کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: جهاد با نفس

  1. #1
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-تیر-۰۹
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    165

    Cool جهاد با نفس

    با سلام خدمت دوستان و استادان
    بنده حس میکنم نفسم پاشو از گلیمش دراز تر کرده و شدیدا زورش به من میچربه
    درخواست کمک و راهنمایی دارم از اساتید که با توجه به اینکه فعلا تحت استعمار نفسم میباشم چگونه از شرش خلاص شده و بنده به ایشون حکم برانم لذا راهکار قدم به قدم بدهید

    توجه........................................ت وجه
    از دوستان عاجزانه درخواست دارم که در صورت نداشتن تخصص بیخود پست مفت نزده و نظر بیخود و نامربوط ارایه نکنند
    ما زندگیمان را از سر راه نیاورده ایم که یک سری افراد نادانه همه چیز دان اسباب گمراهیمان را فراهم کنند
    موتشکریم
    شهدا شرمنده ایم ؟؟؟
    سبک زندگیمون که داره چیز دیگه ای میگه

  2. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,553

    پیش فرض

    توجه........................................ت وجه
    از دوستان عاجزانه درخواست دارم که در صورت نداشتن تخصص بیخود پست مفت نزده و نظر بیخود و نامربوط ارایه نکنند
    ما زندگیمان را از سر راه نیاورده ایم که یک سری افراد نادانه همه چیز دان اسباب گمراهیمان را فراهم کنند
    موتشکریم

    این لحن صحبت در خور بچه های تالار نیس شما تازه اومدین تالار بهتره یکم افرادشوبشناسین هم تک هستن هم گل واونقدر تجربه داره که هرکسی رو از گمراهی بیرون بیارن باتشکر امیدوارم هرچه زودتر راه زندگیتو پیداکنی. یاعلی التماس دعا

    آخرين منزل ، روياروى شماست و مرگ پشت سرتان . و با آواز خود شما را به پيش * مى راند. سبكبار شويد تا برسيد. زيرا آنان كه از پيش رفته اند چشم به راه شما واپس * ماندگان اند.



  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,600

    پیش فرض

    من فکر کردم هر روز میخواین یه مطلب از کتاب جهاد با نفس بذارین اینجا
    اگه این باشه مطمئنا هر روز اینو خواهم خوند
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. #4
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-تیر-۰۹
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    165

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دوست خدا نمایش پست اصلی
    توجه........................................ت وجه
    از دوستان عاجزانه درخواست دارم که در صورت نداشتن تخصص بیخود پست مفت نزده و نظر بیخود و نامربوط ارایه نکنند
    ما زندگیمان را از سر راه نیاورده ایم که یک سری افراد نادانه همه چیز دان اسباب گمراهیمان را فراهم کنند
    موتشکریم

    این لحن صحبت در خور بچه های تالار نیس شما تازه اومدین تالار بهتره یکم افرادشوبشناسین هم تک هستن هم گل واونقدر تجربه داره که هرکسی رو از گمراهی بیرون بیارن باتشکر امیدوارم هرچه زودتر راه زندگیتو پیداکنی. یاعلی التماس دعا
    :d
    من شاید تو فروم خیلی نبوده باشم
    اما اینا رو از چندین زاویه میشناسمشون
    شهدا شرمنده ایم ؟؟؟
    سبک زندگیمون که داره چیز دیگه ای میگه

  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mamad13 نمایش پست اصلی
    سلام
    شایسته است دوستان مقداری ادب را با پست هایشان مخلوط کنن!
    بله.

  6. #6

    پیش فرض

    آی گفتی....
    ادب

  7. #7
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-تیر-۰۹
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    165

    پیش فرض

    بیا
    این مبحثم شد پره آب :/
    بابا یه پست مربوط به مبحث بزنید :| نه که هی به این و اون گیر بدین سوژه سازی کنین
    شهدا شرمنده ایم ؟؟؟
    سبک زندگیمون که داره چیز دیگه ای میگه

  8. #8

    پیش فرض

    فكر كنم يه تاپيك مشابه هست در اين مورد ...

  9. #9

  10. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1982
    نوشته ها
    4,617

    پیش فرض

    موقعیتی هوس آلود برای طلبه جوان

    شب است، طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه به مطالعه مشغول است. به ناگاه دخترکی از شاهزادگان دربار وارد اتاق او می شود! در را می بندد و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره می کند که حرفی نزند. دختر در گوشه‏ای از اتاق می خوابد و محمد به [...]

    شب است، طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه به مطالعه مشغول است.

    به ناگاه دخترکی از شاهزادگان دربار وارد اتاق او می شود! در را می بندد و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره می کند که حرفی نزند.
    دختر در گوشه‏ای از اتاق می خوابد و محمد به مطالعه خود ادامه می دهد!

    دختر جوان به خاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرای شاه عباس گریخته بود. شاه نیز دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه می گشتند پیدایش نمی کردند. اما صبح هنگام که دختر از اتاق طلبه خارج شد، ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند.

    شاه دستور داد تحقیق کنند که بین طلبه جوان و دختر شاه در آن شب چه گذشته است؟……
    بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟
    محمد باقر ۱۰ انگشت سوخته خود را نشان داد!

    علت را پرسید.
    طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا مرتب وسوسه می کرد که….
    هر بار که وسوسه می شدم به طرف او بروم ، یکی از انگشتان را بر روی شعله شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم!
    و بالاخره از سرشب تا صبح بدین وسیله خود را کنترل کردم.
    و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.

    شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد.
    امروزه همه علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد می کنند و نام و یادش را گرامی می دارند. از جمله شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.

    نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند.
    قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدی‏ها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند.(سوره یوسف آیه ۵۳)
    انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه می‏برند، خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می‏کند و به جایگاه ارزشمندی می‏رساند.
    ویرایش توسط عطر نماز : یکشنبه ۰۳ دی ۹۱ در ساعت ۱۳:۲۹
    احساس سوختن به تماشا نمی شود/الهی هیچ کس اتش نگیرد تا که نداند چه می کشم.


    عطر نماز

  11. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۲
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,983

    پیش فرض

    یه بنده خدایی هست که گاهی جوراب پاره میپوشه
    نه اینکه توان خرید جوراب و نداره اتفاقا وضعش با مخارجش یکسان هست
    بعضا دیدم که افرادی به او میخندند
    ولی خوب میدونم واسه چی جوراب سوراخ میپوشه(البته با اینکه پاره هست ولی همیشه تمییز است)
    به خاطر اینکه غرور نیاد سراغش
    باز دل تنگم هوای صحبت با تو دارد
    با تو که راه حق را پیمودی و از ما خاکیان جدا و به افلاکیان پیوستی
    ای شهید گمنام!
    من و تو در گمنامی با هم شریکیم
    تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را
    تو پلاکت را گم کردی و من همه چیزم را
    تو پلاکت را گم کردی و من خدا را

  12. #12

    پیش فرض

    آیت الله بهجت:هرروزسعی کنیدیک حدیث ازکتاب جهادالنفس(وسائل الشیعه )بخوانیدوسعی کنیدبه ان عمل کنیدبعداز1سال خواهیددیدکه حتما عوض میشوید مانندداروی که انسان مصرف میکند بعدازمدتی احساس بهبودی میکند

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات