کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 25 , از مجموع 25
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض آرشيو شبهات رایج در افواه ...

    در این مبحث با رویکرد به موضع بصیرت و اگاهی اقدام به بارگزاری سوالات و شبهاتی که در عوام جامعه رایج است و پرسیده می شوند را با بیان پلسخ جامعه و کامل بارگزاری میکنم


    شرح مبحث :
    وقتی که نگاه میکنید به شرایط جامعه و احوال آن می بینید که از یه شخص که دارای عقاید مذهبی سوالات فلسفی و اعتقادی زیادی میشه برای به چالش کشیدن عقایدش وزیر سوال بردنش یا حتی جواب رسیدن به ندانسته هایش
    از اینجا شروع می شود
    • چرا چادر سر میکنی
    • چرا ریش داری
    • چرا نماز میخوانی
    • چرا میرید مجلسه روضه
    • چرا محرم
    • چرا رمضان
    • چرا خدا
    • چرا طلب امرزش میکنید
    • و هزاران هزار شبهه و چرا اما دیگر وووو


    و اینجاست که بصیرت و اگاهی کمک رسان یک شخص به دفاع از عقایدش کمک خواهد کرد (قابل توجه دوستان دانشجو و فعالان کار فرهنگی و تشکلات مذهبی در مقام پاسخ گو باید به بالابردن سطح دانش و بصیرت خود احتمام بورزیم

    لطفا >>از دادن پست در این بخش تا کامل شدن جدا خوداری فرمایید
    جهت یکپارچگی مطلب البته
    ویرایش توسط عرض از مبدا : جمعه ۰۷ مهر ۹۱ در ساعت ۱۹:۰۶
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  2. 7 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    سوال : اگر اسلام دین حق و قرآن کتاب کاملی است، پس چرا مسلمانان در همه جای دنیا بدبخت و گرفتار و کفار (به ویژه در اروپا و آمریکا) بسیار پیشرفته تر و متمدن تر از مسلمانان هستند؟!

    جواب:
    ابتدا دقت فرمایید که اصلاً چنین نیست که کفار به ویژه در اروپا و آمریکا پیشرفته تر و متمدن تر از مسلمانان باشند. بلکه آنان در تکنولوژی و برخی از قوانین اجتماعی جلوتر از بسیاری از کشورها و ملت ها و از جمله جوامع اسلامی هستند. چنان چه نه تنها بر کسی پوشیده نیست، بلکه خود نیز اقرار دارند که هنوز نژاد پرستی که در تمامی ادیان و به ویژه اسلام بسیار نکوهیده است، در آن جوامع بیداد می کند. جنگ جهانی اول و دوم و کشتار میلیون ها انسان بی گناه و استفاده از بمب های اتمی، نوترونی، شیمیایی، فسفری و سایر سلاح های کشتار جمعی توسط همین جوامع به اصطلاح متمدن و پیشرفته ساخته و استفاده شده و می شود.
    در همین نیم قرن اخیر کشتارهای بی رحمانه در جنگ ویتنام و هم چنین در فلسطین – لبنان – بوسنی هرزگوین – ایران – عراق – افغانستان و تمامی کشورهایی (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) که به نوعی درگیر جنگ و خونریزی شده اند، توسط همین ها به راه افتاده است و مافیاهای سیاسی و اقتصادی – لژهای فراماسیونی – سازمان های صهیونیستی – گروه های تروریستی رسمی و غیر رسمی – سازمان های جاسوسی ... و جنایات هولناکی که در سرتاسر گیتی انجام می دهند، متعلق به همین به اصطلاح متمدنین پیشرفته است. و نهایت آن که در آمریکا و اروپا بیش از هر جای دیگری هنوز برده داری و برده کشی زنان در قالب های مدرن و سنّتی رایج است و خرید و فروش کودکان و حتی اعضای آنان از افتخارات این قوم است!
    اما در عین حال نه پیشرفت تکنولوژی در آن ممالک و میان آن ملت ها قابل انکار است و نه برخی از قوانین اجتماعی و فرهنگ اجرای آن را می توان تکذیب نمود. چنان چه عقب افتادگی بسیاری از کشورها و ملل اسلامی نیز مشهود است.
    علت اصلی پیشرفت آنان در امور مذکور این است که اگر چه آنان ایمان به خدا، باور دین، قیامت و ... را به هر علتی (که از جمله خرافات و آموزه های تحریفی مسیحیت و یهودیت از یک سو و عملکرد نادرست حکومت کلیسا از سوی دیگر است) کنار گذاشتند، اما به دنیای خود توجه نمودند و سعی کردند با علم، درایت و پشت کار، نیازها و راه های مرتفع نمودن آنها در زندگی دنیوی بشناسند.
    اما ملل مسلمان (به ویژه در چند قرن اخیر و تحت سلطه ی فرهنگ های سلطنت به نام دین)، به بهانه ی آخرت به دنیای خود بی توجهی نمودند و برای آخرت نیز کاری نکردند!
    این که عده ای بگویند ما مسلمان هستیم و کتاب ما قرآن است و قرآن کامل ترین کتاب الهی است و ...، هیچ مشکلی را حلّ نمی کند. بلکه باید به آموزه های قرآن و دین علم پیدا کنند و به علم خود عمل کنند.
    کدام قانون اجتماعی درستی در غرب وجود دارد و اعمال می شود که اسلام و قرآن به صورت کلّی یا حتی با ذکر جزئیات به آن اشاره ننموده باشد؟! خداوند در قرآن کریم فرمود: برای بر پایی قسط و عدل قیام کنید - عدالت فردی و اجتماعی را حاکم کنید – کسب علم کنید – برای معاش خود از راه درست تلاش کنید – از افراط و تفریط بپرهیزید – بین خود تعاون و برادری بر قرار کنید – حقوق فردی و اجتماعی یک دیگر را رعایت کنید – سرمایه های اقتصادی را درست به کار بندید و عادلانه توزیع کنید – به امر به معروف و نهی از منکر که ستون حفظ و تداوم نظم و رشد اجتماعی است اهتمام ورزید – وحدت داشته باشید ... و حتی جزئیات حقوق و قوانین آن چه فرمود و همه ی باید ها و نبایدها را از ساده ترین مسائل روزمره ی فردی (مثل چگونگی خوردن و جویدن غذا)، تا جزئی ترین احکام و ضروریات روابط خانوادگی و زناشویی، تا کلی ترین مباحث فرهنگی – سیاسی – اقتصادی – اجتماعی – نظامی – حقوقی و ... بیان نمود و برای تحقق آنها نیز امام جامع الشرایط، عالم، عادل، توانمند و معصوم قرار داد، اما متأسفانه مسلمانان بی توجهی کردند.
    مقابل سلاطین و خلفای جور سکوت کرده و تسلیم شدند! در کشتن امامان و بزرگان خود شرکت جستند و در هیچ عرصه ی علمی، نظریه و عملی برای تحقق این آموزه ها اهتمام نورزیدند، به خواب غفلت فرو رفتند، برای ظواهر و خرافات و به قول معروف «اسرائیلیات» ارزش بیشتری قائل شدند، به استعمار و استثمار شدن و غرب و شرق زدگی خود افتخار هم کردند و فقط گفتند ما مسلمان هستیم و کتاب ما قرآن است! کدام ملتی با شعار بدون شعور و با اظهار بدون علم و عمل پیشرفت کرده است؟!
    مگر نه این است قرآن کریم مکرر و با تأکید می فرماید: آیا تفکر نمی کنید؟ آیا تعقل نمی کنید؟ آیا شعور خود را به کار نمی اندازید؟ ... و مگر نه این است که مکرر می فرماید: « امنوا و عمل الصالحات» یعنی ایمان با عمل صالح (یعنی بهترین عمل و نه فقط عمل خوب) باید توأم باشد؟ آیا مسلمانان به آن چه که در دست دارند توجه کردند و عقب افتادند؟!
    پس اگر مسلمین عمل نکردند، ایراد به آنها وارد است و نه به اسلام یا قرآن کریم.
    ویرایش توسط عرض از مبدا : جمعه ۰۷ مهر ۹۱ در ساعت ۱۸:۱۷
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  4. 4 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    سوال : آیا فقط مسلمانان و در میان آنها فقط شیعیان به بهشت می روند؟

    این سؤال به انحای متفاوت در سایت هایی که فعالیت شان به دین زدایی اختصاص دارد، مطرح شده است. از سرنوشت ادیسون گرفته تا کافری که خیر است و ... سؤال و شبهه پراکنی کرده اند! کاربران گرامی نیز انواع آنها را به این پایگاه ارسال داشته اند که پاسخ های متعددی نیز ایفاد گردیده است که اگر در بخش جستجو کلمات مربوط مانند «ادیسون - خیر – بهشت – شیعیان و ...» درج و کلیک شود، قابل دسترسی و مطالعه خواهد بود. اما در این بخش نیز به نکات ذیل اشاره می گردد:

    الف – بسیاری از کسانی که نام اسلام و تشیع را بر خود نهاده اند نیز به بهشت نمی روند. معاویه، شمر، خولی، مأمون، هارون و بسیاری از مفسدین و جنایتکاران معاصر نیز ادعای اسلام و بعضاً تشیع داشته و دارند و حتی بسیاری از صاحبان باطن خبیث و ظاهر آراسته نیز به جهنم می روند. از امام علی و امام حسین (ع) نقل است که فرمودند: خداوند متعال راجع به بهشت اش گول نمی خورد.

    ب - دقت شود که بهشت، سیب و گلابی یا آب، برق، تلفن، یارانه و یا در نهایت مسکن نیس بهشت، سیب و گلابی یا آب، برق، تلفن، یارانه و یا در نهایت مسکن نیست که معترض شویم چرا به این گروه می دهند و به آن گروه نمی دهند؟ ت که معترض شویم چرا به این گروه میدهند و به آن گروه نمی دهند؟ یا چرا به یک گروه خاص می دهند و به سایرین نمی دهند؟!

    بلکه همان گونه که زمین جایگاه گیاهان، جانوران و سایر جانداران و از جمله انسان است، بهشت نیز جایگاه مقربین درگاه الهی است. یعنی جایگاه موحدین - مؤمنین و عاملین به عمل صالح.

    پس، هر کس به خدای واحد و احد معرفت و ایمان داشته باشد، به معاد، حساب و کتاب و ثواب و عقاب ایمان داشته باشد، به خدا شرک نورزد و یا کافر نگردد، اوامر او را اطاعت کند و نه دعوت شیاطین از نوع جنیان و انسان ها و یا فرامین هوای نفس را و هر کس عمل صالح انجام دهد، به بهشت می رود.

    ج - بهشت و جهنم، نتیجه ی چگونگی ایمان و عمل انسان در طول حیات و زندگانی در دنیاست. و حاکم، قاضی، داور و گزینش کننده و حکم دهنده نیز همان کسی است که عالم هستی و از جمله انسان و قوانین عمل و نتیجه ی عمل و نیز بهشت و جهنم را خلق کرده است و شرایط رسیدن به رشد، کمال و مقام قرب خودش را بیان نموده است.

    بدیهی است که نزد عقل سلیم یک انسان نیز روندگان به هر سمت و سویی، به یک هدف و نقطه ی واحد و مشابهی نمی رسند و عالم و جاهل – عادل و ظالم – کافر و مؤمن – مشرک و موحد و در نهایت اهل عمل صالح و مفسد و تبه*کار یکسان نیستند، چه رسد نزد خداوند حکیم و عادل. لذا فرمود:

    «قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّار» (الرعد، 16)

    ترجمه: بگو پروردگار آسمانها و زمين كيست؟ بگو خدا است، بگو پس چرا غير او را اولياء گرفته‏ايد، با اينكه ايشان اختيار سود و زيان خويش را ندارند، بگو آيا كور و بينا يكسان است؟ و آيا ظلمات و نور يكسان است؟ آيا آنها شريكانى براى خدا قرار داده‏اند (و) همانند خلقت خدا خلقتى كرده‏اند؟ و خلقت*ها به نظر ايشان در هم شده است؟ بگو خالق همه چيز خداست، و او يگانه و مقتدر است‏.

    د - گاهی کثرت کفار، مشرکین، منافقین و اهل فسق و فجور و جنایت، انسان را به تعجب وا می دارد و شیطان و شیاطین نیز القاء می کنند که «آیا یعنی این همه انسان به جهنم می روند؟!»

    گاهی کثرت کفار، مشرکین، منافقین و اهل فسق و فجور و جنایت، انسان را به تعجب وا می دارد و شیطان و شیاطین نیز القاء می کنند که «آیا یعنی این همه انسان به جهنم می روند؟!»خداوند متعال خود صاحبان خرد را مخاطب قرار داده و پاسخی منطقی و حکیمانه به این شبهه می دهد، چرا که هر عقل و منطقی می پذیرد که نباید نتیجه و جایگاه همگان، با هر باور و عملی که دارند، نزد خداوند متعال یک*سان باشد.

    «قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده، 100)

    ترجمه: بگو [اى محمد] هرگز پاك و ناپاك مساوى نيستند هر چند زيادى ناپاكان شما را به تعجب وا دارد، پس اى خردمندان از خدا بترسيد باشد كه رستگار شويد.

    پس، اگر کسی به جای خدای واحد، احد و بدون مثل و مانند، معتقد شد که خدا سه تاست و «اب، ابن و روح القدس» هر سه یکی و خدا هستند و در نهایت نیز خدایش را به صلیب کشیده شده دانست، یا کسی معتقد شد که موسی یا عزیر (ع) پسران خدا هستند، یا در کتابش آورد که خدا پایین آمده و با پیامبرش داود (ع) کشتی گرفته است، یا معتقد شد که خدای روشنایی و سپیدی و خدای تاریکی و خاموشی متفاوت است و این دو خدا همیشه با یک دیگر در نزاع بوده و صبح ها او غالب می گردد و شب ها این، یا کسی [مانند سلفی ها و وهابی ها] بر این باور شد که خداوند متعال جسمی مانند بشر، منتهی بسیار بزرگ تر دارد، یا کسی به پیامبر خدا ایمان نیاورد و یا مدعی ایمان شد اما تابع او نگردید، یا کسی به گناه، فسق، فجور، جنایت و ... خو کرد و بنده*ی هوای نفس خود شد، در بهشت جایگاهی ندارد.

    حال اگر گفتند این صفات، مشخصات و شاخصه هایی که بیان شد، فقط به مسلمین و در میان آنها به شیعیان صدق می کند، معلوم می شود که خودشان نیز می دانند که صراط مستقیم کدام است؟ و با شانتاژ و ضد تبلیغ نیز حکمت، عدالت و رحمت خداوند متعال و سبحان متغیر نشده و قوانین حکیمانه ی خلقت نیز مبدل نمی گردد.
    ویرایش توسط عرض از مبدا : جمعه ۰۷ مهر ۹۱ در ساعت ۱۸:۱۶
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  6. 5 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    شبهات واقعه کربلا


    سوال :آيا امام حسين (ع) مي دانستند که اگر به سمت کوفه بروند، در کربلا به شهادت خواهند رسيد؟! اگر مي دانستند، پس چرا رفتند؟!

    این شبهه ای است که از دیر باز طرح گردیده و در هر دوره ای به صورت مجدد مطرح می گردد. هدف از این شبهه این است که اگر پاسخ دادید: «امام (ع) نمی دانستند»، علم امامت را زیر سؤال ببرند و اگر گفتید: «می دانستند»، بگویند مثلاً خود کشی بوده یا کار اشتباهی بوده است که با 72 نفر به قتلگاه بروند!

    ابتدا توجه داشته باشید که قطعاً امام حسین علیه السلام مبتنی بر علم امامت، نه تنها به حوادث پیش روی خود علم داشتند، بلکه به همه ی حوادث جهان و آثار آن تا آخر الزمان علم داشتند. و علم نسبت به ماجراهای کربلا و عاشورا و پس از آن منحصر به امام حسین (ع) نبود، بلکه اکثر مسلمین نسبت به آن آگاه بودند. چرا پیامبر اکرم (ص) مکرر بدان اشاره نموده و به مردم هشدار داده بودند و هم چنین حضرت امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه ی زهرا (ع) و امام حسن (ع) و شخص امام حسین (ع) مکرر به آن وقایع اشاره نموده بودند. پس ممکن نیست که همگان بدانند، ولی شخص امام معصوم که علوم جهان نزد ایشان حضار است ندانند.

    اما، این که اگر می دانستند، پس چرا رفتند؟ سؤالی است که پاسخش در درونش وجود دارد. و پاسخ این است که «چون می دانستند و علم داشتند رفتند».

    توجه به این نکته ضروری است که در القای افکار و باورهای انحرافی، همیشه سعی کردند به صورت مستقیم و غیر مستقیم به اذهان عمومی تلقین کنند که اگر انسان نادانسته و اتفاقی به کار خوبی دست بزند ارزش دارد (؟!) در صورتی که اگر آگاهانه و با اختیار به علم خود عمل نماید ارزشمند است. ارزش در «عمل به علم» است، نه عمل بر اساس جهل و نادانی.

    بدیهی است هر انسان عادل، حکیم و عالمی که بداند چه نقش در جهان هستی دارد؟ چه تکالیف و وظایف بر عهده دارد؟ چگونه و در چه زمانی باید بدان جامه ی عمل بپوشاند؟ و آثار عمل صالحش چیست؟ و اگر آن عمل را انجام دهد در چه رتبه و درجه*ای قرار خواهد گرفت؟ حتماً بدان عمل می نماید. چه رسد به شخص امام که انسان کامل است.

    مگر آن بسیجی که روی مین می رود تا راه را برای سپاهیان خدا در دفاع از اسلام و کشور باز کند، نمی داند چه پیش می آید؟ مگر آن مادری که فرزند جوان خود را برای انجام عملیات انتحاری بر علیه دژخیمان غاصب صهیونیسم به میدان می فرستد، نمی داند چه پیش می آید؟ و ... ؟

    پس، امام حسین (ع) که انسان کامل و امام معصوم است، بهتر و بیشتر از هر انسان دیگری می دانستند که چه جایگاه و وظایفی در مقابله با ظلم، بیداری اذهان عمومی در طی قرون متوالی، احیای اسلام راستین و ... بر عهده دارند و نتیجه و برکات این حرکتشان چه خواهد بود و بر اساس علم و آگاهی خود عمل نمودند.

    ====================
    سوال : اگر امام حسين (ع) مي دانستند که در کربلا به شهادت خواهند رسيد و خانواده ي ايشان و ذريه ي پيامبر اکرم (ع) به اسارت خواهند رفت، پس چرا آنان را به همراه بردند؟!

    جواب:

    بدیهی است که بر اساس اخباری که از زبان پیامبر اکرم (ص) و سایر اهل بیت (ع) تا امام حسین (ع) جاری شده بود و شخص امام حسین (ع) مکرر بدانها اشاره نموده بودند، نه تنها ایشان، بلکه بسیاری از مردم عادی هم می دانستند که اگر امام به سمت کوفه بروند، در منطقه ای به نام کربلا به همراه یاران به شهادت می رسند و خانواده ی ایشان به اسارت خواهد رفت و همین علم به جایگاه، ضرورت ها و تکالیف محوله و آثار آن ملزومات حرکت را فراهم آورد.

    به همراه بردن خانواده نیز از این قاعده ی عمل به علم و تکلیف و آثار مترتبه مستثنیٰ نمی باشد. اگر چه شرکت در جنگ و رزم در میدان جنگ بر زنان واجب نیست، اما دفاع از اسلام بر هر مرد و زنی واجب است و هر کسی تکالیفی بر عهده دارد که در حفظ و نشر اسلام راستین باید نسبت به آنها عمل نماید.

    برای روشن تر شدن حکمت های به همراه بردن خانواده، به چند نمونه ی ذیل دقت فرمایید:

    - ظاهر امر این بود که مردم کوفه از امام (ع) خواسته بودند که برای حکومت که مستلزم اقامت طولانی بود، به کوفه بیایند. بدیهی است که در چنین شرایطی حاکم، خانواده و برخی از اقوام و نزدیکان را به همراه می برد. لذا اگر ایشان چنین نمی کردند، هم در آن زمان شایعه می کردند و هم سپس تاریخ را تحریف می*کردند که امام حسین(ع) از همان ابتدا به قصد جنگ حرکت کردند. همین شائبه ها و شایعه ها سبب می شد که اذهان عمومی آن زمان و تاریخ، نتواند ظالم و مظلوم را از هم تشخیص دهد و به پیمان شکنی ها، توطئه ها و جنایت های جناح مقابل که به نام اسلام بر سرکار بود پی ببرد و حق و باطل را از هم تمیز دهد.

    - امام حسین (ع)، فقط به خاطر مردم کوفه یا مسلمانان آن زمان در مقابل ظلم قیام ننمودند، بلکه برای آگاهی و روشن شدن همه ی اذهان عمومی در همه زمان*ها قیام نمودند. چنان چه خود می فرمایند: برای نجات و اصلاح امّت جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام نمودم.

    جمله ی معروفی است که می گوید: «کربلا در کربلا می ماند، اگر زینب نبود». بدیهی است اگر نوزاد خردسالی چون علی اصغر یا کودکان و نوجوانانی چون حضرت قاسم ابن الحسن و عبدالله بن الحسن علیهم السلام در معرکه حاضر نبوده و به شهادت نمی رسیدند، امروز تاریخ با توجه به تحریفات، نمی توانست تشخیص دهد. چنان چه در میان برخی از اهل سنّت چنین رواج داده اند که «خلفاء و علی، همگی مؤمن و از صحابه بودند، حالا بر سر حکومت با یک دیگر اختلاف داشتند و ما حق نداریم که به این امور وارد شویم و قضاوت کنیم»! ... و چنان چه راجع به امام حسین (ع) نیز گفتند: چون یزید خلیفه ی مسلمین است، پس بر امام حسین (ع) واجب بود که با او بیعت نماید و چون تن به چنین بیعتی نداد، بر اساس احکام اسلامی (پناه بر خدا) از دین خارج شده است!

    اما حضور خاندان گرامی پیامبر اکرم (ص) و رفتار سپاهیان یزید با آنان، هم حجت را برای مردم و حاضرین در کربلا تمام کرد و هم اذهان عمومی را برای همیشه ی تاریخ آگاه ساخت که شخصی مانند یزید نمی تواند خلیفه ی مسلمین باشد و اسلام یزیدی، همان سلطنت جائرین در لباس اسلام است.

    - اگر خاندان پیامبر اکرم (ص) به اسارت نمی رفتند و از کربلا به شام و بارگاه یزید و از آنجا به کربلا و مدینه منتقل نمی شدند، با شهادت همگان، وقایع و پیام کربلا، در همان کربلا مدفون می شد و این آثار روشن گر و هدایت بخش برای بشریت را در بر نداشت.

    - حضور حضرت زینب علیها السلام و کاروان شهداء در شام، مسلمین آن دیار را که از اسلام فقط معاویه را دیده بودند و به هنگام ورود اسراء آزین بندی و جشن و پایکوبی به راه انداخته بودند، چنان آگاه و بیدار نمی کرد که به هنگام عزیمت، چنان بیدار شوند که همگان گریه کنان و به سر زنان ایشان و کاروان را بدرقه کنند و مقدمات تزلزل پایه های حکومت یزید و اسلام یزیدی فراهم آید. و آثار آن در طول تاریخ روشنگر باشد.

    - اگر زینب به اسارت به شام منتقل نمی شد، عظمت یزید خرد نمی شد و او اسلام را برای همیشه نابود می کرد.

    - ...

    البته حکمت ها و آثار حضور خاندان در کنار امام (ع) بسیار بیش از این است که موارد فوق برای نزدیک ذهن بیان گردید.

    ==================================
    سوال : اگر سپاهيان يزيد آن قدر جلاد و سنگ دل بودند که حتي به طفل شش ماهه رحم نکردند، پس چرا امام سجاد (ع) را نکشتند، آيا در اين مورد دلشان به رحم آمد؟!

    به طور مسلم سپاهیان یزید که مست این پیروزی بودند و از شوق رسیدن به وعده ها سر از پا نمی شناختند، هیچ گاه دلشان به رحم نیامده بود، که اگر غیر از این بود، پس از قتل عام و پیروزی، به قطعه قطعه کردن پیکرها، تاختن با اسب بر بدن های بی جان و جدا کردن سرهایشان نمی پرداختند.
    بلکه، ظاهر امر چنین است که وقتی به چادرها ریختند و متوجه حضور امام سجاد (ع) شدند، عده ای گفتند: او خودش در حال احتضار است و تا دقایق یا ساعاتی دیگر می میرد و کشتن او ضرورتی ندارد (و اساساً برای آنها امام حسین «ع» و یاران وی در جنگ مهم بودند که همه را کشته بودند و اکنون خسته و مترصد رسیدن بودند و کشتن یک شخص در حال احتضار برایشان جاذبه ای نداشت)، و عده ی دیگری گفتند که خیر باید او را هم کشت! اما حضرت زینب (ع) سپر شد و فرمود: اگر می خواهید او را بکشید، باید اول من را بکشید. و آنان مایل نبودند که با کشتن حضرت زینب (ع)، آن هم پس از پایان جنگ زیر سؤال بروند. به ویژه با توجه به این که به خیانت امرای خود یقین داشتند و می دانستند که پس از این فاجعه در اذهان عمومی پاسخ گو می باشند و می دانستند که اگر به چنین عملی مرتکب شوند، ابن زیاد ها برای تبرئه ی خود در اذهان عمومی خواهند گفت: ما به شما نگفته بودیم که زنان اسیر و یا یک شخص بیمار و در حال احتضار را بکشید، پس مقصرید و باید مجازات شوید! لذا منصرف شدند. مضاف بر این که بسیار علاقمند بودند تا به همراه سرهای بریده اسرایی را به شام منتقل کنند و بگویند حسین (ع) را کشتیم و فرزندش را به اسارت آوردیم، تا پاداش بیشتری بگیرند.
    اما، باطن امر سنّت و اراده ی الهی مبنی بر باقی ماندن حجت خدا در زمین است. چنان چه حضرت ابراهیم (ع) را به آتش انداختند اما به امر الهی آتش در او اثر نکرد – حضرت یونس (ع) را به دریا انداختند، اما کشته نشد – برای جلوگیری از تولد حضرت موسی (ع) هر مولود پسری را کشتند، اما خودشان موسی را از آب گرفتند و به عنوان فرزند خوانده به قصر فرعون بردند – مکرر به جان مبارک پیامبر اسلام (ص) سوء قصد کردند، اما موفق نشدند ... و در نهایت آن که امام حسن عکسری را بدین هدف که تحت نظر داشته باشند تا مبادا از او فرزند ذکوری متولد شود و او امام دوازدهم و امام زمان باشد، در میان پادگانی (عسکر) سکنی دادند و با زنان جاسوس، اوضاع خانه و همسران وی را کنترل می*کردند، اما امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف به دنیا آمد و کسی نتوانست گزندی به او وارد نماید.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  8. 4 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Most Popular

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    یه گوشه خلوت شیراز
    نوشته ها
    2,711
    امتیاز : 18,843
    سطح : 86
    Points: 18,843, Level: 86
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکر کردن : 9,547
    تشکر شده 17,700 در 2,736 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 3 در 3 پست

    پیش فرض

    سوال :مگر خدا عادل، عالم و مهربان نیست، چرا ما را خلق کرد تا گناه کنیم و به جهنم رفته و مکافات کشیم؟ به نظر من خلقت همه صفات خدا را زیر سؤال می برد!

    جواب :
    به نکات ذیل که به صورت اجمال ایفاد می گردد دقت نمایید:

    الف – اگر خلقتی نبود، مخلوقی هم نبود که صفات حق تعالی را بشناسد یا زیر سؤال ببرد.

    ب – خلقت یعنی همان تجلی صفات حق تعالی، خواه مخلوق بپسندد یا خوشش نیاید. این تجلی چیزی نیست که کسی بتواند آن را با میل خود زیر سؤال ببرد. چرا که خلقت هست. یعنی تجلی هست. و زیر سؤال بردن هستی هیچ معنایی ندارد. نمی شود به دلیل «هستی»، هستی را زیر سؤال برد و نفی یا محکوم نمود. در این عالم هستی، علم، قدرت، زیبایی، غنا، تدبیر، حکمت، رأفت، رحمت، غضب ... و همه ی صفات جمال و جلال حق تعالی متجلی شده است. لذا زیر سؤال بردن خدا به دلیل تجلی صفاتش مثل این است که کسی بگوید: به دلیل علم، علم را محکوم می کنم و یا به دلیل عقل، وجود عقل را زیر سؤال می برم و یا به خاطر وجود عدالت، در بودن عدالت شک می کنم و ...! یا به عنوان مثال ملموس تر در عالم ماده، مثل این است که کسی بگوید: به دلیل وجود این تابلوی نقاشی، وجود نقاش را نفی می*کنم! پس همین که خلقت هست، یعنی خالق هست و آن چه هست، همان تجلی اسماء و صفات اوست.

    ج – اما خداوند متعال ما را خلق نکرده است که ما گناه کنیم، به جهنم رویم و مکافات کشیم. بلکه ما را خلق کرده است که تا در مسیر رشد و کمال، با خیال آسوده قدم برداریم و به سعادت ابدی برسیم. منتهی لازمه ی این رشد و کمال، برخورداری از قوه ی اختیار یا به تعبیر بگوییم تجلی صفت اختیار خدا در مخلوقی به نام انسان است.

    بدیهی است که وجود اختیار، با مجبور بودن در سیر یک راه (مثلاً راه صحیح) منافات داشته و متضاد است. پس مختار باید بتواند که هر راهی که دلش خواست برود. اما اینجا یک حقی برای مخلوق مختار پیش می آید و آن حق برخورداری از علم، اطلاعات و آگاهی نسبت به نقشه ی راه از یک سو و برخورداری از راهنما از سوی دیگر است، که خداوند کریم نیز این دو نیاز را با گسیل انبیاء و اوصیا و انزال کتاب از یک سو و قراردادن آنها به عنوان راهنما از سوی دیگر پاسخ داده است و البته لطف و کرم و محبت خود را نیز به آن افزوده است. چنان که رحمت خود را مقدم بر دیگر صفات قرار داد و فرمود: هر چند که همه ی امکانات لازم برای رشد و سعادت دنیوی و اخروی برای تو قرار داده*ام، اما باز ممکن است که در این طی این مسیر بلغزی و حتی ممکن است لغزش های هولناک و سقوط های مهلک داشته باشی، اما مهم نیست، دستت را بده و بلند شو و به راه ادامه بده. خودم می بخشم و کمک می کنم.

    حال ما چرا باید این همه لطف و کرم را رها کنیم، و گناه و کوتاهی و قصور و تقصیر خود در نافرمانی را به گردن او بیاندازیم و بگوییم چرا ما را خلق کرد تا گناه کنیم و به جهنم برویم؟

    دقت به آیات ذیل که نمونه*های اندکی از خیر کثیر است، ابواب بسیاری از اهداف خلقت و نیز لطف و کرم را به روی ما باز می کند:

    * – هدف خلقت (انسان مخلوق و بنده است، پس هر چه را معبود خود قرار دهد، به سوی آن می رود):

    «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» (الذاریات - 56)

    ترجمه: و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه عبادتم كنند.

    * – هدایت و ارسال رسل، برای تعادل که لازمه ی رشد است و رفع هر گونه حزن و اندوه و ناراحتی دنیوی و اخروی:

    «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط ...» (الحدید – 25)

    ترجمه: به درستی که رسولانمان را با دلایل روشن فرستادیم و به همراه آنان کتاب و میزان (امام و الگو) نازل کردیم تا مردم قیام به قسط (بر پایی اعتدال در فرد و جامعه) کنند.

    «وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلينَ إِلاَّ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (الأنعام - 48)

    ترجمه: و ما نمى‏فرستيم پيغمبران را مگر براى بشارت و انذار، پس كسانى كه ايمان آورده عمل صالح كنند نه بيمى برايشان است و نه اندوهناك مى‏شوند.

    * – عشق و محبت (عشق علت هر حرکتی است و انسان به سوی محبوب خود می رود، پس راهنمایی راه آشنا می خواهد و در نتیجه ی محبت نیز انتظار محبت دارد. و بهشت سفره ی محبوب است نه خودش). البته با این همه ممکن است که عاشق در حق معشوق جفایی هم بکند، اما اگر عشق و محبت واقعی باشد، او می*گذرد.

    «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ» (آل عمران - 31)

    ترجمه: بگو اگر خدا را دوست مى‏داريد پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد و گناهانتان بيامرزد كه خدا آمرزگار و مهربان است‏.

    * – در بیان آن که خداوند کریم نه تنها منتظر نیست که بنده اش خطا کند و او توبیخ و مکافات نماید، بلکه اصلاً منتظر است بنده به سوی او توجه کند و او «همه»ی گناهانش را ببخشد.

    «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ» (الزمر - 53)

    ترجمه: بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كرديد از رحمت خدا نوميد مشويد كه خدا تمامى گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او آمرزنده رحيم است‏.

    *– در بیان آن چه برای محبوبش فراهم دیده که بسیار بیشتر از عمل اوست و به وهم و گمان نیز نمی آید:

    «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» (السجده - 17)

    ترجمه: هيچ كس نداند به سزاى آن عمل هایی كه مى‏كرده‏اند چه مسرت ها (چشم روشنی های) برایشان نهان كرده‏اند.

    حال با این همه حکمت، لطف، کرم و به قول ما بزم و بریز و بپاش که همه تجلی صفات رحمانیه و رحیمیه ی اوست، باز اگر کسی پشت کرد، نخواست، لج و عناد کرد و به همین متاع قلیل دنیا دلخوش کرد و به دست آوردن آن را نیز از راهی، اگر چه به ضرر خودش جایز دانست، دیگر نباید تقصیر را به گردن او بیاندازد. گفت: «گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحب خانه چیست؟» چه اصراری وجود دارد که وقتی انسان می تواند معصیت نکند، بکند؟! و چه اصراری وجود دارد که وقتی او می فرماید که اگر برگردی من همه*ی گناهانت را می بخشم، کسیر بر نگردد و اصرار کند که او نمی بخشد، پس چرا مرا خلق کرد که مکافات شوم؟! اینها القائات شیطان است تا انسان را از توجه به لطف، کرم، محبت، غفران و رحمت الهی (صفات الهی) روی گردان نماید.
    ==--==--==--==--==--==

    ==--==--==--==--==--==

  10. 2 کاربر از پست مفید عرض از مبدا تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    سلام با تشكر از مطالب جالب و مفيد شما...

    الان مهمترين بحث شايد همين پاسخگويي به شبهات باشه!!

    اگه لطف كنيد منبع مطالب را هم ذكر كنيد ..ممنون مي شم!!

    فكر كنم تو اين سايت هم اين مطالب را زدن :

    www.x-shobhe.com

    پاسخگويي به شبهات
    ویرایش توسط رضوان : شنبه ۰۸ مهر ۹۱ در ساعت ۱۹:۰۵
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  12. 2 کاربر از پست مفید رضوان تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    در مورد لباس روحانيت مي گفتند:

    شرف انسان به لباس نيست، به علم است، و علم در هر جا علم
    است، و عالم در هر لباس عالم است.

    پاسخ به شبهه :

    غلط مي گفتند، و مغالطه مي نمودند.

    شرف انسان به لباس پيامبر است،

    و به طرز عمامه مولي امير مؤمنان است.

    عالم اگر در لباس پيامبر باشد، عالم دين است،

    لباس كفر، نماينده مكتب كفر و نمايشگر الحاد و انحراف است.


    منبع
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  14. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  15. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    دلت پاک باشه!؟

    ممکنه وقتی به کسی بگوییم فلان کار را ترک کن حرامه یا فلان مسئله را انجام بده واجبه

    بگه دلت پاک باشه.


    جواب:

    اگه کسی گفت دلت پاک باشه به او می گوییم اون کسی که شما را آفریده می گوید من قبول ندارم،

    هم دل باید پاک باشد و هم باید دیگر فرمان های من مثل نماز و حجاب رعایت شود .

    الذین آمنو و عمل الصالحات در قرآن همیشه ایمان و عمل صالح با هم ذکر شده و تنها کسانی که هم

    ایمان دارند و هم عمل شایسته انجام می دهند اهل بهشتند و عمل صالح هم عمل به چیزهاییست

    که خدا به آنها فرمان داده و یا ترک چیزهایی که نهی فرموده و از جمله آنها حجاب و نماز است

    و روزه است.
    منبع
    ویرایش توسط رضوان : شنبه ۰۸ مهر ۹۱ در ساعت ۲۲:۴۶
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  16. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  17. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    کجای قرآن آمده!؟

    کسانی تا گفته می شود فلان مسئله حرام است یا واجب است ،

    می گویند کجای قرآن آمده است؟


    جواب:این مسئله جواب های گوناگونی دارد اما در این جا به پاسخی کوتاه و مکفی قناعت میکنیم

    و آن این است اگر کسی گفت فلان مسئله

    کجای قرآن آمده است فورا بگویید این جای قرآن آمده است:

    قسمت پایانی از آیه هفتم سوره مبارکه حشر

    «و ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهيكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»
    در این آیه می فرماید:

    آنچه پیامبر(ص) به شما می دهد بگیرید و آنچه شما را از آن نهی می کند رها کنید.

    پیامبر(ص) فرموده است که این چیز حلال است یا حرام است.

    منبع

    ویرایش توسط رضوان : شنبه ۰۸ مهر ۹۱ در ساعت ۲۲:۴۶
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  18. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    پاسخ کسانی که در جواب نهر از منکر می گویند : به شما چه ربطی داره؟

    این مثل اینه که فردی در کشتی نشسته باشه و در حال سوراخ کردن محل زیر پاي خودش باشه

    و وقتی به او بگویند این کار را نکن ،بگوید جای خودم را سوراخ می کنم به شما ربطی ندارد،

    در صورتی که وقتی کشتی سوراخ شود همه غرق می شوند.

    جامعه هم مثل کشتی است و گناه یک نفر روی همه جامعه اثر می گذاره.
    منبع
    ویرایش توسط رضوان : سه شنبه ۱۱ مهر ۹۱ در ساعت ۰۹:۰۸
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  20. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  21. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    خودسازی مقدم است یا دگر سازی (امر به معروف و نهی از منکر)؟ اگر خودسازی مقدم است، پس هر کسی نمیتواند امر به معروف و نهی از منکری که به همگان واجب شده است را انجام دهد!

    بدیهی است که «خودسازی» مقدم است. به قول معروف «از کوزه همان تراود که در اوست» و به قول حکما «معطی شیء نمیتواند فاقد شیء باشد». یعنی کسی که چیزی را ندارد، نمیتواند آن را به دیگران بدهد. پس اگر کسی خود را نساخته باشد، نمیتواند در ساختن دیگران که به وسیلهی همان «امر به معروف و نهی از منکر» صورت میپذیرد گام مؤثری بردارد. اما در تعریف، فهم و عمل باید به موارد ذیل نیز دقت نمود:

    الف – مقدم بودن «خودسازی» بر «دگر سازی یا جامعه سازی»، تقدم زمانی نیست که کسی بتواند بگوید: فعلاً با جامعه کاری ندارم، بلکه اول باید بروم چند سالی به خودسازی مشغول گردم! دقت شود که «وجود» آدمی و ابعاد آن بسیار بسیط است. نه انسان محدود است و نه کمالات. لذا «خودسازی» مثل برطرف نمودن گرسنگی نیست که محض پر شدن معده، هدف حاصل شده باشد. بلکه انسان تا هست باید به سوی کمالات سوق نماید. پس تا هست باید به «خودسازی» بپردازد. پس اگر تقدم زمانی منظور باشد، هیچ گاه توجه به خارج خود و همت برای ساختن بیرون از خود حاصل نمیگردد و بدین ترتیب نه تنها انسان «خودنگر» میشود و «من» برایش هدف میشود و این خود بزرگترین عامل سقوط است، بلکه هیچ گاه رشد فردی و اجتماعی نیز محقق نمیگردد. بلکه تقدم خودسازی به لحاظ تقدم مرتبه و اهمیت وجودی است. چنان چه تا علم نداشته باشید، نمیتوانید به کسی علم بیاموزید، اما آموزش علم به دیگران نیز منوط به رسیدن شما به آخر علم نیست. چرا که علم از کمالات است و آخری ندارد. پس آن چه آموختهاید را به دیگران آموزش میدهید.

    ب – کسانی که تقدم «خود سازی» بر «دگر سازی یا جامعه سازی» را تقدم زمانی بر شمردهاند و به بهانهی خودسازی دست از امر به معروف و نهی از منکر برداشته و یا مانع و مخالف عاملین میشوند، در درجهی اول «خود» را نشناختهاند و در درجهی دوم «امر به معروف و نهی از منکر» را.

    «خود» انسان، یک موجود تک بعدی نیست. آدمی از «خود مادی»، «خود معنوی»، «خود فردی» و «خود اجتماعی» و ... برخوردار است. پس اگر کسی میخواهد در راه خودسازی قدم بردارد و به رشد برسد، ناچار است که به همهی ابعاد وجودی خود توجه کند و به قوی ساختن همهی آنها همت ورزد.

    آیا اگر کسی روی صندلی چرخدار بنشیند و پای خود را از حرکت بیاندازد، اما مرتب دستان خود را ورزش دهد تا جایی که از قوت و قدرت خوبی برخوردار شوند و حتی بتوانند در مسابقات پرتاب دیسک و نیزه شرکت کرده و قهرمان شود، جسم خود را ساخته است؟ آیا پای او از کار نیافتاده و ضعیف یا فلج نمیشود. آیا عضلههای پاهایش و عصبهای آن دچار آسیب نمیشود و در نهایت به چنین انسانی «معلول» یا «معیوب» نمیگویند؟

    ابعاد درونی و برونی یا فردی و اجتماعی وجود آدمی نیز همین گونه است. پس کسی که دست و پا ندارد و کر و کور است، نمیتواند فعالیت اجتماعی داشته باشد، اما کسی که به رغم برخورداری از همهی این ابزار لازم، در گوشهی انزوای خود بینانهی خود زندگی میکند نیز انسان فلج، معیوب و معلولی است.

    ج – خداوند متعال در کلام وحی میفرماید: اولین گام برای قرار گرفتن در مسیر رشد «توبه» یا همان بازگشت از مسیر خطا است. وقتی انسان از مسیر خطا برگشت، از عبادت غیر از طواغیب درونی مانند نفس گرفته تا طواغیت بیرون بر میگردد و «عبد» و بندهی مخلص خدا میگردد، چون به این مقام رسید،«حامد» یعنی پرستندهای شاکر میگردد ... تا آن که به سجده میافتد، سپس بلند میشود و به امر به معروف، نهی از منکر و حفظ حدود الهی در جامعه قیام مینماید:

    «التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ»
    (التوبه - 112)

    ترجمه: (مؤمنان كسانى هستند كه) توبه كنندگان و عبادت‏كاران و سپاس‏گويان و سياحت كنندگان و ركوع كنندگان و سجده‏آوران و آمران به معروف و نهى كنندگان از منكر و حافظان حدود الهى و بشارت ده (به اين چنين) مؤمنان‏.

    چنان چه ملاحظه میشود تقدم و تأخر و نیز طی این مراحل زمانی نیست، بلکه رتبهای میباشد. مضافاً بر این که گذر از هر مرحلهاش در عین فردی بودن، اجتماعی نیز هست. مگر میشود بدون برداشتن موانع و نهی مخالفین از مسیر خطا به صراط مستقیم بازگشت؟! مگر تا آدمی تبر برندارد و بتهای درون و برون را خرد ننماید و تا با طاغوتها درون و برون مقابله و مبارزه ننماید، بندگی «عبادت» خالص خدا ممکن است؟! و ... .

    همهی بلاهایی که در گذشته و حال بر سر مسلمانان میآمده و میآید، به خاطر آن است که نمیخواستند به غیر از خدا را عبادت کنند و گناهی جز اعتقاد و عمل به «لا اله الا الله» نداشته و ندارند و این با منافع و مقاصد طواغیت و مستکبرین منافات دارد، لذا سعی در فشار، تهدید و نابودی آنها مینمایند.

    «الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ»
    (40- الحج)

    ترجمه: همان افرادى كه به ناحق از خانه‏ هاشان اخراج شدند. (فقط جرم آنان اين بود) كه مى‏گفتند: پروردگار ما خدا است! اگر خدا بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمى‏كرد قطعا صومعه‏ها و كليساهاى مسيحيان و كنيسه‏هاى يهوديان و مسجدهائى كه نام خدا فراوان در آنها ذكر مى‏شود خراب مى- شدند! و يقينا خداى توانا كسانى را كه او را يارى كنند يارى خواهد- كرد. چرا كه قطعا خدا قوى و قدرتمند است. منبع
    ویرایش توسط رضوان : سه شنبه ۱۱ مهر ۹۱ در ساعت ۰۹:۱۶
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  22. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  23. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    در کجای قرآن مجازاتی برای بد حجابی تعیین شده است؟

    قبل از هر پاسخی دقت فرمایید که این جملهی «در کجای قرآن آمده ...؟»، اخیراً توسط سایتها و سایر امکانات و ابزار تبلیغاتی وهابیت بسیار رایج شده است و شیعیان و اهل سنتی که خود را اهل اسلام میدانند و به همین دلیل میخواهند استناد به قرآن کریم نماید، باید بسیار مراقب این حقهی انحرافی باشند.

    «در کجای قرآن آمده است ...؟» استدلال کسانی است که در ابتدای اسلام مدعی شدند «حسبنا کتاب الله – کتاب خدا برای ما کافیست» و امروز هم مدعی هستند که کتاب خدا در اختیارمان هست و خودمان میخوانیم و نیازی به هیچ معلم، راهنما، عالم، مفسر و ... نیز ندارد و به هر چه در ظاهر آیات آمده نیز به آن شکلی که خودمان میفهمیم استناد میکنیم! در واقع میگویند: کتابی در دست میگیریم، ولی خود دین جعل میکنیم.اگر چه همهی این ادعاها برای جلوگیری از فهم مردم از قرآن و اسلام به واسطهی تعلیم معصومین (ع) که معادن علم الهی و مخازن وحی هستند میباشد، اما همین ظاهر آیات قرآن کریم که برای همگان نیز قابل فهم میباشد، راه فرار و توجیه و ایجاد انحراف «به نام قرآن – علیه قرآن» را بر آنان بسته و دستور به اطاعت از رسول اکرم (ص) و اهل عصمت (ع) و راسخون در علم و ... داده است. تا معلوم شود «حسبنا کتاب الله» نه ریشهی قرآنی دارد و دلیل عقلی. بلکه مغایر با این آموزهها و عقل و فهم انسان است.

    حال ما از آنان میپرسیم که در کجای قرآن آمده است که به ظاهر قرآن بسنده کنید – که میکنید؟ در کجای قرآن آمده که علم بدون معلم قابل فراگیری است – که مدعی هستید خودمان از کتاب همه چیز را میفهمیم؟ اگر این طور است چرا این همه مدرسه و دانشگاه و ... دایر کردید، کافی بود که هفت میلیارد کتاب فیزیک یا ریاضی و یا ... چاپ و توزیع میکردید تا همه انیشتن شوند.
    وانگهی در مورد احکام الهی میپرسیم: در کجای قرآن کریم آمده است که نماز صبح دو رکعت و نماز ظهر چهار رکعت است؟ کجای قرآن کریم آمده که به هنگام نماز ابتدا باید نیت کرد و سپس تکبیر گفت؟ در کجایش آمده که قرائت سورهی حمد واجب است – دستور به ترتیب در کجایش آمده است؟ کجای قرآن نوشته که در هر رکعت باید یک رکوع و دو سجده نمود؟ در کجا آمده که مناسک حج چگونه و دفعات طواف چند دور است و نقطهی آغاز و پایان در طواف کجاست – اگر برعکس طواف کنیم چه میشود؟

    در مباحث سیاسی – حقوقی و کیفری و مجازاتها میپرسیم: کجای قرآن آمده که اگر یک شاعر یا طنز گویی با یاوهمگویی به خدا و رسول (ص) سعی در تحقیر اسلام و یا گمراهی مردم کرد، میتوان او را مجازات نمود که پیامبر اکرم (ص) در عین عفو عمومی در فتح مکه، حکم اعدام یک شاعره و چند شاعر را صادر مینمایند؟ ... و اساساً در کجای قرآن کریم آمده است که مسلمانان باید به اسلام و قرآن کریم، از زاویهی دید یک گروهک انگلیس نهاد به نام وهابیت نگاه کنند؟! ...، پس مسلمانان باید هوشیار و بصیر باشند و فریب این ترفند انگلیسی «در کجای قرآن آمده» را نخورند.

    استنباط احکام اسلام با رجوع به وحی و سنت صورت میپذیرد و استخراج آنها نیز [مانند هر علم دیگری] مسلتزم چندین سال تحصیلات عالیه و تخصصی در این زمینه میباشد. مگر مردم عادی بدون تحصیلات تخصصی در پزشکی، مهندسی، حقوق، ادبیات، ریاضیات، تاریخ یا ... میتوانند نظر داده یا حتی فراتر از آن حکم صادر کنند – آیا غیر از این است که در صورت ارتکاب بازداشت، محاکمه و مجازات میشوند؟ پس چرا ما را به این سو میرانند که گمان کنیم همهی احکام اسلامی باید در ظاهر قرآن کریم بیان شده باشد و هر عالم و جاهلی که فقط روخوانی بلد است، بتواند آن را یافته، فهم کرده و حکم صادر کند؟

    البته در مورد حکم حجاب یا بهتر بگوییم «تستر» و پوشش در اسلام، همین ظاهر قرآن کریم نیز تصریح به وجوب آن دارد و بدیهی است که تخطی از هر قانونی [اگر چه تخلفات رانندگی یا چگونه راه رفتن در خیابان باشد] مجازات دارد و تعیین چگونگی مجازات نیز در چارچوب، تعینات و اختیارات تعریف شده در همان قانون، به قاضی سپرده شده است. نه این که یک قاضی یا حاکم شرع میتواند از ناحیه خود و مبتنی بر میل خود قانون وضع کرده یا آن را تغییر دهد.

    اسلام مانند هر مکتب، جامعهی مدنی و با شعور دیگری، هر گونه فسق، فجور، جنایت، ظلم ... و رفتارهای ناهنجار را ممنوع دانسته و بدیهی است که عدم رعایت هر ممنوعیت و قانونی مجازات دارد و بد حجابی از مصادیق بارز فسق، فجور، جنایت، ظلم و فحشا است. منتهی تفاوت اسلام با سایر مکاتب یا قوانین جوامع غیر اسلامی این است که در اسلام قوانین از طرف خداوند متعال و حکیم وضع گردیده و از توسط رسول (ص) ابلاغ میگردد، ولی در جوامع دیگر از طرف افراد، اشخاص، احزاب ... و قدرتها و به نفع آنها وضع گردیده و به انحای مختلف [از تبلیغ گرفته تا تهدید و اجبار] القاء میگردد.

    به راستی حد و مرز حجاب چیست؟ و اگر در قرآن و احکام اسلامی حجاب واجب نشده باشد، حد بد حجابی چیست و مرز آن کدام است؟ و اگر در قوانین جامعهای حدی در این مورد تعیین نگردیده باشد، و همگان بتوانند آزادنه از حجاب کامل تا عریانی کامل در انظار بچرخند، آیا عقل به قوانین آن جامعه نمیخندد و یا از افسوس گریه نمیکند؟ چرا حتی در جوامع به اصطلاح دمکراسی غرب نیز برای پوشش حداقلی قائل شدهاند و در صورت عدم رعایت، توسط پلیس بازداشت و در محاکم قضایی به جرم هنجار شکنی و ایجاد تشویش و تحریک عمومی و ... محکوم به مجازات میشوند؟ و در نهایت این که چرا باید این حداکثرها و حداقلها (حدود و احکام) را به جای خدا و اسلام، از امریکا و انگلیس آموخته و تبعیت کنیم؟ در کجای قرآن آمده که هر چه امریکاییها و انگلیسیها خواستند و گفتند درست است و یا کدام عقل سلیمی چنین ادعایی را تأیید میکند؟ ...

    اما مکرر در همین ظاهر آیات قرآن کریم تصریح شده که از آنها اطاعت و تبعیت نکنید، بلکه بندهی الله باشید و اوامر و نواهی او را که توسط آیات قرآن یا سخنان و رفتارش ابلاغ میگردد اطاعت و تبعیت کنید.

    x-shobhe.com
    ویرایش توسط رضوان : سه شنبه ۱۱ مهر ۹۱ در ساعت ۰۹:۱۸
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  24. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  25. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    اگر امام حسین (ع) الآن بودند چه میکردند؟ در هیئات حضور یافته و گریه میکردند یا ...؟ میخواهم بدانم وظیفهی ما هیئتیها چیست؟ برویم هیئت و به سر و سینه بزنیم و یا ...؟

    در گذشته (قبل از انقلاب) نیز این شبهات را برای دور کردن اذهان مسلمین و عاشقان خدا و اسلام و اهل بیت (ع) به شکلهایی متفاوت بسیار مطرح میکردند. مثلاً میگفتند: آیا عبادت خدا این است که مرتب نماز بخوانیم، یا این که برویم به مردم خدمت کنیم. و بعد شعر میخواندند که «عبادت به جز خدمت خلق نیست»، یعنی همان شعار ماتریالیستهای کمونیست یا سرمایهدار! حالا هم به بهانهی توجهات فکری و عقلی [که البته ندارند] میگویند: چرا به هیئت رفته و سینه بزنیم؟! باید به اهداف امام، راه امام و عمل امام حسین (ع) توجه کنیم!

    اما سؤال اینجاست که: ما چرا باید یک بُعدی باشیم و تک محوری عمل کنیم؟! خدا به انسان هم عقل داده و هم قلب – هم فکر داده و هم عشق – هم معرف داده و هم محبّت. حال چرا باید حتماً یکی از این دو را تعطیل کنیم؟! یا به فکر و عقل تکیه کنیم، بدون هیچ محبتی و یا به نام محبت به احساسات بسنده کنیم، بدون هیچ فکری؟! خدا دو بال برای پرواز تکاملی داده و با یک بال نمیشود پرواز کرد. هر دو لازم است.

    خداوند حکیمی که در آیات متفاوت انسان را به علم، عقل، تفکر، تدبر و عمل دعوت کرده، در یک آیه میفرماید: ای پیامبر بگو اگر خدا را دوست دارید، مرا تبعیت کنید و نتیجه این تبعیت از روی محبت را نیز محبت متقابل خوانده که از هر نعمتی بالاتر است.

    « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ» (آل عمران، 31)


    ترجمه: بگو اگر خدا را دوست مى‏داريد (كه بايد هم بداريد) بايد مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد و گناهانتان بيامرزد كه خدا آمرزگار و مهربان است‏.

    دقت شود که علم و عقل چراغ راه هستند نه عامل حرکت. و عامل حرکت فقط «محبت» است. لذا فرمود بگو: نتیجه و اجر رسالت من، در محبت و مودّت اهل بیت (ع) است. و الاّ میتوانست بفرماید در معرفت آنهاست.

    این شبهات فقط به خاطر حرص و بغضی است که از هیئات و آثار آنها دارند. هیئتها عشق را بیدار میکنند و عشق موجب حرکت میشود. اما دلیلی نیست که فکر یا تعقل در این حرکت نباشد.

    - سخت نیست که بدانیم اگر امام حسین علیه السلام الان بودند، چه میکردند؟ همان کارهایی را میکردند که در قید حیات انجام دادند. هم برای فراق رسول خدا (ص)، مظلومیتهای پدر، مادر و برادر بسیار گریه میکردند و هم نماز میخواندند و هم قرآن تلاوت میکردند و هم خود صراط مستقیم و معدن علم، حکمت و مخزن وحی الهی بودند.

    ایشان در صحنهی کربلا، هم اقامه نماز میکردند، هم تلاوت قرآن مینمودند، هم مردمان فریب خورده را موعظه میکردند، هم بر جنازهی برادر [ابوالفضل العباس] و پسر [علی اکبر] میگریستند، هم میجنگیدند و هم با خدا عشقبازی میکردند و زیبایی میآفریدند تا همگان در همهی زمینهها بیدار شوند. لذا خواهرش زینب (ع) در پاسخ یزید که میخواست نظام دنیا را جبر نمایش دهد و گناهش را به گردن خدا بیاندازد و پرسید: آیا دیدی خدا با برادرانت چه کرد؟ فرمود: «وَ مٰا رأیتُ الاّ جَمیلاً» یعنی: جز زیبایی ندیدم. یعنی آن چه فعل خدا بود، همه عشق و عاشقی و حکمت و نعمت و زیبایی بود و ادامه دادند: اما آن چه تو کردی همه ظلم و جنایت و جهل و شرک و کفر بود.

    اهل بیت (ع) همه مراسم سوگورای برگزاری میکردند و امام حسین (ع) امروز، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در زیارت ایشان عرض مینماید: از غم شما خون گریه میکنم.

    پس ما نیز اگر میخواهیم به ایشان و ائمه تأسی کنیم، نباید فریب این شعارهای به ظاهر منطقگرایانه را بخوریم و باید از موهبت «عقل و عشق» توأمان بهره ببریم.

    x-shobhhe.com
    ویرایش توسط رضوان : سه شنبه ۱۱ مهر ۹۱ در ساعت ۱۷:۰۴
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  26. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  27. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «فرزند خود را برای فردا تربیت کنید...»، اینک با توجه به شرایط جامعه و امکانات، چگونه میتوان این توصیه را اجرا نمود که فرزند نه دچار کمبود شود و نه با مشکل اساسی برخورد کند؟

    هر کسی برای خود خوشایندها، امیدها و آرزوهایی دارد که گاهی آن قدر پر رنگ میشود که همهی عقل، ذهن و وجود را متوجه خود میکند، تا جایی که انسان میخواهد همه چیز را به همان رنگ و در همان جهت ببیند. در چنین شرایطی، اگر خوشایندها عقلی و الهی نباشد، آیات، روایات، براهین عقلی، روشهای تربیتی، تذکری و ... هیچ کدام مؤثر، کارساز و راهگشا نمیافتد، چون او همه را در جهت و یا برای همان خواستهی اولیه خود میبیند و میخواهد.

    بدیهی است یکی از این خوشایندها، امیدها و آرزوها، خوشبختی فرزند است. اما دلیل نمیشود که انسان بخواهد و یا بتواند کاری کند که فرزندش نه احساس کمبود کند و نه با یک مشکل اساسی روبرو شود! چنین امری محال است. چرا که اولاً دنیا بهشت نیست که دار کمال و راحتی باشد و ثانیاً رشد در این دنیا در گرو احساس کمبود (درک نقص و کمبود موجود و میل به کمال) میباشد که تلاش برای بر طرف کردن کمبود و نیل به کمال نیز انسان را با مشکلات مواجه مینماید. پس، مهم این است که تشخیص کمبودها، تشخیص درستی باشد و بر طرف کردن مشکلات نیز عقلایی و صحیح انجام بپذیرد. و لابد منظور نویسندهی سؤال نیز همین معنا است.

    تربیت فرزند (انسان سازی) که شاید یکی از بزرگترین و خطیرترین مسئولیتها انسان محسوب میگردد، مباحث، ظرایف و دقایق بسیاری دارد که در این مختصر نمیگنجد، اما به عنوان نمونه میتوان به چند محور اصلی اشاره نمود:

    الف – انسان دارای روح و جسم است که هر کدام نیازها و خواهشهایی برای طی مراحل کمال دارند، پس باید هر دو مورد توجه مربی (پدر و مادر) قرار گیرد. بدیهی است والدینی که بهانهی دین و مذهب به جز رعایت برخی رفتارها و آن هم به صورت ظاهری دغدغهی دیگری ندارند و یا بر عکس والدینی که فرزند خود را فقط به صورت پرواربندی رشد میدهند، هر دو روش خطایی پیش گرفتهاند که موجب تباهی فرزند میگردد. بلکه باید روش میانهای با توجه به نیازهای روحی و جسمی و متناسب با سن فرزند اتخاذ نمود.

    ب – اصل هدفداری چه برای خود و چه برای تعلیم و تربیت مستقیم و غیر مستقیم فرزند، یکی از مهمترین اصولی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. انسان باید در هر امری بداند که چه میخواهد و برای چه میخواهد؟ این توجه اگر به صورت منطقی صورت پذیرد، از سویی سبب پیشگیری از انحرافات، اباههگری و گذران زندگی به لهو و لعبهای بیخیر و پر ضرر میگردد و از سوی دیگر سبب جلوگیری از افراطها و تفریطها میشود. پس، هدف از هر فعلی برای خود و برای فرزند باید از تعریفی عقلی و منطقی برخوردار باشد، حتی اگر آن فعل بازی کردن یا تفریح باشد (که از برنامههای لازمالاجرای یک زندگی متعادل است). به عنوان مثال: یک نوجوان مایل است لباس مرتبی داشته باشد، اما پاسخ به این میل میتواند با اهداف متفاوتی صورت بپذیرد. مانند: تمیزی، مرتبی و زیبایی که اهدافی منطقی هستند و یا چشم هم چشمی، رو کم کنی، ریا، تظاهر و ... که اهداف مخربی هستند. همین معنا بر یک رفتار دینی، مثل نماز نیز مترتب است که نمازگذار برای قرب، نزدیکی و رشد اقامهی نماز می کند، یا از روی عادت، برای ریا، تظاهر و ...؟!

    ج – فرزند ما مثل خود ما، نیاز به پشتوانهای محکم دارد. تکیهگاهی که هیچ تزلزلی به او راه پیدا نکند. او در سنین کودکی گمان میکند که پدر و مادرش هم چون کوهی غنی و استوار، همان پشتوانههای محکمی هستند که باید به آنها تکیه نمود، اما باید از همان سنین، ولی با گفتمان و رفتاری متناسب با فهم و درک فرزند، با خدای مهربانی که او را آفریده و دوست دارد آشنا شود. خدایی که عالم، غنی و قادر و مهربان است.

    د – باید سعی نمود ضمن خودداری از تحقق بخشیدن به «باید و نباید»های منطبق با امیال شخصی، فرزند را به تناسب سن، فهم و تکلیفش با «بایدها و نبایدهای» خداوند متعال که در دین تعریف شده است آشنا نمود.

    ﻫ – نباید گمان کنیم که ما هیچ نقشی نداریم و همه تأثیرگذاریها در اختیار جامعه، پول و ثروت است. جوامع بشری هیچ گاه بیعیب و نقص نبودند و نخواهند بود (مگر سالیان دراز پس از ظهور و حکومت امام زمان عج)، و پول و ثروت نیز اگر چه وسیلهی خوبی برای تحقق اهداف خوب است، اما به هیچ وجه «علت» برای معلولی به نام «خوشبختی» تلقی نمیشود. لذا شاهدیم که تعداد انسانهای وارسته، رشد کرده و حتی نخبه، در میان کسانی که کمتر از امکانات مادی برخوردار بوده و با مشکلات عدیدهای مواجه شدهاند، به مراتب بیشتر بوده است.

    و – اما به غیر از شناخت اصول تربیتی [که به طور حتم و یقین مستلزم مطالعه است]، چگونگی به کار بستن و روش تربیت نیز مهم است. چه بسا حقایق بسیار زیبایی که به خاطر ارائهی زشت، مورد انکار و حتی عداوت قرار میگیرند.

    امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: برای هر قلبی اقبالی (خوشایندی) و ادباری (ناخوشایندی) وجود دارد، شما از طریق اقبالش وارد شوید.

    به عنوان مثال: ممکن است دختر نوجوانی بر اثر تبلیغات سوء محیطی یا ...، نظر خوشایندی نسبت به حجاب نداشته باشد، اما در عین حال نسبت به خدا و اهل بیت (ع) احساس علاقه میکند و یا حتی به گمان خودش عشق میورزد. حال مبلغ (پدر، مادر، آموزگار و ...)، در اولین برخورد عدم رعایت حجاب را با شدت تمام مورد تقبیح قرار میدهد و برخوردی با عتاب و عصبیت مینماید! بدیهی است که این روش، نتیجهای جز بغض و لجاج مخاطب نخواهد داشت. اما اگر از طریق همان علایقاش وارد شود، چه بسا حجابش نیز بهتر و بهتر شود. یا مثلاً در گفتار نتیجهی متفاوتی دارد اگر به او بگوید: این چه عشق و علاقهای به خدا و اهل بیت (ع) که حجابت را رعایت نمیکنی؟! یا بگوید: تو که این قدر علاقمندی، کاری کن که هم علاقهات به اثبات رسد و هم بیشتر مورد علاقه و توجه محبوب قرار بگیری.

    ز – برخورداری از «سعهی صدر» که توصیهی خداوند متعال در قرآن کریم است، از مهمترین عوامل مؤثر در تعلیم و تربیت است. مربی باید حوصله داشته باشد. زود خسته، عصبانی، مأیوس و ... نگردد.

    ح – برخورد محبت آمیز – دقت در الگو بودن خود و الگو برداری فرزند از والدین یا از غیر – همراهی – همکاری – هم دردی – تعاون – آموزش – ارائه و اخذ مشاوره و ...، از دیگر عوامل ضروری و مؤثر میباشد.

    و همهی این امور باید با توکل به خداوند متعال، دعا، توسل زبانی و عملی به سیرهی اهل بیت (ع) که حاملان وحی، مخازن علم الهی و مربیان بشریت هستند و امید صورت پذیرد.

    جملهی گوهربار حضرت (ع) مبنی بر این که «فرزند خود را برای فردا بسازید»، عمق و گسترهی بسیار وسیعی دارد. نه والدین در گذشته زندگی کردهاند و نه فرزند آنها میتواند در گذشته زندگی کند. پس آمادهسازی فرزند برای آینده، مستلزم شناخت نیازها و مشکلات آینده است.

    بدیهی است که منظور از این «آینده یا فردا»، فقط فردای مادی نیست که بگوییم: لابد باید از خود خانه، ملک و ثروتی بر جای بگذاریم، بلکه باید نیازهای او را به عنوان یک انسان در عرصهها و فرازهای یک زندگی (مانند: جوانی – عشق – ازدواج – شغل – شخصیت اجتماعی – همسری – پدری یا مادری و ...) در نظر بگیریم و بدانیم که او آیندهی دائمی نیز در آخرت دارد که نتیجهی همین رفتارهای او در حال و آیندههای زندگی دنیوی اوست.

    به طور معمول وقتی به والدین گفته میشود که فرزند شما به سن جوانی رسیده و باید به فکر ازدواج او باشی، و او را برای ازدواج آماده کنی، آهی کشیده و میگوید: ای بابا! چگونه آماده کنم؟ پسرم شغل ندارد – دخترم جهیزیه ندارد – ودیعه و کرایه خانه گران است – یک مراسم دست کم چند میلیون پول میخواهد و ... ! اما اصلاً توجه ندارد که آیا فرزند او به بلوغ عقلی هم برای آغاز و تداوم یک زندگی مشترک نیاز دارد یا نه؟ و رسیده یا نه؟! آیا میداند عشق یعنی چه؟! آیا میفهمد مسئولیت و تعهد یعنی چه؟! آیا تا به حال سختی کشیده و صبر و تحمل را تجربه کرده یا خیر؟! آیا بصیرت دارد و یا ظاهر بین است و ...؟! آیا آمادگی تحمل بار زندگی را دارد و ...؟! حال اگر فرزندی هیچ کدام از این شرایط را نداشته باشد، اما پدر پولداری داشته باشد، کافی است و آیا او در «فردا»ی زندگی خوشبخت خواهد شد؟!

    راجع به مشکلات محیطی و اجتماعی نیز همین طور است. قرار نیست که همهی جامعه خوب باشند تا ما یا اولادمان نیز خوب باشند. فرزند را باید برای فردا تربیت کرد. یعنی باید بگونهای باشد که فردا در هر جامعهای که قرار گرفت، بتواند هضم نشود و اصلاً بتواند فرهنگساز باشد و تأثیر گذار باشد و نه تأثیر پذیر.

    به فرض که جامعهی فردا، بسیار بدتر از جامعهی امروز شد، چنان چه بسیاری از جوامع امروزی (به ویژه در غرب) بسیار منحطتر از سوابق خود هستند، و یا برای رشد یا مأموریتی مجبور شدید فرزند را به جامعهای بدتر از آن چه در آن زندگی میکند بفرستید، آن وقت چه خواهید کرد؟! آیا به خاطر مثبت نبودن همهی شرایط جامعه، میتوان فرزند را در یک قفس زندانی کرد و آیا باید نا امیدانه دست از هر کوششی برای تربیت و رشد برداشت؟! مگر این همه انسان ساخته شده، در همین زمین و در میان همین جوامع تربیت نشدهاند؟!

    x-shobhe.com
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  28. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  29. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط انتظار سبز نمایش پست اصلی
    دلت پاک باشه!؟
    ممکنه وقتی به کسی بگوییم فلان کار را ترک کن حرامه یا فلان مسئله را انجام بده واجبه
    بگه دلت پاک باشه.


    جواب:اگه کسی گفت دلت پاک باشه به او می گوییم اون کسی که شما را آفریده می گوید من قبول ندارم، هم دل باید پاک باشد و هم باید دیگر فرمان های من مثل نماز و حجاب رعایت شود .
    الذین آمنو و عمل الصالحات در قرآن همیشه ایمان و عمل صالح با هم ذکر شده و تنها کسانی که هم
    ایمان دارند و هم عمل شایسته انجام می دهند اهل بهشتند و عمل صالح هم عمل به چیزهاییست
    که خدا به آنها فرمان داده و یا ترک چیزهایی که نهی فرموده و از جمله آنها حجاب و نماز است
    و روزه است.
    منبع

    رسول خدا (ص) فرمودند : ایمان به ادّعا و آرزو نیست بلکه ایمان آن است که در دل خالص باشد و عمل آن را تصدیق و تایید کند ../البحار الانوار،69/72/26/

    و نيز فرمودند : ایمان و عمل دو برادر بسته به یک ریسمانند،خداوند یکی را بدون دیگری
    نمی پذیرد.../کنز العمّال /59/631/


    امام علی (ع) فرمودند : اگر ایمان تنها گفتار بود ،روزه و نماز و حلال و حرام نازل نمی شد .بحار /69/19/2/

    امام صادق (ع): جز ایمان پذیرفته نشود، و ایمان ندارد كسى كه عمل نكند.
    (تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه کمره ای، ص 304)
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  30. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,577
    امتیاز : 122,937
    سطح : 100
    Points: 122,937, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,150
    تشکر شده 42,000 در 9,341 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    دریافت نسخه صوتی کتاب شبهای پیشاور - شبهات مطروحه توسط برادران اهل تسنن

    http://shiaha.com/1390/06/%DA%A9%D8%...7%D9%88%D8%B1/
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  31. کاربر روبرو از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده است .


  32. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    دنياي غفلت!مزرعه آخرت!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,331
    امتیاز : 50,432
    سطح : 100
    Points: 50,432, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,946
    تشکر شده 10,894 در 2,237 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض اگر معصومین عصمت داشته*اند، پس در عدم ارتکاب به گناه هنری نکرده*اند؟!

    1- عصمت، به معنای نگهداشته شدن است. و معصوم نه تنها از گناه، بلکه از خطا، فراموشی و غفلت نیز نگاه داشته شده میباشد. این عصمت، ناشی از علمی است. علمی که خداوند متعال به دو صورت «وحی» و «القا» به معصومین عطا فرموده است.

    2- اما نکته اینجاست که «علم» نه تنها اختیار را از انسان سلب نمیکند، بلکه سبب تقویت آن نیز میگردد. پس علم معصومین سبب سلب اختیار از آنان در عدم یا سرپیچی از تکلیف نمیگردد.

    3- هنر، این نیست که انسان توان کاری را نداشته باشد و آن را انجام دهد و یا نسبت به چیزی علم نداشته باشد و اتفاقاً کار درستی را انجام دهد. بلکه هنر این است که انسان بر اساس علم و توانی که دارد، عمل صالح انجام دهد.

    بسیاری از کارهایی که انسانهای معمولی آن را نکوهیده و زشت (یا همان گناه) میدانند و انجام نمیدهند، به علت علمی است که قبح و مضرات آن دارند.
    ممکن است این سؤال در ذهن ایجاد شود که بسیاری از مردم به قبح و مضرات چیزی علم دارند، اما خود را از آن نگاه نمیدارند! مانند علمی که همه عالم به مضرات نوشیدنی*های مست کننده دارند. پاسخ این است که اغلب «علم» به یک موضوع کفایت نمیکند. مثل کسی که علم به ارتفاع ساختمان، جاذبه و سختی زمین داشته باشد، اما نسبت به نرمی بدن خود و یا این که دستان انسان قدرت پرواز ندارند نداشته باشد و تصمیم به پرواز و فرود مانند پرندگان بگیرد!
    لذا ممکن است کسی به مضرات مشروب علم داشته باشد، اما به اراده، ضرورت عمل به علم، مصائب و گرفتاری*های عمل به جهل و ... نداشته باشد.
    جال ممکن است این سؤال مطرح شود، که در هر حال علم جامع توسط وحی و القا به معصومین (ع) عطا شده بود!
    دقت فرمایید که خداوند متعال به سایر انسانها نیز از طریق وحی (توسط کتاب، انبیاء و اولیاء) و هم چنین الهام و القا ـ (چنان چه در سوره الشمس میفرماید: فالهما فجورها و تقویها – پس زشتیها و خوبیها را به او الهام کردیم) علم داده است و توان عمل به علم را نیز داده است و در هر کجا که توان نباشد، تکلیف را برداشته است. مثل کسی که به واجب بودن حج برای مستطیع علم دارد، ولی خودش مستطیع نیست و توان حج ندارد، یا علم به وجود جهاد در میدان دارد، اما به علت کهولت یا نقص عضو، توان آن را ندارد. پس اگر چنین کسی به حج نرفت و یا در جهاد شرکت ننمود، گناهی مرتکب نگردیده است.

    چنین علمی، نه تنها اختیار را از انسان سلب نمیکند، بلکه سبب تقویت آن میشود و معصومین (ع) نیز از قاعده مستثنیٰ نیستند. این شبهه مثل این است که بگوییم: اگر کسی علم داشت که تحصیل فواید بسیاری دارد و به سراغ تحصیل رفت، پس مجبور به تحصیل بوده و در ادامه تحصیل و کسب مدارج بالای عملی هنری نکرده است!


    قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عليهِ وَآلِه:
    كسي كه در نوشته ای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار مي كنند.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

    خوشا به حال کربلاییت....شش گوشه را طواف میکنی و عاشقی..
    کل یوم عاشورا یعنی هر روز تو و هر لحظه ات...
    و کل ارض کربلا یعنی دل تو ،یعنی هرجا تو باشی و دلت...دعایم کن...که محتاجم یا صاحب الزمان عج...

    الهي... هب لي كمال الانقطاع اليك و انرابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك...
    اگر ميخواهيد که به
    کمال انقطاع الیک برسيد بايد از چیزایی که دوست دارید در راه خدا انفاق کنيد.


  33. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    دنياي غفلت!مزرعه آخرت!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,331
    امتیاز : 50,432
    سطح : 100
    Points: 50,432, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,946
    تشکر شده 10,894 در 2,237 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض اگر منظور از نماز راز و نیاز با خداست، چرا به فارسی نخوانیم؟!

    مقصود اصلی از نماز «عبادت و بندگی» خداوند متعال است، اگر چه در این عبادت، راز و نیاز بنده با خالق و رب خود نیز صورت میپذیرد. و بندگی بدان شکلی است که معبود دستور میدهد و نه به آن شکلی که عبد میپسندد! که چنین عبادتی، عبادت خود است نه پروردگار...
    شیطان نیز به خاطر همین نافرمانی و اختراع و اجتهاد در چگونگی عبادت از مقام قرب الهی رانده و اهل عذاب و جهنم شد. او که منکر وجود خداوند نگردیده بود، بلکه به خدا گفت: تو این عبادت سجده به آدم را از من بردار و من به گونه اي دیگر تو را عبادتی میکنم که هیچ بنده ای نکرده باشد! اما خداوند نپذیرفت. چرا که آن دیگر عبادت خودش بود و نه عبادت خداوند. عبادت یعنی اطاعت امر و نه فقط راز و نیاز.
    البته دقت به این نکته ضروری است که وقتی باور و قبول کردیم که خداوند متعال علیم و حکیم است و نیازی هم به عبادت ما ندارد، بلکه بایدها، نبایدها و عبادات را به برای هدایت و رشد بندگان وضع کرده است، مشخص میشود که لابد حکمتها و آثار متعددی در قانون وضع شده وجود دارد که تغییر آن، نه تنها آن آثار را از بین میبرد، بلکه اساساً خروج از بندگی و اطاعت است.
    قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عليهِ وَآلِه:
    كسي كه در نوشته ای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار مي كنند.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ

    خوشا به حال کربلاییت....شش گوشه را طواف میکنی و عاشقی..
    کل یوم عاشورا یعنی هر روز تو و هر لحظه ات...
    و کل ارض کربلا یعنی دل تو ،یعنی هرجا تو باشی و دلت...دعایم کن...که محتاجم یا صاحب الزمان عج...

    الهي... هب لي كمال الانقطاع اليك و انرابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك...
    اگر ميخواهيد که به
    کمال انقطاع الیک برسيد بايد از چیزایی که دوست دارید در راه خدا انفاق کنيد.


  34. #19
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۱۵
    محل سکونت
    انا ابن الاسلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10
    امتیاز : 983
    سطح : 16
    Points: 983, Level: 16
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکر کردن : 27
    تشکر شده 18 در 8 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شبهات و پاسخ ها

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت الله

    این روزها بازار سؤالات طالبان علم خیلی گرم هست و الحمد لله علمای ما هم زکات علم خودشان را میدهند و به این سؤالات پاسخ میدهند .
    لذا این صفحه گشایش یافت تا به بررسی برخی از این سؤالات و پاسخ های علماء ، مجتهدین و مراجع بپردازد .
    و از دوستان تقضا دارم تا اگر سؤالی به همراه پاسخ در ذهن دارند درج بفرمایند تا از این طریق به دفع شبهه یا احیاناً رفع شبهه بپردازد که فرمود هرکس ، شخصی را از حیث اندیشه نجات دهد به مانند این هست که تمام افراد را نجات داده هست .

    و السلام علی من اتبع الهدی

  35. کاربر روبرو از پست مفید shahadat113 تشکر کرده است .


  36. #20
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۱۵
    محل سکونت
    انا ابن الاسلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10
    امتیاز : 983
    سطح : 16
    Points: 983, Level: 16
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکر کردن : 27
    تشکر شده 18 در 8 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و رحمت الله

    کل خیر فی باب حسین

    به عنوان اولین شبهه از زیارت عاشورا ی امام حسین ( علیه السلام ) شروع میکنم . که پاسخ به این شبهه را حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب ( مدظله ) بسیار دقیق داده اند .


    سؤال :
    زيارت عاشورا چگونه حديث قدسي محسوب مي شود در حالي که اين زيارت در زمان امام باقر و امام صادق (ع) آورده شده است؟ و اگر حديث قدسي است چطور بعض اشخاص قبل از آن که مرتکب جنايت شوند مورد لعن واقع شده اند ، آيا اين به معناي جبر نيست ؟

    پاسخ حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب ( مدظله ) :
    در مورد زيارت عاشورا بنا به نقل صفوان بن مهران از امام صادق (ع) چنين است که آن حضرت فرمودند:
    « اي صفوان يافتم اين زيارت را از پدرم و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از حسين (ع) و او از برادرش حسن(ع) و او از پدرش امير المؤمنين (ع) و او از رسول خدا (ص) و او از جبرئيل و او از خداي تعالي ...»
    و لذا مرحوم حاج شيخ عباس قمي (ره) در کتاب مفاتيح الجنان از مرحوم محدّث نوري (ره) نقل نموده است که زيارت عاشورا از سنخ احاديث قدسيّه مي باشد.
    برخي از احاديث قدسي هم بدين صورت از ائمه معصومين نقل شده است، از جمله حديث منقول از امام رضا (ع) که معروف به سلسة الذهب مي باشد و آن حضرت سند آن را از پدر و اجداد طاهرينش تا رسول الله (ص) و جبرئيل و خداوند متعال ذکر فرموده اند.
    و اما اينکه چگونه قبل از وقوع واقعه عاشورا ظالمين و جنايتکاران آن عرصه در اين زيارت مورد لعن و نفرين قرار گرفته اند بديهي است که خداوند نسبت به آنچه در آينده واقع مي شود عالِم است يعني مي داند که ستمگران با اختيار خود چه جناياتي مرتکب خواهند شد بنابر اين چنين نيست که علم خدا موجب سلب اختيار انسان ها و جبر در افعال آن ها باشد .
    بنابراين واقعه عاشورا و ديگر وقايعي که در پيشگويي هاي پيامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) ذکر شده است مستند به علم الهي است .
    به عنوان نمونه خبر دادن پيامبر (ص) از جريان شهادت امام علي (ع) به وسيله أشقي الأشقياء يعني ابن ملجم و يا خبرهايي که در روايات راجع به ظهور دجّال و سفياني در آخر الزّمان آمده نمونه اي از آن ها است . البته در هيچ يک از اين موارد نمي توان قصاص قبل از جنايت را به عنوان يک تکليف شرعي جائز دانست لکن تنفّر و انزجار از عاملين جنايت حتي قبل از وقوع جرم امري فطري و عقلاني است ، با عين حال همانگونه که مشهود است زيارت عاشورا هر چند از خداوند صادر و به وسيله جرئيل به پيامبر اکرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) منتقل شده اما پس از وقوع واقعه عاشورا و توسّط امام باقر (ع) و امام صادق(ع) ابراز گرديده و تعليم داده شده است.
    شايان ذکر است که بسياري از زيارات و روايات منقول از ائمه معصومين (ع) در تبيين و تشريع آيات کريمه قرآن و احکام الهي و نيز برخي احاديث قدسي مستقيماً از آن حضرات نقل شده است با عين حال که آن ذوات مقدّسه پيامبر نبوده اند لکن بر حسب ادلّه اي که در جايگاه خودش ذکر گرديده به عنوان اوصياء پيامبر (ص) و اولياء دين و يکي از دو ثقل مذکور در حديث متواتر ثقلين ، از الهامات الهي و افاضات خداوندي و علم لدنّي بر خوردار و به تعبيري محدَّث بوده اند بدين معني که ملائکه ايشان را مخاطب قرار داده و براي آن ها سخن گفته و بيان حديث مي نمودند و لذا از ديدگاه شيعه قول و فعل و تقرير آنان حجّت شرعي مي باشد همانطور که طبق صريح قرآن ملائکه خطاب به حضرت مريم (س) با عين حال که پيامبر نبود سخن گفته اند:
    «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ»
    ( و هنگامي که فرشتگان گفتند اي مريم خداوند تو را برگزيده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتري داده ، اي مريم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع نما) (سوره مبارکه آل عمران آيات ۴۲ و ۴۳)
    و در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) نيز چنين بوده است که مَلَک بإذن الله بر آن حضرت نازل مي شد و با ايشان سخن مي گفت ، لذا يکي از القاب معروف آن حضرت محدَّثه مي باشد.

    برکرفته شده از سایت دفتر حضرت استاد آیت الله حاج سید علی اصغر دستغیب ( مدظله ) .

  37. کاربر روبرو از پست مفید shahadat113 تشکر کرده است .


  38. #21
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۲
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,983
    امتیاز : 17,374
    سطح : 84
    Points: 17,374, Level: 84
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 476
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,804
    تشکر شده 8,279 در 1,565 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    طیب الله انفاسکم برادر
    اگه اجزه بدین گه گداری ما هم اینجا فعالیت کنیم
    باز دل تنگم هوای صحبت با تو دارد
    با تو که راه حق را پیمودی و از ما خاکیان جدا و به افلاکیان پیوستی
    ای شهید گمنام!
    من و تو در گمنامی با هم شریکیم
    تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را
    تو پلاکت را گم کردی و من همه چیزم را
    تو پلاکت را گم کردی و من خدا را

  39. #22
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۱۵
    محل سکونت
    انا ابن الاسلام
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10
    امتیاز : 983
    سطح : 16
    Points: 983, Level: 16
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکر کردن : 27
    تشکر شده 18 در 8 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    علیکم السلام و رحمت الله

    اکه به شما اهل علم اجازه ندم خب به کی اجازه بدم ای دوست ؟

  40. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۲
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,983
    امتیاز : 17,374
    سطح : 84
    Points: 17,374, Level: 84
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 476
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,804
    تشکر شده 8,279 در 1,565 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    خاک تو سر ما
    ما کجا و اهل علم کجا مشتی
    ما کی باشیم
    باز دل تنگم هوای صحبت با تو دارد
    با تو که راه حق را پیمودی و از ما خاکیان جدا و به افلاکیان پیوستی
    ای شهید گمنام!
    من و تو در گمنامی با هم شریکیم
    تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را
    تو پلاکت را گم کردی و من همه چیزم را
    تو پلاکت را گم کردی و من خدا را

  41. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط Ayoub_system نمایش پست اصلی
    خواندن قرآن نیازی به تفسیر ندارد.
    اگر فکر می کنید قرآن کلام خداست ، تفسیر یعنی اینکه خدا نتوانست درست و روشن توضیح بدهد و من آخوند می توانم آن را بهتر توضیح دهم
    .اگر نیاز به تفسیر بود پس چرا همراه قرآن کتاب تفسیرش هم از آسمان نیافتاد ؟ اگر نیاز بود چرا پیامبر اسلام و ائمه شیعه هیچکدام برای قرآن تفسیر ننوشتند ؟
    مگر نمی گویید اعراب زمان صدر اسلام اعراب جاهلی بودند...
    پس چطور آنها قرآن را بدون تفسیر خواندند و به آن باور پیدا کردند ؟
    خیلی از شما ها از روحانیت انتقاد می کنید. از حکومت اسلامی آنها انتقاد میکنید که چهره ی بدی از اسلام به نمایش گذاشته اند. اما همین شمایی که این روحانیون رو محکوم به عدم درک اسلام میکنید دست به دامن تفسیر های نوشته آنها می شوید!!!
    تفسیر یعنی ماست مالی ، یعنی مخفی کردن اشتباهات و توجیه کردن نقص ها....ه
    به این چه جوابی میشه داد ؟
    خواندن قرآن نیازی به تفسیر ندارد.
    اگر فکر می کنید قرآن کلام خداست ، تفسیر یعنی اینکه خدا نتوانست درست و روشن توضیح بدهد و من آخوند می توانم آن را بهتر توضیح دهم
    .اگر نیاز به تفسیر بود پس چرا همراه قرآن کتاب تفسیرش هم از آسمان نیافتاد ؟ اگر نیاز بود چرا پیامبر اسلام و ائمه شیعه هیچکدام برای قرآن تفسیر ننوشتند ؟
    ما مي تونيم از خود قرآن دليل بياريم كه آيات قرآن نياز به تفسير و تاويل داره...

    آيه اول :

    وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ/ تاويل آن را نمى ‏دانند مگر خدا و راسخين در علم،

    آيه دوم :
    نخستين كسي كه به تفسير آيات قرآن كريم پرداخت پيامبر اسلام «ص» بود
    او اين مسئوليت را از جانب خداوند متعال پذيرا شد و براساس آيه شريفه:

    «و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون»

    يعني ما قرآن را بر تو نازل كرديم تا براي مردم مفاهيم و معاني آنچه كه نازل شده است تبيين و تفسير كني شايد بر آن معاني بيانديشند. به تفسير قرآن كريم پرداخت.


    حال ما از آنان میپرسیم که در کجای قرآن آمده است که به ظاهر قرآن بسنده کنید – که میکنید؟

    در کجای قرآن آمده که علم بدون معلم قابل فراگیری است
    – که مدعی هستید خودمان از کتاب همه چیز را میفهمیم؟ اگر این طور است چرا این همه مدرسه و دانشگاه و ... دایر کردید، کافی بود که هفت میلیارد کتاب فیزیک یا ریاضی و یا ... چاپ و توزیع میکردید تا همه انیشتن شوند.
    وانگهی در مورد احکام الهی میپرسیم: در کجای قرآن کریم آمده است که نماز صبح دو رکعت و نماز ظهر چهار رکعت است؟ کجای قرآن کریم آمده که به هنگام نماز ابتدا باید نیت کرد و سپس تکبیر گفت؟ در کجایش آمده که قرائت سورهی حمد واجب است – دستور به ترتیب در کجایش آمده است؟ کجای قرآن نوشته که در هر رکعت باید یک رکوع و دو سجده نمود؟ در کجا آمده که مناسک حج چگونه و دفعات طواف چند دور است و نقطهی آغاز و پایان در طواف کجاست – اگر برعکس طواف کنیم چه میشود؟
    ویرایش توسط رضوان : سه شنبه ۰۳ اردیبهشت ۹۲ در ساعت ۱۶:۲۶
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  42. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  43. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    اگر نیاز بود چرا پیامبر اسلام و ائمه شیعه هیچکدام برای قرآن تفسیر ننوشتند ؟
    اتفاقا اولين مفسر قرآن خود پيامبر بوده و بعد هم احاديث تفسيري زيادي از ائمه به دست ما رسيده!

    تفسيرهاي روائي كه در تفسير آيات از احاديث تفسيري استفاده نموده اند،تفسيرهائي هستند كه به ائمه(ع)منسوب هستند.
    بعضي از تفسيرها هم مانند تفسير امام عسكري(ع)مستقيم به ايشان نسبت داده شده است.
    در زمينه تفسير روايى، تفاسير متعددى مانند البرهان، عياشى، صافى، نورالثقلين و... به نگارش در آمده است
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  44. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1