کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 63
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    Lightbulb چطوری نمازخون شدین؟

    به نام خدا

    هر کی یه طوری شروع کرده به نماز خوندن

    یکی مثل بچه آدم از روزی که بهش واجب شده واستاده خونده

    یکی با هزار دردسر تونسته رو نفسش پا بذاره

    خدائیش اوائلشم سخته

    حالا اینجا همه بگن چطوری نماز خون شدن

    یا زهرا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  2. 10 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    من که خودم پروژه نماز خون شدنمو امام رضا دو سه ساله تموم کرد
    که در ادامه تعریف میکنم
    خب بقیه چی؟
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  5. #3
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-بهمن-۱۹
    نوشته ها
    876
    امتیاز : 13,523
    سطح : 75
    Points: 13,523, Level: 75
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,773
    تشکر شده 5,289 در 911 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 14 در 13 پست

    پیش فرض

    سلام
    تاپيك جالبي هست ،
    ميشه تجربيات رو منتقل كرد به مامان باباها !
    يادمه نماز صبح ،خيلي سخت بود براي ما ،
    آخه بايد از خواب ناز بيدار مي شدي ،
    اما نحوه ي بيدار كردن خيلي مهم بود ،
    خواب بودي يكدفعه احساس مي كردي
    يه چيزي رو صورتت داره آروم حركت ميكنه ،
    چشماتو كه باز ميكردي دونه هاي تسبيح پدر
    رو ميديدي و لبخند هميشگي !
    همه چي از خانواده هاست اخوي !


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۷
    محل سکونت
    زمين
    نوشته ها
    2,534
    امتیاز : 63,430
    سطح : 100
    Points: 63,430, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 18,799
    تشکر شده 11,752 در 2,257 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بعد از سن تکلیفم!




  7. #5
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۷
    محل سکونت
    جسم در زمین روح در آسمان
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    1,809
    امتیاز : 9,149
    سطح : 64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 768
    تشکر شده 3,474 در 1,088 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    با اراده خودم و بدون کمک پدر و مادر و با کمی درگیری با خودم شروع کردم

    از سن 12-13 سالگی که نماز رو به طور کامل بلد شدم و جشن تکلیفمون رو گرفتن

    اوایل خیلی برام سخت بود مخصوصا نماز صبح اما وقتی میخوندم بعدش خودم رو با زور بیدار نگه میداشتم و تا عادت کردم

    به طور مخفی شروع کردم به شکلی که وقتی نماز میخوندم کسی متوجه نمیشد

    خیلی کیف داشت مثلا همیشه داعم الوضو بودم که تا فرصت شد بخونم و کسی نفهمه

    البته اوایل تق و لق بود و تا وقتی که کامل نخوندم هیچکس نفهمید

    وقتی که خانواده فهمیدن خیلی تشویقم کردن و ازشون ممنونم خلاصه تا حالا دچارشیم و وقتی یاد اون موقع ها میوفتم کلی برام لذت داره



    چاکرتیم
    ای که حاجت طلبی از ارباب........پرچم شاه بسوی حرم عباس ع است



  8. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    یادش به خیر
    همش تو مسجد بودیم
    چقدر قرآن حفظ بودیم ( البته با فشار خونواده )
    ولی این نمازه برام خیییییییییییییییلی سخت بود خوندنش
    گذشت تا یه سال رفتیم مشهد
    اونجا انقدر حال داد و چسبید ، که تصمیم گرفتم از امروز دیگه نمازام قضا نشه
    رفتیم شهر و دو سه روزی نمازا رو نزاشتیم قضا بشه و بعدش قضا میشد ولی میخوندیمش و بعدش دوباره ول شد
    هر از گاهی یه تلنگری میخوردم و دوباره همون روز نمازمو میخوندم ، ولی دوباره از فردا ...
    ادامه دارد
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  9. 11 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  10. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    خلاصه گذشت بازم مشهد رفتیم
    هر بار فکر میکردم این ذفعه دیگه قولمو نمیشکونم و همیشه نمازامو میخونم ، ولی نمیشد
    خیییییییییییییییییییییییل ی سخت بود
    جلسات کانون رو تک و توکی میومدیم ولی بازم نمازمونو نمیخوندیم
    بعضی شبا تو رختخواب میرفتم تو فکر و متحول میشدم ، همون موقع پامیشدم 17 رکعت نمازمو میخوندم
    یا مثلا نماز مغرب و عشا رو میرفتم مسجد پیش رفقا بعد 17 رکعت نمازمو با همون جماعت میخوندم (البته کم پیش میومد)
    البته کم کم محکم تر میشدم تو خوندن نماز ولی بازم اکثرا قضا میشد ...

    آخرش یه نفر از آشنا ها که یه مریضی داشت و چند ماه نتونسته بود نمازشو بخونه فوت شد
    ( بعد خونواده نقشه ریخته بودن که پولشو بدن و من نمازشو بخونم تا این نماز خوندن روم تاثیر بذاره )
    خلاصه نمازای قضای اون بنده خدا افتاد گردن ما
    منم خیییییییییلی تند و غلط غولوط این نمازا رو میخوندم
    یواش یواش دیدم حال میده این نمازه
    باز همینطور گذشت و دیدم خیلی برام لذت بخش شده

    وقتی نماز یه خورده برام شیرین شد خودمم سعی کردم که حفظش کنم و این شد که ما نماز خون شدیم
    این جریان شاید چند سال طول کشید
    و همه جاشم جا پای امام رضا به وضوح مشخص بود
    یا امام رضا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .






  11. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,694
    امتیاز : 31,629
    سطح : 100
    Points: 31,629, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,571
    تشکر شده 15,742 در 3,911 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    من از سن تکلیف شروع کردم به خوندن ولی هی ولش می کردم.
    اوایل که به سن تکلیف رسیدم که هنوز بلد نبودم. نماز ظهر و عصر تو مدرسه تو صف جماعت می ایستادم همراه بقیه می خوندم تا یاد بگیرم (و از اونجای که نماز بلد نبودم احتمالا نماز بقیه هم خراب کردم که به جماعت خوندم، شایدم به نیت فردی می خوندم. یادم نمیاد). خلاصه تو خونه هم کنار مامانم نماز می خوندم و مامانم با صدای بلند می خوند تا من یاد بگیرم.
    بعد که یاد گرفتم یه مدت خوندم و ول کردم. دوباره شروع کردم هم حجاب هم نماز ولی مسافرت که می رفتیم می گفتم آدم باید راحت باشه بنابراین هم حجاب هم نماز تو مسافرت حذف می شد چقدرم که بهم می خندیدن
    بعد دوباره ول شد اما ایندفه با فکر و تعقل
    آخه گفتم دلیل نداره که چون مامان و بابام مسلمون هستن منم مسلمون باشم. من باید تحقیق کنم. یه دو سه سالی هم اینجوری گذشت (اون موقع هم که اینترنت نبود که بشه تو اینترنت تحقیق کرد، هیچ دوست مذهبی و آدم مذهبی که با علم و دلیل دین رو پذیرفته باشه یا هیچ عالمی هم نمی شناختم و اطرافم نبود) خلاصه بعد از دو سه سال به خودم گفتم: من که تحقیق نمی کنم. حداقل نمازه رو شروع کنم که بعد اگه تحقیقاتم منو به این ننتیجه رسوند که اسلام درسته، حداقل نماز قضا نداشته باشم
    خلاصه 15 سالگی دیگه نمازه رو شروع کردیم (البته هنوز حجاب قبول نداشتم). نماز خواندن همان و عدم نیاز به تحقیق همان. یعنی اصلا خدا خودش راهو بهت نشون میده. یواش یواش بهت کمک می کنه به فلسفه ی دستورات دین پی ببری حتی اگه نتونی تحقیق کنی.
    ولی حالا یک سالی هست که خیلی نمازهای صبحم قضا میشه. برعکس قبل ترها که هیچ نمازیم قضا نمیشد. البته شاید هر کس دیگه هم به اندازه ی من کار داشت همین طور میشد. التماس دعا


  12. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    یادمه اوائل مامانم برا نماز صبح که میخواست بیدارم کنه قرآن میذاشت
    منم خیلی دلم میخواست بخوابم و اذیت میشدم
    به خاطر همین یه مقداری از اون قرآنه بدم اومده بود

    اینا همش نکات تربیتیه ها
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  13. 9 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  14. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط blueblooded نمایش پست اصلی
    من از سن تکلیف شروع کردم به خوندن ولی هی ولش می کردم.
    اوایل که به سن تکلیف رسیدم که هنوز بلد نبودم. نماز ظهر و عصر تو مدرسه تو صف جماعت می ایستادم همراه بقیه می خوندم تا یاد بگیرم (و از اونجای که نماز بلد نبودم احتمالا نماز بقیه هم خراب کردم که به جماعت خوندم، شایدم به نیت فردی می خوندم. یادم نمیاد). خلاصه تو خونه هم کنار مامانم نماز می خوندم و مامانم با صدای بلند می خوند تا من یاد بگیرم.
    بعد که یاد گرفتم یه مدت خوندم و ول کردم. دوباره شروع کردم هم حجاب هم نماز ولی مسافرت که می رفتیم می گفتم آدم باید راحت باشه بنابراین هم حجاب هم نماز تو مسافرت حذف می شد چقدرم که بهم می خندیدن
    بعد دوباره ول شد اما ایندفه با فکر و تعقل
    آخه گفتم دلیل نداره که چون مامان و بابام مسلمون هستن منم مسلمون باشم. من باید تحقیق کنم. یه دو سه سالی هم اینجوری گذشت (اون موقع هم که اینترنت نبود که بشه تو اینترنت تحقیق کرد، هیچ دوست مذهبی و آدم مذهبی که با علم و دلیل دین رو پذیرفته باشه یا هیچ عالمی هم نمی شناختم و اطرافم نبود) خلاصه بعد از دو سه سال به خودم گفتم: من که تحقیق نمی کنم. حداقل نمازه رو شروع کنم که بعد اگه تحقیقاتم منو به این ننتیجه رسوند که اسلام درسته، حداقل نماز قضا نداشته باشم
    خلاصه 15 سالگی دیگه نمازه رو شروع کردیم (البته هنوز حجاب قبول نداشتم). نماز خواندن همان و عدم نیاز به تحقیق همان. یعنی اصلا خدا خودش راهو بهت نشون میده. یواش یواش بهت کمک می کنه به فلسفه ی دستورات دین پی ببری حتی اگه نتونی تحقیق کنی.
    ولی حالا یک سالی هست که خیلی نمازهای صبحم قضا میشه. برعکس قبل ترها که هیچ نمازیم قضا نمیشد. البته شاید هر کس دیگه هم به اندازه ی من کار داشت همین طور میشد. التماس دعا
    البته میگن تو جماعت به اندازه یه نفر فاصله که باشه اتصال برقراره (یعنی اگه یه نفر نمازش خراب بود نماز بقیه مشکلی نداره)

    بعدش کسایی که میخوان برا نماز صبحا بیدار بشن باید یه سری کارا بکنن
    مثلا شام زیاد نخورن
    بالشت زیر سرشون نزارن
    جای نرم و گرم نخوابن
    حتی اگه خوابشون سنگینه نشسته بخوابن (مثل آیت الله بهجت)
    خوندن آیه آخر سوره کهف یا خواستن از یکی از شهدا هم خیلی خوب جواب میده
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  15. 10 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  16. #11
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۷
    محل سکونت
    حوالی کربلا
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    38
    امتیاز : 1,362
    سطح : 20
    Points: 1,362, Level: 20
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 23
    تشکر شده 103 در 25 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Smile

    قبل از سن تکلیف شروع به نماز خوندن کردم ولی هی ول می کردم وباز شروع می کردم تا بعد از سن تکلیف هم همینجوری بود تا با راهنمایی پدرم ومدد از امام حسین(ع)تونستم بصورت مرتب وتقریبا سر وقت نمازم رو بخونم برا نماز خوندن اول خود آدم مهمه بعد خونواده

  17. 8 کاربر از پست مفید ثارلله تشکر کرده اند .


  18. #12
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Downloads

    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۸
    محل سکونت
    ستاره ی غم(زمین)
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,806
    امتیاز : 36,232
    سطح : 100
    Points: 36,232, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 51,413
    تشکر شده 8,246 در 1,950 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    من هیچوقت با زور نماز نخوندم و اینکه از 10سالگی شروع کردم ولی از11سالگی نماز صبح رو بلند میشدم
    سعی میکنم نمازم رو اول وقت بخونم
    هرگز نمیذارم نمازم از وقتش بگذره
    یازهرا


    الهی
    نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
    نه تو آنی که گدا راننوازی به نگاهی
    در اگر باز نگردد
    نروم باز به جایی
    پشت دیوار نشینم
    چو گدا بر سر راهی
    کس به غیر تو نخواهم
    چه بخواهی چه نخواهی
    باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی





  19. #13
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۲۵
    محل سکونت
    دلم کربلاست
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,615
    امتیاز : 12,413
    سطح : 72
    Points: 12,413, Level: 72
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 4,458
    تشکر شده 6,711 در 1,390 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    من یادم نمیاد از کی? ولی پدر ومادرم زحمت کشیدند یادم دادند
    منم آقا ارزومه.....

  20. 9 کاربر از پست مفید ghaarib8 تشکر کرده اند .


  21. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-مرداد-۲۵
    محل سکونت
    قائمشهر
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    985
    امتیاز : 33,351
    سطح : 100
    Points: 33,351, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures25000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,183
    تشکر شده 4,615 در 980 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    من تا چند سال پیش اصلا حوصله نماز خوندن نداشتم یعنی همش میگفتم دلیلی نداره نماز بخونم و حوصله ندارم و وقتم گرفته میشه
    از این حرفا که الان جدیدا میزنن و میگن خدا به نماز خوندن ما نیاز نداره و از این حرفا
    اما من همین عقیده رو چند سال پیش داشتم
    همون موقع ها هم فقط ماه رمضون نماز میخوندم روزای دیگه هم بودن اما گاهی از رو تنبلی بعضی وقتا میخوندم بعضی وقتا هم نمیخوندم
    اون وقتاش هم که میخوندم 5مین نمیشد تموم میکردم چون اصلا حوصله نماز خوندن رو نداشتم
    تا اینکه اول دبیرستان که بودم یه مدیر داشتم خیلی آدم خوبی بود
    هوای بچه هارو خیلی داشت
    موقع محرم بود یا ماه رمضون دقیق یادم نمیاد که تو مدرسمون 30 روزش رو زیارت عاشورا و قران میخوندیم
    انقدم که زیارت عاشورا خوندم که دیگه توفیق اجباری شد که حفظ شدم
    اما موقع نماز خوندن که میشد همیشه جیم میزدیم با بچه ها آخه وضو گرفتن تو مدرسه خیلی سخت بود واسم
    بعضی وقتا هم از ترس میرفتیم و نماز میخوندیم و زود تموم میکردیم
    یه بار همین مدیره اومد پیشمو بهم گفت چرا انقدر زود نماز میخونی چرا موقع نماز خوندن همش تکون میخوری
    منم گفتم اصلا حوصله ایستادن یه جا رو ندارم
    بهم گفت اگه امام حسین کنارت نشسته باشه و بخواد نماز خوندت رو تماشا کنه بازم اینجوری هول هولکی نماز میخونی؟
    بهم گفت همیشه فک کن اما حسین کنارت نشسته و تو داری جلوی اون نماز میخونی
    خیلی شرمنده بودم
    دیگه از اون روز به بعد نمازامو شمره شمره میخوندم و یه حسی داشتم که انگار دوست ندارم از سر سجاده پاشم
    و همیشه نمازامو میخونم حتی اگه قضا هم بشن خلاصه تو اون روز یهجوری میخونم
    و الان پشیمونم که چرا اون موقع ها خیلی راحت از نماز خوندن میگذشتم...

  22. 8 کاربر از پست مفید گندم تشکر کرده اند .


  23. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    اتفاقا منم میخواستم این نکته رو بگم
    بعضی وقتا وضو گرفتن برا منم خیلی سخت میشد
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  24. 5 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  25. #16
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,694
    امتیاز : 31,629
    سطح : 100
    Points: 31,629, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,571
    تشکر شده 15,742 در 3,911 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    وای دقیقا
    وضو گرفتنه خیلی دردسره
    برای همینه که سنی ها تقریبا بی خیالشن

    مخصوصا تو این هوای خشک شیراز که هی باید کرم بزنی هی میری وضو می گیری می بینی ای وای کرم رو صورتت هست. دوباره از اول بشور وضو بگیر کرم بزن.
    اصلا یکی از دلایلی که بعضی وقتا نماز صبحم قضا میشه همین وضوئه هست. بیدار میشم بعد می بینم هواس سرده و حسش نیست تو این هوا آب بزنم به صورتم. میذارم دو سه دقیقه دیگه بلند شم (یا بخاری اتاقم روشن می کنم که چند دقیقه دیگ بلند شم) دیگه به سلامتی خوابم می بره. وگرنه هر روزم بیدار میشم. به ندرت پیش میاد بیدار نشم.

  26. 3 کاربر از پست مفید blueblooded تشکر کرده اند .


  27. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۷
    محل سکونت
    جسم در زمین روح در آسمان
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1992
    نوشته ها
    1,809
    امتیاز : 9,149
    سطح : 64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 58.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 768
    تشکر شده 3,474 در 1,088 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    وا وا وا .................

    کلاه شرعی سر خودتون نگذارید
    ای که حاجت طلبی از ارباب........پرچم شاه بسوی حرم عباس ع است


  28. 3 کاربر از پست مفید امیر حرم تشکر کرده اند .


  29. #18
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۸
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,137
    امتیاز : 16,214
    سطح : 81
    Points: 16,214, Level: 81
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 11.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,024
    تشکر شده 5,525 در 1,027 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    بعدش کسایی که میخوان برا نماز صبحا بیدار بشن باید یه سری کارا بکنن
    مثلا شام زیاد نخورن
    بالشت زیر سرشون نزارن
    جای نرم و گرم نخوابن
    حتی اگه خوابشون سنگینه نشسته بخوابن (مثل آیت الله بهجت)
    به جای اینکه این بلایای طبیعی ! رو سر خودشون بیارن میتونن ساعت موبایل شون رو تنظیم کنن بیدار شن !
    به همین راحتی ...


  30. #19
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    بذارین یکی از مهم ترین دلایلی که باعث شد نگذارم دیگه نمازام قضا بشه رو بگم

    میدونستم قضا شدن نماز حرومه
    و ظاهرا میدونستم حروم یعنی چی
    اما به عمق فاجعه پی نبرده بودم
    تا اینکه یه شب آخر تو مشهد ، مداح گفت :
    هر گناه ما مثل تیری میمونه که شیطون به سمت قلب امام زمان نشونه میگیره و دل آقا رو میشکونه
    و بعدش اون صوت رو از سید شنیدم که میگفت : " خدا ارحم الراحمینه و میبخشه ، اما با دل آقا چه میکنی ؟ آقا دلش از گناهان ما میشکنه " |||سوالاتت رو از امام زمانت بپرس - ( سید محمد انجوی نژاد )|||
    و قضا شدن نماز هم خودش یه گناهه
    اینا رو که شنیدم دیگه تمام تلاشم این بود که هر جور شده نذارم نمازه قضا شه
    یا مهدی
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  31. 11 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  32. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,527
    امتیاز : 120,464
    سطح : 100
    Points: 120,464, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 70.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation First ClassVeteranCreated Album pictures
    تشکر کردن : 34,993
    تشکر شده 41,913 در 9,295 پست
    نوشته های وبلاگ
    1
    مخالفت
    206
    مخالفت شده 164 در 130 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط MJA_0000 نمایش پست اصلی
    به جای اینکه این بلایای طبیعی ! رو سر خودشون بیارن میتونن ساعت موبایل شون رو تنظیم کنن بیدار شن !
    به همین راحتی ...
    من با موبایل که خوبه
    با تیر هم به زور بیدار میشم
    یادمه یه بار داداش کوچیکه میخواست بیدارم کنه
    یه ترقه انداخت زیر تختم ، یعنی نابود شدما
    البته الان خوب شدم و راحت بلند میشم
    قدیما فقط باید آب میریختی تا بیدار شم
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  33. 8 کاربر از پست مفید سائل الزهرا تشکر کرده اند .


  34. #21
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۱
    محل سکونت
    خودومم نمیدونم!!!!!
    نوشته ها
    368
    امتیاز : 4,887
    سطح : 44
    Points: 4,887, Level: 44
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 731
    تشکر شده 1,066 در 256 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    یعنی نابود شدما
    هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد.
    یعنی داغونما ... له له هستم !

  35. 5 کاربر از پست مفید آقوی همساده تشکر کرده اند .


  36. #22
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۰۶
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,464
    امتیاز : 60,448
    سطح : 100
    Points: 60,448, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 17,620
    تشکر شده 8,121 در 2,374 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط آقوی همساده نمایش پست اصلی
    هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد.

    نابود نه داغون!!!

  37. 4 کاربر از پست مفید فرنيــا تشکر کرده اند .


  38. #23
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    1,411
    امتیاز : 9,532
    سطح : 65
    Points: 9,532, Level: 65
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialYour first Group25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 9,231
    تشکر شده 6,626 در 1,353 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 2 در 1 پست

    پیش فرض

    4 یا 5 سالم بود که بابام همراه خودش میبردم مسجد و هر وقت میرفتم یه چیزی برام میخرید؛برخورد مردم رو با بابام که میدیدم شوقم برا نماز خوندن بیشتر میشد چون وقتی از بابا میپرسیدم چرا مردم انقدر دوست دارن میگفت چون نماز میخونم؛ وقتی هم که بابا نبود و نمیرفتیم مسجد اگه حوصلم نبود نماز بخونم مادرم سریع جریان نماز ظهر عاشورا رو تعریف میکرد و میگفت اگه نخواستی نخون ولی جواب امام رو خودت بده ؛ ازون وقت به بعد به فضل خدا سعی کردم نمازامو بخونم


    زنده باد بهار

  39. 7 کاربر از پست مفید یار314 تشکر کرده اند .


  40. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,176 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط blueblooded نمایش پست اصلی
    وای دقیقا
    وضو گرفتنه خیلی دردسره
    برای همینه که سنی ها تقریبا بی خیالشن

    مخصوصا تو این هوای خشک شیراز که هی باید کرم بزنی هی میری وضو می گیری می بینی ای وای کرم رو صورتت هست. دوباره از اول بشور وضو بگیر کرم بزن.
    اصلا یکی از دلایلی که بعضی وقتا نماز صبحم قضا میشه همین وضوئه هست. بیدار میشم بعد می بینم هواس سرده و حسش نیست تو این هوا آب بزنم به صورتم. میذارم دو سه دقیقه دیگه بلند شم (یا بخاری اتاقم روشن می کنم که چند دقیقه دیگ بلند شم) دیگه به سلامتی خوابم می بره. وگرنه هر روزم بیدار میشم. به ندرت پیش میاد بیدار نشم.
    یکی از اقوام ، نماز صبح رو با تیمم اقامه میکرد

  41. 4 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  42. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    5,515
    امتیاز : 46,718
    سطح : 100
    Points: 46,718, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 5,807
    تشکر شده 17,821 در 4,429 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 34 در 27 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    من با موبایل که خوبه
    با تیر هم به زور بیدار میشم
    یادمه یه بار داداش کوچیکه میخواست بیدارم کنه
    یه ترقه انداخت زیر تختم ، یعنی نابود شدما
    البته الان خوب شدم و راحت بلند میشم
    قدیما فقط باید آب میریختی تا بیدار شم
    سلام
    فکر کنم یکبار توفیق بیدار کردنت را داشته ام.

  43. 3 کاربر از پست مفید mamad13 تشکر کرده اند .


  44. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,039
    امتیاز : 38,228
    سطح : 100
    Points: 38,228, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,301 در 2,469 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    برای کسائی که نماز صبحشون قضا می شه ، پول چرک کف دست بهترین حربه س .
    3000 توامن ناقابل برای هر روز قضا شدن نماز صبح ،بندازی صدقه ،به شرطی که واقعا بندازی ،مررررردونه ، ویه جا همبندازی ،یعنی اخر ماه وقتی جمع شد بندازی ،ببینم باز مردی قضا کنی یا نه ، با توجه به سابقه خودم این اثرگذارترین نوع قضا نشدنه.
    در مورد خودمم ، دوران ما که هنوز نماز نبود ، اون موقع شکل عبادات فرق می کرد ، مثل شماها نبود ، ااصلا یادم نمی اد چطور نمازخون شدم
    ویرایش توسط نوح : پنجشنبه ۰۹ آذر ۹۱ در ساعت ۲۰:۱۶

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  45. 6 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  46. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1986
    نوشته ها
    3,039
    امتیاز : 38,228
    سطح : 100
    Points: 38,228, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 47.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 5,965
    تشکر شده 9,301 در 2,469 پست
    مخالفت
    19
    مخالفت شده 62 در 34 پست

    پیش فرض

    در مورد نماز باید گفت ، نماز علل الخصوص جماعت بزرگترین معجزه خداس ، اینو واقعا می گم ، اگر نویسنده بودم می تونستم کتابی در مورد معجزه بودن نماز بنویسم که تا حالا کسی ننوشته ، چون تمامشو خودم کشف کردم و از جائی هم نخوندم وکتابی هم ندیدم که این تلقی رو از نماز که من دارم رو عنوان کنه .نماز معجزه خداس!

    وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ

    وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ




    • کشتی را زير نظر و الهام ما بساز و در باره اين ستمکاران با من سخن مگوی ، که همه غرقه اند
    • نوح کشتی می ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او می گذشتند مسخره اش می کردند...


  47. 3 کاربر از پست مفید نوح تشکر کرده اند .


  48. #28
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۷
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1988
    نوشته ها
    1,411
    امتیاز : 9,532
    سطح : 65
    Points: 9,532, Level: 65
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 23.0%
    افتخارات:
    SocialYour first Group25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 9,231
    تشکر شده 6,626 در 1,353 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 2 در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    من با موبایل که خوبه
    با تیر هم به زور بیدار میشم
    یادمه یه بار داداش کوچیکه میخواست بیدارم کنه
    یه ترقه انداخت زیر تختم ، یعنی نابود شدما
    البته الان خوب شدم و راحت بلند میشم
    قدیما فقط باید آب میریختی تا بیدار شم
    برادر شمو وقتی سالمی به زور بیدار میشی ؛ خدا رحم کنه وقتی مریضی؛؛ یادم نمیره شرهانی وقتی مریض شده بودی و صبح ها میخواستم برانماز بیدارت کنم؛ خدایی اگه 100 تا کوالا رو میخاستم بیدار کنم و به خط کنم و رژه ببرمشون راحت تر بود


    زنده باد بهار

  49. 7 کاربر از پست مفید یار314 تشکر کرده اند .


  50. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مهر-۲۷
    محل سکونت
    نمی دانم!!!
    نوشته ها
    2,986
    امتیاز : 58,037
    سطح : 100
    Points: 58,037, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 8.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 4,936
    تشکر شده 13,510 در 2,650 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    اصلاً یادم نمیاد کی نماز خوندن یاد گرفتم. حتماً مادرم یادم دادن.
    فقط یادمه کلاس دوم که بودم امام جماعت کلاسمون بودم. من بلند نماز میخوندم بقیه هم با من میخوندن









  51. #30
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۰۶
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,464
    امتیاز : 60,448
    سطح : 100
    Points: 60,448, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registeredTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 17,620
    تشکر شده 8,121 در 2,374 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    به نام خدا

    هر کی یه طوری شروع کرده به نماز خوندن

    یکی مثل بچه آدم از روزی که بهش واجب شده واستاده خونده

    یکی با هزار دردسر تونسته رو نفسش پا بذاره

    خدائیش اوائلشم سخته

    حالا اینجا همه بگن چطوری نماز خون شدن

    یا زهرا

    داداش! ديگه بايد تاپيك بزني چه جوري نمازشب خون شدين نه چه جوري نمازخون شدين!

    التماس ريا

  52. 4 کاربر از پست مفید فرنيــا تشکر کرده اند .


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1