کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 17 , از مجموع 17
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-فروردین-۲۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    34
    امتیاز : 196
    سطح : 3
    Points: 196, Level: 3
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 22.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 18 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض رد تصور غلط خلیفة الله بودن نوع انسان

    خلیفه

    رد تصور غلط خلیفة الله بودن نوع انسان
    گمان رایج در چند دهه اخیر که ابتدا در برخی آثار تفسیری ۱ (المیزان، نمونه، تسنیم) و غیر تفسیری۲ انعکاس یافته و سپس به باوری مشهور و مسلط تبدیل شده، ( و بعضاً نتایج دیگری نیز از جمله سجده فرشتگان بر نوع آدم و آدمیت، اومانیسم اسلامی  و یا دموکراسی اسلامی و … بر آن مترتب گشته) این است که نوع انسان و آدمی، خلیفه خداوند در زمین است و آیه شریفه «انی جاعل فی الارض خلیفة»۳ را ناظر به این عقیده و باور می داند. این تفسیر از آیه مزبور تا پیش از کمتر از یک قرن اخیر، تقریباً سابقه ای نداشته است۴ و برای اولین بار در تفاسیر المنار و فی ظلال القران، آثار عالمان سنی مذهب، رشید رضا و سید قطب مطرح شده است . تا پیش از مقطع یاد شده، عموم مفسران تنها حضرت آدم علیه السلام را مصداق مشخص خلیفة الله در آیه مزبور می دانستند و البته این عنوان را بعد از آدم علیه السلام بر دیگر انبیای الهی، و مفسران شیعه علاوه بر انبیاء، بر ائمه معصومِین علیهم السلام نیز صادق می دانستند.
    ادله نافی قول خلیفة الله بودن نوع انسان
    اکنون به شرح ادله و استناداتی خواهیم پرداخت که نافی باور مشهور فوق بوده و مقام خلیفة اللهی را منحصر به اولیای معصوم الهی اعم از انبیا و ائمه معصومین علیهم السلام می داند:
    ۱٫ ظاهر آیه «انی جاعل…» و سیاق آن به اضافه آیات بعد از آن دال بر این است که سخن از شخص آدم علیه السلام است و نه نوع انسانها. شواهد این مطلب عبارت است از:
    الف: موضوع خلافت الهی به موازات خلقت آدم علیه السلام به عنوان اولین انسانی که قرار است پیامبر الهی باشد، مطرح شده است و آیه ظهوری در خلقت همه انسانها و یا نوع انسان به عنوان خلیفة الله ندارد.
    ب: بدون شک تعلیم همه اسماء به آدم از سوی خداوند (وعلم آدم الاسماء …۵) که در آیه بعد بدان اشاره شده، اختصاص به حضرت آدم علیه السلام دارد و نه نوع انسان، و این که آیه مزبور به «قرار دادن نیروی تعلم و دانش آموزی در انسانها» تفسیر شود،۶ امری غریب تر از خلافت الهیه نوع انسان است؛ چرا که در هیچ واژه نامه و هیچ متن عربی، واژه علّم و مشتقات آن به قرار دادن نیروی تعلم در متعلم ، ترجمه و استعمال نشده است و معنایی جز تعلیم و یاد دادن بالفعل ندارد و معلوم است که چنین تعلیمی (تعلیم الهامی اسماء و حقایق) فقط در حق انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام صورت گرفته است.
    ج: آیه بعد (یا ادم انبئهم باسمائهم…۷) نیز ظاهر و بلکه صریح در این مطلب است که محور این ایات شخص آدم نبی علیه السلام است و نه نوع آدمیان، زیرا به آدم علیه السلام و نه نوع آدم، فرمان داده شد که فرشتگان را از اسمایی که به او آموخته شده است خبر دهد.
    د: آیه بعد (و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا …۸) نیز شاهدی دیگر بر محوریت آدم علیه السلام (و نه نوع آدم) در این آیات است که با موضوع خلیفة اللهی او آغاز و تا مسجود فرشتگان شدنش تداوم می یابد. و اما اینکه برای تثبیت برداشت خلیفة اللهی نوع آدم از آیه اول ( انی جاعل…)، در تفسیر این آیه نیز نوع بنی آدم را مسجود فرشتگان بدانیم نیز فاقد هرگونه دلیل و شاهد و برخلاف انسان شناسی متخذ از قران و احادیث است.
    اما اینکه در مورد فراز قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک که بلافاصله بعد از انی جاعل فی الارض خلیفة آمده است بگوییم که چون موضوع خلافت الهیِ نوع آدمی بوده است، فرشتگان چنین مساله ای را مطرح کردند و الا اگر مقصود از خلیفة الله، آدمِ پیامبر بود، فرشتگان چنین سئوالی را مطرح نمی کردند نیز سخنی فاقد دلیل است و بلکه این فراز از آیه نیز می تواند تاییدی بر خلیفة اللهی شخص آدم علیه السلام باشد؛ چرا که فرشتگان بدون اطلاع از تفصیل آنچه قرار است رخ دهد، تصور کردند که قرار است موجودی معمولی نظیر جنیان که قبلا در زمین بودند و دست به فساد و خونریزی زدند، به مقام خلیفة اللهی نائل شود، اما پس از تعلیم اسماء و حقایق و معارف الهی به آدم علیه السلام توسط خداوند و اِنباء آدم فرشتگان را از آموخته های خود، دریافتند که این خلیفه (و انبیای الهی و ائمه معصومین علیهم السلام که خلفای الهی پس از اویند)، مقامی بس شامخ و رفیع دارند، اگر چه فرزندان و نسل غیر معصوم آدم دست به انواع جنایتها و فسادها خواهند زد و از این جهت تعجب و سئوال فرشتگان بی وجه نیست اما چنین استبعاد و شگفتی ای در مورد خلیفة الله که پیامبرالهی است ، بی وجه است.
    ۲٫ بعضی نیز آیاتی نظیر هو الذی جعلکم خلائف الارض۹ و یجعلکم خلفاء الارض۱۰ را دلیل بر خلیفة اللهی نوع آدم دانسته اند اما به قرینه آیات دیگرِ به همین سیاق معلوم می شود که این خلافت به مفهوم در پی قومی دیگر آمدن و جایگزین آنان در زمین شدن است و نه خلافت الهی. در سوره یونس می خوانیم: فکذبوه فنجینه و من معه فی الفلک و جعلناهم خلائف۱۱ و در سوره اعراف : و اذکروا اذ جعلکم خلفاء من بعد قوم نوح۱۲ و واذکروا اذ جعلکم خلفاء من بعد عاد۱۳٫ ۱۴
    ۳٫ گفته شده است: گزارش تصمیم بر جعل خلیفه به صورت جمله اسمیه (انی جاعل…) نشانه استمرار جعل خلیفه در زمین و نفی اختصاص آن به شخص آدم است۱۵ اما باید گفت مفهوم استمرار جعل خلافت مربوط به انبیا و معصومین بعد از آدم است و ملازمه ای بین این استمرار و عمومیت خلافت در مورد نوع آدمیان وجود ندارد.
    ۴٫ فرموده اند: آیه و لقد خلقناکم ثم صورناکم ثم قلنا للملائکة اسجدوا لأدم۱۶ «نشان مى دهد آدم نه به عنوان شخص بلکه به عنوان الگوى نوع انسان و عصاره بشریت، مسجود فرشتگان واقع شد؛ چون خطاب در این آیه متوجه نوع انسان است و از این که آدم بر اثر مقام خلافت مسجود فرشتگان قرار گرفت بر مى آید که مقام خلافت نیز اختصاص به آدم ندارد.»۱۷ البته اگر ما بودیم و فقط همین آیه شاید چنین استنباطی بیراه نبود اما با توجه به ادله دیگر ِ دال بر خلافت اللهی شخص آدم، اندک ظهور این آیه نمی تواند دلیلی بر مدعای خلافت اللهی نوع آدم باشد. تعبیر خلقناکم و صورناکم به مفهوم آغاز خلقت انسانهاست که با آدم علیه السلام آغاز می شود و این اولین انسان که حجت و نبی خداوند است، مسجود فرشتگان واقع می شود. اگر آیه به مفهوم خلق و صورت پردازی بالفعل همه آدمها بود ـ که نیست ـ آنگاه ادعای مسجود واقع شدن نوع آدم، ظهور بیشتری می یافت.

    نظراین مفسرین مخالف روایات است
    ۵٫ در روایاتی که از اهل بیت علیهم السلام در تفسیر آیات مورد بحث وارد شده است کمترین نشانه ای از تعمیم خلافت الهی به نوع آدمیان مشاهده نمی شود و همگی این مقام را مختص به آدم علیه السلام و ذریه معصوم او قلمداد کرده اند. در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام در تفسیر انی جاعل فی الارض خلیفة آمده است : یکون حجة لی فی ارضی علی خلقی (تا حجت من بر خلقم در زمین باشد). امام علیه السلام در این آیه خلیفه را معادل حجت معصوم گرفته که امام و پیشوای مردم است . در واقع حدیث صراحت در جدایی بین خلیفه و حجت الهی با مردم غیر معصوم دارد .
    حضرت علیه السلام در ادامه روایت، در تفسیر انی اعلم ما لا تعلمون می فرماید:
    انی أرید ان أخلق خلقا بیدی و أجعل من ذریته أنبیا و مرسلین و عبادا صالحین و أئمة مهتدین و أجعلهم خلفاء علی خلقی فی أرضی ینهونهم عن معصیتی و … (من اراده کرده ام موجودی را با دست خویش بیافرینم و از ذریه او پیامبران و رسولان و امامانی هدایت شده (و هدایت گر) به وجود آورم و آنها را خلفای (خویش) بر مردم در زمین قرار دهم تا آنان را از نافرمانیم باز دارند و…).۱۸ مشاهده می شود که در این فراز از حدیث نیز سخن از خلافت الهی پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام است که حجت بر دیگر آدمیان می شوند و نه خلافت همه آدمیان در زمین.
    در روایتی دیگربه نقل از امیرالمؤمنین علیه السلام، ایشان دایره خلیفة اللهی را بسیار محدودتر مطرح کرده اند: ابن شاذان از حضرت امام سجاد علیه السلام و ایشان از پدر بزرگوارش علیه السلام روایت کرده است که فرمود: حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: لعنت خدا بر هر کس که نگوید من چهارمین فرد از خلفای چهارگانه ام. حسین بن زید می گوید: به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: شما چیزی غیر از این، روایت کرده اید؛ این طور نیست؟ حضرت فرمود: بله، خداوند در آیات محکم کتاب خویش می فرماید: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً» پس آدم اولین جانشین خدا بود و نیز «یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ» و داوود علیه السلام دومی بود و سومی، هارون جانشین موسی علیه السلام بود که خداوند از قول موسی فرمود: «اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ» و علی علیه السلام جانشین محمّد صلی الله علیه و آله است. از این رو علی علیه السلام فرمود:

    من چهارمین فرد از خلفای چهارگانه ام.۱۹
    البته روایت فوق نافی خلیفة اللهی سایر انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام نیست اما شاهدی دیگر بر رد تلقی خلیفة اللهی نوع انسانها است.
    ۶٫ روایات و ادعیه ما مملو از تعابیری است که از اهل بیت علیهم السلام با عنوان خلفاء الله فی ارضه یاد و ستایش شده است. بدیهی است که اگر مقام خلیفة اللهی مربوط به نوع انسان بود این تعابیر و ستایشها مفهومی نداشت و منصب خلیفة اللهی امتیازی ویژه برای آنان محسوب نمی شد. از جمله این روایات است:
    ـ امام رضا علیه السلام: الائمة خلفاء الله فی أرضه۲۰
    ـ امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه : أشهد أنکم الائمة الراشدون المهدیون …أیدکم بروحه و رضیکم خلفاء فی أرضه۲۱
    ۷٫ برخی نیز سخن از ذو مراتب بودن مقام خلیفة اللهی۲۲ و یا خلافت کلیه و جزییه گفته و مراتب عالی و کلیه آن را برای انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام دانسته و مراتب نازله و جزییه آن را برای دیگر آدمیان، اما برای این سخن نیز دلیلی ارائه نشده است. در حقیقت مقام خلافت الهی در زمین همان مقام عصمت و حجت الهی بودن است که امری مشکَّک و ذو مراتب نیست و مصادیق مشخص و معینی دارد.

    ۸٫ فرموده اند: «این احتمال نیز وجود دارد که منشا پندار اختصاص مقام خلافت به انسان هاى کامل، خلط نظام تکوین و تشریع باشد؛ زیرا در نظام تشریع شرایط فراوانى در استخلاف مطرح است که لزوم وثاقت و امانت و طهارت خلیفه برخى از آنهاست، ولى آنچه در نظام تکوین راجع به استخلاف مطرح است قدرت بر ابتکار، وصلاحیت مظهریت اسماى حسناست، نه بیش از آن.»۲۳ این سخن نیز که خلافت الهی در نظام تشریع از آن معصومین علیهم السلام و در نظام تکوین مربوط به همه آدمیان است، اگر چه از شدت غرابتِ قول به خلافت الهی نوع آدمیان و انسانها می کاهد اما باز فاقد هر گونه دلیل و مدرک است.۲۴
    ۹٫ قول به خلیفة اللهی عموم انسانها و نوع آدمیان باانسان شناسی ای که قرآن ارائه می دهد نیز ناسازگار است . اگر چه قران سخن از تکریم بنی آدم و تفضیل او بر دیگر مخلوقات می گوید اما در جنب این تمجید در مواضع متعدد به شدت انسان و آدمی را توبیخ و سرزنش می کند. به این آیات بنگرید:
    انه لیؤوس کفور۲۵
    ان الانسان لظلوم کفار۲۶
    خلق الانسان من نطفة فاذا هو خصیم مبین۲۷
    ان الانسان لکفور مبین۲۸
    خلق الانسان هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا الا المصلین۲۹
    کان الانسان قتورا۳۰
    انه کان ظلوما جهولا۳۱
    قتل الانسان ما اکفره۳۲
    یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم۳۳
    ۹٫ تفسیر محدث عالیقدر شیخ صدوق (ره) از آیه انی جاعل فی الارض خلیفة را در مقدمه اثر گرانقدرش، کمال الدین و تمام النعمة ، که با عنوان «الخلیفة قبل الخلیقة» آغاز می شود، ختم نیکوی این مقال قرار می دهیم:

    « خلیفه پیش از آفرینش: اما بعد خدای تبارک و تعالی در کتاب محکم خود می فرماید: هنگامی که پروردگارت به ملائکه فرمود که من در زمین قرار دهنده خلیفه هستم. خدای عز و جل پیش از آفرینش از خلیفه سخن می گوید و این دلالت دارد که حکمت در خلیفه بر حکمت در آفرینش مقدم است و بدین دلیل است که بدان آغاز کرده است، زیرا او حکیم است و حکیم کسی است که موضوع مهم تر را بر امر عمومی مقدم دارد و این تصدیق قول امام جعفرصادق علیه السلام است که می فرماید: «حجت خدا پیش از خلق و همراه خلق و پس از خلق است.» و اگر خداوند خلقی را بیافریند در حالی که خلیفه ای نباشد، ایشان را در معرض تباهی قرار داده است و سفیه را از بی خردیش باز نداشته است، بدان گونه که حکمتش اقتضا می کند از قبیل اقامه حدود و به راه آوردن تبهکاران، در حالی که حکمت الهی اجازه نمی دهد، یک چشم به هم زدنی از آن صرف نظر شود. حکمت الهی فراگیر است همچنان که طاعت او نیز عمومیت دارد. و کسی که بپندارد دنیا لحظه ای بدون امام می پاید، لازمه اش آن است که مذهب برهمنان را در ابطال رسالت صحیح بداند. و اگر نبود که قرآن کریم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را خاتم الانبیاء نامیده، بایستی در هر زمانی پیامبری باشد، ولی چون ختم نبوت به صحت پیوسته است، بودن پیامبر پس از رسول اکرم منتفی است، تنها یک صورت معقول باقی می ماند که آن وجود خلیفه حق است. زیرا خدای تعالی به سببی نمی خواند مگر بعد از آنکه حقایق آن را در عقول تصویر کند و آنگاه که آن را تصویر نکند، دعوت الهی تحقق نیابد و حجت ربانی ثابت نشود و این بدان جهت است که هر چیزی با همانند خود الفت می جوید و از ضد خویش دوری می جوید و اگر عقل رسولان الهی را انکار می کرد، خدای تعالی هرگز پیامبری را مبعوث نمی فرمود.
    مثال آن طبیب است، بیمار را با دارویی که موافق طبع اوست معالجه می کند و اگر درمان او با دارویی باشد که مخالف طبع اوست، بیمار را هلاک ساخته است. این ثابت است که خداوند «احکم الحاکمین» است و از هر حکیمی حکیم تر است. به سببی نمی خواند جز آنکه صورت ثابته ای از آن سبب در عقول موجود است. همیشه وضع خلیفه به حال خلیفه گذار دلالت دارد و همه مردم از خواص و عوام بر این شیوه اند. در عرف مردم، اگر پادشاهی، ظالمی را خلیفه خود قرار دهد، آن پادشاه را نیز ظالم می دانند و اگر عادلی را جانشین خود سازد، آن پادشاه را نیز عالم می نامند. پس ثابت شد که خلافت خداوند، عصمت را ایجاب می کند وخلیفه جزمعصوم نتواند بود.
    وجوب اطاعت از خلیفه
    چون خدای تعالی آدم را در زمین به خلافت خود برگزید، بر اهل آسمان ها اطاعت او را واجب گردانید، تا چه رسد به اهل زمین. و چون خدای تعالی ایمان به فرشتگان را به خلق واجب گردانید و بر ملائکه نیز سجود به خلیفة الله را واجب ساخت و تنها یک تن از جنیان از سجده به او امتناع ورزید و خدا نیز خواری و پستی و هلاکت را بر او فرود آورد و او را رسوا کرد و تا روز قیامت دچار لعنتش ساخت. از این مطالب، رتبه و فضل امام دانسته می شود…
    و گفته خدای تعالی «و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه»، دلالت دارد به خلیفه ای که اطاعت از او موجب هدایت ایشان می گردد و آن اطاعت مقترن به توحید است و نافی واگذاری و ستمکاری و تضییع حقوق از خدای تعالی است؛ مقصود از آن همان خلافتی است که به سبب آن مقام ولایت درست می شود و حجت الهی به آن کامل می گردد و برای کسی عذری در غفلت از حق باقی نمی گذارد.
    جز خدای تعالی کسی را نسزد که خلیفه برگزیند
    و در سخن خدای تعالی که فرموده است: «و اذ قال ربک انی جاعل فی الارض خلیفة» کلمه «جاعل» که با تنوین ذکر شده است، صفت خداوند است که نفس خود را بدان وصف فرموده است. یعنی نصب خلیفه را او انجام می دهد و لاغیر، ودلیل آن این است که درآیه دیگرفرموده: «انی خالق بشراً من طین».که آنجا نیز خالق را تنوین داده وخود را بدان وصف فرموده است؛ یعنی این منم که خالق بشر از خاکم و لاغیر. و کسی که ادعا می کند که او امام را برمی گزیند، ضروری است که بشر را از خاک بیافریند، و چون این معنی باطل است، آن نیز باطل خواهد بود زیرا هر دوی آنها در امکان واحدی است.
    و وجه دیگر آن است که فرشتگان با همه فضیلت و عصمتی که دارند، صلاحیت انتخاب امام را نداشتند تا آنکه خداوند خود متصدی آن گردید و نه ایشان، و به این اختیار بر عامه خلایقش احتجاج فرمود که ایشان را راهی در انتخاب خلیفه نیست، زیرا فرشتگان خدا با همه صفا و وفا و پاکدامنیشان چنین اختیاری نداشتند. خداوند ملائکه را در بسیاری از آیاتش ستوده است و از جمله می فرماید: ایشان بندگانی گرامی اند و در گفتار، به خداوند پیشی نجویند و در کردار به فرمان اویند. و نیز می فرماید: ملائکه نافرمانی خدای تعالی در فرامین او نمی کنند و آنچه را که او فرمان دهد، همان را انجام می دهند. در این صورت انسان با همه بی خردی و نادانیش چگونه و با چه صلاحیتی می تواند امام را انتخاب کند. احکام غیر امامت مثل نماز و زکات و حج و غیره را بنگرید؛ آیا خدای تعالی آن احکام را به مردم واگذاشته است؟ مسلماً در این احکام، مردم حق اختیار و انتخاب ندارند، پس چگونه مسئله امامت و خلافت را که جامع همه احکام و حقایق است به مردم واگذاشته است؟
    وجوب وحدت خلیفه در هر عصر
    کلمه خلیفه در سخن خدای تعالی اشاره دارد به اینکه خلیفه در هر عصری یکی بیش نیست و گفته کسانی که پنداشته اند، در هر عصری ممکن است ائمه متعددی وجود داشته باشند باطل است و خدای تعالی بر یکی اکتفا کرده است و اگر حکمت خداوند اقتضای خلفای متعدد داشت، او اکتفای به یک خلیفه نمی کرد.
    لزوم وجود خلیفه
    و در سخن خدای تعالی که فرموده: «و اذ قال ربک للملائکه» خطاب را متوجه پیامبرش ساخته است و این خطاب «ربک» بهترین دلیل است که خدای تعالی امر خلافت را در امت پیامبرش، تا روز قیامت ادامه خواهد داد، زیرا زمین هیچگاه از حجت الهی خالی نخواهد بود، و اگر مقصود ادامه خلافت نبود، خطاب «ربک» حکمتی نداشت و تعبیر «ربهم» مناسب مقام بود. به علاوه حکمت خدای تعالی در گذشته، مانند حکمت او در آینده است و با مرور ایام و گذشت سالها دگرگون نخواهد شد و این بدان جهت است که او عادل و حکیم است و با هیچ یک از آفریدگانش خویشی ندارد و او برتر از آن است.

    وجوب عصمت امام
    و در این قول خدای تعالی «و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفة» معنایی وجود دارد که او تعالی و تقدس، جز افراد پاک باطن را خلیفه نمی سازد، تا از خیانت برکنار باشد؛ چون اگر شخص آلوده ای را به عنوان خلیفه برگزیند، به مخلوقات خود خیانت کرده است؛ زیرا اگر دلّالی، حمال خائنی را برای تاجری بفرستد تا کالایی را برای او ببرد و آن حمال در کالا خیانت کند، آن دلال هم خائن خواهد بود. پس چگونه خیانت بر خدای تعالی روا است؟ … »۳۴
    پی نوشت ها:
    ۱ . رجوع کنید به : تفاسیر المیزان طباطبایی، نمونه مکارم و تسنیم جوادی آملی
    ۲ . از جمله : کتاب اومانیسم اسلامی اثر دکتر شریعتی
    ۳ . بقره/ ۳۰
    ۴ . مگر در آثار برخی از فلاسفه وعرفای مسلمان که با توجه به نظریه وحدت وجود قول به خلیفة اللهی انسان امری غریب نیست .
    ۵ . بقره/۳۱
    ۶ . رجوع کنید به المیزان و تسنیم در تفسیر آیه فوق الذکر
    ۷ . بقره/۳۳
    ۸ . بقره/۳۴
    ۹ . انعام/۱۶۵
    ۱۰ . نمل/۶۲
    ۱۱ . یونس/۷۳
    ۱۲٫ اعراف/۶۹
    ۱۳ . اعراف/۷۴
    ۱۴ . مؤلف محترم تفسیر تسنیم نیز با اینکه قائل به خلافت الهی نوع انسان است اما استدلال تفسیر المیزان را به این آیات برای اثبات خلافت نوع انسانی رد می کند: «علامه طباطبایى (قدس سره ) شاهد دیگرى نیز ذکر کرده اند و آن آیاتى است که سخن از خلافت دارد و آن را به همه انسان ها استناد مى دهد؛ مانند:اذ جعلکم خلفاء من بعد قوم نوح ،ثم جعلناکم خلائف فى الارض و یجعلکم خلفاء الارض، ولى از ملاحظه سیاق این آیات بر مى آید که مقصود در این آیات، خلافت امتهاى کنونى از امتهاى پیشین است، نه خلافت نوع انسان از خداوند یا از جن یا انواع دیگر غیر از انسان.» ( تفسیر تسنیم، جلد دوم، ص۴۳)
    ۱۵ . تسنیم ج ۳، ص ۴۱
    ۱۶ . اعراف/۱۱
    ۱۷ . تسنیم، ج ۳، ص ۴۲
    ۱۸ . تفسیر البرهان به نقل از تفسیر قمی ، ج ۱ ص ۱۷۱ ، انتشارات اعلمی
    ۱۹ . تفسیر البرهان، ج ۱، ص ۱۶۹
    ۲۰ . کافی، ج۱، ص ۱۹۳
    ۲۱ . تهذیب، ج ۶ ، ص ۹۷
    ۲۲ . در تفسیر تسنیم آمده است: «هر انسانى بر اثر این که استعداد او در حد معینى به فعلیت مى رسد، از درجه خاصى از خلافت برخوردار و جانشین خدا در روى زمین مى شود؛ جانشین که چون آیت و مظهر خداوند مى تواند خلق و ابتکار داشته باشد و در موجودات عالم تصرف کند و استعدادها و امکانات بالقوه زمین و غیر زمین را به فعلیت برساند. حاصل این که، این مقام، امانتى است که بر دوش هر انسانى گذاشته شده است، گرچه بعضى از آنها به جاى آن که از این امانت، در راه اراده صاحب امانت، بهره گیرند ظلم و جهالت پیشه کردند و ظلوم و جهول شدند و آن را در مسیر خواست هاى شیطان به کار گرفتند و دشمن را بر سر سفره دوست نشاندند. در مقابل، عده اى دیگر حق این منصب را ادا کردند و بعضى از این عده (انسان هاى کامل ) همه شوون خلافت را رعایت کردند و به همه وظایفى که مستخلف عنه براى آنان معین کرده، لباس عمل پوشاندند.» تسنیم، ج۳، ص۴۸
    ۲۳ . تسنیم، ج ۳، ص ۴۹
    ۲۴ . آیت الله مصباح یزدی در یکی از آثارشان یاد آور می شوند: اینکه همه انسانها این مقام [خلیفة الله] را دارا باشند، گمان نمی کنم کسی که آشنایی با مبانی اسلامی  داشته باشد، چنین چیزی بگوید. … تنها کسانی چون انبیاء و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین می توانند چنین مقامی داشته باشند؛ گواه، عبارتی است که در زیاراتشان مانند زیارت جامعه می خوانیم: و رضیکم خلفائه فی ارضه» ( معارف قران ۳-۱، ص ۳۶۶، انتشارات موسسه پزوهشی امام خمینی)
    ۲۵ . هود/۹
    ۲۶ . ابراهیم/۳۴
    ۲۷ . نحل/۴
    ۲۸ . زخرف/۱۵
    ۲۹ . معارج/۲۲-۱۹
    ۳۰ . اسراء/۱۰۰
    ۳۱ . احزاب/۷۲
    ۳۲ . عبس/۱۷
    ۳۳ . انفطار/۶
    ۳۴ . کمال الدین و تمام النعمة، ترجمه منصور پهلوان، ص ۷، انتشارات مسجد جمکران


    منبع : http://tazohor.com
    مَنِ استَقبَلَ وُجُوهَ الآراءِ عَرَفَ مَواقِفَ الخَطَاءِ

  2. کاربر روبرو از پست مفید القصائد الولائية تشکر کرده است .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,581
    امتیاز : 123,440
    سطح : 100
    Points: 123,440, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 35,228
    تشکر شده 42,005 در 9,344 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    207
    مخالفت شده 166 در 132 پست

    پیش فرض

    سلام
    کاش یه خلاصه ازش مینوشتید که وقت کنیم بخونیم
    خلاصه این مطلب چیه؟
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. #3
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-فروردین-۲۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    34
    امتیاز : 196
    سطح : 3
    Points: 196, Level: 3
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 22.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 18 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ان شاء الله خلاصه می شود.
    ابتدای مطلب را بخوانید متوجه میشوید دوست خوبم
    مَنِ استَقبَلَ وُجُوهَ الآراءِ عَرَفَ مَواقِفَ الخَطَاءِ

  5. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,082
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    ^^^
    دوست خوبم ، آی دی شما منو میبره به یاد آی دی أرواحنا لک یا حسین فداء ...



    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  6. 4 کاربر از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده اند .


  7. #5
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-فروردین-۲۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    34
    امتیاز : 196
    سطح : 3
    Points: 196, Level: 3
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 22.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 18 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    [برای مشاهده پیوند ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ...

    من آیدی رو نمیتونم ببینم، اینو نشون میده برام.. اسمشو بنویسید دوست خوبم
    مَنِ استَقبَلَ وُجُوهَ الآراءِ عَرَفَ مَواقِفَ الخَطَاءِ

  8. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۳
    محل سکونت
    شیراز - شهر راز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,788
    امتیاز : 7,545
    سطح : 57
    Points: 7,545, Level: 57
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 13,082
    تشکر شده 9,777 در 1,718 پست
    مخالفت
    25
    مخالفت شده 25 در 18 پست

    پیش فرض

    ارواحنا لک یا حسین فداء



    خوشا خون آن عاشقاني كه در راه تو بر زمين ريخت
    خدایا به خون شهیدان - به آوینی و باکری ها
    به چمران و صیاد و همت - به تهرانی و باقری ها
    دل سنگ ما را هم امشب - تو با یادشان با صفا کن
    همانها که در وصفشان است - من المومنینَ رجالٌ
    شده تازه در دل - هوای شهادت
    ببر جان ما را - سوی کربلایت



  9. کاربر روبرو از پست مفید کمیل 313 تشکر کرده است .


  10. #7
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-فروردین-۲۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    34
    امتیاز : 196
    سطح : 3
    Points: 196, Level: 3
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 22.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 18 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خوب الحمد لله
    مَنِ استَقبَلَ وُجُوهَ الآراءِ عَرَفَ مَواقِفَ الخَطَاءِ

  11. کاربر روبرو از پست مفید القصائد الولائية تشکر کرده است .


  12. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,717
    امتیاز : 13,516
    سطح : 75
    Points: 13,516, Level: 75
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 22,491
    تشکر شده 9,348 در 2,261 پست
    مخالفت
    84
    مخالفت شده 28 در 11 پست

    پیش فرض

    ^^ جالبه شما بنده رو هم به یاد آیدی مرحوم ارواحنا لک یا حسین فداء می ندازید.
    دستون درد نکنه ولی با مطلبی هم که نوشتید کلاً مخالفم.

  13. کاربر روبرو از پست مفید Rezaa تشکر کرده است .


  14. #9
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-فروردین-۲۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    34
    امتیاز : 196
    سطح : 3
    Points: 196, Level: 3
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 22.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 18 در 14 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خیلی هم عالی
    مَنِ استَقبَلَ وُجُوهَ الآراءِ عَرَفَ مَواقِفَ الخَطَاءِ

  15. کاربر روبرو از پست مفید القصائد الولائية تشکر کرده است .


  16. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,697 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    مراد از «خلیفه»:

    الف) مراد از « خلیفه» در آیه )إنّی جاعل فی الأرض خلیفه) آدم علیه السلام است.

    مرحوم طبرسی گوید: «در این که منظور از خلیفه، حضرت آدم علیه السلام است شکی نیست...» ؛

    ب) مراد از « خلیفه»، آدم علیه السلام و ذریه او هستند.

    علامه طباطبایی در تفسیر «المیزان» ذیل آیات 30 تا 33 از سوره بقره گوید: «خلافت نامبرده اختصاصی به شخص آدمعلیه السلام ندارد بلکه فرزندان او نیز در این مقام با او مشترکند.... دلیل و مؤید این عمومیت خلافت، آیه )إذ جَعَلَکم خُلَفاءَ مِن بَعدِ قَوْمِ نوحٍ) [: شما را پس از قوم نوح خلیفه ها کرد] و آیه )ثُمَّ جَعَلْنَاکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ) [: سپس شما را خلیفه ها در زمین کردیم] و آیه )وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ) [: و شما را خلیفه ها در زمین کند] می باشد ...». پس مراد از خلیفه در آیه نوع انسانی است؛ گرچه در این آیه «خلیفه» به صورت مفرد آمده و به نظر می رسد که تنها بر آدمعلیه السلام انطباق دارد ولی خداوند تنها آدم را اراده نکرده است بلکه نوع انسان را برای خلافت اراده کرده است و دلیل آن، سخن علامه طباطبایی می باشد که می فرماید: «... خدای سبحان در پاسخ و رد پیشنهاد ملائکه مسأله فساد در زمین و خونریزی در آن را از خلیفه زمینی نفی نکرد و نفرمود که: نه، خلیفه ای که من در زمین می گذارم خونریزی نخواهد کرد و فساد بر نمی انگیزد و از سویی نیز ادعای فرشتگان را [مبنی بر این که ما تو را تسبیح و تقدیس می کنیم] انکار ننمود بلکه آنان را در این ادعای خود تصدیق فرمود...» ؛ از این سخن برمی اید که منظور از خلیفه نوع انسان است، چرا که اگر فقط مراد از « خلیفه»، آدم علیه السلام بود، آدم علیه السلام که پیامبر است و از پیامبر خدا فساد و خونریزی سرنمی زند، ملائکه این را می دانستند و آنچه بر ایشان سؤال برانگیز بوده مسأله خلافت آدم علیه السلام و فرزندان اوست.

    ج) مراد از « خلیفه»، فرزندان و ذریه آدم علیه السلام هستند.

    احتمال دیگری که قابل فرض است این است که منظور از «خلیفه» فرزندان و نسل آدم علیه السلام باشد چرا که اگر تصور کنیم آدمعلیه السلام اولین انسان روی زمین بوده و پیش از او کسی نبوده است بنابراین «خلیفه» باید جانشین آدمعلیه السلام باشد که مراد از آن فرزندان و ذریه او می شود که نسل به نسل و پی درپی می ایند و در زمین گاه گاه مرتکب خونریزی و فساد می شوند، در حالی که حضرت آدمعلیه السلام خود از این موارد بری و پاک است.

    د) مراد از «خلیفه» آدمعلیه السلام و همه انبیای دیگر هستند.

    طنطاوی ذیل آیه )إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَة) می گوید: «خلیفه» در این جا آدمعلیه السلام است، انبیای إلهی نیز این گونه اند چرا که آنها در اداره و هدایت بندگان به جهت دوری مراتب بندگان از فیض الهی خلفای خداوندند. پس انبیاء واسطه ای هستند تا پیام إلهی را از خداوند حق دریافت دارند و آن را به بندگان برسانند همچنان که غضروف، غذای استخوان را به او می رساند در حالی که گوشت از رساندن این غذا به استخوان عاجز است چرا که تعامل و ارتباط گوشت با استخوان دور و بعید است. از این رو آدمعلیه السلام به عنوان یک نمونه از میان انبیای إلهی مورد مثال إلهی قرار گرفته است.

    نظر مختار درباره مراد از « خلیفه» در این آیه:

    به نظر می اید از میان چهار قول مطرح شده قول (ب) بهترین قول است چرا که علامه طباطبایی با استفاده از سیاق و آیات پیشین و پسین، نظر خود را بیان فرموده و مهمترین روش و شاید درست ترین روش تفسیری، آیه به آیه است چرا که آیات قرآن معاضد و یاری گر همدیگرند و برخی از آنها برخی دیگر را تصدیق و تایید می کند. همچنان که بیان کردیم علامه طباطبایی می فرمایند: «خلافت نامبرده اختصاصی به شخص آدمعلیه السلام ندارد بلکه فرزندان او نیز در این مقام با او مشترک هستند... دلیل و مؤید این عمومیت خلافت، آیه )إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ) [اعراف/ 69] و آیه )ثُمَّ جَعَلْنَاکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ) و آیه )وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ) [نمل/ 62] می باشد». درباره قول (الف) باید گفت از آنجا که فرشتگان گفتند این شخص در زمین فساد می کند و خون می ریزد بنابراین آدمعلیه السلام نمی تواند مراد آیه باشد بلکه فرزندان آدمعلیه السلام هستند که امکان فساد انگیزی و خونریزی را برای ما متصوّر می سازند. پس باید آدمعلیه السلام و ذرّیه او، مراد از « خلیفه» در این جا باشد تا خونریزی و فساد انگیزی را بتوان به ذرّیه آدمعلیه السلام نسبت داد و مقام خلافت واقعی و اتمّ معنای جانشینی را به آدمعلیه السلام منتسب کرد.
    درباره قول (ج) باید گفت این قول ناقص است چرا که در ادامه اثبات خواهیم کرد که بحث خلافت در مورد خلافت از خداوند است نه خلافت از آدمعلیه السلام تا مراد آیه تنها فرزندان و نسل آدمعلیه السلام باشند. درباره قول (د) نیز باید گفت این قول صحیح نیست چرا که اگر مراد از «خلیفه» آدمعلیه السلام و انبیای دیگر باشند که آدمعلیه السلام در این جا به عنوان نمونه مطرح شده دیگر نمی توان خونریزی و فساد انگیزی را به کسی نسبت داد چرا که آدمعلیه السلام و دیگر انبیای إلهی دارای فضیلت و کرامت اخلاقی و انسانی اند و آیه در صدد اثبات این فضیلت حداقل برای آدمعلیه السلام است؛ پس چون فساد انگیزی و خونریزی از آدمعلیه السلام و دیگر انبیای إلهی و یا حداقل در این آیه از آدمعلیه السلام به دور است پس مراد از خلیفه در این آیه نمی تواند قول (د) باشد.

    http://www.hawzah.net/fa/magazine/ma...441/7043/85421

  17. #11
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    برادر یا خواهر القصاید الولاییه اولش میفرمایند خلیفة اللهی مفرد و مخصوص خود ادم علیه السلام است وبعد میفرمایند شامل تمام انبیا و اولیا هم میشود خود این دو جمله مناقی هم هستند توضیح بفرمایید

  18. #12
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    این موضوع مربوط به زمان خیلی قبله نمی دونم نویسنده محترم هستند که با ایشون صحبت کنیم یا نه

    متاسفانه من نتونستم همه متن را بخونم چون خیلی عجله دارم قسمت اول متن را خوندم

    از اونجایی که آدم بسیار فضولی هستم اینجا دارم چیز می نویسم. ببخشید که نتونستم همه متن را بخونم. البته اگه بخش بخش نوشته بودید خیلی بهتر می شد خوند و جواب داد

    اول این که نوشتید مسئله خلیفه بودن نوع انسان در صد سال اخیر مطرح شده را من نمی دونم این طور هست یا نه ولی یک چیزی را بهتون بگم که علوم الهی هر چند مثل علوم دانشگاهی نیست که در حال پیشرفت باشه ولی روز به روز با توجه به حکما و علما در هر زمان جلو رفته پس اینکه قبلی ها نگفتن اصلا ملاک نیست یه نظریه را رد کنیم

    مسئله امانیست 400 ساله در دنیا مطرح شده این نگاه به بشر بسیار متفاوت با خلیفه الهیی بودن بشر است. اتفاقا بعضی غرب زده های ایران هم فکر کردن که این دو بر هم منطبق هستند و خاستند اثبات کنند که چنین نگاهی به انسان قبل از اروپا ، در اسلام وجود داشته

    امانیست اتفاق بر عکس این نظر را به انشان دارد یعنی امانیست انسان ناقص را می بیند وجه مادی انسان را توجه دارد و از جنبه الهی او نه تنها غافل است بلکه انکار هم می کند

    منظورم این است که علامه طباطبایی بر اساس امانیست نبوده که چنین نظری را دارند

  19. #13
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۳
    محل سکونت
    esfahan
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    528
    امتیاز : 4,812
    سطح : 44
    Points: 4,812, Level: 44
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 3.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 204
    تشکر شده 481 در 223 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    در احادیث دارید مقصود ملائکه از سجده بر انسان، ائمه بودند

    حالا چرا ائمه؟ اصلا خود حضرت آدم بهتر بودند یا ملائکه؟ با وجودی که ملائکه هم اعلام کردن نحن بسبح بحمدک و نقدس لک

    در قرآن شأن ملائکه را بسیار بالابرده از آنها به کراما برره نام برده. یعنی ملائکه خلقتی عظیم دارند. منتها آنها یک چیزی در آدم دیدند و آدم چیزی به آنها ارائه داد که آنها توان یادگیریش را نداشتن فقط ارزش آن را می دانستند

    در قرآن فرموده با آدم انباءهم باسمائهم. یعنی آنها را با خبر کن. نفرموده یاد بده چون ملائکه قدرت یادگیری نداشتند حالا این چی بوده؟

    این توانایی نوع انسان است که تمام اسماء اللهی را در خود بروز و ظهور بدهد. یعنی همان گونه که ائمه و انبیاء اسماء اللهی را تجلی می دهند انسانهای دیگر هم می توانند محل ظهرو اسماء اللهی باشند

    البته در همه این بروز و ظهور متفاوت است حتی در خود انبیاء هم متفاوت است قرآن فرموده تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض. یعنی خود ائمه هم هر کدام از دیگری برتری هایی دارند در ظهور اسماء

    پس ائمه و به خصوص پیامبر عظیم شأن ما مظهر تام و تمام این اسماء هستند. آنها خلیفه بالفعل هستند. ما خیلیفه بالقوه ایم. هر کدام به اندازه ظهور این اسماء بالفعل شده ایم. تازه مثلا اگر یک نفر مظهر اسم رحمان شود نمی تواند باز به اندازه پیامبر رحمت للعالمین باشد او به قدر وسع خودش. ولی باز این فرد می تواند به اندازه خودش مظهر اسم رزاق یا حلیم یا حی هم باشد

    تفاوت انسان با ملائکه در این است که انسان قدرت این را دارد که مظهر تمام اسماء باشد اما هر ملک فقط مظهر یک اسم است برای همین است که ملک می تواند بفهمد که انسان چیزی را دارد اما او با خبر می شود اما نمی تواند یاد بگیرد

    کتاب هبوط انسان از آقای طاهرزاده خیلی مطلب را روشن کرده حتما بخونید

  20. کاربر روبرو از پست مفید salam تشکر کرده است .


  21. #14
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض


    رسد آدمی به جایی که فرشته ره ندارد

    بنگر که تا چه حد است مقام آدمـــــیت

  22. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,822 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    سلام

    آقا شما خلیفه الله نیستید،صحیح و درست

    اما نسبت به بقیه معلوم نیست،شاید اونا باشن!!
    ویرایش توسط mamad13 : سه شنبه ۲۱ مرداد ۹۳ در ساعت ۱۱:۵۷

  23. کاربر روبرو از پست مفید mamad13 تشکر کرده است .


  24. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۷
    محل سکونت
    جسم در زمین روح در آسمان
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    1,809
    امتیاز : 9,149
    سطح : 64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 768
    تشکر شده 3,474 در 1,088 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست........
    ای که حاجت طلبی از ارباب........پرچم شاه بسوی حرم عباس ع است


  25. #17
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    'گیلان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    321
    امتیاز : 4,415
    سطح : 42
    Points: 4,415, Level: 42
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 36.0%
    افتخارات:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 108
    تشکر شده 131 در 90 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mamad13 نمایش پست اصلی
    سلام

    آقا شما خلیفه الله نیستید،صحیح و درست

    اما نسبت به بقیه معلوم نیست،شاید اونا باشن!!
    ببخشید صحبت از شخص نیست ،صحبت از نوع بشر و ادمیت است
    و منظور شما هم از "اقا شما" معلوم نیست

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1