کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 186 , از مجموع 186
  1. #181
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۰۱
    محل سکونت
    زیر بیرق آقا(جیره خورکه خوبه....ریزه خور اربابیم.....)
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,135
    امتیاز : 9,556
    سطح : 65
    Points: 9,556, Level: 65
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Blog entryVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 4,298
    تشکر شده 3,953 در 1,477 پست
    حالت من : Khejalati
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    73
    مخالفت شده 30 در 25 پست

    پیش فرض

    مو سپیدم،موسپیدم،موسپیدم،مو سپید!
    گرگ بالان دیده ام،برف فراوان دیده ام!
    (سید حمیدرضا برقعه ای سازگار با احوال ما!)
    بالان:تله ای که برای گرگ میگذارند
    خسته ام.....
    از اینکه عمری خار بودم.....
    نه؛یار......

    الیس الله بکاف العبدهُ؟؟؟
    این صدا در گوشم میپیچد...انگار کسی از همین نزدیکی...در همین شب ها میگوید:
    ...فزت برب الکعبه...


  2. 2 کاربر از پست مفید کشته بهشت خاکیشم تشکر کرده اند .


  3. #182
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,508
    سطح : 100
    Points: 120,508, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 52.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. 2 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  5. #183
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۰۱
    محل سکونت
    زیر بیرق آقا(جیره خورکه خوبه....ریزه خور اربابیم.....)
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,135
    امتیاز : 9,556
    سطح : 65
    Points: 9,556, Level: 65
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Blog entryVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 4,298
    تشکر شده 3,953 در 1,477 پست
    حالت من : Khejalati
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    73
    مخالفت شده 30 در 25 پست

    پیش فرض

    گله این سید بزرگوار!گل!😀😂😊
    خسته ام.....
    از اینکه عمری خار بودم.....
    نه؛یار......

    الیس الله بکاف العبدهُ؟؟؟
    این صدا در گوشم میپیچد...انگار کسی از همین نزدیکی...در همین شب ها میگوید:
    ...فزت برب الکعبه...


  6. #184
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۰۱
    محل سکونت
    زیر بیرق آقا(جیره خورکه خوبه....ریزه خور اربابیم.....)
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,135
    امتیاز : 9,556
    سطح : 65
    Points: 9,556, Level: 65
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Blog entryVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 4,298
    تشکر شده 3,953 در 1,477 پست
    حالت من : Khejalati
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    73
    مخالفت شده 30 در 25 پست

    پیش فرض

    دلِ هوائی و یک عاشقِ پر از بویت!
    همانکه سرزده گاهی به سمت گیسویت!

    سیاهه کرده تمام جهان رنگی را
    دو چشم تیره و خونخوار و پر ز سوسویت!

    من از برای تو شعر مینویسم اما حیف!
    تو تیر میزنیم از کمان ابرویت!

    #عاشقانهٔ_عشقی!
    #عاشقانه_بی_مخاطب!
    #خودم
    خسته ام.....
    از اینکه عمری خار بودم.....
    نه؛یار......

    الیس الله بکاف العبدهُ؟؟؟
    این صدا در گوشم میپیچد...انگار کسی از همین نزدیکی...در همین شب ها میگوید:
    ...فزت برب الکعبه...


  7. 2 کاربر از پست مفید کشته بهشت خاکیشم تشکر کرده اند .


  8. #185
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۰۱
    محل سکونت
    زیر بیرق آقا(جیره خورکه خوبه....ریزه خور اربابیم.....)
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,135
    امتیاز : 9,556
    سطح : 65
    Points: 9,556, Level: 65
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Blog entryVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 4,298
    تشکر شده 3,953 در 1,477 پست
    حالت من : Khejalati
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    73
    مخالفت شده 30 در 25 پست

    پیش فرض

    جا مانده ایم از قوه مان!
    وا مانده ایم از مسیر....
    در بین خود و خود میجنگم!
    هر طرف که پیروز شود،انگار که خودم شکست خورده ام......!
    خسته ام.....
    از اینکه عمری خار بودم.....
    نه؛یار......

    الیس الله بکاف العبدهُ؟؟؟
    این صدا در گوشم میپیچد...انگار کسی از همین نزدیکی...در همین شب ها میگوید:
    ...فزت برب الکعبه...


  9. 2 کاربر از پست مفید کشته بهشت خاکیشم تشکر کرده اند .


  10. #186
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۰۱
    محل سکونت
    زیر بیرق آقا(جیره خورکه خوبه....ریزه خور اربابیم.....)
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,135
    امتیاز : 9,556
    سطح : 65
    Points: 9,556, Level: 65
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Blog entryVeteranTagger Second Class
    تشکر کردن : 4,298
    تشکر شده 3,953 در 1,477 پست
    حالت من : Khejalati
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    73
    مخالفت شده 30 در 25 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط کشته بهشت خاکیشم نمایش پست اصلی
    حیرانم...

    انگار که ما انسان ها،هیچ گاه حتی شبیه آدم هم نخواهیم شد.....
    گهگاهی وقتی بین این مردم مسلمان راه میروم،هرچیزی را میبینم،جز اسلام!
    شاید باید شیشه عینکم رو بشویم،باید تمیزش کنم!
    نه!
    اینبار باید ذهن های کثیف را تمیز کرد!
    عینک ها وسیله اند،با عینک کثیف هم میشود دید!
    ولی با ذهن آلوده نه!
    سختی کار آنجاست که باید با مردم غریبه ی این شهر در مبناهایی صحبت کنی که هیچکدام قرص و محکم نیستند!
    اینجا جائیست که این مردم به همه ی مبناهای در حال تغییر و بی ثبات یقین دارند!
    و مشکوکند به مبناهایی که ثبات دارند و واقعی اند و محکم!
    این مردم که میگویم از من دور نیستند...از دایره ی خانواده انسانی من اند!
    من هم گاهی عضوی از همین خانواده میشوم...گاهی فراری میشوم...
    گاهی به سمت آنها میدوم و گاهی مثل جن زده ها پاهایم قرار را در فرار میابند....
    ما انسان ها مبنا را گم کرده ایم!!!
    از جایی توقع استجابت داریم که بن بست است؛نه درگاه!!!
    در میان این همه نا آرامی گم میشدم برای همیشه...مثل غریقی که در میانه ی دریا هیچ نجاتی اورا پیدا نمیکند ....اگر که بند دلم را به خودت وصل؛نمی آفریدی....
    از نا توانی خودم...از بدی روزگار...از خرابکاری هایم؛حتی از وابستگی ام به تو!!!!
    از همه شان خسته ام!!!!
    چه میشد اگر که میتوانستم بگویم خیالت راحت!من محکم در راه،برای تو ایستاده ام!!!
    اما نمیشود!!!
    و باید بگویم خیالم راحت!که تو مرا در راه نگه میداری!حتی اگر که به خاکی بزنم!
    من زخمی ام...نه تنها از روزگار...از همه چیز...حتی از خودم! از اختیارم!!!از همه چیز زخمی ام به جز تو!و در عالم چیزی جز تو نیست!!!نمیدانم دلم چه سرگشتگی ای پیدا کرده...
    فقط حیرانم....
    حیران!






    پینوشت:

    نوشته بودم که خیالم راحت!که تو مرا در راه نگه میداری!


    رجای زیادی گاهی انسان را خراب میکند!گاهی خرابتر...گاهی خرابتر و خرابتر وخرابتر!

    به خودم متذکر میشوم!
    خدا با هیچکس عهدی نبسته!
    مگر آنکه کتب علی نفسه الرحمه...........
    و من به همان دلخوشم؛وگرنه که در محاسبه نفس خودم هم میدانم که وامانده ام،از هر طرف که میخوانم،مینویسم،حساب میکنم به هیچ میرسم....

    و اینجا چقدر میچسبد که بر سر خودم داد بکشم:
    ای هیچ!برای هیچ!بر هیچ مپیچ!

    پوچ گرا نیستم...اما حس میکنم به نقطه ی صفر خود رسیده ام!شاید اگر در مکتب دیگری بودم؛این نوشته را در اتاقی پیدا میکردند که یک جنازه و یک کلت خالی در دستش درگوشه دیگرش بود!
    یا طنابی و جسمی از آن طناب آویزان!
    یا پنجره ای باز برای پرواز....اما با طعم سقوط تا بینهایت..........!

    اما الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین!
    که اگر نبود این تمسک؛ دنیایی که ما ساخته ایم و آرمانهایی که تک تک به دار میکشانیمشان و زندگی ای که میکنیم؛اصلا جای قشنگی نبود،برای زندگی؛اصلا دلیلی برای ماندن نداشت این دنیای عجییییب!
    زیادی متن سیاه شد!اما باید تخلیه ای باشد....گاهی!!!!

    روزگاری فکر میکردم نقطه ی صفر وجود یعنی اینکه بروی و بروی و بروی...و بعد در جایی محکم کوبیده شوی به زمین و محکم بگویی تالاپ!خییییییلی محکم ها!
    ولی امروز که فکر میکنم نقطه ی صفر یعنی همینکه بروی و بروی و بروی.........و حتی در همینقدرِ خوردن زمین و تالاپ گفتن هم متنبه نشوی! و بروی و بروی و بروی.....................
    سقوط کنی و سقوط کنی و سقوط!
    سقوط لزوما نیاز نیست که تو را به قهقرا بکشد!
    در مکتب من؛سقوط میتواند ادامه ی بدون صعودِ یک جای خوب باشد....!

    دارم سعی میکنم که بگویم تالاپ!خییییلی محکم!برای گریز از نقطه ی صفر وجود خودم!

    چهارشنبه 11 مردادماه یکهزار و سیصد و نود و شش
    ساعت 23:13
    .
    با سلام و ضمن تشکر از تنها هنوز خواننده ی گاه نویس هام،جناب رزمجویی.61....!

    پینوشت دار شد!

    از روی خودِ مطلب اصلی مطالعه شود........
    !
    خسته ام.....
    از اینکه عمری خار بودم.....
    نه؛یار......

    الیس الله بکاف العبدهُ؟؟؟
    این صدا در گوشم میپیچد...انگار کسی از همین نزدیکی...در همین شب ها میگوید:
    ...فزت برب الکعبه...


  11. 3 کاربر از پست مفید کشته بهشت خاکیشم تشکر کرده اند .


صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1