,222
    Overall activity: 40.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,705
    تشکر شده 16,983 در 4,216 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 2 پست
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    راضيه يه حرفي توي گلوم گير كرده بزار بنويسمش
    با اينكه از پنج سالگي دختر شهيد شدم و با خانواده هاي شهدا زندگي كرده ام ولي حالا كه با مادرت هستم مي فهمم كه حتي ذره اي از درد و رنجي كه در دل مادر شهيد هست را دختران و همسران شهدا نكشيده اند.
    تمام عشقش را هجده روز خونين و كبود تماشا كرده است.
    من بعد از سه سال داره كم كم آروزي شهادت يادم مي ره
    دنيا و نفس به سراغم آمده
    انگار نه انگار
    ولي مادرت همچنان در فراغت مي سوزد و اشك مي ريزد
    همچنان درد دلش تازه است
    چقدر سرافكنده و شرمگينم در حضور ايشان. چون كه دردش را نمي فهمم
    چرا كه به همين سادگي آرزوي شهادت يادم رفت


  32. #81
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مرداد-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    298
    امتیاز : 6,364
    سطح : 52
    Points: 6,364, Level: 52
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 186
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 1,382 در 273 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا حی و یا قیوم
    راضیه ی عزیزم سلام ،
    امروز غم را احساس کردم، غم دوری دوستی، گاهی وقت ها که دل تنگت می شوم با خود می گویم من که نه تو را دیده ام و نه در کنارت بودم حالم این گونه است، واااای مادرت در چه حالی ست. من بلد نیستم قشنگ بنویسم. حرف هایم حرف دل است. دو سال است که دوستانت شب انفجار چون مرغان سر کنده در فراقتان آه و ناله سر می دهند ومن... . ومن امسال تازه به جمع صمیمی دوستانت وارد شدم.
    گاهی در فراقت اشک میریزم، گاهی با تو دردو دل می کنم، گاهی در دلم به داشتنت افتخار می کنم. راضیه جان می دانم که می دانی ولی می گویم که من از حرف های کسانی که مرا به دوست داشتنت سرزنش می کنند نمی رنجم. می دانم، می دانم که متوجه همان چیزهایی نیستند که من هم تا نه ماه پیش متوجه شان نبودم.
    عزیز دل من، مثل فرشته ای سبک بال آمدی و در آسمان دلم پر کشیدی و به دلم صفا و به روحم جلا دادی. وقتی در تاریکی هایی که برای خودم ساخته بودم سرگردان به این و آن سو می دويدم با صدای دلنشینت صدایم زدی و گفتی: به کجا می روی راه نجات این جاست . آه ه ه ، چقدر صدایت و حرف هایت بر دلم نشست. بعد از نجاتم مرا رها نکردی؛ دستت را دراز کردی و گفتی: دستم را بگیر و به من اعتماد کن تو را به جای خوبی خواهم برد. راضیه جان راست گفتی، تو همیشه راست می کویی. چقدر اینجا زیباست. خودت هم از این جا پرکشیدی.
    راضیه جان، عزیز دلم، از تو ممنونم که مرا با خدا آشتی دادی و ...
    عزیز دلم تو می دانی که من در وادی عشق تازه واردم پس باز هم دستم را بگیر و در این وادی راه ببر

    قرارمان یادت نرود
    به امید دیدار
    یاعلی
    ویرایش توسط sana.H : چهارشنبه ۰۳ اردیبهشت ۹۳ در ساعت ۱۰:۳۵

    ألم يعلم بأن الله يري


    .

    شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست که دو بال دارد.
    بال سبز این پرنده مهدویت وعدالت خواهی و بال سرخ آن شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد.
    این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد که او را فنا ناپذیر کرده و قدرتش با شهادت دوچندان مي شود.

  33. 7 کاربر از پست مفید sana.H تشکر کرده اند .


  34. #82
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-مهر-۰۹
    محل سکونت
    دلم خوشست هستم کبوتر حرمی
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    635
    امتیاز : 13,727
    سطح : 76
    Points: 13,727, Level: 76
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 323
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,317
    تشکر شده 3,057 در 597 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نامه ای از من اگر به سویت نمی آید مرنج هر چه را میگویم,اشک پاک

    میکند.

  35. 6 کاربر از پست مفید مسافرشهرعشق تشکر کرده اند .


  36. #83
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,697
    امتیاز : 29,289
    سطح : 99
    Points: 29,289, Level: 99
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 711
    Overall activity: 12.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,584
    تشکر شده 15,749 در 3,914 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض


  37. کاربر روبرو از پست مفید blueblooded تشکر کرده است .


  38. #84
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,005
    امتیاز : 33,942
    سطح : 100
    Points: 33,942, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 26,486
    تشکر شده 28,968 در 4,723 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض معرفت درررر گرانی است

    شیراز که بودم حداقل هفته ای یا دوهفته ای یه بار بهتون سر میزدم !!
    اینجا پوسیدم از بی کسی ، بد نیست شما هم به ما یه سر بزنیدا !!
    .
    .
    .



    در هوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد ! نگهم خواب ندارد ........
    قلمم گوشه ی دفتر ، غزل ناب ندارد

    همه گویند : به انگشت اشاره
    مگر این عاشق دیوانه ی دلسوخته ارباب ندارد ؟

    تو كجایی ؟ شده ام باز هوایی ...
    چه شود جمعه این هفته بیایی ؟ ..........


    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیـه والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره

  39. 8 کاربر از پست مفید setarevatan تشکر کرده اند .


  40. #85
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,042
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام

    ...


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  41. 3 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  42. #86
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مرداد-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    298
    امتیاز : 6,364
    سطح : 52
    Points: 6,364, Level: 52
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 186
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 1,382 در 273 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    یا حی و یا قیوم
    نمی دونم تا حالا برنامه ی نوجوان رو که ساعت 5 از تلویزیون پخش میشه رو دیدید یا نه !
    تو این برنامه میرن و با نوجوون های موفق و خانواده هاشون مصاحبه می کنند. هر روز پیش یه نفر میرن؛ یه روز پیش نفر اول جشنواره ی خارزمی، یه بار پیش مقام اول کشوری مسابقات قرآن، یه بار پیش نوجوون های مدال آورهای ورزش کشور و ...



    راضیه جان، عزیز دلم حیف که در میان ما نیستی. اگر بودی هر رز برنامه ی نوجوان درباره ی تو بود، هر روز مادرت درباره ی برزگی روحت وبلندی همتت و عشق پاکت برایمان صحبت می کرد. اگر بودی چقدر قشنگ جواب کارشناسان برنامه را می دادی و زیبایی هدفت را چه رسا بیان می کردی. راضیه جان جای خالی ات خیلی حس می شود. اگر بودی به مدرسه تان می آمدم و این بار به جای دیدن عکست صورت زیبا و دلنشین تو را می دیدم وهمه ی سوالاتی که ذهنم را به خود مشغول کرده بود را از تو می پرسیدم. ه ه ه ه ... اما افسوس که راضیه ی مهربان خوش قلب ما دیگر در کنار ما نیست. جای خالی ات را هیچ کس نمی تواند پر کند پس خودت همراه آقا بیا راضیه جان.

    ألم يعلم بأن الله يري


    .

    شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست که دو بال دارد.
    بال سبز این پرنده مهدویت وعدالت خواهی و بال سرخ آن شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد.
    این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد که او را فنا ناپذیر کرده و قدرتش با شهادت دوچندان مي شود.

  43. 7 کاربر از پست مفید sana.H تشکر کرده اند .


  44. #87
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مرداد-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    298
    امتیاز : 6,364
    سطح : 52
    Points: 6,364, Level: 52
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 186
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,945
    تشکر شده 1,382 در 273 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض


    ألم يعلم بأن الله يري


    .

    شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست که دو بال دارد.
    بال سبز این پرنده مهدویت وعدالت خواهی و بال سرخ آن شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد.
    این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد که او را فنا ناپذیر کرده و قدرتش با شهادت دوچندان مي شود.

  45. 8 کاربر از پست مفید sana.H تشکر کرده اند .


  46. #88
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۱
    محل سکونت
    همین طرفا
    نوشته ها
    796
    امتیاز : 8,650
    سطح : 62
    Points: 8,650, Level: 62
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 1.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 164
    تشکر شده 2,465 در 689 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط motmaene نمایش پست اصلی
    راضيه يه حرفي توي گلوم گير كرده بزار بنويسمش
    با اينكه از پنج سالگي دختر شهيد شدم و با خانواده هاي شهدا زندگي كرده ام ولي حالا كه با مادرت هستم مي فهمم كه حتي ذره اي از درد و رنجي كه در دل مادر شهيد هست را دختران و همسران شهدا نكشيده اند.
    تمام عشقش را هجده روز خونين و كبود تماشا كرده است.
    من بعد از سه سال داره كم كم آروزي شهادت يادم مي ره
    دنيا و نفس به سراغم آمده
    انگار نه انگار
    ولي مادرت همچنان در فراغت مي سوزد و اشك مي ريزد
    همچنان درد دلش تازه است
    چقدر سرافكنده و شرمگينم در حضور ايشان. چون كه دردش را نمي فهمم
    چرا كه به همين سادگي آرزوي شهادت يادم رفت

    شرمنده ام فقط شرمنده
    یاری کنید

  47. 5 کاربر از پست مفید زهرا تشکر کرده اند .


  48. #89
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۰۷
    محل سکونت
    ان شاءالله مشهد الرضا(ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,795
    امتیاز : 90,950
    سطح : 100
    Points: 90,950, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesTagger Second Class
    تشکر کردن : 13,042
    تشکر شده 21,009 در 5,213 پست
    حالت من : Khoshhal
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یا رفیق من لا رفیق له
    سلام
    .....


    من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام *********** هشتمين دردانه زهرا(س)، به دادم مي رسي...؟

  49. 4 کاربر از پست مفید yarehojat تشکر کرده اند .


  50. #90
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۳۰
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    -1992
    نوشته ها
    96
    امتیاز : 3,537
    سطح : 37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran1000 Experience Points
    تشکر کردن : 60
    تشکر شده 160 در 61 پست
    یاد شده
    در 0 پست
    نقل قول شدن
    در 0 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    تا حالا به این فکر کردید که چرا بین این همه ، راضیه انتخاب شد ؟
    از بین خودمون میگم نه برادرها
    چقدر همدم خوبیه (اصلا یه حال دیگه ای داره حرف زدن با شهیده !

    تا به حال پیش نیومده بود ولی الآن ما خواهران کانون افتخار میکنیم به شهیده ای که در شیراز الگو شد .

  51. 7 کاربر از پست مفید دخترطلبه تشکر کرده اند .


صفحه 3 از 14 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1