کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 98
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام

    بسم الله رحمان الرحیم

    سلام خدمت دوستان عزیز

    این مبحث جدید رو برای مطالعه و توضیح بعضی کتابهای استاد طاهرزاده ایجاد می کنم، البته شرح با بضاعت اندک خودم، از صوت و کتابهای ایشون استفاده می کنیم و اینجا با هم روی این مطالب کار میکنیم ان شاء الله راهی برای انس با این معارف برای ما پیدا شود

    اول از همه کتاب حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام را شروع میکنیم بعد ان شاء الله سراغ کتابهای دیگه می ریم

    لازم به توضیح هست که بعضی مطالبی که اینجا توضیح می دم مقدماتش در مبحث معرفت النفس به خصوص بحث برهان صدیقین توضیح داده شده اینجا هم سعی میکنم توضیح کمی بدم که اگر کسی اون قسمت رو مطالعه نکرده این کتاب جدید رو بتونه با ما پیش بیاد

    کتاب روی سایت استاد طاهرزاده هست و صوت سخنرانی ها هم از سایت راسخون قسمت سخنرانی های استاد طاهرزاده قابل دریافت هست

    امیدوارم اساتید و علمایی که در سایت هستند و همه دوستانی که مطالب رو میخونن اگر نظری دارند یا اشکال و یا توضیحی دارند بفرمایند که بحث پر بار بشه

    به امید انس و فهم قلبی این معارف درس را شروع میکنیم

  2. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    کتاب بر اساس حدیثی از حضرت علی علیه السلام هست که بهتره قسمت به قسمت اینجا بنویسم و با هم در مورد اون صحبت کنیم

    علامه مجلسی در بهار الانوار میفرمایند: مرحوم پدرم نقل کرد که در کتابی قدیمی که یکی از محدثین اصحاب جمع کرده بود این روایت را در فضایل امیرالمومنین دیده است من نیز همین حدیث را در یک کتاب قدیمی که مشتمل بر اخبار زیادی بود دیدم.

    محمد بن صدفه نقل کرد اباذر غفاری از سلمان فارسی پرسید معرفت المیر المونین به نورانیت چگونه است. سلمان گفت با هم برویم از خود مولا سوال کنیم. آمدیم خدمت امیرالمونین ایشان را نیافتیم مدتی منتظر شدیم تا آمدند. فرمودند برای چه آمده ید؟ گفتیم آمدیم بپرسیم شما را چگونه با نورانیت می توان شناخت؟ فرمودند مرحبا به شما دو دوست متعهد که در راه دین کوتاهی ندارید به جان خود سوگند یاد میکنم، این مطلب بر هر مرد و زن مومنی واجب است.





  3. #3
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    آنگاه فرمودند: سلمان و ابوذر، گفتیم بله یا امیرالمومنین، فرمودند ایمان شخص کامل نمی شود مگر مرا به کنه معرفت با نورانیت بشناسد. وقتی به این صورت شناخت آنگا دلش را خدا به ایمان آزمایش نموده و شرح صدر برای اسلام به او عنایت کرده و در این صورت است که عارف و بینا و مستبصر می شود و هر که از این شناخت کوتاهی بنماید در حال شک و ارتیاب است.

    در بحث برهان صدیقین مطالبی فلسفی عرض شد اینجا از همان مطالب می خواهیم استفاده کنیم اما نه فقط برای اینکه عقل ما مطلب را بپذیرد بلکه میخواهیم قلبمان هم تصدیق کند و کم کم انس بگیرد

    گفتیم هر شیء چیزی دارد یا از خودش هست یا از جایی گرفته مثلا آب شور، یا شوری را از خودش دارد که باید همه آب ها شور باشد یا شوری را از عین شوری یعنی نمک گرفته همین طور تری عین ذات آب است و شیرینی عین ذات شکر. یعنی هر جا تری هست از آب است. پس انسانیت هم هر جا هست از عین انسان است.

    ما انسانیت را در افراد می بینیم و میگوییم این بیشتر انسانیت دارد این کمتر. مثلا میگوییم صدام انسانیتش ضعیف بود که این همه جنایت کرد اما امام خمینی انسانیتشان شدید بود که این همه خصوصیات نیکو داشتند.

    پس انسانیت هم به یک عین انسان ختم می شود و همه از او دارند. مثل وجود که به یک عین وجود می رسد و در بحث برهان صدیقین خصوصیات عین وجود را برشمردیم

  4. #4
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در بحث برهان صدیقین گفتیم وج.د امری تشکیکی است یعنی شدت و ضعف دارد و عین وجود بالاترین مرتبه وجود و وجود کامل است و بقیه به ترتیب نزدیکی به عین وجود، وجود دریافت می کنند مثل نور که از لامپ می تابد و تا به سطل زمین می رسد کمرنگ تر و بی فروغ تر می شود. ولی نوری که به منبع نزدیک است و به خود لامپ نزدیک است پرنور تر است هر چه پایین تر بیاید هم نور تر می شود

    همین طور هم هست که هر چه به عین انسان نزدیک تر باشیم انسانیت ما بیشتر است.

    قبلا گفتیم اولین تجلی عین وجود، اشد الوجود است که تنها یک تفاوت با عین وجود دارد و آن این است که این مخلوق و معلول است و آن یکی علت و خالق. و در بحث برهان صد ایقین توضیح دادیم که اشد الوجود ائمه هستند به این دلیل که احدی غیر از آنها چنین چیزی را ادعا نکرده و این ادعا عقلا و منطقا صحیح است

    پس برای رسیدن و تقرب به عین وجود باید به اشد الوجود متوسل شد، این امری کاملا روشن است و به همین دلیل به ائمه واسطه فیض می گوییم چون آنها هستند که ار مبدا می گیرند و به عالم وجود فیض می بخشند

    مقام ائمه مقامی حقیقی و واقعی است نه قراردادی. مثلا ما قرارداد نکردیم که آن عین تری باشد ذات او اینگونه است در مورد ائمه هم قرار داد نکردیم چون فرزندان رسول الله هستند بگوییم آنها شدید ترین وجود را بعد عین وجود دارند و عین انسانیت هستند و انسان کامل هستند بلکه ذات ائمه چنین است.

  5. #5
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    پس باید متوجه بود که راه اصلی و واقعی سلوک راه ائمه است و دلیل اینکه عرفا و بالاتر، پیامبران همه به مقام اهل البیت متوسل بودند همین است که راهی جز این نبوده و عقل هم این را تایید می کند. باید ان شاء الله قلب را هم متوجه کرد که دنبال راه دیگر نباشد چون به مقصد نمی رسدبه این دلیل که آنها نهایت سلوک و نهایت قرب هستند و راهنما آنها هستند.

    قبلا گفتیم که وجود کمال است پس هر کس به اندازه قربی که به عین وجود دارد کمال دارد، پس کمال ما در قرب به ائمه است به عنوان اشد الوجود و عین انسان و راه غیر از این نمی تواند باشد

    ما اگر خودمان را ذیل وجود ائمه تعریف کنیم شهوت و غضب و عرفان و معنویت و محبتمان تعادل پیدا میکند و الا یا جلو می افتیم یا عقب و اهل افراط و تفریط می شویم

  6. #6
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    فرق ائمه با ما در حقیقت نورانی و به تعبیر امام صادق علیه السلام، نور عظمتی است که دارند

    ما یک تن داریم و یک نفس و اینها را هم ائمه دارند منتها ائمه یک نور عظمتی دارند که خداوند به آنها اعطا کرده. این نور همان نوری است که از ملائکه بالاتر است

    شاید بر اساس همین نور است که ائمه عصمت دارند و به دلیل همین نور است که قرآن پیامبر را اینگونه توصیف میکند که " ماینطق عن الهوی ان هوی الا وحی یوحی" یعنی همه کلام پیامبر وحی است حتی صحبتهای معمولی که دارند از هوی نفس نیست و وحی است

    این خصلت برای ائمه هم هست چون خودشان فرمودند که همه از نور واحد هستند و در ادامه این حدیث است که " کلنا محمد، اولنا محمد اوسطنا محمد آخرنا محمد"

    یعنی فعل و حرفی بی فایده هم از ائمه سر نمی زند چه رسد به اشتباه.

    قرآن می فرماید: " وجعلناهم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة و کانوا لنا عابدین"

    یعنی نه اینکه به ائمه امر کنیم که نماز بخوانند، آنها را وحی کردیم و وجود آنها را بر اساس نماز و زکات و فعل خیرات قرار دادیم مثل وحی به زنبور عسل که وجود او را طوری قرار داده اند که به دنبال تولید عسل است.

  7. #7
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت علی در جواب درخواست سلمان و ابوذر می فرمایند آفرین بر شما دو تن که میخواید با معرفت پیدا کردن به نور ایشان، دین خود را کامل کنند یعنی آیا واقعا بدون شناخت ائمه که تجسم کامل اسمان هستند دین ما کامل می شود؟

    خود امام در ادامه سخن می فرمایند بدون شناخت نورانیت من، دین کسی از مرد و زن کامل نمی شود. البته شناخت ائمه به عنوان انسانی که از مادر و پدری متولد شدند در فلان زمان و دانستن اسماء و کنیه و دیگر مسائل ظاهری مد نظر نیست. اینها شناخت حسی است بلکه باید با نور عقل ایشان را شناخت و نفس ناطقه انسان که عقل کامل است باید ائمه را بشناسد

    برای معرفت به نور ائمه باید ذات ایشان را بشناسیم و ذات دیدن را یاد بگیریم تا قلبمان با آن حقایق آشنا شود و با آن متحد شود.

    فکر میکنم استدلالهایی که قبلا مطرح شده در بحث برهان صدیقین، راهنمای خوبی است که عقل تصدیق کند چنین مقامی ممکن است حالا می بینیم که خود ائمه چنین مقامی را برای خود نقل می کنن پس کم کم میتوانیم زمینه را فراهم کنیم که قلبمان با این حقایق آشنا شود و انس بگیرد و راهنما و مرجع خود و افق نگاهش به ائمه باشد.

    امام در ادامه میفرمایند هر کس این معرفت را پیدا نکند دچار شک میشود. یعنی بدون این معرفت قلبی باز ممکن است در دینمان شک کنیم چون همه دین را فرانگرفتیم و دینمان ناقص است و دیگر اینکه جانمان به حقایت متحد نشده، پس بر اثر هر اتفاقی ممکن است به دلایل خودمان برای دین داری شک کنیم

  8. #8
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام مجدد

    درباره معرفت امام صحبت کردیم حتما شما خوب میدانید که منظور دانستن کنیه و تاریخ شهادت و ولادت و اینها نیست چون از این مطالب دشمنان ائمه هم به خوبی آگاهند بلکه منظور حقیقت وجود ائمه است و بدون این شناخت به جایی نمی رسیم

    باید شناخت ائمه را مبنای زیارات و توسلات خودمان قرار دهیم و نگاهمان به ائمه با توجه به نور وجودشان باشد و فقط کسی که می تواند معجزه بکند و دردها را شفا بدهد اینها چیزهایی نیست که فقط مختص ائمه باشد و بعضی دیگر هم چنین قدرتهایی داشتند ولی هیچ کس نیست که به شناخت خدا و سلوک واقعی نائل شده باشد و از امامان معصوم بی خبر باشد و بدون کمک آنها باشند

    به قول مرحوم قاضی راه فقط و فقط همین است و غیر این راهی نیست.

    معرفت واقعی مانع از ضلالت است همین طور که در دعای زمان غیبت در مفاتیح داریم که خدایا خود را به من بشناسان که اگر تو را نشناسم رسولت را نمی شناسم، خدایا رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسم حجتت را نشناخته ام، خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را نشناسم گمراه می شوم، خدایا مرا به مرگ جاهلیت نمیران و...

    این ادعیه از زبان خود ائمه است چون آنها هم از نور وجود امام و انسان کامل که خودشان باشند بهره می برند.

    درباره ائمه گفتیم که آنها هم مثل ما جسم و نفس دارند منتها نفس امام به معنی نیست که در رتبه نفس ما باشد بلکه نفس امام به کمال نفسانی رسیده. اگر خاطر دوستان باشد در بحث عرفت النفس گفتیم که نفسی که به کمال رسیده به اراده خود از این دنیا می رود و بدن را رها میکند که این مخصوص اولیاء الله است. امام هم آماده رها کردن از بدن است ولی تقدیر چنین است که او در بدنش حاضر باشد برای انجام وظیفه الهی

    همچنان که حضرت علی در نهج البلاغه این آیه را خواندند که: " من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر" و فرمودند که من همان کسی هستم که منتظر است که تقدیر خدا برسد و این بدن را رها کنم و به سوی حق بشتابم

    همچنین گفتیم غیر از نفس متعالی، ائمه دارای نور عظمت الهی هم هستند. پس نگاهمان به ائمه نباید مثل انسانهای ساده باشد که بعضی کارهای عجیب انجام دادند آن وقت برایمان سوال پیش می آید که ائمه و پیامبران بهترند یا دانشمندان و مخترعین. مخترعین برای رفاه حال ما چقدر اختراعات دارند ولی ائمه چنین چیزی ندارند.

    وظیفه امام و پیامبر، راهنمایی انسان به حق است، انسان به چه چیزی نیاز دارد؟ نیاز واقعی او چیست؟ در بحث معرفت النفس گفتیم حقیقت ما تنمان نیست که برای رفاه تنمان این همه تلاش می کنیم پس نیاز واقعی ما هم رفاه نیست که هر کس رفاه بیشتری برای ما فراهم کند بهتر باشد

    نیاز واقعی انسان رسیدن به حق است چون حق عین وجود و عین کمال است و ما به اندازه یی که از عین کمال دور باشیم دچار نقص و عدم هستیم.

  9. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    پس وقتی به توصیفاتی درباره ائمه برخورد کردیم خیلی سریع نگوییم اینها غلو است و از انها رد شویم. در احادیث و ادعیه دم دستمان در مفاتیح خیلی چیزها آمده و اگر بخواهیم با بی خیالی از کنار اینها بگذریم معارف زیادی از دستمان می رود

    علمای شیعه که در نقل اخبار نهایت دقت را می کردند چنین احادیثی را نقل کردند و نباید به راحتی از کنار این مطالب گذشت به خصوص وقتی مبنای عقلی هم داریم

    یکی از دعاهای ماه رجب، که در مفاتیج هم ذکر شده دعایی است از امام زمان که با این کلمات شروع می شود: " بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک ..."

    این دعا را با دقت و با توجه به مطالبی که قبلا با هم صحبت کردیم مطالعه بفرمایید کاملا تصدیق می کنید که چنین اموری حقیقی است، می فرمایند فرق بین ائمه و خدا فقط در این است که آنها مخلوق هستند و رتق و فتق امورشان به دست خداست و ...

  10. #10
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام مجدد

    ادامه بحث رو با دعایی که در پست قبلی بود پی میگیریم:

    در دعای ماه رجب هست که:فبهم ملأت سمائک و الارضک حتی ظهر ان لا اله الا انت

    اگر دوستان به خاطر داشته باشند در بحث های قبلی گفتیم که خداوند ظهوری دارد و حضوری مثل نفس ما و هر موجود مجرد دیگر که هم ظهور دارد هم حضور

    مثلا برای نفس گفتیم که قوه بینایی دارد که در چشم ظهور میکند قوه شنوایی در گوش و قوه لامسه و تخیل و وهم و غیره هر کدام ظهورات نفس هستند. حالا نفس حضوری هم دارد که به خودش است. نفس ما در تنمان حضور دارد یعنی متوجه تنمان است یه لحظه مثلا در چشم حضور دارد و ما می بینیم و دیگر حواسمان نیست و چیزی را نمی شنویم و از اطرافمان غافل می شویم.

    پس مجردات حضورشان به خودشان است در هر جایی بسته به شدت وجودی که دارند حضور دارند مثلا نفس ما شدت حضور بیشتر از ملائکه دارد پس در همه جا می تواند حاضر باشد اما فعلا فقط متوجه تنمان است و فقط در همان حاضر است. خداوند چون مجرد تمام هستند در همه جا حضور تمام دارند و ما خودمان را با همه خدا رو به رو می بینیم یعنی حس نمی کنیم که خدا بی نهایت مخلوق و بنده دارد و هر گوشه یی از خدا با یکی از این بنده هاست بلکه احساس میکنیم وقتی دعا میکنیم خداوند تماما با ما رو به رو است این به این دلیل است که خداوند حضور تمام و کامل دارند

    ائمه هم به عنوان اشد الوجود حضور تمام و کامل دارند چون آنها به موجودات زیر خودشان وجود می دهند پس در همه جا حاضر هستند از ظرفی همه موجودات در رتبه طولی کمتر از ائمه قرار داند پس همه دارند از ایشان فیض میگیرند پس آسمان و زمین پر از ائمه است

    حالا خداوند که همه جا حضور دارند و حضورشان به خودشان است همه مخلوقات و موجودات می شوند ظهور خداوند به یک تعبیر و ظهور ائمه به تعبیر دیگر. خود ائمه چطور؟ آنها هم به این دلیل که مخلوقند ظهور حضرت حق اند.

    ظهور حضرت حق را با ظهور نفس در بدن مقایسه کنیم می فهمیم منظور چیست. ظهور نفس ما به بینایی و شنوایی و دیگر قوا است اینها شئون نفس است همه مخلوقات هم شئون حق هستند. منتها در ما قوه بینایی خیلی بیشتر از دیگر قوا نفس را ظاهر می کند یعنی بیشتر از بقیه جاها ظرفیت دارد نفس را بنمایاند به همین دلیل چشمها کاملا نشان دهنده تفکر فرد هستند، در مخلوقات عالم هم ائمه بالاترین ظرفیت نشان دادن ظهور حق را دارند

    در قرآن داریم لیس کمثله شیء یعنی چیزی مِثل خدا نیست اما باز داریم " ولله الامثل الاعلی و هو العزیز الحکیم" یک جای دیگر هم مَثل در قرآن داریم فکر می کنیم. یعنی خداوند مَثل هایی دارند که نمود اعلی حق هستند و از آنها پی می بریم که خداوند واحد و احد است

    یعنی از این مَثل ها به وحدت ذات و صفات پی می بریم

  11. کاربر روبرو از پست مفید salam تشکر کرده است .


  12. #11
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    علت اینکه اول به صورت فلسفی بحث می کنیم و از برهان ها استفاده میکنیم این است که فکر میکنم تا وقتی عقلی و منطقی چیزی را روشن نکنیم پذیرش آن خیلی سخت باشد ولی هیچ کس مدعی نیست که تنها راه شناخت معارف اهل بیت فلسفه است اتفاقا فیلسوفان بزرگ همه نظر به این داشتند که فلسفه کافی نیست مثل خود ملاصدرا که فلسفه را به عرفان نزدیک کرد و نشان داد ادعاهای عرفا همگی ریشه فلسفی دارد

    منظور اینکه راه شناخت ائمه در این فضا محدود نیست و راه های زیادی وجود دارد و بحث هم این نیست که چه کسی ائمه را با فلسفه معرفت پیدا نکرده پس او را طرد کنیم بلکه مسئله این است که این روش هم ابزار خیلی خوبی است و اتفاقا در این زمانه که همه ما گرفتار فلسفه هستیم فلسفه ملاصدرا واقعا چیز عالی و بی نظیری است چون راه ما ره به عرفان باز می کند و بدون خطر از دام پوچگرایی فلسفه عبور می دهد

    گاهی بعضی ها می گویند فلسفه معادل کفر است و حتی بزرگانی مثل امام خمینی را به دلیل اینکه فلسفه می گفتند نجس می دانستند و به بهانه فلسفه به آقا می تازند اینها طرز تفکرشان استباه است چون کسی نخواسته ما را در فلسفه نگه دارد. مگر امام اهل عرفان و شناخت حق به تمام معنی نبودند؟ ایشان هم از فلسفه به عنوان ابزار استفاده کردند نه اینکه مقصدشان فقط فلسفه بافی و بلقور کردن عبارات فلسفی باشد این چه اشکالی دارد وقتی بدانیم روزگار و عالمی که در آن قرار گرفته ایم فلسفه را از ما می طلبد

    من یک نمونه از کسانی بودم که این چنین حرفهایی درباره اهل بیت را بعضا غلو می دانستم و یا با بی توجهی از کنار آن رد میشدم چون هیچ درکی از آن نداشتم ولی خوب که دقت کنیم وقتی مبنا روشن باشد و اسباب عقلی مطلب درست چیده شده باشد اتفاقا کاملا هم عقلانی و منطقی می رسد و اصلا عقل می گوید که به کنه مقام امام نمی تواند برسد یعنی حرفی که خودم ائمه می زدند را تصدیق می کند

    پس منظورمان از دلایل عقلی ابتدا روشن شدن مطلب است تا زمینه تصدیق و انس قلب فراهم شود نه اینکه فقط بفهمیم و رد شویم یا در حد تعاریف عقلی بمانیم و بعد هم فراموش کنیم

  13. #12
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    دومین چیزی که خوب است متوجه باشیم این است که از ائمه خود ائمه و نور آنها را بخواهیم و منظورمان از مطالعه این عبارات فقط همین باشد نه اینکه به کرامت و حال خوش و اینها بسنده کنیم. علمای بزرگ مثل آیة الله قاضی شاگردانشان را واقعا از مشغول شدن به چنین اموری نهی می کردند و این اصرار ها و تلاش ها باعث شد که کسانی مثل علامه طباطبایی و آیة الله بهجت و دیگر بزرگان را تربیت کردند

    قصد ما واقعا باید شناخت ائمه و بعد هم معرفت واقعی پیدا کردن به حضرت حق باشد و خوب میدانیم این معرفت بدون شناخت ائمه میسر نیست چنانکه امیرالمومنین در این حدیث فرمودند پس خوب است در ابتدای امر نیت خودمان را اصلاح کنیم. عارف واقعی اهل کرامات و این حرفها نیست بلکه واقعا مشغول به حق است آیة الله قاضی می فرمودند گاهی این کرامات برای این است که مدعی عرفان به چیزهای سطحی مشغول شود و دنبال مطلب اصلی را نگیرد مثل کودکی که کتابی را می خواهد بزرگترها یه شکلات به او می دهند تا مشغول آن شود و دست به کتاب نزند

    ایشان همچنین می فرمودند اسم اعظم الهی همان استقامت در سبیل حق است بدون اینکه طالب چیزی غیر از حق باشد واقعا چه چیزی را بطلبیم که به اندازه معرفت ائمه ما را سیراب کند مگر خواب خوب دیدن و کرامت خاص داشتن دوای درد ماست؟

    در کتابی که مربوط به آقای قاضی بود همین طور یکی از کتابهای آقای طاهرزاده دیدم که نوشته بود یک بار شیخ رجبعلی خیاط پیش آقای قاضی آمده بوده و گفته بوده کرامتی داشتم که از من گرفته شده آمده ام آن را به من برگردانند و ایشان هم می گویند من راهی نمی شناسم و آقای رجبعلی خیاط می روند حرم حضرت علی آن کرامت را پس می گیرند و درب خانه آقای قاضی می آیند و می گویند امام زمان در حرم حضرت علی منتظر شماست. آقای قاضی گفته بودند به امام زمان بگو من نمی آیم.
    بعد گفته بودند ایشان یک مرتبه ایی از نفس خودش را دیده و فکر کرده امام زمان بوده

    سالک که دنبال کرامت نباید باشد. از حضرت علی باید خود حضرت علی را بگیریم خودشان به ما وسعت می دهند تا معرفتشان را پیدا کنیم نباید نا امید شویم. و الا هیچ چیزی در این دنیا ارزش زندگی کردن را ندارد مگر اینکه انسان در مسیر حق قرار بگیرد

  14. #13
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    از قسمت اول حدیث، چند جمله دیگه مونده بود که با هم در موردش صحبت می کنیم.

    حضرت فرمودند که کسی معرفت من را پیدا می کند که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده است، یعنی این قلب امتحانهایی را پشت سر گذاشته تا توانسته ظرف پذیرش ولایت باشد چون هم در این حدیث هم احادیث دیگر زیاد فرمودند که امر ولایت بسیار سخت است و هر کسی توان پذیرش اون را ندارد

    چه بسا در راه ولایت امام ، شیعه واقعی باید خیلی چیزها را از دنیایش فدا کند، شاید بالاترین امتحانی که از شیعه گرفته شد تا قلبش ظرفیت پذیرش ولایت را پیدا کند در کربلا بوده و خوب داریم که شب آخر که دیگه افراد همگی امتحان شدند و حضرت امام حسین حتی بهشان فرمودند بار این عهد و پیمان را از شما بر می دارم همگی بروید، هیچ کس نرفت، در آن موقع پرده ها را از جلوی چشمشان کنار زدند تا جایگاه خود را ببینند یعنی بفهمند پذیرفتن امر ولی امرشان چه نتیجه یی برایشان دارد و آنها را تا کجا بالا برده

    در ادامه حضرت علی فرمودند چنین کسی قلبش برای پذیرش اسلام هم شرح صدر پیدا میکند، یعنی دستورات اسلام را خیلی سریع و بدون هیچ ایراد و اکراهی می پذیرد. شاید یکی از دلایلی که این شرح صدر اتفاق می افتد این باشد که امام خودشان دائما مشغول دین و اسلام هستند و اسلام واقعی و مجسم خود امام هستند پس وقتی حقانیت و حقیقت امام برای ما روشن شد می خواهیم خودمان را تا آنجا که میتوانیم شبیه ایشان کنیم.

    ائمه هیچ وقت مردم را به خودشان دعوت نمی کردند و همواره راه عبودیت را برای بندگان روشن می کردند خوب مثلا اگر ما محبت عمیق به ائمه پیدا کنیم آیا این طور نیست که سعی میکنیم تماما خودمان را شبیه به ایشان کنیم؟

    اتفاقا اسلامی که انسان از ائمه می گیرد خیلی متفاوت است با اسلامی که فردی با متکی به مطالب ذهنی و تخیلی باشد و این اسلام چه بسا عین ضلالت است، مثل اسلام وهابی که اگر کسی ندادن این من در آری بوده و فکر کرده باشد حق همین است اصلا او با این اسلام رشد نمی کند در همان ذهنیات خودش فقط غوطه می خورد و هیچ آینده یی غیر از همان توهمات خودش ندارد

    یعنی حقانیت شیعه از گمراهی و ضلالت دشمنانش روشن می شود.

  15. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    آن گاه حضرت فرمودند: ای سلمان و اباذر، شناخت من به نورانیت، شناخت خداست و شناخت خدا، معرفت من است با نورانیت، این است همان دین خالص که خداوند می فرماید:
    و ما اُمِرو الا لِیعبدو الله مخلصین به الدین حُنفاء و یقیموا الصلاة و یوتوا الزکاة و ذلک دین القیمة

    دستور داده نشد به آنها مگر اینکه ایمان به نبوت حضرت محمد آورند که همان دین حنیف محمدی ساده و سمحه است . اینکه در ادامه آیه می فرماید " و یقیموا الصلاة" پس هر کس ولایت مرا اقامه کرده باشد، نماز را به پا داشته است. به پا داشتن ولایت من سنگین و دشوار است و تاب آن را ندارد مگر فرشته مقرب یا پیامبر مرسل و یا بنده مومنی که خدا دلش را به ایمان آزمایش کرده باشد. فرشته اگر مقرب نباشد تاب تحمل آن را ندارد و پیامبر نیز اگر مرسل نباشد تحمل آن را ندارد و مومن هم اگر مورد آزمایش و اعتماد نباشد تاب آن را ندارد.

  16. #15
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در ابتدای این فراز حضرت می فرمایند هر کس من را بشناسد خدا را می شناسد و هر کس خدا را بشناسد من را می شناسد

    چنین تعبیری از پیامبر هم داریم که فرمودند هر کس می خواهد خدا را بشناسد و ببیند من را ببیند: " مَن رأنی فقط رأی الله"

    یعنی هر کس به کنه معرفت من دست پیدا کند و حقیقت وجود مرا بیابد خدا را یافته زیرا که من بارزترین و آشکارترین و بلند ترین تجلی حق هستم، چون پیامبر و ائمه اطهار اولین تجلی و صادر اول هستند همانطور که پیامبر فرمودند : " اول ما خلق الله نوری" اولین چیزی که خدا آفرید نور من بود

    این روئت، روئت قلبی است نه دیدن دست و پای ایشان

    در این قسمت می فرمایند همین طور که از طریق ما به حضرت حق راهنمایی می شوید از طریق خداوند هم به ما راهنمایی می شوید. مثل وقتی که طبیعت را می بینید و به اسم محي منتقل می شویم که از اسماء الهی است، یک وقت هم از خداوند که عین وجود است به این می رسیم که حیات و وجود همه موجودات وابسته به اوست

    در اولی، از یک پدیده و مخلوق به خالق پی می بریم که تقریبا کار ساده یی است، در دومی آنچنان نور خالق در دل ما جای گرفته که همه جا اول او را می بینیم بعد پدیده های طبیعی را درک میکنیم. این نوع نگاه احتیاج به تلاش دارد و بعضی اول فقط اسم محي و یا اسم رازق را می بینند بعد پدیده های مادی را می بینند ولی این کار اولیاء الهی است که اول الله را می بینند بعد مخلوقات را

    از حضرت علی نقل شده که فرمودند من قبل از هر چیز و با هر چیز و بعد از هر چیزی الله را می بینم

    یعنی اول به الله نظر دارند بعد به عالم، این نگاه واقعا توصیف کردنی نیست خود من هیچ تصوری از آن ندارم چون ما اکثراً اینقدر در غفلت به سر می بریم که اگر خیلی روی خودمان کار کرده باشیم از مخلوقات و عالم طبیعت به اسم محي و اسم رازق و یا دیگر اسماء الهی منتقل می شویم نه بر عکس

    اینجا شاید منظور این بوده که اگر نگاه وجودی داشته باشید با دیدن اهل البیت خیلی سریع به خدا منتقل می شوید و معرفت پیدا می کنید همین طور اگر به عین وجود و خالق نظر داشته باشید و دنبال حقیقت حضرت حق باشید خیلی سریع به ائمه منتقل می شوید و ذهنتان حقیقت ایشان را درک می کند

  17. #16
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    تا این قسمت رسیدیم که شناخت ائمه موجب معرفت خداست و شناخت خدا هم باعث معرفت ائمه می شود. اسماء الهی همگی متضاد هستند اما در توحید هیچ تضادی نیست یعنی اسم مضل هست اسم هادی هم هست مثل نور سفید که گفتیم وقتی از منشور عبور می کند 7 رنگ می شود اما همه این 7 رنگ کنار هم در نور سفید قرار دارند.

    ائمه هم همین طور هستند که صفات متضاد دارند اما این ها وحدت وجودی ایشان را به هم نزده و همه را با هم دارند. به خصوص درباره حضرت علی این خصوصیت را زیاد شنیده ایم که همه صفات را با هم داشتند. این یک نمونه از تجلی تام و تمام حضرت حق در وجود ائمه است. همه 14 نور مقدس از یک نور واحد هستند منتها هر کدام به مقتضای شرایط صفتی و خصوصیتی را بارز کردند و به خصوص حضرت امیر که ابوالائمه هستند بروز و ظهور ویژه و خاصی دارند و هیبت ویژه ای دارند

  18. #17
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    دلیل اینکه فرمودند معرفت حق باعث شناخت ائمه می شود همین است که ایشان تمام صفات حق را در خود دارند و منتهای تمنای نفس و فطرت ما هستند. یعنی ما اگر حجاب های خودمان را کنار بزنیم و دلمان از غفلت بیدار شود می بینیم که حب ائمه در وجود ما قرار دارد و لازم نیست دنبال آن بگردیم و آن را ایجاد کنیم همین طور که نیاز به معبود و عشق به عبادت هم در وجود ما هست.

    یعنی اینکه اینها فطری هستند چون نفس ما گرایش به حق دارد در مسیر حق، ائمه را می شناسد و به آن ها هم گرایش دارد. خودمان هم به تجربه دیده ایم که مثلا در حرم امام رضا خیلی بهتر نماز می خوانیم چون امام، نماز و روزه و حج واقعی است تحت نور ایشان ما هم بهتر عبادت می کنیم

    در ادامه حضرت آیه 5 سوره بینه را خواندند و دین حنیف را دین ساده و سمحه پیامبر معرفی کردند و فرمودند اقامه نماز یعنی ولایت من. در حدیث داریم نماز عمود دین است و دین خدا با نماز به پا داشته می شود پیداست نمازی که دین را به پا می دارد یعنی دین را در جامعه استوار می کند همین نمازهایی نیست که ما می خوانیم. در آیه ای که قبلا عرض شد گفتیم که اقامه نماز به امام وحی می شود یعنی ولایت که برپاداشتن جامعه بر اساس اسلام است به ایشان وحی می شود. در ادامه این حدیث باز هم حضرت استدلال می کنند که اقامه صلاة یعنی ولایت من که آنجا توضیحات بیشتری داده اند.

  19. #18
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    تا این قسمت رسیدیم که حضرت امیر فرمودند درک مقام نوری من مشکل است مگر برای ملائکه مقرب و نبی مرسل و یا هر مومنی که خداوند قلبش را بر تقوا امتحان کرده باشد

    ملائکه هر کدام دارای مرتبه و مقامی هستند. در قرآن از قول ملائکه می فرماید: و ما منا الا له مقام معلوم

    یعنی هر کدام از آنها نسبت به هم یک مقامی دارند. ملائکه، اسماء الهی اند یعنی همان طور که خداوند اسم حی و ممیت دارند یک ملک محیی و یک ملک ممیت هم داریم بعضی ملائکه صاحب اسمی عظیم تر هستند. بعضی اسماء الهی هم شامل چند اسم دیگر است و نسبت به اسم دیگر عظیم تر است

    4 ملک اعظم الهی در روایات زیاد اسم برده شده اند که اینها از همه با عظمت تر هستند. پس مقام ائمه را چنین ملائکه یی میتوانند درک کنند چون امام جامع اسماء الهی است و ملائکه همگی به آدم به دلیل انسان کامل که جامع اسماء است سجده کردند

    مثل نور سفید که جامع 7 رنگ دیگر است و هر کدام از رنگ ها مثل یکی از ملائکه هستند و امام همان نور سفیدند که همه رنگ های دیگر را یک جا در خود دارند و همه در ایشان یکی شده نه اینکه نور سفید مجموعه یی از رنگ ها باشد امام هم مجموعه یی از صفات باشند بلکه این صفات در ایشان به صورت یک پارچه و متحد در آمده و این صفات در ایشان به توحید رسیده مثل نور سفید که همه رنگ ها در او یکی شده و دیگر اثری از یک نور به تنهایی در نور سفید نیست

    به این دلیل مقام امام برتر از ملائکه است و تازه همه ملائکه هم قدر درک مقام نوری امام را ندارند فقط آن عده که دارای قرب بیشتری به حق هستند در مقام طولی که دارند می توانند برتری مقام امام را درک کنند.

    مقام انبیا هم همه یکسان نیست. در قرآن داریم : تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض.

    یعنی انبیا همه عصمت دارند اما رتبه های گوناگون دارند و همه در یک مرتبه نیستند. فقط انبیایی میتوانند مقام امام را درک کنند که رسول هم باشند. نبی یعنی دریافت درونی دارد اما رسول وظیفه ابلاغ آن دریافت را هم پیدا کرده یعنی درجه یی بالاتر از نبی.

    بعضی از رسل مقام امامت هم داشتند مثل حضرت ابراهیم بعضی دیگر نداشتند یعنی باز خود رسل هم مراتب گوناگون دارند که بالا مرتبه ترین از رسل حضرت محمد هستند که دینشان برای ابلاغ به همه مردم است و دارای مقام ولایت و امامت هم هستند.


  20. #19
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در مورد ایمان و مومنین در قرآن داریم که : اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و هم یستبشرون

    یعنی ایمان این است که وقتی آیات الهی را دید تصدیق می کند و ایمانش اضافه می شود و به آن آیه بشارت میگیرد.

    پس شرط ایمان این است که متذکر آیات حق باشد و این آیات را تصدیق کند. آیه یعنی نشانه. مثل قوای نفس که بینایی و شنوایی و غیره است اینها همه آیات نفس است ولی هر کدام در یک حدی ما را متذکر نفس می شوند و تا یک حدی نفس را به تمام معنا جلوه می دهند مثلا بینایی بیش از دیگر قوا نفس را جلوه می دهد.

    پس آیات در تذکر به حق متفاوتند. همه عالم وجود آیات الهی هستند آیات آفاقی داریم و انفسی. یعنی آیات زیادی در خودمان هست که متذکر حق است و در طبیعت و خلقت. منتها هر کدام یک مرتبه یی در این تذکر دارند. بالاترین آیه یی که ما را بیش از همه متوجه حق می کند خود امام است. امام تمام وجودش حق است و با حق زندگی می کند پس در او که نگاه کنیم حق را می بینیم. برای همین ائمه راهنماهای کاملی برای نشان دادن حق هستند. پس بالاترین درجه ایمان هم این است که این آیات حق را به بهترین شکل بشناسیم و از آنها به حق منتقل شویم.

    یعنی راه رسیدن به حق آن طور که حق است، فقط راه ائمه است چون دیگر آیات، خدا را آنگونه که هست نشان بنده نمی دهند. قبلا در این مورد صحبت کردیم که انسان کامل، بالاترین و شدید ترین جلوه حق است و مظهر کامل اسماء الهی است پس او نمایش کامل حق است.

    برای همین در حدیث داریم که پیامبر فرمودند اگر می خواهید خدا را ببینید من را ببینید. چون ایشان جلوه تام الهی هستند و بالاترین نمایش الله هستند.

  21. #20
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلمان می گوید: گفتم یا امیرالمومنین، مومن کیست و حد و نهایت ایمانش چیست تا بتوان او را شناخت؟

    فرمود یا اباعبدالله، عرض کردم بله یا امیر المومنین، فرمود مومنِ ِ امتحان شده کسی است که هر چه از جانب ما به او برسد دلش برای پذیرش آن وسعت دارد و شک و تردید در آن ندارد. بدان اباذر که من بنده خدا و خلیفه بر بندگانم، ما را خدا قرار ندهید و در فضل ما هر چه می خواهید بگویید، باز هم به کنه فضل ما نخواهید رسید و نهایت ندارد زیرا خداوند تبارک و تعالی به ما بیشتر و بزرگتر از آنچه او وصف می کند و من برای شما وصف می کنم یا به قلب یکی از شما خطور نماید عنایت فرموده، وقتی ما ره این طور شناختید آن وقت مومن هستید.

  22. #21
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در قسمت قبل در باره مومن صحبت کردیم. در ابتدای این قسمت، حضرت مومن امتحان شده را شرح می دهند که کسی است که آنچنان به ما اطمینان دارد که هر حرفی را از ما می پذیرد و نسبت به سخنان ما خاشع است.

    در قرآن داریم که مسلمانان به نهایت اسلام نمی رسند الا اینکه آنچه پیامبر برایشان حکم کنن با تمام وجود بپذیرند و تسلیم حق باشند. آیات زیادی داریم که اطاعت از خدا و رسول را کنار هم ذکر کرده و اطاعت از مومنین و اولوالامر را کنار آن آورده و تاویل اولوالامر و مومنین ائمه هستند که به منزله جان پیامبرند.

    در فراز بعدی حضرت می فرمایند بدان ای اباذر که من بنده خدا و خلیفه بر بندگانم.

    حضرت اینجا از مقام تشریعی خودشان صحبت نمی کنند که توسط پیامبر در روز غدیر اعلام شد بلکه از تکوین و مقام واقعی خودشان صحبت می کنند. یعنی چه مردم بپذیرند و چه نپذیرند من خلیفه بندگانم.

    در مورد مقام تکوینی ائمه صحبت کردیم و گفتیم صادر اول و نور محمدیه که اولین مخلوق است بالاترین قرب را به حق هم دارد پس او بر تر از دیگر مخلوقات هم هست. ائمه اطهار همه از نور پیامبرند. حدیث داریم که نور سه قسمت شد یک قسمت پیامبر، یک قسمت فاطمه و یک قسمت حضرت علی و دیگر ائمه. به این مضمون حدیث های دیگری هم داریم که نور دو قسمت شد و قسمی پیامبر و قسمی علی شد و این تاویل سخن پیامبر است که فرمودند من از علی هستم و علی از من است.

    همان طور که در بحث برهان صدیقین گفتیم تشریع مطابق تکوین است یعنی شرع و دین به آن چیزی دستور می دهند که در واقع تکوین ماست اینجا هم انتصاب در روز غدیر مطابق تکوین عالم بوده نه مساله فامیل بازی بوده نه یک پیام الهی صرف بوده که حقیقتی نداشته باشد که این از ذات حق و پیامبر اعظم به دور است.

    پس ائمه تکویناً امام خلق هستند همان طور که تکوین و باطن ما حق را می طلبد و آن را می پذیرد حتی اگر ما با گناه و غفلت جلوی این طلب را گرفته باشیم. کما اینکه بعضی هم خودشان را از امام محروم می کنند و به این ندای فطرت خود پاسخ نمی دهند.

    یک سخنی از امام را حتما همه شنیده اند که می فرمودند حتی کارتر ، رئیس جمهور سابق آمریکا، هم خدا می خواهد. یعنی تمام عالم دنبال خداست چون در ذات و باطن عالم حق قرار دارد. ما هم اگر نماز می خوانیم و نمازمان طوری باشد که طلب باطن خودمان را پاسخ بدهیم از خودمان رفع عطش کرده ایم و نور کسب کرده یم و الا نماز تنها از سر رفع تکلیف و ترس از جهنم و شوق بهشت چیزی به ما نمی دهد فقط همان خواسته های کوتاه را جواب می دهیم.

  23. کاربر روبرو از پست مفید salam تشکر کرده است .


  24. #22
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    یکی از دلایل اینکه میتوان اثبات کرد الان باید امامی وجود داشته باشد این است که هر زمان باید برای مطلوب و نیاز درونی ما چیزی در خارج وجود داشته باشد. یعنی ما امام می خواهیم که ما را به راه مستقیم هدایت کند و این مطلوب جان ماست پس باید در هر زمان امامی باشد که خلق را راهنمایی کند.

    در این باره در تفسیر المیزان ذیل آیه : و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات (124-127 بقره) حضرت علامه توضیحات خوبی دادند که البته خود من بعضی قسمتهای اون را اشکال دارم و نفهمیدم.

    پس در نتیجه زمان خالی از امام نمیتواند باشد یعنی حالا هم باید امامی وجود داشته باشد. در حدیث داریم که امام زمان هستند منتها مثل خورشید پشت ابر. یعنی در این زمان وظیفه ما قرب به امام هست تا هدایت پیدا کنیم اما وظیفه ما دیدن امام نیست چون اگر قرار بود دیدن لزومی داشته باشد ایشان حتما غیبت نداشتند و این غیبت هم اشکالی در امر هدایت به وجود نمی آورد. منتها ما باید تمرین کنیم و یک مقدار از ظاهرگرایی هم در بیایم که همه چیز را منوط به دیدن ندانیم

    همین طور که در قرآن داریم : فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا ، آیه آخر سوره کهف، یعنی برای ملاقات خدا عمل صالح انجام دهید و .. پس امام زمان را هم می شود ملاقات کرد منتها از همان حیث ملاقات حق. حضرت علی فرمودند خدایی که نبینم را نمی پرستم این نوع خاصی از دیدن هست امام را هم می توان همین طور دید.

    اصلا دیدن ظاهری امام در این زمان واقعا لزومی ندارد. بزرگانی مثل آیة الله بهجت می فرمودند دیدن خود امام امری خیلی مشکل است که نصیب هر کسی نمی شود و خیلی از دست گیری کردن ها و نجات مومنین در گرفتاری ها به دست شاگردان و عاملان امام بوده و افراد خیلی کمی خود امام را می دیدند.

  25. #23
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    خیلی از اهل تسنن مقام امام را قبول دارند منتها قائل به این نیستند که امر هدایت و رهبری سیاسی خلق هم باید به دست امام باشد کما اینکه صوفیه به امام به عنوان قطب بعضاً صحه می گذارند اما باز از نظر سیاسی نیازی به امام احساس نمی کنند. اما در این فراز حضرت امیر می فرمایند ما خلیفه بر بندگان خداییم و ما باید این خلیفه بودن و نیازمندی مردم به چنین هدایتی را درک کنیم تا بتوانیم زمینه ظهور امام زمان را فراهم کنیم.

    جالب این است که خود اهل تسنن ماجرای سقیفه را یک نوع دموکراسی می دانند که در صدر اسلام مسلمانان انجام دادند ، با وجود اینکه احادیث دوران ظهور را قبول دارند و قبول دارند در آخر الازمان امامی ظهور می کند و خصوصیات حضرت مهدی را قبول دارند منتها می گویند بعدا به دنیا می آید و غیبت را بعضا قبول ندارند، باز الان ادعا نمی کنند که یک بار دیگر از طریق دموکراسی و رأی گیری مشکل امام آخر را حل کنیم. یعنی می دانند این طور نیست که دور هم جمع شویم و یک عده را کاندیدای مقام امامت کنیم و به این وسیله او را امام کنیم.

    حتی داعش که الان ظهور کرده رنگ پرچم سیاه را به این دلیل انتخاب کرده ند که در آخر الازمان صاحبان پرچم سیاه در هدایتند و اینها زمینه سازان ظهورند حتی من شنیدم گروهی در داعش به اسم گروه خراسان وجود دارد به دلیل احادیث زیادی که داریم زمینه سازان ظهور از خراسان قیام می کنند، اما اینها که راه را اینقدر اشتباه رفتند هم تا اینجا که می دانم هیچ کدام ادعای امامت نکردند. یعنی الان بر همه واضح هست که نصب امام چیزی ورای قدرت بشر است.

    اصلا این چیزی نیست که به دست ما باشد این را همه می دانن که برای امامت نیاز به انتصاب الهی هست منتها از اول بنا را بر این گذاشتند که خود بشر می تواند راهش را پیدا کند. شاید سقیفه یک دموکراسی باشد ولی مشکل این است که دموکراسی هم اشکالات زیادی دارد. تا وقتی بشر ادعا می کند که خودش می تواند همه کارهای خودش را انجام دهد و نیاز به غیب احساس نکند و اصلا نداند و اهمیت ندهد که امامت موضوعی است که مربوط به تکوین و حقیقت عالم است و کسی امام می شود که نظام تکوین هم به دست اوست، خوب دچار انواع حکومت های ظالمانه و حاکمان ظالم هم می شود.

    امروز در همه دنیا فکر نمی کنم هیچ کشوری باشد که مردم آن مدعی باشند دموکراسی واقعی در آنجا دارد اجرا می شود چون همه می دانند کسی که بیشتر پول داشته باشد می تواند بهتر تبلیغ کند و رأی جمع کند. اصلا دموکراسی جایی درست اجرا می شود که هوای نفس وجود نداشته باشد اما مگر کدام کشور بر روی کاهش هوای نفس مردمش کار کرده که انتظار داشته باشد دموکراسی را به طور واقعی اجرا کند؟

    تا وقتی بشر به این امر متوجه نشود که امام و رهبر سیاسی کسی می تواند باشد که تشریع و تکوین او را تصدیق کنند و او راهنمای اصلی بشر به حقیقت انسان و غیب عالم باشد زمینه ظهور امام زمان چیده نشده فکر میکنم موضوعی که ما باید بیشتر روی آن وقت بگذاریم این است که حقیقت امام را بشناسیم و بشناسانیم.

  26. #24
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    در فراز اخیر صحبت های حضرت علی به اینجا رسیدیم که فرمودند تحمل ولایت من را نمی کند مگر مومنی که خداوند قلبش را امتحان کرده. چنین کسی شرح صدر برای درک اسلام دارد و هیچ وقت دچار شک و شبه نمی شود

    یکی از امور دیگری که ما به عنوان منتظر باید حتما روی خودمان کار کنیم همین است که اولا عقلمان کلام ائمه را درک کند و اگر گرفتار توهم نباشیم و در حجاب نباشیم فورا این کلام را تایید می کنیم بعد هم قلبمان آن کلام را تصدیق کند.

    در مباحث قبل گفتیم در قرآن تاکید شده که مسلمانان تا وقتی نسبت به امر پیامبر تسلیم نبودند خداوند آنها را وارد درجه ایمان نمی دانسته آیه 65 سوره نساء می فرماید : فلا و ربک لایمومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم .... یعنی اینها تا وقتی در موردی به آنها امر کردی و اطاعت تو را نکردند و در دلشان هم هیچ حرج و سختی نسبت به امر تو پیش نیامد ایمان نیاورده اند. باز در سوره حجرات خطاب به اعراب می فرماید نگویید ما ایمان آوردیم بگویید مسلمانیم، هنوز ایمان وارد قلوب شما نشده. ایمان واقعی این است که عقل و قلب سخنان پیامبر و به طبع ایشان ائمه را تصدیق هم بکند

    اگر ما گرفتار حجاب ها نباشیم سخن ائمه را واقعا تایید می کنیم یعنی عقل اصلا خود ائمه هستند و صادر اول به تعبیری عقل است به تعبیر نور پیامبر. پس عقل ما هم نوری و جزئی از ائمه است و قاعدتا باید ائمه را تصدیق کند چون جزء همیشه دنبال رو کل است. این را در حدیث جنود عقل و جهل فکر میکنم بیشتر استاد طاهرزاده بحث کرده باشند.


  27. #25
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در این قسمت استاد طاهرزاده دو تا حدیث از امام رضا نقل کردند که با هم در مورد آنها صحبت می کنیم:

    حضرت رضا می فرمایند:کسی که نمی تواند گناهانش را پاک کند مکرراً صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد که صلوات گناه را منهدم می کند.

    حدیث دیگر اینکه امام رضا فرمودند: صلوات بر محمد و آل محمد در نزد خداوند معادل تسبیح و تهلیل و تکبیر است.

    قبلا از دلایل فلسفی صحبت کردیم که چرا امام آینه تمام نمای حق و اعلی ترین ظهور الهی است. با توجه به این دلایل توضیح این احادیث کاملا مشخص است. یعنی اگر با نظر به احدیث به ائمه نگاه کنیم متوجه حق می شویم. نظر به امام ما را متوجه حق می کند آنگونه که حق است.

    خیلی ها خدا را می پرستند اما خدای واقعی را نمی پرستند. خیلی ادیان هستند که خدا پرست هستند اما آن چیزی که از خدا در نظر دارند یک خدای خیالی است، مثلا نگاهی که مسیحیت دارد یا نگاهی که بعضی اهل تسنن دارند که قائل به جسمانیت خدا هستند چون بعضی آیات قرآن را درست متوجه نشدند یا نگاهی که وهابیت دارد همه هم مدعی هستند که خدا را می شناسند.

    اما کاملترین نگاه به خدا از طریق حجت خدا محقق می شود. مثلا نگاهی که ائمه دارند نسبت به رب العالمین بودن حق، یا نگاهی که نسبت به مدبر الامور بودن حق دارند. اگر آنها این طور درباره خداوند صحبت نکرده بودند هیچ وقت راه معرفت پیدا کردن به این امور این چنین برای ما میسر نمی شد.

    این طریق وجودی نگاه کردن به عالم و همه عالم را مراتب و ظهوراتی از حق دیدن، که ملاصدرا تحت عنوان برهان صدیقین مطرح کرده را در واقع از صدیقین که ائمه هستند گرفته یعنی ائمه حق را با نور حق و خود حق به ما شناساندند. متاسفانه در این زمینه احادیث توحیدی خیلی کمی مطالعه کردم که بخواهم توضیح بدم اما دوستان حتما در مطالعاتشان به این احادیث نظر داشتند و می بینند که امام طوری از خداوند و توحید صحبت می کند که مشابه آن را از کلام هیچ فیلسوف و عارفی نشنیدیم مگر اینکه خود آنها از امام گرفته باشند.

    امر دیگر رفتار خود ائمه است که ما را متوجه حق می کند یعنی رفتارشان طوری است که حق را همه جا به تمامه در صحنه می دیدند و متذکر حق بودند. به تعبیری آنقدر با حق یگانه هستند که همیشه ما را متوجه حق هم می کنند.

    بعضی علما و بزرگان را دیدیم که این طور بودند یعنی همه جا ما را متذکر حق می کنند. ائمه مرتبه یی بسیار بالاتر داشتند و تمام سکناتشان نمایش توحید بوده. برای همین هست که ذکر آنها معادل تسبیح و تقدیس الهی شمرده می شده. به همین دلیل حدیث داریم که ذکر علی عبادت است یا دحدیث داریم که ما ائمه اسماء حسنای الهی هستیم یا در دعای جامعه کبیره این همه صفات حق را برای ائمه برشمرده اند چون کسی که به دنبال حق باشند نمایش حق را در وجود ائمه می بیند.

    به همین دلیل هم هست که فرمودند ما را خدا ندانید و غیر آن هر صفتی را خواستید برای ما بگویید باز هم کم است.

  28. #26
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    قسمت قبل فرمودند خداوند خیلی یبشتر از چیزی که برای شما وصف کردند به ما اهل بیت عنایت کردند و شما هر صفتی به غیر از مقام رب العالمینی، هر مقام دیگری خواستید به ما بدهید. بعد هم فرمودند هر کس ما را به این موضوع شناخت مومن است.

    یعنی این طور ما را شناخت که نمی تواند ما را وصف کند و به کنه ذات ما پی ببرد. همین طور که نمی توانیم به کنه ذات الله پی ببریم.

    در فلسفه اثبات می کنند که وجود را نمی توان به حقیقت شناخت، می توان مفهوم آن را فهمید. حالا واجب الوجود را چطور می خواهیم بشناسیم؟ به صفات و افعال میتوانیم اما به ذات نه. ائمه را هم همین طور، نمی توانیم به صفات بشناسیم.

    حدیث پیامبر که فرمودند اول ما خلق الله نوری، یا اول ما خلق الله نور محمدٍ در این مواقع خیلی راهگشاست.

    یعنی نگوییم ائمه هم خوب مثل ما دست و پا دارند و غذا می خورند و می خوابند. این بدن ما هم خودش یک بطن و پنهانی به نام روح یا نفس دارد خوب برای ائمه این روح به مرتبه عالی کمال رسیده در ثانی گفتیم ائمه نور عظمت الهی را هم در کنار این دو دارند پس آنها یک انسان برتر نیستند بلکه برتر از انسان هستند.

    به همین دلیل فرمودند کسی نمی تواند به مقام ما برسد اما نزدیک به مقام ائمه می تواند بشود همچنان که حدیث داریم سلمانُ منا اهل البیت و داریم اباذر منا اهل البیت

    صادر اول یا نور محمد که همان نور ادمه اطهار است اولین تجلی و کاملترین تجلی واجب الوجود و حق تعالی است و در درجه و مرتبه طولی در مرتبه پایین تر از واجب الوجود قرار می گیرد و تنها فرقش این است که واجب الوجود نیست و ممکن است

    این فرمایش آیة الله جوادی هست که فرمودند امام مرز بین واجب و ممکن است و اولین مخلوق یا ممکن، تجلی تام حق است و به قول ملاصدرا رحمة الله علیه کل ما سوی الله است.

    یعنی همه زمین و آسمان آینه و تجلی وجودی امام است و همه چیز جز الله، تجلی اوست و از نور اوست. حدیث معروف لولاک لما خلقت الافلاک، تا این قسمت حدیث، این مطلب را روشن می کند و در ادامه این حدیث هم مطالب دیگری داریم و احادیث دیگر داریم که خداوند به خاطر ائمه خلقت را آفرید و یا فرمودند به وجود ما اهل بیت است که گیاهان می روید . غیره

  29. #27
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    صحبت حضرت به اینجا رسید که در مورد مقام ما هر چه بگویید باز نتوانسته اید مقام و کمال ما را توصیف کنید و حتی خداوند هم که در مورد ما فضیلتی را بیان فرموده به قدر فهم شما بوده نه به اندازه کمالات ما.

    مشکلی که در مورد این روایات امثال من دارند این است که از نظر عقلی سعی میکنیم این روایات را اثبات کنیم و اثبات شدنی هم هستند منتها راه رسیدن به امام فقط اثبات عقلی نیست و تا یک جایی باید با عقل راه آمد و با اثبات مطلب را فهمید و واقعا ادامه مسیر فقط از طریق مشاهده قلبی ممکن است یعنی نور امام باید به دل ما بیافتد و فضیلت امام و توصیفاتی که در مورد خودشان کردند را قلبا بپذیریم.

    اینجا عقل را توجیه می کنیم که او بفهمید این فرمایشات خدای نکرده غلو نیست و خبر از حقیقتی می دهند منتها این وظیفه قلب است که با این حقیقت مأنوس شود و خودش ببیند.

    شاید این راه را با توسل به خود ائمه بتوانیم برویم و واقعا اثبات و استدلال را کنار بگذاریم تا به مطلب برسیم.

  30. #28
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلمان گفت عرض کردم ای برادر رسول خدا، آیا هر کسی نماز به پا دارد ولایت تو را به پا داشته است؟

    فرمودند بلی دلیل این مطلب سخن خداست در قرآن که فرمود: "وستعینوا بالصبر و صلاة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین".

    از صبر و نماز کمک بگیر و آن سخت و دشوار است مگر برای خشوع گنندگان.

    صبر پیامبر است و نماز اقامه ولایت من است به همین جهت خداوند می فرماید "انها لکبیرة" آن سنگین است و نفرمود " انهما لکبیرة" آن دو سنگین است. چون حمل ولایت سنگین است مگر برای خاشعین که آنها شیعیان بینا و روشن اند. زیرا صاحب گروه هایی مثل مرجعه و قدریه و خوارج و دیگران از قبیل ناصبی ها اقرار به نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله دارند و در این مورد اختلافی ندارند ولی هم ایشان در باره ولایت من اختلاف دارند و منکر آن هستند مگر تعداد کمی، آنهایند که خداوند در قرآن ایشان را توصیف نموده: " انها لکبیرة الا علی الخاشعین".

    خداوند در جای دیگر قرآن راجع به نبوت حضرت محمد و ولایت من می فرماید: " و بئرٍ معطلةٍ و قصر مشید"

    چاه واگذار شده ولایت من است که آن را رها کردند و منکر آن شده اند. هر که اقرار به ولایت من نداشته باشد اقرار به نبوت پیامبر برای او سودی نخواهد داشت این دو با هم قرین و همراهند زیرا پیامبر اکرم نبی مرسل و امام مردم است و علی پس از او امام مردم و وصی محمد است چنانچه پیامبر فرمود: " انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی"


  31. #29
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    در ابتدای این فراز حضرت می فرمایند اقامه ولایت من همان اقامه نماز است و آیه 45 سوره بقره را به عنوان شاهد قرآنی بیان می کنند. این تأویل و معنای باطنی و پنهان آیه هست که حضرت می فرمایند. و توضیح می دهند که خداوند فرمان داده که به صبر و نماز متمسک شوید و فرموده " اِنها" یعنی این یکی مورد آخری که نماز باشد،سنگین است مگر برای خاشعین.

    و بعد هم توضیح می دهند که بیشتر مردم حتی مرجئه و قدریه و خوارج هم به نبوت پیامبر ایمان آوردند ولی عده قلیلی از شیعیان بیدار دل فقط در مورد ولایت من خاشع شدند.

    خود ایمان به پیامبر یک خشوع و توای حداقلی می خواهد. این را در آیات ابتدایی سوره بقره، علامه طباطبائی توضیح دادند که تقوای اولیه مقدمه اسلام است یعنی تا وقتی یه ذره تقوا نباشد همان اسلام حداقلی هم وارد نمی شود.

    حالا بعد از این اسلام حداقلی باز نیاز به یک تقوا و خشوع دیگر هست که ولایت پذیرفته شود. در قرآن داریم: یا ایها الذین آمَنو آمِنو. ای کسانی که ایمان آورده اید ایمان بیاورید. این ایمان دومی که به اندازه ایمان اولی نیست بلکه چیزی جدای از آن است که باید فرد دارا شود.

    حضرت می فرمایند تا مردم به سمت ایمان بالاتر حرکت نکنند درک مقام ولایت برایشان ممکن نیست. چون مردم تا نبی را می دیدند فقط به نبوت ایشان توجه داشتند در حالی که پیامبر ولایت هم داشتند اما مأمور بودند که همان نبوت را نمایش دهند. اما کسی که مأمور بوده ولایت را به تمامه نمایش دهد ائمه بودند برای همین بعد از رحلت پیامبر عده زیادی زیر بار این حرف نرفتند با وجودی که جای هیچ شک و شبهه برایشان نبود که امامت مختص حضرت علی و اولاد ایشان است.

    یعنی خشوع کافی را نداشتند که نظر یک فرد را غیر از پیامبر در تمام شئون زندگی حاکم کنند. چون امام یعنی تابعیت محض از سخت کسی که خلیفه الهی است و زندگی را بر اساس نظر ایشان ساختن. افراد زیادی چنین چیزی را نمی پذیرند به خصوص اینکه مقام پیامبر مقام اجمال است همین طور که در این حدیث فرمودند ولی مقام امام مقام تفصیل است. یعنی نبی به صورت کلی حکم الهی را می آورند و مسلمانان اگر می خواهند گمراه نشوند باید به مقام مفسر و تفصیل دهنده حکم الهی مراجعه کنند.

    امام راه انانیت و نفسانیت را بر ما می بندد. یعنی عقل ما باید تابع عقل امام باشد تا راهمان درست باشد و تأویل شخصی و ابراز رأی شخصی نه تنها در حکم الهی نکنیم بلکه در تمام زمینه های زندگی هم نکنیم. در واقع می شود این طوری هم گفت که اگر بخواهیم واقعا تابع امام باشیم باید انانیت و نظر شخصی را کنار بگذاریم.

  32. #30
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    همان طور که نفس باطن تن است و ما اینقدر درگیر تنمان هستیم که نفس و خود حقیقیمان را فراموش می کنیم و خودمان را همین بدن با این شکل و قیافه فرض می کنیم که سن مان اینقدر است و مدرک و شخصیت و خانواده و غیره داریم، ولایت هم باطن نبوت است.

    یعنی همان طور که پیامبر فرمودند علیٌ نفسی، علی جان من است ، یعنی ولایت هم جان و حقیقت پنهان نبوت است.

    چطور غفلت از نفس، ما را گرفتار تن می کند و راه هدایت را گم می کنیم. همان طور هم غفلت از ولایت باعث می شود راه نبوت را هم درست نپیماییم.

    برای همین در قرآن خطاب به پیامبر می فرمایند: یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل ما بلغة رسالته

    یعنی اگر ولایت را ابلاغ نکنی انگار نبوتی هم نبوده و دینی ظاهر نشده.

    پس باطن دستورات دین اسلام، ولایت است کما اینکه ظاهر دستورات اسلام نبوت است و وقتی به احکام الهی نظر داریم متوجه پیامبر می شویم که باید نماز بخوانیم و روزه بگیریم چون دین اسلام از ما خواسته اما نماز واقعی ائمه هستند و حج واقعی ائمه هستند چون تا وقتی به درحه تمام و کمال نفی نفسانیت نرسیم به نماز واقعی نمی رسیم و وقتی به طور کامل نفی نفسانیت نکردیم به ولایت ائمه هم نمی رسیم



صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1