کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 27 , از مجموع 27

موضوع: فیلسوفانه !

  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض فیلسوفانه !

    اولین نشانه ی فیلسوف ها این است که زیاد فکر می کنند !
    به عمق و کنه مسائل زیاد می اندیشند ...
    بنابراین فیلسوف های بزرگ جهان گاهی جملات و گفته هایی دارند که عصاره ی یک عمر تفکر و اندیشه شان در حوزه حقیقت و جهان و ... است ...


    البته این دلیل نمی شود که همه شان درست باشند .


  2. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    از سقراط شروع می کنیم که فلسفه با او جان گرفت !

    " من خردمند ترین مردمانم زیرا یک چیز را می دانم و آن این که هیچ چیز نمی دانم "
    ویرایش توسط ستايش : جمعه ۰۱ بهمن ۸۹ در ساعت ۱۶:۱۵


  3. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سفراط

    به فکر آن ها نباش که به تو وفا دارند و تمام سخنان و اعمالت را می ستایند ؛
    به آن ها بیندیش که با مهر عیب هایت را سر زنش می کنند...

  4. 5 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  5. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض همچنان سقراط

    هر طور هست ازدواج کن ؛
    اگر همسر خوبی داشته باشی، نیکبخت می شوی
    و اگر همسر بدی داشته باشی، فیلسوف خواهی شد ...
    و این برای هر مردی خوب است .




    البته که سقراط تنها خودش را دیده ،
    فراوانند مردهایی که نه با زن خوب نه با زن بد ، مالی نشدند !

  6. 6 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  7. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شما را شما را به تفکر!!

    آن گونه باش که می خواهی به نظر برسی !!


    سقراط


  8. #6
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض سقراط

    بی کاره ها فقط آن ها نیستند که کاری انجام نمی دهند؛
    آنان نیز که باید به کار بهتری مشغول باشند اما نیستند، بی کاره اند ...

  9. 6 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  10. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-دی-۱۹
    محل سکونت
    شیـــــــــــــــــراز!
    نوشته ها
    1,135
    امتیاز : 21,496
    سطح : 92
    Points: 21,496, Level: 92
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 854
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album pictures10000 Experience Points
    تشکر کردن : 970
    تشکر شده 4,136 در 933 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط 3tayesh نمایش پست اصلی
    اولین نشانه ی فیلسوف ها این است که زیاد فکر می کنند !
    به عمق و کنه مسائل زیاد می اندیشند ...
    بنابراین فیلسوف های بزرگ جهان گاهی جملات و گفته هایی دارند که عصاره ی یک عمر تفکر و اندیشه شان در حوزه حقیقت و جهان و ... است ...


    البته این دلیل نمی شود که همه شان درست باشند .
    من فك ميكردم اولين نشونه ي فيلسوف ها اينه كه زياد سوال مي پرسن! يني ذهن پرسشگري دارن!!!

  11. #8
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط عروسك پارچه اي نمایش پست اصلی
    من فك ميكردم اولين نشونه ي فيلسوف ها اينه كه زياد سوال مي پرسن! يني ذهن پرسشگري دارن!!!
    البته ذهن پرسشگر یه پیش نیاز داره و اون ذهن فعال و به عبارتی ذهنیه که زیاد فکر می کنه !
    تا به مسائل فکر نکنی و ساده از کنارشون بگذری سوالی هم برات پیش نمیاد .

  12. کاربر روبرو از پست مفید ستايش تشکر کرده است .


  13. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837
    امتیاز : 61,722
    سطح : 100
    Points: 61,722, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,761
    تشکر شده 14,098 در 3,233 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یا حاضر و یا ناظر

    تا حالا به عمرم فقط یه کتابی خوندم که جنبه فلسفیش بالا بوده که اونم چون خیلی ذهنمو مشغول کرد کامل نخوندمش. دنیای سوفی

    الان دیروز باز یه کتابی که تو مایه های فلسفه ست رو گرفتم دستم. خیلی سخته تا باهاش کنار بیام. دوست دارما ، اما احساس میکنم الان بخونمش بعد زودی یادم میره یا اینقد درگیرش میشم که به کارای دیگه م نمیرسم . کلا چون مطالعه این مدلی کم داشتم یه جوری خیلی برام جدیده ...

    راه حلی دارید آیا ؟؟؟

    البته نمیدونم باید اینجا میپرسیدم یا نه
    ویرایش توسط ياس سپيد : سه شنبه ۰۶ اردیبهشت ۹۰ در ساعت ۰۰:۳۰




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...


  14. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    پیش فرض

    فلسفه خیلی عقلی‏ه. بجز اونایی که اهلش‏ان - عرض ارادت به فیلسوف اعظم؛ ستایش بزرگ - برا بقیه ورم مخ می آره! مخصوصا ماها که تجربی تر بودیم تا حالا. من - خودم.

    باید انقدر بخونی و درگیرش بشی تا بشی مث خودشون - دور از جون - اینطوری تازه بعد چند تا کتاب آدم رو دور می افته .. ولی من نظر شخصی‏م اینه وقتی مغز گنجایش و ظرفیت خیلی چیزایی مفیدتری داره، برا چی این اراجیف رو بکنیم توش

  15. 3 کاربر از پست مفید باران بهار تشکر کرده اند .


  16. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837
    امتیاز : 61,722
    سطح : 100
    Points: 61,722, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,761
    تشکر شده 14,098 در 3,233 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یا حاضر و یا ناظر

    به نظر من فلسفه رو در حالی خوند که هیچ کار فکری دیگه ای جز فلسفه خوندن نداشته باشی .

    اما من الان کلی کار فکری دیگه ای دارم ، اورژانسی هم باید یه کتاب فلسفی نه*ها اما یه چیزی تو این مایه ها بخونم. پس به زور هم شده میخونم تا رو دور بیوفتم...


    از راهکارای فلاسفه برای انس با این رشته استقبال می نماییم .




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...


  17. #12
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    باران جان ممنون از عرش و فرش ، توأمان!
    ....
    یاس سفید عزیز حالا چی داری می خونی؟!

  18. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    شهر راز ؛ دلت بسوخه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,546
    امتیاز : 87,850
    سطح : 100
    Points: 87,850, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 7,651
    تشکر شده 14,816 در 3,173 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 29 در 4 پست

    پیش فرض

    مخلص!

  19. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837
    امتیاز : 61,722
    سطح : 100
    Points: 61,722, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 16.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 6,761
    تشکر شده 14,098 در 3,233 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط ستايش نمایش پست اصلی
    باران جان ممنون از عرش و فرش ، توأمان!
    ....
    یاس سفید عزیز حالا چی داری می خونی؟!
    یا حاضر و یا ناظر


    نمیشه بگم که آبروم میره . بعد میگین ههه اینو به این کتابه میگی فلسفی !!!

    البته خودم گفتم که شاید نشه اسمشو فلسفی گذاشت

    شما بزرگان راه کار ارائه بنمایید...




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...


  20. #15
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط ستايش نمایش پست اصلی
    از سقراط شروع می کنیم که فلسفه با او جان گرفت !

    " من خردمند ترین مردمانم زیرا یک چیز را می دانم و آن این که هیچ چیز نمی دانم "
    چه مبحث خوبی! دیشب میخواستم این مبحث رو بسازم. خوب شد نساختم!

    این جمله سقراط، تنها به فیلسوفی به دست نمیاد. اگر خوب بهش دقت کنید. این حرف از جنس همان حرف پیامبر هست که بعد از سالها فرمودند "ما عرفنا حق معرفتک".
    از همین جنس جمله معروف دیگه ای رو هم همه میشناسن از ابن سینا که: تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم.

    هر سه جمله با "من" شروع میشه و به ناچیزی من ختم میشه. ناچیزی من هم در برابر خالق هست. در مورد ابن سینا و سقراط هم در برابر خالق هست. در برابر جوهر هستی هست. و الا انقدر غرور و عظمتی که در ابتدای جملات ابن سینا و سقراط هست هرگز به اعتراف به پستی در برابر سنگ و خاک و زمین ختم نمیشه.

    از اینها که بگذریم، انسان های بزرگ دیگری هم هستند که میزان دانششون نسبت به ابن سینا و سقراط بیشتر هم هست! اما به این مرحله نرسیده اند. و این مرحله را پشت سر هم نذاشتن. هر فیزیک دان امروزی دانشی به مراتب بیشتر و بیشتر از سقراط داره. هر پزشکی دانشی به مراتب بیشتر و بیشتر از ابن سینا داره. اما هرکسی به این درجه نمیرسه. چرا؟

    راز این مرحله در روح بلند و پیمانه بزرگی هست که هرچه که علم و معرفت درش ریخته میشه حتی ذره ای از اون رو پر نمیکنه. تا در آخر نالۀ عالم بلند میشه که ما عرفنا حق معرفتک....

    طبیعتا با اومدن مزاحمی چون من این مبحث ممکنه مثل هر مبحث دیگه ای از مسیر منحرف بشه
    ویرایش توسط hands of god : سه شنبه ۰۶ اردیبهشت ۹۰ در ساعت ۰۹:۱۸

  21. 3 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  22. #16
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ^^بی خیال بابا! بزرگ فلسفه علامه طباطبایی هستن و جوادی آملی و کانت و هگل و .... که نمی تونیم فعلا پیداشون کنیم ازشون راهکار بخوایم.
    ویرایش توسط ستايش : سه شنبه ۰۶ اردیبهشت ۹۰ در ساعت ۰۹:۱۶

  23. #17
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط ستايش نمایش پست اصلی
    بی خیال بابا! بزرگ فلسفه علامه طباطبایی هستن و جوادی آملی و کانت و هگل و .... که نمی تونیم فعلا پیداشون کنیم ازشون راهکار بخوایم.
    ممنون که اسم من رو سه نقطه کردین. واقعا دنبال اینجور چیزا نیستم!

  24. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض


  25. #19
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض دغدغۀ دین

    داشتم به این فکر میکردم که چرا بعضی از آدم ها دغدغۀ دین دارن. البته خیلیا هم ندارن. شاید هم بهتر باشه بگیم دغدغۀ ایدئولوژی. یکی برای اسلام، یکی برای مسیحیت یکی برای بی خدایی! و ...

    برای خلاصه شدن حل مسئله، دغدغۀ ایدئولوژیک داشتن رو تجزیه کردم. وقتی کسی دغدغۀ ایدئولوژی داره و داره برای گسترش اون تلاش میکنه، با چند قسمت از وجود فرد مواجه هستیم. جسم و روان و روح


    - طبیعتا در هر زمانی و در هر مکانی افرادی هستند که سعی میکنند از طریق مکتب امرار معاش کنند! . فقط در نگاه ارضا غریزه های جسمی هست که مکتبی مثل ماکیاولی به وجود میاد.

    - یک عده ای به دنبال برتری جویی و کسب قدرت و ارضا نیاز های روانی خودشون هستند. و چون تفکر موتور محرک انسان ها هست، صاحبان و مدعیان مکاتب (در صورت اقبال عمومی) از قوی ترین افراد خواهند بود چون موتور محرک انسان ها رو به دست میگیرن.

    - یک عده ای هم مطابق حرف قرآن صرفا سنتگرا هستند، و تمایل به حفظ شرایط قبلی دارن! اینها هم شدیدا دغدغۀ ایدئولوژی دارند. اصرار دارند بر پایبندی به گذشتگان بدون توجه به اینکه اصلا حرف گذشتگان دقیقا چی بوده.

    - یک عده ای تفکری دارند، و به تفکر خودشون علاقه دارند و دوست دارند این تفکر رو گسترش بدن. این آخری اگرچه متعالی تر از بقیه هست اما هنوز هم خودخواهی درش هست.

    - نهایتا یک عدۀ محدودی هستند که از خود گذشته هستند. نه برای ارضا جسم خودشون، نه برای ارضا روان خودشون و نه برای ارضا روح خودشون. که برای سعادت مردم در پی گسترش یک ایدئولوژی هستند.

    -------------------------------------------------------------------------
    اما تفاوت اینها در چیست؟
    نکته اول اینکه مرز این چندگروه در فرد هست و نه در ایدئولوژی، یک ایدئولوژی واحد ممکنه همه این گروه ها وجود داشته باشند.

    3 گروه اول در تبلیغ ایدئولوژی خودشون، از هیچ راهی فروگذار نمی کنند. در واقع ممکنه مبلغ هر ایده ای باشند اما در عمل هرسه ماکیاولیست هستند. با هر وسیله ای برای اهداف خودشون اقدام میکنند.

    گروه 4، گرچه ظاهرا پیرو مرام متعالی تری هست. اما همونجور که متعالی تر هست، اهمیتش هم برای انسان ها بیشتر میشه و نهایتا در چالش هایی که به وجود میاد بشر رو به جنگ و خونریزی بر سر مکاتب هم میکشونه

    اما گروه آخر؛ تنها گروهی هست که از جان خودش مایه میذاره. چون محرکش دلسوزی برای انسان ها هست، در برخورد با جهل یا عدم پذیرش مردم، به مردم سخت نمیگیره بلکه به خودش سخت میگیره.

    فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا
    (آیه 6 سوره کهف)

    --------------------------------------------------------------------
    این تقسیم بندی در شناخت خودمون و دیگران خیلی مهمه. اینکه بدونیم وقتی داریم کسی رو دعوت به تفکری میکنیم، در کدام مرحله قرار گرفتیم و بتونیم خودمون پیش بینی کنیم که بر اساس اینکه در کدام گروه هستیم سرنوشتمون چیه...

  26. 4 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  27. #20
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    جناب منجم شما الان دارید در مورد " خاستگاه دین " بحث می کنید دیگه؟!!
    فکر کن این بحث با هدف مبحث که آوردن جملات همه فهم اما پرمغز فلاسفه بود یه کم فرق داره .

  28. #21
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط ستايش نمایش پست اصلی
    جناب منجم شما الان دارید در مورد " خاستگاه دین " بحث می کنید دیگه؟!!
    فکر کن این بحث با هدف مبحث که آوردن جملات همه فهم اما پرمغز فلاسفه بود یه کم فرق داره .
    نه!
    فیلسوفانه از من بود! همین. ادامه دار نیست.
    آخه شما اسم من رو هم تو اون فلاسفه بزرگ نوشته بودین! منم گفتم هراز گاهی عصاره تفکراتم رو اینجا بنویسم!

  29. کاربر روبرو از پست مفید hands of god تشکر کرده است .


  30. #22
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اگر می*دانستید، یک محکوم به مرگ، چقدر در آرزوی بازگشت به زندگی است، آنگاه قدر روزهایی را که با غم و اندوه و نگرانی و بدخلقی می*گذرانید، می*دانستید.


    بوعلی سینا

  31. 5 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  32. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    افلاطون مي گه : اگه با دلت کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش...چون ارزش زيادي نداره .آخه کار دل دوست داشتنه .مثل کار چشم که ديدنه . اما اگر يه روز با عقلت کسي رو دوست داشته باشي ...بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق

  33. 7 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  34. #24
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    و گفت: هر آن معصیت که اول آن ترس بود و آخر آن عذر، بنده را به حق رساند
    و هر آن طاعت که اول آن امن بود و آخر آن عُجب، بنده را از حق تعالی دور گرداند.
    مطیع با عُجب عاصی است و عاصی با عذر مطیع.


    -ذکر ابن محمد جعفر صادق. تذکرة الاولیاء. عطار نیشابوری.

  35. 5 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  36. #25
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-شهریور-۲۲
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    1,132
    امتیاز : 25,872
    سطح : 96
    Points: 25,872, Level: 96
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 478
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 551
    تشکر شده 5,735 در 1,036 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اهل دوزخ در دوزخ خوش تر باشند که اندر دنیا ؛ زیرا در دوزخ از حق با خبر باشند و در دنیا بی خبرند از حق و چیزی از خبر حق شیرین تر نباشد پس آن چه دنیا را آرزو می برند برای آن است که عملی کنند تا از مظهر لطف با خبر شوند ؛ نه آن که دنیا خوش تر است از دوزخ .



    مولانا جلال الدین محمد بلخی - فیه ما فیه

  37. 3 کاربر از پست مفید ستايش تشکر کرده اند .


  38. #26
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    اگر دیروز بر ترس بوسیدن گرگ غلبه کرده بودیم، امروز رنج دریدن لباس میش با ما نبود

  39. 4 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  40. #27
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,476
    امتیاز : 59,899
    سطح : 100
    Points: 59,899, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,445
    تشکر شده 36,929 در 2,465 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    رهبری و فلسفه و عرفان نظری :

    حضرت آیت*الله خامنه*ای در دیدار هیأت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی فرمودند: نمی*شود بگوییم فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد. به نظر من بخش عمده*ای از جاذبه فلسفه غرب، مربوط به این است.
    صراط: جمعی از اعضای هیئت مؤسس و هیئت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی دوشنبه 23 بهمن 91 با مقام معظم رهبری «مدظله العالی» دیدار کرده بودند و جزئیات آن دیدار منتشر نشده بود.
    در آن دیدار پس از ارائه گزارش از فعالیت*ها و برنامه*های مجمع عالی حکمت اسلامی، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بیانات ارزشمندی ایراد فرمودند که به تازگی در شماره 24 خبرنامه مجمع عالی حکمت اسلامی منتشر شده است. بنا بر اهمیت مطالب مطرح شده، مشروح بیانات رهبر فرزانه انقلاب در آن جلسه در اختیار خوانندگان محترم قرار می*گیرد.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    خیلی جلسه خوبی بود برای من؛ هم با آقایان از نزدیک آشنا شدم، هم مطالب بسیار خوب و سخنان پرمغزی را از شما دوستان شنیدم. در مورد مسائل روحانیت و حوزه*های علمیه، هیچ چیزی برای بنده خوشحال کننده تر از این نیست که ببینم جمعی از فضلا پرمغز حرف می*زنند، دقیق فکر می*کنند، مسائل گوناگون مورد نیاز را درک می*کنند و دنبال آنها می*روند؛ این برای من واقعاً خیلی لذتبخش است؛ و امروز از آن جلسات بود؛ الحمدلله رب العالمین. خب، «علماء حکماء کادوا ان یکونوا انبیاء» ان شاء الله که مصداق این باشید.
    تلاش برای تقویت مجمع عالی حکمت اسلامی
    من چند تا نکته را عرض بکنم. خیلی حرف*ها گفته شد، بعلاوه وقت کم است. یک نکته ی اصلی این است که هرچه می*توانید، در استحکام و پایداری این مرکز و این کانون اصلی تلاش کنید؛ این اساس قضیه است. نگذارید این مجمع عالی حکمت به نحوی از انحاء ضعیف شود؛ روز به روز در تقویت این سعی کنید. این یک بنای مبارکی است که الحمدلله شماها همت کردید و این کار را راه انداختید؛ واقعاً «کشجرة طیبة» است؛ منتها باید اصل آن را ثابت کنید. اگر چنانچه غفلت شود، اشتباه شود، کوتاهی شود، خدمت رسانی کم انجام بگیرد و همه ی آنچه که شماها دارید، برای حفظ و بقاء و استمرار اینجا به صحنه نیاید، از دست خواهد رفت یا ضعیف خواهد شد ـ که ضعیف شدن هم مثل از دست رفتن است؛ فرقی نمی*کند ـ آن وقت خسارت پیدا خواهیم کرد.
    مشهد و پیشینه حوزه حکمی و فلسفی
    همین مشهدی که شما مثال زدید و تعجب می*کنید که مشهد طالب و مایل مسائل حکمی و فلسفی است، خب این مشهد یک روزی در کشور ما کانون حکمت بوده است. یعنی حکمای بزرگی در این شهر حضور داشتند؛ مثل مرحوم آقا بزرگ حکیم، پسرش آقا میرزا مهدی حکیم، یا مثل مرحوم شیخ اسدالله یزدی که عارف بود؛ اینها همه در مشهد بودند، مال دوره قبل از دوره اساتید ما هستند. یعنی پدر من، هم پیش مرحوم آقا بزرگ درس خوانده بود، هم پیش مرحوم آشیخ اسدالله یزدی. طبقه قبل از ما و اساتید ما، اینها را درک کرده بودند قبل از اینها، مرحوم آمیرزا حبیب ـ عارف و حکیم ـ در مشهد بوده. یا مرحوم حاج فاضل سبزواری الاصلِ سَرخَروی در مشهد در عین حال که ملا و مدرّس فقه و اصول بود، لیکن اهل حکمت بود. بنابراین مشهد مرکز اینجوری بوده. خب، دقت نکردند، توجه نکردند، یکباره از بین رفت؛ مشهد تبدیل شد به یک مرکز ضد حکمت. یعنی توجه نکنید، اینجوری می*شود.
    استقامت؛ رمز ماندگاری فلسفه
    به نظر من هنر بزرگ مرحوم علامه طباطبایی (ره) این بود که پافشاری کرد و کار خود را در شرائط مختلف ادامه داد. حتی طبق آن نقل*هایی که ما شنیدیم ـ گرچه آن وقت هم بنده به ذهنم بود، منتها دقیق یادم نیست ـ هنگامی که ایشان «اسفار» را تعطیل کردند، همان جا در همان مسجد سلماسی «شفاء» را شروع کردند. خب، این یعنی استقامت. پس کار اول شما این است.
    چشم انداز برای آینده فلسفه اسلامی
    مسئله دوم که آقایان مطرح کردید، مسئله چشم انداز است. خیلی خوب است که شما به فکر چشم انداز ده ساله و بیست ساله و پنجاه ساله باشید. به نظر من آن چشم انداز بلند مدت ـ حالا چه فرض کنیم که این بلند مدت، به قول شما پنجاه سال است، یا سی سال است، یا بیست سال است ـ باید گسترش گفتمان فلسفه اسلامی در دنیا باشد؛ این را هدف قرار دهید. امروز مطلقاً اینجور نیست، بلکه بعکس است. یعنی امروز در ایران مثلاً در محیط های دانشگاهی و علمی ما فلسفه کانت به مراتب رایج*تر و شناخته شده*تر است از فلسفه بوعلی سینا. یعنی ابن سینای با این عظمت که همه تاریخ بشر، از هزار سال پیش به این طرف، با اسم او درگیر است، در مجامع دانشگاهی ما حکمت و فکر فلسفی اش شناخته شده نیست به آن اندازه*ای که کتاب فکر فلسفیِ مثلاً کانت شناخته شده است. این یک مسئله مهمی است. ما باید عکس این را عمل کنیم. یعنی باید هدف را این قرار بدهیم که تفکر فلسفه اسلامی ـ حالا با همان مشخصاتی که دارد؛ که خود این، جای بحث و گفتگو دارد که فلسفه اسلامی چیست ـ در دنیا به عنوان گفتمان فلسفی شناخته شود، در دانشگاه*ها رواج پیدا کند،متفکرین عالم از آنها مطلع باشند، روی آنها بحث کنند، نقد و انتقاد کنند، در مجلات علمی شان منعکس شود. خب، این کار طبعاً متوقف به این است که شما کارهای بین المللی داشته باشید؛ که حالا یکی از آقایان گفتند که ما این قضیه را نداریم.
    توجه به ارتباطات بین المللی
    به نظر من ارتباطات بین المللی شما با مجامع علمی باید زیاد باشد. امروز هم زمینه دنیای اسلام آماده است. مثلاً فرض کنید مصر حالا یک مقداری درش باز شده است. خب، این «احمد طیب» خودش جزء علاقه مندان به فلسفه ی ملاصدرا است؛ با اینکه می*دانید در مجموعه علمای اهل سنت، گرایش عقلی و فلسفی خیلی ضعیف است. آنجا کسانی هستند که با مسائل فلسفی و حِکمی ما تا حدودی ارتباط ذهنی و علمی برقرار کرده*اند؛ خب از همین می*شود استفاده کرد، ارتباطات را زیاد کنید، دعوتشان کنید، شما بروید؛ فقط برای مسائل حِکمی و عقلی و عرفانی و کلامی. این هم یک نکته است که به نظر من خیلی باید به آن توجه شود.
    لزوم توجه به امتداد فلسفه اسلامی
    مسئله امتداد که آقایان اشاره کردید به عرایض من، من اینجا در این کاغذی که یادداشت کرده*ام، مجدداً آن را ذکر کرده*ام. بله، فلسفه*های مضاف ـ مثل فلسفه علوم انسانی، فلسفه روان شناسی ـ خوب و لازم است؛ اینها همان چیزهایی است که امتداد حکمت ما محسوب می*شود؛ منتها تکیه اساسی را باید بگذارید روی مسائل کلان جامعه اسلامی؛ مثل حکومت. ما وقتی به فلسفه*های غرب نگاه می*کنیم، می*بینیم مسائلی مثل حکومت، اقتصاد، شأن مردم، شأن انسان، طبق نظرات آنها، حل می*شود. اینها مسائل بنیادی شاخه*های اصلی زندگی و جامعه است؛ اینها باید در فلسفه پاسخ پیدا کند.
    البته بعضی از آقایان در این یکی دو سال اخیر به من گفتند که ما داریم در این مسائل کار می*کنیم ـ حالا من در این خصوص ارزیابی*ای ندارم ـ باید در این زمینه کار شود. واقعاً برویم ببینیم بر اساس فلسفه ما، شکل جامعه، بنیان سیاسی جامعه، حکومت در جامعه، به چه شکلی خواهد بود؛ یعنی ما برای مسئله حکومت، در فلسفه چه پاسخی داریم. نمی*شود بگوییم آقا فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد. به نظر من بخش عمده*ای از جاذبه فلسفه غرب، مربوط به این است. همچنین مسئله اقتصاد. بنابراین به طور کلی جهان بینی اسلام تبیین شود. مواد اصلی جهان*بینی اسلام را مشخص کنید ـ مسئله انسان، مسئله خدا، مسئله ارتباط انسان و خدا، مسئله تکلیف ـ در فلسفه اسلامی روی اینها کار شود. البته اینها پاسخ*های روشنی هم دارد، در فلسفه ما خیلی از اینها مسائل مبهمی نیست؛ اما باید این پاسخ ها منعکس شود، گفته شود.
    هدایت در تدوین کتاب های فلسفی
    مسئله دیگر، مسئله کتاب*هایی است که باید در مجموعه تولید شود. بله، من هم عقیده*ام همین است که شما کار ستادی بکنید؛ کار صف را به همان مجموعه*هایی که در قم هستند، واگذار کنید. خود شماها هم در آن مجموعه*ها و در آن پژوهشکده*ها شرکت دارید؛ کار صف را آنها بکنند، منتها هدایت را شما باید بکنید. یعنی کار ستادی به مسئله کتاب بپردازد.
    تدوین و منقح سازی متون فلسفی
    ما در مورد کتاب واقعاً مشکل داریم. حالا مثلاً آقایان فرموند که ما می*خواهیم فلسفه مشّاء یا فلسفه اشراق را برای طلبه*ها تبیین کنیم. طلبه*های ما از فلسفه مشّاء خبری ندارند. خب، چگونه تبیین می*کنید؟ حتماً «شرح اشارات» بخوانیم؟ یا فرض کنید که «شفاء» بخوانیم؟ باید حتما این متن طولانیِ مفصلِ محتاج به تبیین کان یکون را خواند؟ راهش این است؟ یا نه، راه دیگری هم وجود دارد. امروز خواندن تفکراتِ مثلاً فرض کنید مارکسیستی حتماً متوقف به این نیست که انسان بردارد کتاب «سرمایه» را تدریس کند، یا بردارد متن کتاب های کانت یا هگل را بخواند. چه لزومی دارد که حتماً متن مطرح شود؟ متن باید در اختیار باشد؛ هر کس می*خواهد مراجعه کند.
    منظومه سازی فلسفه اسلامی
    من قبلاً در جمع آقایان راجع به فلسفه ملاصدرا مطالبی گفتم و خب، یکی دو تا کارِ خوب شد. جناب آقای مصباح هم یکی از کتاب*هایی را که یکی از آقایان نوشتند ـ آقای عبودیت ـ که خلاصه آراء ملاصدرا در مسائل گوناگون فلسفی است، برای من آوردند. اینها خوب است، اما کم است. به یک کتاب اکتفا نشود؛ از نگاه*های مختلف نوشته شود. در خود فلسفه ملاصدرا، در بخش*های مختلف می*تواند یک منظومه سازی*هایی بشود. عین همین قضیه، در مورد فلسفه اشراق است؛ عین همین قضیه، در مورد فلسفه مشّاء است. ما باید منظومه*سازی کنیم. بالاخره مجموعه تفکرات فلسفی و عرفانی ابن سینا با همدیگر همراه است، غیرقابل انفکاک است. اینها چیست؟ کسی بخواهد اینها را بداند، حتماً لازم نباشد که برود بنشیند مثلاً «شفاء» را بخواند؛ این خیلی لازم نیست. گاهی اوقات خواندن کتابی که در هزار سال پیش نوشته شده است، با ادبیات آن روز، با مشکلاتی که فهم این کلمات دارد، اصلاً خودش تضییع وقت محسوب می*شود؛ ممکن است افرادی را از فلسفه دور کند؛ در حالی که اگر شما بنشینید مثلاً یک کتابی درباره آراء فلسفی ابن سینا تبیین کنید، از آراء او منظومه*سازی کنید، این مسلماً جاذبه زیادی خواهد داشت. این جزو کارهای لازم است، اما این کار در حوزه انجام نمی*گیرد. خب، مرحوم آقای طباطبایی این کار را در «بدایه» و «نهایه» به یک شکلی انجام دادند؛ منتها این کارِ آقای طباطبایی است، این که کار نهایی نیست؛ کار یکی از بزرگان این قضیه است؛ و تازه، آراء خود آقای طباطبایی است، آراء ملاصدرا نیست؛ یعنی در کتاب «بدایه» و «نهایه» برای آراء ملاصدرا منظومه*سازی نشده، بلکه خود ایشان نظراتی دارند، نظرات ابتکاری هم دارند، حرف*های خاصی هم دارند، چیزهایی هم اضافه کردند، اینها را ایشان بیان کردند. فرق می*کند که انسان خودش در فلسفه تألیفی بکند، یا اینکه یک فلسفه معروفی را تبیین و ارائه کند. این دومی جایش خالی است.
    علاوه بر این، به نظر من در بخش*های مختلف، مسائل گوناگون فلسفی قابل تبیین است. ما امروز در همین فلسفه خودمان مسائل گوناگونی داریم که اینها را باید تبیین کرد. یک مسئله*ای است، که باید این را بیان و روشن کرد. گذشتگان ما هم داشته*اند. یعنی هم در قدیم و هم در دوران معاصر، درباره یک مسئله خاصی از مسائل فلسفه، کتاب می*نوشتند. خود ملاصدرا در کنار کتاب عظیم «اسفار»، شما می*بینید مثلاً «مشاعر» را دارد، تقریباً مخصوص مسائل وجود؛ یا مثلاً «مبدأ و معاد» را دارد، درباره مسائل مبدأ و معاد. همین مرحوم آقا علی زنوزی که شما اسم آوردید، ایشان درباره «وجود رابطی» رساله*ای نوشته است. البته چهل پنجاه سال پیش، من آن را دیدم؛ رساله کوچکی بود به نام «رسالة فی الوجود الرّابطی». حالا تعیین این که کدام مسئله اولویت دارد که انسان آن را مورد توجه قرار دهد، یک بحث دیگر است؛ اینکه واقعاً وجود رابطی اینقدر اهمیت دارد که انسان درباره*اش رساله*ای بنویسد یا نه؛ اما خب، خیلی مهم است که انسان مسائل گوناگونی را انتخاب کند و ذکر کند.
    تأکید بر مباحث فلسفه تطبیقی/ ترجمه دکتر خویی از «لذات فلسفه» خیلی خوب است
    یک کار دیگری هم که به نظر من جایش خالی است، نوشته*هایی درباره فلسفه تطبیقی است؛ شبیه آن کاری که ویل دورانت در «لذات فلسفه» کرده، که لابد ملاحظه کرده*اید. «لذات فلسفه» یک کتابی است که با ادبیات خیلی شیوا و شیرینی نوشته شده و مرحوم دکتر عباس زریاب هم ترجمه خیلی خوبی کرده؛ انصافاً خیلی خوش قلم ترجمه کرده. این کتاب، مباحثه و مناظریه بین فلاسفه قدیم و جدید غرب است در یک مسئله خاصی؛ مثل اینکه اینها یک جلسه*ای تشکیل داده*اند و دارند با هم بحث می*کنند؛ هگل یک چیزی می*گوید، بعد کانت جواب او را می*دهد، بعد دکارت حرف خودش را می*زند؛ همین طور دانه دانه اینها شروع می*کنند با همدیگر بحث کردن. اگر یک چنین کار شیرین و شیوایی انجام بگیرد، چقدر خوب است. فرض کنید این کار درباره موضوع «اصالة الوجود» انجام بگیرد؛ ملاصدرا یک حرف دارد، همین مرحوم آقا علی حکیم یک حرف دارد، مرحوم جلوه یک حرف دارد؛ بعد، از قدما، شیخ اشراق یک حرف دارد ـ که منکر این معناست ـ میرداماد یک حرف دارد. اگر فرضاّ اینها با همدیگر بحث کنند، چقدر چیز قشنگی از آب در می*آید. اینها حکمت را ترویج می*کند، و ما امروز به این ترویج احتیاج داریم.
    تدوین کتاب فلسفی برای کودکان
    یک مسئله، مسئله نوشتن کتاب فلسفی برای کودکان است، که غربی*ها دارند این کار را می*کنند. دو سه سال قبل از این، یک کتابی برای من آوردند، من مبالغی نگاه کردم. خب، از همان اوّلی که شروع می*کند، واقعاً فلسفه است؛ لیکن باب کودکان است. این کتاب، یک کتاب خیلی قشنگی است در باب فلسفه ـ حالا اسمش یادم نیست؛ توی کتابهایم هست ـ به نظرم یک آمریکایی این را نوشته. ما به اینجور کتابی احتیاج داریم. بچه*های ما ذهنشان دارد فلسفی می*شود. خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهن*ها عقلانیت پیدا کند. جوان*های ما واقعاً سؤال می*کنند. این سؤال*هایی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛ منتها ما باید جوابگویی داشته باشیم. حس سؤال کنندگی دارد زیاد می*شود، و این همین طور دارد به نسل*های پایین*تر منتقل می*شود.
    ما یک نوه کوچکی داریم، دو سال و نیمش است و هنوز درست حرف هم نمی*زند. چند روز پیش یک میزی اینجا بود، داشت می*انداخت. به او گفتم این میز را نینداز. گفت: چرا؟ خوشم آمد از این که گفت چرا. چرا نیندازم؟ دنبال علت می*گردد. بعد پنجه می*زد به یک بچه ی دیگری، گفتم آقاجان نکن. گفت: چرا؟ این سؤال کردن از علت، خیلی چیز مهمی است. این حالت دارد به وجود می آید. حالا وقتی او ده ساله بشود، سؤالات زیادی برایش مطرح است: چرا؟ چرا؟ چرا؟ وقتی همین بچه، یک جوان هجده نوزده ساله*ای باشد، سؤالات قوی*تری در ذهنش ایجاد می*شود. ما باید برای این سؤالات جواب داشته باشیم. این کار، کار شماهاست. شما واقعاً می*توانید این کار را انجام دهید.
    فلسفه در متن حوزه*های علمیه
    خب، حالا جزئیاتی هم مطرح شد؛ مثل مسئله مَدرس و اینها. این مطلبی که آقای غروی فرمودند، بنده هم همین طور فکر می*کنم؛ به این معنا که اگر چنانچه فلسفه حساب خودش را از حوزه جدا نکند ـ یعنی همان دعوای قدیمی و سنتیِ علوم عقلی و علوم نقلی تشخص پیدا نکند ـ بهتر است.
    تدریس فلسفه در مسجد
    مثلا امام(ره) صبح و عصر به مسجد سلماسی می*آمد و درس می*گفت ـ صبح فقه می*گفت، عصر هم اصول می*گفت ـ مرحوم آقای طباطبایی هم پیش از ظهر در همان مسجد فلسفه می*گفت؛ فقط تفاوتش این بود که امام آنجا می*نشست، آقای طباطبایی اینجا می*نشست؛ جایشان فرق داشت. هر دو، روی زمین می*نشستند ـ هم امام روی زمین می*نشست، هم آقای طباطبایی ـ و درس می*گفتند؛ آن هم در «مسجد». واقعاً چه اشکالی دارد که ما درس فلسفه را در مسجد آقای بروجردی بگوییم؟ بزرگان فلسفه ما ـ آقای جوادی، آقای مصباح، آقایان دیگر ـ آنجا فلسفه بگویند؟ فلسفه را باید به عنوان یک علم دینیِ محض به حساب آورد. خب، جایش کجاست؟ جایش در مسجد است.
    فلسفه به عنوان یک علم دینی
    گذشتگان ما هم همین جور بودند. خب، شما ملاحظه کنید مرحوم فخر المحققین اجازه ی روایتی می*گیرد از سید حیدر آملی، و به او اجازه ی روایتی می*دهد، با چه تجلیلی. سیدحیدر یکی از آن قلندرهای درجه ی یک عرفان است، لیکن فخرالمحققین آنجور از او تجلیل می*کند. مرحوم علامه ی حلی(رضوان الله علیه) شرح «حکمت العین» دارد. خود ایشان هم شاگرد کاتبی است، شرح «حکمت العین» هم دارد. به نظر من باید برگردیم به همین مبنا و همین معنا. این که ما بگوییم فقه، مجرد از فلسفه، یک قداستی دارد؛ فلسفه هم دامن خودش را منزه نگه می*دارد که داخل وادی فقه و اصول و حدیث و اینها نیفتد، درست نیست؛ اینها همه*اش یکی است، یک هدف دارد. یا مثلاً کلام. همین طور که آقایان فرمودند، کلام مسئله ی مهمی است. امروز شبهات کلامی، حرف*های کلامی، مباحث جدید کلامی، که هرگز فکرش نمی*شد، آمده وارد ذهنیات جامعه ی ما شده. خب، باید روی اینها بحث شود؛ و جایش مسجد است.
    البته این هم که فلسفه دچار غربت نشود، حرف درستی است. یعنی فرض کنید یک مدارسی یا مَدرس هایی وجود داشته باشد که معلوم باشد اینجا استاد فلسفه درس می*گوید ـ مثلاً صبح تا شب پنج تا، ده تا درس فلسفه گفته شود ـ این بسیار خوب است، حرفی نیست؛ لیکن به جدا شدن و مجزا شدن اینها از یکدیگر منتهی نشود. اگر چنانچه توفیق پیدا کردیم آن کارهایی که می خواهیم در قم انجام بگیرد، انجام گرفت، خب بله، یک بخشی از آن هم می تواند مربوط به این باشد؛ من این را می پذیرم.
    جایگاه هیئت در علوم
    مسئله ی هیئت هم که ایشان فرمودند، درست است. البته من توجه نداشتم به این نکاتی که ایشان در زمینه ی مسائل هیئت فرمودند. اگر واقعاً این همه حرفِ خوب وجود دارد که با پیشرفت*های علمی هم معارضه و منافاتی ندارد، بلکه بعضی از آنها شاید زمینه ی پیشرفت*های علمی است و ما در متونمان داریم، عیبی ندارد؛ این هم باید حمایت شود. خوشبختانه کارها و نهادهای حوزوی برخلاف نهادهای امروزی و دانشگاهی و دولتی و اینها، کم توقع و کم خرجند. یعنی واقعاً این کاری که شماها دارید می*کنید، اگر بنا بود همین کار را در دانشگاه انجام دهند، فهرست آلاف و الوف و فهرستِ خرج می*دادند. یکی از محسّنات بزرگ حوزه همین است که دنبال خرج درست کردن و دنبال زیاده روی نیست.
    مرکزیت فلسفه در قم
    در عین حال بنده معتقدم که ما یک پایگاه اساسی در قم لازم داریم؛ که اگر چنانچه یک کسی وارد قم شد، گفت مرکز فلسفه اینجا کجاست، ما او را به آنجا ببریم. به نظر من، ما یک جای آبرومند خوبی، یک مدرسه خوبی در قم برای این کار لازم داریم. حالا چگونه می*شود این را فراهم کرد و با ملاحظاتی که بعضی از بزرگان و آقایان دارند، آن را ایجاد کرد، باید روی آن فکر شود.
    عدم مخالفت با عرفان نظری
    ایشان به عرفان نظری اشاره کردند؛ بنده هیچ دشمنی و مخالفتی با عرفان نظری ندارم. گفته می*شود: «الانسان عدوّ لما جهله». بنده هیچ ورودی در عرفان نظری ندارم، اما هیچ عداوتی هم ندارم؛ منتها اعتقادم این است که ما نباید عرفان را به معنای الفاظ و تعبیرات و فرمول*های ذهنی مثل بقیه علوم ببینیم. عرفان، همان مرحوم قاضی است؛ مرحوم ملاحسینقلی همدانی است؛ مرحوم سید احمد کربلایی است؛ عرفان واقعی اینهاست. مرحوم آقای طباطبایی خودش فیلسوف بود، اهل فلسفه بود، بلاشک در عرفان هم وارد بود؛ منتها آنچه که در عرفان از ایشان معهود است، عرفان عملی است؛ یعنی سلوک، دستور، تربیت شاگرد؛ شاگرد به معنای سالک. عرفان نظری باید به سلوک بینجامد. خب، موضوع عرفان، ذات مقدس پروردگار است. موضوع عرفان، خداست. از این جهت، برتر از همه ی علوم است. خب، این خدا باید در زندگی کسی که اهل عرفان است، تجلی پیدا کند. ما کسانی را دیدیم که گفته می*شد در عرفان نظری از همه بهترند، اما در عرفان عملی یک قدم برنداشته بودند. ما افراد اینطوری را دیدیم و درک کردیم که اصلاً مسائل سلوکی و اینها را مس نکرده بودند. آنچه که من به آن تکیه دارم، این است که واقعاً یک حرکت عملی دیده شود؛ که این در مورد اهل معقول، به طور عام مطلوب است. آن کسانی هم که به عنوان اهل حکمت و اهل معقول شناخته شدند، غالباً کسانی*اند که این جنبه ی معنوی در آنها وجود داشته.
    حالا شما از قول مرحوم آقای فاضل، از امام (رضوان الله علیه) خاطره*ای نقل کردید؛ خود من هم یک خاطره*ای دارم که آن را هم بگویم. من از ایشان پرسیدم که شما درس مرحوم حاج میرزا جواد آقا را درک کردید یا نه؟ ایشان گفتند که نه، افسوس، افسوس، نشد!
    البته در برخی کتاب*ها می*نویسند که امام جزو شاگردهای آمیرزا جواد آقا بودند؛ در حالی که نخیر، قطعاّ ایشان نبودند. ایشان گفتند که آقای آشیخ محمدعلی اراکی آمد من را دو جلسه برد درس ایشان. ظاهراً شب*های جمعه جلسه داشتند. ایشان گفتند دو جلسه رفتم، اما نپسندیدم. می*گفتند آن وقت*ها ذهن ما پر بود از آن حرف*ها. یعنی همان حرف*های عرفان نظری. امام در سن هشتاد و چند سالگی افسوس می*خورد که درس آمیرزا جواد آقا نرفته؛ با اینکه ایشان شاگرد و مرید و عاشق مرحوم شاه آبادی بوده.
    یک خاطره دیگر هم به مناسبت عرفان نقل کنم. گفتند اوّلی که ایشان مرحوم آقای شاه آبادی را در قم دیده بودند، یک کسی گفته بود آن که شما دنبالش می*گردید، این است. مرحوم شاه آبادی چند سالی هم در قم مانده بودند. ایشان گفتند که من و فلانی ـ یک کس دیگری را اسم آوردند، که من حالا یادم نیست ـ دو نفری رفتیم پیش ایشان و گفتیم یک درسی برای ما شروع کنید. ایشان اول امتناع می*کرد، اما بعد با اصرار زیاد ما گفت: خب، حالا چه می*خواهید؟ منظومه، اسفار، فلان؟ گفتیم نه، ما از این چیزها گذشته*ایم؛ «مصباح الانس» می*خواهیم. ایشان گفت: اِ، «مصباح الانس»؟! خانه ایشان ظاهراً گذر جدّا بود. امام می*گفتند از مدرسه دارالشفاء یا فیضیه تا گذر جدّا با ایشان همین طور رفتیم، تا اینکه بالاخره ایشان را وادار کردیم که برای ما «مصباح الانس» بگوید. امام از اول هم از «مصباح الانس» شروع کرده.

    ایشان خیلی هم به عرفان علاقه مند بودند. می*دانید تبحر امام بیشتر در عرفان بود، بیش از فلسفه ـ یعنی امام متبحر و منغمر در عرفان بودند ـ خب، در فلسفه هم که ایشان بلاشک استاد بودند؛ لیکن حالا بعد از سن هشتاد سالگی به بالا، که یادم نیست چه سالی بود، ایشان به من اینجوری می*گفتند: افسوس؛ نه، ذهن ما آن وقت*ها پر بود از آن حرف*ها. خب، حرف*های عرفان نظری، حرف*های پر زرق و برقی هم هست؛ اما آن چیز دیگری است، راه دیگری است، حرف دیگری است. من حرفم این است؛ والاّ نخیر، بنده هیچ مخالفتی به این معنا با این مسئله ندارم.
    ان*شاء*الله که خداوند آقایان را موفق و مؤید بدارد. امروز حقیقتاً من خوشحال شدم از دیدن شما آقایان و حرف*هایی که زدید. حرف سنجیده و پرمغز، انسان را خوشحال می*کند. ان*شاء*الله موفق و مؤید باشید.
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  41. 11 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1