کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,040
    امتیاز : 39,665
    سطح : 100
    Points: 39,665, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,308 در 2,470 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض تشنه ای که به آب حیات رسید

    والا اسم صاحب مبحثه یادم نمی اد باز اجازه صاحبش!!


    ناپلئون" نام مستعار خواننده سرشناس سیاه پوست یکی دو دهه پیش آمریکا بوده است. وی که نام اصلی اش "شابیز" است، حدود 10 سال پیش به دین مبین اسلام گروید.

    او که پس از مسلمان شدن نام خود را به "موتا یاسین" تغییر داد، اخیرا طی اظهاراتی در یک کنفرانس اسلامی، مطالبی را در مورد چگونگی مسلمان شدنش و مسائل مختلف مربوطه را بیان کرد که شنیدن آن خالی از لطف نیست.


    وی در این اظهارات گفت: من در آن زمان شهرت بسیار زیادی داشتم و این شهرت مال و ثروت بسیار زیادی را برایم آورده بود اما با این حال هیچگاه احساس خوشبختی نمی کردم تا اینکه مسلمان شدم.

    "موتا یاسین" در مورد چگونگی مسلمان شدنش گفت: به کشور هلند سفر کرده بودم. در آنجا به طور اتفاقی در یک کنفرانس اسلامی که توسط مسلمانان هلند برگزار می شد، حضور یافتم. در آن کنفرانس حرف های بسیار زیاد جدیدی به گوشم خورد. احساس می کردم دارم به تک تک پرسش هایی که سال هاست در ذهن دارم، می رسم. هر چه زمان می گذشت، بیشتر می پرسیدم و پاسخ هایی که دریافت می کردم مرا سیراب می کرد تا اینکه هدایت شدم و به دین مبین اسلام گرویدم، دینی که خوشبختی واقعی را در آن چشیدم.

    او همچنین افزود: من افتخار می کنم که یک فرد مسلمان هستم. به نظر من همه مسلمانان جهان باید به مسلمان بودنشان افتخار کنند و به خاطر این مسأله به خودشان احترام بگذارند. به نظر من مسلمانان باید رفتار و کرداری از خود نشان بدهند که به الگویی برای دیگران تبدیل شوند تا آنهایی که تلاش می کنند چهره اسلام را مخدوش کنند، به هدف خود نرسند.

    وی در ادامه اظهارات خود افزود: ما مسلمانان باید با رسانه های غربی مقابله کنیم. ما باید تلاش کنیم که افکار عمومی غرب را مستقیما مورد خطاب قرار دهیم و دین مبین اسلام را به آنان آن طور که هست معرفی کنیم و چهره واقعی اسلام را به آنها نشان دهیم.

    "موتا یاسین" در پایان افزود: بهتر است جوانان مسلمان دست از لذت های حرام بکشند زیرا بدون شک آنها را از پروردگارشان دور می کند و موجب می شود که از خوشبختی واقعی دور شوند.http://www.tabnak.com/nbody.php?id=87057

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  2. 5 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-شهریور-۰۷
    نوشته ها
    38
    امتیاز : 2,092
    سطح : 27
    Points: 2,092, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 13
    تشکر شده 64 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سجده*ای که بانوی مسیحی را مسلمان کرد .

    ببخشید نمی دونستم باید کجا این پست را بذارم...گذاشتمش اینجا !

    سجده*ای که بانوی مسیحی را مسلمان کرد.

    در آن مهدکودک، کتاب ها و عکس*هایی از عبادات مسلمان*ها مشاهده کردم، عکس مسلمانی را در حال سجده دیدم و در عالم کودکی آن حالت را بسیار روحانی و معنوی یافتم و ...

    SHIA-NEWS شیعه نیوز:

    به گزارش «شیعه نیوز» ، «خانم شمس آفا» از توکیوی ژاپن، در حاشیه دیدار از کتابخانه آیت*الله* مرعشی نجفی در گفتگو با مرکز خبر حوزه، اظهار داشت: در باور من نمی*گنجد که چگونه یک نفر چنین توفیقی دارد که بتواند این کتابخانه بزرگ را پدید بیاورد، این کتابخانه نشان از همت آن بزرگوار دارد.

    وی به علاقه*مندی خود از علوم اسلامی اشاره کرد و اذعان نمود: ده ساله بودم که به اسلام علاقه*مند شدم و در بزرگسالی به آرزوی دوران کودکی خود تحقق بخشیدم، اکنون به مدت پانزده سال است که به دین اسلام گردویدم.

    خانم شمس آفا، با اشاره به دوران کودکی خود و حضور در مهد کودک مسیحیان، خاطرنشان کرد: در آن مهدکودک، کتاب*ها و عکس*هایی از عبادات مسلمان*ها مشاهده کردم، عکس مسلمانی را در حال سجده دیدم و در عالم کودکی آن حالت را بسیار روحانی و معنوی یافتم و بسیار در من تأثیرگذار شد به گونه*ای که در بزرگسالی تصمیم خود را عملی ساختم و به دین اسلام گرویده و شیعه شدم.

    این بانوی ژاپنی در حالی که اشک از چشمهایش جاری بود، عنوان کرد: اکنون که این مصاحبه را انجام می*دهم، دوباره همان حس ده* سالگی و لحظه مشاهده عکس سجده آن مسلمان در ذهنم تداعی شد و لذت آن را احساس می*کنم.

    خانم شمس آفا، با ابراز این که برای بار نخست است که به ایران مسافرت می*کند، ادامه داد: پس از مشاهده تهران و شهر مقدس قم، همان چیزهایی را که در ذهن خود از ایران داشتم را به عیان مشاهده کردم، هرچند در سفارت ایران نیز عکس*ها و کتاب*هایی از ایران دیده بودم و آشنایی اجمالی با ایران و فرهنگ آن داشتم.

    وی موقعیت علمی شهر مقدس قم را مورد توجه قرار داد و افزود: قم، می*تواند به عنوان شهر محوری جهان اسلام تبدیل شود، مکان*ها و شخصیت*های بزرگی را در قم دیدم، اما معتقدم که تبلیغات این شهر و ذخایر در آن باید بیشتر باشد، تا جهانیان با آن آشنا شوند.

    شمس آفا با بیان اینکه در ایران برخوردهای مناسبی از شخصیت*های ایرانی داشتم از همه آنها تشکر می*کنم، اضافه ساخت: خدا را شاکرم که به آروزی قلبی و دیرینه خود رسیدم و دیشب را در مسجد جمکران گذراندم و در آنجا به راز و نیاز و تلاوت قرآن پرداختم.
    پایگاه فرهنگی مذهبی سلم - Selm.ir

  4. 6 کاربر از پست مفید vahid2451 تشکر کرده اند .


  5. #3
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677
    امتیاز : 7,783
    سطح : 59
    Points: 7,783, Level: 59
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,912
    تشکر شده 4,168 در 665 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Arrow خواننده آمریکایی که از بودا به اسلام رسید...

    جاناتان یوسف علی یک پدیده است

    او همانگونه که خود می گوید مسلمان به دنیا نیامده است و ابتدا زندگی خود را براساس بی دینی و بی خدایی و حتی در برهه ای، براساس تعالیم بودا بنا نهاده است اما اینطور که می گوید در نهایت به نقطه ای می رسد که هیچکدام از این راه ها را منتج به سعادت بشر نمی داند و از ابتدا به دنبال حقیقت می گردد.

    من مسلمان به دنیا نیامده ام ادامه مطلب ...


    تنها مورد سورپرایز کننده در زندگی جاناتان علی، آهنگ سازی دلنشین او و یا برچسب "یا حسیــــــــن" بر روی گیتارش و یا حتی تصمیمش برای مهاجرت از فلوریدا به قم نیست بلکه از آن عجیبتر، مسیر زندگی اوست که در پیچ و خم مکاتب مذهبی، راه درازی را طی کرده است..


    این خواننده آمریکایی می گوید: بهترین نکته سفر من به ایران این بود که فهمیدم که به کشوری سفر کرده ام که "در سایه ولایت رهبر بزرگ و فهیمی مانند امام خامنه ای بوده است."



    منبع خبر

  6. 4 کاربر از پست مفید مروه تشکر کرده اند .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 21,393
    سطح : 92
    Points: 21,393, Level: 92
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 957
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,055 در 2,242 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    نوزادی بهائی که باعث هدایت یک نسل به اسلام گردید


    .................................................. ..................................
    يکي از پيروان سابق فرقه ضاله بهائيت در خرمشهر با تأثير گرفتن از تعزيه سالار شهيدان امام حسين(ع)، به دين مبين اسلام گرويد.

    فاطمه احمديان*فرد زن 60 ساله*اي است که بعد از شفا يافتن فرزند کوچکش که او را در اختيار اجرا کنندگان تعزيه سيدالشهداء (ع) قرار داده بود، از هرچه جاهليت و اعتقادات خرافي و بي اساس در فرقه بهائيت بود تبري جسته و به دين مبين اسلام گرويد.
    وي ماجراي گرايش خود به اسلام را اينگونه شرح مي*دهد: يکي از همسايگان ما در آن سال*ها هر سال تعذيه اباعبدالله الحسين (ع) را اجرا مي*کردند و در آن سال از من خواستند پسر کوچکم را که در آن موقع بيمار بود براي نقش حضرت علي اصغر(ع) در اختيار آنها قرار دهم و من موافقت کردم.
    احمديان*فرد از اميد به شفاي فرزندش گفت و افزود: وقتي پسرم را براي اجراي تعزيه دادم، اميد زيادي به شفاي او داشتم و در دل از امام حسين(ع) خواستم تا او را شفا دهد که بعد از مدتي کم*کم علائم بهبودي در فرزندم مشاهده شد و بعد از مدتي حال او بهبود يافت.
    وي که در حال حاضر در يکي از مناطق دورافتاده و محروم خرمشهر به همراه فرزندانش زندگي مي*کند از کمک*هاي مالي و معنوي افراد خير در خرمشهر قدرداني کرد و گفت: در طول اين سال*ها بدون کمک اين افراد معلوم نبود چه بر سر من و فرزندانم مي*آمد و دعاي خير من همواره بدرقه اين افراد که همگي مانند خواهران و برادران من هستند، خواهد بود.
    احمديان*فرد در مورد اعتقادات فرقه بهائيت مي*گويد: آنها به خدا اعتقادي ندارند و عقايدشان در حد خرافه پرستي و اعتقاد به نيروهاي شيطاني است و حتي معدود اعمالي هم که انجام مي*دهند هيچ پايه و اساس ديني ندارد و از نظر تأثيرات معنوي به هيچ عنوان با عقايد مسلمانان قابل قياس نيست.
    وي ادامه مي*دهد: آنها ادعا مي*کنند که احکامشان جديدتر و برتر از اسلام است و به فرقه خودشان که يک فرقه کاملا سياسي است رنگ و بوي معنوي مي*دهند درحاليکه اينها يک فرقه کاملا سياسي هستند که با فريب پير و جوان، سعي در مخدوش نشان دادن چهره دين مبين اسلام و جايگزين کردن اعتقادات خود دارند بنابراين براي همه آشکار است که چنين اعتقاداتي پايه و اساس نداشته و به هيچ وجه نمي*تواند براي افراد خير و صلاحي در پي داشته باشد.
    احمديان*فرد که از زمان اسلام آوردن در تمام مناسبت*هاي مذهبي شهرستان خرمشهر مشارکتي فعال دارد دين اسلام را بهترين دين مي*داند و معتقد است که در سايه اسلام توانستم به همه چيز برسم و حتي محروميت مالي هم از زماني که مسلمان هستم براي من مسئله مهمي نيست و چون به خدا ايمان دارم همه کارها را به او سپرده*ام.
    وي در پايان گفت: هيچ ديني نمي*تواند احکام و اعتقاداتي همچون احکام دين اسلام را به پيروان خود ارائه دهد، زيرا کامل*ترين و مفيدترين دستورات ديني، دستورات دين اسلام هستند که فرد با اعتقاد و پايبندي به آنها خود را در جايگاهي مي*يابد که ابرار و صالحين هستند.
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  8. 3 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 21,393
    سطح : 92
    Points: 21,393, Level: 92
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 957
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,055 در 2,242 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    حکایت مسلمان شدن یک مانکن


    یک ردای زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار "شیک" سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم.


    به گزارش
    رحماء به نقل از سایت تازه مسلمانان، اخیرا سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی، توضیحاتی را درباره خود ارائه داده است.
    او در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند:
    من یک زن امریکائی هستم که در مرکز امریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در "گران شهرها". در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی "زندگی پر زرق و برق" هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم.
    براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی "با کلاس" برای خود فراهم کنم.
    سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در "جذابیت زنانگی ام" پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم.
    به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام، من در فرار از الکل و مهمانی ها (پارتی ها) به مراقبه (مدیتیشن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. اما یک فاصله کوچک به یک دره تبدیل گشت. و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر.
    یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت.
    یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم.
    سرانجام من حقیقت را دریافتم: فعالیت ارضاء کننده جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام، که می تواند جستجوشمه آرامش برای من بعنوان یک مسلمان "فعال" باشد، نبود.
    من یک ردای زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار "شیک" سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم. اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم.
    من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره هائی که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم، و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم.
    من از حجاب رضایت داشتم، اما دیدن رو به افزایش زنان مسلمانی که از نقاب استفاده می کنند کنجکاوی مرا درباره نقاب برانگیخت. من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام "عبا" که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود.
    هیچ چیز مرا از تعویض بیکینی ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعانم بعنوان یک شخص با ارزش، خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود.
    به شما زنانی که مفاهیم زشت کلیشه ای علیه حجاب فروتنانه اسلامی را می پذیرید، می گویم که: شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید.
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  10. 4 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1990
    نوشته ها
    2,282
    امتیاز : 21,393
    سطح : 92
    Points: 21,393, Level: 92
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 957
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 4,558
    تشکر شده 12,055 در 2,242 پست
    مخالفت
    22
    مخالفت شده 38 در 35 پست

    پیش فرض

    مانکن آمریکایی مسلمان شد








    جیمی مانکن آمریکایی است که چندین ماه پیش به اسلام روی آورده است.او پیش از تشرف به عنوان یک مانکن در مزون لباسی مشغول به کار بوده و به گفته خود او برای حفظ ظاهرش مجبور به مصرف مواد مخدر شده که به مدت پنج سال به آن اعتیاد شدید داشته است.اندکی در مورد علت مسلمان شدن او:

    جیمی دلیل اصلی مسلمان شدنش را احترام اسلام به زنان عنوان کرد و گفت: «من در یک خانواده مسیحی به دنیا آمدم؛ ولی هیچ وقت جوابی برای سؤالاتم درباره خداوند پیدا نکردم و تا سن 31 سالگی نتوانستم خدا را احساس کنم.

    دلیل این که به دین اسلام جذب شدم، همسر ایرانی ام بود. تحقیقات بسیاری درباره دین اسلام انجام دادم. در اخبار خشونت ها و ظلم و ستمی که به مسلمانان می شد را می دیدم و می خواستم دلیل اینکه مردم، از مسلمانان بیزارند را بدانم. بنابراین تصمیم گرفتم تا اسلام را بهتر بشناسم و بدانم که چطور دینی است!



    هر چه بیشتر درباره اسلام تحقیق می کردم، بیشتر به آن علاقه مند می شدم و دلیل اصلی این علاقه، احترامی بود که اسلام برای زنان قائل می شد.»

    هرگز تصور نمی کردم که روزی مسلمان شوم، اکنون متوجه می شوم که تصویر ذهنی بسیار بدی که از مسلمانان داشتم کاملاً اشتباه بود؛ و علت این طرز تفکرم رسانه ها بودند. چون آن زمان هر آنچه که رسانه ها می گفتند را باور می کردم. هرگز تصور نمی کردم که من نیز جزیی از جامعه مسلمانان شوم؛ اما اکنون به مسلمان بودن خود افتخار می کنم و از این بابت بسیار خوشحالم.

    جیمی که پس از تشرف به دین اسلام از حجاب اسلامی نیز در خارج از منزل استفاده می کند، معتقد است اسلام برای او نه تنها مانعی برای انجام فعالیتهای اجتماعی اش نیست بلکه او همچون سابق به کارهای مورد علاقه اش چون ساز زدن و ورزشهایی چون اسنوبورد و اسکی روی آب ادامه می دهد.

    قبل از این که مسلمان شوم، رویای هالیوود را در سر داشتم؛ اما وقتی شهادتین را گفتم تمام این رویاها برایم رنگ باخت. من در آن زمان مشروب می خوردم، مواد مصرف می کردم؛ اما حالا اصلاً نمی خواهم که هیچ کدام از آن کارها را انجام دهم. از این که مسلمانم در قلبم احساس آرامش می کنم.

    قبل از این که مسلمان شوم هیچ هدفی در زندگی ام نداشتم. زنده بودن و ادامه زندگی برایم هیچ معنا و مفهومی نداشت. اما اسلام به من حس آرامش و امنیت داد و به زندگی ام رنگ و بوی تازه ای بخشید.
    و من یتق الله یجعل له مخرجا...

  12. 6 کاربر از پست مفید پلاک12 تشکر کرده اند .


  13. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,694
    امتیاز : 31,629
    سطح : 100
    Points: 31,629, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,571
    تشکر شده 15,751 در 3,912 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) بر سنگ قبر مستشرق آلمانی !



    آنه ماری شیمل یکی از معدود مستشرقانی بود که بسیاری از وجوه تاریخ اسلام را با انصاف نگریسته است به گونه ای که برخی او را عاشق جهان تلقی می کنند. عاشقی که هزینه عشق خود به جهان اسلام را نیز پرداخته است.
    شیمل در هفتم آوریل ۱۹۲۲ در ارفورت آلمان در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. خواندن یک داستان عربی در کودکی جرقه ای شد که زندگی آینده او را رقم زد. در سن پانزده سالگی عاشقانه زبان عربی را آموخت در سال ۱۹۴۶ در دانشگاه ماربورگ به درجه استادی رسید، اما به خاطر اینکه دختری جوان بود نه در ماربورگ بلکه در دانشگاه آنکارا و به زبان ترکی مشغول تدریس شد. او علاوه بر ترکی، عربی، فارسی و اردو بیشتر زبان های هند و اروپایی را آموخت. در سال ۱۹۵۱ بار دیگر در تاریخ ادیان دکتری گرفت و در سال ۱۹۶۱ به عنوان استاد دانشگاه بن منصوب شد. وی در هاروارد، کمبریج و دانشگاه های ترکیه، ایران، پاکستان و افغانستان نیز تدریس داشته است. بی نظیر بوتو نخست وزیر مقتول پاکستان یکی از شاگردان وی به شمار می رود.

    شمیل و سلمان رشدی
    شیمل جایزه های متعددی را در طول حیات علمی خود دریافت کرد. جایزه سالیانه صلح که هر ساله پیش از نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت به اندیشمندان و متفکران آلمانی اهدا می شود در سال ۱۹۹۵ به شیمل اختصاص یافت.
    مصاحبه گر تلویزیون پس از دریافت این جایزه به سراغ شیمل آمد و از او پیرامون سلمان رشدی سؤال کرد. شیمل در پاسخ به این پرسش به قول معروف بر خلاف جهت آب شنا کرد، و شجاعانه طرف جهان اسلام ایستاد، با آنکه فضای اروپا به گونه ای دیگر با این مسئله برخورد می کرد.
    وی کارهای سلمان رشدی را نوشته هایی سطحی که برای خوش آمد غرب نوشته شده اند تلقی کرد. شیمل اظهار داشت که سلمان رشدی با کتاب زشتش احساس مسلمانان و حتی خود او را آزده است. پس از این مصاحبه تلویزیونی بود که مدافعان سلمان رشدی یورش خود علیه این بانوی منصف را آغاز کردند. لودگر لوتکهاوس در تاریخ ۱۱ می ۱۹۹۵ طی مقاله ای در روزنامه sued – deutsche zeitung سخت بانوی شرق شناس را مورد هجمه قرار داد. پس از او گیرنوت روته استاد دانشگاه هامبورگ طی مقاله ای در روزنامه die zeit به تاریخ دوازه می ۱۹۹۵ خواستار پس گرفتن جایزه صلح از شیمل شد. شیمل طی مصاحبه ای با مجله اشپیگل که در ۲۲ می ۱۹۹۵ منتشر شد اظهار داشت: من با نگارش ۸۰ کتاب تلاش کردم تا تصویری صحیح از اسلام را به خواننده اروپایی منتقل سازم، من این را یک فعالیت سیاسی قلمداد می کردم، من زندگیم را مصروف ایجاد تفاهم میان غرب و شرق کردم. در این بین البته کسانی همچون پروفسور اشتفان فیلد رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه بن از شیمل دفاع کرد. رئیس جمهوری سابق آلمان رومان هرتزوک نیز در مراسم گرامیداشت شیمل گفت: اگر شیمل نبود آلمانی ها نمی فهمیدند تصویری که از اسلام به آن ها ارائه می شود صحیح نمی باشد.
    وی آثار بسیاری پیرامون اسلام به نگارش درآورد که یکی از آخرین نوشته هایش در سال ۲۰۰۲ به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اختصاص یافت. وی این کتاب را با اقتباس از لفظ شهادت دوم شهادتین .. وان محمدا رسول الله نام نهاد و در صدر کتاب رباعی ای به زبان اردو از یک شاعر هندو می آورد با این مضمون: شاید کافر باشم شاید هم مومن که علم این امر تنها نزد خداوند است، اما می خواهم خود را چونان بنده ای پاکباز نذر کنم، نذر آقای بزرگ شهر، محمد رسول الله … شیمل به جهت این اندیشه ها مورد بسیار مورد هجوم قرار می گرفت اما در پاسخ می گفت که من وی را دوست می دارم.
    سرانجام آنه ماری شیمل در سال ۲۰۰۳ در سن بیشتر از هشتاد سال وفات یافت. یک استاد میهمان عرب زبان در دانشگاه بن به نام محمد ابوالفضل بدران می نویسد که وقتی خبر وفات شیمل را دریافت کردم به یاد روزی افتادم که وی مرا به خانه خود دعوت کرد، خانه ای که پر بود از نشانه های شرقی و اسلامی. وقتی شیمل چای و خرما برای من آورده بود از وی پرسیدم چگونه تمام این حمله های رسانه ای را تحمل می کنی؟ وی لبخندی زد و گفت من به این هجمه های رسانه ای اهمیت نمی دهم چرا که این ها از روی کینه می نویسند، و فرد کینه توز زیبایی را نمی بیند، اما من درباره دوستی و حق می نویسم، من دوستدار جهان اسلام هستم و تا لحظه مرگ دوستدار آن خواهم ماند.

    شیمل و صحیفه سجادیه
    شمیل در جایی پیرامون ادعیه اسلامی به ویژه صحیفه سجادیه می گوید: من خود همواره دعاها، احادیث و اخبار اسلامی را از اصل عربی آن می‏خوانم و به ترجمه‏ای مراجعه نمی‏کنم. من خودم بخشی کوچک از کتاب صحیفه سجادیه را به آلمانی ترجمه و منتشر کرده‏ام. قریب هفت سال پیش وقتی مشغول ترجمه دعای رؤیت هلال ماه رمضان و دعای وداع با آن ماه بودم، مادرم در بیمارستان بستری بود و من که به او سر می‏زدم پس از آنکه او به خواب می‏رفت در گوشه‏ای از آن اتاق به کار پاکنویس کردن ترجمه‏ها مشغول می‏شدم. اتاق مادرم دو تختی بود. در تخت دیگر خانمی بسیار فاضله بستری بود که کاتولیکی مؤمن و راسخ العقیده و حتی متعصب بود. وقتی فهمید که من دعاهای اسلامی را ترجمه می‏کنم، دلگیر شد که مگر در مسیحیت و در کتب مقدسه خودمان کمبودی داریم که تو به ادعیه اسلامی روی آوردی!؟ وقتی کتابم چاپ شد یک نسخه برای او فرستادم. یک ماه بعد او به من تلفن زد و گفت: صمیمانه از هدیه این کتاب متشکرم، زیرا هر روز به جای دعا آن را می‏خوانم. وی می افزاید: ” امام زین‏العابدین (ع) برای بسیاری از مردم جهان غرب کارساز است.

    سنگ قبر شیمل
    جالب است که بر روی سنگ قبر آن ماری شیمل با خط زیبای نستعلیق این کلمه نورانی از امیر المؤمنین نقش بسته است که: الناس نیام فاذا ماتوا انتبهو (مردم خوابند و وقتی می میرند بیدار خواهند شد)
    تصاویر پیوست شده

  14. 2 کاربر از پست مفید blueblooded تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1