کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 165
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    Lightbulb قطـره هـای آبـشــاری .. !

    به نام خدا

    سلام
    دیدم مبحث های شخصی داره ایجاد میشه، گفتم منم یه مبحث شخصی بزنم و نوشته هام رو بذارم اینجا.

    البته هیچ وقت نتونستم خوب بنویسم ولی شاید نقد ها و نظراتتون باعث بشه یه کمی بهتر بنویسم!


    اسم بهتری هم برای مبحث به ذهنتون رسید پیشنهاد بدید. ممنون.


    فهرست مطالب:

    1- ظهر عاشورا

    2- نـ َ فـ َ سـ

    3- روضه خوان های کوچک ... قسمت اول

    4- روضه خوان های کوچک ... قسمت دوم

    5- روضه خوان های کوچک ... قسمت سوم

    6- روضه خوان های کوچک ... قسمت آخر

    7- روضه ی مجسّم

    8- خاطره ی سفر به کربلا

    9- تسبیح

    10- عشق ز پروانه بیاموز ...

    11- شما مي تونيد؟؟!!

    12- طبیبِ دل

    13- چادر خاکی

    14- دلم هواي تو کرده ، بگو چه چاره کنم ؟؟؟

    15- گدايت فقط تــو را دارد...

    16- و مرگ همین نزدیکی ست ...! آماده ای ؟؟؟

    17- ايستگاه هاي ايست و بازرسي زندگي

    18- مهربان ترین ...

    19- گوش مالی هاي شيرين ِ معبود!

    20- دل خوشم من به محالات رضا ...

    21- به سوی نور ...

    22- دل تنگ ِ مشهدش ...

    23- هـــشـــت ...

    24- دستِ من و دامانِ تو ...

    25- رسم ِ ماه ِ ربیع الثانی ؟! ... :|

    26- کاش شیرین شویم .. کاش مؤمن شویم ...

    27- گـُـذر ِ عـُـمـر ...

    28- به دو عالم ندهم لذت بيماري را ...

    29- پرواز تا بهشت هشتم ...

    30- فرصت ها چون ابر می گذرند ...

    31- فراموشی ..؟!

    32- بي قرار که بشويم، مي آيد ...

    33- مرور می کنم خاطره ی جا ماندن را ...

    34- تـأمـّل !

    35- کـ ـر بـ ـلـ ـا . . .

    36- دل ِ بی قـرار ...

    37- دل ِ بی تـاب ...

    38- اشک و دعا !

    39- خاطرات بهشتی ... (1)

    40- خاطرات بهشتی ... (2)

    41- گــَــردِ یـتـیـمـی ...

    42- شاید فرصت آخر باشد ...

    43- دعای پدر بزرگ = دعای مستجاب


    44- زمزمه ی این روز های من ....


    45- 6 روز دیگر ...


    46- مولا کریم بود که بی دعوت آمدم ...


    47- یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم / گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم

    48- کاروانی از نـــــــــــور ...

    49- اوج مظلومیت ...

    50- تا ابد ریش است زخم میخ ها ...

    51- برای نبرد با شیطان آماده ای؟!

    52- غربت ِ مدینه ...

    53- در کوچه های غربت ...

    54- فقط حـیــدر ، امیـرالمؤمنیـن است ...

    55- وداع و دل تنگی ...

    56- چشم هاي نيمه بارانی ِ من..!


    57- شاید به همین زودیا ...


    58- خاطرات بهشتی ... (3)

    59-
    يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى

    60- فصل بهشتی

    61- مــادر ... در ...

    62- خرّم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

    63- دلم قرار نبود از شما جدا بشود ...

    64-
    روز پــدربــزرگــــ !

    65- رشک بهشتيان شده حال کسي که هست، گـوشه نشيـن ِ جـنـت الاعـلاي کـاظـمـيــن

    66-
    أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوع ...

    67-

    68-

    69-

    70-
    ویرایش توسط آبشار : پنجشنبه ۱۵ خرداد ۹۳ در ساعت ۱۴:۵۵


  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض ظهر عاشورا

    به نام خدا

    دیروز هم حالم خوب نبود و هم فضا سنگین بود، نتونستم صبح عاشورا درست از مجلس استفاده کنم.. بغض سنگین بود ولی کمتر به اشک تبدیل می شد!!! :|

    ناراحت بودم از این موضوع.. بعد از مراسم، تو راه برگشت به خونه، راننده ی تاکسی، بدون مقدمه یه دفعه گفت:
    تا جایی که یاد دارم هیچ وقت ظهر عاشورا بارون نیومده ...
    (نقل به مضمون)

    همین یه جمله ای که گفت، اندازه ی همه ی مراسم صبح، اشک داشت.. ولی باید همه ی تلاشم رو می کردم پلک نزنم که اشک های جمع شده توی چشمم، نریزه! :|

    امروز صبح که برای نماز بیدار شدم دیدم داره بارون میاد. حرف اون بنده خدا یادم افتاد ... تا جایی که یاد دارم هیچ وقت ظهر عاشورا بارون نیومده ...

    یکی دو روز قبل از عاشورا بارونی بود و روز عاشورا انگار آسمون هم همه ی تلاشش رو کرد که پلک نزنه که اشکاش جاری نشه!!! دوباره امروز - بعد از عاشورا - به شدت بارونی شد .......


    و چقدر بغضش سنگین بوده که حالا هرچقدر می باره دلش آروم نمیشه ...



    حسیـــــــــــــــــــن ... لایوم کیومک یا اباعبدالله...
    ویرایش توسط آبشار : پنجشنبه ۰۹ آذر ۹۱ در ساعت ۰۱:۴۲



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  3. #3
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۱-اسفند-۲۵
    نوشته ها
    424
    امتیاز : 18,400
    سطح : 86
    Points: 18,400, Level: 86
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 450
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 493
    تشکر شده 2,632 در 413 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Unhappy

    و چقدر بغضش سنگین بوده که حالا هرچقدر می باره دلش آروم نمیشه ...


  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    4,047
    امتیاز : 47,970
    سطح : 100
    Points: 47,970, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 6,945
    تشکر شده 17,661 در 3,829 پست
    نوشته های وبلاگ
    3
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 34 در 16 پست

    پیش فرض

    یقینا خوننده ی ثابت مبحث تم :)
    و خدای آرامشی تو
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  5. 8 کاربر از پست مفید دردونه تشکر کرده اند .


  6. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض نـ َ فـ َ سـ

    به نام خدا


    آثار سرماخوردگی نمایان می شد.. حالا گلویم درد گرفته بود و نفسم تنگ شده بود ..

    نفس که سخت بالا می آمد.. تمام نفس تنگی های عالم در ذهنم تداعی می شد.

    نفسم را دردناک می کرد بی نفسی عزیزی که آسم دارد ..

    نفسم را تنگ تر می کرد نفس های عمیق و با فاصله ی جانبازان ..

    نفسم را ...

    .
    .
    .

    و آخر همه چیز هم که به کربلا ختم می شود...
    نفسم بند می آمد با خس خس گلوی ا ر بـ ـا ب ...
    خس خس گلو ... هق هق گریه ...


    بی نفس باشی .. بغض هم داشته باشی .. جلوی اشک هایت را هم گرفته باشی ...
    آن وقت آرزو می کنی که کاش می شد سر بر دامان مهربان ترین مــادر دنیا بگذاری و اشک بریزی و آرام شوی ...


    مـــــــــــــــادرم زهــــــــــــــــــرا ....
    مــادر .. به فدای اسمت جونــم .. همه ی عمرمو مدیونــم .. مدیون تــو ....



    راستی نفس های مـــادر هم ... وای خدای من ...




    خدایا شرمنده ام که قدر این نفس ها رو نمی دونم و نفس هام رو برای تو و در راه تو خرج نمی کنم ...

    و ممنونم که رزق روضه و اشک رو با این نفس ِ تنگ بهم دادی ...




    * تلفیقی از واقعیت و دل نوشته



    آبان 91



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  7. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۷
    نوشته ها
    2,207
    امتیاز : 13,736
    سطح : 76
    Points: 13,736, Level: 76
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 314
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,548
    تشکر شده 7,998 در 1,960 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 6 در 6 پست

    پیش فرض

    وقتی داشتی تصمیم می گرفتی این مبحثو بزنی، حواست بود که اولین پستت عاشورایی می شه؟
    همیشه به ارادتت به اهل بیت غبطه می خورم.

  8. 10 کاربر از پست مفید اسماءالحسني تشکر کرده اند .


  9. #7
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    سلام اسماء جان
    ممنونم. ای بابا.. شما ها هم همش هندونه بذارید زیر بغلم!
    ارادت..؟! غبطه ؟!!! فقط : بـدم اما حسیــــــن را دوســـت دارم ...

    اول متن رو نوشته بودم. جایی پیدا نکردم بذارمش! بعد این مبحث رو که چند روز بود تو فکرش بودم رو ایجاد کردم!
    کلی ایده برای نوشتن تو ذهنم بود مربوط به دهه محرم می شد. به خاطر سرماخوردگی شدید و کمبود وقت نشده بنویسم! ان شاء الله وقت بشه می نویسم..



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  10. #8
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض روضه خوان های کوچک ... قسمت اول


    به نام خدا


    در مجلس ما زياد لازم نيست در فکر روضه خوان باشي! .. همين بچه هايي که در مجلس حضور دارند، برايت روضه مي خوانند..! فقط کافي است وسطِ روضه ها نگاهشان کني، اشک است که در چشمانت مي جوشد ...


    ***


    در کانون ما حتي موقع روضه هم نور مجلس را -حداقل در قسمت خواهران- کاملا خاموش نمي کنند .. نکند بچه هاي حاضر در مجلس بترسند يا گم بشوند ..

    بچه ها از تاريکي مي ترسند ... خدا نکند در تاريکي شب، وسط بيابان گم شده باشند .. خدا نکند داغدار ِ پدر و عمو و برادر شده باشند .. خدا نکند از قافله جا مانده باشند ... خدا نکند وحشت زده باشند.. خدا نکند از عمه زينب شان دور شده باشند ... خدا نکند ...



    ***


    قاري، قرآن مي خواند. هر دفعه که صدايش اوج مي گيرد، دختر کوچولوي يک سال و چند ماهه از صداي بلند مي ترسد و به طرف مادرش مي دود .. صداي قاري که ملايم تر مي شود، با قدم هاي کوچکش کمي از مادر دور مي شود و دوباره با اوج صداي قاري چهره اش پريشان مي شود و به آغوش مادرش پناه مي برد ...

    صداي بلند، بچه ها را مي ترساند. حتي صداي بلند قرآن .. چه برسد به صداي بلند هلهله .. صداي بلند هياهو .. صداي بلند برخورد شمشير ها .. صداي فريادهاي دشمن ..


    ***



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  11. #9
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض روضه خوان های کوچک ... قسمت دوم

    به نام خدا

    امشب پسر بچه اي جلويم نشسته که بي حال و مريض است .. چشمان بي رمق و چهره ي مظلومش دل آدم را آتش مي زند ...

    مرا ياد طفلان ِ تشنه ي کربلا مي اندازد ...


    بچه که بي حال مي شود، چهره ي مظلومش دل سنگ را هم آب مي کند.. فقط کافي است در آن حال چيزي طلب کند، تا همه ي بزرگتر ها برای فراهم کردنش تلاش کنند.


    آن وقت مي خواهي بچه ها از تشنگي بي حال شده باشند و دل ِ عمو عباسشان تاب بياورد اين بي رمقي ها را؟ معلوم است که مشک بر مي دارد و به دنبال آب مي رود ... معلوم است که عمو، بدون آب ديگر بر نمي گردد ...


    پسرک با همان بي حالي اش مي ايستد و براي ارباب سينه مي زند ... و مادرش با ذوق نگاهش مي کند...


    اشک مرا در مي آورد اين مردِ کوچک.. شش ماهه ي کربلا نگهدارت باشد ..



    ***


    فقط کافي است بچه اي سرگردان راه برود و مادرش را صدا بزند .. يا با بغض اين طرف و آن طرف را نگاه کند.. معلوم مي شود مادرش را گم کرده است. - يا به قول بچه: مادرش گم شده است! -
    چشم هاي زيادي نگرانش مي شود، از هر طرف کسي به طرفش مي رود تا احساس غربت نکند، بغلش مي کنند، نوازشش مي کنند، دل داري اش مي دهند و مادرش را پيدا مي کنند و بچه با گريه به طرف مادرش مي رود و دستانش را محکم دور گردنِ مادر حلقه مي کند و تا چند دقيقه از مادر جدا نمي شود...


    بچه ي ترسيده را با نوازش و محبت بايد آرام کرد .. بايد طوري با او رفتار کرد که احساس امنيت کند نه اينکه .........
    روضه اش با خودتان! زبانم به روضه نمي چرخد...



    ***



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  12. #10
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض روضه خوان های کوچک ... قسمت سوم

    به نام خدا


    طهوراي دوست داشتني من، اشک مي ريزد، گويا کسي لُپَش را محکم گرفته است! و صورت لطيف و ظريفش درد مي کند.. اشکش بند نمي آيد! قطره ها پشت سر هم بر صورتش جاري مي شود و دلم را آتش مي زند .. هر کاري مي کنيم آرام نمي شود.. دستِ نوازش هم که به صورتش مي کشيم، جيغ مي کشد! يا از درد است يا اينکه فکر مي کند دوباره قرار است همان اتفاق بيفتد و دردش بيايد! و دوست ندارد ديگر دستي به صورتش نزديک شود.. رَدِّ اشک روي صورتش خشک نمي شود!
    کوچک است .. کم طاقت است .. و با گريه هاي مظلومانه اش برايم روضه مي خواند ..


    مگر يک دختر بچه چقدر طاقت دارد .. که هم فرار کند .. هم سيلي بخورد .. هم لباسش آتش بگيرد .. هم گوشـ واره از گوشش کِشيــ.. هم .......


    ***


    در اوج روضه و اشک، بچه ي يکي دو ساله اي که با مادرش رو به رويم نشسته است، بازي اش گرفته! .. هي جلوي مادر مخفي مي شود و بعد دوباره سرش را بالا مي آورد که نگاهش کنم. و تا توجه و لبخند مرا نبيند فقط با شيطنت نگاهم مي کند و منتظر مي ماند! به محض اينکه نگاهش مي کنم باز جلوي مادر مخفي مي شود و ...

    و مگر مي شود به بچه کم محلي کرد .. بايد با همان چشمان پر از اشک هم به رويش لبخند بزني و نگاه هاي زيبايش را جواب بدهي ..


    معصوميتش، شيريني لبخندها و برق چشمانش براي من روضه است .. يادم به معصوميتِ سه ساله ي اباعبدالله مي افتد .. چطور دلشان آمد بانوي سه ساله ي ما را .......... ؟؟؟


    ***





    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  13. #11
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض روضه خوان های کوچک ... قسمت آخر

    به نام خدا


    نوزادي گريه مي کند، همه ناراحتند .. يکي مي گويد شايد گرمش هست لباسش را کم کنيد.. آن يکي مي گويد نه سرما مي خورد.. شايد گرسنه است .. شايد .. يکي به مادرش مي گويد بچه را بده به من تا آرامش کنم! ولي مادر دلش رضا نمي دهد بچه را به کسي بسپارد .. مادر است، طاقت ندارد بچه را از خودش دور کند ...

    در کربلا هم نوزادِ بي تابي را دست به دست مي کردند تا آرام شود ..
    در کربلا هم مادري تابِ دور شدنِ نوزادش را نداشت ...
    اما ...


    امان از دلِ رُباب ...


    ***


    باید دل بدهی به روضه ی این روضه خوان های کوچک، تا برایت تجسم کنند داغ های دل حضرت زینب (س) را .. تا با همه ی وجودت، چون امّ المصائب، مضطر شوی .. تا از تهِ دلت لب به امّن یجیب باز کنی و زیر لب زمزمه کنی امان از دل زینب ...



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  14. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-دی-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,541
    امتیاز : 14,668
    سطح : 78
    Points: 14,668, Level: 78
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 25,232
    تشکر شده 11,170 در 2,337 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام
    آبشار جان خیلی خیلی زیبا بیان کردی...
    دقیقا این حالاتو تو روضه ها دیدم و چشیدم!

    التماس دعا
    حقیقت من
    خلوت من است!
    غیر از این تزویر است و ریا...!


  15. #13
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    تکراریه! ولی به حال و هوای این روزا می خوره..

    ----

    هميشه بعد از زيارت شهداي گمنام ، براي نزديک تر شدن راهم از اون مسير ميرم . مسير ِناهموار ِخاکي ، که پر بود از خار

    مسیر خاکی ، پر بود از روضه .. تا چشمم به خارها مي افتاد ، روضه ها يکي يکي مي اومدن تو ذهنم ... خارهاي صحراي کربلا.. حمله به خيمه ها.. فرار بچه ها.. حضرت رقيه... امان از دل زينب...


    چند روز بعد از عاشورا بود قسمت شد برم زيارت .. وقتي داشتم بر می گشتم يهو متوجه شدم بيشتر خارها کنده شده !!!!!

    دلم لرزید ، رفت کربلا .. شب عاشورا .. مولامون توي صحرا، مشغول کندن خار .. امان از دل زینب...



    آذر 89



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  16. #14
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    کپی از مبحث خاطرات به یاد ماندنی .. برای اینکه توی این مبحث هم این مطالب رو داشته باشم

    -------------------

    مهر 89:

    راهيشون کرديم به مشهد ( پدر و مادر رو ) .. گفتن شما هم بياين .. گفتم جور نميشه ، شما برين ، کربلا بگيرين بياين ...!

    روزاي آخر سفرشون اس ام اس زدم : «پنجره فولاد رضا برات کربلا ميده .. هرکي ميره کرب و بلا از حرم رضا ميره»


    * * *

    چند بار حرف رفتن شد و تقریبا قطعی ، ولی بدون دعوت نمیشه راهی شد . به هر دری هم بزنی اگه دعوتت نکرده باشن ، وسط راه همه چی می ریزه به هم ... ( می گفتم امام رضا ..؟ امضاتو پس گرفتی ؟ دوباره بد شدیم دعوت نامه رو پس گرفتی ؟ )
    همش بين اميد و نا اميدي ، شادي و بغض بوديم ...



    * * *


    21 روز بعد - از سفر مشهدشون - :

    یه شب گفتم یه فایل صوتی بذارم با هم گوش بدیم؟ گفتن بذار. (به نیت گرفتن کربلا این فایل رو براشون پخش کردم)

    صحبت های آقای پناهیان + .. اشکای پدر و گریه های مادر .. بغض .. آخ ! حسيــــن ..



    * * *

    حدود 25 روز بعد - از سفر مشهدشون - :

    سر کلاس بودم . بابام اس ام اس زد : پنجره فولاد رضا ...

    گفتم : چي ؟

    گفت : چي ميده ؟

    فرستادم :
    پنجره فولاد رضا برات کربلا ميده .. هرکي ميره کرب و بلا از حرم رضا ميره

    اس ام اسمو فرستاد برا خودم ! تعجب کردم ! دوباره فرستاد !!! سه باره !!!!!!

    يهو دلم لرزيد .. گفتم : خبريه ؟ کربلا جور شده ؟

    گفت : 29 آبان حرکت


    - آخ ... حسيــــن .. - (می دونم اشکای اون شبشون برات کربلامون شد)

    گفتم : تا چندم ؟ ساعتشم مشخصه ؟

    گفت : 10 روز - 3عصر

    گفتم : ان شاء الله


    دل تو دلم نبود تا کلاس تموم شد

    اومدم خونه ..

    چه خبره ؟

    بابا :

    فلاني زنگ زد : مياين کربلا ؟

    گفتم : آره حتما

    گفت : فقط 20 روز مونده ها با خانواده مشورت کن بعد خبر بده


    گفتم : نه ميايم ، مشورت نمي خواد ..


    --------


    پخش مستقیم حرم ..



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  17. #15
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض تسبیح

    به نام خدا

    کپی از مبحث خاطرات به یاد ماندنی .. برای اینکه توی این مبحث هم این مطالب رو داشته باشم

    -------------------


    (خاطره مال سه چهار ماه پیشه)

    تا سوار آژانس شدیم توجهم به چیزی که به آینه ی ماشین وصل بود، جلب شد! یه طناب دار !!!
    خیلی حالم بد شد. اعصابم ریخت به هم.. آخه چرا همچین چیزی رو گذاشته جلوی چشمش؟!!!

    به خواهرم گفتم آینه ی ماشین رو ببین! تا نگاه کرد به شدت ناراحت شد..

    چند دقیقه گذشت گفت چیزی نداری بدیم به راننده که به جای این وصل کنه به آینه ی ماشین؟

    کیفم رو گشتم.. فقط یه تسبیح آبی رنگ داشتم که داییم توی کربلا تبرک کرده بودن و بهم داده بودن..
    گفتم فقط اینو دارم! تبرکی کربلاس! مشهد و شاهچراغم بردمش..

    هی فکر کردیم که چی بگیم و چه جوری به راننده این تسبیح رو بدیم! هی از همدیگه می خواستیم که این کار رو اون یکی انجام بده .. تا رسیدیم به مقصد..

    کرایه رو که حساب کردیم،
    خواهرم تسبیح رو داد به خانم ِ راننده و گفت بفرمایید، تبرکی کربلاست..
    خانم ِ راننده هم گفت مررررسی!
    خواهرم گفت اگه دوست داشتید اینو به آینه ی ماشینتون وصل کنید ..
    راننده یه نگاهی به طرف آینه ی ماشین کرد و فقط لبخند زد ..

    نمی دونم کاری که کردیم چقدر مؤثر بود ولی فقط امیدمون این بود که ان شاء الله نگاه و دعای حضرت اباعبدالله رو حس کنه و از این نا امیدی و نا آرومی در بیاد ...

    حالا که فکرشو می کنم می بینم بی حکمت نبوده ..
    طناب دار و تسبیح ... هر دو تاشون یه رشته ریسمان حلقه شده هستن ولی یکی پُر از سیاهی و نا امیدی و اون یکی پُر از نور و روشنایی.
    یکی سبب سقوط و اون یکی وسیله ی عروج ...

    و خدا چقدر هنرمندانه راه رو به بنده هاش نشون میده .. و چه قدر قشنگ هوای بنده هاش رو داره ...



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  18. #16
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض عشق ز پروانه بیاموز ...

    به نام خدا

    اولای محرم بود همیشه می دیدم دم در خونه چند تا شاپرک روی زمین افتاده.. یه روز دو سه تاش روی پرچم ِ یا حسین ِ بالای در نشسته بودن..

    روزای پنجم، ششم محرم بود. از دانشگاه بر می گشتم. دم در خونه که رسیدم، زنگ زدم و منتظر بودم که در رو باز کنن. به پرچم بالای در نگاه کردم، تعداد شاپرک ها خیلی بیشتر شده بود! جالب بود و باور نکردنی!


    دیدن اون صحنه خودش روضه بود ... شاپرک هایی که دور اسم ارباب جمع شدن و بعد از مدتی یکی یکی جون میدن و روی زمین می افتن و ....
    انگار طاقت ندارن ... طاقت این همه مصیبت رو ندارن ...


    تا عاشورا هر موقع نگاه می کردم، همیشه شاپرک ها روی پرچم بودن و یه سری شون هم روی زمین، جلوی در افتاده بودن ...

    بعد از دهه، تعدادشون کمتر و کمتر شد ... مثل مجالس روضه ی ما که توی دهه محرم پر شورتر هست و بعدش کمتر میشه ...

    از اون روز می خواستم
    در مورد این اتفاق بنویسم ولی تلاش هام برای نوشتن بی فایده بود! کلمات کنار هم نمی شینن انگار! عکس هاش رو می زنم شاید یه روزی چیزی برای نوشتن به ذهنم رسید.

    بیتی که همش تو ذهنم میاد اینه...

    شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم / ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
    از شاپرک ها هم کمتریم؟ که این همه روضه می شنویم و هنوز زنده ایم... ؟ هنوز پای روضه ها دق نکردیم ؟؟؟



    عشق ز پروانه بیاموز ....










    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  19. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    كويت
    نوشته ها
    4,591
    امتیاز : 84,316
    سطح : 100
    Points: 84,316, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 7.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,400
    تشکر شده 14,896 در 3,947 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    چرا من اينجارو اولين باره مى بينم؟!!!

    خيلى عاليه آبشار جان
    واقعا دستت درد نكنه آجى


    هر تپش قلبم میگه : کربلا ، کربلا ...

  20. 6 کاربر از پست مفید meshkat128_kosar تشکر کرده اند .


  21. #18
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض شما مي تونيد؟؟!!

    به نام خدا

    آخر کلاس بود و بچه ها تو تب و تاب رفتن و تعطيل کردن کلاس.

    استاد گفت: هر کس يه برگه بذاره جلوش!

    داد بچه ها در اومد که: استااااد! برگه براي چي ؟!

    استاد گفت: قرآن چند تا سوره داره؟ 114 تا. حالا بگو 100 تا که رُند بشه! نصفش مي کنيم که آسون تر بشه. هر کس اسم 50 تا سوره ي قرآن رو بنويسه روي برگه و بهم بده.
    حواستون باشه اسم سوره باشه ها. اولين آيه از سوره قبول نيست. خودتون هم سوره ي جديد اختراع نکنيد! حالا بنويسيد.

    .

    .

    .

    شايد تعداد انگشت شماري تونستن اسم 50 تا سوره رو، اونم درست، بنويسن...!

    استاد گفت: ببينيد چقدر زشته که ماها حتي اسم سوره هاي قرآنمون رو هم نمي دونيم ...

    استاد هممون رو شرمنده کرد و کلاس رو تعطيل ...

    .

    .

    .

    شما هم از خودتون امتحان بگیرید! خیلی وقت نمی گیره ازتون. ببینید از این ۱۱۴ تا سوره، اسم چندتاش رو می تونید روی کاغذ بنویسید؟



    کاش بیشتر با قرآن اُنس می گرفتیم ..



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  22. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,694
    امتیاز : 31,629
    سطح : 100
    Points: 31,629, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,571
    تشکر شده 15,751 در 3,912 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    ماشآلله
    مختصر و مفید و قشنگ می نویسی.

  23. 5 کاربر از پست مفید blueblooded تشکر کرده اند .


  24. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,762
    امتیاز : 12,347
    سطح : 72
    Points: 12,347, Level: 72
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,649
    تشکر شده 12,575 در 2,461 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    واقعا این مبحث عالیه.بازم بنویس.لذت میبرم.راستی چه استادای خوبی دارید که اینجور امتحانا ازتون میگیرنا.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  25. 5 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  26. #21
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض طبیبِ دل

    به نام خدا
    یا طَبيبَ الْقُلُوب
    ای طبيب دلها

    ظرفي رو تصور کنید كه قاعده ي وسيعي داره، ولي هرچي به در ِ ظرف نزديك ميشه، از قطر ظرف كاسته ميشه و دهانه ي باريكي داره. و قراره این ظرف با مایعی پُر بشه.
    اولش چون قاعده ي ظرف وسيع هست يه قاشق مايع ِ تهِ ظرف، اصلا به چشم هم نمياد و كف ظرف پخش ميشه. اما يواش يواش و ذره ذره كه ظرف پر ميشه و قطرش كم ميشه همون يه قاشق مايع، باعث ميشه خيلي محسوس، محتويات ظرف بالاتر بياد و بیشتر شدنِ ارتفاع مایع ِ درون ظرف، با چشم هم دیده میشه.
    به دهانه ی ظرف كه نزديك بشه، يه قاشق مايع شايد چند سانت از ظرف رو پر کنه.


    به نظر من، دل آدما هم همين طوريه! شکل همون ظرفه هست! اگه دل مشغولي ها و مشكلات و ناراحتي ها و ... رو مايعی که گفتم، فرض كنيم. وقتي ظرفِ دل خاليه، با هر اتفاق و مشكلي، يه كم از اون مايع، داخل ِ ظرفِ دل ريخته ميشه. اولش مشكلات و ناراحتي ها زياد اذيتمون نميكنه. چون توي وسعت دل، محو ميشه. اما وقتي ذره ذره، دل پُرتر ميشه و ظرفيتش كمتر ميشه، كم طاقت تر ميشيم و در مواجهه با مشكلاتِ كوچكتر عكس العمل هاي شديدتري نشون ميديم و زودتر از كوره در ميريم و بيشتر اذيت ميشيم...
    يه وقتي با كوچكترين چيزي كه وارد دل ميشه، ظرفِ دل سرريز ميشه و از چشم جاري ميشه! و يا گاهي بدتر؛ ظرفِ دل طاقت نمياره و مي شكنه...


    تو اين حالت ديگه كاري از دست آدم بر نمياد! و مدام ناراحت و دل شكسته و افسرده هست.. درمانِ درد، فقط خدا و خوبان خدا هستند... بايد چشماي اشك بار و دلِ شكسته ت رو برداري و ببري پيش طبيب...
    حرم و ضريحي، زيارتگاهي، مسجدي، يا توي يه جاي خلوتِ خونه بشينی پاي سجاده و هرچقدر كه دوست داري درد دل كنی و اشك بريزی... طبيبِ مهربان هم علاوه بر گوش كردن به حرفات و پاك كردنِ اشكات، دل رو مثل روز اولش سالم و خالي از همه ي ناراحتي ها مي كنه و تحويلت ميده...

    چون دل، توي اين كم شدن ظرفيت و سرريز شدن، فشار زيادي رو متحمل شده بود و حالا داره از صفر شروع مي كنه، احساس بي حسي به آدم دست ميده! مي بيني هيچي نا آرومت نمي كنه! و هيچي درياي وسيع دلت رو طوفاني نمي كنه! و همه چيز توي وسعتِ دلت حل ميشه... تا دوباره كم كم ظرفِ دل پُر بشه و ...

    آدمي كه يكي دو بار دردِ اين طور شكسته شدنِ دل رو حس كرده باشه، تا مي بينه دلش داره كم ظرفيت ميشه و تـَرَك برميداره، نميذاره اوضاع اورژانسي بشه! و سريع دلش رو ميبره پيش طبيب...

    اينجوري، شدتِ درد، كمتر و علاج ِ درد، راحت تره و هميشه فشارها کم اثر تر ميشه و ظرفيتِ دل، هميشه زياده..








    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  27. #22
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    زمين خوردم؛

    .......... چادرم خاکي شد و دلم،

    ...................................... زهـرايي ...



    یکی با چادر خاکی، گناهای همه رو می پوشونه ...



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  28. #23
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    Unhappy دلم هواي تو کرده ، بگو چه چاره کنم ؟؟؟

    به نام خدا

    کپی از مبحث خاطره - عکس و فیلم کربلای 91 کانون ..
    به مناسبت شب اربعین که دل هامون شدیدا هوایی حرم حضرت ارباب هست ...

    -------------------

    29 آبان 89 راهي سفر کربلا شديم و حالا بیشتر از 2 سال گذشته و دل من هنوز چسبيده به در حرم اميرالمؤمنين و بابا ، بابا مي کنه


    دلم هنوز رو به روي ايوان حرم امام علي نشسته و زمزمه مي کنه
    « ايوان نجف عجب صفايي دارد ... »


    دلم هنوز نشسته روي پله هاي خروجي حرم بابا علي ، و طاقت خداحافظي نداره



    دلم هم نوا با مسلم بن عقیل ، « حسين مَيا به کوفه » مي خونه و دستش رو محکم تو شبکه هاي ضريح حضرت مسلم گره مي کنه


    دلم خون گريه مي کنه در محراب مسجد کوفه ...


    دلم هنوز با چشم هاي خيس از اشکش به گنبد سبز مسجد سهله خيره شده



    دلم تير مي کشه از ديدن محل دارالاماره و اسارت و غربت دختر علي ...



    دلم داغدار از ديدن تَلّ ِ خاک و خرابه هاي باقي مونده از حرم تخريب شده ي مولا ، چشم دوخته به گنبد سيماني حرم امام هادي و امام حسن عسکري و بغض کرده از اين همه غربت ....
    مهدي بيا که دگر جاي صبر نيست ...


    دلم با بغض سنگينش روي ضريح چوبي سامرا که با پارچه هاي سبز پوشيده شده دست مي کشه و زيارت مي کنه ...


    دلم هنوز تشنه ي زيارت کاظمين هست ... هنوز چشم دوخته به دوتا گنبد طلايي و زيبا و هنوز هم محکم شبکه هاي ضريح رو گرفته و نمي تونه دل بکنه


    دلم هنوز تو بين الحرمين سرگردونه .. مي خواد هم زمان ، هم تو حرم ارباب باشه و هم تو حرم سقا ..



    دلم بغض مي کنه کنار ميدان مشک ، ترَک مي خوره کنار کف العباس و خُرد ميشه تو حرم عمو عباس ...


    دلم هنوز تو زاویه ی شیش گوشه چسبيده به ضریح اباعبدالله و جدا نميشه ...


    دلم هنوز بُهت زده کنار قتلگاه نشسته و به خاطر فضاي سنگينش توان بلند شدن نداره



    دلم بي رمق بالاي پله هاي تل زينبيه به ستون تکيه داده و به ديده هاي زينب ِ حسين فکر مي کنه .. به فاصله ي کم گودي قتلگاه و تل زينبيه .. به عمه زينب .. به حسينش ...



    دلم هنوز بي تاب ، بالای پله های تل زینبیه نشسته و زمزمه مي کنه سري به نيزه بلند است در برابر زينب .. خدا کند که نباشد سر برادر زينب ...


    دلم هنوز هم توي حرم عمو عباس نشسته و داره مداحي پر سوز ِ مداحِ آذري زبان رو گوش مي کنه و با اين که نمي فهمه چي ميگه زار زار باهاش اشک مي ريزه


    دلم هنوز تو خیمه گاه امّن یجیب می خونه برای دل مضطر بانو ...



    دلم هنوز تو کربلا آروم قدم بر می داره و با هر قدمش یکی از روضه های عاشورا رو مرور می کنه ... رقیه .. تشنگی .. یتیمی ... بابا .. خیمه ها ... آتیش .. خار .. آبله ... سیلی ... داغ ...
    آخ حسین ... +



    دلم ... دلم کربلاتو مي خواد آقا جان ، بطلب ... نوکر رخ ارباب نبیند سخت است ...



    ----

    همه دارند بـه پــابــوسی تــــو می آیند
    طبق معمول ، من بی سر و پا جاماندم ...




    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  29. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,808
    امتیاز : 36,482
    سطح : 100
    Points: 36,482, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,578
    تشکر شده 8,663 در 1,704 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام

    ممنون از مطالب زیباتون

    خدا خیرتون بده

    یه همچین مبحث هایی آدم رو دلگرم میکنه که تو تالار بمونه

    الحمد الله


  30. 8 کاربر از پست مفید نردبانی تا خدا تشکر کرده اند .


  31. #25
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض گدايت فقط تــو را دارد...

    به نام خدا

    اينجا خيلي ها مدت هاست که يا عضو کادر کانون هستن و يا يه جوري خادم اهل بيت (ع) هستن ... نخنديد بهم! ...


    دهه ي اول محرم گذشت .. تاسوعا و عاشورا گذشت .. اربعين هم گذشت .. چند روز بيشتر به پايان ماه صفر نمونده و من پر از حسرتِ بي لياقتي ... هيچ کاري نکردم براي مراسم ها.. براي عزادار ها و عزاداري ها ... خادم ِ ارباب بودن هم لياقت مي خواد ...

    شنیدم که فلاني دعوت شده براي فلان کار حسيني ... غبطه خوردم، گفتم اربابِ من! کاش به دردت مي خوردم ...


    فرداش يکي از آشنايان اومد و دعوت کرد براي مراسم روضه اي که قرار بود منزلشون برگزار بشه.. داشتيم حرف مي زديم، گفت تو که بايد بياي و توي پذيرايي کمک کني ...

    ... بايد ... چقدر اين "بايد" چسبيد ...!

    من اون "بايد" رو از طرف شما شنيدم حضرتِ ارباب..! اين قدر مهربونيد که دلتون نيومد بدترينتون هم دل شکسته بمونه؟! نخواستيد حسرت به دل، اين دو ماه رو به پايان برسونه؟!

    گفتيد "بايد"، که راه پس و پيش هم نداشته باشم؟ مي دونستيد اين اختيار داشتن ها و اين سپرده شدن ها به دست خودم، کار رو خراب می کنه؟

    ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن

    خـیـــری نـدیـده ایـم از ایــن اخـتـیـار هـا



    * * *

    مراسم جمع و جوري بود.. روضه خون و مستمع و ميزبان ، همه با هم حدود 25 نفر بودن ... کار خاصي هم نبود به جز چند تا شربت و چايي تعارف کردن!
    ولي خيلي خوب بود پذيرايي از مهموناي شما ، خيلي لذت بخش بود خادم ِ گريه کن هاي شما بودن ...

    روضه ي امام حسن مجتبي (ع) هم خونده شد و من بااااال در آوردم!!! که خادم ِ امام حسنم هم هستم..!!!! .... الحمدلله


    من غير ِ نوکري، که به دردي نمي خورم

    بيرون نکن، به فاطمه بي کـار مي شوم ....



    * * *


    آقاي من! مي دونم خيلي کم ظرفيتم .. تو ناراحتي ها زياد شلوغ بازي در ميارم و تو خوشحالي ها هم خيلي سر و صدا مي کنم ... اين قدر که به خاطر اين کار خيلي کوچيک، اين طوري خوشحال شدم که دارم عالم و آدم رو توي خوشحالي م شريک مي کنم!

    همش به خودم مي گفتم بي ظرفيت! الآن مثلا چه کار مهمي داري انجام ميدي که اين قدر خوشحالي داره؟؟؟؟؟

    ولی آخه ....

    تو همچو من سر کويت هزارها داري
    ولي بدان که گدايت فقط تو را دارد...

    گدايت فقط
    تـــو را دارد... فقط تـــو را دارم ... فقط تـــو را ...






    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  32. #26
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    Lightbulb و مرگ همین نزدیکی ست ...! آماده ای ؟؟؟

    به نام خدا

    با نوشته های قبلی خیلی فرق می کنه! ولی تقریبا داغ ِ داغه! :

    حدود دو ساعت پیش، نشسته بودم پای کامپیوتر و مشغول خوندن مطالب تالار بودم .. حس کردم یه چیز سیاه و خییییلی ریـــز، توی هوا حرکت کرد و از جلوی چشمم رد شد! زیاد توجه نکردم. یه خورده دیگه دیدم یکی دیگه هم گذشت!
    فکر کردم شاید دارم اشتباه می کنم!
    دقت کردم دیدم بازم هست! ذرات سیاهی که توی هوا معلقه! توی سفیدی صفحه ی مانیتور می دیدمشون!

    سعی کردم یکیشو بگیرم ببینم چیه؟! بعضی هاش مثل کُرک و نخ بود! بعضی هاش هم مثل نقطه!!! تعدادشون هم داشت زیادتر می شد!!!!


    هی داشتم با تعجب فکر می کردم که یعنی چی؟! اینا دیگه چی هستن!؟؟؟
    برگشتم پشت سرمو نگاه کردم که ببینم چه خبره و از کجا میان؟! دیدم تو کل فضای اتاق ذرات سیاه، معلقه!

    خدایا! یعنی چی؟!!!! ... یه دفعه بوی سوختگی فهمیدم! وای! یه چیزی داره می سوزه!

    اولین چیزی که به ذهنم رسید، شارژر موبایل بود! پریز برق و شارژری که توش بود رو نگاه کردم، دیدم از اون نیست.. احتمال خیلی زیاد دادم از کامپیوترم باشه!!!! زود کامپیوتر رو خاموش کردم، اول رفتم پشت کامپیوتر دیدم بوی سوختگی از اینجا هم نیست!!!

    از اتاقم رفتم بیرون ببینم کسی بیداره که بهش بگم بیاد کمکم کنه تا کشف کنیم چی داره می سوزه!؟

    دیدم بابا هنوز بیدارن و توی رخت خواب داشتن کتاب می خوندن.. گفتم بابا بیا یه دقیقه ...


    هم زمان که بابام داشتن بلند می شدن و منم داشتم توضیح می دادم که بوی سوختگی میــ... برگشتم سمت هال و یه دفعه دیدم یکی از پیچ های روشنایی گازی که توی هال هست و روشنش کرده بودیم (به خاطر اینکه لامپ شب خواب سوخته بود)، آتیش گرفته و شعله ده سانتی ش به طرف بالا زبونه کشیده و ...

    سر جام میخکوب شدم!


    گفتن چیه؟


    با دست نشون دادم و گفتم آتیییییش!


    سریع رفتیم سمتش .. بابا سعی کردن آتیش رو خاموش کنن و منم شیر گاز رو بستم!


    خدا خواست که بخیر بگذره .. الحمدلله


    ***


    بابا گفتن اینم دومی ش! اون از صبح! اینم از حالا!


    آخه صبح هم که بیدار شدن برای نماز، دیده بودن از طرف بخاری بوی گاز میاد و بخاری رو خاموش کردن و در رو باز کردن که گاز از خونه بره بیرون!!!

    به مامانم که از سر و صدای من بیدار شده بودن، گفتم یه اسفند دود کنین اجل داره دور سرمون می چرخه!
    :)

    تا مامان مشغول اسفند دود کردن بودن، داشتم براشون توضیح می دادم که :

    اگه یه کم دیر تر فهمیده بودیم، حوله ای که همون نزدیکی ها آویزون بود آتیش می گرفت و بعد تکه های آتیش گرفته ش می افتاد روی فرش. آتیش گرفتن فرش هم مساوی بود با سوختن کل خونه و خودمون و همه چیز... !!!!!!!!!

    هی وسطای حرفم می گفتن: وای دیگه نگووووو!


    ***


    ولی خیلی وحشتناک بود - نه اتفاقی که افتاد! عواقبی که می تونست داشته باشه ترسناک بود -

    الحمدلله .. الحمدلله .. الحمدلله ...


    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    یا رب ارحم ضعف بدنی ...
    اجرنا من النار یا مجیر ...
    قنا عذاب النار ...




    و مرگ همین نزدیکی ست ...! آمـاده ای ؟؟؟



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  33. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,717
    امتیاز : 13,516
    سطح : 75
    Points: 13,516, Level: 75
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 22,491
    تشکر شده 9,348 در 2,261 پست
    مخالفت
    84
    مخالفت شده 28 در 11 پست

    پیش فرض

    قلم فوق العاده ای دارید.

    خیلی عالیه

    دستتون درد نکنه...

  34. 5 کاربر از پست مفید Rezaa تشکر کرده اند .


  35. #28
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    Lightbulb ايستگاه هاي ايست و بازرسي زندگي

    به نام خدا

    تا حالا شده وقتي خيلي عجله داريد براي انجام يه کاري، يه دفعه يه اتفاقي بيفته که براي چند دقيقه يا چند ساعت شما رو متوقف کنه؟!

    مثلا کلي برنامه بريزيد و تصميم بگيريد که بايد فلان کار رو انجام بدید، در اتاق رو که باز مي کنيد، يه دفعه بستِ آهني کنار شيشه ش ، گير مي کنه به دستتون و پوست و گوشت دستتون کنده ميشه و خون راه ميفته!! (ايست!) و مدتي رو بايد صرف پانسمان دستتون کنيد.

    يا داريد تند تند قدم بر مي داريد تا به جايي برسيد که پاتون پيچ مي خوره و محکم به زمين مي خوريد! (ايست!) مدتي طول مي کشه تا بتونيد از زمين بلند بشيد و خاک هاي لباستون رو تميز کنيد و احيانا به فکر زخم هاي بدن و يا پارگي لباستون باشيد.


    يا يه وقتي که خيلي عجله داريد و با سرعت داريد رانندگي مي کنيد تا به کارتون برسيد يه دفعه توي يه خيابون باريک، پشت يه ماشين سنگين که خيلي آهسته حرکت مي کنه! قرار مي گيريد. (ايست!) و هيچ راهي نداريد جز اينکه شما هم با سرعت آهسته پشت سر اين ماشين حرکت کنيد تا جايي که يک راهي پيدا کنيد براي اينکه يا از اون ماشين جلو بيفتيد و يا اينکه مسير رو عوض کنيد.


    و يا اتفاقي که خيلي وقت ها ميفته، اينکه داريد خيلي سريع راه ميريد و يا اينکه تند تند از پله هاي ساختماني بالا يا پايين ميريد که بين راه، مي رسيد به يک فرد مُسن، يا بچه، يا مريض و .. که نمي تونن سريع راه برن (ايست!) و شما مجبوريد چند لحظه اي از سرعتتون کم کنيد و پا به پاي اون ها راه بريد تا راهتون باز بشه.


    (يا مثل امروز ظهر که اين مطلب رو نوشتم و مي خواستم توي اين تاپيک ثبتش کنم، که دوباره سرعت تالار کم شد و صفحه ها باز نمي شد! (ايست!) و مجبور شدم بیشتر از یک ساعت صبر کنم تا درست بشه!)


    و يا اتفاقات مشابهِ خيلي زيادي که هممون تجربه ش رو داريم...


    خيلي وقت ها اين اتفاقات، ايستگاه هاي ايست و بازرسي زندگي ما هستند. توي اون لحظاتي که ناخواسته متوقف شديم، بايد دوباره هدفمون رو بررسي کنيم. نيتمون رو بررسي کنيم. شايد عصباني هستيم و اين توقفگاه ها باعث بشه فکرمون جاي ديگه مشغول بشه و از شدت عصبانيتمون کاسته بشه و با آرامش بیشتری فکر کنیم و تصمیم بگیریم...
    و يا خيلي وقت ها در حين برطرف کردن مشکلي که ما رو متوقف کرده مي فهميم که کارمون اشتباه بوده و يا راه رو داشتیم اشتباه مي رفتیم. اشتباه فکر مي کردیم. اشتباه تصميم گرفته بودیم.

    هر جا ايست ديديم به فکر بازرسي هم باشيم. بازرسي باعث هُشياري آدم ميشه.


    بعد از اين بازرسي ها دو حالت ممکنه اتفاق بيفته:

    1- مي فهميم راه بهتري هم براي انجام دادن هست و ديگه راهمون رو اشتباه نميريم. و يا اينکه اگه مقداري اشتباه رفتيم سريعا به فکر جبرانش ميفتيم و بر مي گرديم.
    2- اگر تصميم درستي گرفتيم و در جهت درستي قدم گذاشتيم، مصمم تر و با نگاهِ عميق تري راه رو ادامه ميديم.

    پس ايستِ خالي ، خيلي فايده نداره! ايست با بازرسي ش خوبه! ايست و بازرسي ...



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


  36. #29
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    484
    امتیاز : 13,013
    سطح : 74
    Points: 13,013, Level: 74
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 237
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,744
    تشکر شده 1,088 در 361 پست
    حالت من : Ghafelgir
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    سلام خوش به حالتون چه حال و هوای خوبی دارید؟:

    بهتون حسودیم شد.

    التماس دعا

  37. 6 کاربر از پست مفید sokot تشکر کرده اند .


  38. #30
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Posting Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-خرداد-۱۴
    محل سکونت
    زیر سایه ی حضرت احمد بن موسی، شاهِ چراغ (ع)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,542
    امتیاز : 91,197
    سطح : 100
    Points: 91,197, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 30,454
    تشکر شده 30,158 در 4,479 پست
    حالت من : Sepasgozar
    نوشته های وبلاگ
    11
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    سلام

    جناب سکوت! حال خوب کجا بود؟!!! حسودی برای چی ؟!

    دو تا نکته هست:
    1- علاقه ی خیلی زیادی به توصیف و تشبیه دارم. برای همین سعی می کنم اتفاقات خیلی کوچیک رو به یه چیز خوب و خوشایند و درس آموز توصیف کنم!
    لزوما هم به این معنا نیست که همون موقعی که اون اتفاق افتاده به فکر این چیزهایی که نوشتم افتادم. بعدش فکر کردم و نوشتم.

    2- خب طبیعتا وقتایی که حس خوبی ندارم و یا چیز خاصی نظرم رو جلب نکرده نمی نویسم.
    شما نسبت بگیرید ببینید چند وقتی یک بار اینجا به روز میشه! بعد می فهمید که حال خوش سیری چند!



    از بقیه ی بزرگوارانی که توی این مبحث، با تعریف ها و تشکر هاشون انگیزه دادند که باز هم بنویسم تشکر می کنم.
    ولی به قول
    نقـاش فقیــر: تمجیدی اگر یافتید در دل نگه دارید...

    پذیرای نقد ها، ایرادات و اشکالات و ... هستم.

    --------

    این رو هم برای بار چندم می خونم و اینجا قرارش میدم که همیشه جلوی چشمم باشه :

    نوشته اصلی توسط پلاک12 نمایش پست اصلی
    حال خوش گولتان نزند!
    0:01:15
    توضیحات:
    خلاصه تاملی کنید، وقت کاره...
    تو یه شب هم اندازه بگیرید هم ارزیابی کنید هم برنامه ریزی کنید... جوال عمرتون رو بریزید ببینید چی توش جمع کردید. جوال دلتون رو، وهمتون رو، خیالتون رو کارهامون رو و... و از همه این ها مهم تر که علامت همه ایناست اون بحث همّ و غمّ ماست که تاملی بکنید.
    غرض این نیست که یک شب رو هم بگذرونیم حالا به یه صورتی با حال خوش . حال خوش گولتون نزنه. اینکه بیایم یه کمی سُک هامون رو بالا بگیریم(کنایه از آب بینی هنگام گریه زیاد) و اشکی بریزیم و خیال کنیم که با ملائکه مقربین هم غذا شدیم! نه بابا! اینا...
    حالات خوشتون هم گولتون نزنه که گفتم اینم از فریب های شیطان و فتنه های شیطانه اونی که مهمه اینه که ببینی فردا اون سعه صدر در تو اومده؟ ظرفیت اومده؟
    محبت شما فقط مال خودت و زن و بچه ته یا مال «وسعت رحمته» یا وسعت گرفته رحمتت؟ غضب تو به خاطر اینه که چرخ ماشینت رو پنچر کردن؟ یا به خاطر اینکه از حق دل بریدن؟
    به کی غضب داریم؟ به کی محبت داریم؟ چه کسانی در سفره وجود تو مهمان اند؟ یه جمع بندی از خودت بکن. اون علامت بلوغ توست و الّا حالات خوش گولتون نزنه.
    اینا چیزاییه که باید تو جمع بندیتون همه ش رو بریزید. اینا وسیله فریب شیطان و خدعه های شیطانه...
    دریافت فایل
    ویرایش توسط آبشار : پنجشنبه ۱۵ خرداد ۹۳ در ساعت ۰۰:۲۸



    اللّهمّ احفظ قائدنا الامام الخامنه ای ...

    جهت سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله) صلوات

    - - - - - - - - - - - - - -
    √ بچه شیعه باید ...

    قطـره هـای آبـشــاری .. ! : طبیبِ دل


صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1