کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 26 , از مجموع 26
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض در محضر علما

    انشاالله در این مبحث نوشتار مکتوب و مضبوط مراجع عظام تقلید قرار خواهد گرفت.

    انشاالله طلاب تالار همکاری میفرمایند.

    یازهرا(س)
    ویرایش توسط *رهگــــذر* : یکشنبه ۰۶ مرداد ۹۲ در ساعت ۰۶:۵۴

  2. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

    «شب قدر» سرآغاز زندگي نوين (نوشتاري از حضرت آيت الله العظمي صافي به مناسبت فرارسيدن شب*هاي مباركه قدر)



    «شب قدر»، شب نور، رحمت، شب نزول قرآن و مَطْلَع خيرات و سعادات، و هنگام نزول بركات و سرآغاز زندگي نوين بشر و مبدأ تحوّل و تاريخ كمال واقعي انسان‎هاست.
    شبي كه اگر نبود و نيامده بود، شب تيره بدبختي انسان به پايان نمي‎رسيد و بامداد نيك‎بختي او طلوع نمي‎كرد و از بند اسارت اقويا و استعمارگران آزاد نمي‎گشت.
    شب قدر، ليله مباركه، شب آزادي بشر و اعلان حقوق انسان و حكومت عدالت و دادگستري است.
    شبي كه براي ملّت‎هاي غفلت زده، ناآگاه و آلوده به فساد و تباهي و گمراهي، صبح هدايت و بيداري و آگاهي و رستگاري گشت و بزرگ‎ترين و گرامي‎ترين كتب آسماني ـ ‎كه الي الابد و جاودان، راهنماي بشر و ضامن سعادت است ـ نازل شد و با اشراق ملكوتي، جهان را از ظلمت شرك و ثنويّتِ مجوس، تثليث ترسا، خرافات يهود و بت‎پرستي و... به روشنايي توحيد و پرستش خداي يگانه راهبر شد.
    اگر اين شب نبود، تمدّن عظيم اسلامي با آن همه ارزش‎ها و علوم معارف، اخلاقيّات، عرفان، فقه و... شخصيّت‎هاي والاي پرورش يافته در دامن آن نيز وجود نداشت.
    مدارجي كه بشر پس از نزول قرآن طي كرده و به منازل و معارجي كه پس از اين مي‎رسد، همه از بركات اين شب و هدايت قرآن است.
    براي اين كه تأثير اين شب عزيز در پيشرفت اهداف انساني و ترقّي جامعه بشري آشكار شود، موفقيّت‎هاي بزرگ و حركت‎ها و جهش‎هايي را كه تحت تأثير تعاليم آزادي بخش قرآن در علم و صنعت و تمدّن در طول چهارده قرن، نصيب انسان شده است‎ در نظر بگيريم و با زندگي كم تحرّك و خاموش و كم نور پيش از آن مقايسه كنيم تا معلوم شود چگونه جنبش و نهضت اسلام و قيام مسلمين و رسالت پيامبر بزرگ خدا محمّد بن عبدالله ‎صلّي‎الله عليه وآله وسلّم ‎مبدأ اصلاحات، جنبش‎ها و انقلابات آزادي خواهانه و مترقّي گرديد و كاروان بشريّت را با سرعت و شتاب روزافزون، هر چه بيشتر به پيش برد و اين آدمي‎زاد را كه صدها قرن بود با كندي و سستي و ناتواني گام بر مي‎داشت، در ظرف چهارده قرن به كجا رسانيد و دامنه فكر و انديشه او را از حدود زمين و ماه و كرات در گذرانيد.
    آري، قرآن افكار را دگرگون كرده و شخصيّت انسان را محترم شمرد و حقوق بشر را با صراحت اعلام كرد و پرستش افراد را محكوم كرده و قدرت‎هاي شخصي را در هم شكست و هيأت حاكمه را محدود و از آن تجمّلات، تبذيرها، امتيازات و حيف و ميل بيت المال و غارت دست‎رنج مردم باز داشت و براي همه، حقوق مدني متساوي قرار داد.
    پس، شب قدر از فرصت‎هاي بسيار ارزنده و مغتنم است و ما بايد اين شب را براي تفكّر در اوضاع اسلامي و توجّه بيشتر به تعاليم قرآن مجيد غنيمت بدانيم و به مقدار ارتباط خود با قرآن و احكام آن، كاملاً رسيدگي كنيم.
    بايد از ليالي متبرّكه «احياء» ـ ‎كه در فضيلت آن و شب زنده‎داري و عبادت در آن در كتب دعا و حديث، اخبار بسيار وارد شده‎ ـ استفاده كنيم. شب*هاي قدر شب*هايي است كه هر شخصي در آن به در خانه خدا برود، به سعادت حضور معنوي و لذّت تقرّب نايل مي‎شود.
    قرآن، شب قدر را «ليلة مباركة» خوانده و در شأن آن يك سوره نازل شده و شرافت آن شب، از هزار ماه بيشتر است. هر چند در تعيين شب قدر اختلاف است، ولي قول معتمد و محقّق ـ ‎كه از روايات معتبره گرفته شده ـ اين است كه از شب «نوزدهم» و «بيست و يكم» و «بيست و سوّم» ماه رمضان بيرون نيست و به احتمال قوي ـ ‎كه برخي از احاديث هم مثل «روايت جهني» مؤيّد آن است ـ شب قدر، شب بيست و سوم است و از برخي اخبار ديگر استفاده مي‎شود كه هر يك از اين سه شب «شب قدر» است.
    به هر حال اگر به طور يقين، شب قدر معلوم نشود، نهان بودن آن متضمّن حكمت و مصلحتي بوده و ممكن است آن مصلحت اين باشد كه مسلمانان تمام شب‎هاي اين ماه، يا لااقل اين سه شب را در عبادت و پرستش خداي تعالي و تلاوت قرآن و آموختن معارف، حقايق و تعاليم آن، بيشتر اهتمام نمايند و سراسر ماه را «ماه قرآن» قرار دهند و در شب‎هاي «نوزدهم» و «بيست و يكم» و «بيست و سوّم»، در توبه و استغفار و اصلاح احوال و خواندن قرآن و دعا، جدّ و جحد بليغ نمايند و تا صبح بيدار باشند.
    نكته ديگري كه در پنهان ماندن شب قدر به نظر مي‎رسد، اين است كه اگر اين شب با اين همه قدر و منزلت، مشخّص و شناخته شود، بسياري از مردم به عبادت در آن اكتفا كرده و از فيض توجّه و دعا در ساير شب‎ها باز مي‎مانند و بسا كه سبب غرور يا عجز بعضي شود؛ در حالي كه چون پنهان و نامشخّص است، مؤمنان در تمام شب*هايي كه طرفِ احتمال است به ذكر الهي و توبه اشتغال مي*ورزند و از بركات و ثواب‎هاي بيشتري مستفيض شده و به واسطه تمرين زيادتر، ملكات فاضله در آن‎ها راسخ‎تر مي‎شود.
    از جمله وظايف مهم در اين شب‎ها، تجديد عهد با ولي امر، حضرت بقيّة‎الله ‎عجّل الله تعالي فرجه‎ و خواندن دعاي معروف: «اَللُهَّم كُن لِوَلِيِّكَ...» مي‎باشد؛ زيرا شب قدر به آن حضرت تعلّق خاص دارد و در آن شب ملايكه بر آن بزرگوار نازل مي‎شوند و تمسّك به قرآن و عترت و كتاب مبين و امام مبين هم اقتضا دارد كه در شب قدر، مؤمنان به ثقلين قرآن مجيد و آخرين امامِ عدالت‎گستر و بقية عترت هاديّه و مصداق حقيقي «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبَادِنَا»[1] يعني به حضرت حجّة بن الحسن العسكري ‎روحي و ارواح العالمين له الفدا تمسّك نموده و بدانند كه به تصريح اخبار متواترة ثقلين، امن و نجات از ضلالت و گمراهي، فقط در ساية تمسّك به قرآن و عترت حاصل مي‎شود و براي نجات از اين همه انحرافات و سرگرداني‎هاي گوناگون، راهي جز توسّل و تمسّك به هدايت «قرآن و عترت» نيست.

    [1]. سوره فاطر، آيه 32؛ سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه [آنان را] برگزيده بوديم، به ميراث داديم.

  4. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی:

    در عظمت ماه مبارك رمضان و تلاوت قران و عزاداري اميرالمومنين عليه السلام


    شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن، هدي للناس وبينات من الهدي و الفرقان
    خود اين آيه كفايت مي كند براي كسي كه بفهمد چه ماهي در پيش است. در يك آيه خدا عظمت اين ماه را بيان كرده. به اين جهت، اين ماهي است كه در اين ماه قرآن نازل شده. آن هم چه قرآني؟ بيّنات من الهدي و الفرقان. در يك آيه دو عنوان است: هم قرآن، هم فرقان. كلمه فرقان شرح مفصلي دارد، كلمه قرآن هم شرح مبسوطي. قرآن چيست؟ فرقان چيست؟ عمر گذشت و ما به حقائق اين دين نرسيديم.
    اولا زمان ، ظرف است، خود زمان وآنچه در زمان واقع مي شود. اين دو بايد ملاحظه بشود. در ماه رمضان اين خصوصيت است كه اولا خود زمان، استثنائي است.
    رسول خدا در روايتي كه اهميتش به اين است كه خود آن حضرت خطبه خواند، در جمعه آخر شعبان. فرمود: قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة والرحمة والمغفرة. ماه خدا به سوي شما اقبال كرده. عنوان شهر الله است ماهي كه طرف اضافه اش اسم الله است. درك عظمت اين ماه از عقل بشرِ عادي بالاتر است. آن وقت مهم اين است كه همه اين عظمت ، تمام اين جلال كه پيغمبر فرمود: ايامش افضل ايام است، شبهايش افضل شبهاست، ساعاتش افضل ساعات است، همه اين عظمت در اثر يك مطلب است و آن مطلب اين است :
    إنّا انزلناه في ليلة القدر وما ادراك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل امر سلام هي حتي مطلع الفجر
    همه اين عظمت ، در اثر اين است كه در اين ماه، يك شب است و آن، شب تقدير است. آن شب، همه اعمال... اعمال ، ارزاق مقدّر مي شود و تمام آن تقديرات بر وليّ أمر نازل مي شود و همه آن صحائف به امضاء صاحب الزمان مزيّن مي شود. عظمت اين ماه در اثر آن شب است، عظمت آن شب هم در اثر نزول قرآن است.
    از اين مجلس بايد حداكثر استفاده را بكنيد اينها كه مي گويم با دقت گوش كنيد. جوهره همه مطالب در اين چند كلمه است:
    اولا قرآن را بايد شناخت. قرآن چيست؟ تجلي خداست. اين است كه عقل مبهوت است. تجلي كبرياء الهي در سرتاسر اين كتاب است. هر آيه اي خزينه اي است. اين خزينه، هفت بطن دارد، در هر بطني چه خبر است؟ عباراتش براي عوام، اشاراتش براي علما، لطائفش براي أوليا، حقائقش براي انبيا.
    قدر اين زندگي را بدانيد. از امروز به اين مطالب عمل كنيد. اين روايتي است كه كليني ، شيخ المحدثين در كافي و صدوق رئيس المحدثين در ثواب الأعمال، اين دو ركن نقل مي كنند، آن هم از كي؟ از كسي كه لسان الله ناطق است. خلاصه بيان را مي گويم:
    اگر كسي از جواني ، از دوران شباب قرآن بخواند و آن قرآن با گوشت و خون او ممزوج بشود اين جوان وقتي از دنيا برود حشرش مع السفرة الكرام البررة است، يعني محشر او با ابراهيم خليل الرحمان است، حشر او با موسي بن عمران است، حشر او با عيسي بن مريم است. اگر زن است، مخلوط بشود اين روح با قرآن، حشر او با مريم بنت عمران است، با صديقه كبرى دختر پيغمبر آخرالزمان است. بعد كه در قيامت سر از خاك برمي دارد... اگر تا حالا غفلت كرديد از حالا فرصت را غنيمت بشمريد. در هر سني كه هستيد شروع كنيد به ترتيبي كه الآن گفته مي شود...
    مطلب به قدري مهم است كه رسول خدا... خوب دقت كنيد... فرمود: اگر كسي در ماه رمضان يك آيه قرآن بخواند، ثواب يك ختم قرآن دارد. يعني چه ؟ يعني در اين ماه اگر بگويي يس فقط، الم، در دفتر عملت ثواب يك ختم قرآن مي نويسند آن وقت يك ختم قرآن چي دارد؟ عقل مبهوت است.
    هر ختم قرآني ، دو مطلب تمام است يكي برائت يعني برات آزادي از آتش جهنم، يكي دعاي مستجاب. ماه رمضان اين جور منقلب مي كند. آن وقت نتيجه اش اين است: يك آدم در ماه رمضان يك ختم قرآن مي خواند آن ختم مي شود شش هزار و سي و خرده اي قرآن. يك ختم قرآن در اين ماه اين جور است. منتها كاري كنيد كه اين برنامه ترك نشود.
    چون اين بيان رئيس مذهب است آن هم از زبان اميرالمؤمنين آن هم وصيت به فرزندش محمد حنفيه، فرمود: قرآن عهد خداست، كاري كن كه هيچ روزي بر تو نگذرد مگر اين كه عهد خدا را بخواني حداقل پنجاه آيه، اگر سعادت پيدا كني بيشتر چه بهتر. فاقرؤا ما تيسر من القرآن.
    آن وقت اين قرآن چه مي كند، اثرش چيست اگر اين روش عملي بشود؟مرد و زن از امروز تصميم بگيريد هر ماه يك ختم قرآن بخوانيد. آن وقت اثر چيست؟
    اثر اين است: روز قيامت كه مي شود خدا دو حلّه به قامت اين شخص مي پوشاند، تاج كرامت بر سرش مي گذارد، خلد را به يك دستش مي دهد، امر را به يك دستش مي دهد، بعد به او مي گويند: برو به بهشت يك آيه بخوان ، يك درجه بالا برو. آن وقت نتيجه اش اين است كه همه مقامات بهشت تنظيم شده به عدد آيات قرآن. اگر اين برنامه را عمل كنيد، ممكن نيست در بهشت به آخر درجه نرسيد. اين مطلب اول.
    حالا عمده اين است. فقاهت در دين اين است كه آن ظرائف مطالب ديني فهميده بشود، اين حقائق در اخبار، منتشر است، مجموعه اش اين است. حالا اين قرآني كه اين چنين است، اگر اين جور كه مي گويم بخوانيد همين قرآن منقلب مي شود به جوري كه عقل مبهوت است. آن چيست؟
    آن اين است كه از اين تاريخ كه شروع كرديد به ختم قرآن در هر ماه نيتتان اين باشد كه من اين ختم را مي خوانم فقط براي امام زمان. اگر اين كار را بكني اثرش چيست؟ اثرش اين است كه طبق حديث تمامي كه همه مشايخ مثل شيخ مفيد ، مثل كليني ، مثل سيد بن طاووس نقل كرده اند جزاي آن كسي كه اين كار را بكند يعني ختم كند قرآن را براي امام زمان، كارش اين باشد ، اين است كه از امام زمان جدا نخواهد شد. منتها كيست كه قدر اين نعمتها را بداند. حالا. عمر گذشت تا حالا نفهميديم از حالا بفهميم. شروع كنيد ختم قرآن براي او. اثرش را كى مي فهميد؟ اثرش را آنجا مي فهمي... اگر يك دوره سال هر ماه يك ختم قرآن براي امام زمان كردي شب قدر كه دفتر عملت را نزد او مي برند وقتي نگاه كرد ديد كه تو يكسال، هر ماه، براي او يك ختم قرآن كردي آيا آن سليمانٍ عالم وجود كه تمام آنچه 124 هزار پيغمبر از مناقب داشتند همه در وجود اوست، آيا او با تو جوان چه خواهد كرد؟ اينهاست كه از دست ما رفته. اين گوهرهاست كه عمر گذشته است و ما نفهميديم. اين مطلب اول . قرآن آن هم قرآن فقط به اين قصد و به اين نيت، هديه به امام عصر قطب دائره امكان، آن كسي كه بيمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الأرض والسماء .

    مطلب دوم اين است كه بايد بدانيد ماه رمضان چه اتفاق افتاده؟ اگر بخواهيد بفهميد همين كلمه بس است. وقتي پيغمبر آن خطبه غرّاء را خواند راجع به ماه رمضان، يك مرتبه يكنفر از جا برخاست. آن كه بود؟ آن كسي بود كه گفتني نيست كه بود!چه كرد! به كجا رسيد! آن يكنفري كه از جا برخاست و در مقابل پيغمبر در همچو وقتي حرف زد كه بود؟ امير المؤمنين. از جابرخاست گفت: يا رسول الله ! افضل اعمال در ماه رمضان چيست؟ پيغمبر جواب داد، اما چه جوابي! خوب اينها را فكر كنيد:
    خاتم النبيين ، عصاره عالم هستي است. يعني تمام عالم به كمال برسد مي شود مرتبه نبوت. مرتبه نبوت ، باز به كمال برسد، مي شود مرتبه رسالت. مرتبه رسالت به كمال برسد ، مي شود صاحب كتاب. صاحب كتاب به كمال برسد ، مي شود اولوا العزم. بعد تازه به آنجا كه رسيد همه، عصاره مي شود، مي شود خاتم . ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين، اين كلام خداست.
    پيغمبر خاتم كسي است كه خدا در قرآن با او وقتي حرف مي زند، مي فرمايد: لعمرك ، به جان تو قسم. شبي كه او را به معراج برده براي آن سير ، خدا خودش را تسبيح كرده. اين است پيغمبر خاتم. سبحان الذي اسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام الي المسجد الاقصى.
    اميرالمؤمنين در مقابل همچو كسي برخاست، گفت يا رسول الله ، افضل اعمال در ماه رمضان چيست؟ فرمود : الورع من محارم الله. ورع از آنچه كه خدا حرام كرده،افضل اعمال اين است. شكم از لقمه حرام. چشم از نگاه به بيگانگان. افضل مي شود ورع [از محرمات]. بعد از اين كلام گريه كرد. خب خاتم كه گريه كند ، 124 هزار پيغمبر ناله مي زند. وقتي اشك او از چشمش جاري بشود جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به خود مي لرزد، وقتي قلب پيغمبر خاتم بشكند و اشك او جاري بشود عرش و كرسي و لوح و قلم مي لرزد. گريه كرد، گفت: يا رسول الله چرا گريه مي كني. فرمود: ياعلي، گريه ام براي آن وقتي است كه در اين ماه، ضربت به فرق تو مي خورد. اين ماه ، ماه همچو كسي است. حالا عاقلي بايد فكر كند واقعه اي كه هنوز اتفاق نيفتاده، خاتم انبياء، قطب دائره وجود تاج سر اولين و آخرين براي فرق شكافته او گريه مي كند.
    وظيفه اين مملكت در 21 رمضان چيست؟ افسوس كه عمر گذشت، ما چقدر تقصير كرديم. مردم عذر مي آورند كه روزه اند با روزه هيئات چه جور بيرون بيايد. قدر نعمت را بدانيد.* اگر با آن زبان روزه بيرون بيايي و براي فرق شكافته او بر سر و سينه بزني وقت مردن خاتم انبياء سرت را به زانو خواهد گرفت. اين نعمت ها از دست رفته.
    فرمود : يا علي ! كسي كه تو را كشته مرا كشته. بعد فرمود: يا علي! تو روح مني. تو مثل جان مني. تو از طينت مني.
    يعني چه اين حرف ها؟ يعني عزاداري روز 21 ، عزاداري براي شخص خاتم است. دسته هايي كه بيرون مي آيند براي شهادت خاتم انبياء بيرون آمدند. معناي اين كلمه اين است: مجالسي كه منعقد مي شود، براي شخص پيغمبر خاتم است. اگر بشريت بفهمد- نه تنها شيعه- براي علي روز بيست و يكم بر سر و سينه مي زند. اگر آدميت بفهمد هر جا انسان است ، هر جا بشر است روز بيست و يكم براي علي سياه پوش است. اميرالمؤمنين اين است.
    يك كلمه مي گويم بس است. در عهدي كه به مالك اشتر نوشت اين را دنيا بايد گوش كند بفهمد.
    فرمود: اي مالك ! با مردم اينچنين رفتار كن. خوب گوش كنيد ، بفهميد ، درك كنيد. فرمود: اي مالك همه كساني كه رعيت تو هستند از دو طائفه بيرون نيستند، يا برادر تو اند در دين، يا شبيه تو اند در خَلق.
    حالا ببين با كفار عملش چيست؟ رفتارش با كافر چيست تا برسد به مسلمان. فرمود: مالك! در قلبت رحمت، محبت، لطف نسبت به همه داشته باش حتي كفار. اين است حكومت اسلام. اين است حكومت علوي. پنج مطلب فرمود ، عقل مبهوت است فرمود: رحمتف دوم: محبت، سوم: لطف، چهارم: عفو، پنجم: صفح، نسبت به همه، چه مسلمان و چه كافر ، چه يهودي ، چه نصراني. مبادا در قلمرو مملكت تو نسبت به يك كافري كمترين تعدّي بشود. دنيا بايد براي گوينده اين كلام عزا بگيرد. آنچه اسرار اين بيان است بايد بزرگاني مثل شيخ انصاري بفهمند.
    بعد بيانش اين است. فرمود:با همه... خوب دقت كنيد يعني در مملكتي كه در آن مملكت كه لواء اسلام و حكومت علوي بر سر پاست، بايد تمام افراد آن مملكت حتي كفار زندگي با آنها ، لطف با آنها ، به جوري باشد... اي مالك! رعيت ّزلل دارد ، علل دارد. اي مالك رعيت لغزش دارد، چه عمد، چه خطاء،اگر انجام دادند تو با آنها جوري رفتار كن كه توقع داري خدا با تو رفتار كند. حالا براي يك همچو كسي بايد تمام دنيا عزا بگيرد يا نه؟ كي شناخت علي بن ابي طالب را؟ كسي كه زير پرچم او با كفار اين جور رفتار مي شود ببين با مسلمانان معامله چه جور است؟
    آنچه مهم است اين است كه عقل مبهوت است: امپراطوري روم ، شاهنشاهي ايران مسخّر شد برايش، همه در قبضه قدرتش. فكر كنيد. اينها را دانشگاهي ها تأمل كنند، علماء مملكت دقت كنند، بفهمند ، چه خبر است. چه غوغاست. كسي كه ايران امروز يك ايالت نشين او بوده ، تا برسد به بقيه امپراطوري روم ، شاهنشاهي ايران زير دو پايش، يك مرتبه يهودي آمد جلو ، گفت: يا علي! اين زرهت كه در آنجاست مال من است. فرمود : اين زره من است از دستم افتاده. گفت: يا علي! اين زره مال من است، من دست برنمي دارم تا حاضر بشي پيش قاضي. اينها را فكر كنيد. همچو كسي، آن هم كسي كه از جهت معنا ، 124هزار پيغمبر زير پرچم اويند؛ آدم و من دونه تحت لوائي، و آن لواء در دست علي بن ابي طالب است، از اين طرف هم حكومت دنيا در قبضه اقتدارش است، با يهودي آمد پيش قاضي. قاضي ديد زره در دست يهودي است. حكم كرد كه زره مال يهودي است. حالا فكر كنيد. قاضي عليه او حكم كرد، آن هم به نفع يهودي. امير المؤمنين زره را به يهودي تحويل داد. يك مرتبه يهودي افتاد روي قدمش. گفت: يا علي! زره مال خودت بود، من همه اين بساط را به راه انداختم كه ببينم اين دين همان ديني است كه موسى خبر داده، اين ادعا را به ناحق كردم. تو در مقابل مثل مني حاضر شدي، به محكمه آمدي، آن هم حكم قاضي را به حسب ظاهر يد من پذيرفتي، همه مقصد اين بود كه بدانم تو هماني كه موسي خبر داده كه جانشين خاتمي. أشهد ان لا اله الا الله... افتاد روي قدمش، مسلمان شد. حضرت زرهش را به او داد، هفتصد درهم هم به او داد. يهودي در صفين در ركاب اميرالمؤمنين شهيد شد.
    اين است علي بن ابي طالب. اين منشور حكومتش. اين هم عملش. دنيا كجا ديده بشري كه اقاليم هفت گانه بما تحت افلاكها همه را به او بدهند تا يك پوست جو از دهن يك مورچه بگيرد، هفت اقليم را ببازد و آن پوست جو را از دهن مورچه نگيرد. براي همچو كسي ، بشريت بايد عزا بگيرد.
    كه بود ؟ چه كرد؟ اين زندگي جه بود؟از آن روزي كه در خانه خدا به دنيا آمد بيت الله شد مولِد او. بيت الله شد مشهد او. در تاريخ همچو مقامي پيدا نشده. در خانه خدا به دنيا آمدن، در خانه خدا شربت شهادت نوشيدن. عقل مبهوت است.
    صبحي كه آمد به نماز، آن شب مهمان دخترش بود. دختر براي پدري كه سلطنت بر ربع مسكون دارد، يعني مشرق و مغرب تحت حكومتش است، سفره اي كه تهيه كرده بود ، نان جو بود و نمك و شير. سر سفره كه نشست گفت: كى ديدي پدرت سر يك سفره دو خورشت بخورد؟ آمد نمك را بردارد كه با نان جو و شير افطار كند فرمود: نمك را بگذار، شير را بردار. با نان جو و نمك افطار كرد. چرا؟ براي اين كه مبادا در سرزمين حجاز و يمامه يكنفر باشد كه سفره اش از سفره علي كم رنگ تر است. همچو كسي است كه وقتي شمشير به آن فرق خورد جبرئيل بين زمين و آسمان گفت: تهدّمت والله اركان الهدي، إنفصمت والله العروة الوثقي
    اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل ساعة ولياً و حافظا و قائداً و ناصرا و دليلا و عينا حتى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا

  6. 2 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله وحید خراسانی :

    گریه*ی خاتم الانبیاء (صلی الله علیه وآله) بر فرق شکافته*ی امیرمؤمنان (علیه السلام)

    اگر خاتم (صلی الله علیه وآله) گريه كند، 124 هزار پيغمبر ناله مي*زند. وقتي اشک او از چشمش جاری شود جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به خود مي*لرزد. وقتی قلب پيغمبر خاتم (صلی الله علیه وآله) بشكند و اشک او جاری شود، عرش و كرسی و لوح و قلم مي*لرزد. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گريه كرد. گفت: يا رسول الله، چرا گريه مي*كنی؟ فرمود: يا علی، گريه*ام برای آن وقتی است كه در اين ماه، ضربت به فرق تو مي*خورد. اين ماه، ماه چنین كسی است. حالا عاقلی بايد فكر كند، واقعه*ای كه هنوز اتفاق نيفتاده، خاتم انبياء (صلی الله علیه وآله)، قطب دائره*ی وجود، تاج سر اولين و آخرين، برای فرق شكافته او گريه مي*كند.

  8. 2 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  9. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:


    زمامداري علوي (نوشتاري از حضرت آيت الله العظمي صافي در بيان ويژگي*هاي زمامداري اميرالمؤمنين علي عليه السلام)


    درباره شخصيّت عظيم علي عليه السّلام، با اين*كه هزاران كتاب نوشته شده، مرور زمان روز به روز وسعت و عظمت آن را آشكارتر مي*سازد و هر كس در مطالعه تاريخ زندگي و فضيلت آن حضرت وارد مي*شود، خود را در برابر عظمت*هايي تازه مي*بيند كه گمان مي*كند بر ديگران مجهول مانده است. يكي از ابعاد عظيم شخصيتي اميرالمؤمنين علي عليه*السلام، روش زمامداري آن حضرت است.
    روش حكومت و زمامداري در اسلام و رابطه حكومت و جامعه، بر اساس مساوات، عدالت، احترام، رعايت حقوق همگان، توجّه به آزادي افراد، همكاري*هاي صميمانه و حذف تشريفات بيهوده قرار دارد.
    در اسلام، فردي حاكم است كه مسئوليّتش از ديگران بيشتر و خطيرتر باشد. حاكم مانند برادري مهربان و خادمي دلسوز و امين، وظيفه خود را انجام مي*دهد و حكومت را وسيله اشباع غرايز حيواني و كبر و نخوت قرار نمي*دهد.
    حاكم نمي*تواند خود يا خويشانش را بر ديگران ترجيح دهد يا زندگي پرتجمّلي داشته باشد يا الگوي زندگي*اش را كسري و قيصر قرار دهد يا بيش از حقّ خود از بيت المال بردارد و با اين اعمال، از مردم ساده و محروم فاصله بگيرد.
    حاكم بايد به قدري به مردم نزديك باشد كه هر كس در هر رتبه و مقامي كه باشد، ساده و بي پيرايه در مجلس او بنشيند و از جانب ديگران تحقير نشود.
    حكومت در جامعه اسلامي بايد جستجوشمه درخشان عدالت اسلام بوده و از هر گونه استبداد و استثمار، پاك و منزّه باشد.
    حكومت علي عليه السّلام نشان*دهنده تمام اين اصول و روشن*ترين تجلّي حكومت به تمام معني انساني و معرّف حقيقي روح عدالت و مساوات اسلام بود.
    علي عليه السّلام تنها كسي بود كه بعد از پيغمبر صلّي الله عليه وآله وسلّم به اهداف و تعاليم اسلام آگاه بود. او آيينه تمام*نماي نظام اسلام، عدالت اسلام و همه برنامه*هاي اسلام بود. از اين جهت، حكومتش نيز روشنگر مفاهيم اسلامي در حكومت و سياست و اداره اجتماع و احترام به اصول آزادي و مساوات بود. او زمامداري بود كه حوايج خود را شخصاً عهده*دار مي شد.
    هر گاه امام به بازار مي*رفت و كالايي مي*خريد، خودش آن را به منزل حمل مي*كرد. گاهي اوقات در حالي كه بيت المال مسلمين در اختيارش بود، شمشير خود را در معرض فروش مي*گذارد.
    ايشان همواره با ضعيفان و بينوايان مصاحبت داشت و از آن*ها دلجويي مي*كرد و به كارها و شكايات و مظالم، شخصاً رسيدگي مي*نمود. نان جو مي*خورد و از غذاهاي لذيذ تناول نمي*كرد و مي فرمود:
    «عَلِّلِ النَّفْسَ بِالْقُنُوعِ وَ اِلا طَلَبَتْ مِنْكَ فَوْقَ ما يَكْفيها؛ نفست را به صفت قناعت مداوا كن و الا از تو چيزي طلب مي*كند كه تو توان كفايت*كردن آن را نداري.» [1]
    امام لباس خود را وصله مي*زد و جامه وصله*دار مي*پوشيد و مي*فرمود: «يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَتَذُلُّ بِهِ النَّفْسُ وَيَقْتَدي بِهِ الْمُؤْمِنُون؛ قلب انسان به وسيله لباس مندرس، فروتني مي*يابد و نفس انسان خوار مي*شود و ديگر مؤمنين نيز از اين روش درس مي*گيرند.»[2]
    هنگامي كه آن حضرت به سوي شام مي*رفت، دهقانان انباز ايشان را ديدند، پياده شدند و مراسمي انجام دادند. حضرت فرمود: اين چه كاري است كه انجام داديد؟
    گفتند: مراسمي است كه با آن به اميران (زمامداران) احترام مي*كنيم.
    مولا فرمود: «وَ اللهِ مَا يَنْتَفِعُ‏ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ وَ إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِي دُنْيَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِي أُخْرَاكُمْ‏؛ به خدا قسم. اميران شما از اين امر سودي نمي*برند و شما خود را در دنيا به رنج و زحمت مي*اندازيد و در آخرت به اين كار، شقي و بدبخت مي*شويد.»[3]
    وقتي يكي از افراد، در حالي كه حضرت، سوار بودند چند قدمي به عنوان احترام، پياده امير مؤمنان را مشايعت كرد. اين عمل بر خاطر مَعدلت مآثِرِ آن حضرت گران آمد، فرمود: «اِرْجِعْ فَاِنَّ مَشْي مِثْلِكَ مَعَ مِثْلي فتنةٌ لِلْوالي وَ مَذِلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ؛ برگرد كه همانا راه*رفتن مثل تو با من فتنه براي پادشاه و خواري و ذلّت براي مؤمن است»[4]
    يعني اين گونه رفتار و احترام، باد در بيني اوليا و زمامداران مي*اندازد و آنان را به نخوت و تكبّر تشويق مي*كند و كرامت و شرافت و عزّت نفس مؤمن را تباه مي*سازد.
    يكي از اصحاب، در مدح و ثناي آن حضرت بسيار سخن گفت. مولا آن را از او نپذيرفت و به او و ديگران تذكّر داد كه برنامه حكومتي او، برنامه*هايي كه اسلام آن را ميرانده است، نيست و از اين مدح*ها و سپاس*ها، ناراحت است و دوست ندارد از كسي اين ثناخواني*ها را بشنود، زيرا خداوند در حمد و سپاس و نيايش و عظمت و كبريا، از هر كس سزاوارتر است.
    آري! اين ثناخواني*هاي رو در رو، در حضور زمامداران، ادوار «اَكاسِرِه» و «قياصِره» را كه اسلام پشت سر گذارده، تجديد مي*كند.
    از جمله، آن حضرت فرمود: با من آن گونه كه با ستمكاران و جبّاران سخن گفته مي*شود، سخن نگوييد و از من آن*گونه كه در حضور پادشاهان تحفّظ كرده مي*شود، تحفّظ نكنيد (آنچه را مي*خواهيد، با الفاظ و عبارات عادي بيان داريد) و تملّق و چاپلوسي ننماييد و گمان نكنيد كه من از شنيدن سخن حق ناراحت مي*شوم.
    تا به اينجا كه مي*فرمايد: «فَاِنَّما اَنَا واَنْتُمْ عَبيدٌ مَمْلُوكُونَ لِرَبٍّ لا رَبَّ غَيْرُهُ؛ پس همانا من و شما بندگان مملكوك پروردگاري هستيم كه پروردگاري غير از او نيست.»[5]
    به نظر ما تمام حسن روابط حكومت با جامعه در درك همين جمله است كه حاكم به راستي در يابد كه در بندگي، هيچ برتري بر رعايايش ندارد و همه بنده و مملوك پروردگار جهان مي*باشند.
    اينجاست كه همه توقّعات بي*جا از بين مي*رود؛ تمام تكبّرها، خودخواهي*ها، فرعونيّت*ها و فخر فروشي*ها نابود مي*شود؛ تمام تشريفات حذف مي*گردد و وجود حاكم، الگوي تواضع و فروتني و ادب نسبت به رعايا مي*شود و اگر رعيّت هم اين معني عالي را درك كند، وجودش سرشار از عزّت نفس و شرافت مي*شود و از تملّق و نيايش و نسبت دادن عناوين و القاب و مدايح بي معني، ابا مي*ورزد؛ در نتيجه عالي*ترين روابط بين جامعه و حكومت برقرار مي*گردد.

    [1] مستدرك الوسائل، ج 7، ص 365.

    [2] شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 23.

    [3] شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 10.

    [4] شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 77.

    [5] چون اين خطبه مشتمل بر مطالب عاليه ارزنده است، شايسته است كه مورد كمال توجّه و دقّت اهل معرفت واقع شود; قسمت هايي از آن در نهج البلاغه، و متن كامل آن در روضه كافي روايت شده است.

  10. 2 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  11. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:



    علي عليه السلام را نمي*توان شناخت؟(نوشتاري از حضرت آيت الله العظمي صافي در وصف اميرالمؤمنين علي عليه السلام)



    در ميداني كه پيامبر اعظم، عقل كل، خاتم رسل و هادي سبل صلّي* ‎الله عليه و آله وسلّم، بر حسب احاديث معتبر و مشهور بين ‎المسلمين، از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام، آن همه تمجيدات و تعريفات رسا و پر از معنا فرموده باشد و او را با حق و با قرآن، و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غير قابل افتراق دانسته باشد و گاه فرموده باشد:
    «وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ لَا أَنْ‏ تَقُولَ‏ طَوَائِفُ‏ مِنْ‏ أُمَّتِي‏ فِيكَ مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ الْيَوْمَ فِيكَ مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ لِلْبَرَكَةِ.»[1]
    و گاهي با زبان معجزْ بيان و حقيقت*ترجمان، فرموده باشد: «لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِيَاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ‏ كُتَّابٌ‏ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ.»[2]
    يا ارزش يكي از ميدان*هاي جهاد آن مجاهد في سبيل‎الله را در راه اعلاي كلمة الله و دفاع از حق، افضل از عبادت جنّ و انس و يا تمام امّت معرفي كرده باشد، ديگران در مدح و ثناء آن حضرت چه مي‎توانند بگويند؟!
    از آن شخصيت عظيم كه بعد از رسول خدا صلّي*‎الله عليه و آله و سلّم اشرف كلمات الهيّه، اكبر آيات ربّانيه، ادلّ دلايل جامعه، اتمّ براهين ساطعه، وسايل كافيه و مظهر العجايب و معدن الغرايب است و مالك كلّ عظمت*هاي انسان مافوق و برتر و خليفة ‎الله بر حق است و دوستي او عنوان صحيفه مؤمن و علامت طهارت مولد است، اگر انسان، همه زبان‎هاي گويا را در دهان داشته باشد و با هر كدام از آنها جاودانه مدح و ثنا بگويد، از حرف نخستين مدح او، بيشتر نخواهد گفت و زبان حالش اين شعر خواهد بود:
    ايـن شرح بي‎نهايت كز وصف يار گفتند
    حــرفي است از هزاران كاندر عبارت آمد
    حقيقت اين است كه با جمله‎ها و كلماتي كه حروف آنها از بيست و نه حرف بيشتر نيست، نمي‎توان از بزرگ بنده خاص و مخلص خدا، كه در آيات بسياري از قرآن، خداوند متعال، خود او را وصف و مدح فرموده است، توصيف و ستايش كرد؛
    وَ إن قَمِيصاً خيطَ مِنْ نَسْجِ تِسْعَةٍ
    وَ عِشْـرينَ حَرْفاً عَنْ مَعاليهِ قَاصِرٌ
    مدايح شايسته‎اي كه از آن امام عظيم، رهبر موحّدان، پيشواي مجاهدان، سرور زهّاد و دادگران و اميرمؤمنان شده، هر چه رسا و شيوا بوده، به ناحيه*اي از نواحي عظمت آن حضرت اشارت دارد.
    آن كه در مجلس معاويه و به درخواست و اصرار او، امام را به اين سخنان توصيف كرد:
    «كَانَ وَ اللهِ‏ بَعِيدَ الْمُدَى‏ شَدِيدَ الْقُوَى يَقُولُ فَصْلًا وَ يَحْكُمُ عَدْلًا يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ مِنْ نَوَاحِيهِ يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتِهَا وَ يَسْتَأْنِسُ بِاللَّيْلِ وَ وَحْشَتِهِ كَانَ وَ اللهِ غَزِيرَ الْعَبْرَةِ طَوِيلَ الْفِكْرَةِ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ‏ وَ يُخَاطِبُ نَفْسَهُ وَ يُنَاجِي رَبَّهُ يُعْجِبُهُ مِنَ اللِّبَاسِ مَا خَشِنَ وَ مِنَ الطَّعَامِ مَا جَشِبَ كَانَ وَ اللَّهِ فِينَا كَأَحَدِنَا»[3]
    و آن كه با اين جمله*ي كوتاه «إحتياجُ الكُلِّ إلَيْهِ وَ إسْتِغْنائُه عَنِ الكُلِّ دَليلٌ عَلى أنَّه إمَامُ الكُلِّ[4] او را ستود، و آن كه در وصف كلامش مي‎گفت:
    «كَلامُهُ دُونَ كَلامِ الخَالِقِ وَ فَوْقَ كَلامِ الْمَخْلُوقينَ»[5]
    و آن كه مي‎گفت:
    «لَوْلا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَر»[6] و «لَوْ لَا سَيْفُهُ لَمَا قَامَ لِلْإسْلامِ عَمُودٌ»[7]
    وآن كه مي‎گفت:
    «قُتِلَ في مِحْرابِ عِبادَتِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ»[8]
    و آن بانوي شجاع و با معرفتي كه او را در حضور معاويه به اين دو شعر، مدح نمود:
    «صَلَّى الإلهُ عَلـى جِسْمٍ تَضَمَّنَهُ
    قَبْــرٌ فَـاَصْبَحَ فيهِ الْعَدْلُ مَدْفوناً
    قَدْ حالَفَ الْحَقُّ لا يبْغي بِهِ بَدَلاً
    فَـصارَ بِالْعَدْلِ وَ الايمَانِ مَقْروناً»[9]
    و آن مرد مسيحي كه آن شخصيت بزرگ آفرينش و آن يگانه نمايش كمال وجود محمّدي را به اين جمله ستايش كرده است:
    «في عَقيدَتي اَنَّ عَليَّ بْنَ أَبي طالِب اَوَّلُ عَرَبِيّ لازَمَ الرُّوحَ الْكُلِّيةَ فَجاوَرَها وَ سامَرَها»[10]
    و آن شاعر پاك نهاد كه سروده است:
    ابــر دوش پيغمبر پــاك رأي
    خـدا دست سود و خداوند پاي
    و آن كه اين شرف و عزّت را به اين بيان شرح داد:

    «اَلنّبِي الْــمُصْطَفى قالَ لَنا
    وَضَــعَ اللهُ عَلى ظَهْري يداً
    وَ عَلِيٌ واضِـــعُ رِجْلَيهِ لي



    لَيلَــة الْـمِعْراجِ لَمّا صَعِدَهُ
    فَاَرانِي الْقَلْــبَ اِنْ قَدْ بَرَّدَهُ
    بِمَكان وَضَـعَ اللهُ يــدَهُ»[11]



    همه و هر يك به منقبتي از مناقب آن حضرت اشارتي كرده‎اند.
    با اين همه كه علما و حكما، چهارده قرن است از فضايل او گفته‎اند، تا علم، فضيلت، زهد، عدل و كمالات انساني مورد ستايش است، آيندگان او را ستايش خواهند كرد و با اين قصايد و اشعار بي‎شمار و هزارها كتاب و مقاله كه پيرامون شرح شخصيت اين انسان أكمل و والا نوشته‎اند و همه داد سخن را داده‎اند، باز هم همانند روزهاي نخست براي گويندگان و انديشمندان، مجال سخن باز و بلكه بازتر شده است.
    همان*طور كه در احاديث شريفه بيان شده است، علي عليه*‎السّلام معجزه*اي است كه خداوند به رسول گرامي*اش خاتم الانبياء صلّي ‎الله عليه و آله و سلّم عطا فرمود؛ معجزه‎اي كه از همه معجزات انبياي گذشته، بزرگتر و حيرت*انگيزتر است و بجاست كه بگوييم اين سخن حضرت صادق عليه*‎السّلام را: «الصُّورَةُ الإنْسَانِيَّةُ هِيَ أكْبَرُ حُجَجِ اللهِ عَلى خَلْقِهِ وَ هِيَ الكِتابُ الَّذي كَتَبَه بِيَدِهِ وَ هِيَ الهَيْكَلُ الّذي بَناهُ بِحِكْمَتِهِ وَ هِيَ مَجْمُوعُ صُوَرِ العَالَمينَ وَ هِيَ المُخْتَصَرُ مِنَ العُلُومِ في اللَّوحِ الْمَحْفُوظِ»[12] به واسطه شخصيتي، مثل علي عليه*‎السّلام بيان واقع و حقيقت مي‎شود.
    با عالم بزرگ معتزله ابن أبي الحديد هم*نوا شده، مي‎گوييم:
    «هُوَ النَّبَأُ الْمَكْنُونُ وَ الجَوْهَرُ الّذي
    تَجَسَّدَ مِنْ نُورٍ مِنَ القُدْسِ زاهِــر
    وَ وَارِثُ عِلْـمِ المُصْطَفى وَ شَقيقِه
    أخاً وَ نَظيراً فِي العـلى و الأواصِر
    وَ ذُو المُعْجِزاتِ الوَاضِـحاتِ أقلّها
    الظُّهور عَلى مُسْتَـوْدِعاتِ السَّرائر
    ألا إنَّما التَّوْحيدُ لَوْلا عُلــــومُهُ
    كَعَــرْضَةِ ضِلّيــلٍ وَ نَهْبَةِ كافر»[13]
    پس، سزاوار است كه زمين ادب ببوسيم و خداوند متعال را به نعمت ولايت آن حضرت و فرزندان بزرگوارش، تا حضرت صاحب وقت، وليّ عصر و مالك امر، مولانا المهدي ارواح العالمين له الفداء حمد و سپاس بگوييم.



    [1]. بحار الأنوار، جلد ‏40، باب 91، حديث 114.

    [2]. بحار الأنوار، جلد ‏40، باب 91، حديث 114.

    [3]. بحار الأنوار، جلد ‏41، باب 107، حديث 28.

    [4]. بغية الوعاة سيوطي، صفحه 243؛ تنقيح المقال مامقاني، جلد 1، صفحه 402، شماره 3769.

    [5]. شرح نهج البلاغة ابن أبي*الحديد، جلد ‏1، صفحه 24.

    [6]. شرح نهج البلاغة ابن أبي*الحديد، جلد ‏1، صفحه 11.

    [7]. همان، جلد 12، صفحه 83.

    [8]. جرج جرداق مسيحي در كتاب «الامام علي صوت العدالة الإنسانية».

    [9]. بلاغات النساء ابن ابي طاهر، صفحه 48، كلام سودة بنت عمارة رحمها الله.

    [10]. نقل*شده از جبران خليل جبران دانشمند مسيحي در كتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانية» جرج جرداق، جلد 1، صفحه 364.

    [11]. اين اشعار منتسب به شافعي است كه در كتب مختلف نقل شده است از جمله: تاريخ الخميس ديار بكري، جلد 2، صفحه 87؛ الغدير علّامه اميني، جلد 7، صفحه 12.

    [12]. به نقل از تفسير صافي، ذيل آيه 2 سوره بقره.

    [13]. القصائد السبع العلويات ابن ابي الحديد، القصيدة الخامسة.


  12. 2 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  13. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله العظمی خامنه ای :
    شرح حدیث جلسه چهلم

    دوری از چهار صفت

    من مواعظ علي «عليه السلام»:
    من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مكروهٌ أبداً قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنين! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّواني.

    (تحف العقول صفحه 222)
    هركس اين چهار صفت را از خود دوركند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دست‏اندركاران و رؤسأ جامعه، هيچ‏گاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
    1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميم‏گيرى كند يا كارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است).
    2- لجاجت، يكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامن‏گير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله‏اى است كه چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ كرده حاضر نيست عقب‏نشينى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
    3- مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقص‏ها و ضعف‏هاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
    4- كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخير انداختن.
    بنده، در اثر تجربياتى كه در سالهاى متمادى پيدا كردم به اين نتيجه رسيدم كه اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زيان‏هايى كه متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.

  14. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  15. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله خامنه ای :
    شرح حدیث

    جلسه سی و هفتم

    توجه به حقيقت اعمال

    من وصيّته «عليه السلام» لكميل بن زياد:
    يا كميل! ليس الشّأن أن تصلّي وتصوم وتتصدّق، الشّأن أن تكون الصلوة بقلبٍ نقىّ وعمل عنداللّه مرضيّ وخشوع سوىّ وانظر فيما تُصلّي وعلى ماتصلّي ان لم يكن من وجهه وحلّه فلا قبول.

    (تحف العقول ص174)
    از اين جملات كه حضرت، شاگرد باوفاى خود را از قشر ظاهرى به ماوراى آن و به باطن و حقيقت اعمال، نفوذ مى‏دهد، استفاده مى‏شود كه هر عملى، جسمى دارد و روحى، و اگر روح نباشد، جسم مرده و بى‏ارزش است. نبايد به پوست بدون مغز، دل خوش كنيم، لُبّ و مغز مهم است، همان طور كه امام سجاد «عليه السلام» مى‏فرمايد: «اللهم ارزقني... لبّاً راجحاً»
    در نماز هم كيفيتِ آن مهم است، بايد نماز را با قلب پاك و خضوع و كردارى كه موجب خشنودى خدا است، انجام داد. اگر نماز در مكان و جامه غصبى و غير حلال انجام شود مورد قبول الهى نيست.
    البته گرچه اين روايت در مورد نماز وارد شده، ولى همه اعمال همين طور است حتى فعاليت‏هاى سياسى هم، بايد همراه با روح اصلاح امت اسلامى باشد و در غير اينصورت مطلوب ذات بارى نيست.

  16. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  17. #9
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    مقام معظم رهبری:

    «نكته*اى كه براى ما، مسؤولين و كارگزاران نظام اسلامى در ايران، اهميت دارد، اين است كه وقتى در رأس نظام اسلامىِ نبوى - يعنى نظام اسلامىِ ساخته دست مقدّس پيغمبر در صدر اوّل - انسانى مثل اميرالمؤمنين عليه*الصّلاةوالسّلام گذاشته مى*شود، معنايش اين است كه در همه تاريخ، در همه مسؤوليتهاى اساسى در نظام اسلامى، بايد معيارها رعايت شود. رعايت معيارها هم، مخصوص رياست جامعه اسلامى نيست؛ بلكه اهميت دادن به ارزشها، معيارها و ملاكهاى اسلامى، يك امرِ سارى و جارى در كلِ*ّ جامعه اسلامى است، و اين است كه بركات را متوجّه مسلمين مى*كند.»

    ۱۳۷۳/۰۳/۰۸

  18. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  19. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    پيام حضرت آيت الله العظمي نوري همداني«مد ظله» در رابطه با تهاجم و تخريب مضجع محترم حضرت زينب سلام*الله عليها

    بسم*الله الرحمن الرحيم

    يكي از بزرگترين مصيبت*هائي كه امروز عالم اسلام با آن مواجه است بوجود آمدن مسلكي به عنوان سَلَفي، تكفيري وهابي است كه با تكيه بر منطق بسيار سخيف و واهي به تخريب و كشتار و ايجاد مشكلات براي مسلمانان مشغول مي*باشند و از طرف دشمنان اسلام نيز تقويت مي*شوند.
    ما اكنون در اين رابطه تهاجم و تخريب مضجع محترم حضرت زينب سلام* الله عليها در سوريه را محكوم مي*كنيم.
    وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ

    حسين نوري همداني
    29/4/1392

  20. 2 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  21. #11
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    تصاوير تشرّف عزاداران اميرالمؤمنين عليه السلام در معيت حضرت آيت الله العظمي صافي مدظله العالي به حرم مطهر امام رضا عليه السلام/21 رمضان 1434



    http://saafi.net/fa/node/7380

  22. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  23. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت* الله العظمی مکارم* شیرازی (مدظله) در مراسم احیای شب نوزدهم ماه مبارک رمضان
    هشدار معظّم له نسبت به فعالیّت مکاتب انحرافی



    امروز این مکتب ها به دنبال منحرف کردن نسل جوان جامعه است و اقداماتی را انجام می*دهد که بسیار شرم آور است.
    حضرت آیت*الله العظمی مکارم* شیرازی (مدظلّه) در مراسم احیای شب نوزدهم ماه مبارک رمضان که در مدرسه امام امیرالمؤمنین(ع) برگزار شد، فرمودند: امیدواریم بتوانیم فضایل شب*های قدر را به درستی درک کنیم، شب قدر شبی است که رحمت خداوند شامل حال مسلمانان می*شود.
    تقارن شب قدر با شهادت حضرت علی(علیه السلام) بهترین فرصت برای آمرزش گناهان
    ایشان با اشاره به این*که تقارن شب*های قدر با ایام شهادت حضرت علی(علیه السلام) بهترین فرصت برای آمرزش گناهان است، افزودند: ما باید برای آمرزش گناهان، حضرت علی(علیه السلام) را به عنوان شفیع نزد پروردگار قرار دهیم.
    معظّم له با بیان این*که رحمت پروردگار عالم بی*انتها است، اظهار داشتند: در این شب قدر هر فردی می*تواند با توجه به استعداد و ظرفیّتی که دارد از رحمت خداوند بهره*مند شود.
    دعا برای حلّ مشکلات مسلمانان از جمله بهترین اعمال در شب قدر
    حضرت آیت*الله العظمی مکارم شیرازی توجه بیشتر به توبه، عمل به قرآن و احادیث اهل*بیت(علیهم السلام) را خواستار شده و خاطرنشان کردند: دعا کردن برای حلّ مشکلات مسلمانان از جمله بهترین اعمال در شب قدر است.*
    ایشان به سخنی از امیرمؤمنان(علیه السلام) خطاب به کمیل بن زیاد اشاره کرده و فرمودند: حضرت علی*(علیه السلام) در این سخن انسان*ها را سه گروه معرفی کرده است که گروه نخست از علمای ربّانی تشکیل می*شوند و جایگاه والایی نزد پروردگار دارند.
    معظّم له با بیان این*که گروه دوم افرادی هستند که در مکتب علما و دانشمندان حضور پیدا کرده و از هدایت*های ایشان بهره*مند می*شوند، تصریح کردند: این افراد هم در زمره خوبان قرار دارند و دارای تکیه*گاه محکمی هستند.
    ایشان ابراز داشتند: گروه سوم انسان*ها را افراد نادان تشکیل می*دهند چون نه عالم هستند و نه با علما نشست و برخاست دارند و چنین افرادی از تکیه*گاه محکم برخوردار نبوده و جایگاه خوبی هم ندارند.
    حضرت آیت*الله العظمی مکارم شیرازی ادامه دادند: متأسفانه امروز هم در جامعه ما این کلام حضرت علی(علیه السلام) مصداق دارد و مشاهده می*کنیم که در جامعه کنونی ما هم افرادی هستند که با هر صدایی که بلند می*شود همراه شده و به راه می*افتند.
    مراقبت از جوانان نسبت به استفاده از ماهواره
    ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به رواج ماهواره، اینترنت و فیلم*های مستهجن اشاره کرده و افزودند: خانواده*ها باید نسبت به عواقب استفاده از ماهواره دقّت کرده و هوشیار باشند و از جوانان خود در برابر چنین تهاجماتی مراقبت کنند.
    معظّم له با اشاره به این*که برخی* افراد به نظام اسلامی خرده می*گیرند که چرا نسبت به جمع*آوری ماهواره* اقدام می*شود، فرمودند: پاسخی که به این افراد می*شود داد این است که 90 درصد برنامه*های ماهواره فاسد است.
    تشدید فعالیّت مکاتب انحرافی نوعی هشدار برای جامعه است
    ایشان در ادامه با هشدار نسبت به تشدید فعالیت مکاتب انحرافی تصریح کردند: امروز این مکتب ها به دنبال منحرف کردن نسل جوان جامعه است و اقداماتی را انجام می*دهد که بسیار شرم آور است.
    حضرت آیت*الله العظمی مکارم شیرازی با تبیین آثار سوء مکاتب انحرافی، اظهار داشتند: انسان باید در زندگی به قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) تمسّک کند و خود را از هرگونه انحراف مصون بدارد.
    هیچ حاکمی در طول تاریخ همانند امیرمؤمنان(علیه السلام) با مردم رفتار نکرده است
    ایشان ویژگی*های زندگی پیشوای نخست شیعیان را مورد توجه قرار داده و فرمودند: حضرت علی(علیه السلام) با توجه به این*که در اوج قدرت بودند ولی زندگی بسیار ساده*ای داشته و همواره حامی ایتام و محرومان بوده و هیچ حاکمی در طول تاریخ همانند ایشان با مردم رفتار نکرده است.
    معظّم له در پایان با بیان این*که پیشوایی امیرمؤمنان علی(علیه السلام) برای ما شیعیان افتخار بزرگی است، ابراز داشتند: حضرت به ما، درس ساده*زیستی، مهربانی، عبادت خالصانه، گرفتن حق ظالم از مظلوم، سرپرستی یتیمان و شجاعت را آموخته است و باید قدم جای پای ایشان بگذاریم.

    « 1392/05/10 »

  24. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    سخنان بزرگان درباره آيت الله اراكى (ره )

    1 - حضرت امام خمينى (ره ): اگر ايشان در صحنه كربلا حاضر بودند عدد شهداى كربلا 73 نفر مى رسيد.

    2 - آيت الله سيد محمد تقى خوانسارى : اگر كوهى از طلا و كوهى از خاكستر بوده باشد در نظر او ((آيت الله اراكى )) يكسان است و تمام حواس او متوجه مطالعه و درس و بحث است .

    3 - آيت الله سيد احمد خوانسارى (ره ): او ((آيت الله اراكى )) گنجينه علم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى است .

    4 - آيت الله گلپايگانى : من خدا را شكر مى كنم كه زنده ماندم و شاهد تجليل از ايشان هستم ، هميشه تاءسف مى خوردم كه چرا از اين عالم بزرگوار تقدير لازم بعمل نمى آيد.

    5 - آيت الله شيخ مرتضى حائرى (ره ): هر آنچه نزد پدرم حاج شيخ عبدالكريم بوده است ، پيش ايشان يافت مى شود.

  25. #14
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    آيت الله مرعشى سخت مقيد بود كه نمازهاى خويش را در وقت فضيلت و با جماعت برگزار كند، در برخى از يادداشتهاى ايشان آمده است : هنگامى كه در قم سكونت كردم صبحها در حرم حضرت معصومه (س ) اقامه جماعت نمى شد و من تنها كسى بودم كه اين سنت را در آنجا رواج دادم و از شصت سال پيش صبح زود و پيش از باز شدن درهاى حرم مطهر و زودتر از ديگران مى رفتم و منتظر مى ايستادم ، اين انتظار گاهى يك ساعت قبل از طلوع فجر بود، در زمستانها كه برف همه جا را مى گرفت بيلچه كوچك به دست مى گرفتم و راه خود را باز مى كردم تا خود را به صحن مطهر مى رسانيدم ، در آغاز خود به تنهائى نماز مى خواندم تا پس از مدتى يك نفر به من اقتدا كرد و پس از آن كم كم افراد ديگر اقتدا كردند و به اين ترتيب نماز جماعت را در حرم مطهر آغاز كردم و تا امروز كه شصت سال از آن تاريخ مى گذرد ادامه دارد و آهسته آهسته ظهرها و شبها نيز اضافه شد و از آن پس * روزى سه بار در مسجد بالاى سر حضرت معصومه (س ) و صحن شريف نماز مى خواندم .
    آيت الله مرعشى نجفى
    مناعت طبع
    سيره عملى

  26. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  27. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حجت الاسلام حاج سيد باقر از قول والدشان آيت الله العظمى آقاى گلپايگانى نقل كرده اند كه فرموده است در اوائل كشف حجاب به دستور رضاشاه هر كدام از علما براى مبارزه با آن نظرى داشتند و من بسيار ناراحت بودم از اينكه وظيفه ما چيست چاره نديدم جز اينكه توسل به حضرت ولى عصر اروحنا فداه پيدا كنم و استمداد از آن حضرت بنمايم ، عرض كردم : يا بن الحسن وظيفه مرا معين نمائيد شب در عالم خواب ديدم تابلوى بسيار بزرگيست با خطى درشت و خوانا نوشته شده : (( فاذا ظهر عليكم الفتن فعليكم بشيخ عبدالكريم )) از خواب بيدار شده خدمت مرحوم حاج شيخ رفته خوابم را نقل كردم و ايشان فرمودند: بايد كمر را بست تا از هر راه ممكن اقدام نمائيم .

  28. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  29. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    آيت الله شيخ احمد سبط الشيخ گفته است : در زمان شيخ ((مرتضى انصارى )) والى بغداد طلبه اى را گرفته و به بغداد آورده بودند به محض * اينكه شيخ فهميد در درس حاضر نشد چند نفر از طلبه ها به خدمتشان رفتند، فرمودند: نمى خواهم درس بدهم بلكه مى خواهم از نجف هم بيرون روم براى اينكه شنيده ام والى افرادى را فرستاده و طلبه اى را گرفته اند طلبه بايد در جائى زندگى كند كه امن و امان باشد تا بتواند تحصيل كند فردا هم شايد مرا گرفتند و بردند چه كنم ؟
    به دنبال درس شيخ نجفيها همه تعطيل كردند در كربلا هم وقتى فهميدند درسها را تعطيل كردند والى مجبور شد آن طلبه را با كمال احترام خدمت شيخ فرستد.

  30. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  31. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    مرحوم فاضل تونى فرمودند: سالى در مشهد مقدس مشغول تحصيل بودم ، در ماه مبارك رمضان آن سال فقط سه سحر توانستم با نان و ماست سحرى بخورم و بقيه را در اثر تنگدستى با نان و پياز گذراندم ولى صفاى باطن و لذت معنوى و روحى را در همان سال يافتم

  32. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  33. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    مرحوم ميرداماد نه تنها از محرمات و مكروهات پرهيز مى كرد بلكه از مباهات كه خلاف ادب به نظر بيايد نيز پرهيز مى كرد چنانچه رسيده است پاهاى خود را دراز نمى كرد چه در منزل و چه در مجلس چون هميشه خود را در محضر پروردگار مى دانست .
    در لالى ءالاخبار مى نويسد تنها هنگام مرگ پاهايش را خودش رو به قبله كرد و عرض كرد: پروردگارا من مدتهاست بى ادبى نكردم اما چون حالا امر خودت هست پايم را دراز مى كنم .

  34. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  35. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    حضرت امام زين العابدين - عليه السلام - هر وقت جوانهايى را مى ديد كه در طلب علم و دانشند به نزديك آنان مى رفت و به آنها مرحبا مى گفت و تشويقشان مى فرمود و مى گفت : (( انتم ودائع العلم ، و يوشك اذا انتم صغار قوم ان تكونوا كبار قوم آخرين )) ((شما وديعه هاى دانشيد كه امروز كوچكان قوم و در آينده نزديك از بزرگان قوم و گروه ديگر مى باشيد.))
    و هرگاه طالب علمى به نزد او مى آمد او را ترحيب و تكريم مى كرد و مى فرمود: (( تو وصى پيامبر خدا هستى و طالب علم قدم به خشك و ترى از زمين نمى گذارد جز اين كه زمين تا هفت طبقه براى او تسبيح مى گويند.))

  36. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  37. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    از كثير بن قيس روايت شده كه مى گفت : با ((ابى درداء)) در مسجد دمشق نشسته بوديم مردى نزدش آمد و گفت : اى ابى درداء من از مدينه (مدينة الرسول ) نزد تو آمده ام براى حديثى كه به من رسيده است تو آن را از پيغبر - صلى الله عليه و آله - نقل كرده اى ، گفت : براى تجارت به اينجا آمده اى ؟ گفت : نه . گفت : انگيزه ديگرى غير از اين نداشتى ؟ گفت : نه ، گفت : شنيدم رسول خدا - صلى الله عليه و آله - مى فرمود: كسى كه در راهى قدم بردارد كه در آن راه دانشى بدست آورد خداوند راهى به بهشت برايش * معين كند و ملائكه از روى رضا و رغبت بالهاى خود را براى دانشجو مى گسترانند و براى عالم طلب آمرزش كنند آنچه در آسمانها و زمين است حتى ماهيهاى دريا...
    بعضى از علما به ابى يحيى بن زكريا بن ساوجى نسبت داده اند كه گفت : در بازار بصره به در خانه بعضى از محدثين رفتيم و با ما مرد بى حيائى بود از روى مسخره گفت : پاهاى خود را از روى بالهاى ملائكه برداريد از مكانش * تكان نخورد تا هر دوپايش در همان جا خشك شد.
    و نيز به ابى داود سجستانى نسبت داده اند كه گفت : در اصحاب حديث مرد مخلوعى بود چون حديث پيغمبر را شنيد كه فرمود: ملائكه بالهاى خود را براى طالب علم مى گستراند در كف كفشش دو ميخ آهنين قرار داد و گفت : راه مى روم بر روى بالهاى ملائكه . پس دردى در پاهايش پيدا شد.
    و ابوعبدالله محمد بن اسماعيل تميمى اين حكايت را در شرح حال مسلم ذكر كرده و گفته است پاهايش و ساير اعضايش خشك شد.

  38. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  39. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    مرحوم سيد نعمت الله جزائرى مى گويد: يكى از مجتهدين اصفهان كه نزد او تحصيل مى كردم در اوايل تحصيلش نزد مجتهد ديگر دانش مى آموخت وقتى كه از علم بهره اى گرفت و دانشمند شد شاگرديش را نزد آن استاد انكار كرد و استادش را فاضل و عالم نمى دانست استادش آگاه شد و نفرينش كرد و گفت : ((خدايا از او سلب كن هر چه از من آموخته و او را مبتلا به فراموشى كن .))
    اتفاقا اين شخص كه مشهور بود در حافظه از قوه حافظه محروم و مبتلا به فراموشى شد و هم اكنون در اصفهان است و من خدا را سپاس مى گويم بر اين كه به ما توفيق خدمت به استاد و استغفار براى آنان را داد و آنان را از من راضى كرد.

  40. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  41. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    در مجلسی ملا عبدالله تسترى از مقدس اردبيلى مساله اى سؤ ال كرد مرحوم مقدس در آن مجلس راجع به آن مساله صحبت نكرد دست ملا عبدالله را گرفت فرمود: برويم به ((وادى السلام )) به زيارت اهل قبور پس هر دو حركت كردند در بين راه مقدس مساءله را شرح داد و با ملا عبدالله تسترى بحث كردند تا جواب مساءله را خوب بيان فرمود مرحوم تسترى گفت : چرا اين نكات جالب را در مجلس بيان نكرديد فرمود: اگر در ميان مردم بود شايد مايه نقصان من و تو مى شد چون هر يك طالب پيروزى بوديم و نفس سوء استفاده نموده و گناهكار مى شديم و از شائبه ريا خالى نبود حالا جز من و تو و خدا كسى نيست

  42. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  43. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    از مرحوم آخوند خراسانى نقل شده كه فرموده اند: ((من با همه تنگدستى و بيچارگى احساس مى كنم كه فكر من به عالمى بلندتر پرواز مى كند و قوه اى است كه روح مرا به خود جلب مى كند...)).
    على عليه السلام فرمود: ((و من عشق شيئا اعشى شيئا بصره و امرض * قلبه فهو ينظر بعين غير صحيحة و يسمع باذن غير سميعة )).
    ((آن كه ديوانه وار به چيزى عشق ورزد چشمش از ديدن حقايق كور مى شود و قلبش بيمار مى گردد و با چشمى معيوب به مسائل مى نگرد و با گوشى ناشنوا (حقايق را) مى شنود)).
    حضرت امام خمينى در جاى ديگر فرمود: ((در كيفيت علوم هر چه برويد سراغ تجملات و - ان شاء الله - نمى رويد از علومتان كاسته مى شود، آنهايى كه اين كتابهاى قطور و پرارزش را نوشته اند زندگيشان يك زندگى طلبگى بوده مثل شيخ انصارى و مثل امثال ايشان )).

  44. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  45. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    مرحوم محدث نورى از مرحوم حاج ملا فتحعلى سلطان آبادى نقل كرده كه فرمود عادت و طريقه من بر اين بود كه هر كس از دنيا مى رفت از دوستان اهلبيت و خبر فوت او را مى شنيدم دو ركعت نماز در شب دفن او براى او مى خواندم خواه آن ميت را بشناسم يا نشناسم و هيچكس از اين طريقه من مطلع نبود تا آنكه يكى از دوستان مرا در راهى ملاقات كرد و گفت : ديشب خواب ديدم فلان شخص را كه در اين ايام وفات يافته است پرسيدم از حال او از آنچه بر او گذشته است بعد از مردن . گفت : من در سختى و بلا بودم تا آنكه آن دو ركعت نمازى كه فلانى خواند و اسم شما را برد آن دو ركعت نماز مرا از عذاب نجات داد خدا رحمت كن پدرش را با اين احسانى كه از او به من رسيد مرحوم حاج ملا فتحعلى فرمود آنگاه آن شخص از من پرسيد كه آن نماز چه نمازى است پس من او را خبر دادم به طريقه مستمره خود براى اموات

  46. کاربر روبرو از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده است .


  47. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    شفای چشم آیت الله العظمی بروجردی بوسیله تربت عزاداری امام حسین(ع)

    مرحوم آيت الله بروجردى مكرر فرموده اند: در ايامى كه بروجرد بودم به ناراحتى و درد چشم بسيار شديد مبتلا شدم اين ناراحتى به حدت شدت گرفت كه تصميم گرفتم در مجلس شركت نكنم ولى باز منصرف شده و دريغم آمد كه روز عاشورا ولو به عنوان استشفاء در مجلس روضه حاضر نشوم . در بروجرد رسم بود كه در روز عاشورا جماعتى از علما و سادات طباطبائى در راءس آنان در هر سن از اذان صبح گل مى گرفتند و تمام بدن خود را گل آلود مى كردند (خاك گل شده با گلاب كه در اصطلاح محلى خره گويند) و ساير مردم نيز به تبع آنان بدن خود را گل آلود مى كردند مرحوم آقاى بروجردى مى فرمودند: وقتى كه اين دسته به منزل ما آمدند من از روى پاى يكى از آنان مقدارى گل برداشتم و به ديده گان بيمار خود ماليدم . به فاصله كوتاهى اين ناراحتى برطرف شد و من پس از آن به هيچ كسالت چشمى مبتلا نشدم و حتى محتاج عينك نيز نگرديدم .
    نقل شده است در ايام اقامت ايشان در قم روزى يكى از فضلا از ايشان مى پرسند: آقا شما هيچ منبر رفته ايد؟ فرمودند: من در ايام اقامت در بروجرد منبر مى رفتم و روضه هم مى خواندم خيلى خوب روضه مى خواندم .

  48. 3 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  49. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۱۱
    محل سکونت
    اتاقی آرامش بخش
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,095
    امتیاز : 17,399
    سطح : 84
    Points: 17,399, Level: 84
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 451
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 5,209
    تشکر شده 2,048 در 743 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط *رهگــــذر* نمایش پست اصلی
    حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی:

    در عظمت ماه مبارك رمضان و تلاوت قران و عزاداري اميرالمومنين عليه السلام


    شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن، هدي للناس وبينات من الهدي و الفرقان
    خود اين آيه كفايت مي كند براي كسي كه بفهمد چه ماهي در پيش است. در يك آيه خدا عظمت اين ماه را بيان كرده. به اين جهت، اين ماهي است كه در اين ماه قرآن نازل شده. آن هم چه قرآني؟ بيّنات من الهدي و الفرقان. در يك آيه دو عنوان است: هم قرآن، هم فرقان. كلمه فرقان شرح مفصلي دارد، كلمه قرآن هم شرح مبسوطي. قرآن چيست؟ فرقان چيست؟ عمر گذشت و ما به حقائق اين دين نرسيديم.
    اولا زمان ، ظرف است، خود زمان وآنچه در زمان واقع مي شود. اين دو بايد ملاحظه بشود. در ماه رمضان اين خصوصيت است كه اولا خود زمان، استثنائي است.
    رسول خدا در روايتي كه اهميتش به اين است كه خود آن حضرت خطبه خواند، در جمعه آخر شعبان. فرمود: قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة والرحمة والمغفرة. ماه خدا به سوي شما اقبال كرده. عنوان شهر الله است ماهي كه طرف اضافه اش اسم الله است. درك عظمت اين ماه از عقل بشرِ عادي بالاتر است. آن وقت مهم اين است كه همه اين عظمت ، تمام اين جلال كه پيغمبر فرمود: ايامش افضل ايام است، شبهايش افضل شبهاست، ساعاتش افضل ساعات است، همه اين عظمت در اثر يك مطلب است و آن مطلب اين است :
    إنّا انزلناه في ليلة القدر وما ادراك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل امر سلام هي حتي مطلع الفجر
    همه اين عظمت ، در اثر اين است كه در اين ماه، يك شب است و آن، شب تقدير است. آن شب، همه اعمال... اعمال ، ارزاق مقدّر مي شود و تمام آن تقديرات بر وليّ أمر نازل مي شود و همه آن صحائف به امضاء صاحب الزمان مزيّن مي شود. عظمت اين ماه در اثر آن شب است، عظمت آن شب هم در اثر نزول قرآن است.
    از اين مجلس بايد حداكثر استفاده را بكنيد اينها كه مي گويم با دقت گوش كنيد. جوهره همه مطالب در اين چند كلمه است:
    اولا قرآن را بايد شناخت. قرآن چيست؟ تجلي خداست. اين است كه عقل مبهوت است. تجلي كبرياء الهي در سرتاسر اين كتاب است. هر آيه اي خزينه اي است. اين خزينه، هفت بطن دارد، در هر بطني چه خبر است؟ عباراتش براي عوام، اشاراتش براي علما، لطائفش براي أوليا، حقائقش براي انبيا.
    قدر اين زندگي را بدانيد. از امروز به اين مطالب عمل كنيد. اين روايتي است كه كليني ، شيخ المحدثين در كافي و صدوق رئيس المحدثين در ثواب الأعمال، اين دو ركن نقل مي كنند، آن هم از كي؟ از كسي كه لسان الله ناطق است. خلاصه بيان را مي گويم:
    اگر كسي از جواني ، از دوران شباب قرآن بخواند و آن قرآن با گوشت و خون او ممزوج بشود اين جوان وقتي از دنيا برود حشرش مع السفرة الكرام البررة است، يعني محشر او با ابراهيم خليل الرحمان است، حشر او با موسي بن عمران است، حشر او با عيسي بن مريم است. اگر زن است، مخلوط بشود اين روح با قرآن، حشر او با مريم بنت عمران است، با صديقه كبرى دختر پيغمبر آخرالزمان است. بعد كه در قيامت سر از خاك برمي دارد... اگر تا حالا غفلت كرديد از حالا فرصت را غنيمت بشمريد. در هر سني كه هستيد شروع كنيد به ترتيبي كه الآن گفته مي شود...
    مطلب به قدري مهم است كه رسول خدا... خوب دقت كنيد... فرمود: اگر كسي در ماه رمضان يك آيه قرآن بخواند، ثواب يك ختم قرآن دارد. يعني چه ؟ يعني در اين ماه اگر بگويي يس فقط، الم، در دفتر عملت ثواب يك ختم قرآن مي نويسند آن وقت يك ختم قرآن چي دارد؟ عقل مبهوت است.
    هر ختم قرآني ، دو مطلب تمام است يكي برائت يعني برات آزادي از آتش جهنم، يكي دعاي مستجاب. ماه رمضان اين جور منقلب مي كند. آن وقت نتيجه اش اين است: يك آدم در ماه رمضان يك ختم قرآن مي خواند آن ختم مي شود شش هزار و سي و خرده اي قرآن. يك ختم قرآن در اين ماه اين جور است. منتها كاري كنيد كه اين برنامه ترك نشود.
    چون اين بيان رئيس مذهب است آن هم از زبان اميرالمؤمنين آن هم وصيت به فرزندش محمد حنفيه، فرمود: قرآن عهد خداست، كاري كن كه هيچ روزي بر تو نگذرد مگر اين كه عهد خدا را بخواني حداقل پنجاه آيه، اگر سعادت پيدا كني بيشتر چه بهتر. فاقرؤا ما تيسر من القرآن.
    آن وقت اين قرآن چه مي كند، اثرش چيست اگر اين روش عملي بشود؟مرد و زن از امروز تصميم بگيريد هر ماه يك ختم قرآن بخوانيد. آن وقت اثر چيست؟
    اثر اين است: روز قيامت كه مي شود خدا دو حلّه به قامت اين شخص مي پوشاند، تاج كرامت بر سرش مي گذارد، خلد را به يك دستش مي دهد، امر را به يك دستش مي دهد، بعد به او مي گويند: برو به بهشت يك آيه بخوان ، يك درجه بالا برو. آن وقت نتيجه اش اين است كه همه مقامات بهشت تنظيم شده به عدد آيات قرآن. اگر اين برنامه را عمل كنيد، ممكن نيست در بهشت به آخر درجه نرسيد. اين مطلب اول.
    حالا عمده اين است. فقاهت در دين اين است كه آن ظرائف مطالب ديني فهميده بشود، اين حقائق در اخبار، منتشر است، مجموعه اش اين است. حالا اين قرآني كه اين چنين است، اگر اين جور كه مي گويم بخوانيد همين قرآن منقلب مي شود به جوري كه عقل مبهوت است. آن چيست؟
    آن اين است كه از اين تاريخ كه شروع كرديد به ختم قرآن در هر ماه نيتتان اين باشد كه من اين ختم را مي خوانم فقط براي امام زمان. اگر اين كار را بكني اثرش چيست؟ اثرش اين است كه طبق حديث تمامي كه همه مشايخ مثل شيخ مفيد ، مثل كليني ، مثل سيد بن طاووس نقل كرده اند جزاي آن كسي كه اين كار را بكند يعني ختم كند قرآن را براي امام زمان، كارش اين باشد ، اين است كه از امام زمان جدا نخواهد شد. منتها كيست كه قدر اين نعمتها را بداند. حالا. عمر گذشت تا حالا نفهميديم از حالا بفهميم. شروع كنيد ختم قرآن براي او. اثرش را كى مي فهميد؟ اثرش را آنجا مي فهمي... اگر يك دوره سال هر ماه يك ختم قرآن براي امام زمان كردي شب قدر كه دفتر عملت را نزد او مي برند وقتي نگاه كرد ديد كه تو يكسال، هر ماه، براي او يك ختم قرآن كردي آيا آن سليمانٍ عالم وجود كه تمام آنچه 124 هزار پيغمبر از مناقب داشتند همه در وجود اوست، آيا او با تو جوان چه خواهد كرد؟ اينهاست كه از دست ما رفته. اين گوهرهاست كه عمر گذشته است و ما نفهميديم. اين مطلب اول . قرآن آن هم قرآن فقط به اين قصد و به اين نيت، هديه به امام عصر قطب دائره امكان، آن كسي كه بيمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الأرض والسماء .

    مطلب دوم اين است كه بايد بدانيد ماه رمضان چه اتفاق افتاده؟ اگر بخواهيد بفهميد همين كلمه بس است. وقتي پيغمبر آن خطبه غرّاء را خواند راجع به ماه رمضان، يك مرتبه يكنفر از جا برخاست. آن كه بود؟ آن كسي بود كه گفتني نيست كه بود!چه كرد! به كجا رسيد! آن يكنفري كه از جا برخاست و در مقابل پيغمبر در همچو وقتي حرف زد كه بود؟ امير المؤمنين. از جابرخاست گفت: يا رسول الله ! افضل اعمال در ماه رمضان چيست؟ پيغمبر جواب داد، اما چه جوابي! خوب اينها را فكر كنيد:
    خاتم النبيين ، عصاره عالم هستي است. يعني تمام عالم به كمال برسد مي شود مرتبه نبوت. مرتبه نبوت ، باز به كمال برسد، مي شود مرتبه رسالت. مرتبه رسالت به كمال برسد ، مي شود صاحب كتاب. صاحب كتاب به كمال برسد ، مي شود اولوا العزم. بعد تازه به آنجا كه رسيد همه، عصاره مي شود، مي شود خاتم . ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبيين، اين كلام خداست.
    پيغمبر خاتم كسي است كه خدا در قرآن با او وقتي حرف مي زند، مي فرمايد: لعمرك ، به جان تو قسم. شبي كه او را به معراج برده براي آن سير ، خدا خودش را تسبيح كرده. اين است پيغمبر خاتم. سبحان الذي اسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام الي المسجد الاقصى.
    اميرالمؤمنين در مقابل همچو كسي برخاست، گفت يا رسول الله ، افضل اعمال در ماه رمضان چيست؟ فرمود : الورع من محارم الله. ورع از آنچه كه خدا حرام كرده،افضل اعمال اين است. شكم از لقمه حرام. چشم از نگاه به بيگانگان. افضل مي شود ورع [از محرمات]. بعد از اين كلام گريه كرد. خب خاتم كه گريه كند ، 124 هزار پيغمبر ناله مي زند. وقتي اشك او از چشمش جاري بشود جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به خود مي لرزد، وقتي قلب پيغمبر خاتم بشكند و اشك او جاري بشود عرش و كرسي و لوح و قلم مي لرزد. گريه كرد، گفت: يا رسول الله چرا گريه مي كني. فرمود: ياعلي، گريه ام براي آن وقتي است كه در اين ماه، ضربت به فرق تو مي خورد. اين ماه ، ماه همچو كسي است. حالا عاقلي بايد فكر كند واقعه اي كه هنوز اتفاق نيفتاده، خاتم انبياء، قطب دائره وجود تاج سر اولين و آخرين براي فرق شكافته او گريه مي كند.
    وظيفه اين مملكت در 21 رمضان چيست؟ افسوس كه عمر گذشت، ما چقدر تقصير كرديم. مردم عذر مي آورند كه روزه اند با روزه هيئات چه جور بيرون بيايد. قدر نعمت را بدانيد.* اگر با آن زبان روزه بيرون بيايي و براي فرق شكافته او بر سر و سينه بزني وقت مردن خاتم انبياء سرت را به زانو خواهد گرفت. اين نعمت ها از دست رفته.
    فرمود : يا علي ! كسي كه تو را كشته مرا كشته. بعد فرمود: يا علي! تو روح مني. تو مثل جان مني. تو از طينت مني.
    يعني چه اين حرف ها؟ يعني عزاداري روز 21 ، عزاداري براي شخص خاتم است. دسته هايي كه بيرون مي آيند براي شهادت خاتم انبياء بيرون آمدند. معناي اين كلمه اين است: مجالسي كه منعقد مي شود، براي شخص پيغمبر خاتم است. اگر بشريت بفهمد- نه تنها شيعه- براي علي روز بيست و يكم بر سر و سينه مي زند. اگر آدميت بفهمد هر جا انسان است ، هر جا بشر است روز بيست و يكم براي علي سياه پوش است. اميرالمؤمنين اين است.
    يك كلمه مي گويم بس است. در عهدي كه به مالك اشتر نوشت اين را دنيا بايد گوش كند بفهمد.
    فرمود: اي مالك ! با مردم اينچنين رفتار كن. خوب گوش كنيد ، بفهميد ، درك كنيد. فرمود: اي مالك همه كساني كه رعيت تو هستند از دو طائفه بيرون نيستند، يا برادر تو اند در دين، يا شبيه تو اند در خَلق.
    حالا ببين با كفار عملش چيست؟ رفتارش با كافر چيست تا برسد به مسلمان. فرمود: مالك! در قلبت رحمت، محبت، لطف نسبت به همه داشته باش حتي كفار. اين است حكومت اسلام. اين است حكومت علوي. پنج مطلب فرمود ، عقل مبهوت است فرمود: رحمتف دوم: محبت، سوم: لطف، چهارم: عفو، پنجم: صفح، نسبت به همه، چه مسلمان و چه كافر ، چه يهودي ، چه نصراني. مبادا در قلمرو مملكت تو نسبت به يك كافري كمترين تعدّي بشود. دنيا بايد براي گوينده اين كلام عزا بگيرد. آنچه اسرار اين بيان است بايد بزرگاني مثل شيخ انصاري بفهمند.
    بعد بيانش اين است. فرمود:با همه... خوب دقت كنيد يعني در مملكتي كه در آن مملكت كه لواء اسلام و حكومت علوي بر سر پاست، بايد تمام افراد آن مملكت حتي كفار زندگي با آنها ، لطف با آنها ، به جوري باشد... اي مالك! رعيت ّزلل دارد ، علل دارد. اي مالك رعيت لغزش دارد، چه عمد، چه خطاء،اگر انجام دادند تو با آنها جوري رفتار كن كه توقع داري خدا با تو رفتار كند. حالا براي يك همچو كسي بايد تمام دنيا عزا بگيرد يا نه؟ كي شناخت علي بن ابي طالب را؟ كسي كه زير پرچم او با كفار اين جور رفتار مي شود ببين با مسلمانان معامله چه جور است؟
    آنچه مهم است اين است كه عقل مبهوت است: امپراطوري روم ، شاهنشاهي ايران مسخّر شد برايش، همه در قبضه قدرتش. فكر كنيد. اينها را دانشگاهي ها تأمل كنند، علماء مملكت دقت كنند، بفهمند ، چه خبر است. چه غوغاست. كسي كه ايران امروز يك ايالت نشين او بوده ، تا برسد به بقيه امپراطوري روم ، شاهنشاهي ايران زير دو پايش، يك مرتبه يهودي آمد جلو ، گفت: يا علي! اين زرهت كه در آنجاست مال من است. فرمود : اين زره من است از دستم افتاده. گفت: يا علي! اين زره مال من است، من دست برنمي دارم تا حاضر بشي پيش قاضي. اينها را فكر كنيد. همچو كسي، آن هم كسي كه از جهت معنا ، 124هزار پيغمبر زير پرچم اويند؛ آدم و من دونه تحت لوائي، و آن لواء در دست علي بن ابي طالب است، از اين طرف هم حكومت دنيا در قبضه اقتدارش است، با يهودي آمد پيش قاضي. قاضي ديد زره در دست يهودي است. حكم كرد كه زره مال يهودي است. حالا فكر كنيد. قاضي عليه او حكم كرد، آن هم به نفع يهودي. امير المؤمنين زره را به يهودي تحويل داد. يك مرتبه يهودي افتاد روي قدمش. گفت: يا علي! زره مال خودت بود، من همه اين بساط را به راه انداختم كه ببينم اين دين همان ديني است كه موسى خبر داده، اين ادعا را به ناحق كردم. تو در مقابل مثل مني حاضر شدي، به محكمه آمدي، آن هم حكم قاضي را به حسب ظاهر يد من پذيرفتي، همه مقصد اين بود كه بدانم تو هماني كه موسي خبر داده كه جانشين خاتمي. أشهد ان لا اله الا الله... افتاد روي قدمش، مسلمان شد. حضرت زرهش را به او داد، هفتصد درهم هم به او داد. يهودي در صفين در ركاب اميرالمؤمنين شهيد شد.
    اين است علي بن ابي طالب. اين منشور حكومتش. اين هم عملش. دنيا كجا ديده بشري كه اقاليم هفت گانه بما تحت افلاكها همه را به او بدهند تا يك پوست جو از دهن يك مورچه بگيرد، هفت اقليم را ببازد و آن پوست جو را از دهن مورچه نگيرد. براي همچو كسي ، بشريت بايد عزا بگيرد.
    كه بود ؟ چه كرد؟ اين زندگي جه بود؟از آن روزي كه در خانه خدا به دنيا آمد بيت الله شد مولِد او. بيت الله شد مشهد او. در تاريخ همچو مقامي پيدا نشده. در خانه خدا به دنيا آمدن، در خانه خدا شربت شهادت نوشيدن. عقل مبهوت است.
    صبحي كه آمد به نماز، آن شب مهمان دخترش بود. دختر براي پدري كه سلطنت بر ربع مسكون دارد، يعني مشرق و مغرب تحت حكومتش است، سفره اي كه تهيه كرده بود ، نان جو بود و نمك و شير. سر سفره كه نشست گفت: كى ديدي پدرت سر يك سفره دو خورشت بخورد؟ آمد نمك را بردارد كه با نان جو و شير افطار كند فرمود: نمك را بگذار، شير را بردار. با نان جو و نمك افطار كرد. چرا؟ براي اين كه مبادا در سرزمين حجاز و يمامه يكنفر باشد كه سفره اش از سفره علي كم رنگ تر است. همچو كسي است كه وقتي شمشير به آن فرق خورد جبرئيل بين زمين و آسمان گفت: تهدّمت والله اركان الهدي، إنفصمت والله العروة الوثقي
    اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل ساعة ولياً و حافظا و قائداً و ناصرا و دليلا و عينا حتى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا
    شما دستت خسته نشد؟!؟!؟!؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1