💢 کسى مى خواست زیرزمین خانه اش را تعمیر کند .



در حین تعمیر، به لانه مارى برخورد که چند بچه مار در آن بود .


آنها را برداشت و در کیسه اى ریخت و در بیابان انداخت .



وقتى مادر مارها به لانه برگشت و بچه هایش را ندید ، فهمید که صاحبخانه بلایى سر آنها آورده است ؛ به همین دلیل کینه او را برداشت .



مار براى انتقام ، تمام زهر خود را در کوزه ماستى که در زیرزمین بود ، ریخت .



از آن طرف ، مرد ، از کار خود پشیمان شد و همان روز مارها را به لانه شان بازگرداند .


وقتى مار مادر ، بچه هاى خود را صحیح و سالم دید، به دور کوزه ماست پیچید و آن قدر آن را فشار داد که کوزه شکست و ماست ها بر زمین ریخت.



شدت زهر چنان بود که فرش کف خانه را سوراخ کرد .



این کینه مار است ، امّا همین مار ، وقتى محبّت دید ، کار بد خود را جبران کرد ، امّا بعضى انسان ها آن قدر کینه دارند که هر چه محبّت ببینند ، ذرّه اى از کینه شان کم نمى شود




https://www.uplooder.net/img/image/13/33a4918e57b929585a9ebe7f43acb63d/hasa-n-a-li_ebrahimi_said__(13).jpg