کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 14 , از مجموع 14

موضوع: زندگی من....!

  1. #1
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض زندگی من....!

    قبل از شروع کردن اول از همه میخوام عذر خواهی کنم اگه بد مینویسم اگه دستی به قلم ندارم و کلا ضعیف عمل میکنم
    به امید الله................


  2. #2
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    من یه شب سرد زمستونی به دنیا اومذم بچگی ام انقدر برام شادی آور و پر از حوادث قشنگ هست که هنوز به یاد دارم زندگی من آنچنان پر فراز و نشیب نبوده همیشه یه زندگی آروم و بی دغدغه داشتم از دوران نوجوانی عاشق نویسندگی بودم عاشق شعر بودم اما هوش ریاضی ام بد نبود و کلا در مسیری افتادم که از علایقم دور موندم الان هم هر وقت فرصتی پیش میاد برا دل خودم مینویسم آدم مغروری هستم متاسفانه اما هر انتقادی رو با کمال میل میپذیرم دوس دارم اگه تو نوشته هام نکته ای یا نقصی هست بهم بگید...


  3. #3
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    امروز داشتم خاطراتم رو ورق میزدم اندازه 200 سال خاطره دارم هم مکتوب هم غیر مکتوب تو ذهن خودم........
    چه زود بزرگ شدما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    چه زود دغدغه های زندگیم عوض شد....
    معلم کلاس سوم دبیرستانم واسم نوشته بود امیدوارم که همواره در سایه ی الطاف ایزد متعال سالم و موفق باشی.
    واقعا" زیر سایه ی خدا بودم؟
    واقعا خدا رو ناظر به اعمالم میدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا اینجوری شد؟
    من که میدونم خدا همیشه با منه چرا ازش غافل شدم؟
    چرا این نا امیدی ها اومد سراغم؟
    چرا بعضی از جاهای خاطراتم نا امید شدم؟
    ویرایش توسط z.saberzadeh : چهارشنبه ۰۲ اسفند ۹۱ در ساعت ۱۵:۴۴


  4. #4
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    خدایا شکرت.............
    نمیدونم واسه کدوم لحظه ی زندگیم ازت تشکر کنم نمیدونم چی بگم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    خیلی بزرگی کردی دیگه خودم دارم خجالت میکشم........
    چقدراین نوا رو دوس داشتم خدا خدا دوست دارم ........
    واقعا دوست دارم یا دارم خودمو گول میزنم؟
    مگه دوس داشتن اینجوریه؟
    مگه به حرفه؟
    کمکم کن.............................


  5. #5
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    آقا یک کلمه بگم...!!! نطلبید.....
    البته مشکل از منه وگرنه آقام رئوف تر از این حرفاس
    من دارم کم میذارم ...............
    چیکار کردم با خودم؟؟؟؟!!!!
    آدم شدن سخت نبودا آدم موندن سخته................
    خدا بذار پای بچگی ام.......................................
    قربونت.....
    دوست دارم به حرف نیس اما تو عمل هم درستش میکنم...
    ویرایش توسط z.saberzadeh : جمعه ۱۶ فروردین ۹۲ در ساعت ۲۱:۰۰

  6. 9 کاربر از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده اند .


  7. #6
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    نگاه جدید به زندگیم....
    تغییر همیشه خوبه دارم سعی میکنم نگاهم رو تغییر بدم این دنیا همه چیزش درسه از همه چیز باید درس گرفت تا موفق شد....
    تو ریاضیات یه مبحث داریم که وقتی نیاز داریم انتگرال یه شکل پیچیده رو با استفاده از مساحت زیر منحنی بگیریم میایم شکل رو به مستطیل هایی با عرض خیلی کوچیک تقسیم میکنیم به طوری که بیشترین فضای شکل رو پر کنه بعد به شکل ساده انتگرال میگیریم..
    حالا........!!!
    چرا ازش درس زندگی نگیریم؟
    چرا وقتی تو زندگی به یه مشکل یا مسئله پیچیده میخوریم اونو جوری ساده نکنیم که بتونیم راحت تر باهاش کنار بیایم؟
    چرا همیشه از خدا طلبکاریم؟
    خودمو میگما...............
    چرا وقتی مشکل دارم میام سراغت؟
    چرا خجالت نمیکشم؟
    چرا؟
    شاید دلیلش اینه که خودتت ما رو پرتوقع کردی..............
    طلبکارم هستم جالبیش اینجاس...........
    بزرگ میشم ....
    خدا بذار پای بچگی ام.............................

  8. 5 کاربر از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده اند .


  9. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,697
    امتیاز : 31,629
    سطح : 100
    Points: 31,629, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,588
    تشکر شده 15,750 در 3,914 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط z.saberzadeh نمایش پست اصلی
    آقا یک کلمه بگم...!!! نطلبید.....
    البته مشکل از منه وگرنه آقام رعوف تر از این حرفاس
    من دارم کم میذارم ...............
    چیکار کردم با خودم؟؟؟؟!!!!
    آدم شدن سخت نبودا آدم موندن سخته................
    خدا بذار پای بچگی ام.......................................
    قربونت.....
    دوست دارم به حرف نیس اما تو عمل هم درستش میکنم...
    آقا اصلنم رعوف نیست
    رئوف هست

  10. 4 کاربر از پست مفید blueblooded تشکر کرده اند .


  11. #8
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    عاغا اثلا سفحه شخثی خودمح هالا دوطا غلت املایی کح چیظی نیص...
    جالب اینجاث کح خودمم حث کردم غلته اما توجحی نکردم....
    با تشکر اظ شما......

  12. 4 کاربر از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده اند .


  13. #9
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    هر روز میگیم بسم الله الرحمن الرحیم.
    به نام خداوند بخشنده ی مهربان......
    مهربااااااااااااااااااان
    بسه دیگه چی میخواییم خدا به این مهربونی داریم بازم ناشکریم..

  14. 3 کاربر از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده اند .


  15. #10
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    بزرگ که میشوی غصه هایت زودتر از تو قد میکشند...غافل از اینکه لبخند هایت در آلبوم کودکی جا میماند...

  16. 5 کاربر از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده اند .


  17. #11
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    رفت.........
    خيلي وقته....................
    دلتنگشم.......................
    چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    زود نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    غريب رفت....................
    ميگن.........................
    من كه نبودم................
    نديدم.........................
    شنيدم فقط...............
    ازت قول گرفتم.............
    ديروز.........................
    سر خاك....................
    تمام

  18. 2 کاربر از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده اند .


  19. #12
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    تغييرات بزرگ .... اووووووووف چه روزايي داشتم الان فكر ميكنم راه رو پيدا كردم البته بازم مثل قبل فكر ميكنم ...
    من خدامو چه جوري شناخته بودم الان چه جوري ميشناسم!!!
    نميگم درستم يا غلط هيچوقت نگفتم اما چرا بعضي ها واسه خودشون منو تفسير ميكنن؟
    به اين آدما كاري ندارم اما چي شد كه به اينجا رسيدن كه به خودشون حق ميدن همه رو بخونن؟
    روي صحبتم بت كسي نيستا دارم به تو ميگم.. يواشكييييييييييييييييي
    من عاشق تو ام هميشه ميگم ديگه حالا نشون دادنش به بعضي ها واسم لزوميتي نداره
    داشت ديگه نداره ....................
    بد شدم ميدونم

  20. کاربر روبرو از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده است .


  21. #13
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    همه چيز خوب شد .. شكرت

  22. کاربر روبرو از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده است .


  23. #14
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    331
    امتیاز : 4,645
    سطح : 43
    Points: 4,645, Level: 43
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 18.0%
    افتخارات:
    SocialTagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 363
    تشکر شده 770 در 223 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    همیشه یه کاکتوس لازمه....!!!
    هر کسی نیاز به یه آدم قوی داره
    آدم قوی ها خیلی بزرگن خیلی صبورن همیشه یه گوش شنوا هستن انقدر با لبخند به دردات گوش میدن که خودت دیگه کم میاری....
    این آدما خیلی نایابن خیلی کم پیش میاد که یکی از این ها رو بی واسطه ببینی
    اما هستن.....
    اما وجود دارن......
    بعضی وقتها بهشون میگیم دوست .....
    مادر.......
    اگه یکی از این هارو تو زندگیت داری پس تو هم کاکتوس لازمی..!!
    دیدی یه کاکتوس رو میخری کنار گلهات میذاری روزای اول خیلی بهش میرسی مدام شرایطش رو چک میکنی اما از یه جایی به بعد دیگه میبینی خیلی مقاومه حواست پرت گلهای رنگارنگ و ناز نازی دورش میشه گلهای دورش کم کم از بین میرن اما اون همچنان محکم ریشه هاش تو خاکه تا اینکه روی این خصلتش حساب زیاد باز میکنی دیگه کلا اونو یادت میره میگذره و میگذره و اون هنوز سر جاش با اقتدار ایستاده اما یه روز که یهو نگاهت بهش میفته بعد از مدت ها میبینی ریشه اش کامل خشک و نابود شده ظاهرش رو حفظ کرده اما از درون نابود شده...
    اون موقع دیگه خیلی دیره....
    خیلی.....
    نذار خیلی دیر بشه واسه آدم قوی قصه ی زندگیت.!

  24. کاربر روبرو از پست مفید z.saberzadeh تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1