کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 35
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض کیفر ومجازات گناهکاران

    سلام
    اسم مبحث که مشخصه
    از دوستان خواهشمندم در مورد این موضوع هر روایتی میدانید در اختیار بنده حقیر ودیگر اعضا قرار دهید


  2. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    مجازات غیبت کننده


    یکی از ارادتمندان ودوستان مرحوم حاج اقا سیف نقل میکرد
    چند سال پیش یکی از بستگان ونزدیکان حاج سیف در سنین پیری و کهولت به رحمت خدا رفت
    چندی پیش از این واقعه به خدمت ایشان رسیدم . ایشان با چهره ای بسیار ناراحت و در حالی که بغضی کودکانه گلویشان را پر کرده بود
    فرمود
    در عالم معنا یکی از نزدیکانم را به من نشان دادند در ان مقام گروه انبوهی از زنبورها را مشاهده کردم که دور دهان وی جمع شده ومدام بر لب وزبان وی نیش میزدند
    پس از ان حضرت مولا امیر المومنین ع فرمود این عذاب تاوان همان زخم زبان ها وغیبت هاییست که در زمان حیات خویش انجام میداده

    الهی العفو
    منبع: رند عالم سوز ص 103
    ویرایش توسط لواء الحیدر : یکشنبه ۱۵ دی ۹۲ در ساعت ۲۳:۲۸


  3. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    عاقبت ازردن سید

    زنی بود که شوهرش از دوستان شیخ رجبعلی خیاط وسید بود او خیلی شوهر خود را اذیت میکرد پس از چندی ان زن فوت کرد
    هنگام دفنش جناب شیخ حضور داشت بعد میفرمودند
    روح این زن جدل میکند که خب !!!مردم که مردم چطور شده !!!
    موقعی که خواستند او را دفن کنند اعمالش به شکل سگ درنده سیاهی شد همین که خانم فهمید این سگ باید با او دفن شود متوجه شد که چه بلایی در مسیر زندگی برسر خود اورده شروع کرد به التماس و التجاءو نعره زدن!!!
    حال او را که خیلی ناراحت کننده دیدم از سید خواهش کردم که حلالش کند واو هم به خاطر من حلالش کرد وبلافاصله سگ هم رفت ودفنش کردند

    الهی و ربی
    منبع: کیمیای محبت ص 132
    ویرایش توسط لواء الحیدر : یکشنبه ۱۵ دی ۹۲ در ساعت ۲۳:۲۹


  4. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    عاقبت اهانت به علویه

    یکی از علمای قم نقل میکردند
    که پدر علامه ام را در خواب دیدم بدنش سالم بود اما لبهای او زخم دار والوده به چرک وخون بود واز ان مرحوم علت زخم بودن لبهایش را پرسیدم و گفتم اگر کاری از دست من بر می اید بگویید
    که پاسخ دادند:تنها علاج ان به دست علویه مادر شماست زیرا به دلیل ان اهانتی بود که در دنیا به او کردم وچون نامش سکینه است هر وقت او را صدا میزدم خانم سکو میگفتم واو رنجیده خاطر میشد واگر بتوانی او را از من راضی کنی امید به بهبودی دارم
    رفتم واین مطلب را به مادرم گفتم ودر جواب گفت بله پدر شما هر وقت مرا صدا میزد از روی تحقیر میگفت خانم سکو ومن خیلی ناراحت میشدم ولی اظهار نمیکردم وبه احترامش چیزی نمیگفتم وچون فعلا گرفتار است او را حلال کرده واز او راضی هستم


    یا ستار العیوب
    منبع:داستانهای شگفت انگیز شهید دستغیب ص 269_270
    ویرایش توسط لواء الحیدر : یکشنبه ۱۵ دی ۹۲ در ساعت ۲۳:۳۱


  5. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    عاقبت امیر دنیا

    گویند پادشاهی در خراسان از دنیا رفت . پسرش او را در خواب دید وبه او گفت ...ای امیر!
    پدر گفت :پسرم به من نگو ای امیر !!زیرا حکومت و ریاست من از دست رفته ..بگو ای اسیر
    سپس افزود :ای فرزند مهربانم !هرگاه غذا خوردی به من نیز برسان ...بدین گونه که اندکی از غذا را به قصد انکه ثوابش به ما برسد پیش سگ وگربه بینداز که من خیلی به این کار نیازمندم

    یا ارحم الراحمین
    منبع: عالم برزخ در چند قدمی ما ص 138
    ویرایش توسط لواء الحیدر : یکشنبه ۱۵ دی ۹۲ در ساعت ۲۳:۳۲


  6. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    انگشت اتشین

    در کتاب دار السلام از سید هاشم حایری حکایت میکند که گفت
    من مبلغ صد دینار از مردی یهودی وام گرفتم که پس از بیست روز به وی بازگرداندم نیمی از ان را ادا کردم و برای پرداخت نصف دیگر او را ندیدم احوالش را پرسیدم گفتند به بغداد رفته است
    شبی در خواب دیدم که قیامت بر پا شده است مرا در موقوف حساب حاضر کردند و خدای مهربان به من اجازه رفتن به بهشت را داد چون خواستم از پل صراط بگذرم ...زفیر وشهیق دوزخ مرا بر صراط نگه داشت وراه عبورم را بست
    در این هنگام طلبکار یهودی همچون شعله ای اتش از دوزخ بیرون امد و راه را بر من گرفت و گفت بقیه بدهی مرا بده و برو ...با تضرع و زاری به او گفتم من در جست و جوی تو بر امدم تا پولت را بپردازم ولی تو را نیافتم
    گفت :راست میگویی ولی تا طلب مرا ندهی حق نداری از صراط بگذری گریه کردم و گفتم من که در این جا چیزی ندارم که بپردازم
    گفت:پس به جای طلبم اجازه بده انگشتم را بر بدنت بگذارم ...به این خواسته اش گردن نهادم تا از شرش رهایی یابم همین که انگشت بر سینه ام گذاشت از شدت سوزش از خواب پریدم

    هوالرحمن الرحیم
    منبع: دار السلام عراقی ص 493
    ویرایش توسط لواء الحیدر : یکشنبه ۱۵ دی ۹۲ در ساعت ۲۳:۳۳


  7. #7
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    4,558
    امتیاز : 68,357
    سطح : 100
    Points: 68,357, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,141
    تشکر شده 22,704 در 4,108 پست
    حالت من : Khonsard
    مخالفت
    77
    مخالفت شده 110 در 89 پست

    پیش فرض

    سلام
    خیلی مبحث خوبیه
    منابع رو هم بزنید که دیگه تکمیل تکمیل
    ماجور ان شالله
    رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود ؟


  8. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    الهی و ربی من لی غیرک

    علی ع فضول را سگ کرد

    اصبغ بن نباته نقل میکرد که جمعی بودیم و در خدمت مولا امیرالمومنین ع که پشت سر وی راه میرفتیم مردی از قریش در مقام اعتراض عرض کرد یا علی شما مردان ما را کشتید و بچه های انها را یتیم کردین وکردید انچه کردید
    حضرت علی ع توجهی به او کرد و فرمود :اخساء سگ گم شو
    ناگهان سگ سیاهی شد وشروع کرد به پوزش نمودن وپناه بردن به ان حضرت پس ان حضرت وی را مورد مرحمت خود قرار دادند ولب مبارک را حرکت دادند و/ویا کلامی فرمودند باز ان مرد به صورت اول برگشت
    دراین میان مردی عرض کرد شما با این قدرت باشید ومعاویه به شما جسارت کند که حضرت فرمودند :ما بندگان مکرمین خدا میباشیم و به اذن پروردگار عمل می نماییم

    یا حی یا قیوم
    منبع:قران و ولایت ص 50

  9. 8 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  10. #9
    mar
    mar آنلاین نیست.
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شهر غریب
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,428
    امتیاز : 39,314
    سطح : 100
    Points: 39,314, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 12,222
    تشکر شده 4,355 در 1,206 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    عالی بود ... اجرکم الی الله ...
    آری حسین غمش فرق می کند در عشق خود همه را غرق می کند


  11. #10
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    اتش در ازای ازار سید

    سید عارف گرانقدر "سید محمد علی عراقی"از معدود کسانی میباشد که خدمت امام زمان عج رسیده اند میگویند:
    در ایام جوانی در یکی از روستاهای عراق ساکن بودم در ان ایام شخصی که او را میشناختم وفات نمود .او را در مقبره ای که در نزدیکی خانه ما بود دفن نمودند از همان شبی که او را دفن نمودندبه مدت چهل شب در وقت مغرب اتشی از قبر او نمایان می شد وناله جانسوزی ار ان قبر به گوشم می رسید در یکی از شبها چنان ناله و فزع ان شخص شدت پیدا کرد که از شدت ترس لرزه بر اندام من مستولی شد به گونه ای که نتوانستم خود را نگه دارم ونزدیک بود که حالت غش بر من عارض شود بعضی از بستگانم که از حال من مطلع شدند مرا برداشته و به خانه دیگری بردند و پس از مدت زمانی به خودم امدم از این حالتی که از ان شخص دیده شده بود بسیار متعجب بودم زیرا او کسی بود که وظایف شرعیه خود را انجام می داد مقداری جستجو وتفحص کردم تا علت این عذاب را بفهمم تا انکه معلوم شد ان شخص در زمان حیاتش مدتی مباشر عمل دیوانی محله خود بود و از شخص سیدی که در ان محله بود وجه تحمیلی دیوانی میخواست و چون سید قدرت مالی برای دادن نداشت مدتی او را حبس کرده و برای ان مدتی او را به سقف خانه خود اویخته بود

    الهی ارخم
    منبع:گناهان کبیره ج2ص49

  12. 7 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  13. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    آسمـــون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,047
    امتیاز : 37,003
    سطح : 100
    Points: 37,003, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialOverdriveCreated Blog entryTagger First Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,760
    تشکر شده 6,993 در 1,719 پست
    حالت من : Bitafavot
    نوشته های وبلاگ
    20
    مخالفت
    30
    مخالفت شده 16 در 15 پست

    پیش فرض

    پندار امن از مکر الهی این است که:
    شخصی عمل خود را در پیشگاه الهی خوب وکافی دانستهو
    به صرف انجام پاره ای حسنات >بدون در نظر گرفتن نیت عمل-ویا بیتوجه به اینکه بعضی گناهان باعث حبط اعمال خیر میگردد<
    خوفی از عقاب الهی نداشته باشد.
    .
    سـوره اعــــراف-آیه 99
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اَلحَمـدُلله مٍن اوِل الدُنيا الي فنائـٍــها وَ منَ الآخرة الي بَقائـٍـــها،
    الحَمـدٌلله علي کٌلٍ نٍعـمة و استَغفٍــرٌالله مٍن كٌل ذَنـبٍ وَ اتـوبٌ الَــيه وَ هٌو َارحَمٌ الراحٍميـن..



    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

  14. 8 کاربر از پست مفید raha_133 تشکر کرده اند .


  15. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    از حاکم ظالم تعریف نکن

    جناب شیخ رجبعلی خیاط دوستان وشاگردان خودرا از همکاری با دولت حاکم (پهلوی) و به خصوص از تعریف و تمجید انها بر حذر می داشت یکی از شاگردان شیخ از وی نقل کرده است که فرمود:
    روح یکی از مقدسین را در برزخ مجاکمه میکنند وهمه کارهای ناشایستهسلطانجایر وزمان او در نامه عملش ثبت کرده است و به او نسبت میدهند شخص مذکور گفت :من که این همه جنایت نکرده ام
    به او گفته شد :مگر در مقام تعریف از او نگفتی عجب امنیتی به کشور داده است ؟؟؟
    گفت چرا!!!
    به او گفته شد :بنابراین تو راضی به فغل او بودی او برای حفظ سلطنت خود به این جنایات دست زد

    هوالحق
    منبع:کیمیای محبت ص213

  16. 8 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  17. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    یک خلال دندان

    یکی از عباد شهر کربلا پس از انتقال به عالم برزخ به خواب دوستش امد وگفت روزی از یک مهمانی بر میگشتیم ذره ای از غذا در بین دندانم مرا رنج میداد ...از حصیر خرما فروشی که روی سکوی درب صحن امام حسین ع جای داشت به اندازه یک خلال برداشتم دندان خود را پاک کرده وسپس خلال را انداختم ...صاحب حصیر حاضر نبود که از او حلالیت بطلبم از مساله غافل ماندم تا بالاخره از دنیا رفتم اکنون ناراحت ان خلال هستم از ان خرما فروش برای من رضایت بگیر تا با رضایت او از رنج وسوز رهایی یابم


    منبع: عرفان اسلامی ج 7 ص 28
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  18. 4 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  19. #14
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    رتبه ی شیعه علی در قیامت


    علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:
    در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت كرد.
    این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.
    هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

    دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

    پرسیدند چرا این طور شده‏ ای؟
    در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

    تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟

    آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

    در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏كشید.

    من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه می‏بینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

    مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏كرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد.
    ویرایش توسط لواء الحیدر : چهارشنبه ۰۲ بهمن ۹۲ در ساعت ۱۶:۵۹
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  20. 4 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  21. #15
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    ذکری که امام زمان(عج)توصیه فرمود

    آیت الله مظاهری در تبیین امامت امام زمان(عج) به نقل داستانی پرداخته است که در پی می آید:
    یکی از علمای بزرگ، در زمان قدیم در تخت فولاد خدمت امام زمان«ارواحنا فداه» رسیده بود و از آن حضرت درخواست «علم اکسیر»کرده بود.
    در حالی که یاد گرفتن علوم غریبه حرام است و گفت و شنود و تعلیم و تعلّمش نیز حرام است.
    آن حضرت به او فرموده بودند: علوم غریبه به تو چه ربطی دارد؟ من به جای آن ختمی به تو یاد می دهم که بهتر از اکسیر است. بعد فرموده بودند:

    به پنج تن و امام زمان«ارواحنا فداه»توسّل پیدا کن و در توسّل هایت بگو: «یا محمّد یا علی یا فاطمه یا حسن یا حسین،  یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تهلکنی».

    آن عالم نقل می کند: وقتی حضرت فرمودند: «ادرکنی»، به ذهنم خطور کرد که باید بفرمایند:«ادرکونی»، یعنی برای درخواست کمک از پنج نور مقدّس، باید فعل جمع به کار ببریم، پس چرا ایشان فعل مفرد به کار برده و می فرمایند: «ادرکنی و لاتهلکنی»؟!

    وقتی چنین تصوّری کردم، امام زمان«ارواحنا فداه» تبسّم کردند و فرمودند: همین است که گفتم. برای اینکه واسطه فیض این عالم، فعلاً من هستم.

    منبع :مهر
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  22. 2 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  23. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض



    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    پیغمبر خاتم محمد مصطفی صلوات‎الله‎علیه‎وآله فرمودند: «إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیكُمْ كَمَثَلِ‏ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق؛ ‏همانا مثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است، هرکه سوار آن شود نجات می‎یابد و هر کسی از آن تخلف کند غرق خواهد شد».


    منبع :بحار الأنوار، ج‏۲۳، ص ۱۰۵
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  24. 4 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  25. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض



    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    ابوذر نقل میکند که روزی در منزل ام سلمه مشغول شنیدن حدیث از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله بودم که در این حال امیرالمومنین علیه السلام وارد شدند در این حال پیامبر صلی الله علیه واله از شدت شوق صورتش نورانی شده و بلند شدند امیرالمومنین علیه السلام را در بغل فشردند و پیشانی حضرتش را بوسیدند و فرمودند:
    ای اباذر! آیا این فردی که داخل شد را
    آنطور که باید به حق معرفتش میشناسی؟
    عرض کردم این برادر شما و پسر عم شما و همسر فاطمه سلام الله علیها و پدر حسنین علیهما السلام هستند

    سپس پیامبر شروع به شمردن فضایل ایشان کرده و فرمودند:

    ای اباذر! خدای تعالی برهریک از ارکان عرش هفتاد هزار فرشته قرار داده که ذکر وعبادتی ندارند جز دعا برای علی و شیعیان او
    و نـــفـــریـــن بـــر دشـــمــنــانــش !!!
    ای اباذر! اگرعلی نبود حق از باطل ومؤمن از کافر شناخته نمیشد.
    آن کلمه که بر اهل تقوی لازم شده علی است که هر کس او را دوست بدارد مؤمن , هرکس او را دشمن بدارد کافر , و هرکس ولایت او را رها نماید گمراه , و هر کس ولایت او را انکار کند مشرک است.

    ای اباذر! کسی که ولایت ما را انکار کند کر و کور و گنگ وارد محشر شود
    سپس او را در ظلمات قیامت افکنند, او با صدای بلند گوید:
    «یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله»
    در گردن او طوقی از اتش است که سیصد شعبه دارد, بر هر کدام شیطانی است, از هنگامی که او از قبر دراید تا وقتی که داخل اتش شود (آن شیاطین) به صورت او تف اندازند.

    منبغ:
    تفسیر فرات صفحه 370-372

    بحار جلد40، صفحه55-56

    تأویل الایات صفحه 831-832
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  26. 2 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  27. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    غفلت از قران


    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود ،همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .



    قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق می کند که ترا فرش کرده ، یکی ذوق می كند که تو رابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟



    قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند ، آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …



    قرآن !  من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو آز آخر به اول ، یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند .



    خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . .آنانکه وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب

    جهالت کشیده ایم
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  28. 3 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  29. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    خدا اینطورگناهان مومنان رامی بخشد

    یونس ابن یعقوب از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که:‏
    ‏[در خصوص مومنان] هر بدنی که چهل روز آسیبی به آن وارد نشود، ملعون است و دور از رحمت خداوند.‏
    گفتم: واقعاً ملعون است!؟
    فرمود: بله.‏
    گفتم: واقعاً!؟
    باز فرمود: بله.‏

    پس چون امام(ع) سنگینی مطلب برای من را مشاهده کرد، فرمود:‏
    ای یونس! از جمله ی بلا و آسیب به بدن، همین خراش پوست و ضربه خوردن و لغزیدن و یک سختی و خطا کردن و پاره شدن بند کفش و چشم درد و مانند اینها است [نه لزوماً مصیبت های بزرگ].‏
    مومن نزد خداوند با فضیلت تر و گرامی تر از آن است که بگذارد چهل روز بر او بگذرد و گناهانِ او را پاک ننماید؛ ولو به یک غم پنهان در دل، که او نفهمد این غم از کجا حاصل شده است. ‏

    به خدا قسم، وقتی یکی از شما سکه های درهم را در کف دست وزن می کند و متوجه نقصان آن شده و غصه دار می شود، سپس دوباره وزن می کند و متوجه می شود که وزنش درست بوده، همین غصه ی کوتاه و گذرا، موجب آمرزش برخی از گناهان اوست.‏

    منبع : لوسائل : ۱۱ / ۵۱۸ ج ۷ والبحار : ۷۶ / ۳۵۴ ج ۲۱ عن کنز الکراجکی : ص ۶۳ باستناده عن یونس بن
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  30. 4 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  31. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    حکایتی تکان دهنده از عدالت امام علی(ع)

    زنی به نام «سوده همدانی» از شیعیان امام بود، در جنگ صفین برای تشجیع سربازان و فرزندان دلاورش، اشعار حماسی می خواند، که سخت بر معاویه گران آمد و نام او را ثبت کرد.
    روزگار گذشت و امام علی علیه السلام به شهادت رسید، و فرماندار معاویه بسر بن ارطاة، بر شهر همدان مسلط گشت، و هر چه می خواست انجام می  داد، و کسی جرئت اعتراض یا مخالفت را نداشت سرانجام سوده، سوار بر شتر به دربار معاویه در شام رفت، و از قتل و غارت و فساد فرماندار به معاویه شکایت کرد.
    معاویه او را شناخت و سرزنش کرد، و گفت:
    یاد داری که در جنگ صفّین چه می کردی؟ حال دستور می دهم تو را سوار بر شتری برهنه تحویل فرماندارم بدهند تا هر گونه دوست دارد، با تو رفتار کند؟...


    سوده، در حالی که اشک می ریخت این اشعار را خواند:
    صلّی الله علی جسم تضمّنه قبر فاصبح فیه العدل مدفوناً
    قد حالف الحق لا یبغی بد بدلا فصار بالحق و الایمان مقروناً
    «خدایا درود بر پیکر پاکی فرست که چون دفن شد عدالت هم دفن شد،
    و خدا سوگند خورده که همتایی برای او نیاورد، و تنها او با حق و ایمان همراه بود»
    معاویه با شگفتی پرسید:
    چه کسی را می گویی؟ و این اشعار را پیرامون چه شخصی خواندی؟
    سوده گفت:
    حضرت علی علیه السلام را می گویم که چون رفت، عدالت هم رفت.
    معاویه! فرماندار امام علی علیه السلام در همدان چند کیلو گندم از من اضافه گرفت، به کوفه رفتم وقتی رسیدم که امیرالمومنین علی علیه السلام برای نماز مغرب بپا خاسته بود تا مرا دید نشست و فرمود: حاجتی داری؟
    ماجرا را شرح دادم، و گفتم
    چند کیلو گندم مهم نیست، می ترسم فرماندار تو به سوی تجاوز و رشوه خواری پیش رفته و آبروی حکومت اسلامی خدشه دار شود.
    امام علی علیه السلام با شنیدن سخنان من گریست و گفت:
    خدایا تو گواهی که من آنها را برای ستم به مردم دعوت نکردم.
    سپس قطعه پوستی گرفت و بر روی آن نوشت:
    بسم الله الرحمن الرحیم، قد جائتکم بینةٌ مِن ربّکم فَاوفوا الکیلَ و المیزان، و لا تَبخَسوا النّاسَ اَشیائهُم، و لا تُفسدوا فی الارض بعد اصلاحها، (1) ذالکم خیرٌ لکُم مَن یَقبِضُهُ. والسّلام؛  دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق پیمانه و وزن را ادا کنید! و از اموال مردم چیزی نکاهید! و در روی زمین، بعد از آن که (در پرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید!
    سپس دستور داد که:
    کارهای فرمانداری خود را بررسی و جمع آوری کن، تو را عزل کردم و به زودی فرماندار جدید خواهد آمد، و همه چیز را از تو تحویل خواهد گرفت.
    نامه را به من داد، نه آن را بست، و نه لاک و مُهر کرد، بلافاصله پس از بازگشت من به «شهر همدان» فرماندار عزل و دیگری به جای او آمد.
    معاویه، آن روز شکایت من از چند کیلو گندم اضافی بود، اما امروز به تو شکایت کردم که فرماندار تو «بسر بن ازطاة» شراب می خورد، تجاوز می کند، مال مردم را به یغما می برد،  خون بی گناهان را می ریزد؛ و تو به جای اجرای عدالت و عزل فرماندار فسادگر، مرا تهدید به مرگ می کنی؟ و ادعا داری که خلیفه مسلمین می باشی؟


    منبع : شمع سوخته ج 3 ص 271
    ویرایش توسط لواء الحیدر : چهارشنبه ۰۹ بهمن ۹۲ در ساعت ۱۶:۴۶
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  32. 2 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  33. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    اوضاع شهوت پرستان در جهنم

    در منطقه ای از جهنم انسان هایی را در گروه شهوت مجازات می کنند . انسان هایی که به صورت جاندار از دار به کله اویخته شده اند و آلت های تناسلی آنها با میخ های اهنینی به دار کوبیده شده است . بعضی ها را اضافه بر ان با شلاق های سیمی میزنند و ان ها صدای سگ میکنند وشلاق زننده ها میگویند : دور شوید در دوزخ و با خدا سخن نگویید – و اگر بینی مجرمان را زمانی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر انداخته میگویند: پروردگارا ان چه را که وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم ما را بازگردان به دنیا تا کار شایسته ای انجام دهیم ما به روز واپسین یقین داریم .
    عده ای هنگام عبور از این گذرگاه ها به لجنها و باتلاق ها می افتند و تا گردن فرو میروند و با زحمت خود را به بیرون میکشند ولی این کار بسیار سختی است و اگر هم بتوانند با زحمت فراوان خارج شوند بدنهایشان الوده به لجن های بدبو و متعفن است اما انها گمان میکنند که از لجنها خلاصی یافته اند در حالی که پس از لحظاتی لجنها گوشت بدنشان را آب میکنند و از داغی و حرارت به زمین می ریزاند و مشخص میشود که این کثافات تنها لجن ها نیستند بلکه همچون قلیاب و قیر است . زمین به شدت در زیر پایشان به لرزه در می آید و هوا تاریک میشود از آسمان مثل تگرگ سنگ میبارد و گرفتاران به هیاکل وحشتناک را که در تلاش و عرق آن لجنهای داغ هستند پس از زحمت فراوان که خود را از آن خلاصی میدهند سنگ های داغ و آتشین بر سر آنها خورده و دوباره مثله میخی به زمین پر از لجن فرو میروند و این انسان های لواط و شهوت پرست را در عذابی همیشگی فرو میبرند


    منبع:عداب زنا کار ص 21
    ویرایش توسط لواء الحیدر : چهارشنبه ۰۹ بهمن ۹۲ در ساعت ۱۶:۴۵
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  34. 2 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  35. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    کسی که شراب خورده باشد چگونه می تواند جبران کند ؟


    √ پاسخ : اگر شراب خورده باشد یا گناه دیگری انجام داده باشد باید توبه کند و نسبت به گذشت استغفار کند و از خدا بخواهد که او را ببخشد و تصمیم جدی بگیرد که دیگر این گناه را مرتکب نشود چون این نوع گناه حق الناسی ندارد رضایت کسی را هم نمی خواهد و کفاره و قضا هم نمی خواهد . شراب از نجاسات است .


    منبع : داستان شگفت انگیز اخرت ج2 ص 167
    ویرایش توسط لواء الحیدر : چهارشنبه ۰۹ بهمن ۹۲ در ساعت ۱۶:۴۹
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  36. 2 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  37. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف


    مردی از کنار بیشه ای می گذشت چشمش به پرنده ای

    کوچک و زیبا افتاد آن را گرفت : پرنده در حالی که ترسیده بود

    گفت : از من چه می خواهی؟

    مرد گفت : تو را می کشم و می خورم .

    پرنده گفت : جثه ی من کوچک است و چیز زیادی از آن به

    دست نمی آوری اما من می توانم سه سخن حکمت آموز

    به تو بگویم که برای تو سود بیشتری دارد. مرد پذیرفت .

    پرنده گفت : سخن اول را در دست تو می گویم سخن دوم را

    را وقتی می گویم که مرا رها کنی و سخن سوم را بر سر کوه .

    مرد گفت : بگو .

    پرنده گفت :اول این که هر چه را از دست دادی حسرت آن را نخور.

    پس مرد او را رها کرد . و پرواز کرد و روی درخت نشست.

    مرد گفت : سخن دوم را بگو .

    مرد گفت : سخن غیر ممکن را باور نکن و پرواز کنان به طرف

    کوه رفت و با صدای بلند گفت : ای بد بخت ! در شکم من دو مروارید

    بیست مثقالی بود ، اگر مرا می کشتی ثروتمند می شدی .

    مرد دستش را بر سر کوفت و گفت : ای وای بر من ! چه حیف شد

    حالا آخرین سخن را بگو .

    پرنده گفت : تو آن دو سخن را فراموش کردی ، سخن سوم را برای

    چه می خواهی ، اول به تو گفتم ، افسوس گذشته را نخور و دوم

    این کهسخن محال و غیر ممکن را باور نکن ، اما توجه نکردی !

    آخر ای مرد عاقل ، گوشت من دو مثقال نیست تو چگونه باور

    می کنی.

    که درون من دو مروارید بیست مثقالی باشد؟!

    و سپس با خوش حالی به اوج آسمان آبی پرواز کرد.


    *****

    نصیحت را از هر کسی بپذیرید و به آن عمل کنید

    در زندگی هر چیزی را باور نکنید مخصوصاً محالات را.

    در مورد سخنانی که می شنوید اندکی تأمل کنید گاهی اوقات

    خیلی از سخنان نادرست یا ناممکن را می توان متوجه شد.
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  38. 3 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  39. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    محل سکونت
    زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,198
    امتیاز : 7,521
    سطح : 57
    Points: 7,521, Level: 57
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsCreated Album picturesVeteran
    تشکر کردن : 1,543
    تشکر شده 2,744 در 924 پست
    حالت من : Ghafelgir
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط لواء الحیدر نمایش پست اصلی
    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    اوضاع شهوت پرستان در جهنم

    در منطقه ای از جهنم انسان هایی را در گروه شهوت مجازات می کنند . انسان هایی که به صورت جاندار از دار به کله اویخته شده اند و آلت های تناسلی آنها با میخ های اهنینی به دار کوبیده شده است . بعضی ها را اضافه بر ان با شلاق های سیمی میزنند و ان ها صدای سگ میکنند وشلاق زننده ها میگویند : دور شوید در دوزخ و با خدا سخن نگویید – و اگر بینی مجرمان را زمانی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر انداخته میگویند: پروردگارا ان چه را که وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم ما را بازگردان به دنیا تا کار شایسته ای انجام دهیم ما به روز واپسین یقین داریم .
    عده ای هنگام عبور از این گذرگاه ها به لجنها و باتلاق ها می افتند و تا گردن فرو میروند و با زحمت خود را به بیرون میکشند ولی این کار بسیار سختی است و اگر هم بتوانند با زحمت فراوان خارج شوند بدنهایشان الوده به لجن های بدبو و متعفن است اما انها گمان میکنند که از لجنها خلاصی یافته اند در حالی که پس از لحظاتی لجنها گوشت بدنشان را آب میکنند و از داغی و حرارت به زمین می ریزاند و مشخص میشود که این کثافات تنها لجن ها نیستند بلکه همچون قلیاب و قیر است . زمین به شدت در زیر پایشان به لرزه در می آید و هوا تاریک میشود از آسمان مثل تگرگ سنگ میبارد و گرفتاران به هیاکل وحشتناک را که در تلاش و عرق آن لجنهای داغ هستند پس از زحمت فراوان که خود را از آن خلاصی میدهند سنگ های داغ و آتشین بر سر آنها خورده و دوباره مثله میخی به زمین پر از لجن فرو میروند و این انسان های لواط و شهوت پرست را در عذابی همیشگی فرو میبرند
    میشه سند مطالبم ذکر کنید؟
    امام هادی علیه السّلام:
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من بهراه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.
    منبع:نرم افزار معجزه حفظ

    وبلاگ جدیده من(بارویکردی متفاوت):شهیدِ قرنِ 21





  40. کاربر روبرو از پست مفید خاکی تشکر کرده است .

    mar

  41. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط خاکی نمایش پست اصلی
    میشه سند مطالبم ذکر کنید؟

    سلام

    تمامی مطالب این مبحث برگرفته از کتابهای مصباح الهدی نوشته مهدی طیب ....خصایص الحسینیه نوشته شیخ جعفر شوشتری و داستانهای شگفت انگیز اخرت جلد یک تا چهار نوشته عیسی رستمی است

    اگر دقت کنید اکثر پستها منبع درج شده است
    وانهایی هم که فراموش شده درج میشوند


    التماس دعا

    هو یا علی
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  42. 4 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  43. #26
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    چهل نکته عرفانی از امام خمینی(ره):

    مبحث-13:خودبینى اساس تمرد و نافرمانى بندگان
    سؤ ال: استدعا دارد حضرتعالى تحلیل خود را درباره مسئله خودبینى بیان فرموده آنگاه راه رهائى از این رذیله را نیز بفرمائید؟
    پاسخ:
    هر چه بر ما بگذرد از این حبّ نفس است ، از این انانیّت است . ((اعدى عدوك نفسك التى بین جنبیك )) یك همچه تعبیرى هست ، از همه دشمن ها بدتر است ، از همه بتها بزرگتر است ، مادر بتها است . مادر بتها بت نفس شماست . از همه بتها بیشتر انسان به این [بت ] عبادت مى كند، توجهش به این بیشتر است و تا این بت را نشكند نمى تواند الهى بشود، نمى شود هم بت باشد و هم خدا، این نمى شود هم انانیّت باشد و هم الهیّت باشد، تا از این بیت ، از این بت خانه از این بت رها نشویم و پشت نكنیم به این بت و رو نكنیم به خداى تبارك و تعالى و از این خانه خارج نشویم یك موجودى هستیم به حسب واقع بت پرست ولو به حسب ظاهر خداپرست باشیم .
    ما خدا را به لفظ مى گوئیم و آنكه در دل ما [هست ] است خودمان است ، خدا را هم براى خودمان مى خواهیم ، اگر خدا [را] هم بخواهیم براى خودمان خواهیم ، لفظاً مى ایستیم و نماز مى خوانیم : ((ایاك نعبد و ایاك نستعین )) مى گوئیم ولى واقعاً عبادت ، عبادت نفس است وقتى توجه به خود باشد، همه جهات خودم باشم ، همه چیز را براى خودم بخواهم .
    همه این گرفتارى هائى كه براى بشر است از این نقطه به پا مى شود همه گرفتارى ها از انانیّت انسان است ، تمام جنگ هاى عالم از این انانیّت انسان پیدا مى شود مؤ من ها با هم جنگ ندارند.(1)
    اوّل باید از این بیت خارج شد اوّل قدم این است كه انسان قیام كند، قیام ، للّه ، بیدار بشود، خواب نباشد مثل ما، ما الا ن خوابیم در صورت بیدار، بیدارى حیوانى است ، و خواب انسانى ، ما خوابیم همه الا ن خوابیم وقتى كه موت حاصل شد آن وقت تنبّه پیدا مى شود كه چه هیاهو بوده است ؟(2)
    پیغمبرها براى همین آمده بودند كه مردم را هدایت كنند به آن راهى كه مى رسند به آن كمال مطلق و از این حیرتها و از این سرگشتگى ها نجات پیدا مى كنند، براى نجات انسان است از این ظلمت طبیعت به نور، بلكه از حجاب هاى نور و ظلمت براى ماوراى اینها. در دعاى شعبانیه مى خوانید: ((الهى هب لى كمال الانقطاع الیك و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور)) ما را هدایت كن به آنجائى كه دیدگان قلوب ما، چشم هاى قلب ما، حجاب هاى نورانى هم از بین بردارد، به تو برسد. اسلام آمده است كه انسان را از این ضلالتى كه دارد، از این حجاب هائى كه دارد، حجاب هائى كه بالاتر از همه حجاب خودبینى است ، خود گُنده بینى ، تا انسان یك چیزى دستش مى آید یك غرورى در او پیدا مى شود و خودش را بزرگ مى بیند، اسلام آمده است كه سركوب كند این غرور را، مادامى كه انسان خودش را مى بیند نمى تواند به آن راهى كه راه هدایت است دست پیدا بكند. باید پا بگذارد روى این ، اول امر این است كه پا بگذارد روى این شهواتى كه دارد، هواهاى نفسانیه اى كه دارد.(3)
    انسان چون خودش را خیلى دوست دارد، خیال مى كند كه هر كارى كه مى كند خوب است و هر كارى كه مى كند براى خداست ، لكن اگر خودش را عرضه كند به یك كسى كه خدا را مى شناسد، آنوقت به او مى فهماند كه نه كار تو براى خودت بوده ، همه كارها براى خودت است ، اگر رسیدى به آنجائى كه این خود را كنار بگذارى و كار بكنى این كار را براى خود نیست قهراً وقتى خود نباشد دیگر نزاع هم نیست دعوا هم نیست . انبیا با هم نزاع نداشتند، همه انبیا اگر جمع بشوند در یك جائى با هم هیچ اختلافى ندارند براى اینكه وجهه، وجهه واحد است و خود كنار رفته است دیگر خودى در كار نیست . ((جزنا و هى الخامده)) این در روایتى است كه مى فرماید كه ما از این صراط، این صراط را مى گویند كه در متن جهنم است یعنى رو نیست كه اینكه آب از زیرش مى رود وسط است ، مثل یك پلى كه وسط آب غرق شده باشد پل در آن ، - صراط - محیط هست جهنم بر صراط، و شما باید از آنجا عبور كنید نه اینكه آن بالا هست و ما مى افتیم تویش ، خیر، وسط است اگر چنانچه توانستید عبور كنید. مؤ من وقتى كه مى خواهد عبور كند عبور باید بكند، جهنم هم هست برایش ، لكن جهنم صدا مى كند كه نور من را دارى از بین مى برى زود رد شو.(4)
    اگر وضع این باشد كه قدرت طلبى در كار بیاید و كار این كه : من این طور باید باشم ، بشود، بداند كه این از شیطان است ، شیطان این تزریق را از ابتدا كرده است و ما را هم از این راه ، بیشتر از جاهاى دیگر مى تواند بازى بدهد، كه تو فلانى هستى ! تو چه هستى ! دیگران چى اند! از این معانى . هیچ فرقى ما بین آن آدمى كه به حسب ظاهر قدرتمند دنیاست و دارد باز هم دنبال قدرت مى گردد، با آن آدم زاهدى كه توى یك صومعه نشسته است ، در این جهت فرق نیست كه اگر هر دوشان بگویند: من این طور! این زاهد بگوید: من این زاهد هستم ! من چه ! یا آن بگوید: من قدرتمند هستم ! هر دویش از شیطان است ، بلكه این فسادش بیشتر از آن است ، خودخواهى همیشه اسباب این است كه انسان را به فساد بكشد. تمام فسادهایى كه در عالم پیدا مى شود، از خودخواهى پیدا مى شود، از حب جاه ، از حب قدرت ، از حب مال ، از امثال اینهاست و همه اش برمى گردد به حب نفس و این ((بُت )) از همه بزرگتر است و شكستنش هم از همه مشكل تر است . تعقیب كنید كه اگر نمى توانید به تمام معنا بشكنید - كه مى توانید انشاءاللّه - مشغول باشید به شكستن دست و پاى یك همچو بتى . اگر رهایش كنید شما را به هلاكت مى كشاند. این طور نیست كه ما را رها كند، ما یك معصیتى بكنیم ما را رها كند، یك كار دیگرى بكنیم زیادتر ما را رها كند. درجه به درجه پیش مى برد تا آن جایى كه دین انسان را از دست انسان مى گیرد این یك مساله طبیعى است كه شغل شیطان هم همین است .(5)


    منابع:
    1- تفسیر سوره حمد، ص 30.
    2- تفسیر سوره حمد، ص 34.
    3- صحیفه نور، ج 12، ص 222.
    4- صحیفه نور، ج 14، ص 138.
    5- صحیفه نور، ج 19، ص 156 - 157.
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  44. 2 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  45. #27
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض



    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    √ ادعای مرد فاسق!

    مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید كه مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد كه والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاك بسپارید؟
    اما چند ملا كه پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم كرده ومی گویند: پدرسوخته ی ملعون دروغ می  گوید. مُرده.
    مسافر حیرت زده حكایت را پرسید. گفتند: این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش كه به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند كه ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یكی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یكی دیگر اموالش را تصاحب كرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می كند. حال آنكه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است كه به حكم قاضی به قبرستانش می بریم، زیرا كه دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جایزنیست.

    منبع: برگرفته از:كتاب كوچه -احمد شاملو
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  46. 4 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  47. #28
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    مردی در یك باغ درخت خرما را با شدت تكان می داد و بر زمین می ریخت. صاحب باغ آمد و گفت ای مرد احمق! چرا این كار را می كنی؟دزد گفت: چه اشكالی دارد؟ بنده خدا از باغ خدا خرمایی را بخورد و ببرد كه خدا به او روزی كرده است. چرا بر سفره گسترده نعمت های خداوند حسادت می كنی؟
    صاحب باغ به غلامش گفت: آهای غلام! آن طناب را بیاور تا جواب این مردك را بدهم. آنگاه دزد را گرفتند و محكم بر درخت بستند و با چوب بر ساق پا و پشت او می زد. دزد فریاد برآورد، از خدا شرم كن. چرا می زنی؟
    صاحب باغ گفت: این بنده خدا با چوب خدا در باغ خدا خدا را می زند. من اراده ای ندارم. كار، كار خداست. دزد كه به جبر اعتقاد داشت گفت: من اعتقاد به جبر را ترك كردم تو راست می گویی ای مرد بزرگوار نزن. بر جهان جبر حاكم نیست بلكه اختیار است اختیار است اختیار.

    منبع: مثنوی معنوی
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  48. 4 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  49. #29
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    معراج *درپناه شاه نجف
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,718
    امتیاز : 19,581
    سطح : 88
    Points: 19,581, Level: 88
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 3,603
    تشکر شده 4,703 در 1,301 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    یا لطیف ارحم عبدک ضعیف

    تاحالا دقت کردین
    همه حروف گناه (گ.ن. ا.ه) با نگاه (ن .گ.ا.ه) یکیه!!؟
    داشتم فکر می کردم چرا اینطوریه یاد این داستان افتادم:
    روزی حضرت علی علیه السلام
    توی کوفه شیطان رو دیدند که تیرهایی به همراه دارد
    که از نوک یه دونه از تیرها زهر می چکید
    به شیطان فرمودند: ای ملعون چرا این تیرت با بقیه فرق دارد
    شیطان گفت: این تیرو فقط برای نشانه گیری
    "چشم شیعیان شما"
    استفاده می کنم
    امام علی علیه السلام (گرچه می دانستند اما) پرسیدند: برای چه منظوری؟!!
    آن ملعون گفت: با نگاه لذت بخش به دختران جوان و نامحرم چشمشان کور می شود
    و
    وقتی چشمشان کور شد دلشان هم کور و کر می شود
    پس هرچه در باره خدا و دین بگویید به گوششان فرو نمی رود
    حضرت آهی کشیدند و گفتند: پس به همین دلیل است هرچه درباره دین به مردم (چشم چران) می گویی به خرجشان نمی رود


    منبع:داستان دوستان: آیت الله اشتهاردی
    انان که علی ع را خدای خود می پندارند
    کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    اگرحب علی و ال علی کفراست
    من کافر اولم خدایا چه کنم

  50. 3 کاربر از پست مفید لواء الحیدر تشکر کرده اند .


  51. #30
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۷
    محل سکونت
    جسم در زمین روح در آسمان
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    1,809
    امتیاز : 9,149
    سطح : 64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 768
    تشکر شده 3,474 در 1,088 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    مبحث مفیدی هست.....

    ایول
    ای که حاجت طلبی از ارباب........پرچم شاه بسوی حرم عباس ع است


  52. 2 کاربر از پست مفید امیر حرم تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1