کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11
  1. #1
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض مستبصران / شیعه شده ها

    سلیمان کابا : اینجوری برادرم شیعه شد! + صوت





    سلیمان کابا ، کسی که تازه به دامن پرمهر اهل البیت علیهم السلام وارد شده طوری از این خانواده با کرم حاجت می گیرد که اگر بعضی از ما شیعه زاده ها به خاطر خجالت عرق شرم یریزم جای تعجب ندارد.دریافت کلیپ صوتی سلیمان کاباکلیک کنید(فرمت mp3 ، حجم ۶٫۲ مگا بایت)

    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  2. #2
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    آتسوکو هوشینو : برای تقویت اقتصاد کشور شیعی , محصول ایرانی می خرم!

    0




    هوشینو که به تازگی دوره آموزش زبان فارسی خود را تمام کرده و به همراه همسر ایرانی اش در تهران زندگی می کند، در بخش های دیگری از گفتگوی خود با «نسیم» افزود:  دلم برای خانواده ام در ژاپن تنگ می شود ولی خانواده من اینجا خیلی خوب هستند. مادرشوهرم، مادر ایرانی خودم است. اینجا همه خوب هستند. تصمیم به درس خواندن دارم ولی هنوز تصمیم نگرفته ام که در دانشگاه درس بخوانم یا حوزه. با این حال تصمیم به تبلیغ دین دارم. می خواهم کتب دینی را به ژاپنی ترجمه کنم. در برنامه «آبی آسمانی» که شنبه 93/4/21 به مناسبت روز عفاف و حجاب روی آنتن پخش زنده شبکه تهران رفت، وقتی مجری برنامه از خانم آتسوکو هوشینو(فاطمه) که به تازگی به اسلام ناب محمدی (ص) گرویده است سوال کرد :«چرا با وجود محصولات الکترونیکی ژاپنی با کیفیت ، لوازم خانگی ساخت ایران را برای خانه تان خریدید ؟ » وی در پاسخ گفت:«به دلیل تقویت اقتصاد کشور شیعی !».
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  3. #3
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    آنتون وسنین : در نوجوانی به کلیسا می رفتم اما عقاید مسیحی را عقایدی عقلی نمی دیدم

    0


    «آنتون وسنین» جوان روسی است که در خانواده ای مسیحی به دنیا آمده است. وی پس از مدت ها تحقیق و مطالعه درباره مذاهب اسلامی بویژه مذهب تشیع، به این مذهب حق ایمان آورده است.

    به گزارش سرویس ترجمه شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) «آنتون وسنین» در سال 1404ه برابر با 1984 م در «سیبری» روسیه متولد شد و در یک خانواده مسیحی بزرگ شد و در ماه محرم سال 1423ه برابر با 2002 م به مذهب حق شیعه ایمان آورد.

    داستان شیعه شدن آنتون

    آنتون درباره شیعه شدن خود می گوید: در نوجوانی به کلیسا می رفتم اما عقاید مسیحی را عقایدی عقلی نمی دیدم و گمان می کردم که قادر نیست نیازهای فطری مرا سیراب کند. سوالات عقیدتی زیادی در درونم وجود داشت که علمای مسیحی از دادن پاسخ های قانع کننده به آن ناتوان بودند.

    وی ادامه می دهد: حدود سال 1421 برابر با 2001م و پس از اتمام دوران دبیرستان به مسکو رفتم و در آنجا با برخی علمای دینی از ادیان مختلف مانند یهودی و اسلامی دیدار کردم و از آنها کتاب هایی را گرفتم و به کشورم بازگشتم. پس از بازگشت به سیبری، شروع به خواندن این کتاب ها کردم . همین موقع بود که برآیم روشن شد که یهودیت مرحله مقدماتی مسیحیت، مسیحیت نیز کاملتر از یهودیت و اسلام نیز کاملتر از مسیحیت است.

    این مستبصر روسی با اشاره به اسلام آوردن خود، می افزاید: کتاب های احمد دیدات و دیگر کتاب هایی را در زمینه دین اسلام مطالعه کردم تا اینکه حقانیت دین اسلام برای من اثبات شد و در سال 1422ه یعنی 2002 م اسلام آوردم.

    سفر به ایران

    آنتون در ادامه،به سفر خود به ایران اشاره کرده، می گوید: در سال 2002م برای گردش به ایران آمدم اما زمانی که از طریق مترجم با آنها وارد گفتگوی دینی شدم، ناگهان متوجه شدم که اعتقادات آنها تا حدودی نسبت به آنچه که یادگرفته بودم متفاوت است. با برخی از فضلای روسیه تماس گرفتم و از آنها درباره مذهب تشیع پرسیدم آنها مرا از این مذهب برحذر داشتند و به من گفتند: شیعیان منحرف هستند و قرآن دیگری دارند.

    این تازه شیعه روسی خاطرنشان می کند: در طول سفرم به ایران به شهر قم رفتم و با یک دانشجوی تاجیکستانی که تازه شیعه شده بود، آشنا شدم. از او درباره مذهب تشیع پرسیدم وی قضایا و موضوعات زیادی درباره تشیع را برای من روشن کرد. پس از قم به شهر مشهد رفتم و کتاب هایی از آستان قدس رضوی گرفتم و شروع به خواندن آنها کردم سپس به سوریه رفتم و در آنجا نیز با برخی از شیعیان دیدار کردم و درباره این مذهب با آنها گفتگو کردم.

    آنتون وسنین ادامه می دهد: به یکی از شیعیان سوریه گفتم: آیا از من می خواهی که شیعه شوم؟ وی به من گفت: ازت می خواهم که از این دایره علمی محدودی که در آن هستی خارج شوی و با دید گسترده تری به قضایا بنگری. و درباره معارف بیشتر تحقیق کنی سپس با دلایل و برهان های قاطع، آن عقیده ای که می خواهی انتخاب کنی.

    انتخاب دینی آگاهانه

    آنتون تصریح می کند: با کتاب های زیادی به کشورم بازگشتم. کتابهایی که برخی از آنها مرا به مذهب اهل تسنن دعوت می کرد و برخی نیز حقانیت مذهب اهل بیت(ع) را برای من روشن می کرد. از اینجا بود که شک در درونم آغاز شد و پس از مدت زمان کوتاهی شیعه بودن خودم را اعلام کردم و به طلب علم پرداختم و تمام تلاشم را برای تحکیم اعتقاداتم بر پایه های محکم صرف کردم.

    براساس گزارش پایگاه خبرگزاری براثای عراق»، آنتون وسنین در پایان درباره عوامل گرایش به شیعه، تاکید می کند: به صراحت می گویم که بزرگترین عاملی که مرا به شیعه شدن واداشت، خواندن کتاب «انگاه هدایت شدم» نوشته دکتر تیجانی سماوی بود که به زبان روسی ترجمه شده بود. این کتاب تاثیر زیادی برمن گذاشت و این امر آخرین نطقه ای بود که مرا به اعلام شیعه بودنم به صورت کامل واداشت.
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  4. #4
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    فصل سوم کتاب "حجره ای برای گانگستر": دوباره به سراغ مسیحیت رفتم اما به خاطر تثلیث از آن روی گرداندم

    0


    مایکل بوث داستان خود را تا جایی روایت کرده که بعد از دبیرستان مسیحی در معبد کریشنا به دنبال گمشده ای می گشت. در ادامه خود از سرنوشتش می گوید:
    ****
    پس از آن دوباره سراغ مسیحیت رفتم. کسی که در آمریکا بزرگ شده باشد، دائماً زیر بمباران مسیحیت قرار دارد. مسیحیت، با اختلاف بسیار از سایر ادیان، پرجمعیت ترین دین در آمریکاست. بر پایۀ آمار، ۷۸ درصد شهروندان آمریکا خود را مسیحی معرفی می کنند. همچنین مسیحیت نقش بسیار مهمی در شکل گیری ایالات متحده و نیز در طول تاریخ این کشور داشته است. برخی از گروه های مسیحی تأثیرگذار در این کشور از این قرارند: پیوریتَن ها، کوآکِرها، کاتولیک ها در ایالت «مریلند»، کلیسای انگلستان در ایالت «ویرجینیا»، ایوانجلیکالیسم، کلیسای اسقفی، کلیسای سیاه پوستان آمریکا و حتی گروه های مانند مورمون ها و شاهدان یهوه.
    در دوران معاصر آمریکا، مسیحیان نوزاده (born-again) هم هستند که اعتقاد خود به مسیحِ منجی را با صراحت تمام ابراز می کنند. من از برخی آموزه های مسیحیت خوشم می آمد. از مسألۀ محبتی که مسیحیان ادعا می کنند خوشم می آمد؛ خدا تو را دوست دارد؛ عیسی(ع) تو را دوست دارد. همۀ این محبت ها احساس گرما و آرامشی در درون انسان به وجود می آورد. من به سادگی این دین هم توجه کردم؛ به عیسی(ع) به عنوان منجی ایمان بیاور تا نجات یابی. این دو دلیل عمدۀ من برای تحقیق دربارۀ مسیحیت بود تا ببینم به دردم می خورد یا نه؛ ببینم ممکن است حقانیت آن ثابت شود یانه.
    پیش از آن اطلاعات زیادی در مورد مسیحیت داشتم، ولی باز هم می خواستم دربارۀ آن بیشتر فکر کنم. دلیل انتخاب نکردن مسیحیت، اعتقاد مسیحیان به تثلیث بود. این چیزی بود که نمی توانستم در کله ام فرو کنم و هنوز هم نمی توانم. هر بار که از کسی می پرسیدم چگونه می شود سه خدا را یکی دانست؛ چطور پدر، پسر و روح القدس، هر سه یک وجود واحدند، جواب می شنیدم: «باید قلباً بپذیری برادر!» من می خواهم بپذیرم، ولی چطور به چیزی ایمان بیاورم که حتی ذره ای از آن را نمی توانم درک کنم؟ باز هم تحقیق کردم و به جواب های جالب تری رسیدم: این مسأله را به صورت ۳ = ۱ + ۱ + ۱ نبین، بلکه آن را ۱ = ۱ × ۱ × ۱ در نظر بگیر؛ یا به صورت پوشه ای با سه بخش به آن نگاه کن. ولی این ها فقط محض خالی نبودن عریضه بود، نه جواب های دقیق و اساسی و هیچ کدام نتوانست نظرم را تغییر دهد.
    بعد از مسلمان شدن فهمیدم که قرآن دربارۀ تثلیث حرف زده و آن را رد کرده است. برخی آیات قرآن را دربارۀ عقیدۀ مسیحیان به تثلیث در این جا می آورم:
    «یا أَهْلَ الْکتَابِ لَا تَغْلُوا فی دینِکمْ وَ لَا تَقُولُوا عَلَی اللّهِ إِلَّا الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیمَ رَسُولُ اللّهِ وَ کلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَی مَرْیمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَا تَقُولُوا ثَلَاثَهٌ انْتَهُوا خَیرًا لَکمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ یکونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَات وَ مَا فِی الْأًرْضِ وَ کفَی بِاللّهِ وَکیلاً»؛ ای اهل کتاب! در دین خود غلو (و زیاده روی) نکنید و دربارۀ خدا غیر از حق نگویید. مسیح، عیسی بن مریم فقط فرستادۀ خدا و کلمه (و مخلوق) او است، که او را به مریم القا نمود و روحی (شایسته) از طرف او بود. بنابراین ایمان به خدا و پیامبران او بیاورید و نگویید (خداوند) سه گانه است. (از این سخن) خودداری کنید که به سود شما نیست. خدا تنها معبود یگانه است. او منزه است که فرزندی داشته باشد، (بلکه) از آنِ او است آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است و برای تدبیر و سرپرستی آنها خداوند کافی است. (النساء:۱۷۱).«لَقَدْ کفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَهٍ وَ مَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَ إِن لَمْ ینْتَهُوا عَمَّا یقُولُونَ لَیمَسَّنَّ الَّذینَ کفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»؛آنها که گفتند خداوند یکی از سه خدا است (نیز) به طور مسلّم کافر شدند، با این که معبودی جز معبود یگانه نیست و اگر از آنچه می‏گویند دست برندارند، عذاب دردناکی به کافرانِ آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند) خواهد رسید. (المائده:۷۳).«وَ إِذْ قَالَ اللّهُ یا عیسَی ابْنَ مَرْیمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلَهَینِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَک مَا یکونُ لی أَنْ أَقُولَ مَا لَیسَ لی بِحَقٍّ إِنْ کنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فی نَفْسی وَ لَا أَعْلَمُ مَا فی نَفْسِک إِنَّک أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیوبِ»؛به یادآور زمانی را که خداوند به عیسی بن مریم می‏گوید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو معبود، غیر از خدا، انتخاب کنید؟ او می‏گوید: منزّهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایستۀ من نیست بگویم. اگر چنین سخنی را گفته باشم تو می‏دانی. تو از آنچه در روح و جان من است آگاهی و من از آنچه در ذات (پاک) تو است آگاه نیستم، زیرا تو باخبر از تمام اسرار و پنهانی ها هستی. (المائده:۱۱۶).
    بنابراین فقط به خاطر تثلیث، از مسیحی شدن منصرف شدم.
    پس از آن، نگاهی کوتاه به دین یهود انداختم. برخی از بستگان من یهودی هستند، ولی این نکته باعث نشد که من هم به یهودیت مایل شوم. احساس می کردم که گویا هر بار که پای یهودی شدن به میان می آید، از آن دفع می شوم. بستگان من با یهودیت ارتدوکس یا مقیّد مخالف اند و آن را تعصب خشک می دانند. به نظرم یهودیت ارندوکس را به همان دلایلی تعصب می دانند که من، یک مسلمان عامل به احکام را هم متعصب می خوانند. دین یهود احکام شرعی بسیاری در زمینه های مختلف زندگی دارد که فرد باید آنها را رعایت کند. برخی از این احکام مانند احکام اسلام و برخی سخت تر هستند. مثلاً خوردن گوشت غیز ذبح شرعی یهود، کوشِر، برای یهودیان جایز نیست، درست همان طور که برای مسلمانان هم خوردن گوشت غیر ذبیحه جایز نیست. بستگان من، رعایت این احکام را تعصب می دانند.
    نمونۀ دیگر، مسألۀ طهارت و نجاست است. در اسلام، برخی چیزها ذاتاً نجس اند، مثل خون یا مردار حیوانات خاصی که ذبح شرعی نشده اند. این نجاسات احکام شرعی خاصی دارند. در یهودیت هم احکام مشابهی وجود دارد. مثلاً گذاشتن گوشت در ظرف حاوی لبنیات به هیچ وجه جایز نیست. یعنی اگر ظرفی برای گوشت به کار رفت، دیگر نمی توان از آن برای لبنیات استفاده کرد. یهودیان ارتدوکس به خاطر همین حکم شرعی، دو دست ظرف جداگانه برای گوشت و لبنیات دارند. بستگان من این ها را تعصب می دانند.
    یادم می آید یک بار با مادربزرگم در این مورد صحبت می کردم. از او پرسیدم: «اگر من یهودی مذهبی شوم نظر شما چیست؟» مادربزرگ جواب داد: «من از یهودیت ارتدوکس متنفرم. این بدترین تصمیمی است که ممکن است بگیری.» دقیقاً نمی دانم چرا احساسی چنان منفی نسبت به یهودیت داشتم، ولی مطمئن ام کسانی که من را می شناسند، نظرات گوناگونی دربارۀ این احساس خواهند داشت. خودم ترجیح می دهم بگویم که خدا من را از یهودیت دور نگه داشت تا به اسلام هدایتم کند.
    من با دین یهود دو مشکل عمده داشتم. اول این که هرچند تلقی آنها از خدا، چنان که من فهمیده ام، دریافتی توحیدی است، اما آنها عقیده دارند که دست خدا بسته است.(۱) این یعنی خدا جهان را خلق کرد، ولی آن را نگه نداشت. یعنی خدا خالق هست، ولی بعد از خلقت جهان بر آن فرمان روایی نمی کند. خدا در زندگی یهودیان نقش مهمی ایفا نمی کند و معنویت هم. یهودیان مذهبی سرگرم انجام آداب و مناسک بی روح هستند، درحالی که غیرمذهبی ها، مذهبی نیستند دیگر.
    دلیل دوم نویسنده را برای روگردانی از دین یهود در قسمت آینده بخوانید.
    پی نوشت

    ۱. «وَ قَالَتِ الْیهُودُ یدُ اللّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیدِیهِمْ وَ لُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیفَ یَشَاءُ وَ لَیزِیدَنَّ کثِیرًا مِنْهُم مَا أُنزِلَ إِلَیکَ مِن رَبِّکَ طُغْیانًا وَ کُفْرًا وَ أَلْقَینَا بَینَهُمُ الْعَدَاوَهَ وَ الْبَغْضَاء إِلَی یَوْمِ الْقِیامَهِ کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا وَ اللّهُ لاَ یحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»؛ و یهود گفتند دست خدا به زنجیر بسته است! دستهایشان بسته باد و به خاطر این سخن از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او گشاده است. هرگونه بخواهد می‏بخشد، و این آیات که بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید، و در میان آنها عداوت و دشمنی تا روز قیامت افکندیم، و هر زمان آتش جنگی افروختند، آن را خداوند خاموش ساخت و برای فساد در زمین تلاش می‏کنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد. (المائده:۶۴)
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  5. 11 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


  6. #5
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    شهید زومک زهی در راه حق از هیچ کس نمی  ترسید و از اظهار مذهب جدیدش هیچ باکی نداشت

    3



    تازه مسلمان , مستبصر , رهیافته, تازه مسلمانان , شهدای مستبصر,مستبصرین

    سال ۱۳۵۰ در خانواده ی مذهبی و انقلابیِ یارمحمد زومکزهی کودکی به دنیا آمد که آثار بزرگی را می شد در پیشانی اش خواند. روستای مهرآبادِ دهستان پسکوه، از توابع بخش سیب و سوران سراوان، اولین جایی بود که محمداسلام چشمانش را در آن گشود.هم ین تلاش خانواده این بود که جز روزی حلال چیز دیگری به منزل نیاورند. پدر خانواده با همان درآمدی که از راه کشاورزی به دست می آورد، علاوه بر فرزندان، تعدادی یتیم و خانواده ی بی سرپرست را هم اداره می کرد. شاید همین روزی حلال و دعای خیر یتیمان بود که چند سال بعد سرنوشت محمداسلام را طور دیگری رقم زد.بزرگ تر که شد تحصیلات ابتدایی را با موفقیت در روستای زادگاهش به پایان رساند و به اعتراف دوست و دشمن از همان کودکی، فکری بلند داشت و به مسائل دینی به خصوص نماز پایبند بود. روستای مهرآباد مدرسه ی راهنمایی نداشت. به همین خاطر مجبور شد به سوران برود و دوران راهنمایی را در آن جا بگذراند. بعد هم به ایرانشهر رفت و چهار سال بعد از دبیرستان بنت الهدی، در رشته ی بهیاری فارغ التحصیل شد.محمداسلام معتقد بود دوره ی سربازی ادای دینش به جمهوری اسلامی ایران است. برای خدمت به یکی از واحدهای ارتش در جنوب رفت. دو سال خدمت که تمام شد به روستایشان برگشت و سال ۱۳۷۳ ازدواج کرد. سه دختر و دو پسر ثمره ی این ازدواج مبارک است.دهیاری پسکوه اولین شغل رسمی اش بود. دهستان پسکوه دوازده هزار نفر جمعیت داشت و محمداسلام دهیار شایسته ای برای آن جا شده بود. همه از زحماتش راضی بودند و همین شایستگی باعث شد چند سال بعد به عنوان فرمانده ی گردان ۱۶۳ عاشورای سراوان منسوب شود و کمی بعد ریاست شورای حل اختلاف دهستان را هم به او بسپارند. او به خوبی توانست به تعداد زیادی اختلاف عمیق و چند ساله پایان دهد و جلوی درگیری و خون ریزی را بگیرد.سال ۱۳۷۴ سال سرنوشت سازی برای محمداسلام بود. سالی که در آن ستاره ی خوشبختی بر آسمان زندگیش تابید و جریان آن را عوض کرد. در این سال پس از تحقیقات طولانی و فراوان به مذهب اهل بیت: پیوست و شیعه شد. از آن پس به اجتماعات شیعیان می رفت و در جلسات مذهبیشان حضوری پر رنگ داشت. حتی جمعه ی هر هفته به سراوان می رفت تا در نماز جمعه ی شیعیان شرکت کند.شیعه شدن محمداسلام نه تنها باعث نشد در خدمت رسانی بین شیعه و سنی فرق بگذارد، بلکه خدمات صادقانه اش با قوت بیش تر ادامه پیدا می کرد و روز به روز بیش تر می شد. همین خدمات صادقانه او را تبدیل کرده بود به الگویی که اعمال صالحش دیگران را هم دعوت به مکتب اهل بیت: می کرد. مردم محروم منطقه که پاکی عمل و منطق گفتارش را می دیدند، هر روز به تشیع علاقه مند تر می شدند و محمداسلام هم از هیچ تلاشی برای هدایت مردم کوتاهی نمی کرد. چیزی نگذشت که خبر تلاش های فرهنگی و عمرانی اش در خیلی جاها پخش شد و زحماتش باعث هدایت عده ی قابل توجه ای گردید.او در راه حق از هیچ کس نمی ترسید و از اظهار مذهب جدیدش هیچ باکی نداشت. بارها تهدیدش کرده بود اما با توکل بر خداوند هدف مقدسش را دنبال می کرد. هر کس معترضش می شد با نرمی و گفتگو دلایل تشیعش را می گفت و آرامش می کرد. یک بار که یک مولوی زاهدانی به دهستان پسکوه آمده بود، جلسه ای در مسجد تشکیل داده بودند. در آن جلسه مولوی تعریف و تمجید زیادی از سلفی ها کرده بود. پس از پایان جلسه و هنگام اقامه ی نماز، محمداسلام با دست های باز و طبق فقه اهل بیت: نماز خوانده بود و این مساله برای بعضی ها که خانواده ی زومکزهی را می شناختند سخت تمام شده بود. بعد از نماز یکی از مولوی ها جلو آمده و پرسیده بود: «چرا بر خلاف آیین پدر و اقوامت با دست باز و به فقه شیعه نماز خواندی؟» محمداسلام در جوابش گفته بود: «شما مولوی ها باعث شیعه شدنم شدید!.»
    آن شخص با تعجب پرسیده بود: « ما مولوی ها تو را شیعه کردیم؟»
    و او جواب داده بود: «بله. مگر همین الان جناب شیخ الاسلام نگفت که یکی از مذاهب مترقی و بر حق سلفیت است؟! . آیا جز این است که حرفش را فقط و فقط به خاطر جلب رضایت مولوی سلفی منطقه گفته است؟ در حالی که شما حنفی ها با سلفی ها دشمنی دارید. این گونه بی ثباتی ها در رفتار و گفتار شماست که مرا شیعه کرده است.»
    بعد هم چگونگی شیعه شدنش را مفصلا برای آن مولوی تعریف کرده بود.این مسیر حق تا سال ۱۳۸۴ یعنی ده سال پر برکت ادامه پیدا کرد. ده سالی که برای محمداسلام همانند تولدی دوباره بود. اما همان مقدار که این سال ها برای او نورانی و زیبا بود، برای دشمنان حق و خفاش های تاریکی جهل، کور کننده و سخت بود و هر روز کینه ی او را در دل های سنگشان بیش تر می کرد. تا این که شب عید غدیر فرا رسید و محمداسلام که همه چیز را در ولایت می دید راهی سراوان شده بود تا در جشن ولایت شرکت کند. هنوز جشن مسجد جامع علی بن ابی طالب(ع) ادامه داشت که شخصی تماس گرفت. او که خود را عسکری معرفی می کرد، گفت می خواهد با عده ای از دوستانش به منزل محمداسلام بیایند و درباره ی طرح آب رسانی صحبت کنند. آن ها قبلا هم به منزل محمداسلام زنگ زده و شماره اش را از اهل خانه گرفته بودند. محمداسلام که خدمت به مردم را عبادت می دانست برای همان شب قرار گذاشت. بعد هم به خانمش زنگ زد و خواست برای میهمانان! شام خوبی تدارک ببیند.جشن که تمام شد علیرغم اصرار امام جمعه و دوستانش به روستا برگشت و قول داد صبح فردا به سراوان برگشته و در مراسم دیدار با خانواده ی سادات شرکت کند. وقتی به روستا رسید، مدتی طولانی منتظر میهمان ها! بود اما تاخیر آن ها نگرانش کرده بود. هر چند دقیقه یک بار بیرون می رفت و در تاریکی شب سراغ میهمانانش! را می گرفت. بالاخره همان شخص دوباره تماس گرفت و توضیح داد که ما وارد پسکوه شده ایم اما خانه ی شما را پیدا نمی کنیم. محمداسلام تصمیم گرفت به استقبال آن ها برود. اما نگاه های نگران همسرش مانع رفتنش می شد. به او گفت: «گرچه آن ها را نمی شناسم اما چون برای پروژه ی آب رسانی آمده اند به استقبالشان می روم.» بعد هم ماشین را سوار شد و به راه افتاد. هنوز به ورودی روستا نرسیده بود که ماشینش هدف رگبار گلوله ها قرار گرفت. محمداسلام که زخمی شده بود، سعی کرد با سرعت بیش تری از کمینشان خارج شود اما ماشین از کنترلش خارج و با برخورد به جدول متوقف شد. میهمان هایی که محمداسلام برایشان پذیرایی مفصلی تدارک دیده بود ۵۰ گلوله بر بدن نیمه جانش شلیک کرده و پس از بریدن رگ گردن و دستش از منطقه فرار کردند. بدین ترتیب شهید محمداسلام زومکزهی در شب ولایت به صاحب ولایت و محبوب قلبش امیرمومنان علی(ع) ملحق گردید. بیست و هشت دی ماه ۱۳۸۴ آخرین روزی بود که زندگی نورانی و مظلومانه ی آن شهید را به تماشا نشست. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  7. 10 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


  8. #6
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    عرفان کرمی دربرنامه ماه عسل

    0


    مادرم وقتی در روزنامه اعلام کرد که مسلمان شدیم پدر و دوستانمان ما را طرد کردند و...فیلم زیر گفتگوی صمیمی چند رها شده از بهاییت است که توسط برنام ماه عسل پخش شده
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  9. 9 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


  10. #7
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    لوئیس خاویر : وقتی مسلمان شدم از اینکه اسلام برای همه مشکلاتم راه حل داشت به وجد می آمدم

    0




    لوئیس خاویر هستم از کشور کلمبیا یکی از کشورهای منطقه آمریکای لاتین که از ۱۴سالگی با اسلام آشنا شدم و بعد از تحقیقات مفصل در سن ۲۱ سالگی شهادتین گفتم و اسلام آوردم و قبل از آن هم مشغول فعالیت های فرهنگی و اجتماعی در کشور خود بودم. پس از اسلام آوردن نام عبدالحکیم را برای خود انتخاب کردم. در سن ۲۴سالگی ازدواج کردم و در حال حاضر در شهر قم مشغول تحصیل علوم حوزوی هستم.

    من از یک خانواده مذهبی و کاتولیک بودم. از همان اول دغدغه مشکلات اجتماعی مردم را داشتم و به دنبال آن بودم که راهی برای حل مشکلات مردم پیدا کنم و به همین دلیل مطالعات بسیاری انجام می دادم و همین مطالعات مرا به اسلام رساند و آموزه های اسلام را راه نجات مردم کشور خودم یافتم و علاوه بر آن این دین را ادامه و مکمل نداشته های دین مسیحیت یافتم.جمعیت این کشور ۴۶میلیون نفر است که یک قسمت از این جمعیت مهاجرین آفریقایی هستند، یک قسمت بومیان خود کلمبیا و قسمت دیگرینیز از اروپا به این کشور آمده اند و متاسفانه سیاست های این کشور خیلی تحت تاثیر سیاست های آمریکا در منطقه است ولی مردم کلمبیا روحیه انقلابی دارند و این را بر نمی تابند.۳۰هزار مسلمان در این کشور وجود دارد و روند تبلیغ در این کشور به خاطر حضور و نفوذ آمریکا نسبتاً سخت است و علاوه بر آن تخریب و سیاه نمایی رسانه ای نیز عامل دیگری است که سیر صعودی گرایش به اسلام و اسلام ایرانی را کم می کند.پدر و مادر من مسیحی هستند و همسر بنده هم بعد از ازدواج با من کم کم و به انتخاب خود اسلام آورد. دین اسلام دین حقیقت است که با عقل و دل مردم بازی می کند و نمی شود به اجبار کسی را مجبور نمود. ما باید خوب عمل کنیم که این بهترین راه تبلیغ است و نباید اصرار کنیم و مردم باید اول ببینند و آن وقت است که خیلی سریع تأثیر می پذیرند. من اوایل تشرفم به اسلام تلاش بسیاری برای ترغیب پدر و مادر و آشنایانم می کردم ولی کم کم متوجه شدم این اصرار اشتباه است و به دنبال درست کردن اعمال خود برآمدم تا دیگران جذب اعمال من شوند که این اثر بهتری می گذرد.وقتی من به سراغ اسلام آمدم از اینکه اسلام برای همه مشکلات من راه حل داشت به وجد می آمدم. همه مردم خواهان چنین مرام و آئینی هستند و به همین دلیل افرادی که مسلمان می شوند بازگشتشان از این دین بسیار سخت است.اکثر مسلمانان کلمبیا ارادت خاصی به امام رضا (ع) دارند و خود من اولین بار در سال ۲۰۰۶ به زیارت این امام عزیز رفتم و این بهترین تجربه در زندگی من بود. آنجا یک نفر مخصوص را یافتم و نه فقط آرامگاه یک انسان عادیمثل سایر قبوری که در مکان های مختلف وجود دارد، یک حس ویژه ای به من دست داده بود و البته از دیگر تجربه های خوب من زیارت کربلا در روز اربعین بود.اولین دلیل من به خاطر پذیرفتن دین اسلام و مذهب تشیع بود که مرا وادار به تحقیقات بیشتر راجع دین اسلام می کرد که هم برای خودم مفید باشد و هم برای مردم کشورم مفید واقع شود. دوم اینکه حس کمک به دیگران و هدایت آنها به دین بر حق اسلام مرا تحریک به تحصیل علوم حوزوی کرد که با تحقیقات بسیار ایران را بهترین انتخاب یافتم و در ایران ساکن قم شدم.ما در غرب می بینیم که چطور هر روز زندگی مردم خراب تر می شود و زندگی آنها سخت تر می شود و تنها راه نجات همه مردم عمل به راهکارهای اسلام است. اسلام دین سختی نیست ولی متأسفانه در اذهان بعضی جوانان دستورات اسلام سخت هستند، شاید بعضی از دستورات آن سختی داشته باشد ولی این سختی ها ما را از خیلی سختی های بزرگ تر و پر تعداد تر نجات می دهد. بزرگان دین باید بیشتر به جوانان اهمیت بدهند تا آنها به درک بهتری از دین برسند.
    ما می بینیم که شما ایرانیان در این کشور در نعمت هایی قرار دارید که در هیچ جای دیگر دنیا وجود ندارد. توصیه من این است که اگر می خواهید عاقبت به خیر شوید حتما به دنبال درک حقیقت مفهوم “انسان” باشید چراکه تمام نکات هستی در انسان نهفته است.
    شیعیان کلمبیا همگی جزء بومیان خود کلمبیا هستند و بیش از ۱۵هزار نفر هستند و خارجی ها اکثراً سنی مذهب اند که همگی با هم برادریم و ارتباط خوبی با هم داریم که البته این ارتباط در قبل بسیار بهتر بود ولی از زمانی که وهابی ها به کشور ما نفوذ کردند مقداری رابطه شیعه و سنی بد شد که ما تلاش بسیاری برای جبران این فاصله انجام می دهیم.اسم خود را عبدالحکیم گذاشتم چون می خواستم خدا مرا هدایت کند و انشاالله یک روزی بنده حکیم خداوند بشوم.همین نکته که می دیدم اسلام برای همه مشکلات مردم راه حل و بهترین راه حل را دارد بسیار برای مرا شگفت زده می کرد.این که بتوانم در دنیا بنده خوب خدا باشم و اینکه بتوانم این دین را در کشورم منتشر کنم آرزویم است. من در کشورم فعالیت های اجتماعی انجام می دهم که همین رفتار ما بدون اینکه حتی خود را مسلمان معرفی کنیم بر جوانان و نوجوانان تأثیر خوبی می گذارد و عده ای از آنان بعداً که می فهمند ما مسلمان بوده ایم پیش ما می آیند و اسلام می آوردند.
    من قبل از اینکه شهادتین بگویم شروع کردم به نماز خواندن، چون شنیده بودم که مسلمانان روزانه ۵نوبت نماز می خوانند و برای همین خواستم این عبادات را تجربه کنم تا ببینم تحمل آن را دارم یا خیر و برایم جالب بود که پس از یک مدت نماز خواندن به حس خوب و دوست داشتنی رسیدم که دیگر ترک کردنش برای غمناک بود و برای همین هم با خیال آسوده اسلام آوردم
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  11. 9 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


  12. #8
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    ایوت بالداچینو : در مسیحیت از خدای پدر، خدای پسر و روح القدس گفته می شد که برای من قابل قبول نبود.







    ایوت بالداچینو کارشناس ارشد حقوق از دانشگاه سیدنی است که 12 سال پیش، پس از جدایی از مذهب کاتولیک مسلمان شده است، بنا به گفته خود او 6 سال سنی بوده است ولی اکنون 6 سال است که به آیین شیعه گرویده است. او همچنین پس از این تشرف نام خود را به ثریا تغییر داده است.



    او در مورد علت مسلمان شدنش اینطور می گوید که:



    در حقیقت سفر من از کودکی آغاز شد چرا که همواره در درون خودم به یک خدای واحد معتقد بودم. دو سؤال اساسی همواره زندگی مرا تحت الشعاع خویش قرار می داد، اول اینکه من از کجا آمده ام و دوم آنکه سرنوشت من چه خواهد بود. با اینکه از دوران کودکی در درون خودم به خدای واحد اعتقاد داشتم اما در آیین مسیحیت به وضوح از خدای پدر، خدای پسر و روح القدس سخن گفته می شد و این سه خدایی برای من قابل قبول نبود.



    وی وجود تناقضات و عدم هماهنگی میان باورهای مسیحی را یکی دیگر از مشکلات مذهبی خویش در دوران نوجوانی و جوانی خواند و افزود: با اینکه یک کودک بودم و پدر و مادرم برای کنجکاوی های کودکانه ام پاسخ های فراوانی به من می دادند اما هیچ گاه هیچ یک از پاسخ هایشان برای من قانع کننده نبود.



    این مستبصر استرالیایی داستان مسلمان شدن خویش را از آنجا آغاز کرد که برای دیدن مادر خویش به مصر سفر کرده بود. وی در توصیف مردم مسلمان کشور مصر گفت: مسلمانان مصری با اینکه مردمی بسیار فقیر بودند اما بسیار آرامش داشته اند و در میان آنان احساس مهربانی و دوستی می کردند.

    بالداچینو تصریح کرد: وقتی برای اولین بار موسیقی قرآن به گوش من خورد مجذوب نوای قرآن شدم و در هر فرصتی که بدست می آوردم این موسیقی را گوش می دادم.



    وی مردم مسلمان مصر را مردمی فقیر اما سرشار از احساس و آرامش توصیف کرد و افزود: در کشور خودم و در اروپا انسان های زیادی را دیده بودم که با وجود امکانات زیاد در جست وجوی آرامش بودند و هرگز آن را بدست نمی آوردند در حالی که مردم مسلمان مصر چیزی برای زندگی کردن نداشتند اما بسیار بخشنده و مهربان بودند.



    وقتی برای اولین بار به مسجد الحسین رفتم با التماس خواسته های خویش را از خدا طلب کردم و از او خواستم که مرا به سمت حقیقت و واقعیت هدایت کند تا از زندگی گذشته ام دور شوم.



    بالداچینو در قسمت دیگری از صحبت های خویش به اولین برخورد خویش با کتاب قرآن اشاره کرد و توصیه داشت: سوره اخلاص اولین سوره ای بود که از قرآن خواندم و در همین چند آیه کوتاه تمام معضلات اندیشه مسیحی را حل شده یافتم و دریافتم که اسلام طریق کاملی برای زندگی انسان است.



    وی تصریح کرد: تمام سؤالات خویش را در قرآن پاسخ یافته دیدم و این اولین برخورد من با قرآن بود که سبب انس همیشگی من با قرآن شد.



    این تازه مسلمان استرالیایی تأکید کرد: وقتی قرآن را مطالعه می کردم یقین داشتم که گوینده این سخنان خالق واقعی دنیا و آفریننده حقیقی انسان است.



    وی پس از اظهار شهادتین در مسجد دانشگاه الازهر مصر به دین اسلام گرویدخ و تحقیق و پژوهش درباره آموزه های دینی ادامه داد.



    بالداچینو گفت: بعد از شش سال که به اسلام گروییده بودم و یک مسلمان سنی شده بودم با امام حسین (علیه السلام) و ماجرای شگفت انگیز عاشورا آشنا شدم و این آشنایی اولین جرقه های گرایش من به مذهب حقه تشیع بود.



    وی تصریح کرد: دستان امام حسین(علیه السلام) را در سراسر زندگی ام احساس می کنم.



    بالداچینو با یادآوری حضور خود در مجالس شیعی مردم مصر و گفت وگوهای خویش با شیعیان این کشور اظهار داشت: چندین بار در رؤیاهای خویش امام علی (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) را مشاهده می کردم که با کمال مهربانی مرا به سوی امنیت و آرامش دعوت می نمودند
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  13. 9 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


  14. #9
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    عبد الکریم پاز : اسلام رسانه ای زنده و پویاست آن را دینی استوار و منطقی دیدم






    در ابتدا بفرمایید اسلام چه جذابیتی داشت که مجذوب آن شدید ؟
    من سی سال پیش شیعه شدم چون رشته تحصیلی من فلسفه بود روی ادیان وفلسفه های مختلف تحقیق ومطالعه زیادی داشتم. در۱۸ سالگی به اروپا رفتم و با اسلام آشنا شدم آن زمان درکشورهای شرقی مثل هند عرفان  های بود که عده ای را جذب می کرد عده دیگری هم به دنبال انقلاب مسلح ونظام سوسیالیستی بودند از طرفی مساله صوفی گری هم مطرح بود، لذا شروع به مطالعه درباره ادیان کردم بعد ازچهارسال تحقیقات به یک نقطه مشترک رسیدم و آن این که همه ادیان ازگذشته صحبت می کنند و برای زمان کنونی اثری وحرف تازه ای ندارند تا این که کنفرانسی درباره اسلام برگزار شد رفتم ببینم چه خبر است خیلی خوشم آمد موضوع درباره زندگی پیامبر اسلام بود دیدم که اسلام رسانه ای زنده و پویاست آن را دینی استوار و منطقی دیدم که ادامه  دهنده توحید و از نسل ابراهیم نبی است و به شکلی گسترده تروجامع  تر است.
    در طول ۱۴۰۰ سال تحریف و تغییری نداشته و از سویی رفتار مسلمانان برایم جالب بود آنها در زندگی به تکالیف دینی خود مقید بودند اینها همه روی من اثرگذاربود.اسلام را دینی زنده و پویا دیدم که زمانش تمام نشده است با اینکه مسیحی معتقد به کاتولیک بودم اما وابستگی به کلیسا نداشتم و به اسلام روی آوردم.درعرض یک هفته اسلام را قبول کردم دوسه ماه بعد به مسجد توحید دعوت شدم که مربوط به ایرانی ها بود والان هم مدیر آن مسجد هستم؛ آن جا فیلم ها و عکس هایی از انقلاب ایران، امام خمینی و سخنرانی های ایشان برای ما نشان می دادند اولین باربود که این چیزها را می دیدم؛ جریانی جامع و کامل ازتوحید درکنار رفتار خوب مسلمانان و عقایدی که داشتند مرا مجذوب کرد و تحت تاثیر قرار داد .

    افرادی هم دراین مسیر روی شما تاثیر گذاشته اند؟
    بله بعد از شیعه شدنم افرادی بودند که واقعا تاثیرگذار بودند مانند علامه طباطبایی که کتاب های شان را ترجمه کرده ام،  استاد شهید مطهری و… در راس همه آن ها امام راحل،  چهره ایشان،  بیان شان و نوشته هایشان همه جالب و موثر بودند امام را نماینده واقعی انبیا می دیدم شخصیتی با عظمت و قدرت که در مقابل فرهنگ سکولار غربی محکم ایستاد و موفق هم شد.
    گویا زمانی که اولین بار به ایران سفر کردید شما را برای بازدید به جبهه  و جماران بردند .از آن زمان خاطره ای دارید؟
    بله در سال ۶۶ برای جشن ۲۲بهمن ما را به تهران دعوت کردند ما را با هواپیمای ارتش به پایگاه بسیجیان درجبهه سوسنگرد بردند. جوانانی و نوجوانان را دیدیم که درعین سادگی امکانات و تجهزیات قرار بود در مقابل ارتش مجهز صدام که همه طور حمایت می شد بجنگند.
    ما با این صحنه ها فقط گریه می کردیم و تحت تاثیر اخلاص این بچه ها قرار گرفتیم می گفتیم ما را به بهشت آورده اند و نمی خواستیم برمی گردیم حال و هوای خوبی داشتیم. بعد ما را به جماران بردند وقتی امام آمد چهره نورانی و جاذبی داشت همه بلند شدند و شعار دادند ما که نمی فهمیدیم تنها اشهد ان لااله الا الله می گفتیم و از دیدن امام گریه می کردیم دردریای عشق امام امروز غرق شدیم بعدا سخنان امام را برای ما ترجمه کردند از آن جا به مشهد و قم بردند اصلا فکر نمی کردم یکسال بعد به قم می آیم و درس می خوانم.اگر شما بخواهید آرژانتین را معرفی کنید چه تعریفی دارید؟
    آرژانتین سابقه خوبی دارد و خیلی از نظر فکری با اسلام نزدیک است از جمله کشورهای جهان سوم استکبارستیزی است که اکثریت مردم آن مسیحی هستند ولی مستقل عمل می کنند. اولین کشوری که با ایران رابطه خوبی داشت. زمان جنگ ایران با عراق،  اسلحه و مواد خوراکی به ایران می فروخت همکاری های هسته ای هم داشتند. آن زمان آقای صالحی رییس هیات ایرانی بود. غرب وقتی این رابطه را دید احساس خطر کرد با توطئه سازی و انفجار بمب در کشورمان رابطه را قطع نمود امروز سعی برآن است تا روابط دوباره بازسازی و تقویت شود به نظرم آرژانتین پتانسیل خوبی برای اسلام گرایی و تشیع دارد. یک درصد ازجمعیت ۴۱ میلیونی آرژانتین را مسلمانان تشکیل می دهند و بیشتر طلاب شهر قم هم از این کشورهستند همه این ها نشانه خوبی است.
    آراژانتین کشور آزادیخواهان که سابقه مبارزاتی علیه استکبار دارد با توجه به این که دین اسلام دین آزادیخواهی است ایا به نظر شما می توان به شخصیت هایی چون مارادونا که شهرت هم دارند اسلام را عرضه کرد؟
    اگر اسلام را خوب عرضه کنیم دیگر با خودشان است که حرف های اسلامی را از غیر اسلام تشخیص دهند و بپذیرند. با مارادونا تجربه ای داشتیم، آن جا شایعه شده بود که وقتی او در فلسطین بوده گفته اگر انگشترم فلسطینی باشد انگشتم را قطع می کنم حتی در لبنان این شایعه به قدری زیاد بود که هیچ کس مارادونارا دوست نداشت و همه می گفتند ما از او خوشمان نمی آید از طریق واسطه ای با مارادونا مرتبط شدم و ماجرا سوال کردم. با ناراحتی همه را تکذیب کرد و گفت من با مردم فلسطین و مبارزان آنها همراه هستم خیلی هم دوست داشت به ایران بیاید می گفت با افرادی مثل چاورز و فیدل کاستر عکس گرفته و دوست دارد به ایران هم بیاید البته زمینه خوبی برای عرضه اسلام را هم دارد اما نمی تواند به همین خاطر پیراهن ورزشی اش را امضا کرد و به سفیر ایران هدیه کرد می گفت با مردم ایران هستم خیلی دوست دارم روزی به ایران بیایم به  همین دلیل رسانه های غربی و صهیونیستی علیه او خبرسازی زیادی کردند معتقدم به چنین افرادی با این روحیه مبارزاتی اگر اسلام شیعی عرضه شود حتما موثرخواهد بود.
    نظر مردم آرژانتین در باره واقعه آمیا چیست آیا هنوز ایران را مقصرمی دانند؟
    آمیا مربوط به سال ۱۹۹۴ م است که سعی داشتند رابطه ایران و ارژانیتن را خراب کنند؛ البته زمان خیلی چیزها را مشخص کرده است معلوم بود این دروغ تبلیغاتی رسانه های غربی است که بین دو کشور را تیره کنند امروز مردم دیگر به شایعات توجه نمی کنند و اکثریت می دانند تمام این ها توطئه غرب است. امروز مردم آرژانتین انقلاب اسلامی را به خوبی می شناسند به طوری که این انقلاب را جستجوشمه انقلاب های منطقه آمریکای لاتین می دانند. برخلاف تصور غرب مردم ایران درنگاه آرژانتینی ها دارای هویت عزت مند هستند زیرا ایران را مظهر مقاومت در برابر استکبار و رژیم صهیونیستی و به خصوص آمریکا می دانند حتی با دقت تحولات منطقه را رصد می کنند و بیانات مقام معظم رهبری که به زبان اسپانیولی ترجمه می شود را مورد رصد و تحلیل قرار می دهند.
    وضعیت شیعیان در آرژانتین چگونه است؟
    شیعیان در پایتخت آرژانتین به  رغم بسیاری از فشارهای مختلف ازسوی صهیونیست ها، توانسته اند در محیط اجتماعی کشور فعالیت داشته باشند و با ایجاد برنامه های رادیویی و همچنین انتشار روزنامه و نشریات در جهت ترویج معارف اهل بیت(ع) گام مثبتی را در آمریکای جنوبی بردارند.
    نظر شما مشکلات تبلیغ شیعه در دنیا به خصوص آمریکای لاتین چیست؟
    رسانه های غربی با قدرت تمام علیه اسلام و مرکز آن ایران فعالیت منفی دارند البته چند سالی است رسانه  های امریکای لاتین هم فعال شده اند و ایران هم شبکه هیسپان.تی. وی را راه اندازی نموده و مخاطبان زیادی را سمت خود کشانده است که هرچند حرکت خوبی است اما نیاز به تقویت بیشتری دارد زیرا آنها با رسانه های خودشان مردم را نسبت به اسلام بدبین می کنند اما به نظرم جهان اسلام متوجه اهمیت رسانه ها شده و خوشبختانه همین می تواند تا حدود زیادی موانع را از سر راه بردارد به خصوص درحوزه فضای مجازی که تاثیرات زیادی دارد.
    شبکه هیسپان. تی.وی تا چقدر موثر بوده است؟
    این شبکه ایرانی،  شبکه خوبی است که خیلی پیام ها را داده اما نقطه ضعف آن این است که احتیاج به زمان دارد زیرا شبکه جوانی و تازه کاری است اگر بتواند با مردم بومی کشورهای آمریکای لاتین ارتباط بیشتری برقرار کند و از نیروهای آنجا استفاده داشته باشد به نظرم خیلی بهتر خواهد بود چون به  هر حال از فرهنگ و محیط مطلع تر هستند.
    یکی ازراه های تبلیغ اسلام پرداخت خمس و زکات و را موقوفات است با توجه به این که وضعیت اقتصادی شیعیان در کشورهای مختلف چندان مناسب نیست آیا این امور بین شیعیان ارژانتین رواج دارد؟
    بله متاسفانه شیعیان در مقایسه با وهابیون که پشتوانه محکم مالی دارند بسیارضعیف است و اگر در امور دینی مانند خمس و زکات کارشود قطعا بسیاری ازمشکلات مرتفع خواهد شد اما هنوز در فرهنگسازی این مسایل محدودیت داریم چون برایشان سخت است پول بدهند لذا در درجه اول باید عقاید آنها را تقویت کنیم تا در پرداخت خمس و زکات و وقف بیشتر واردشوند و خود را مسئول بدانند.
    فعالیت وهابیت در ارژانتین چگونه است؟
    آنها در بهترین نقطه بوئنوس آیرس مسجدی با اعتبار ۴۰ میلیون دلار ساخته اند که بسیار بزرگ است ۱۰۰ مدرسه ساخته اند و درحال حاضر هم به دنبال تاسیس دانشگاه هم هستند آنها خیلی هزینه می کنند کنگره های بزرگی دارند که ازکشورهای مختلف مهمان دعوت می کنند اما خوشبختانه چندان توفیق ندارند و تعداد کمی جذبشان می شوند زیرا حرف و عملشان یکی نیست وهابیون هرچند از نظر کمی جلو هستند اما کیفیت و محتوای شیعه غنی تر است.
    برای شیعیان به خصوص علما ومبلغان شیعه مشکل سازنیستند؟
    تا کنون که مشکل جانی و مالی نداشته اند البته در اروپا حملات گسترده ای به راه انداخته اند و شاید در آینده اینجا هم خطر ساز باشند اما عمده فعالیت های ضد شیعی آنها در فضای رسانه های به  خصوص اینترنت است سایتی دارند که شدیدترین توهین ها و اتهامات را به شیعیان و بزرگانی چون رهبر معظم انقلاب و سید حسن نصرالله وارد می  سازند.
    وضعیت ترجمه کتاب های دینی در آرژانتین چگونه است؟
    ترجمه ها هم ضعیف هستند و هم قوی. در برخی مواقع ایرانی ها وقتی ترجمه می کنند به دلیل عدم آشنای با فضای فرهنگی ومحیطی کشور مقصد ترجمه ها ضعبف است که باید با همکاری و افراد بومی این ترجمه ها انجام شود ولی با این حال ترجمه های خوبی هم به زبان اسپانیولی داریم.
    با توجه به بیداری اسلامی و هجمه های غربی در آینده اسلام شیعی را چگونه می بینید؟
    بهترین آینده را برای اسلام شیعی می بینیم، زیرا تنها سی سال از انقلاب اسلامی ایران گذشته و اسلام شیعی تا به این حد اوج داشته است. بنابراین تا رسیدن به هد نهایی هنوز نیاز به زمان داریم انشالله به زودی امام زمان هم ظهورمی کنند و نورشان همه دنیا را فرا می گیرد
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  15. 9 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


  16. #10
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد



  17. 11 کاربر از پست مفید سيد محمد انجوي نژاد تشکر کرده اند .


  18. #11
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,471
    امتیاز : 58,708
    سطح : 100
    Points: 58,708, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,442
    تشکر شده 36,903 در 2,459 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    گفتگو با نو شیعه کلمبیایی؛
    ما هر چه داریم به برکت امام رضاست و نمی توانم به شما بگویم چه حاجت هایی بوده است اما تمام چیزهایی که دارم و برای من اتفاق افتاده از طریق توسل به ائمه است؛ مخصوصا امام رضا و خواهر ایشان حضرت معصومه که در قم هستند.
    گروه فرهنگی مشرق - "لوییس خاویر" جوانی از کشور کلمبیاست 14 ساله بود که از طریق دوستان مسلمانش با اسلام آشنا شد به گفته خود او خداوند عنایت کرد و در سن 21سالگی اسلام را شناخت و مسلمان شد . خانواده اش مسیحی مقید به اصول دین هستند و همیشه برای عبادت به کلیسا می روند تا خدا را عبادت کنند و همین زمینه دینی او را به دینی کامل تر؛ یعنی اسلام سوق داد. لوییس بعد از تشرف به اسلام شیعی نام عبدالحکیم را بر خود نهاد تا نشانی از تغییر مسلکش باشد. او ازجمله تازه مسلمانانی است که به امام رضا ارادت زیادی دارد. گفت وگو با این نوشیعه کلمبیایی درباره با امام رضا(ع) می خوانید: تغییر دین و مسلک به راحتی نیست که انسان بخواهد در نیمه راه زندگی دین و مسلک خود را عوض کند مگر این که شناختی نسبت به دین جدید در او ایجاد شود به نظر شما چرا عده ای از دین خود بر می گردند و به اسلام روی می آورند حتی با وجود مخالفت دیگران و سختی های زیادی که برسر راه آنها ایجاد می شود اما همچنان بر مسلمانی خود مصرند؟
    امروز در غرب سیستم لیبرالی ومادی گرایی حاکمیت دارد که هرچند ظاهرا پیشرفته و خوب است اما رنگ وبوی معنویت در آن دیده نمی شود همین مسئله باعث مشکلات زیادی برای مردم می گردد که همه ناشی از نبود خدا در زندگی است به همین خاطر وقتی هرکدام ما به یک پایگاه مطمئن و امنی دست پیدا می کنیم تحت هرشرایطی می خواهیم به آن چنگ بزنیم حتی دوست داریم دیگران را هم به این حقیقت ناب هدایت کنیم تا مانند خودمان احساس آرامش خاطر پیدا کنند . خود من همیشه دوست داشتم راه حلی بیابم تا مردم کشورم را از مشکلات زندگی برهانم و حالا که مسلمان شده ام مطئمنم تنها گرویدن به اسلام آنها را نجات می دهد.
    وضعیت مسلمانان در کلمبیا چگونه است؟
    درمقایسه با جمعیت 46میلیونی کلمبیا تعداد مسلمانان زیاد نیست شاید تقریبا 36هزارنفرباشند که سعی می کنیم ان شالله بیشترشوند به همین خاطر ما مسلمانان خیلی باید در رفتار و گفتارمان مراقب باشیم تا اشتباهی نکنیم و باعث ناراحتی دیگران نشویم زیرا همه کارهای ما را از چشم اسلام می بینند و این حساسیت را بیشتر می کند،  اما به لحاظ سیاسی هم خوشبختانه برای مسلمانان مشکلات خاصی ایجاد نشده است؛ هرچند دولت کلمبیا زیرنظر سیاست های امریکاست که علیه مسلمانان جوسازی می کنند اما تاکنون مستقیما مشکلی برای مسلمانان ایجاد نشده است.
    از چه زمانی نسبت به ائمه اطهار شناخت پیدا کردید؟
    وقتی که در کلمبیا درس می خواندم درباره مسایل مختلف با دوستان مباحثه و گفت وگو داشتم، ولی هنوز مسلمان نشده بودم به دنبال همین مباحث آن زمان کمی درباره امامت چیزهایی فهمیدم و پیش زمینه ای پیدا کردم تا وقتی که به ایران آمدم و شناختم بیشتر شد و شور و اشتیاقم به اهل بیت دو چندان گردید
    بعد از تشرف به اسلام، ایران آمدید؟
    بله وقتی مسلمان شدم برای شناخت بیشتر از اصول دین، حقایق اسلام و احکام شرعی در اردویی دوسه ماهه به ایران آمدم، زیرا ایران بستر مناسبی برای این گونه مسایل دینی دارد
    شما مستقیما شیعه شدید؟
    بله قبل از این دین من مسیحیت کاتولیک بود که الحمدالله از آن به تشیع روی آوردم.
    چی شد که اسم عبدالحکیم را برای خود انتخاب کردید؟
    وقتی مسلمان شدم به من گفتند باید اسمی اسلامی داشته باشید به دلیل این که اهل مباحثه و گفت وگو بودم. دوست داشتم اسم عبدالحکیم را برخودم بگذارم اسمی که نشانه نزدیک تر به خداوند متعال باشد در مسجدمان چارچوبی است که صد اسم خداوند یا همان اسماء الهی روی آن نوشته شده من اسم عبدالحکیم را دیدم و برای خودم انتخاب کردم.
    علت ارادت ویژه شما به امام رضا چیست؟
    اکثر مسلمانان کلمبیا اولین بار می توانند به ایران بیایند و امام رضا را زیارت کنند و اردوهایی وجود دارد که مسلمانان را به ایران می آورد و می توانند مشهد بروند برای همین به نسبت سایر ائمه فرصت زیارت ایشان را بهتر داریم اگر به کلمبیا بروید می بینید که مسلمانان بیشتر این امام را می شناسند. من نیز اولین باری که ایران برای تحقیق و مطالعه آمدم به مشهد رفتم و امام رضا(ع) را زیارت کردم وگرنه مسلمانان به همه امامان علاقه و ارادت دارند فرقی بین ایشان نیست، زیرا همه بهترین انسانها هستند.
    اولین باری که به زیارت امام رضا رفتید چه حس وحالی داشتید به خاطر دارید؟
    بله؛ اصلا قابل وصف نیست. آنجا دیدم امام رضا فقط امامی برای شیعیان نیست، بلکه هرکس از دین و آیینی باشد شیفته ایشان می شود و به زیارت می آید مسیحی،  یهودی حتی اهل سنت همه آنجا می روند و زیارت می کنند. احساس می کردم آنجا قبر یک انسان معمولی نیست با همه جا فرق دارد حتی یک اردویی تعدادی از هموطنانم از کلمبیا آمده بود یکی از جوانان تازه مسلمان شده بود از زیارت امام رضا و احساسم برایش گفتم وقتی او به مشهد برای زیارت رفت و برگشت به قم، گفت آقای عبدالحکیم شما حق دارید هرکس برود پیش امام رضا همین احساس را پیدا می کند آنجا قبر یک انسان معمولی نیست من هم مانند شما همان حس و حال را داشتم. راستش نمی دانم این کلمه در زبان فارسی هست یا نه ولی در اسپانیایی می گویند انرژی وجود دارد که مخصوص و فرا زمینی است در حرم امام رضا هم همان انرژی جریان دارد.
    چه سالی برای زیارت امام رفتید؟
    سال 2006 بود آن زمان دوسالی بود که مسلمان شده بودم. همان طور که گفتم برای سفر دوسه ماه آمده بودم تا درباره اسلام و امامان معصوم تحقیق کنم و خداوند متعال توفیق زیارت هم به من داد.
    یعنی هنوز مشخص نشده بود که برای تحصیل و زندگی ایران باشید؟
    نه فقط یک سفر کوتاه بود که خدا خواست سفر بعدی در قم ساکن شدم.
    خاطره ای هم از سفر مشهد و زیارت امام رضا دارید؟
    حقیقت این است که وقتی اولین بار به حرم امام رضا رفتم همه چیز برایم عجیب بود، زیرا ما مسیحی بودیم و اصلا چنین تجربه ای نداشتیم به دلیل شلوغی و سر و صدای زیاد خیلی برایم سخت بود که ما عادت نداریم؛ وقتی نزدیک ضریح و قبر امام شدم جمعیت زیادی آنجا حضور داشتند خیلی دوست داشتم من هم به قبر نزدیک شوم، ولی در آن موقعیت امکانش نبود همان جا ایستادم و از خداوند متعال خواستم کمک کند تا بتوانم من هم ضریح را بگیرم. الحمدالله به صورت عجیبی توانستم پیش بروم و ضریح را گرفتم بعد از آن حس خاصی به من دست داد نتوانستم خودم را کنترل کنم و شروع به گریه کردم نمی دانم چه شد و به چه دلیلی آن طور اشک می ریختم، خیلی گریستم.
    چرا مگر در فرهنگ شما بزرگسالان گریه نمی کنند؟
    نه اصلا. در کلمبیا گریه برای بچه هاست و کسی عادت به گریه ندارد؛ معمولا روحانیون مسیحی و کاتولیک گریه می کنند بین مردم عادی آن هم برای عبادت اصلا گریه معنایی ندارد، اما نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آن روز خیلی گریه کردم و آرامش عجیبی داشتم.

    تا به حال شده است حاجتی داشته باشید و نذر امام رضا کنید؟
    بله بسیار زیاد. ما هر چه داریم به برکت امام رضاست که نمی توانم به شما بگویم چه حاجت هایی بوده است. تمام چیزهایی که دارم و برای من اتفاق افتاده از طریق توسل به ائمه است؛ مخصوصا امام رضا و خواهر ایشان حضرت معصومه که در قم هستند، زیرا اگر لطف و کرم شان نبود شاید من حالا اینجا نبودم و مانند سایرین در کلمبیا به کارهای دیگری مشغولیت داشتم ولی خواست خدا و کمک ائمه معصومین بود که من امروز در این شرایط هستم.
    اگر جزء متولیان آستان قدس رضوی بودید چه کاری انجام می دادید که الان احساس می کنید کم کاری شده است؟
    به نظر من مسئولان آستان تمام تلاش خود را می کنند تا به خوبی و نظم فعالیت داشته باشند زیرا کار خیلی زیاد و سنگین است اما خیلی بانظم و دقت کارها انجام می شود. الحمدالله همه چیز سرجای خودش است البته مشکلات وجود دارد ولی انصافا آنها تلاش خود را کرده اند تا همه چیز روال نظم و ترتیب خودش را داشته باشد.
    آیا تا به حال توفیق این را داشته اید تا خادم افتخاری امام رضا باشید؟
    نه ولی خیلی آروز دارم بتوانم حداقل یک روز هم که شده در آستان حرم امام رضا خادم زوار ایشان باشم و پیشنهادی که دارم این است افرادی که در اردوهایی کوتاه به زیارت می آیند بتوانند برای یک روز خادم افتخاری امام باشند. قطعا این در تقویت روحیه و تشویق آنها خیلی موثر است و با انرژی مضاعفی به کلمبیا برمی گردند. امیدوارم خدا کمک کند و این آرزو محقق شود.
    آیا تا به حال کسی را مسلمان کرده اید؟
    البته ما تنها وسیله هستیم و این خداست که باید نور ایمان را در دل ها بتاباند، ولی توفیق این را داشته ام تا وسیله مسلمان شدن تعدادی از دوستان بشوم در دانشگاه کلمبیا که خودم درس خواندم برخی به اسلام گرویدند از همه مهمتر همسرم که قبل از این مسیحی بود و توانستم به لطف خدا با اسلام آشنایش کنم و مسلمان شود. درهرحال باید خدا کمک کند تا کلام اثر بگذارد و طرف مقابل بپذیرد اسلام دین برتری است.
    آستان قدس در کلمبیا موقوفاتی هم دارد ؟
    نه تا به حال چیزی به عنوان موقوفات امام رضا در کلمبیا نداشته ایم.
    در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید
    صحبتی ندارم جز این که امیدوارم خداوند از رفتارها وگفتارهای من راضی باشد و بتوانم دراین دنیا و آن دنیا بنده خوبی برای خدا باشم از شما هم سپاسگذارم برایم دعا کنید.

    کلمبیا کجاست؟
    کلمبیا چهارمین کشور بزرگ آمریکای جنوبی (بعد از برزیل و آرژانتین و پرو)، با مساحت ۱ میلیون و ۱۴۱ هزار کیلومتر مربع است. خاک سرزمین کلمبیا دارای شرایط فیزیکی متنوعی است و از قله های بلند و برفی آند تا دشت های گرم و مرطوب حوزهٔ رود آمازون را شامل می شود. این کشور بعد از برزیل دارای بیشترین جمعیت در بین کشورهای آمریکای جنوبی است. پراکندگی جمعیتی کلمبیا یکسان نیست. اغلب مردم این کشور در یک سوم کوهستانی کشور یعنی جایی که بوگوتا پایتخت کلمبیا و سایر شهرهای بزرگ آن قرار دارند زندگی می کنند. از آنجا که این ناحیهٔ غربی کشور دارای آب و هوای مناسب و خاک غنی است، فعالیت های کشاورزی نیز اغلب در این ناحیه است.
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1