بسم الله الرحمن الرحیم

با یكى از دوستان خوبم بر سر سفره نشسته بودیم.

او به پیاز علاقه داشت و به خوردن آن مشغول بود. كودكى در آن جا بود،

مقدارى از آن پیاز را دهان گذاشت. اشكش سرازیر شد و زبانش سوخت

و آن را رها كرد. دوستم خندید;

خنده اى پربار و پر از برداشت; كه عده اى به خاطر جهتى از

چیزهایى مى گذرند،


اما عده اى دیگر، همان چیز را به همان خاطر مى خواهند.

آن تیزى و تندى كه كودك را فرارى كرده، مرا به سوى خود كشانده است

و سپس ادامه داد :

در برابر سختى ها و ناراحتى ها عده اى به همان خاطر كه ما فرار مى كنیم،

به استقبال مى روند و از سختى ها بهره مى گیرند.


همان دردها و فشارها كه ما را از پاى در مى آورد،

همان ها به عنوان پا، عامل حركت و پیشرفت و ورزیدگى عده اى مى شود.





منبع