کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 90 , از مجموع 98
  1. #61
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در ابتدای این فراز، حضرت به حضور خاص امام معصوم و انسان کامل نظر دارند، قبلا در بحث معرفت النفس ذکر شد که هر چه موجودی در عالم شدید تر باشد حضور او بیشتر و ظهورات او کامل تر است. مثلا ما به اندازه یی که شدت پیدا کرده باشیم خودمان را در عوالم مختلف درک می کنیم. خیلی از ما هنوز درگیر بدن مان هستیم پس فقط خود را در بندمان حس می کنیم. بعضی در برزخ هم خودشان را حس می کنند بعضی دیگر کامل ترین حضور را دارند و خود را در بطنِ بطن عالم یعنی قیامت حس می کنند. انسان کامل به عنوان اولین مخلوق که کاملترین مخلوق است باید کاملترین حضور را داشته باشد.

    بنابراین همان طور که خداوند می فرماید: " ونحن اقرب الیه من حبل الورید" ما از رگ گردن به شما نزدیک تریم، یعنی حضرت حق کاملترین حضور را در عالم دارند، انسان کامل هم کاملترین حضور را به جهت اینکه خلوه تام و تمام حضرت حق هستند در عالم دارند و ائمه از ما به ما نزدیک ترند. منتها ما با رعایت شرع می توانیم بالفعل هم به ایشان نزدیک شویم. یعنی خودمان باید تلاش کنیم که این نزدیکی را در خودمان بیابیم.

    پس با این تعبیر، امام معصوم همواره در همه عوالم حضور دارند این طور نیست که مثل یک فرد معمولی باشند که وقتی مُردند به برزخ بروند و مشغول اعمال خود باشند، بر همین اساس است که ما به زیارت قبول ائمه می رویم چون اعتقاد داریم که " انت تسمع کلامی و ترُدُ سلامی" یعنی می دانیم که کاملا در این عالم حاضر هستند و حوائج را برطرف می کنند.
    منتها حضور امام معصوم الان به حضور امام زمان است . به نور امام زمان این کار را انجام می دهند استاد ما مثال می زدند که مثلا امام رضا شفیع می شوند که امام زمان که اکنون همه امور در اختیار ایشان است، حاجت ما را برآورده بکنند.

    تمام تلاش ما باید این باشد که اینگونه نظر به امام داشته باشیم که امام یک حقیقت همیشه زنده هستند و همواره هستند این نباشد که حضور امام را فراموش کنیم، حقیقت و واقعیت این است که امام همیشه در عالم حاضر هستند و عوالم همه زیر نظر ایشان است پس ما هم تصمیم گیری هایی که برای خودمان می کنیم و تحلیل هایی که از حوادث می کنیم طوری نباشد که فکر کنیم چیزی از دست تدبیر امام خارج می شود.

    شاید یکی از توفیقاتی که خدا به ما داده این است که در زمان امام غائب هستیم، و الا چطور می توانستیم تحلیل کنیم آدمی که مثل ماست و بدن مادی دارد ، تدبیر عالم را در دست دارد و صاحب مقام ولایت و مقام امر و کن فیکون است. مثلا چطور می توانستیم باور کنیم امام جواد 9 ساله چنین مقامی را دارند؟

  2. #62
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام
    در ادامه میفرمایند: من امیر هر مومن و مومنه از اول تاریخ تا آخر آن هستم. یعنی هر کس که سعی کرده در مرتبه یی از ایمان قرار گیرد من را مد نظر قرار داده. مثلا ما برای سیر و سلوکمان آیة الله بهجت را مد نظر قرار می دهیم، یعنی ما متوجه می شویم ایشان الگوی ما هستند و از این طریق با ائمه آشنا می شویم و سلوک می کنیم. حالا امیر المومنین و انسان کامل ، در واقع چون بالاترین درجه ایمان را دارد همواره مورد نظر هر مومن و مومنه هستند و به همین دلیل می فرمایند من امیر مومنین هستم

    یعنی کسی نیست که درجه ی ایمانش از من بالاتر باشد و اصلا کسی استحقاق این عنوان را غیر از انسان کامل ندارد. ذکر شد که پیامبران گذشته هم به توسل به نور حضرت علی توانستند ایمان را به صحنه بیاورند پس حضرت امیر همه انبیاء هم هستند.

    بعد می فرمایند مرا به روح عظمت تایید نمود، روح همان مخلوق عظیم شأن الهی است که برتر از ملائکه است و در قرآن داریم: تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر.
    همان موجودی است که با آن انسان کامل را مؤید می کند صاحب مقام تصرف در عالم می کند. روح همراه کسی است که اراده اش اراده ی خداوند است و عصمت کامل دارد از طرفی انسان کامل که کلُ ما سویَ الله است یعنی همه عالم شئون او هستند یکی از قوه های انسان کامل همین روح است
    برای اینکه ما گرفتار اغراق نشویم فرمودند من بنده خدا هستم، مبادا ما را خدا بنامید ، بعد از مقام خالقیت و ربوبیت، هر صفت عظیمی خواستید به ما بدهید باز هم نمی توانید ما را وصف کنید. معلوم است انسان کامل که مرز بین امکان و وجود است و اولین مرتبه خلقت است اصلا قابل وصف نیست همان طور که ذات حق تعالی قابل وصف نیست و خدا را به صفات و اسماء ش می شناسیم، امام را هم به کنه ذات نمی توان شناخت.

  3. #63
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    قبلا عرض شد که امام، به غیر از تن و نفس ناطقه که با ما مشترک هستند دارای نور عظمت هم میباشند. نفس ناطقه ایشان در فعلیت کامل است، ما باید با رعایت دین الهی و کنترل خودمان تازه این نفس را بالفعل کنیم تا خودش را ورای زمان و مکان احساس کند اما امام در این مورد بالفعل هستند و همان طور که در بحث حرکت جوهری گفته شد حرکت امام برای رفع نقص ها نیست بلکه برای حفظ عصمت است یا همان نور عظمت که دارند. باطن ما همان نفس ماست اما باطن امام همان نور عظمت ایشان است که در حدیثی از امام صادق هم فرمودند نور عظمت که امام دارد برتر از جبرائیل و میکائیل است.

    همین نور عظمت است که در مورد آن قرآن فرمود: اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة یعنی کل فعل خیر به امام وحی شده و امام همان عمل صالح هستند یعنی تمام حرکات امام عمل صالح است و امام خود نماز و زکات هستند. حالا این در منظر نور عظمت است، پس چرا امامی که قرآن ناطق است و خود نماز و زکات است باز قرآن می خوانند و روزه می گیرند و زکات می دهند؟ چون ایشان می خواند نور عظمت را در خود حفظ کنند و در مقام نفس ناطقه شان این نور عظمت را نگه دارند امام به این دلیل شب زنده داری می کنند تا عصمتشان را نگه دارند. همین طور که ما این کارها را می کنیم که نفس ناطقه ما بالفعل شود و قوه های ما فعلیت شود.

    می فرمایند ما آیات و دلائل و حجت های الهی هستیم. بزرگی خالق را به این آیات با عظمت می توان شناخت. می فرمایند ما وجه الله هستیم، یعنی جلوه ی تام و تمام الهی و می فرمایند ما لسان الله هستیم که به مردم پیام خدا را می رسانیم ما عین الله هستیم که بر شما ناظریم و شاهد اعمال بندگان هستیم.

    باید توجه داشته باشیم که امام بزرگترین آیه ی حق است. اینکه پیامبر فرمودند : مَن رأنی فقد رأی الله به این دلیل است که انسان کامل بالاترین جلوه حق و بزرگترین نشانه حق است. همین طور که گاهی یک انسان بزرگ را می بینیم و ما را متوجه حق می کند، دیدن انسان کامل ما را متوجه الله می کند.

    الله یعنی جمع تمام اسماء و صفات، این طور نیست که فقط با یکی از اسماء الهی متصل شویم و نظر داشته باشیم. مثلا در ماه رمضان تمام توجه همان به خدای رحمان است یا به خدای غفور، یعنی فقط این اسم ها را متوجه ییم اما امام در هر صحنه یی همواره خود را با الله مواجه می بیند برای همین است که همیشه فعل امام کاملترین فعل ها است چون او خود را با تمام سنت های حق رو به رو می بیند و تمام اسماء الله به مدد او می آیند.

  4. #64
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت در ادامه می فرمایند ما امینان و امامان هستیم، کسی می تواند امین باشد که هیچ منیتی نداشته باشد. گفتیم امام در مقام نور عظمت است و اصلا خودی برای او نیست که بخواهد آن خود را در منظر خودش داشته باشد و با توجه به خودش به عالم نگاه کند. ما این مشکل را داریم که با توجه به خود به عالم نگاه می کنیم، حتی با توجه به خودمان و کمالاتی که می شناسیم به امام و خداوند نگاه می کنیم.

    یعنی ما به اندازه درکی که از رحمت داریم با رحمان و رحیمیت حق رو به رو می شویم. به اندازه درکی که از حی قیوم داریم با حق رو به رو می شویم اما امام اصلا این محدودیت دریافت را ندارند چون ایشان خودی ندارند که محدود به همان خود باشند و بخواهند با این محدودیت حق را بنگرند. امام با کل اسماء و صفات به همان گونه که هست رو به رو هستند.

  5. #65
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام
    حضرت در ادامه می فرمایند به ما پاداش داده می شوند و عذاب می شوند چون هر کس بزرگترین آیة اللهی را تایید کرد و شناخت پس قطعا خدا را شناخته و کسی که خدا را نشناخت هر چقدر هم عمل کند عملش سودی به حال او نداشته چون گرفتار وهم خود بوده. مهم این است که بدانیم عمل صالح عملی است که در راستای تصدیق امام معصوم و بیشتر شناخته شدن ایشان در قلبمان باشد و الا ما از کجا بدانیم چه کاری خوب است چه کاری بد؟ با چه معیاری عمل صالح را از غیر صالح تشخیص دهیم الا اینکه محبت به معصوم را در قلب ما بیشتر کند. ممکن نیست بنده یی واقعا مطیع الله باشد اما کینه اهل بیت را داشته باشد یعنی وقتی خداوند بخواهد به بنده اش لطف کند و او را شایسته بداند، در قلب او محبت اهل بیت را قرار می دهد. پس این شناخت و محبت و تایید بزرگترین آیات حق است که مایه ی ثواب است و اگر نبود مایه عذاب.

    استاد در این قسمت ، مطالب خیلی خوبی را در مورد اینکه چرا باید کسانی به عنوان آیات اللهی و حجت اللهی وجود داشته باشند میفرمایند. اینکه می گوییم ائمه کاملترین مظهر حق هستند و حق را باید به کمک آنها شناخت راه بزرگی مقابل ما باز می کند که خدای انتزاعی و ذهنی نداشته باشیم بلکه خدای واقعی را بشناسیم.

    گاهی بعضی افراد اینقدر از زندگی سرخورده اند که فکر می کنند خدا بنده ها را خلق کرده تا آنها را اذیت کند، بعضی هم فکر میکنند خدا یک موجود مهربان کوچولو است که بعضی وقتها که دلمان می گیرد می توانیم به سراغ او برویم و برای همه لحظه های زندگی کاربرد ندارد.

    اگر ما به ائمه رجوع نکنیم خدایی که میشناسیم یک خدای کاریکاتوری است که خیلی نقص ها دارد در حالی که امام معصوم است که با شناخت کامل حق زیر شمشیر می گویند الهی رضاُ برضاک. یا حضرت زینب می گوید ما رأیت الا جمیلا. این نشان می دهد که اگر با کمک امام، خدا شناس نشویم و خدا دار نشویم به راحتی مثل شیطان که نخواست خدا را در مظهر وجود آدم ببیند، از درگاه خدا دور می شویم. چون شیطان هم خیلی خدا دان بود و خیلی سال عبادت کرده بود اما نمی خواست مظهر حق را ببیند می گفت خدایا من خودت را عبادت می کنم به آدم سجده نمی کنم. عبادت هایی که او کرده بود باعث نشده بود نفی انانیت کند به این دلیل که خدای ذهنی ناقص خودش را عبادت کرده بود البته تا مقام ملائکه هم بالا آمده بود اما آنجا نقص عبادت و روحیه تکبرش آشکار شد. وهابیت هم که اصلا برای خدا مظهری قرار نمی دهند اینطور هستند و چیز ذهنی را می پرستند که در خارج وجود ندارد.

  6. #66
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    بعد می فرماید در مورد این مقام چون و چرا نکنید که چرا خدا این افراد را به این مقام رساند؟ حضرت حق به علم خود می دانست امامت سنگین عصمت را در کجا قرار دهد پس ما به جای سیر در مسیر اهل بیت ذهنمان را مشغول این نکنیم که چرا به آنها عصمت داده شد.

    مطمئنا وظیفه امام در عالم خیلی بیش از ما سنگین است به ما فرمودند گناه کردید اشکالی ندارد توبه کنید، تازه گناهان ما بی شمار مرتبه دارد و از مرتبه ارتکاب عملی تا خطورات ذهنی و قلبی وسیع است اما امام موظف هستند در هر آن عصمت خود را حفظ کنند و گناه نکنند. ما بعضی وقتها چیزهایی از زیر دستمان در می رود اما برای امام چنین چیزی هیچ وقت محقق نمی شود که بدون اراده اش چیزی واقع شود و سهو نسبت به حکم الهی رخ دهد.

    امام تمام لحظات مواظب حفظ مقام عصمت خود می باشند تا در مقام نور عظمت قرار داشته باشند و اجازه نمی دهند هیچ سهوی از ایشان سر بزند. یعنی از نظر بشر بودن هم آنها عبادت و رعایت تقوا را در حد اعلا در نظر داشتند به همین دلیل کسی ادعا ندارد به اندازه امام عبادت کرده است که نحوه عبادت ائمه در تاریخ ضبط شده اند و به اندازه آنها کسی ورع نداشته، یعنی از بعد انسان بودن هم ایشان بالاترین توجه را به حق داشتند مبادا نقص و خلافی در گفتار و رفتارشان باشد.

  7. #67
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام.

    اینکه می فرمایند ما اهل البیت سبیل الی الله هستند و باب معرفة الله هستند را اگر توجه به اینکه صادر اول ائمه هستند و آنها همان اسماء حسنی الهی هستند نداشتیم باز از کلام آنها می فهمیدیم که ائمه شناخت کاملی از حق دارند.

    وقتی ادعه وارده را نگاه کنیم می فهمیم که ما اصلا به قدر ائمه خدا را نمی شناسیم و با دعای آنها و نوعی که با خدا مواجهه می شدند ما را متوجه می کند که خداشناسی چطور باید باشد.
    قبلا عرض شد اینکه ملاصدرا اسم برهانش را صدیقین گذاشته یعنی از طریق روشی که صدیقان، یعنی ائمه ، خدا را خواندند خدا را در عالم درک کرده و طبق یک برهان محکم آن را برای دیگر افراد بشر استدلال کرده. یا عرفا هر چیزی که مکاشفه می کنند با توجه به ادعیه که مکاشفه قلب ائمه است آن را می سنجند اگر مطابق با آن نبود می فهمند کشف خودشان صحیح نبوده.

    پس نهایت کاری که ما کردیم این بوده که آنچه ائمه فرمودند را برای خودمان تحلیل کردیم یا با زبان فلسفه یا با زبان عرفان، و اگر چیزی فهمیدیم به مدد خود ائمه بوده که از حقایق عالم پرده برداشتند. حتی اینکه فهمیدیم صادر اول ائمه هستند باز به لطف خودشان بوده که آن را برای ما بازگو کردند و الا عقل ما به این راحتی ها چنین مطالبی را درک نمی کرد.

  8. #68
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    هر انسانی که نور فطرتش خاموش نشده و هدایت اولیه الهی را از دست نداده وقتی به خودش نگاه می کند می بیند تا نقطه ضعف هایی دارد و می داند با انسان آرمانی فاصله دارد. مثلا همه می دانند صداقت خوب است، تواضع در عین قدرت خوب است همه این اخلاص را تحسین می کنند.

    پس نشان می دهد که همه به نور فطرت می فهمند که غایت و هدفی در کار است و چیزی در جلوی منظرشان قرار دارد که آن را دوست دارند یا می خواهند به آن برسند. این غایت همان انسان کامل است شاید حتی اسم آن را نداند که این غایت مثلا حضرت علی هستند ولی می داند که انسانیت و شرف و بزرگی و غیره همه صفاتی هستند که اگر در یک انسان چمع شود آن انسان اَبَر انسان است و مافوق همه انسانها.

    به همین دلیل در حدیث داریم هر کس بمیرد حضرت علی را می بیند، حضرت علی را به عنوان افق اعلای انسانیت می بیند و خودش را با او می سنجد که بفهمد چقدر از آن فاصله دارد یا نزدیک است.
    این است که فرمودند میزان اعمال حضرت علی هستند چون هر کس خودش را با ایشان می سنجد. یا حضرت اینجا فرمودند با ما عذاب داده می شوید و به ما ثواب داده می شوید چون می فهمیم از آن حد غایی چقدر فاصله داریم و آیا با توجه به نور فطرت که هدایت ابتدایی است خودمان را به آن رساندیم یا نه. البته ما غیر از نور فطرت هدایت ثانویه اسلام را هم داریم و مشرف به این هدایت شدیم و از طریق قول صادق پیامبر راهنمایی به خودشان و ائمه پیدا کردیم پس حجت بر ما تمام و نعمت بر ما تمام تر است ما لازم نیست بگردیم تا ایشان را پیدا کنیم ما فقط باید طی مسیر کنیم تا به ایشان که آشناترین ها به فطرت مان هستند برسیم.

  9. #69
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ای سلمان و ای اباذر! آنچه بیان کردم و تفسیر نمودم و شرح دادم و روشن کردم و استدلال نمودم نیابد آن را مگر مومنی که آزمایش شده قلبش برای ایمان، و سینه اش وسعت یافته برای اسلام، او عارف روشن بین است که به هدف رسیده و کامل شده و هر کس شک نماید و دشمنی ورزد و منکر شود و متحیر باشد و تردید نماید او مقصر و ناصبی است.

  10. #70
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام

    حضرت می فرمایند این صحبت هایی که تا اینجا شد را کسی تصدیق می کند که خداوند قلبش را به نور ایمان منور کرده باشد و برای تسلیم مقابل تمام حکمت های الهی شرح صدر پیدا کرده باشد.

    وقتی قلب ما از کینه و منیت خالی باشد و یافتن حقیقت علاقه ما باشد، حتما نور حقانیت ائمه به دل ما می تابد. ائمه مثل خود خدا هستند که فطرت ابتدایی آنها را تصدیق می کند. همین طور که در مشکلات ناگهان به یاد خدا می افتیم و می دانیم خداوند بنده اش را رها نمی کند، همین طور هم ائمه را صدا می زنیم. یعنی ما باور داریم ایشان فوق ما هستند و این را بر اثر تبلیغات و القای دیگران نیست که داریم بلکه قلب ما تصدیق می کند که به در خانه ائمه برویم.

    پس قلب پاک امام را می شناسد و او را باور دارد حتی اگر از نظر دستگاه فکری هم ضعیف باشد و برای خودش با استدلال آنها را اثبات نکرده باشد باز دل به سمت ایشان گرایش دارد وقتی که حجابهای منیت کنار رود.

    پس اگر هنوز در دل ما جا نگرفته اند و نسبت به آنها در تردید هستیم گناه آن به گردن خودمان است. اگر فکر میکنیم ائمه مثل ما آدم بودند و چیزی فوق ما نداشتند و آنها هم کودکی و نوجوانی داشتند پس حرفهای دیگر همه غلو است، به خاطر خودمان است که نور فطرت خودمان را خاک پاشیدیم و نمی توانیم تصدیق کنیم.

    غیر از راه تفکر و عرفان راه دیگر برای تصدیق ائمه رعایت احکام است یعنی رعایت احکام که به ما یک عصمت و نگهداری از گناه بدهد به ما کمک می کند بتوانیم ببینیم هر چند اگر توجه ما برای اجرای اوامر الهی فقط رفع تکلیف باشد و بخواهیم با این انجام وظیفه به بطنِ بطنِ خودمان که ائمه هستند نظر کنیم باز راه به جایی نمی بریم.
    فطرت ما ، ما را به سوی حقیقتی راهنمایی می کند که در واقع نفس کمال یافته است و نفس کمال یافته یعنی انسان کامل، پس ائمه حقیقت ما هستند و جنبه درونی ما هستند.

  11. #71
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت به همین دلیل می فرمایند هر کس در ما شک دارد مقصر است و کوتاهی کرده چون دین را خیلی سطحی گرفته و عبادات فردی را در سطح پایین انجام داده نظر به حقیقت خودش که انسان کامل باشد نداشته

    یعنی ما اگر انتظارمان از خودمان این باشد که با این نماز و روزه ها فقط به بهشت برسیم و از جهنم نجات پیدا کنیم خسارت کردیم و در دینمان مقصریم و اسلاممان کامل نیست چون بنا بر این بوده که ما با عبادت نفس خود را کامل کنیم و بالقوه هایش را بالفعل کنیم و تا می توانیم وجودمان را به انسان کامل نزدیک کنیم، یعنی اگر ندانیم که باید به انسان کامل نزدیک شویم همین که نگاهمان به عبادت، تکمیل نفس باشد خود به خود ائمه جلوی راه ما خودشان را نشان می دهند مثل خیلی از اهل تسنن که ائمه را نمی شناختند یا قبول نداشتن اما وقتی در مسیر درست عرفان قرار گرفتند متوجه نور ائمه شدند و فهمیدند رفتن این راه بدون وجود آنها ممکن نیست.

    پس کمال دین ما تصدیق مقام امامت است و الا دینمان یک عادات فردی بی ثمر خواهد بود، خدای نکرده ما هم مثل بت پرستانی می شویم که می گویند بت پرستی به ما ارث رسید ما هم می گویم اسلام به ما ارث رسیده و خودمان اهل تعمق در آن نباشیم.

    مثل جامعه اسلامی و این همه مسلمان در دنیا که ماه رمضان روزه می گیرند و پیش خودشان آیا فکر نمی کنند که این دین چقدر اثر دارد تا کجا بُرد دارد و چه فایده یی دارد چرا این دین مشکلات دنیای آنها را هم نتوانسته حل کند؟ یا مصداق واقعی دین را باید کجا دنبالش بگردند؟

  12. #72
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ای سلمان و ای اباذر، من به اذن خدا زنده می کنم و می میرانم، من به اذن خدا به شما خبر می دهم چه می خورید و چه ذخیره در خانه های خود کرده اید، من از دل های شما مطلعم و ائمه ازا ولادم نیز همین کارها را می کنند و این نوع اطلاعات را دارند هر وقت بخواهند و اراده کنند.

    چون ما همه یکی هستیم اول ما محمد است آخر ما محمد است و وسط ما محمد است.

  13. #73
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    سلام
    در بحث معرفت النفس روشن شد که اگر نفس ما از توجه زیاد از حد به بدن آزاد شود می تواند در زمان و مکان گردش کند و آینده را مثل امروز جلوی چشم خودش داشته باشد چون نفس مجرد است وقتی در عالم ملکوت قرار گیرد می تواند بدون محدودیت از همه چیز با خبر شود.

    حالا امام می فرمایند ما چنین مقامی داریم، این مقام امام که همان اتصال نفس امام به نور عظمت الهی است برای ایشان همواره هست منتها تا وقتی می خواهند مثل یک فرد عادی زندگی کنند و عبد خدا باشند اصلا توجه به این علم ندارند.

    مثل اینکه صدایی به گوش ما می خورد اما تا وقتی اراده نکردیم که صدا را بشنویم ، نمی شنویم. یا نگاهمان به مقابلمان است اما چون توجه نداریم منظره مقابل خود را نمی بینیم در حالی که همه دستگاه های دیدن و شنیدن سر جای خودشان سالم هستند.

    امام هم چنین چیزی هستند یعنی تا وقتی اراده شان که همان اراده الهی است اقتضا نکرده از علم غیب خبر نمی دهند در حالی که چنین علمی همیشه در اختیار ایشان هست. طبق همین قاعده که اراده ایشان همان اراده الهی است می فرمایند ما به اذن الهی می میرانیم و زنده می کنیم چون مظهر اسم محیی و ممیت هستند. و از هر آنچه در سر و نهان ما هست خبر می دهند.

    هر وقت بخواهیم و اراده کنیم می توانیم یعنی اراده ما به دلیل عصمت کاملی که داریم همان اراده خداست.

    در حدیث قدسی داریم که بنده آنچنان به من نزدیک می شود که من دست و چشم او می شوم و هر چه من اراده کنم او هم اراده می کند و هر چه او اراده کند من هم اراده می کنم. این در مقام کامل و تمامش همان اهل بیت هستند.

    حضرت هم می خواهند ما از نظر عقلی متوجه بشویم چنین چیزی در عالم صادق هست و شدنی است هم بدانیم تنها کسانی که چنین چیزی را ادعا کرده اند در مورد خودشان فقط ائمه بودند. یعنی کسی غیر از ایشان نبوده که چنین چیزی را به خود نسبت دهد، منتها ما اصلا در مورد این که چنین امور ممکن است هنوز درست عقلمان را به کار نگرفته ییم و الا وقتی مطمئن شدیم که چنین اموری هست آیا می تواند برای مدیریت اجتماع و وضع قانون و طرز صحیح زندگی به جای دیگری مراجعه کرد و معصوم را کنار گذاشت؟

  14. #74
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    بین ما جدایی نیاندازید، ما وقتی بخواهیم خدا می خواهد وقتی نخواهیم خدا نمی خواهد، وای و صد وای بر کسی که منکر فضل و امتیازات و الطافی باشد که خدا به ما عنایت کرده. زیرا هر کس منکر یکی از چیزهایی باشد که خدا به ما عنایت کرده منکر قدرت خدا و مشیت اوست درباره ما.

  15. #75
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حضرت در این قسمت می فرمایند ما آنچنان محو خدا هستیم که اراده ما همان اراده خداست.
    یک وقت ما تلاش می کنیم اراده خودمان را تحت اراده خدا قرار بدهیم و اوامر الهی را اجرا می کنیم و نماز می خوانیم و در رمضان اراده می کنیم که چیزی نخوریم که اراده مان زیر اراده خدا باشد. یک موقع یک نفر بالاتر از این می شود و خدا را در خیالات و قلب خود هم حاکم می کند و آن طوری می شود که وجودش تمام ذیل اراده حق قرار می گیرد. گاهی اینقدر بنده بین خود و خدا حجابی قرار نداده که در آخر سر اراده خودش را هم نفی می کند و فقط خدا را میبیند در این حالت دیگر خودی ندارد که اراده داشته باشد همه چیز فقط خداست و هر آنچه خدا اراده می کند او هم اراده می کند.
    مثل سایه یی که از ما روی دیوار می افتد، ما هر کار بکنیم سایه هم همان را می کند. یعنی امام آنچنان خودی ندارد که هر چه بکند سایه وار به دنباله روی از حق است و حق آن چنان در ایشان تجلی دارد که همه کارهایشان نمایش حق است.
    این مقام همان مقامی است که در حدیث قدسی قرب نوافل داریم که بنده به جایی می رسد که خداوند سمع و بصر او می شود. یا فرمودند بنده من چنان می شود که همان طور که من می گویم کن فیکون، او هم می گوید کن فیکون. او هم می گوید بشو و می شود.
    این را همیشه مد نظر داشته باشیم که سیر و سلوک دامنه وسیعی دارد و به همان حدی که داریم قانع نشویم راه طولانی در پیش داریم و نگاهمان متوجه ائمه باشد که تا کجاها می شود بالا رفت و قطعا بدون کمک ائمه اصلا رفتن امکان ندارد هر جا برویم باید با کمک ایشان برویم.

  16. #76
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ای سلمان و ای اباذر، خدا به ما چیزهایی داده که بزرگتر و عظیم تر و عالی تر از همه اینهاست. پرسیدیم چه چیز به شما داده که بهتر از همه این هاست؟

    فرمودند ما را مطلع از اسم اعظم نموده که اگر بخواهیم آسمان و زمین و بهشت و جهنم را از جا بر کنیم به آسمان ببریم و به زمین بزنیم. به مغرب و مشرق می رویم و منتهی به عرش می شویم، در آنجا می نشینیم در مقابل خدا و همه چیز مطیع ما هستند.

    حتی آسمان و زمین و شمس و قمر و ستارگان و کوه ها و درخت ها و جنبندگان و دریاها و بهشت و جهنم. این مقام را خداند به واسطه اسم اعظمکه عنایت نموده بخشیده. با تمام این امتیازات، ا غذا می خوریم و در بازار راه می رویم و این کارها را به امر خدا انجام می دهیم ما بندگاه گرامی خدا هستیم که اظهار نظر در مقابل او نداریم و به دستورش عمل می کنیم.

  17. #77
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    بسم الله رحمن رحیم

    سلام

    متاسفانه مدت زیادی هست که در خدمت دوستان نبودم، یک سری مسائلی پیش اومد که باعث شد دیگه شرح کتاب رو ننویسم اولین دلیلش این بود که حس کردم خیلی مطالب رو بلد نیستم و توان نوشتن ندارم البته این چیزهایی هم که تا حالا نوشتم همه صحبت های اساتیدم بود که درس پس دادم و خودم کاملا معترفم که هنوزم چیزی بلد نیستم. اما فکر می کنم الان یک مقدار زمینه فکری بهتری پیدا کردم و دیگر اینکه این صحبت ها برای خودم خیلی مفید هست و تلنگر و تذکر خوبی برای خودم هست پس لطفا شما هم این درسهایی که دارم به خودم می دهم رو بخونید و اگر به نظرتون اشکالی هست بنویسید و هر جا لازم دیدید راهنمایی کنید.

    هنوز نمی دونم روال کار به چه صورت پیش خواهد رفت و چه قدر طول می کشه شرح کتاب با توجه به صوت سخنرانی خود استاد طاهرزاده رو تمام می کنیم اما فکر می کنم خوبه یک مقدار بیشتر وقت بگذاریم و اگر مطلبی به نظرتون تکراری اومد اون را به چشم تذکر دوباره جهت تثبیت یک حقیقت در نظر بگیرید و سرسری از مطالب رد نشیم.

    این جلسه یک مقدار مقدماتی رو لازم می دونم عرض کنم ان شاء الله از جلسات بعدی با کمک خود اهل بیت مطلب رو ادامه می دیم.

  18. #78
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    اگر خوب به خودمون نگاه کنیم و فکر کنیم به اینکه آیا واقعا اهل بیت رو می شناسیم یا نه شاید باور نکنیم که هنوز راه زیادی برای شناخت آنها باید طی کنیم. یکی از دلایل این سهل انگاری ما در شناخت اهل بیت این است که دنیای ما دیگه دنیای تفکر نیست و ما گرفتار عالمی شدیم که خیلی خیال زده است بنابراین یک چیزی را خیال می کنیم و در خیالمون قبول میکنیم.

    استاد در خیلی از سخنرانی هاشون گفته ند که بعضی ها می گن ما خدا را قبول نداریم، ما هم می گیم این خدایی که تو قبول نداری را اصلا خوبه که قبول نداری چون چنین خدایی وجود نداره. یعنی ما در ذهنمان خدایی می سازیم بعد یک مدتی او را قبول داریم و می پرستیم و گاهی هم با او قهر می کنیم و دیگه قبولش نداریم. در حالی که خدای عالم اصلا این خدا نیست و فقط خود خدا می دونه چقدر باید راه بریم تا به خود خدای واقعی برسیم. منظور راه فکری و اندیشه ست و الا عبادت صرف هم آدم رو اتفاقا دچار غرور می کنه در حالی که واقعا چیزی هم عاید ما نمی کنه. شاید به همین دلیل هست که عبادت بدون فکر و بدون حضور قلب رو در احادیث، بی اثر ذکر کردند و حتی حدیث داریم که یک ساعت فکر از هفتاد ساعت عبادت بهتر است.

    در مورد امام شناسی هم همین مطلب صدق می کند که ما دچار این توهم هستیم که شناختی که ما از ائمه داریم برای ما کافی هست و اصلا همین هست و دیگه نیازی نیست بیشتر از این بشناسیم و فقط باید وقت صرف کنیم تا با عزاداری در زمان عزای اهل بیت یا شادی در زمان شادی ایشان، ما هم این محبت خودمان را نشان بدیم. البته این مطلب خیلی با ارزش هست واقعا چیز کمی نیست اما برای ما که می خواهیم شیعه واقعی بشویم و ادعای همراهی با امام زمان را بکنیم واقعا کم هست.

    پس در درجه اول باید واقعا احساس نیاز در ما پیدا شده باشد که نیاز به شناخت حقیقت اهل بیت داریم.

  19. کاربر روبرو از پست مفید salam تشکر کرده است .


  20. #79
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    مطلب دیگه که می خواستم عرض کنم اینه که ما باید یاد بگیریم که خیلی بیش از قبل اندیشه کنیم چون رسیدن به حقیقت هر چیزی به خصوص اهل بیت بیشتر از اینکه نیاز به کار یدی و پول خرج کردن و غیره داشته باشه نیاز به فکر کردن داره. این کار البته خیلی سخت هم هست به خصوص که گفتم زمانه ما زمانه یی شده که فکر کردن در اون خیلی سخت شده و خود ما به راحتی زیر بار فکر کردن نمی ریم.

    فکر کردن در مورد حقیقت یک مطلب هم، هر چند اون مطلب حقیقت بالایی هم نداشته باشه، باز خیلی کار سختی هست. مثلا ما به خودمان نگاه کنیم ببینیم چطور شده به خیلی چیزها زیاد اهمیت می دهیم که ارزش نداره، به تلویزیون و سریالها و تبلیغات اطرافمان و مغازه ها و خیلی چیزهای دیگر. اینها خیال ما رو اشغال می کنند و ذهن ما رو با خودشون پُر می کنند بدون اینکه اجازه بدهند ما بتوانیم با فکرمان کار کنیم و سعی کنیم بفهمیم حقیقت هر مطلب چی هست.

    اینکه همه مردم دنیا سطحی نگر شدند باعث شده دور و بر حکیمان هم خالی بشه و آنها هم نتوانند به مردم یاد بدهند که به ظاهر پدیده ها توجه نکنید، ظاهر حوادث را فقط نبینید بلکه هر چیزی یک واقعیت و بطنی دارد که باید چشم به آن دوخت

    حالا ما خیلی دوست داریم سطحی نگری را کنار بگذاریم ولی راه آن را بلد نیستیم مثل اینکه همه ما دوست داریم عبادت با حضور قلب انجام بدهیم اما اصلا نمی دانیم حضور قلب یعنی چه.

    پس در قدم اول برای وارد شدن در راه شناخت اهل بیت باید به فکر میدان داد و خیال و توهم را کنار گذاشت یعنی باید یک مقداری با خودمان کار کنیم که خیالبافی و ابزار ایجاد خیال را در خودمان کنترل کنیم که قبلا در بحث معرفت النفس عرایضی داشتم و خوب هست کتاب خویشتن پنهان رو هم از سایت استاد طاهرزاده دریافت کنید و مطالعه بفرمایید.

    وقتی خیال ما پاکیزه شد دیگر برای خودمان یک شخصیتی به نام امام حسین نمی سازیم و به همان اکتفا کنیم، بلکه سعی می کنیم واقعیت امام رو در هر محرم بشناسیم. البته حتی وقتی خیال پاک شد و وارد عالم عقل هم شدیم باز هم باید تلاش کنیم و خودمان را در همان عالمی که هستیم حفظ کنیم و متوجه باشیم که این کار وقت گیر هست و در واقع یک مجاهده است یعنی شناخت عالم وجود و خداوند و معقولات همه نیاز به وقت دارد. این چیزی نیست که فقط ما به دنبال آن باشیم خود ائمه هم از خدا طلب می کردند که خدایا همه چیز را آن طور که هست و آن طور که حقیقت دارد به من نشان بده : اللهم أرنی الاشیاء کما هی

    همین که در این مسیر قرار بگیریم خیلی خوب است دیگه اینکه چقدر جلو برویم اصلا مسئله نیست حداقل در راه باشیم.

  21. #80
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حالا یک مقدار درباره حقیقت و باطن صحبت کنیم اگر بحث معرفت النفس را دنبال کرده باشید مطلب روشن است اما برای تذکر چند باره که واقعا در این مورد نیاز به تذکر هر روزه و هر لحظه داریم، خوب است باز در این مورد صحبت کنیم.

    اول از خودمان شروع کردیم و گفتیم ما می فهمیم که خودمان غیر از بدنمان هستیم و حقیقتی داریم که او در واقع حاکم بر ماست و او ماندگار است و همه کارها به دست اوست به نام نفس.

    در مورد همه هستی و همه مخلوقات و همه عالم این حکم جاری است که هر چیزی در این عالم یک حقیقتی دارد و باطنی دارد که آن باطن نزد خداست و نباید با هر چیزی را فقط منحصر به یک ظاهر دانست مثلا درخت، دریا و مخلوقات دیگه همه فقط ظاهر نیستند که ما بررسی کنیم از کدام گونه و در کدام منطقه جغرافیایی هستند بلکه همه چیز یک حقیقتی نزد خدا دارند " اِن من شیءٍ الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدرٍ معلوم" آیه 21 سوره حجر می فرماید باطن و خزینه هر چیزی در عالم نزد ماست و به اندازه معلوم هم آن را نازل می کنیم.

    پس با عالم به این گونه باید برخورد کرد که یک باطن و ملکوتی دارد و یک چوب و برگ و اینها نیست که سر خود یک جایی به وجود آمده باشد. یعنی باید روی خودمان کار کنیم که همه را وجود ببینیم و همه را وصل به رب العالمین ببینیم آن موقع است که با عالم هستی و طبیعت درست برخورد کردیم.

    البته منظور از شیء در آیه ، هر چیزی است که وجود آن از خداست و مستقل از ما به وجود آمده ولی مثلا خیابان و خانه و میز و صندلی و اینها در این زمره نیستند اینها را ما به اعتبار خودمان به وجود آوردیم. یعنی ما جمع شدیم یک جایی اسم آن را شهر اصفهان یا تهران گذاشتیم یا اسم این خیابان را فلان گذاشتیم بعد اینجا شد بالای شهر و گران شد آنجا ارزان تر شد این میز گران تر شد آن یکی کم ارزش تر اینها هیچ کدام حقیقت ندارند و اعتباری هستند و اصلا در عالم بالا باطن و ملکوتی ندارند.

    اینکه می گویم زمانه، زمانه فکر نیست به همین دلیل است که این مسائل که بدون باطن هستند و ارزشی ندارند و حقیقی نیستند تمام فکر ما را اشغال کرده، مدرک و پرستیژ اجتماعی و تیپ و ظاهر تمام توجه ما را به خودش جلب کرده و ما را از اموری که حقیقتی هستند باز داشته. اینها امور توهمی هستند هر اندازه ما خودمان را از اینها آزاد تر کنیم بهتر حقایق را خواهیم شناخت و این مسیر به همین دلیل یک مجاهده و تلاش واقعی محسوب می شود

  22. #81
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    اتفاقا این امور توهمی خیلی زیاد با تخیل ما بازی می کنند و خود خیال هم دائم نقش آنها را پُر رنگ تر می کند و این باعث می شود کار ما برای عبار از آنها سخت تر شود. ولی اگر می خواهیم با حقیقت اهل بیت رو به رو شویم و خدا را آنگونه که هست بشناسیم و اگر می خواهیم از حجاب مدرنیته عبور کنیم باید توهم را کنار بگذاریم و وارد عالم عقل شویم البته این کار سخت و کُند هست اما برکت زیادی دارد و حداقل ما در این مسیر باشیم.

    تلاش همه بزرگان این بوده که خودشان را با حقیقت رو به رو کنند. حدیث پیامبر نشان می داد که ایشان دائم این درخواست را داشتند که با حقیقت هر چیزی رو به رو شوند با وجودی که پیامبر در عالم عقل هستند و اصلا خود ایشان عقل هستند و عقل یعنی پیامبر یعنی وجود شریفی که هیچ گاه گرفتار توهم و تخیل توهمی نشدند و موید به نور عظمت پروردگار هستند.

    به همین دلیل هم بود که اصحاب سعی می کردند نگاه ایشان را در هر چیز پیدا کنند مثلا خداپرستی ایشان از همان نگاه پیامبر باشید، از جناب ابوذر نقل می کنند که ایشان می گفته " به نام خدای محمد" یعنی به نام خدایی که پیامبر می شناخت نه خدایی که من با عقلم می شناسم که هنوز گرفتار اعتباریات است.

    پس این راهی که ما می خواهیم شروع کنیم راه کمی نیست و تلاش بزرگان در این راه بوده.

    در مورد مراتب نفس در کتاب خویشتن پنهان توضیح داده شده که اینجا در حد فهم خودم توضیح می دهم. گفتند که نفس سه مرتبه دارد مرتبه ماده، که خودش را با بدنش یکی می داند یعنی اصلا از خودش آگاه نیست و چون بدنش زنده است و حرکت دارد فکر می کند این خودش است به همین خاطر هم به خاطر این بدن همه کار می کند و همین هم باعث می شود که خیلی زیاد گرفتار توهم هم شود. مرحله بعد عالم مثال است که باز این عالم مثال یا نزدیک به عالم ماده است و توهم را زیاد می کند یا نزدیک به عالم عقل است که تخیل نورانی و موید به عقل را ایجاد می کند و برای ما راهگشاست و حقایت عالم بالا یا همان عالم عقل را می یابد و در این عالم صورت می دهد و به ما نشان می دهد که در خواب همه ما با آن مواجه شدیم و هر چه هم عالم خیال ما از آشوب و کینه و حسد و توهم خالی باشد حقایق را بهتر دریافت می کنیم. عالم بالاتر عالم عقل است که عالم خود حقایق است.

    یعنی همان باطن و حقیقت هر چیزی در آن عالم است و ما تا مُردیم با آن عالم رو به رو می شویم یعنی در برزخ از توهماتمان جدا می شویم و در قیامت با حقایق رو به رو می شویم. مراتب نفس مثل مراتب خود عالم هستی است که عالم ماده و عالم برزخ و عالم قیامت دارد که این بحث در حرکت جوهری یک مقدار شد.

    برای شناخت ائمه باید به عالم عقل سفر کنیم و راه مجاهده هم مشخص است. اینکه حضرت علی فرودند " اعینونی بورعٍ و اجتهاد" یعنی همین که با تقوا عقل را در خودتان زنده کنید تا وارد عالم معقولات شوید و الا به حقیقت امام آگاه نخواهیم شد.

  23. #82
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    اصلا دین برای عبور ما از دنیا و عالم ماده به عالم عقل آمده و برای همین به ما برنامه می دهد که نفس خودمان را آن طور که هست به صحنه بیاوریم.

    قبلا در بحث مطابقت تشریع با تکوین عرض شد که اگر ما مقید به دین باشیم آنچه که در تکوین ماست و باید فعال شود و آنجه بالقوه هست باید بالفعل شود به بهترین شکل انجام می گیرد. دین می خواهد به ما یاد بدهد که سنت های پروردگار را بشناسیم و کم کم از قواعد عالم ماده هم عبور کنیم یعنی قواعد بدنمان را هم کم کم بتوانیم کنار بگذاریم نه اینکه آنچنان در این بدن مانده باشیم که باور نکنیم چنین توانی در ما هست.

    البته منظورم این نیست که مثل مرتاض ها مدام کارهای خارق العاده و بی هدف انجام بدهیم بلکه باید باور کنیم که اراده خدا فوق هر قانونی است و یاد بگیریم که نگذاریم قانون ماده تمام فکر و ذهن ما را درگیر کند و به کار بگیرد و از همه چیز بازمان بدارد. مثلا در طول دفاع مقدس ما برتری ایمان را بر ابزار مادی دیدیم باید یادبگیریم این طوری نگاه کنیم این خیلی مهم است.

    ما الان در وضعیت سختی قرار گرفتیم که نه تنها قانون ماده بر روان انسانها شدیداً حکومت میکند، قوانین برخاسته از نفس اماره انسانها هم شدیدا در نظام بین الملل حکومت دارد و قوانینی مثل دموکراسی و حقوق بشر که بسیار دست و پا گیر هستند در دست یک عده قرار گرفته و با آن بر سر دیگران می کوبند. یکی از اموری که باید یاد بگیریم از آن بگذریم همین اعتباریات دنیای مدرن است. البته در درونمان باید آنها را قبول نداشته باشیم اما در بیرون باید به شیوه خودشان به جنگ با خودشان برویم که اینجا جای بحث درباره آن نیست.

    این قوانین چون باطن و حقیقتی ندارند این طور اذیت کننده و ابزار دست مستکبرین شدند و طنز ماجرا اینجاست که در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم به کسانی که سعی میکنند این قوانین را جا بیاندازند و همه را به آن فرابخوانند روشنفکر می گویند. این خودش نشان می دهد که ما در چه زمانه یی قرار داریم.

  24. #83
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    در ادامه جلسه قبل امروز هم می خواهیم باز درباره حقیقت صحبت کنیم و اینکه چطور می توانیم حقیقت بین باشیم.

    اگر بخواهیم در مورد اهل بیت نگاه درست و حقیقی داشته باشیم باید از کجا شروع کنیم؟ به نظر می رسد مهم ترین نقطه آغاز، همان نگاه حقیقی به خود داشتن باشد.

    حدیث داریم که من عرف نفسه فقد عرفه ربه، هر کس خودش را آنطور که حقیقی هست بشناسد می تواند خدا را هم بشناسد و می دانیم اگر راه شناخت خدا با شناخت صحیح خودمان شروع می شود پس حتما راه شناخت ائمه هم با این نگاه شروع می شود.

    پس در مورد خودمان اینقدر محدود فکر نکنیم که هدفمان را در زندگی، موفقیت دنیایی و رشته تحصیلی و اشتغال و ازدواج و درآمد و اینها تعریف کرده باشیم و به طور کلی جنبه غیبی خودمان را در حیات دنیایی بی ثمر بگذاریم و از آن غافل باشیم. به قول استاد طاهرزاده این نحوه نگاه، نگاه به ناخود یا نگاه غائبانه به خود است. این یک مقدار زیادی کار می برد که ما در تعاملاتمان با دیگران با خودمان و با دنیا، آرزوها و تفکرات این طور خودمان را تلقی نکنیم و به جنبه غیبی خودمان هم نظر داشته باشیم و اصلا آن را اصل بدانیم و اول از همه رفع نیازهای آن را دنبال کنیم.

    از آن طرف هم نگاه مرتاضها و کسانی که برای به دست اوردن کرامت دنبال جنبه غیبی خودشان هستند هم نگاه غائیانه به خود است چون خود واقعی ما بسته به خداست و خداجو است و فقط و فقط همین را از ما می خواهد اگر ما او را به کرامت و کارهای خارق العاده سرگرم کردیم او را درست تغذیه نکردیم و راه صحیح را از او گرفته ایم.

    از الان باید ببینیم چرا به بعضی چیزها اهمیت می دهیم چرا به بعضی چیزها اهمیت نمی دهیم اگر بر اساس تعریف صحیح از خود باشد این درست است و الا ما گرفتار خیالاتیم و ناخود را خود گرفته یم.

    بعضی وقتها می گوییم همین که راه درآمدی داریم و زندگی ما می چرخد خوب است و دلمان به همین خوش است یعنی تعریف ما این بوده که راه درآمدی داشته باشیم یا فلان موبایل را داشته باشیم یا در فلان محله زندگی کنیم اینها ناخود ماست خود ما که وابسته به اینها نیست که دل خوشی ما اینها شده اینها دلخوشی خود توهمی ماست خودی که جامعه به ما القا می کند یا ما با طرز پوشش و نوع کار و فعالیت و خانه به جامعه القا می کنیم اینها حجاب دریافت حقیقت ما می شود.

    پس این راهی طولانی ست که باید دائما به آن متذکر باشیم و آن را طی کنیم تا در مورد خودمان حقیقت بین یا ذات بین بشویم

  25. #84
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حالا همین طور که حقیقت ما جسم ما نیست حقیقت ائمه هم جسم آنها نیست.

    البته در مورد جسم ائمه بعضی نکات هست که باید توجه کنیم. ما درباره نفس می گوییم این نفس وقتی به یک بدن تعلق گرفت در رحم مادر، آن بدن را مطابق با هدف و نیست خودش می سازد و چون می خواهد با آن بدن به کمال برسد طوری می سازد که کمال آن مختل نشود منتها گاهی نفس از این ساختن صحیح محروم می شود به دلیل بعضی آسیب ها، و این بدن آن طور که باید باشد نیست و مثلا ناقص می شود یا بعضی کمبودهای جسمی را دارد حالا تا جایی که این بدن همچنان بتواند هدف کمال طلبی نفس را ادامه دهد ، نفس آن را نگه می دارد اما اگر نتواند آن بدن را رها می کند.

    در مورد ائمه چون نفس آنها می خواهد بد را بسازد یک بدن در نهایت تعادل را می سازد چون نفس آنها خودش در کمال هست و چیزی لازم ندارد تا به آن کمال برسد منتها انسان کامل به دنیا می آید که این کمال را نگه دارد و حفظ کند و کمال او در همین حفظ کمال است. پس بدنی که ظرف چنین نفسی شده هم بدن خاصی است و مثل بدن ما نیست که مثلا بعد از 40 سال از مرگمان که گذشت دیگر نظر به بدنمان نداریم و کاملا خود را از آن فارغ کرده ایم. بدن ائمه بعد از مرگشان هم تا دنیا دنیاست محل نگاه خود امام است محل زیارت مردم هم هست.

    الان ما دوست داریم مشهد یا کربلا یا بقیه مزار شریف امامان یا امامزادگاه برویم چون آنها محل توجه امام هست و ما هم آنجا راحت تر به امام نگاه می کنیم در ادعیه هم وارد شده که السلام علی ارواحکم و علی اجسادکم و علی ظاهرکم و علی باطنکم. یعنی همان طور که روح امام اعلی است جسم ایشان هم اعلی است.

    پس این را دقت کنیم وقتی می گوییم حقیقت امام چیزی غیر از جسم امام است منظورمان این نیست که حالا دیگر این جسم احترام ندارد و اهمیت ندارد چرا این بدن به دلیل اینکه ظرف چنان روحی بوده محترم و مقدس و شافی است

  26. #85
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    با توجه به صحبت بالا منظور ین است که این بدن را همه امام ندانیم یعنی فکر نکنیم همه امام یعنی این بدن، این طرز فکر مشکلات زیادی را به وجود می آورد و ما را گرفتار توهمی از امام می کند و حقیقت امام را در حجاب می برد.

    مثلا اگر بخواهیم امام را همین بدن محض بدانیم در مورد مصائب ائمه که دیدند و به خصوص شهادت امام حسین این طور فکر می کنیم که امام چقدر زجر کشیدند تا شهید شدند و چه قدر زخم پیدا کردند و بچه های امام حسین در راه کربلا تا کوفه و شام چقدر درد کشیدند پس ما هم برای اینکه با آنها همدردی کنیم به بدنمان زخم بزنیم و قمه بزنیم یا روی خرده شیشه ها غلط بزنیم بدنمان جراحت بردارد یا روی زغال نیم سوخته راه برویم به یاد اسرای کربلا

    این ساده لوحی محض است که بخواهیم موضوع درد و رنج امام حسین را این طور برای خودمان مطرح کنیم و امام حسین را در این حد نازل کنیم. اولا اینکه خیلی ها در تاریخ بودند که خیلی بیشتر از امام حسین درد و رنج کشیدند این درست نیست بگوییم درد جسمی امام حسین در کربلا خیلی زیاد بوده این حادثه در یک نصف روز اتفاق افتاد و بعد هم در حدود یک ماه یا بیشتر ماجرای اسرا هم تمام شد و خلیفه اموی مجبور شد با احترام ائمه را به مدینه برگرداند. دوم اینکه اصلا شاید امام حسین و اصحابشان دردی هم نکشیدند این را بعضی از عرفا نقل می کنند و چه بسا درست هم باشد چون در زندانهای شاه یا صدام بعضی ها از خود خلع بدن می کردند تا دردی را نچشند اینجا هم هیچ بعید نیست که درد جسمی شدیدی متحمل نشده باشند.

    ما اگر داریم برای امام حسین گریه می کنیم به خاطر این نیست که درد کشیدند به خاطر این است که حقیقت امام در آن جامعه درک نشد و برای دفن کردن امام حاضر شدند آن جنایت ها را بکنند و این طور هتک حرمت امام را بکنند.

    ساده انگاری ما موجب شده که فکر کنیم بالاخره امام حسین هم یک آدم بودند مثل ما و دردشان آمده ما هم کاری بکنیم دردمان بیاید تا یک ثوابی ببریم، اتفاقا در لشگر بی امیه و اصلا طرز تفکر بنی امیه و روز سقیفه این بوده که بالاخره پیامبر هم یک بشر بوده مثل ما و حالا مرده و بقیه هم بشر هستند، حضرت علی هم یک آدمی هستند مثل ما مگر ما چی کم داریم که بخواهیم سراغ امام معصوم برویم؟ امام معصوم قرار است کدام مشکل ما را حل کند؟ ما قرآن داریم و برایمان کافی است همه هم عربی بلدیم و زبان قرآن را می شناسیم هر جا لازم شد آن را تفسیر می کنیم و به آن هم عمل می کنیم. جامعه هم نیاز به امام ندارد چون احکام قرآن را خود خلیفه اجرا می کند پس مشکلی نیست

    درست است خود قرآن خطاب به پیامبر می فرماید : قل انما انا بشر مثلکم، ولی بالافاصله می فرماید ای پیامبر بگو : یوحی الی

    من یک بشر هستم مثل شما غذا می خورم می خوابم و در بازار راه می روم اما به من وحی می شود یعنی روحی چنان وسیع دارم که به آسمان و به غیب سر می زنم و تمام عوالم وجود را در احاطه خودم دارم و علم به ما کان و به ما یکون دارم ، خوب حالا این آدم یکی مثل ماست؟ ظاهرش فقط مثل ماست تازه آن هم ظاهری تحت نظر آن باطن

    پس مواظب باشیم در نگاهمان به ائمه این همه خطا نرویم. من گاهی فکر می کنم آدمهای آن دوره خیلی مسلمانهای خطرناکی بودند چون شما نگاه کنید به خطبه حضرت زهرا، ایشان وقتی به مسجد می آیند همه جماعت به یاد پیامبر گریه می کنند و حالات پیامبر به خاطرشان می آید بعد حضرت خطبه می خوانند و به خصوص انصار را مخاطب قرار می دهند که چرا بر غصب حق من صبر کردید و آنها اصلا تکانی نمی خورند و ماجرا تمام می شود کسی حرکتی نمی کند.

    یا درباره امام حسین با وجودی که ایشان این همه در روز عاشورا اتمام حجت می کنند و از مردم اقرار می گیرند که پیامبر فرمودند حسن و حسین سید شباب اهل جنة هستند باز می گویند یا حسین جنگ را شروع کن هوا گرم است ما باید تو را بکشیم و برویم. از امام سجاد نقل شده که سی هزار نفر قربة الی الله امام حسین را کشتند نماز خواندن و امام را کشتند برای رسیدن به بهشتی که سید و آقای آن بهشت امام حسین هستند این کار را کردند. واقعا این ها خیلی آدم را به فکر وادار می کند که چرا صدر اسلام مردم اینقدر ظاهربین و بی فکر بودند چرا دنبال حقیقت دین نبودند.
    خوب این جماعت اصلا احساس نیازی به امام نمی کردند یعنی فکر می کردند همین دین و اسلامی که دارند کافی است و قدمی برای دریافت حقیقت امام برنداشتند، به همین دلیل است که حضرت علی در ابتدای این حدیث حقیقت نوری می فرمایند هر کس من را به حقیقت نوریم نشناسد خدا را نشناخته و اسلامش کامل نشده و یقین پیدا نمی کند.

    ما هم اگر می خواهیم زمینه ساز ظهور باشیم باید در قدم اول حقیقت امام را بشناسیم که امام تا کجا قرار است ما را ببرند اگر همین دینی که داریم کافی است پس نیازی هم به امام نداریم.


  27. #86
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    غیبت امام یک کمک بزرگی به ما مسلمانان آخر الزمان می کند که با حقیقت امام خودمان را رو به رو بدانیم نه خود امام.

    اگر نگاهمان به ظاهر امام باشد خوب معلوم است امام جواد را که در سن نه سالگی امام شدند را نمی توانیم قبول کنیم فکر می کنیم یک نفر دیگر باید به ایشان کمک کند تا ایشان به اصطلاح از آب و گل در بیایند همان تفکری که در زمان رحلت پیامبر گفتند حضرت علی هنوز برای اداره امور مسلمین جوان هستند و باید آدم باتجربه این کار را به عهده بگیرد.

    زمان غیبت به ما کمک می کند دریابیم که امام در همه این عالم حاضرند و ما همین الان می توانیم به ایشان متوسل بشویم از ایشان بخواهیم نظر رحمت به ما بیاندازند چون همه عالم وجود تحت نظر ایشان است.
    وقت داریم درک کنیم عالم الان به اراده امام دارد اداره می شود در حالی که در زمان ائمه تعداد کسانی که این درک را داشتند خیلی کم بوده. در همین حدیث حضرت علی می فرمایند که قدرت ایشان در عالم چگونه است و همه پیامبران گذشته با کمک نور ایشان وظیفه خطیر خودشان را انجام دادند خوب درک این مطلب آن موقع سخت بوده برای خیلی ها چون فکر می کردند حضرت علی پسر ابوطالب که یک آدم مثلا چهل ساله است چطور می تواند واسطه فیض الهی باشد و کل عالم تحت اراده ایشان باشد.
    یعنی این بدنی که از امام می دیدیند مانع می شد که به ذات ایشان نگاه کنند ولی ما این فرصت را داریم که نگاهمان را به بدن امام نیاندازیم چون بدن ایشان از ما غایب است و تمام توجه مان به حقیقت امام باشد.
    منتها بعضی ها این وضعیت عالی برای شناخت امام را خراب می کنند و به دنبال این هستند که خود امام را ببینند. یعنی فکر می کنند شرف ما به این است که خود امام را ببینیم که قدشان چند سانت است و رنگ پوستشان برونزه است یا نه. اگر از این حرفها خودمان را خارج می کردیم خیلی راحت با قلبمان با امام ارتباط پیدا کی کردیم و قلبمان را به دست ایشان می دادیم و از این راه ایشان را می دیدیم و ملاقات می کردیم.

  28. #87
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    به نام خدا

    در جلسات قبل از ضرورت تفکر صحبت کردیم در این جلسه ضمینه و خواستگاه این تفکر را می خواهیم بحث کنیم. یعنی تفکر بر چه اساس و مبنایی باید باشد تا ما را با حقیقت مواجه کند.

    مثلا شما کارهای علمی که ذارد انجام می شود در کل دنیا را از جنس تفکر حقیقت یاب می دانید یا نه آیا چنین تفکری ما را به حقیقت امام می رساند یا نه؟

    علم و تکنیک بعد از این پیشرفت کرد که انسان تعریف جدیدی از خودش و دنیا پیدا کرد و دنبال این رفت که آنچه می خواهد و تصور می کند را در زمین پیاده کند پس در فلسفه این طور مطرح شد که چیزی به نام وجود، نداریم و وجود آنچیزی است که ما تصور می کنیم و به آن شکل می دهیم. یعنی ما در خارج از خودمان چیزی نداریم که اسم آن وجود باشد بلکه ما وقتی به یک درخت طرح میز دادیم و آن را به شکل میز در آوردیم تازه این میز وجود پیدا کرده و قبلا درخت وجود نداشته. این اساس تفکر هگل است یعنی چه ما بدانیم که هگل چنین حرفی را زده چه ندانیم، امروز مخترع به کسی می گوییم که طرحی را که در ذهن دارد ایجاد می کند.

    منظور اینکه چنین تفکری در بشر ایجاد شده که آنچه تخیل می کند را بسازد و کاری به طبیعت و نظام خارج نداشته باشد برای این بشر جا انداختند که چیزی در خارج وجود ندارد خود تو هستی که به اشیائی که می سازی وجود می دهی. پس این تفکر در فلسفه چنین چیزی را القا کرد در علوم زیست شناسی و بیولوژی مثلا القا کرد که تو می توانی هر تغییر ژنتیکی که خواستی ایجاد کنی و مثلا یک گربه به رنگ صورتی تولید کنی و کارهای دیگر، در هوش مصنوعی القا کرد که تو باید ماشینی با قدرت تعامل بالا با انسان تولید کنی و کارهای زیادی در این زمنیه انجام گرفته مثلا اینکه اینقدر ابزارهای کامپیوتری و موبایل ها قدرت تعامل با بشر را دارند حاصل تفکر این دانشمندان است.

    در بقیه ی شاخه های دانش هم این تفکر به نوعی خودش را نشان داد و اساس کار همه تحقیقات و اکتشافات همین فکر است. خوب این افراد فکر می کنند ما هم قبول داریم خیلی هم فکر می کنند اما خواستگاه فکر آنها قوه ی خیالشان است یعنی یک چیزی را فرض می کنند و روی آن تحقیق می کنند یا با تجربه و آزمایش یک قسمتی از یک موضوع را بررسی می کنند و بعد هم آن ساختاری که دوست داشتند را برایش می سازند.

    این تفکر در ماده است بدون در نظر گرفتن عواملی که بر ماده موثر است و اصلا چنین عوامل بیرونی را در آزمایشهای خود موثر نمی داند.

    با این تفکر که ما به صنعت رسیدیم و تکنولوژی را ایجاد کردیم نمی توانیم درباره حقیقت صحبت کنیم. این طرز تفکر مدرنیته است و حجاب مدرنتیه که بحث شد در واقع همین است چون عوامل غیر مادی را اصلا نمی پذیرد که بخواهد آنها دخیل بدهد.

    مثلا اگر با همین مبنای فکری بخواهیم دین را تعریف کنیم به چه چیزی می رسیم؟

  29. #88
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    این مبنای فکری چون نمی تواند وحی را بپذیرد می گوید دین یک تجربه شخصی است. یعنی کسانی که به نام پیامبر معروف هستند در واقع نشستند فکر کردند و به یک اصول فکری رسیدند و آن را ترویج دادند چون باعث می شد زندگی برای ما بهتر شود ما هم آنها را پذیرفتیم. درست مثل حافظ و مولوی که نشستند و فکر کردند و شعر سرودند پیامبر هم سروده هایی که شعر هم نیست به نام قرآن را نوشتند و ما هم چون دیدیم چیز خوبی است قبول کردیم.

    البته وقتی می خواهند این را بگویند از پیامبر هم خیلی تعریف می کنند چون پیامبر خیلی آدم خوبی بودند که این چیزها به ذهنشان رسیده همین طور که حافظ از بعضی شاعر های دیگر خیلی ماهر تر بوده و دل پاک تری مثلا داشته که توانسته این اشعار را بسراید.

    این نوع نگاه در واقع چنین چیزی را رواج می دهد خوب البته وقتی بخواهیم از خواستگاه مادی به دین نگاه کنیم به چیزی بالاتر ازین نمی رسیم بعد هم نتیجه می گیریم چون پیامبر علوم امروزی مثل ژنتیک و غیره را نمی دانستند این کتابی که نوشتند زیاد الان کاربردی نیست یا می گوییم اگر پیامبر عمر طولانی تری داشتند قطر کتابی که نوشتند بیشتر می شد چون بیشتر می توانستند فکر کنند و به نتیجه برسند. خوب با این تفاسیر فقه ما که به فقه جعفری معروف است چون بر اساس این کتاب نوشته شده جوابگوی نیازهای امروز جامعه بشری نمی تواند باشد چون با وضعیت امروز بعضی های دیگر باید بنشینند و پیامبر وار کتابهای امروزی تری بنویسند.

    نتیجه نگاه مادی به دین فقط و فقط همین می شود اصلا اینکه ما الان به دین های گذشته کافر باشیم چنین معقولی هم جلوه می کند.

    ببینید چه افتضاحی می شود. حالا ما که تا این حد را قبول نمی کنیم و برای رد این اشکالات دلایل روشن هم می آوریم اما بعضی وقتها در عالم شیعی و اسلامی خودمان باز هم از نگاه مادی به دین و قرآن اجتناب نمیکنیم. مثلا اینکه تفسیر قرآن بر مبنای علوم مادی باشد واقعا کار اشتباهی است چون ما خواستگاه قرآن را که عالم تخیل و ماده نمی دانیم که با علومی که از بطن ماده بیرون آمده است بخواهیم آن را تفسیر کنیم. مثلا اینکه بعضی ها می گفتند ملائکه همان نیروهای پنهانی عالم ماده اند مثل جاذبه زمین. یعنی این ها ملک ند و ما هم نمی بینیمشان و دارند وظیفه خودشان را انجام می دهند. ملائکه اصلا در ساحتی ماورای ماده هستند همین طور که خداوند در ساحت مادی نیست ما که نمی توانیم یک نیروی پنهان را در عالم ماده خدا بدانیم این کار کوته فکری است.

    همین طور توجیه معجزات پیامبران با زبان ماده اشکال بزرگی است. اینکه چطور آتش بر حضرت ابراهیم به تعبیر قرآن برداً و سلاما شد یا چطور حضرت یونس در شکم ماهی زنده ماندند و غیره

    اگر دلیل اینها را نمی دانیم باید بگوییم اراده خدا بوده و دلیل آن برای ما معلوم نیست و اصلا نباید در عالم مادی برای خودمان دلیل پیدا کنیم که شاید مثلا لباس ضد آتش داشتند یا معده آن ماهی طوری بوده که پیامبر را هضم نمی کرده. اینها قطعا به دلیل اراده حق بوده ولی اصل مطلب این نبوده که همه اتفاقات در عالم ماده رخ داده باشد.

    در مورد حضرت ابراهیم فکر می کنم در بحث برهان صدیقین گفتیم که ایشان در عالمی فوق عالم ماده قرار گرفتندو مثل حضرت عیسی، حضرت عیسی الان کجا هستند؟ در عالمی ما فوق عالم ماده ، حیات دارند حضرت ابراهیم هم در آن زمان در عالمی فوق عالم ماده قرار گرفتند و دوباره به همان عالم ماده برگشتند.

  30. #89
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    نگاه به امام از منظر مادی را جلسه قبل یک مقداری صحبت کردیم و دیدیم چه اشکال بزرگی به وجود می آورد. ما همه علاقه مند به ائمه هستیم اما فکر می کنیم امام یک انسانی هستند بسیار با اخلاق ایثارگر خوش برخورد و بقیه خوبی هایی که یک آدم می تواند داشته باشد و همین. مثلا ما امام را یک سطح بالاتر از آدمهای خوبی که می شناسیم می دانیم خوب این خصوصیات خوب از کجا آمده؟ امام که روز به روز از این نظر کامل تر نشده اند از اولین همین بودند تا اخر هم همین هستند یعنی دنیا چیزی به علم و زهد و تقوای امام اضافه نمی کند مثل ما نیستند که بیایند کار خوب بکنند تا آدم بهتری شوند، پس این ها از کجا آمده؟

    همین طور درباره امام زمان اگر بخواهیم به صرف نگاه مادی توجه داشته باشیم غیبت امام را ممکن است این طور توجیه کنیم که یک جایی هستند که کمتر کسی آنجا هست مثلا مثلث برمودا، یا طول عمر امام بر اثر تغذیه مناسبی است که دارند و بعضی ها با تغذیه تا چندین سال زندگی کرده ند. خوب این نگاه که اصلا ندیدن امام و خاک پاشیدن روی حقیقت امام است.

    ما درباره خودمان به شناخت نفس و روح مجردمان رسیدیم این جنبه غیبی در مورد امام که خیلی باید قوی تر باشد این را نباید نا دیده بگذاریم.

  31. #90
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    پس از خواستگاه مادی نمی شود به امام نگاه کرد چون ما درست است که جسم مادی داریم ولی روح غیبی هم داریم و دیدن حقیقت خودمان اصلا از نظر مادی ممکن نیست یعنی نفس خودمان را به این دلیل شناختیم که به صورت حضوری به آن شناخت داریم و نفسمان خودمان هستیم پس با کمک بعضی تجربه ها مثل خواب و اینکه بدن مادی کم می شود اما نفس هیچ وقت کم نمی شود و احساس نمی کنیم از ما چیزی کم شده به این پی می بریم که حقیقت ما غیر مادی است.

    به امر غیر مادی که نمی توان با ابزار مادی واقف شد اصلا عالم دیگری می خواهد و ساحت آن متفاوت است. همان طور که ما با نفسمان، نفسمان را شناختیم و دیدیم که چطور هستیم، با نفسمان و یا ذاتمان باید با امور دیگر رو به رو شویم تا حقیقت آن را بیابیم.

    در جلسه قبل صحبت کردیم که نفس ساحت های مختلف دارد ماده و تخیل و عقل ، با کمک همین عقل که بیرون از ماده را می کاود می توانیم بعضی چیزها را اثبات کنیم مثل ملاصدرا که با کمک عقل حقیقت نفس را اثبات کرده یا حقیقت عالم ماده که عین حرکت است را اثبات کرده که در حرکت جوهری گفتیم و یا حقیقت خداوند را اثبات کرده که در برهان صدیقین گفتیم اما این عقل می تواند چهارچوبی برای ما تنظیم کند که درست به آن حقیقیقت نگاه کنیم ولی وظیفه ارتباط با آن حقیقت و درک آن و شهود عارفانه آن دیگر با عقل نیست بلکه با قلب است.

    یعنی قلب باید خود را با آن امر مخاطب ببیند و به آن بنگرد تا به آن معرفت پیدا کند. هنر ملاصدرا هم همین بوده که فلسفه یی که به صورت عقلی مطرح کرده در واقع شهود قلبی او بوده بعد این شهود را به صورت فلسفه نوشته تا راه را برای کسانی که می خواهند از راه صحیحی به عرفان برسند باز کند.

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1