کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 23 , از مجموع 23
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-اسفند-۰۵
    نوشته ها
    7
    امتیاز : 2,579
    سطح : 30
    Points: 2,579, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 176
    تشکر شده 25 در 6 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض جبر و اختیار

    این که انسان ها در اعمال و رفتار خود آزاد هستند، از دیر زمان در رشته های اخلاق، کلام و فلسفه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، نگرش جبری بر انسان ، اعمال او را مولود شرایط و مقدماتی می داند که هر شخص درون آن زندگی می کند و مختص به اوست.

    با اتخاذ چنین نگرشی، مسوولیت قائل شدن برای افراد نسبت به اعمالی که انجام می دهند، بی معنا خواهد شد اما رویکرد دیگر، اثبات اراده و اختیار برای آدمی است. این اثبات چگونه صورت می گیرد؟ با توجه به اعمال انسان یا امری دیگر. در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته می شود.
    فرض کن در صف یک سلف سرویس هستی و هنگامی که به میز دسرها می رسی، مرددی که هلو را انتخاب کنی یا یک برش بزرگ از کیک شکلاتی خامه دار. کیک زیبا به نظر می رسد ولی می دانی که چاق کننده است.
    با این حال، کیک را انتخاب و با لذت میل می کنی. فردای چنین روزی، وقتی به آینه نگاه می کنی یا روی ترازو می ایستی، با خود می گویی: «کاش اون کیک شکلاتی رو نمی خوردم. می تونستم در عوض، یه هلو بخورم.»
    «می تونستم در عوض، یه هلو بخورم.» این جمله به چه معناست و آیا صحیح است؟
    هنگامی که در صف سلف سرویس بودی، هلوها در دسترس تو بودند: تو فرصت داشتی که در عوض [کیک]، یک هلو انتخاب کنی اما معنای مدنظر تو از جمله مذکور فقط این نیست [بلکه] مقصودت این است که می توانستی هلو را به جای کیک انتخاب کنی. تو می توانستی کاری را متفاوت با آنچه واقعا انجام دادی، به انجام برسانی. قبل از این که تصمیمت را بگیری، ممکن بود یا میوه را انتخاب کنی یا کیک را و صرفا تصمیم تو بود که معین می کرد کدام کار انجام شود.
    آیا همین طور است؟ هنگامی که می گویی، «می تونستم در عوض، یه هلو بخورم»، آیا مقصودت این است که صرفا بسته به انتخاب تو بود [که چه چیز را بخوری]؟ تو کیک شکلاتی را انتخاب کردی، لذا این همان چیزی است که تو خورده ای؛ اما اگر هلو را انتخاب کرده بودی، هلو را خورده بودی.
    هنوز کافی به نظر نمی رسد. مقصود تو فقط این نیست که اگر هلو را انتخاب کرده بودی، آن را خورده بودی. هنگامی که می گویی «می تونستم در عوض، یه هلو بخورم»، مقصودت این نیز هست که می تونستی هلو را انتخاب کنی بدون هیچ قید و شرطی درباره آن. اما این به چه معناست؟
    این معنا را نمی توان به وسیله خاطرنشان کردن فرصت های دیگر هنگامی که میوه را انتخاب کرده ای، توضیح داد. همچنین نمی توان این معنا را با گفتن این که اگر تو سخت تر درباره آن فکر کنی و اگر یک دوست همراه تو بود که همچون پرنده غذا می خورد، تو آن =[هلو] را انتخاب کرده بودی، توضیح داد.
    آنچه می گویی این است که همان زمان که شکلات را انتخاب کردی، می توانستی به جای شکلات، هلو را انتخاب کنی. تو می اندیشی حتی اگر همه چیز مانند همان زمان بود که تو کیک شکلاتی را انتخاب کردی، می توانستی هلو را انتخاب کنی. تنها تفاوت این خواهد بود که تو [در شرایط مذکور] به جای این که با خود بگویی «به! چقدر عالی» و به سمت کیک خیز برداری، با خود بیندیشی «بهتره بی خیالش بشم» و هلو را انتخاب کنی.
    این یک نوع برداشت از عبارت «توانستن» (can could have) است که ما آن را صرفا در مورد انسان ها (و احتمالا برخی حیوانات) به کار می بریم. هنگامی که می گوییم، «اتومبیل می توانست تا نوک تپه بالا رود» مقصودمان این است که اگر کسی آن اتومبیل را می راند، به قدر کافی قدرت داشت که به نوک تپه برسد.
    مقصود ما این نیست در شرایطی که اتومبیل در انتهای تپه پارک شده بود، به جای این که همان جا بماند می توانست در همان زمان حرکت کند و تا نوک تپه بالا بیاید.
    چیزهای دیگری لازم بود تا اتفاقی متفاوت با آنچه قبلا افتاده =[متوقف ماندن اتومبیل در انتهای تپه] بیفتد؛ مانند فردی که سوار اتومبیل شود و آن را روشن کند. اما هنگامی که این موضوع را [نه درباره اشیایی مثل اتومبیل بلکه] درباره انسان ها بررسی می کنیم، به نظر می آید می اندیشیم آنها، بدون هیچ مقدمه ای و بدون این که وقایع به شکل دیگری اتفاق بیفتند، کارهایی را می توانستند انجام دهند که درواقع انجام ندادند. [اما] این به چه معناست؟
    بخشی از معنای این مطلب را با این عبارت می توان بیان کرد: در لحظه ای که تو انتخاب می کنی، هیچ چیز به نحو تغییرناپذیری تعیین نمی کند که انتخاب تو چه چیز خواهد بود. تا لحظه ای که کیک شکلاتی را انتخاب کنی، این احتمال باقی است که تو هلو را انتخاب کنی. انتخاب تو از قبل تعیین شده نیست.
    برخی اتفاقات از پیش تعیین شده اند، مثلا به نظر می رسد از پیش تعیین شده است که فردا راس ساعت مشخصی خورشید طلوع خواهد کرد. این احتمال وجود ندارد که فردا خورشید طلوع نکند و شب تداوم یابد. این ممکن نیست، زیرا چنین اتفاقی صرفا به شرطی محقق خواهد شد که زمین از گردش بازایستد یا خورشید دیگر وجود نداشته باشد و هیچ چیز در کهکشان راه شیری وجود ندارد که علت هیچ یک از این دو اتفاق شود.
    زمین به چرخش خود ادامه می دهد مگر این که به واسطه چیزی دیگر متوقف شود و فردا صبح گردش زمین، آن سطح از زمین که ما روی آن قرار داریم را به سمت خورشید بازمی گرداند. اگر این احتمال وجود نداشته باشد که زمین از چرخش بازایستد یا این که خورشید دیگر موجود نباشد، این احتمال نیز وجود ندارد که فردا خورشید طلوع نکند.
    هنگامی که می گویی می توانستم به جای کیک شکلاتی، هلو بخورم بخشی از معنی مدنظر تو این است که آنچه تو انجام دادی از قبل تعیین شده نبوده است، به خلاف این واقعیت از پیش تعیین شده که خورشید فردا طلوع خواهد کرد، قبل از این که تو تصمیمت را بگیری هیچ فرآیند یا اجباری در کار نیست که انتخاب کیک شکلاتی توسط تو را ضرورت و حتمیت دهد.
    شاید آنچه بیان شد همه مقصود تو [از آن جمله] نباشد، ولی به نظر می رسد دست کم بخشی از مقصود تو هست؛ زیرا اگر واقعا از پیش معین شده بود که تو کیک را انتخاب می کنی، این که تو می توانستی میوه را انتخاب کنی چگونه می توانست [ادعایی] صحیح باشد؟ درست است که اگر تو به جای کیک هلو را انتخاب کرده بودی، هیچ چیز نبود که تو را از خوردن هلو مانع شود. اما این اگر ها با این گفته یکی نیست که تو می توانستی هلو را انتخاب کنی. تو نمی توانستی هلو را انتخاب کنی، مگر این که این احتمال باقی می بود یعنی تا زمانی که تو با انتخاب کیک آن=[احتمال] را از بین نبرده بودی. این مساله ای بنیادین در فلسفه اخلاق است.
    چه چیز ما را به انجام کاری وامی دارد و چه دلیلی وجود دارد که اعمال ما به ما نسبت داده شود. شاید بهترین دلیل، دلیلی است که کانت، فیلسوف شهیر آلمانی ارائه می کند. او تنها دلیل برای وجود اختیار را، درون وجود انسان می داند. به نظر او، همین که انسان خود چنین احساس می کند که از بین کارهای متفاوت می تواند یکی را برگزیند و از انجام برخی کارها پرهیز کند، خود دلیل بر مختار بودن انسان است.
    چنین استدلالی بسیار با اهمیت است، چرا که هیچ نیازی به اتفاقات بیرونی ندارد. اگر برای اثبات اختیار به انتخاب هایی که در عالم خارج انجام دادیم، استناد کنیم و بگوییم فی المثل اگر انتخاب کیک در مهمانی شب گذشته اختیاری بود به این دلیل که امشب من به مهمانی دیگری رفتم و اتفاقا با وجود کیک، آن را انتخاب نکردم و نخوردم، این استدلال قابل رد است و می توان انتخاب متفاوت را به عوض شدن شرایط نسبت داد بنابراین برای اثبات اختیار مجبوریم به ضمیر درونی خود رجوع کنیم.

  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    بنابراین برای اثبات اختیار مجبوریم به ضمیر درونی خود رجوع کنیم.
    نکته جالب اینجاست که میشه ثابت کرد که مثلا اختیار انسان با هیچکدوم از صفات خدا مثلا منافات نداره.
    اما خود اختیار رو انگار فقط با روجوع به این دریافت درونی میشه ثابت کرد.

    اما این دریافت درونی و این احساس درونی از کجا میاد؟!
    این احساس درونی خودش معلول هست. اینکه ما احساس میکنیم مختاریم، معلوم چیه؟
    آیا فقط مختار بودن میتونه محرک این احساس درونی باشه؟ و این احساس اشتباه نمیکنه؟
    مثلا در مورد گرسنگی ممکنه احساس سیری یا گشنگی کاذب باشه. در بودن احساس گشنگی نمیشه تردید داشت اما در اینکه علت این احساس گشنگی غذا نخوردن هست میشه تردید داشت.
    احساس درونی اختیار چی؟ در اینکه انسان ها احساس میکنند که مختار هستند نمیشه تردید داشت اما آیا علت این احساس مختار بودن انسان هست؟
    مثلا من ممکنه ادعا کنم که خداوند بدون اینکه ما مختار باشیم این احساس رو در درون ما خلق کرده. که ما احساس مختار بودن داشته باشیم!

  3. #3
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-شهریور-۱۲
    نوشته ها
    578
    امتیاز : 16,736
    سطح : 82
    Points: 16,736, Level: 82
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 90
    تشکر شده 1,742 در 449 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام . بحث بسیار مهم و مورد نیازی هست سئوالی که تو همه ی سنها باهاش درگیرن.

    اینکه این جبر و اختیار رو فقط در ضمیر درونی میشه اثبات کرد نیاز به توضیح بیشتری داره ؛ چرا نمیشه در عالم خارج اثباتش کرد؟
    منشا احساسات درونی ما چی هست؟ واقعیت یا احساسات کاذب؟

  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض جبرواختیار

    یا زهرا

    مسافر کوچولووو : سوال در این مورد خیلی زیاده وهمینطور شبهه مبحثش رو ایجاد میکنیم دوستان سوالات وشبهه های قابل طرح درمحیط مجازی رو ذکر کنن ایشالا اساتید گرامی هم بقیه رو راهنمایی کنن
    البته باتشکر ازاساتید گرامی


    --
    یک داستان یادم آمد ..

    تو سفر شیرازو با یه خانم طلبه ای آشنا شدم تقریبا 50 ساله و فوق مدعی - بالا منبرم می رفت !@! ولی الحق خودشو همسن من می کرد بام حرف می زد در حدی که کلی با هم تا سر سالن امتحان داشتیم فک می زدیم

    بحث جبر و اختیار شد . زیر بار نمی رفت که نمی رفت بحث اختیارو .. باورتون نمیشه به یه جایی رسید که من بهش گفتم دستتو بکن تو جیبت .. بعد کرد تو جیبش . گفتم الان کی گفت دستتو بکنی تو جیبت ؟! اختیار داری در راستای اختیاری که خدا بهت داده .. گفت نه !! خدا خواس که من دستم کردم تو جیبم

    گفت گفت گفت .. چند تا طلبه دیگه هم اونجا بودن - آی رو ای می خندیدن کار به جایی رسید که بهش گفتم با این حرف زدن یعنی خارج از عدالت خدا شدن .. یعنی خدا ظالمه .. گفت بله خدا ظالمه دیگه فهمیدم طرف مخش تو این زمینه کشکه

    می گفت با آیت الله مکارم هم در همین موضوع بحث کرده . آقای مکارم بهش گفته وقت تمومه برو دفعه دیگه بیا -- بعد به ما می گفت مثلنا : جلو آقای مکارم هم کم نیاوردم اسم عالم دیگرم اورد که اونم

    بعد چن تا داستان ای آدمایی که به حالتای عرفانی رسیدن برام گفت - بعد تا فهمید من داستانا بلد نیستم . گفت : عزیزم مطالعتو ببر بالا

    دیگه تا بوشهرم با هم برگشتیم .. تا می گفت خستمه .. یا هر چی .. می گفتم خدا می خوات خسته شی

    این مذهبی ما ! مگه زیر بار می رفت ؟! حرف حرف خودش بود - حالا شما اصول دین هم ردیف کن . بعضیا کلا نمی خوا ن خیلی چیزارو بپذیرن .چرا ؟! چون به خیال خودشون تجربی به یه چیزایی رسیدن که فک می کنن یقین مطلقه . گاهی وقتا در حد یه پاسخ برا رفع تکلیف کفایته .
    ویرایش توسط adminvc5 : دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۹۱ در ساعت ۰۷:۴۴

  5. 8 کاربر از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده اند .


  6. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    ^

    --
    یک داستان یادم آمد ..

    تو سفر شیرازو با یه خانم طلبه ای آشنا شدم تقریبا 50 ساله و فوق مدعی - بالا منبرم می رفت !@! ولی الحق خودشو همسن من می کرد بام حرف می زد در حدی که کلی با هم تا سر سالن امتحان داشتیم فک می زدیم

    بحث جبر و اختیار شد . زیر بار نمی رفت که نمی رفت بحث اختیارو .. باورتون نمیشه به یه جایی رسید که من بهش گفتم دستتو بکن تو جیبت .. بعد کرد تو جیبش . گفتم الان کی گفت دستتو بکنی تو جیبت ؟! اختیار داری در راستای اختیاری که خدا بهت داده .. گفت نه !! خدا خواس که من دستم کردم تو جیبم

    گفت گفت گفت .. چند تا طلبه دیگه هم اونجا بودن - آی رو ای می خندیدن کار به جایی رسید که بهش گفتم با این حرف زدن یعنی خارج از عدالت خدا شدن .. یعنی خدا ظالمه .. گفت بله خدا ظالمه دیگه فهمیدم طرف مخش تو این زمینه کشکه

    می گفت با آیت الله مکارم هم در همین موضوع بحث کرده . آقای مکارم بهش گفته وقت تمومه برو دفعه دیگه بیا -- بعد به ما می گفت مثلنا : جلو آقای مکارم هم کم نیاوردم اسم عالم دیگرم اورد که اونم

    بعد چن تا داستان ای آدمایی که به حالتای عرفانی رسیدن برام گفت - بعد تا فهمید من داستانا بلد نیستم . گفت : عزیزم مطالعتو ببر بالا

    دیگه تا بوشهرم با هم برگشتیم .. تا می گفت خستمه .. یا هر چی .. می گفتم خدا می خوات خسته شی

    این مذهبی ما ! مگه زیر بار می رفت ؟! حرف حرف خودش بود - حالا شما اصول دین هم ردیف کن . بعضیا کلا نمی خوا ن خیلی چیزارو بپذیرن .چرا ؟! چون به خیال خودشون تجربی به یه چیزایی رسیدن که فک می کنن یقین مطلقه . گاهی وقتا در حد یه پاسخ برا رفع تکلیف کفایته .
    خوب به این راحتی هم نمیشه جبر و اختیار رو رد و اثبات کرد.
    در باب ظالم بودن خدا هم، هنوز هم خیلی ها در گیر این ماجرا هستند که چون خدا عادل هست عدالت خوبه؟ یا چون عدالت خوبه خدا عادله؟ و طبیعتا جواب یکی میتونه باعث بشه بگید منعی نداره خدا ظالم باشه! (بعضیا میگن خدا لا ابالی هست. این لا ابالی یعنی لا- ابا-لی!)

    اثباتی که شما گفتید و احتمالا اساس سایر اثبات های شما هم بر دریافت درونی فرد استوار بوده. که البته من میدونم گاهی افراد این دریافت درونی مبنی بر اختیار رو از دست میدن!!!

    و البته سوال مهمتری هم هست که من دارم و جوابی براش ندارم که این احساس درونی که من مختار هستم هم شاید تنها یک حس آفریده خداوند باشه که من فک کنم مختارم ولی مختار نیستم!!

    خلاصه اینکه با وجودی که معتقد به جبر نیستم! اگر با اون خانم بحث میکردم فکر کنم بیشتر از این در ظلمات شک فرو می رفت

  7. 5 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  8. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    اون حسی که می گید من دارم یا ندارم همون حس بچگی های منه که واقعا فک می کردم یعنی من واقعیم ؟! دنیای اطرافم وجود داره ؟! نکنه دیگران منو نمی بینن من تو رویای خودمم -- اینا خواطر شیطانیه که اختیار .. از خودمه .. از بالاست یا پایینه .

    ینقدر مسئله پیچیده نیست . ما مختار وابسته ایم . خدا دانای کله و می دونه عاقبت کار ما چیه .. عین یه مادر که خوب بچه شو می شناسه . می دونه نهایتا فلان کارو انجام میده . اما اختیارمونو دست خودمون داده - خب اصلا جبر !! جرا آفرید !؟

    اون خانوم هم شک نداشت - یقین داشت .

    فک می کنم اینجا الان چته ست

  9. کاربر روبرو از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده است .


  10. #7
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    اون حسی که می گید من دارم یا ندارم همون حس بچگی های منه که واقعا فک می کردم یعنی من واقعیم ؟! دنیای اطرافم وجود داره ؟! نکنه دیگران منو نمی بینن من تو رویای خودمم -- اینا خواطر شیطانیه که اختیار .. از خودمه .. از بالاست یا پایینه .

    ینقدر مسئله پیچیده نیست . ما مختار وابسته ایم . خدا دانای کله و می دونه عاقبت کار ما چیه .. عین یه مادر که خوب بچه شو می شناسه . می دونه نهایتا فلان کارو انجام میده . اما اختیارمونو دست خودمون داده - خب اصلا جبر !! جرا آفرید !؟

    اون خانوم هم شک نداشت - یقین داشت .

    فک می کنم اینجا الان چته ست
    خوب اینطورا هم نیست.
    احساسات درونی ما اشتباه هم میکنند.
    از طرفی نمونه افرادی که به علت ایراد در قسمتی از مغزشان این حس را ندارند و حس برعکس را دارند هم داریم که مسئله را پیچیده تر میکند!

    بله! ادمین گرامی این قسمت مطمئنا با سعه صدر برخورد میکنند و بعد که شما مبحث لازم رو ایجاد کردید اینا رو منتقل میکنند اونجا! (اصلا خودتون رو ناراحت نکنیدا! اخیرا اینجوری شدم قبلا اینجوری نبودم!)

  11. 2 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  12. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    خب الان بحث حسی نیست . عقلیه .

  13. کاربر روبرو از پست مفید مشكات نياز تشکر کرده است .


  14. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۶
    محل سکونت
    شهرراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1987
    نوشته ها
    2,984
    امتیاز : 26,241
    سطح : 96
    Points: 26,241, Level: 96
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranYour first Group50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 17,488
    تشکر شده 7,445 در 2,299 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض جبرواختیار

    سوال در این مورد خیلی زیاده وهمینطور شبهه مبحثش رو ایجاد میکنیم دوستان سوالات وشبهه های قابل طرح درمحیط مجازی رو ذکر کنن ایشالا اساتید گرامی هم بقیه رو راهنمایی کنن
    البته باتشکر ازاساتید گرامی




  15. 3 کاربر از پست مفید مسافرکوچولووووو تشکر کرده اند .


  16. #10
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۲۶
    محل سکونت
    شیراز
    سن
    -2012
    نوشته ها
    124
    امتیاز : 2,801
    سطح : 32
    Points: 2,801, Level: 32
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 87
    تشکر شده 711 در 122 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    من قائل به اختیار جبرم .
    آدم باید جبر رو اختیار کنه .
    ای آی دیو سووووخت ،تاریخ مصرف اشم تموم شد ، شمارش معکوس پایانش ، آخرین پست ها رو شاهدید ، داغونما !!! له له اما !!! له له !!!

  17. کاربر روبرو از پست مفید هم ساده تشکر کرده است .


  18. #11
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    خب الان بحث حسی نیست . عقلیه .

    با تشکر از adminvc5. که در تمام لحظات سخت و بحرانی تالار با اقدامات عاجل خود موجبات حل بحران شده است.


    خوب استدلالتون رو بفرمایید یک بار از اول.

    ایراد من به این بود که اغلب استدلال ها بر پایه یک دریافت درونی از مختار بودن هست.

  19. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  20. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منجم باشي نمایش پست اصلی

    خوب استدلالتون رو بفرمایید یک بار از اول.

    ایراد من به این بود که اغلب استدلال ها بر پایه یک دریافت درونی از مختار بودن هست.
    یا زهرا

    ما مختار وابسته ایم . خدا دانای کله و می دونه عاقبت کار ما چیه .. عین یه مادر که خوب بچه شو می شناسه . می دونه نهایتا فلان کارو انجام میده . اما اختیارمونو دست خودمون داده -

    اگر جبر بود !! چرا آفرید !؟

    حالا یه سر بحث منتهی به ظرفیت و معصوم بودن ائمه هم میشه ( خانمه بهم می گفت چرا من معصوم نشدم . یعنی این بحث تا اونجا کش میاد ] و این عدالت خداست ؟! یا ظلم شده در حق ما . که ما قائلیم ائمه از این بابت معصومند که همراه با اختیار مرتکب هیچ گناهی نمی شن . و اون تعبیری که گفته میشه قبل از تولد نور در آسمان بودند بخاطر ان بوده که خدا عالم به نتیجه و عمل اهل بیت بوده .

    همین که ما داریم چرایی موضوع رو بحث می کنیم خوده اختیاره -

  21. #13
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    ما مختار وابسته ایم . خدا دانای کله و می دونه عاقبت کار ما چیه .. عین یه مادر که خوب بچه شو می شناسه . می دونه نهایتا فلان کارو انجام میده . اما اختیارمونو دست خودمون داده -

    اگر جبر بود !! چرا آفرید !؟

    حالا یه سر بحث منتهی به ظرفیت و معصوم بودن ائمه هم میشه ( خانمه بهم می گفت چرا من معصوم نشدم . یعنی این بحث تا اونجا کش میاد ] و این عدالت خداست ؟! یا ظلم شده در حق ما . که ما قائلیم ائمه از این بابت معصومند که همراه با اختیار مرتکب هیچ گناهی نمی شن . و اون تعبیری که گفته میشه قبل از تولد نور در آسمان بودند بخاطر ان بوده که خدا عالم به نتیجه و عمل اهل بیت بوده .

    همین که ما داریم چرایی موضوع رو بحث می کنیم خوده اختیاره -

    ممنون که در منت گذاشتید و بحث رو ادامه دادین.

    اون خانم محترم رو دیگه بیخیال شید.
    از اول بحث رو شروع کنید.

    الآن هدف ارائه یک استدلال هست که ما مختاریم یا نه؟
    اون خط اول که فرمودید یک توصیف بود. الآن هدف استدلال هست.

    مختاریم یا مجبور؟ چرا؟

  22. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    مختاره وابسته .

    ما معلولیم - علت داریم .

    اگه علتمون جبر مطلق کنه دیگه معلول بودن ما بی هدفه واین خارج از خدایی خداونده .

  23. #15
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    مختاره وابسته .

    ما معلولیم - علت داریم .

    اگه علتمون جبر مطلق کنه دیگه معلول بودن ما بی هدفه واین خارج از خدایی خداونده .
    توضیح احتیاج داره.
    بسط بدین تمام پیش شرط های بحث مشخص بشه بعد بحث کنیم ببینیم همه پیش شرط ها مورد اتفاق نظر هست یا نه؟

  24. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    نمی دونم -- شما بگید پیش مغز خودتون رو ببینم پیش نظر من چیه .

  25. #17
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    نمی دونم -- شما بگید پیش مغز خودتون رو ببینم پیش نظر من چیه .
    - خوب چرا جبر مطلق باعث میشه ما بی هدف باشیم؟ مگه بجز ما که مختاریم سایر موجودات که مجبور هستند معلول بی هدف هستند؟

    - چرا مختار نبودن ما به کدام صفت خداوند تناقض داره؟ از کدام صفت خداوند میخواید برای اثبات مختار بودن انسان استفاده کنید؟

    ------------------------
    این سوال رو هم فعلا در ذهنتون داشته باشید بعدا بهش برسیم:
    اگر کسی اون صفت رو برای خدا قبول نداشت چه؟ راهی برای اثبات مختار بودن انسان که از انسان شروع شود نه از خدا هم داریم؟

  26. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منجم باشي نمایش پست اصلی
    - خوب چرا جبر مطلق باعث میشه ما بی هدف باشیم؟ مگه بجز ما که مختاریم سایر موجودات که مجبور هستند معلول بی هدف هستند؟

    - چرا مختار نبودن ما به کدام صفت خداوند تناقض داره؟ از کدام صفت خداوند میخواید برای اثبات مختار بودن انسان استفاده کنید؟

    ------------------------
    این سوال رو هم فعلا در ذهنتون داشته باشید بعدا بهش برسیم:
    اگر کسی اون صفت رو برای خدا قبول نداشت چه؟ راهی برای اثبات مختار بودن انسان که از انسان شروع شود نه از خدا هم داریم؟
    یا زهرا

    - نه اتفاقا هدف دارند.همه در خدمت مخلوقی بنام انسان که مختار و وابسته هست خلق شدند . اتفاقا همون حیوانات و شاید نباتات هم یک سری اختیارات دارند .
    - مختار نبودن ما با عدالت + حکمت + عظمت و خیلی راحت میشه گفت با جمیع صفات خدا در تضاده .

    برا اثبات از همه اینا میشه استفاده کرد و بارز ترینش عدالته .

    ----

    خب اگه شخصی قبول نداشت خدا چنین صفاتی داره .. به هر حال از راه عقل و حس و فطرت میشه از معلول به علت رسید .

  27. #19
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    - نه اتفاقا هدف دارند.همه در خدمت مخلوقی بنام انسان که مختار و وابسته هست خلق شدند . اتفاقا همون حیوانات و شاید نباتات هم یک سری اختیارات دارند .
    - مختار نبودن ما با عدالت + حکمت + عظمت و خیلی راحت میشه گفت با جمیع صفات خدا در تضاده .

    برا اثبات از همه اینا میشه استفاده کرد و بارز ترینش عدالته .

    ----

    خب اگه شخصی قبول نداشت خدا چنین صفاتی داره .. به هر حال از راه عقل و حس و فطرت میشه از معلول به علت رسید .

    سلام
    بیایم کلی بحث نکنیم. ممکنه چیزی در ذهن شما باشه که من در ذهن ندارم پس باید دقیق بحث کنیم.

    اگر موافق هستید این جمله رو بسط بدیم اول:

    "نه اتفاقا هدف دارند.همه در خدمت مخلوقی بنام انسان که مختار و وابسته هست خلق شدند . اتفاقا همون حیوانات و شاید نباتات هم یک سری اختیارات دارند ."

    1- بر اساس نظر شما هر مخلوقی یا باید اختیار داشته باشه یا در خدمت انسان باشه والا بی هدف هست و بی هدفی هم با خداوندی خدا سازگار نیست (من از طرف شما میگم که با حکمت خدا سازگار نیست.)

    سوال:

    1- چرا شرط خلقت رو اختیار و یا خدمت به انسان گذاشتید؟
    من شرط خلقت رو بر اساس رحمانیت خدا، هر مخلوقی میدونم شایستگی خلقت { امکان خلقت} پیدا کنه چه انسان وجود داشته باشه جه نداشته باشه.
    و از نظر علمی هم میخوام این رو یادآور بشم که جهان در حال انبساط اطراف، اجزایی داره که با سرعت نور (شاید اثبات شد بعدها که بیشتر از نور حتی) در حال گسترش هستند و این به این معنی است که گستردگی جهان هستی نه فقط به جهت ضعف ابزار بلکه حتی از لحاظ تئوریک بسیار بسیار بیشتر از تیررس حتی درک انسان است چه رسد به خدمت کردن به انسان!

    پس سوال اصلی:
    چه دلیلی دارید که همه موجودات باید در خدمت انسان باشند؟ و یا مانند انسان مختار باشند تا خلق شوند؟ که این با رحمانیت خدا هم سازگار نیست.

    سوال فرعی:
    منظورتان از مختار بودن سایر موجودات چیست؟ ما داریم که "عالَم عالِم است" اما اینکه مختار باشد سخن سنگین تریست. اثباتی دارد؟

  28. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    یا زهرا

    به یه چیزی رسیدم .

    ببینید محضِ فکر کردن اختیاریه . تا حالا شده فکرتون رو به خواست خودتون عوض کنید ؟!

    اصلا مهار فکر جز مهارت هاست . وقتی آدم فکر می کنه ی سری گزینه ها میاد جلوش . یه چند راهی مثلا . ( فکر به ی رشته ی تحصیلی )

    بعد با تعقلش یکی از این گزینه ها رو انتخاب می کنه .

    این همون اختیاره / البته درمکتب الهی همه اینا از ذات و اراده خدا میاد و خودمون بهش معتقدیم .

  29. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط منجم باشي نمایش پست اصلی

    سوال:

    1- چرا شرط خلقت رو اختیار و یا خدمت به انسان گذاشتید؟
    من شرط خلقت رو بر اساس رحمانیت خدا، هر مخلوقی میدونم شایستگی خلقت { امکان خلقت} پیدا کنه چه انسان وجود داشته باشه جه نداشته باشه.
    و از نظر علمی هم میخوام این رو یادآور بشم که جهان در حال انبساط اطراف، اجزایی داره که با سرعت نور (شاید اثبات شد بعدها که بیشتر از نور حتی) در حال گسترش هستند و این به این معنی است که گستردگی جهان هستی نه فقط به جهت ضعف ابزار بلکه حتی از لحاظ تئوریک بسیار بسیار بیشتر از تیررس حتی درک انسان است چه رسد به خدمت کردن به انسان!

    پس سوال اصلی:
    چه دلیلی دارید که همه موجودات باید در خدمت انسان باشند؟ و یا مانند انسان مختار باشند تا خلق شوند؟ که این با رحمانیت خدا هم سازگار نیست.

    سوال فرعی:
    منظورتان از مختار بودن سایر موجودات چیست؟ ما داریم که "عالَم عالِم است" اما اینکه مختار باشد سخن سنگین تریست. اثباتی دارد؟
    یا زهرا

    سلام همونطور که خودتون میگید اگر چیزی امکان هستی دادن داشته باشه خدا خلقش می کنه و قائلم هستیم این جبره - ولی جبر در یکی یعنی در خلقت و یا مرگ باعث نمیشه تعمیم به کل زندگی بدیم . چون خدا بازم به قول خودتون رحمانیت و فیضش رو شامل حال مخلوق کرده - خب اگه ما خلق نمی شدیم و عدم بودیم دیگه حقی به نام اختیار بهمون تعلق نمی گرفت . حالا که خلق شدیم این موهبت رو به ما دادن .

    شرط خلقت اختیار نیست شاید اشتباه تعبیر کردم ؛ اختیار اون موهبت و فیضه هست که خدا به ما آدما داده تا !! هدف آفرنش رو دنبال کنیم . به تعبیری اختیاره وسیله ست . و برا ما آدما تو اعمال و افکارمون بروز می کنه .

    در مورد اختیار حیوانات یه بار تو حرم امام رضا یه چیزایی رو فهمیدم . ببینید شما وقتی یه حیوونی رو کیش می کنید فرار می کنه - یعنی اختیار داشته . اما این اختیار , اختیاری نیست که اونو ملزم به تکلیف کنه - اون حیوون در حد اختیارات خودش باید جواب بده -- این بحث حیوانات معمولا بحث احتیاطیه .

    خود خلق حیوان حکمت داره -- الان چیزی که به ذهنم می رسه یکیش اینه که لا اقل آدم میفهمه نباید کالانعام باشه .

  30. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۷
    نوشته ها
    2,207
    امتیاز : 13,736
    سطح : 76
    Points: 13,736, Level: 76
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 314
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,548
    تشکر شده 7,998 در 1,960 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 6 در 6 پست

    پیش فرض

    من بنا به یه موقعیت خاص، روزای یک شنبه عصر رو با یه خانم، یکی دو ساعتی هستیم.
    راجع به موضوعای مختلفی حرف می زنیم..
    اون روز بدون اینکه بخوایم، بحث شد همین جبر و اختیار؛
    البته به معنای عام نه تخصصی ش..
    خب خیلی حرف زدیم.
    کشید به مثال اوردن و اینا.
    گفت چطوره دو نفر برا ازدواج همدیگه رو به اختیار خودشون انتخاب می کنن.
    همه چی هم به خوبی پیش می ره..
    تااینکه یه مشکل حالا یا از طرف قانون یا مثلا آزمایشای پزشکی پیش میاد.
    اینا مجبورن صرف نظر کنن؛
    از تصمیم خودشون که به میل و اختیار خودشون بوده، بگذرن.
    اتفاقا من همون روزا داشتم تفسیر نمونه، ج 10 ، سوره رعد رو می خوندم..
    فک کنم آیه 39 و بعدش بود..
    مسئله " لوح محفوظ" و " لوح اثبات و عدم" رو توضیح داده بود که خداوند داره.
    آیه "یمحواالله مایشاء و یثبت"
    مثالای قشنگی هم آورده بود برا اینکه اختیار ما در طول اختیار و اراده خداس..
    بلکه تحت الشعاعشه..
    خلاصه نتیجه یه چیزی شد که جبر قدرت و دامنه ش بیشتره تا اختیار..

    مطالعه م کمه توی این موضوع.. نمی دونم یه موقعایی چی بگم حتی به خودم.
    ولی همیشه به خودم می گفتم حالا که سر در نمیاری،
    و حالا که از اول تحصیل و انتخاب رشته و دانشگاه و کار و ..
    همه ش به انتخاب خودت بوده و آزمون و خطا و اخرش هم یه اکراهاتی داری و تقریبا ناراضی،
    بذا افسارت دست کسی باشه که خلق ت کرده و می دونه چی برات خوبه و چی بد؟
    البته همیشه هم تلاش خودمو می کردم تو همه زمینه ها.. متنفرم از کسالت و نخوت..



  31. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,696 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    معنای حتمی بودن و غیر حتمی بودن قضا و قدر

    انقسام قضا و قدر به حتمی و غیرحتمی از وضع خاص موجودات جستجوشمه می گیرد. موجودی که امکانات متعدده دارد و علل مختلف ممکن است در او تأثیر کنند و هر علتی او را در یک مجرا و یک مسیر بخصوص قرار می دهد، مقدرات متعددی دارد. به هر اندازه که به علل گوناگون بستگی و ارتباط دارد، مقدرات دارد. از این رو سرنوشت و قضا و قدر چنین موجودی غیر حتمی است. اما موجودی که بیش از یک امکان در او نیست و یک مسیر بیشتر برایش ممکن نیست و جز با یک نوع علت سر و کار ندارد، سرنوشتش حتمی و غیر قابل تغییر است. به عبارت دیگر، حتمیت و عدم حتمیت ناشی از جنبه قابلی است نه جنبه فاعلی و به معنی قابلیت واحد و قابلیتهای متعدده است. از این رو مجردات علوی (موجودات مجرد) که فاقد امکان استعدادی (یعنی استعداد تبدیل به چیزی دیگر) می باشند و همچنین موجودات طبیعت در بعضی حالات که استعداد بیش از یک آینده را ندارند، سرنوشتشان حتمی است. اما آن دسته از پدیده های طبیعت که استعداد بیش از یک آینده را دارند، سرنوشتشان غیرحتمی است. این مسأله طورهای دیگر نیز تفسیر شده است.

    نظر اول
    بعضی این مسئله را به مقیاس انسان تفسیر کرده اند و گفته اند که واقعیتهایی که تغییر و تبدیل آنها در اختیار انسان نیست، تقدیرشان حتمی است و واقعیتهایی که تغییر و تبدیل آنها در اختیار انسان است، تقدیرشان غیرحتمی است. مثلا برای بشر (لااقل در حال حاضر) تغییر دادن اوضاع جوی از لحاظ گرما و سرما و برف و باران و بادها و تغییر دادن اوضاع عمومی زمین از لحاظ زلزله ها و طوفانها و سیلابها غیر مقدور است. بشر چه بخواهد و چه نخواهد اینها صورت می گیرند. پس آنها امور حتمیه هستند و مقدرات الهی در این امور حتمی است. اما تغییر اوضاع اجتماعی و اصلاح امور به موازین عدالت و رفاه عمومی و سعادت همگانی، مقدور بشر است و خواست بشر می تواند اینها را عوض کند. پس اینها امور غیر حتمیه هستند و مقدرات الهی در این امور غیر حتمی است. این تفسیر صحیح نیست، زیرا دلیلی ندارد قدرت و امکانات بشر را ملاک حتمی یا غیر حتمی بودن مقدرات قرار بدهیم. زبان اخبار و آثار دین هم با این تفسیر قابل تطبیق نیست.

    نظر دوم
    بعضی دیگر قضا و قدر حتمی و غیر حتمی را به مقیاس تحقق و عدم تحقق شرایط تفسیر کرده اند؛ به این معنی که چنانکه گفتیم، برخی موجودات امکانات متعدد دارند و با علل مختلف ارتباط و پیوند دارند. به هر اندازه که با علل گوناگون بستگی دارند، مقدرات داشته و در حقیقت سرنوشت آنها به دست آن علتها است. هر علتی یک سرنوشتی برای این موجود در دست دارد و هر سرنوشتی مشروط است به وقوع و تحقق آن علتی که آن سرنوشت را در دست دارد. بدیهی است که در میان علل و شرایط گوناگون بعضی صورت وقوع پیدا می کنند و بعضی نه، و باز واضح است که علت اینکه بعضی از علل و شرایط وجود پیدا می کنند و بعضی نه، این است که علل و شرایط آن علل و شرایط موجود بوده است و علت اینکه آن علل و شرایط دیگر وجود پیدا نکرده اند، این است که علل و شرایط آن علل و شرایط موجود نبوده و همین طور علل و شرایط درجه سوم و چهارم....

    مقدرات حتمی یعنی مقدراتی که در چنگ علل و شرایطی هستند که آن علل و شرایط وجود پیدا می کنند، و اما مقدرات غیر حتمی یعنی مقدراتی که در دست علل و شرایطی می باشند که زمینه وجود برای آنها پیدا نمی شود. فرض کنیم شخص معینی از لحاظ ساختمان جسمی استعداد دارد که اگر حفظ الصحه را رعایت کند صد و پنجاه سال عمر کند، ولی اگر رعایت نکند عمر او به نصف تقلیل پیدا می کند. مقدر او چنین است که اگر رعایت حفظ الصحه بکند صد و پنجاه سال عمر کند و اگر نکند هفتاد و پنج سال. آنگاه آن شخص رعایت نکرد و در هفتاد و پنج سالگی مرد. پس برای این شخص دو عمر تقدیر شده و هر دو مشروط بوده است، ولی شرط یکی محقق شده و شرط دیگری تحقق نیافته است. آن تقدیری که شرطش واقع شده و صورت واقع به خود گرفته قضا و قدر حتمی است و آنکه شرطش واقع نشده قضا و قدر غیر حتمی است. در مقام تمثیل، این دو تقدیر مانند دو قانون است درباره یک نفر در زمینه دو شرط مختلف. مثلا قانون حکم می کند اگر متهم به جرم خود اقرار کند، مجازات مربوط اجرا شود و اگر اقرار نکند و دلایل دیگری هم علیه او نباشد، آزاد گردد. حالا اگر متهم اقرار کرد قهرا مجازات می شود. قانون از جنبه اینکه اگر اقرار کرد باید مجازات شود درباره این شخص قطعیت و حتمیت پیدا کرده است و از جنبه اینکه اگر اقرار نکرد و علی الفرض دلیل دیگری هم در کار نیست باید آزاد شود، قطعیت و حتمیت پیدا نکرده است. مطابق این تفسیر، مقصود از قطعیت و حتمیت در اینجا وجود پیدا کردن شرط و انطباق عملی مفاد قانون است؛ والا قانون از آن جهت که یک اصل کلی است، از هر دو جهت قطعی و حتمی و غیر قابل تخلف است.

    بر جهان تکوین یک سلسله قوانین و نوامیس قطعی و غیرقابل تخلف حکمفرماست. همه قوانین از آن نظر که قانون کلی می باشند، حتمی و استثناء ناپذیر می باشند. مثلا اینکه اشخاص دارای فلان استعداد جسمی اگر رعایت حفظ الصحه بکنند عمرشان به صد و پنجاه سال می رسد، قانون قطعی جهان است و هم اینکه اگر همانها رعایت حفظ الصحه نکنند عمرشان به نصف آن مدت تقلیل می یابد، باز قانون قطعی جهان است و این قوانین و سنن قطعی، مظاهر و مجاری قضا و قدر الهی می باشند. علیهذا قضا و قدر حتمی یعنی آن قانون و سنت و ناموس که شرایطش وجود پیدا کرده و عملا اجرا شده است و قضا و قدر غیر حتمی یعنی آن قانون و سنت جهانی که شرطش واقع نشده و عملا مصداق پیدا نکرده است. این تفسیر هرچند فی حد ذاته مطلب قابل قبولی است و بعید نیست بعضی تعبیرات دینی ناظر به همین جهت باشد، اما نمی توان تعبیراتی را که به نام قضای لازم و غیر لازم و حتمی و غیر حتمی در اخبار و آثار دینی آمده است، به این معنی حمل کرد. مسلما مقصود از قضا و قدر لازم یا غیر لازم، قضا و قدر قابل تغییر و غیر قابل تغییر است. باز مسلما در مواردی که شرایط یک قانون کلی تحقق پیدا کرده است، امکان تغییر، جایی نرفته است. قضیه از نظر ذات خود امکان اینکه جور دیگر صورت بگیرد داشته است. پس با فرض تحقق شرایط باز قضا و قدر جنبه غیر حتمی خود را از آن نظر که گفتیم از دست نمی دهد.

    نظر سوم
    تفسیر دیگر اینکه قضا و قدر حتمی آن است که از طرف خداوند تأکید و ایجاب شده است که حتما باید واقع شود و حتما هم واقع خواهد شد، ولی قضا و قدر غیر حتمی آن است که اراده خداوند نسبت به او بی طرف و بی تفاوت است و یا بی تفاوت نیست اما الزام و ایجابی هم در کار نیست، همان طور که احکام تکلیفی از این قبیل است: گاهی یک چیز از طرف آمر و مقنن حتم و ایجاب می شود ( وجوب ) و گاهی آمر و مقنن نسبت به چیزی بی طرف است و از نظر او تفاوتی نیست که آن کار صورت بگیرد یا صورت نگیرد ( اباحه ) و گاهی آمر طرف وقوع یا عدم وقوع را ترجیح می دهد، اما الزام و ایجاب نمی کند (استحباب یا کراهت). در امور تکوینی نیز همین طور است: گاهی ایجاب و الزام است و آن قضا و قدر حتمی است، و گاهی بی طرف است و یا آنکه یک طرف ( وقوع یا عدم وقوع ) ترجیح دارد اما الزام و ایجابی در کار نیست و آن قضا و قدر غیر حتمی است. این تفسیر، غیر علمی ترین تفسیر این مطلب است. این نفی قضا و قدر است، زیرا محال است که اراده حق نسبت به حادثه خاصی بی طرف و بی تفاوت باشد و یا بی طرف نباشد ولی ایجاب نکند؛ همان طوری که محال است حادثه ای از قانون علت و معلول مستثنی باشد و یا تحت قانون علیت باشد، اما ضرورت و ایجاب در کار نباشد. قیاس گرفتن حقایق تکوینی به امور عرفی و قراردادی درست نیست.


    کتاب انسان و سرنوشت صفحه 81 تا 85

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1