کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 60 , از مجموع 98
  1. #31
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    در مورد مقام امام و اینکه چرا می فرمایند معرفت ما همان معرفت حق است و یا می فرمایند حق را در ما ببینید یک مثال می زنیم که برای همه ما آشنا است

    همه ما وقتی به سر مزار شهدا می رویم یا زندگی نامه ایشان رو می خوانیم یا با شهیدی مأنوس می شویم، احساس می کنیم که دلمان یک مقداری از دنیا جدا شده و معنویت ما خیلی بیشتر می شود. این را همه تجربه کرده ایم که مثلا در مناطق جنگی جنوب که خاطرات شهدا برای ما زنده می شود خیلی احساس قرب بیشتری به حق می کنیم چون شهدا کسانی بودند که از خودیت هایشان گذشتند تا حق در صحنه بماند و به یک طریقی نور حق را نشان دادند.

    همین طور است وقتی با بعضی علما نشست و برخاست می کنیم قلبمان متوجه حق می شود و رغبت به عبادت در ما زنده می شود. این باز به این دلیل است که این علما، نسبت به نمایش حق در خودشان تلاش کردند و منیت هایشان را کنار زدند تا حق را بر خود حاکم کنند.

    عبادت ائمه و رفع حجاب منیت ها در ایشان خیلی بیش از دیگر مردمان است پس به همین دلیل است که وقتی افراد با ایشان صحبت می کنند و احادیث و سخنانشان برای ما مانده با دیدن این کلام هم به یاد حق می افتیم و شوق عبادت و بندگی در ما زیاد می شود. تازه این مقام عبودیت ائمه غیر از مقام نور عظمت الهی است که گفتیم ائمه دارند. یعنی ائمه در مقام نفس انسانی که با ما انسانهای دیگر مشترک هستند دارای مرتبه بالایی از قرب به حق هستند و عبد کامل هستند.

    همچنان که بالاترین توصیفی که در قرآن از پیامبر آمده این است که ایشان را عبد محض خطاب کرده و به فرموده آیة الله جوادی آملی، آیه ی " و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی" بالاترین تمجید الهی از پیامبر است چون برای ایشان هیچ گونه نفسانیت را نفی کرده و فرموده پیامبر چنان است که هر کاری می کنند انگار آن کار را خدا کرده و ایشان همان یدالله و اذن الله و عین الله هستند.

    همین طور برای دیگر ائمه هم همین طور است.

    حالا چرا مردم آن زمان متوجه این نور و حقیقت نمی شدند و بعضا ائمه این همه بی یار و یاور بودند؟ چون مردم به ظاهر توجه می کردند و می گفتند این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازار راه می رود. یعنی انتظار داشتند کسی حامل این نور شود که مثل آدم نباشد. در قرآن زیاد این موضوع آورده شده که به پیامبران ایراد می گرفتند که خدا اگر می خواست ما را هدایت کند باید فرشته نازل می کرد نه انسان.

  2. #32
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    برای روشن شدن این مطلب و اینکه بفهمیم چه قدر ما انسانها گرفتار ظاهر هستیم باز هم در زمان ما مثال وجود دارد

    انتقلاب اسلامی یه تجلی خاص از نور حضرت حق بود. اینکه امام می فرمایند انقلاب ما انفجار نور بود شاید به همین دلیل باشد که حق با جلوه های خاصی در صحنه زندگی همه مردم ایران و حتی جهان ظهور کرد و برای آنها که حقیقت طلب بودند راهگشا شد

    چطور؟

    این نگاه جدیدی که مردم نسبت به حق پیدا کردند در دوران انقلاب و بعد از آن بود. اینکه مردم دیدند اگر حق را یاری کنند خداوند آنها را با امدادهای فراوانی حمایت می کند و اگر خالص باشند خداوند آنها را با نور روشنی به سمت خود هدایت می کند. برای همین عده ی از مردم خود را در ذیل این نور قرار دادند و به مراتب عالی عرفان و شناخت حق رسیدند و عده شهید شدند.

    حتی به تعبیری، این انقلاب باعث شد دیگر ادیان هم مذهب را بیش از قبل جدی بگیرند چون دیدند که مذهب چنین توانایی دارد که یک تمدن بسازد و انسانها را هدایت کند. حالا شاید آنها نظر دیگری از هدایت فرض می کردند ولی با انقلاب مردم دنیا متوجه ظرفیت عظیم دین شدند.

    حالا یک نفر در یک کشور کمونیستی، تصویر امام را در تلویزیون می بیند و اینقدر حقیقت جو هست که متوجه است این مرد با یک نیروی عظیم الهی مدد می شود و همان جا مسلمان می شود، یک عده هم از نزدیک امام را دیدند ولی مثل بنی صدر، متوجه حقیقت امام نشدند و غرب را خیلی بیشتر از فرهنگ جدیدی که امام به صحنه آوردند، پسندیدند و از انقلاب جدا شدند.

    اگر کسی بگوید ما قبل از انقلاب نماز می خواندیم حالا هم داریم نماز می خوانیم پس چه فرقی کرد، باید دانست که این فرد اصلا متوجه تغییر عالم و نور حقیقت که با انقلاب به صحنه آمد نشده خوب چنین جاهلان دین داری در زمان ائمه هم بودند که با وجودی که امام در جامعه حضور داشتند خود را از امام معصوم بی نیاز می دانستند و به همان عبادت بی فایده خودشان مشغول بودند.

    در این مورد تکلیف روشنفکران معلوم است که اصولا با انقلاب پیش نیامدند چون گرفتار غرب بودند و هنوز هم در جامعه ما حضور دارند و البته چون این روشنفکران در تاریخ خود زندگی نمی کنند و از فضای فکری واقعی عالم عقب هستند فکرشان هم با مرگشان می میرد و عمرشان هدر می رود.

  3. #33
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در این فراز حضرت می فرمایند اقامه ولایت همان قدر که در آیه قرآن فرموده سخت است مگر برای خاشعین

    یعنی تنها خاشعین نسبت به حق متوجه حقیقت و حقانیت می شوند. هر کس که فقط به خاطر تعصب شیعه است واقعا متوجه حقیقت اهل بیت نمی شود همین طور که هر کس به خاطر تعصب و حزب و گروه بازی طرفداری از هر مطلبی را بکند هیچ وقت حقیقت برایش کشف نمی شود.

    ما باید خیلی روی خودمان کار کنیم که تا می توانیم از فضای حزب بازی خودمان را خارج کنیم تا حقیقت را بفهمیم و به قول استاد طاهرزاده تا این خشوع برای ما حاصل نشود به هیچ جا نمی رسیم.

    قبلا هم از ایشان شنیده بودم در یکی از سخنرانی ها که خیلی افرادی که به مرتبه بالای معرفت رسیدند فقط این بوده که نسبت به حق خاشع بودند و دیگر درگیر این نمی شدند که چه کسی ممکن است خوشش بیاید یا بدش بیاید

    این مطلب مهم را به خصوص ما که مدعی مذهب هستیم یادمان باشد که در جایی که حق را دیدیم نسبت به آن خاشع باشیم حتی اگر حق با کسی بود که از او بدمان می آید.

    بعد حضرت می فرمایند مَثَل من، مثل چاه آبی ست که رها شده " بئر معطله" و مَثَل پیامبر همان قصر مشید است. یعنی مردم دنبال آب حیات هستند اما من را رها کردند و آن طور که باید از من استفاده نمی کنند. منظورشان شاید این باشد که شیعیان هم آن طور که باید از ایشان استفاده نمی برند برای همین یه دفعه از گروه سربازان ایشان افرادی به اسم خوارج سر باز می کنند یعنی اول در لشگر امام بودند اما بعد راه را این همه اشتباه رفتند و خلاف جهت امام قرار گرفتند.

    ما هم هنوز شاید مصداق این فرمایش هستیم، چون آن طور که باید و شاید دنبال سیراب شدن از این چاه نبودیم.

  4. #34
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    در ادامه این فراز، بعد از اینکه امام، دو شاهد قرآنی را ذکر می کنند می فرمایند نبوت بدون امامت سودی ندارد و این دو با هم قرین هستند که حدیث ثقلین یکی از دلایل این امر است و مقام اجمال و تفصیل که در ادامه حدیث بحث می کنیم یکی دیگر از دلایل است وو احادیثی مثل حدیث منزلت که در همین فراز امام فرمودند بر اساس مقام اجمال و تفصیل است که ذکر خواهد شد ان شاء الله.

    در فراز بعدی می فرمایند:

  5. #35
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    اول ما محمد، وسط ما محمد و آخر مما محمد نام دارد هر کس معرفت مرا کامل داشته باشد او بر دین قیم و استوار است چنانچه در این آیه می فرماید : وذلک دین القیم، این مطلب را به کمک و توفیق خدا توضیح می دهم.

    اینک می گویم ای سلمان و اباذر! من و محمد یک نور از نور خداوند بودیم، خداوند دستور داد به آن نور که دو قسمت شود به نیمی از آن فرمود محمد باش و به نیم دیگر فرمود علی باش به همین جهت پیامبر اکرم فرموده است علی از من است و من از علی هستم و کسی این کار را از طرف من ادا نمی کند مگر علی.

  6. #36
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در ابتدای این فراز ایشان می فرمایند که اول ما چهارده معصوم محمد است و وسط ما هم محمد نام دارد و آخرین فرد ما هم محمد نام دارد.

    این فرمایش یک ظاهر دارد که نور مقدس چهارده مصعوم با حضرت محمد شد و امام وسط هم امام محمد باقر هستند و امام آخر هم باز محمد نام دارند که در زمان غیبت این نام بر ایشان خطاب نمی شود تا ان شاء الله ظهور کنند

    از طرف دیگر باطن فرمایش ایشان این است که همه ما از ابتدا تا انتها محمدیم یعنی همه ما مثل پیامبریم و در واقع همه ما به فرموده امام هادی در زیارت جامعه نور واحدیم

    یعنی هر کدام از ائمه در زمان امام دیگر بودند دقیقا همان طوری عمل می کردند که امام دیگر انجام دادم برای همین ما اعتقاد داریم صلح امام حسن و جنگ امام حسین هر دو حق بود و هر کدام به جای دیگری بودند دقیقا همین کار را می کردند

    جون در هر زمان و با توجه به هر شرایطی در نظر بگیرم فقط یک کار دقیقا عالی ترین کار و منظور نظر و مرضی حق است و امام هم به توجه به نور عظمتی که دارند و طهارت و خلوصی که دارند همان کار را می شناسند و انجام می دهند.

    بعد حضرت می فرمایند این گونه شناخت ائمه همان دین استوار است و وعده می دهند که در ادامه حدیث این مسئله را شرح می دهند.

    دلیل اینکه می فرمایند این معرفت همان دین قیم است این است که با پذیرفتن ولایت، یک فرد تمام زندگیش را تحت تعلیم و نظر امام قرار می دهد در حالی که نبوت فقط مقام انذار به فطرت است و آگاهی از اخبار

    به همین دلیل پیامبران گذشته همه مقام ولایت نداشتند و بعضی نبی بودند و فقط می دانستند و یا رسول بودند و به مردم پیام الهی را می رساندند و فقط بعضی صاحب ولایت هم می شدند مثل آیه 124 بقره که بعد از ابتلائات فراوان، حضرت ابراهیم را به مقام امامت هم برگزیدند

    این نه تنها به فضیلت آن نبی اشاره دارد به ظرفیت پذیرش امت هم اشاره دارد و الا به نظر دور از حکمت می باشد که امامی در امت وجود داشته باشد ولی کاملا از دسترس فهم امت به دور باشد تا مقام او را بشناسند

    کما اینکه حدیث از پیامبر داریم مردم زمان غیبت افضل امت هستند که بدون اینکه امام را ببینند به او معرفت دارند یعنی بالاخره در این امت با وجودی که حضرت می فرمایند من بئر معطله هستم باز ظرفیت شناخت امام وجود دارد و کسانی طالب ایشان هستند که " اذلة علی المومنین و اعزة علی الکافرین " هستند

    در ادامه حدیث حضرت دلایلی برای این منظور می فرمایند.

  7. #37
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در ادامه حضرت می فرمایند من و پیامبر از یک نور آفریده شدیم. خداوند اراده کرد و ما را از نور خودش خلق کرد

    شبیه این فرمایش باز هم داریم که فرمودند نور الهی که جنت از آن خلق شده سه قمت شد قسمی پیامبر، قسمی حضرت زهرا و قسمی ائمه شدند

    این فرمایشات خبر از تکوین و حقیقت آن ذوات مقدس می دهد. مثل حقیقت ما که نفس الهی است و حقیقت آب که تری هست، حقیقت امام هم نور الهی است و این بر اثر اتفاق نبوده که داماد پیامبر می شود وصی پیامبر، بلکه حقیقت وجود پیامبر و حضرت علی یک چیز بوده و آن ها با هم بودند. در کتاب استاد طاهرزاده از ابن عربی نقل می کنند که گفته بود اگر از نظر سنی، حضرت علی زودتر به دنیا آمده بودند ایشان پیامبر می شدند و پیامبر وصی ایشان می شدند

    این به این معنا نیست که ما تهمتی که وهابی ها به شیعه می زنند را تایید کنیم که می گویند شیعیان معتقدند جبرائیل اشتباهی به جای حضرت علی بر پیامبر وحی فرستاده، از حماقت آنهاست که فکر می کنند اصلا جبرائیل می تواند اشتباه بکند. این یعنی حقیقت وجودی این دو نور مقدس یکی هستند همان که قبلا عرض شد که هر کدام از ائمه جای امام دیگر بودند دقیقا همان طور مثل آن امام عمل می کردند

    پیامبر فرمودند در قیامت همه نسب ها از بین می رود الا نسب من.

    چون قیامت یوم یفر المرء من اخیه و..." هست یعنی هیچ نسبت فامیلی باقی نمی ماند ولی نسبت پیامبر با خانواده شان باقی است چون این نسبت فقط در این دنیا نبوده بلکه حقیقت و باطنی دارد که کسانی که از یک نور هستند به طور سلسله وار پشت سر هم از امام اول تا امام دوازدهم قرار می گیرند

    مثل باطن کعبه که فرمودند بیت المعمور است و در هنگام زیارت کعبه دل باید متوجه بیت المعمور شود و این مطلب در احادیث ائمه هم ذکر شده، باطن ائمه هم یک نور واحد است و این بدن ها و نسبت های فامیلی همه از آن باطن و حقیقت خبر می دهند.

  8. #38
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    خود حضرت علی و خود پیامبر هم به اسلامی که پیامبر به خلق عرضه کردند ایمان دارند این طور نیست که ایشان چیز جدایی باشند منتها می فرمایند ما ذاتا یک چیز هستیم.

    همین طور که هر جای زمین که خواستیم نمی توانیم یک چهاردیواری بسازیم به اسم کعبه، و هر موقع از سال که شد نمی توانیم آن زمان را ماه رمضان اعلام کنیم چون این مکانها و زمانهای خاص آینه نمایش حق هستند و به نوری خاص حق را جلوه گر می کنند و انسان را متصل به حق می کنند، همین طور هم نمی توانیم خودمان امام برای خودمان تعیین کنیم چون باطن امام باید متصل به نور حق باشد و با نور حق ببیند و بشنود و عمل کند

    گفتیم نبی وظیفه انذار را دارند منتها پیامبر با وجودی که امام هم بودند ولی در مقام اجمال، حقیقت را بیان کردند و تفصیل آن به عهده ائمه است. حتما رمزی هم وجود دارد که چرا ائمه باید دوازده تن باشند چرا بیشتر و کمتر نباشد، چون در زمان هر کدام از ائمه جلوه هایی از حق ظاهر شد به این دلیل هم هست که هر کدام از ائمه به صفت خاصی مشهورترند مثلا امام رضا، به رضا و امام جواد به جواد مسمی شدند در حای که مقام رضایت به حق و جود در همه ائمه وجود داشته است.

  9. #39
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    پیامبر ابابکر را با سوره برائت به مکه فرستاد جبرئیل نازل شد گفت: ای محمد، خداوند می فرماید باید این کار را تو انجام دهی یا مردی از خودت، آنگاه مرا فرستاد تا از ابابکر بگیرم از او گرفتم اما او ناراحت شد. از پیامبر اکرم پرسید آیا در این مورد آیه قرآن درباره من نازل شده؟
    فرمود نه ولی نباید این کار را انجام دهد مگر من یا علی.

    سلمان و اباذر! اینک فکر کنید کسی که صلاحیت نداشته باشد چند آیه را از جانب پیامبر به مردم برساند چگونه صلاحیت برای امامت دارد؟ من و پیامبر یک نور بودیم او محمد مصطفی گردید و من وصی او علی مرتضی شدم. محمد ناطق شد و من ساکت، باید در هر زمان ناطق و صامتی باشد.

    سلمان! محمد منذر است و من هادی این است معنی آیه " انما انت منذر و لکل قوم هاد". " خدا میداند آنچه که هر ماده ای در رحم بار میگیرد و آنچه را که رحم ها می کاهند و آنچه را می افزایند و هر چیزی نزد او اندازه ای دارد. دانای نهان و آشکار و بزرگ بلند مرتبه است. برای او یکسان است کسی از شما سخن خود را نهان کند و کسی آن را فاش گرداند و کسی که خویشتن را به شب پنهان کند و در روز آشکارا حرکت کند. برای او فرشتگانی است که پی در چی او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت سرش پاسداری می کنند" .


  10. #40
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام عید شعبان مبارک

    در این فراز حضرت یک نمونه را ذکر می کنند تا مصداقی از فراز قبلی هم باشد که فرمودند من و پیامبر از یک نور هستیم.

    می فرمایند حتی برای ابلاغ پیام الهی باید کسی اقدام کند که بتواند نور حق را به تمام مثل خود پیامبر به صحنه بیاورد و طوری عمل کند که عمل پیامبر را تداعی می کند. پس وقتی برای کاری که به نظر ساده می رسد باید چنین شخصی اقدام کند و خداوند اجازه نمی دهد کس دیگری کننده باشد آیا برای امامت و ولایت خداوند اجازه می دهد هر کسی در صحنه باشد هر چه قدر هم خوب و ساده زیست باشد باز باید تشابه کامل به پیامبر داشته باشد و حامل همان نور باشد تا پیام را ابلاغ کند.

  11. #41
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در مجردات دو موجود نمی توانند در عرض هم باشند مگر اینکه دارای یک حقیقت و یک نور باشند. و الا سلسه مراتب طولی در همه عالم وجود بر قرار است و همه در طول هم هستیم مگر دو شخص که دارای یک حقیقت باشند.

    در مورد ائمه این مورد صدق میکند چون فرمودند ما از نور واحد هستیم. ملائکه هم همه در طول هم هستند الا چهار ملک مقرب که در طول هم هستند و هر کدام مثل دیگری هستند.

    درست مثل نفس که واحد است اما در موطن گوش می شنود و در موطن چشم می بیند. نفس امام هم یکی است و در یک زمان مثل پیامبر اقدام میکند در یک زمان مثل حضرت علی و در یک زمان مثل دیگر امامان.

  12. #42
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    در قسمت قبل امام در مورد این حقیقت صحبت کردند که وظیفه مدیریت جامعه نمی تواند بدون نظر به تکوین عالم باشد. قبلا عرض شد و در قسمت از برهان تا عرفان هم بحث شد که نظام تشریع با نظام تکوین هماهنگ است

    یعنی آنچه از دستورات و احکام دین که داریم و برای ما تشریع شده همه مطابق با تکوین عالم است و همان چیزی است که برای حقیقت و باطن ما مفید است و با این نظر باید به احکام نگاه کرد، حالا آیا امکان دارد امام و پیشوای امت بدون نظر به تکوین با رأی گیری و اظهار نظر برخی افراد حتی اگر این ها معتبر باشند و یار غار پیامبر باشند، انجام گیرد؟

    اصلا این نگاه کوته بینانه است و متهم کردن خدا و پیامبر به بی حکمتی است که از وجود خداوند مبراست

    امام در اینجا می فرمایند همان طور که دستور تشریعی برائت از کافران را باید فردی ابلاغ کند که تکویناً از کفر مبراست و حقیقتا با کفر دو گانه است، رهبری امت هم باید به عهده کسی باشد که باطناً مطابق احکام و دین و قرآن است و حقیقت او قرآن است. چنانچه فرمودند امام قرآن ناطق است.

    مشکل ما این است که اصولا باور نداریم چنین فردی باید امام باشد و گاهی اصلا احساس نیاز به آن را نداریم. یعنی در مخیله ما نمی گنجد که چنین کسی باید امام باشد، به قول آقای طاهرزاده، خود اهل تسنن اصلا چنین مقامی که ما برای امامانمان برمیشمریم را برای امامان و خلفای خود قبول ندارند ولی احساس نیاز هم نمی کنند و باور ندارند که باید اینگونه باشد و نیست.

  13. #43
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در آخر این فراز حضرت می فرمایند که من و پیامبر از یک نور بودیم لکن پیامبر ناطق شد و من صامت و بعد هم می فرمایند این یک حکمتی است که در هر زمان ناطق و صامتی باید باشند

    منظور اینکه پیامبر که شریعت آوردند و حضرت علی که تبیین کننده آن شریعت بودند هر چند در ظاهر متفاوت بودند اما در واقع یکی بودند. و اصلا مگر امکان دارد که تبیین کننده حقیقی یک شریعت از آن شریعت و دین جدا یا نا آگاه باشد

    همچنان که حضرت موسی برای تبلیغ دین خدا بعد از شرح صدر از خداوند تقاضای وزارت هارون را کردند. هارون به نص قرآن نبی بود ولی شریعت جدیدی نیاورد بلکه همان دین موسی را تبیین کرد.

    پس در مواجهه با ائمه و پیامبر باید عادت کنیم و به خودمان بفهمانیم که آنها از یک نور بودند حالا بنا به ضرورت یکی ناطق بوده و دیگران صامت هستند و نقش روشنگر دارند. مثال جلوه های مختلف نفس ناطقه قبلا عرض شد، باید یاد بگیریم که ائمه را نور ببینیم تا کل زندگی امام را یک وحدت ببینیم و این طوری در مورد آنها قضاوت کنیم. در زندگی امام تناقض و پشیمانی وجود ندارد به این دلیل که امام نور است حالا بین ائمه هم تناقض نیست. باید با کمک عقل راه را باز کنیم تا قلبمان درک کند که با نور مواجهه است نه با کثرت و افراد و جسم.

    همین طور که در مورد خودمان باید وقت صرف کنیم تا باور کنیم خودمان این تنمان نیست و اصالت ما به من ما یا روحمان است. در مورد ائمه هم باید این را واقعا باور کنیم که حقیقت ائمه همان نور وجودشان است و حقیقت آنها یک چیز است تا در تحلیل رفتارشان دچار اشتباه نشویم.

    در مورد مجردات باید بتوانیم این را بفهممیم که آنها نور هستند کما اینکه یک نفر حسی، از عالم ماده فقط گل و درخت و غیره می بیند اما یک نفر دیگر همه چیز را جلوه حق و مظهر اسماء گوناگون الهی می بیند و آیه ی " الله نور السماوات و الارض" همیشه مد نظرش است.

  14. #44
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    بعد حضرت در ادامه آیه سوره رعد را می خوانند که به پیامبر خطاب شده تو منذر هستی و برای هر قومی هم هادی قرار دادیم.

    یعنی وظیفه سنگین انذار و ابلاغ شریعت وقت کافی برای تبیین آن شریعت باقی نمی گذارد و لاجرم نیاز به هادی هست تا همه چیز را روشن کند.

    در ادامه حضرت بقیه آیات سوره رعد را می خوانند که خداوند به همه چیز پنهان و آشکار، مطلع است و چیزی از بد قدرت الهی خارج نمی شود، پس این فرستادن منذر و هادی هم بر اساس حکمت الهی است و مطابق برنامه حق است.

  15. #45
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در این موقع علی علیه سلام دست خود را بر دست دیگر زده و گفتند:
    محمد صاحب جمع است و من صاحب نشر، محمد صاحب بهشت است و من صاحب جهنم، به جهنم می گویم این را بگیر و این یک را واگذار. محمد صاحب تکان و من صاحب ریزش و من صاحب لوح محفوظم که خدا به من الهام نموده آنچه در لوح است.

    آری ای سلمان و ای ابوذر، محمد " یس و قرآن الحکیم" است محمد "ن و القلم" است و محمد " طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی" ، محمد صاحب دلالات است و من صاحب معجزات و آیات.

  16. #46
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    محمد خاتم النبیین، و من خاتم وصیین و صراط مستقیم هستم و من " نبا العظیم الذی هم فیه مختلفون" هستم هیچ کس اختلاف ندارد مگر در ولایت من.
    محمد صاحب دعوت و من صاحب شمشیرم، محمد پیامبر مرسل و من صاحب امر پیامبرم، خداوند می فرماید " یلقی الروح من امره علی من یشاء من عباده" او روح الله است که عطا نمی کند و القا نمی کند آن روح را مگر بر ملک مقرب یا پیامبر مرسل یا وصی برگزیده،

    به هر کس این روح را عنایت کند او را از مردم جدا نموده و به او قدرت تفویض کرده و مرده را زنده می کند، اطلاع از گذشته و آینده دارد از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق در یک چشم به هم زدن می رود، از دل ها و قلب ها خبر دارد و آنچه در زمین و آسمانهاست می داند.

  17. #47
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    در این فراز ابتدا امام می فرمایند که من صاحب نشر هستم و آنچه که پیامبر آوردند و در مقام اجمال است توسط ائمه به تفصیل بیان می شود.

    استاد طاهرزاده برای این موضوع مثالهایی در کتاب زدند مثل اینکه شهید مطهری همیشه آنچه که علامه طباطبائی می گفتند را تشریح می کردند یا دامادهای ملاصدرا، فیض و فیاض، مطالب ملاصدرا را شرح می کردند یا ملاهادی سبزواری شرح منظومه را برای تفصیل آراء ملاصدرا نوشتند. این افرادی که شرح می کنند در واقع با باطن و حقیقت آن مطلب مرتبط شده اند و کاملا به مطلب احاطه دارند که می توانند شرح کنند.

    حضرت هم در واقع اینجا همان صحبت های قبلی را صحه گذاشتند که این طور نیست که من از پیامبر جدا باشم بلکه من همان کسی هستم که دین پیامبر را به طور کامل یافته ام و تنها کسی هستم که می توانم مورد اعتماد مردم باشم برای رجوع به دین و بقیه مثل من نفهمیدند و برداشتنهای شخصی و فهم ناقصشان را داخل کردند و باعث گمراهی اند.

    بعد هم می فرمایند پیامبر صاحب بهشت هستند و من صاحب جهنم. یعنی پیامبر با شریعتی که آوردند راه بهشت را مشخص کردند حالا هر کس از دَر من وارد دین شد وارد بهشت می شود و هر کس از دَر من وارد نشد و با برداشت شخصی خودش از دین یا با حرفهای دیگران با دین آشنا شد اسلام او، او را به جهنم می برد.

    این یک مقام تکوینی برای حضرت علی است، همان طور که پیامبر فرمودند : أنا مدینة العلم و علیٌ بابها"، یا فرمودند یا علی منافق با تو دوست نمی شود حتی اگر عسل در دهان او بکنی و مومن تو را دشمن نمی گیرد حتی اگر او را ضربتی بزنی. یعنی تکوینا شخص حضرت علی محل مشخص شدن نفاق انسانها می شود که تا چه حد ولایت الهی را بر زندگی خود پذیرفته اند چون دین اسلام یک حقیقت کلی است که توسط پیامبر معرفی شد و بینهایت برداشت از هر آیه قرآن می توان داشت فقط امام معصوم است که راه درست تفسیر قرآن را می داند و مومن حقیقی کسی است که این برداشت را قبول کند و این راه را با تمام دل بپذیرد.

  18. #48
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در ادامه حضرت می فرمایند پیامبر صاحب تکان است و من صاحب ریزش.

    یعنی پیامبر قلبها را متوجه مطلب کردند اما وظیفه داشتند با منافقین مدارا کنند و عکس العملی در مقابل آنها انجام نمی دادند اما حضرت علی موظف شدند که با منافقین بجنگند و جامعه اسلامی را از نفاق قاسطین و ناکثین و مارقین پاک کنند. اینها پوشش اسلام را داشتند اما درونشان نفاق بود و در زمان حضرت علی چهره شان مشخص شد.

    این مطلب که دین اسلام باطنی دارد و در برخورد با امام جهت گیری افراد نسبت به باطن امام مشخص می شود را گوشزد می فرمایند و دیگر اینکه بدانیم اسلام در زمان پیامبر چهره کلی خودش را نشان داد و نیاز به مفسر دارد. از بین این همه تفسیری که از اسلام شده کدام درست است؟

    نمی شود بگوییم همه قرائت ها صحیح است این اصلا حرف بیهوده یی ست چطور ممکن است همه با وجود این همه اختلاف، بر حق باشند؟ پس باید مرجعی برای حل اختلاف و بیان اسلام واقعی وجود داشته باشد و الا باید نتیجه بگیریم که خداوند حکیم این کار را ناقص رها کرده که از ذات حق برّی است حالا اگر نیاز به مرجع هست آن مرجع چه کسی باید باشد؟

    کسانی که در سخنانشان بارها اشاره می کنند که از نور پیامبرند و صاحب لوح هستند یعنی علم به ما کان و ما یکون دارند و می گویند دارای عصمت هستند و عصمت خودشان را به اثبات رسانده اند؟ یا کسانی که اصلا ادعای چنین اموری را هم نداشتند؟ در میان صحابه پیامبر اصلا از خلفای راشدین چنین ادعایی ثبت شده؟ به غیر از اهل البیت چه کسی عصمت و علم را شرط امامت و خلافت پیامبر ذکر کرده؟

  19. #49
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    در ادامه حضرت می فرمایند که پیامبر " یس" و "طه" هستند. یعنی پیامبر خود قرآن هستند و حقیقت ایشان همان قرآن است که نازل شده و میفرمایند من هم آیات و دلالت ها هستم. یعنی حضرت نمونه کامل اسلام هستند. وقتی امام معصوم جلوی روی ما قرار داشته باشد می فهمیم عظمت اسلام چقدر است و دین تا چه حدی ظرفیت دارد چون امام همان دین روشن هستند و قرآن ناطق هستند.

    این تفسیرها که اینجا نوشته شد دم دستی ترین و ساده ترین تعبیری بود که از حرف امام شد، کسانی که اهل فضل هستند متوجه عظمت این کلام می شوند. اینجا سعی شده با بضاعت اندکی که هست فقط یک تفسیر ساده بر اساس مقدماتی که در برهان تا عرفان خوانده ایم، عرض شود و الا اصلا ادعای این وجود ندارد که لّب کلام بیان شده.

    بزرگترین معجزه پیامبر ائمه هستند. یعنی هر کس به ائمه نگاه بیاندازد متوجه می شود دین تا چه حد گسترده است.

    پیامبر خاتم نبیین هستند و حضرت علی خانم وصیین. یعنی پیامبر از لحاظ رتبه وجودی اشرف از همه انبیاء هستند اما از لحاظ خلقت زمینی، آخرین پیامبرند و همیشه در نظام احسن و نظام رو به تکامل آخرین فرد باید کاملترین باشد کما اینکه انبیاء نسبت به نبی قبلی خود باید جنبه خاصی از بشر را پوشش می دادند و صاحب اسمی از اسماء الهی باشند و کامل تر از قبلی باشند. اینکه می بینیم در یک زمان چند پیامبر در یک امت قرار داشته به این دلیل بوده که آن هر کدام از انبیاء صاحب یک یا تعدادی اسم بودند ( این طور به نظر می رسد) همین طور که در حدیث داریم حضرت عیسی جلوه اسماء رجاء حق هستند و رجاء بر خوف در ایشان غلبه داشته و هم زمان با ایشان، حضرت یحی هم نبی بودند و در ایشان جلوه خوف بیشتر از رجاء بوده

    اما در پیامبر که عقل کل هستند باید همه چیز به حد اعلی و در تعادل کامل جلوه داشته باشد و الا فلسفه ارسال رسول نقض می شود که هر شریعتی نسبت به شریعت قبلی کاملتر باشد.

    همین مسئله در مورد وصی نبی هم صادق است.

  20. #50
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت در ادامه می فرمایند من آن خبر عظیم هستم که در او اختلاف شد. امت در مورد نبوت و معاد اختلافی نداشت اما در مورد ولایت دارای اخلاف شد.

    من هنوز نمی دانم آیا امت زمان پیامبر چه درکی از ولایت داشته ولی قطعا پیامبر در آموزش چیزی به جامعه کم نگذاشتند احتمال زیاد وجود دارد که خود مردم نیازشان را به ولی درک نکردند یعنی برایشان اهمیت نداشت که کسی غیر از ولی منصوب پیامبر صاحب مقام خلافت شود.

    شاید همین درکی که بعضی از ما الان از ولی داریم در مورد آن ها هم وجود داشته. بعضی از افراد جامعه ما با اینکه مذهبی هم هستند هنوز درک نکردند که آیا واقعا چه نیازی هست که زمام امور در دست امام باشد. مثلا یه بار در یک برنامه رادیویی می شنیدم که می گفتند امام زمان بیاید در مورد آمریکا چه کار می کنند؟ چون مجری و میهمان فرضشان این بود که امام زمان که بیاید همه جا را آباد می کنند خوب آمریکا که آباد هست پس امام زمان چه کاری دارند آنجا انجام بدهند؟ البته بی عدالتی را ریشه کن می کنند اما کار اصلی امام زمان انگار بیشتر در کشورهای در حال توسعه است چون آنجا نیاز خاصی ندارند.

    متاسفانه برای ما هنوز جا نیفتاده که جامعه با امام چه فرقی با جامعه بدون امام دارد. ما هم مثل خیلی های دیگر یاد گرفتیم استنباط کنیم که مدرنیته آخرین مرحله پیشرفت انسانی است و امام زمان که بیایند اشکالات مدرنیته را برطرف می کنند، مثل همین کاری که پُست مدرنها دارند انجام می دهند. البته ما مقصر هم نیستیم چون ما هیچ وقت جامعه یی که با امام رهبری شده باشد را ندیدیم و مدت امامت ائمه به 4سال و نیم حضرت علی و چند ماه امام حسن محدود شد که آن هم بیشتر صرف جنگ شد.

    در همان مدت کوتاه امامت حضرت علی ، تعداد فقرا کاهش یافت حتی جایی حضرت پیرمردی را دیدند که دارند گدایی می کند، حضرت با تعجب گفتند این چیست؟ یعنی اصلا در جامعه اسلامی نباید گدا باشد، حالا حضرت چطور فقر را ریشه کن کردند؟ تقسیم غنایت به طور مساوی و قطع دست رانت خواران، یکی از راه ها بوده، مهم تر از آن تقویت روحیه قناعت و رضایت در افراد بوده و اسلامی که فراموش شده بود را دوباره گوشزد کردند.

    یعنی امام، انسانها را به اصل خودشان بر می گرداند و زواید زندگی و فکری را از روی دوش آنها بر می دارند، امام معنای آیه قرآن هستند که فرمود " یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم" یعنی گره ها و افکار سنگین که برایشان عادت شده بود و رسوم غلط را از دوش آنها بر می دارند تا سبکبار زندگی واقعی داشته باشند، اسلام قرار بوده برای مسلیمن چنین کاری را بکند منتها خلفای جامعه چون آشنا نبودند اسلام را به بیراهه بردند همان تعبیر پوستین وارونه که حضرت علی در نهج البلاغه دارند ایجاد شد که اصلا اسلام یک چیز سنگین و بی فایده و ترسناکی شد. پوستین وارونه چه کاراریی دارد مکر ترساندن؟

  21. #51
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت بعد در مورد آیه ی " یلقی الروح من امره" اشاره دارند که قبلا در بحث معرفت النفس در مورد عالم امر صحبت شده اینجا هم خود حضرت خصوصیات امر را توضیح می دهند که این امر بر چه کسانی نازل می شود و هر کس آن را دارا باشد چه خصوصیاتی دارد.

    عمده این است که وقتی ما از نظر عقلی تصدیق کردیم که یک نفر با چنین خصوصیاتی می تواند باشد و یک نفر از افراد بشر می تواند صاحب امر باشد، همان طور که در مباحث معرفت النفس سعی شد اثبات شود، پس حالا چرا امور اجتماعی نباید دست چنین کسی باشد، مگر او که صاحب امر است عالِم به تشریع و تکوین نیست؟ یعنی امام هم از یک طرف از دین با خبر هستند و از یک طرف از تکوین عالَم با خبرند و به غیب متصل هستند.

    ما باید الان روی ذهن خودمان کار کنیم تا این را بفهمیم و عقل و قلب ما به این امر گواهی بدهد تا جزء منتظران امام زمان قرار بگیریم و الا منتظری که هنوز مقام امام را نشناخته که منتظر تحقق توهمات خود است نه آنچه که امام قرار است بکنند.

  22. #52
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ای سلمان و ای ابوذر، محمد صلی الله، همان ذکری است که در قرآن خداوند فرمود: " قد انزل الله الیکم ذکراٌ رسولاٌ یتلو علیکم آیات الله" سوره طلاق آیه 10-11، خداوند به سوی شما ذکری نازل کرد همان پیامبری که برای شما آیات الهی را دنبال می کند.
    به من علم مرگ و میرها و بلاها و فصل الخطاب داده اند و به من علم قرآن و آنچه تا قیامت اتفاق خواهد افتاد داده اند. محمد را حجت تعیین نمود تا برای مردم حجت باشد و من حجة الله شدم.
    خداوند به من مقامی عنایت کرده که برای هیچ یک از گذشتگان و آیندگان چه پیامبر مرسل و چه فرشته مقرب قرار نداده است.

  23. #53
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    حضرت در این فراز ابتدا از مقام حضرت محمد صحبت می کنند که پیامبر همان ذکری است که از خدا نازل شده یعنی حقیقت پیامبر همان قرآن است. به قول استاد، قرآن تدوین شده، همان قرآن نازل است و قرآن تکوینی پیامبر هستند.

    این همان مقام اولُ ما خلق الله است که قبلا توضیح داده شد اینکه حقیقت پیامبر نمی تواند چیزی غیر از قرآن باشد. در این قسمت ها باز صحبت از حقیقت وجودی است نه شخص پیامبر به عنوان فرزند عبد الله و آمنه. چون این حقیقت در ابتدا وجود داشته بعد در بستر زمان در عالم خلق باید مقدماتی فراهم شود تا این حقیقت به ظهور برسد

    درست مثل حقیقت ما که نفس ناطقه ماست و قبل از تن ما وجود داشته و باید بستر مادی در عالم خلق فراهم شود تا آن حقیقت به ظهور برسد، پیامبر و ائمه همانگونه که خودشان فرمودند 4هزار سال قبل از حضرت آدم در عالم امر ایجاد شدند پس این حقیقت که اولین خلقت و اولین اراده الهی بوده به جهت تشرف ذاتی که دارد باید قبل از دیگر موجودات در عالم امر ایجاد شود ولی در عالم خلق که تدریج بردار است و نیاز به مقدمات زمانی دارد باید ابتدا حضرت آدم خلق شودند بعد دیگر انبیاء بیاید و پدر و مادر حضرت رسول به دنیا بیاید و ازدواج کنند و بستر تحقق جسمانی پیامبر فراهم شود. تازه پیامبر باید 40 سال زندگی کنند تا در آخر این حقیقت الهی بعد از فراهم شدن همه مقدمات ظهور کند.
    پس از نظر حقیقت، پیامبر خود قرآن هستند اما از نظر عالم خلق، پیامبر در 40 سالگی قرآن را دریافت کردند.

    بعد حضرت از خصوصیات خودشان می فرمایند که به ایشان فصل الخطاب و علم به آنچه اتفاق افتاده و خواهد افتاد داده شده، دو نکته اینجا هست، اول اینکه این علم به همه ائمه داده شده و پیامبر هم که ولی الله هستند هم این علم را دارند ولی چون پیامبر نبی هستند مردم کمتر به جنبه ولیّ بودن ایشان توجه دارند و از ولایت ایشان بهره نمی برند، دوم اینکه ما را متوجه می کنند چنین مقاماتی برای رهبری جامعه لازم است

  24. #54
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    عرض شد، به این دلیل که بشر مدت کوتاهی از امامت برخوردار بوده اصلا نیاز به امام را هنوز درک نمی کند. ما در مسائل اجتماعی که در دنیا وجود دارد و مشکلاتی که در زندگی فعلی بشریت هست چه قدر نیاز به امام را برای رفع آنها احساس می کنیم؟ ما هنوز هم به خرد جمعی و تجربه آموزی و سعی و خطا امیدواریم، یعنی هنوز بشر اینقدر بالغ نشده که درک کند برای سعادت کل بشر عقلش ناقص است و نیاز به رهبری معصوم و راهنمایی غیب دارد.
    انسان اگر در مسیر دین داری قرار بگیرد و با حقیقت خود که نفس و من اوست رو به رو شود و ظرفیت آن را دریابد تازه متوجه می شود که چقدر به معصوم نیاز دارد تا آن حقیقت را به روشنی متجلی کند و آنچه که واقعا هست را به صحنه بیاورد، حالا مدیرت جامعه جهانی اصلا اصالت را به من و نفس ناطقه نمی دهد و هوی نفس و عقلی که منحصر به نفسانیت است را حاکم می داند آن وقت چطور انتظار داشته باشیم جهان رو به سعادت برود؟

  25. #55
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت در ادامه می فرمایند مقام من بالاتر از نبی مرسل و ملائکه مقرب است چون ولی الله باید جلوه تمام نمای حق باشد نه مثل ملائکه و انبیاء گذشته تجلی یک یا چند اسم حق باشد. امام باید متذکر الله باشد که جامع جمیع اسماء است چون خلیفة الله که در قرآن ذکر شده و مسجود ملائکه قرار گرفته کل اسماء را از خداوند دریافت کرده : " وعَلَم آدم اسماءَ کُلها" و امام وقتی می تواند آینه تمام نمای حق باشد که تمام اسماء را نمایش دهد و ظرفیت نمایش تمام اسماء را داشته باشد.

    ما به این دلیل که خدا را به یک اسم می شناسیم هنوز کامل نشده ایم. مثلا ما رزاق را خوب درک می کنیم و رزقمان را از حق می طلبیم، آیا رب را هم درک می کنیم؟ حکیم ؟ بصیر؟ و غیره. هر کس به یک مقدار از این اسماء رسیده و ممکن است خدا را به بعضی اسماء نشناسد ولی امام جمیع اسماء حق یعنی الله را می شناسد و به همین دلیل حدیثی داریم از حضرت علی که فرمودند: " ما رأیت شیءً اِلا و رئیتُ الله قبله و معه و بعده" هیچ چیزی را ندیدم مگر اینکه قبل و بعد و با آن شیء خدا را دیدم.

  26. #56
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ای سلمان و ای اباذر، منم آن کس که به دستور خدا نوح را در کشتی بردم، من یونس را به اجازه خدا از شکم نهنگ حارج کردم، من به اجازه خدا موسی را از دریا گذراندم، من ابراهیم را از آتش نجات دادم به اجازه خدا، من نهرها و چشمه هایش را جاری و درخت هایش را به اجازه خدایم کاشتم.
    من عذاب یوم الظله هستم، من فریاد می زنم از مکان نزدیکی که تمام جن و انس آن را می شنوند و گروهی می فهمند، من با هر گوهی چه ستمگران و چه منافقین به زبان خودشان صحبت می کنم من آن خضرم که دانشمند همراه موسی بود، من معلم سلیمان بن داوددم و من ذوالقرنین و قدرت الله ام.
    ای سلمان و ای اباذر، من محمد و محمد منم، من از محمدم و محمد از من است، خداوند در این آیه میفرماید آمیخت دو دریای به هم رسیده را، بین آنها فاصله ای ست که مخلوط نگردد.

  27. #57
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در این فراز، حضرت معجزاتی که از انبیاء سر زده را به خودشان نسبت می دهند و توجه ما را به باطن امور معطوف می دارند. در حدیث داریم از پیامبر که فرمودند " کُنتُ نبیاٌ و آدم بین الماء و الطین" من نبی بودم وقتی که آدم هنوز بین آب و گل بود. یعنی حقیقت نبوت که من باشم و غایت نبوت باید قبل از اینکه نبی به عالم خلق وارد شود و در زمین قرار گیرد وجود داشته باشد. این یک قاعده فلسفی است که می گوید امور به سمت غایت موجود حرکت می کند و هدف مفقود نداریم. یعنی همین طور که برای کودکی، دوره جوانی در پیش است و به سمت جوانی حرکت می کند و حالا بالقوه است، برای هر امری یک غایت وجود دارد که هر چند موجود نیست اما به آن خواهد رسید و غایت اوست. مثل اینکه هدف باغبان از کاشت درخت، میوه است. در حالی که او ابتدا نهال را می کارد و اول شاخه ها و بعد برگ ها و شکوفه ها سر می زنند و در آخر میوه ظاهر می شود. هدف و غایت همه این کارها میوه بوده که در آخر ظاهر شده ولی از اول مقصود همان بوده.
    پس نبوت هم یک حرکت هدف دار است که طبق اصول فلسفی نمی تواند غایت نداشته باشد و حتما غایت آن باید کاملترین جلوه آن باشد. پس حضرت رسول می فرمایند وقتی آدم به عنوان اولین نبی در حال ایجاد بود، حقیقت من خیلی قبل از او موجود شده بود تا ارسال نبی بی هدف نباشد.
    حالا حضرت در این حدیث هم می فرمایند من و محمد یک نور هستیم و من از محمدم و محمد از من است و ما یک حقیقتیم به دو جلوه و ظهور، یکی غایت نبوت شد و دیگری غایت ولایت. پس همه انبیاء گذشته برای نبوت به حضرت محمد نظر داشتند و برای ولایت به حضرت علی. و هر کاری که کردند و خواستند جلوه تام و تمام ولایت حق و نور توحید را به صحنه بیاورند با نور حضرت علی بوده. در حدیث دیگری داریم که حضرت علی فرمودند : "کُنتُ مع الانبیاء سراٌ و مع رسول الله جهراٌ" یعنی من با همه انبیا بودم هر کدام بسته به میزان توحیدی که در صحنه آوردند با نور من بودند و به غایت توحید که من هستم توجه داشتند و پیامبر به عنوان آخرین نبی چون به توحید تام و تمام نظر داشتند پس توحید تام و تمام که ولایت الله است در کنار ایشان آشکارا ظاهر بود.
    یعنی غایت ولایت هم باید در نهایت ظاهر شود همچنان که غایت نبوت در آخر ظاهر شد و همچنان که فرمودند توحید تام و کامل در قرآن قرار دارد و سوره توحید ( قل هو الله احد) مختص امت آخر است و فرمودند 6 آیه اول سوره حدید و سوره توحید مخصوص مردم مُتعمق آخر الزمان است چون قرار است جلوه تام و تمام توحید در آخر و نهایت به صحنه بیاید.

  28. #58
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    اول باید توجه داشت که حضرت محمد و حضرت علی هر دو ولی الله هستند ولی وصی بودن به حضرت علی و نبی بودن به حضرت محمد افاضه شده دوم اینکه متوجه بود هر کجا در تاریخ توحید به صحنه آمده با نور انسان کامل بوده. هر کس به اندازه ظرفیت خودش توحید را به صحنه آورده با نور معصوم بوده. مثل نفس که می گوییم در موطن چشم و موطن گوش و موطن خیال و عقل و قلب جلوه دارد منتها در هر کدام بسته به استعداد آن موطن جلوه دارد و قلب کاملترین جلوه است، پس همه کسانی که می خواستند حرکت توحیدی انجام دهند بسته به ظرفیت خود نور امام را ظاهر کرده اند.
    بنا به این حرف انقلاب اسلامی هم تا آن اندازه که ظرفیت داشته نور توحیدی امام را ظاهر کرده و اصلا چنین امری بدون نور امام ممکن نیست.


    بعد می فرمایند جاری شدن رودها و رویش درختان به من است، چون غایت آفرینش انسان کامل است و همه هستی به انسان کامل نظر دارد و از طرفی گفتیم در سلسله مراتب طولی، هر موجودی از نور بالای خود نور می گیرد و به مرتبه پایین خود نور می دهد، عالم امکان هم همه جلوه صادر اول است و گفتیم به همین دلیل امام معصوم، کلُ ما سِوی الله است یعنی همه مراتب پایین تر از او که تمام هستی است به نور امام تغذیه می شود.
    ولایت اسمی از حق است که به عالم امر متصل است و تصرف در عالم خلق توسط این نور انجام می شود. همه این صحبت هایی که حضرت می فرمایند که تصرفات الهی در عالم بوده به اسم ولیّ الله انجام گرفته که مظهر این اسم حضرت علی هستند.


    همین طور می فرمایند تصرفاتی که ذی القرنین در عالم انجام داد و همین طور حضرت سلیمان انجام داد که لشگریان جن تحت نظر ایشان بودند همه با نور من بود. همین طور جنبه قهاریت حق هم من هستم و من همان عذاب روز ظلّه هستم. این عذابی ست که در قرآن برای قوم شعیب است. یعنی با اسم من کفار عذاب می شوند و مومنین مدد می شوند.


    همین طور می فرمایند من به لغات جبارین و منافقین آشنا هستم. یعنی فرهنگی که آنها به صحنه می آورند با نور من باطل بودن آن مشخص می شود. همین طور که در حدیث از پیامبر داریم : " لولا انت یا علی، لم یعرف المومنون بعدی" یعنی حضرت علی است که بطلان فرهنگ کفر را مشخص می کنند تا او خودش را ایمان واقعی معرفی نکند.

  29. #59
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    راستی هم اگر حضرت علی در صحنه نباشد چطور بفهمیم معاویه، فرهنگ باطل ضد نبی است وقتی که او با تمام قدرت و دستگاه تبلیغاتی وسیع بر ضد اهل البیت فعال است و مردم را به قول خودش در حماقتی نگه داشته که فرق گاو نر و ماده را نمی شناسند و شاید حتی وضعیت رفاهی مردم در دستگاه معاویه خیلی بالاتر از رفاه آنها در حکومت حضرت علی هم باشد چه او برای اهداف خود از خرج بیت المال دریغ ندارد و برای تطمیع افراد تمام تلاش خود را می کند اما حضرت علی به یکی از فرمانروایانی که منصوب کردند نوشتند که به این دلیل که در سر سفره یی حاضر شده یی که فقرا راه نداشتند از فرمانروایی خلع می شوی.

    حضرت می فرمایند من خضر هستم که به موسی چیزی علاوه بر شریعتی که از خدا به او وحی شده بود داد. یعنی علمی که نبی خدا نیاز داشت بداند و در اختیار خضر بود. این علم چیزی غیر از شریعت بود و ساحت دیگری از علم بود که بدون آن هم نبوت حضرت موسی بر قررا بود اما حضرت موسی به دنبال آن ساحت خاص می گشتند.

    برای نویسنده این مطالب با دانش بسیار اندکی که دارد معلوم نیست که اسم ولیّ دقیقا چه تعریفی دارد ولی این اسم همان اسمی است که با آن مومنین حفظ میشوند و کفار چون آن اسم را ندارند شکست می خورند که در سوره محمد داریم: کافرین لا مولی لهم. یا داریم الله ولی الذین آمنوا. همین اسم عظیم الشأن است که مظهر قدرت و قهاریت حق است و حضرت در ادامه می فرمایند: من قدرت الله هستم. یعنی قدرت قاهر الهی در من به ظهور تمام رسیده.
    می فرمایند مثال من و حضرت محمد مثل دو دریاست، مرج البحرین یلتقیان، در ذات و حقیقت این دو دریا یکی هستند فقط خصوصیت های متفاوتی دارند و از خود دو وضعیت متفاوت نشان می دهند که قابل مخلوط شدن هم نیست.
    شأن نزول این حدیث را در باره حضرت زهرا و حضرت علی هم گفته اند که یکی ولایت و دیگری عبودیت است و این دو دریا در کنار هم هستند و ذات و حقیقت آنها یک چیز است منتها دو جلوه متفاوت دارند.

  30. #60
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ای سلمان و ای ابوذر، مرده ما نمرده و غائب ما دور نشده و کشته های ما هرگز کشته نشده اند.

    ای سلمان و ای ابوذر، من امیر هر مرد و زن مومنم، چه گذشتگان و چه آیندگان. مرا با روح عظمت تایید کرده اند، من یکی از بندگان خدایم مبادا ما را خدا بنامید، درباره فضل ما هر چه ماییلید بگویید به کُنه فضل ما نخواهید رسید و حتی مقداری از یک دهم آن را نمی توانید بیان کنید.

    چون ما آیات و دلائل خدائیم و حجت و خلیفه و امین و امام و وجه الله و عین الله و لسان الله هستیم. به وسیله ما بندگان خدا عذاب می شوند و به وسیله ما پاداش داده می شوند ما را از میان بندگان خود پاک نموده و انتخاب کرده و برگزیده، اگر کسی بگوید به چه جهت و چگونه هستند و در کجایند که چنین شده اند کافر و مشرک می شود. زیرا خداوند از آن چه می کند مورد بازخواست قرار نمی گیرد ولی مردم مورد بازخواست قرار می گیرند.

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1