کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 34
  1. #1
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض ۳۰ روزه ۳۰ نکته

    15- سلب توفيق توبه

    خداوند مي*فرمايد: ( وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَـضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآن)،[1] «و توبه کساني که گناه مي*کنند تا وقتي که مرگ يکي از *ايشان در رسد مي*گويد: اکنون توبه کردم، پذيرفته نيست».

    علامه طباطبايي(قدس سره) اين آيه را معني مي*كند و مي*گويد: توبه*ي آنها فقط قول است نه حقيقت.[2] احتمال ديگر درباره آيه اين است كه: چون اين توبه در عالم آخرت و بعد از مرگ است، در آن جهان، توبه*اش فايده*اي ندارد. من يك احتمالي به ذهنم آمد كه اين سالبه به انتفاء موضوع باشد و آن اينکه اين آدمي كه در منجلاب گناه و آلودگي غرق بوده و هيچ گاه به فكر خدا و پيغمبر(ص) نبوده تا آن وقتي كه مرگ را ديده، نه اينكه خدا توبه*اش را نمي*پذيرد؛ بلکه امکان و اراده توبه را ندارد و اصلاً نمي*تواند توبه كند؛ مثل همان *آيه*اي كه حضرت زينب: براي يزيد خواند كه: ( ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اﷲِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون)،[3] «آن*گاه فرجام کساني که بدي کردند [بسي] بدتر بود [چرا] که آيات خدا را تکذيب کردند و آنها را به ريشخند گرفتند». بنابراین، تا وقت هست باید توبه کرد و نسبت به حقوق الناس باید رضایتشان را جلب کرد که خداوند هم در باب ضایع کردن حقوق الناس، هیچ کاری انجام نمی دهد.

    --------------------------------------------------------------------------------

  2. 2 کاربر از پست مفید hooshdar3 تشکر کرده اند .


  3. #2
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    16- حفظ نظام با ظلم و جور؟!

    اوايل حکومت حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) برخي از اصحاب از باب خير خواهي مي*گفتند: شما اولِ حکومتتان است و پايه*هاي آن محکم نشده است بهتر است با امثال معاويه*ها و سران و اشراف مماشات کرده اموال بيشتري از بيت المال به آنها بدهيد، پس از استحکام پايه*هاي حکومت به روش عادلانه برگرديد و يا مثلاً بگذاريد معاويه مدتي در رأس حكومت شام بماند، اما بعد از اينکه حاکميت شما مستحکم شد او را عزل کن! حضرت فرمود: من نمي*خواهم بر پايه ظلم حكومت كنم. حكومت اسلامي علي(علیه السلام) اجازه ظلمِ ظالم ـ از نوع كنترل شده*اش ـ را نمي*دهد؛ براي حفظ حكومت به خود اجازه نمي*دهد آدم بكشد، شكنجه كند پس ملاحظه می کنید. اميرالمؤمنين(ع) ظلم معاويه را هرچند موقتي باشد نمي*پذيرد، گرچه اين پذيرش موجب تسلط علي(علیه السلام) بر امور حکومتي و حفظ نظام باشد.

    براي همين است که با تعجب فرمود: « وَ يَحکُم أن أطلبُ النصرَ بالظلمِ و الجورِِ»[1]؟! يعني: واي بر شما! من نظام را با بي*عدالتي حفظ کنم! با شكنجه و با زندان؟! با كشتن، نظام را حفظ کنم؟! قسم به خدا بي*عدالتي نخواهم کرد حالا حكومت اسلامي پا نگرفته که نگيرد! اصلاً حکومتي که پايه**هايش بر بي*عدالتي استوار شده، مي*خواهم صد سال پا نگيرد!

    اينکه امام خميني(س) مي*فرمود: حفظ نظام از اوجب واجبات است؛ نه با هر وسيله*اي بلکه حفظش در چارچوب قانون اسلام است، نه حفظش با جور و ظلم، چون که حاکميت و نظام مستقلاً وجوبي ندارد، بلکه مقدمه است براي اجراي احکام اسلام. بنابراين، براي اتيان واجبات، حق نداريم از راه محرمات وارد شويم.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1]. الکافي، ج4، باب وضع المعروف موضعه، ص31، ح3 .

  4. کاربر روبرو از پست مفید hooshdar3 تشکر کرده است .


  5. #3
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    17- رابطه بلاياي طبيعي و گناهان

    اگر به طور عام و کلي بگوئيم : هر جا بلايايي مثل زلزله آمد، نشان از گناهان مردم آن منطقه است، نمي تواند کلام درستي باشد. اگر جايي مثل بم زلزله آمده، و مردم عزيزان و خانه*هايشان را از دست داده*اند آيا درست است در عوض تسلا دادن بگوييم: حقتان است گناه كرديد و خراب شد! و يك چيزي هم از آنها طلبكار بشويم!

    اگر در اقوام و امت هاي گذشته مردم اين گونه عذاب مي*شدند، بعد از آمدن پيغمبر(ص) آن عذاب*ها و همچنين مسخ يا صاعقه برداشته شد که اين از امتيازات پيغمبر(ص) است؛ و بلاهايي که الآن هست، عذاب نيست بلکه بر اساس جريان طبيعي عالَم است. ميكروب، بیماری های همه گیر، سيل، زلزله و باران هاي سيل آسا مي*آيند و خسارات زيادي وارد می کنند، آدم*هاي زيادي مي*ميرند. امروزه که دنيا، دنياي علم و دانش است و مي*تواند با کمک تکنولوژی جلوي آنها را هم بگيرد. همچنان که کشوری مانند ژاپن با ساخت ساختمان هاي محكم در برابر زلزله هاي ويران گر توانسته تا حدود زیادی جلوی خسارت را بگیرد.

    بنابراين نمي*توانيم به طور کلي ادعا کنيم و بگوييم: هر جا زلزله آمده اين*ها آدم*هاي بد و گناهگارند و ما چون خوبيم برايمان زلزله نيامده است! اگر در کشوري مثل ژاپن زلزله آمده و خانه*هايشان را خراب نمي*كند، حتماً دلالت ندارد که آنها قطعاً آدم*هاي خوبي*اند، بلکه کار آنها بر اساس علم است.

    اگر روايات مي*گويد: در جامعه*اي که حكم جور زياد دادند، باران كم مي*شود؛ به اين علت است که مردم آن جامعه مقصرند چون مي*توانند جلوي حكم جور و ظالمان را بگيرند ولي تبعيت يا اهمال کرده و با سکوت خود همراه ظالم مي*شوند که به هرحال در نزول بلا در همان منطقه مؤثر است. اما اگر حکم ظالمانه*اي مثلاً در تهران صادر شده، ربطي به اين ندارد که براي مردم زاهدان باران نيايد! چون اين بر خلاف عدالت الهي است.

    هر گناه يك اثر دارد؛ اين از نظر قرآن هم مسلم است. ولي اول بايد ارتکاب گناه را ثابت كرد بعد گفت دليل حوادث گناه است. نه اینکه هر اثري در عالم مربوط به گناه است. هر بلايي متأثر از گناه نيست، اگر چه گناه در بلا مؤثر است. «كل جوز مدوّر، لا كل مدوّر جوز»، گردو گرد است، اما هر گردي گردو نيست. بنابراين اگر كسي دچار مريضي شده ما نمي*توانيم این گونه قضاوت كنيم كه روايات گفته تو آلوده به گناهي! گناه در بلا اثر دارد ولي نه اينكه هر بلايي به خاطر گناه است. در سكته و مرگ هاي ناگهاني گفته شده، زنا مؤثر است. طبيعي هم هست چون در جامعه*اي که زنا ممنوع شمرده شده، شخص زاني ناراحتي روحي و استرس دارد و مدام ناراحت است فلذا در جامعه*اي كه زنا عادي شد و از ناراحتي روحي اثري نيست، مرگ*هاي ناگهاني هم به اين واسطه وجود ندارد. بنابراين اگر روايتي هم داشته باشيم که بگويد: زنا سبب مرگ*هاي ناگهاني است، مربوط به جامعه*اي است كه زنا در آن حرام است و زاني با حس ترس و استرس اين كار را مي*كند.

  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اسفند-۰۳
    نوشته ها
    4,694
    امتیاز : 31,629
    سطح : 100
    Points: 31,629, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience Points
    تشکر کردن : 19,571
    تشکر شده 15,751 در 3,912 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    7
    مخالفت شده 17 در 13 پست

    پیش فرض

    حرفتون قبول ندارم
    گناه خیلی در سرنوشت مردم یک ملت تاثیر داره. باعث بروز قحطی، خشکسالی و بیکاری و ... میشه.

  7. #5
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خب شما فقط یک ادعا مطرح کردید.
    گفت این غلطه که بگیم اگر فلانجا زلزله اومد اونجا مردمش گناهکارن و مثلا تهران مطقه پاکتری از جاهایی هست که زلزله میاد توش.این که مخالف عقل نیست.خب ما میتونیم کلی بگیم گناه در بیکاری تاثیر داره.ولی این علمی نیست.علم با مصداقها سر و کار داره تا بتونه عیب رو دقیقا بشناسه و راه حل ارائه بده.
    بله من نوعی ممکنه یک رییس جمهور لا ابالی عیاش سیاست زده ای رو انتخاب کنم یا در برابرش سکوت کنم بذارم هر کاری دلش میخواد بکنه.اینجا من هم دارم گناه میکنم چون میتونستم یک رییس جمهور منضبط و منطقی و ... انتخاب کنم که به فکر مردم باشه نه به فکر حفظ قدرت و جنجال سیاسی راه انداختن و .... .ولی مثلا تقلب گناه هست.ربطی هم به قحطی نداره.دروغ همینطور.زنا همینطور.غمزه همینطور و .....
    در واقع هر گناهی اگر بخواد تاثیری بذاره در مورد خودش میذاره.
    بعضی از مواقع هم جلو تاثیر دنیوی اون گناه رو لا اقل برای مدتی میگیریم.بهش میگن «لاپوشانی»مثلا فلان هم حزبی من اومده دروغ گفته من میرم لاپوشانیش میکنم.
    ویرایش توسط hooshdar3 : دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۱ در ساعت ۱۸:۰۶

  8. کاربر روبرو از پست مفید hooshdar3 تشکر کرده است .


  9. #6
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    - بدترين مردم از نگاه امام صادق(عليه السلام)

    امام صادق(علیه السلام) از پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نقل مي*کند: «ألا إنَّ شِرارَ اُمتي الذينَ يکرَمونَ مَخافَةَ شَرَّهِم ألا وَ مَنْ أکرمَهُ الناس اتقاءَ شره فليس مِنّي»،[1] بدترين آدم*ها، بدترين نهادها، بدترين افراد امت من آن كساني هستند كه مردم از شرشان بترسند و به اين دليل به آنها احترام کنند. بعد مي*فرمايد: به هوش! کسي که مردم به واسطه ترس از شرشان به او احترام مي*گذارند از امت من نيست. گاهي ابهت کسي را نمي*ترساند ولي ابهت مي*آورد، گاهي قانون، قانون*شکن را مي*ترساند، بله! قانون مي*ترساند چنانچه مي*فرمايد: (وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ)،[2] «و هر کسي را که از مقام پروردگارش بترسد برای او دو باغ است».

    اما يك وقت آدم از «شخص» مي*ترسد، و اين موجود دو پا، يك گرگ درنده نسبت به ديگر انسان*ها مي*شود، ممکن است يك تشكيلاتي، و يك مجموعه یا نهادي در کسوت حیوانی قرار گیرد، البته وقتی صورت اين واقعييات در روز قيامت معلوم مي*شود. تعجب مي*کنيد؟! اگر روز قيامت پرده*ها كنار برود، معلوم نيست بنده و امثال بنده آدم محشور بشويم، براي اين كه رسم زندگي*مان اذيت و آزار ديگران است، در زندگيمان مردم از ما ترسيدند، در زندگي*مان عليه ديگران توطئه كرديم؛ جاسوسي ديگران را كرديم، به ديگران نگاه بد كرديم؛ در دنيا مال حرام خورديم، در زندگي*مان وجوهات را «أكلا ً لمّا»[3] خورديم، فتواي خلاف داديم، این همه را به خاطر بدست آوردن ریاست انجام دادیم، چرا که آخرین خواسته انسان دنیا طلب، ریاست است.

    آری حب رياست به اين زودي از قلب انسان خارج نمي*شود که «آخر ما يُخْرُج مِنْ قُلوبِ المُتَقين حُبُّ الرياسة»،[4] تلاش كنيد که نخواهيد بين مردم مشهور بشويد! از حالا كه جوان هستيد و هنوز به جايي نرسيديد، تلاش كنيد به شهرت علاقه پيدا نكنيد! بگذاريد يك فرد گمنام بمانيد و مثل صاحب جواهر و شيخ انصاري براي مردم فتوا بدهيد. شيخ انصاري وقتي از دنيا مي*رود براي مجلس ترحيمش خرج نيست! آقاي بروجردي از دنيا مي*رود برايش قرض باقي مانده است! بگذاريد مردم به سراغ ما بيايند، بگذاريد مثل امام (س) مردم به سراغتان بيايند، نه اينكه خداي ناخواسته خودتان داعيه داشته باشيد كه رياست كنيد، داعيه داشته باشيد پول جمع كنيد، داعيه داشته باشيد مأمومینشان زيادتر بشود، مستمع*هاي پاي منبرتان زيادتر بشود، اين*ها روز قيامت بلا است، آن هم بلاي خانمان*سوز! آنجا هيچ راه چاره*اي نداريم، همديگر را مي*بينيم و خجالت مي*كشيم. چه طور اينجا اگر يك عيب ما را ديگران بفهمند ناراحتيم، مي*دانيد در آخرت چه کساني اسرار ما را مي*فهمند؟ همه انبياء، همه اولياء، همه شهداء، همه موجودات عالم، (يَوم تُبليَ السَّرائِرفَما لَهُ مِنْ قُوةٍ وَلا ناصِر)،[5] «آن روز که همه رازها فاش مي*شود». هيچ چيز در دنيا فايده ندارد و آنچه كه به درد مي*خورد، روان و نفس آدمی است كه چگونه اصلاح شده است. به قول امام (س) که بارها مي*فرمود: خودمان آتش را مي*بريم، خودمان هم بهشت را مي*بريم. درست است که بهشت و جهنّمي هست، اما لااله الاالله*هاي ما درخت*هاي بهشت را مي*کارد، گناهانمان هم آتش را شعله*ور مي*كند. بر اثر حب رياست آدم گاهي آنقدر بدبخت مي*شود که حد ندارد، به حدي بدبخت مي*شود که به مأمورش دستور مي*دهد برو امام صادق(علیه السلام) را نزد من بياور. آنهم با چه وضعيتي! امام(علیه السلام) در حال نماز شب است چيزي به كمرش بسته است، عبا ندارد، كلاه ندارد، نعلين ندارد! مي*گويد: «المأمور معذورٌ»،[6] حتي اجازه نمي*دهد امام(علیه السلام) عبايش را بردارد! او جعفرالصادق(علیه السلام) است، چهارهزار شاگرد از مكتبش استفاده مي*كنند، گفت: نمي*توانم اجازه بدهم، باید برويم؛ خُب برويم، كجا برويم؟ برويم نزد منصور دوانيقي! امام صادق(علیه السلام) سمين بوده، فربه بوده، ظاهراً سنّش هم زياد بوده است. حالا دارد امام(علیه السلام) را مي*برد، خودش سوار مركب تندرو است، امام(علیه السلام) هم با آن حالت پياده به دنبال اوست! فرمود: من خسته مي*شوم نمي*توانم با تو بيايم. به جاي اينكه امام را سوار مركب كند مي*گويد: حالا به تو اجازه مي*دهم كه كنار كوچه بنشيني و كمي استراحت كني! بعد هم كه مي*روند نزد منصور، آن وقت مي*بينيم، منصور چگونه به امام صادق(علیه السلام) عتاب و خطاب مي*کند!

    احکام اسلام خيلي گران تمام شده تا به دست ما رسيده است، تا مشهور نشديد تا معروف نشديد تا مثل بنده گرفتار يك مقدار معروفيت اعتباري نشديد، يك مقداري از اين امور فاصله بگيريد. زندگي تمام شدني است، زندگي خاتمه پيدا مي*كند، آنچه هست ما هستيم و قلوبمان. علامه مجلسي(ره) به پسرش گفت: سر قبر من بيا، كنار قبر من بنشين، من با تو انس مي*گيرم. ولي من و امثال من چي؟ من با چه كسي انس بگيرم؟! خدا نکند با آنهايي كه اهل عذابند انس بگيرم. نكير و منكر اگر در قبر بيايند و به جاي بشير و مبشر و از من سؤال كنند و من نتوانم جواب بدهم چه؟! اگرسؤال شد: «مَن رَبُّك؟» آيا من يك اصطلاح علمي جواب بدهم؟! يك مسئله*اي را كه نشستم عن شهوتٍ مطالعه كردم؛ آن را جواب بدهم؟! اگر سؤال شد: «مَنْ دينُك؟» كتاب*هايي را كه جمع كردم جواب بدهم؟! اگر سؤال شد: «مَنْ نَبيُّكَ؟» وجوهاتی که امروز گرفتم، چگونه مصرف كردم؟! آدم آنجا همين گونه است ديگر، يادش مي*رود و فقط آن حالات روحي و نفسي*اش مي*ماند و بس!

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1] . بحار الآنوار، ج72، ص279، باب 71، با ب سوء المحضر و من يکرمه الناس اتقاء شره، ح1
    [2]. الرحمن (55 )، 46.
    [3] *اشاره به*آيه شريفه: الفجر (89)، 19.
    [4] علي رغم معروف بودن اين عبارت، در مصادر روايي يافت نشد و در رجال کشي، ص 503 و شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج2، ص181، به عنوان : «و من کلام بعض الصالحين» آمده است: « آخر ما يخرج من رئوس الصديقين حبّ الرئاسة»، (م، ل).
    [5] الطارق(86)، 9 ـ 10.
    [6] . گفته شده اين جمله معروف که بسيار هم در جامعه رواج دارد، از زبان عمر سعد صادر شده تا در توجيه فجايع به بار آورده در کربلا خود را تبرئه نموده و گناه را به گردن ابن زياد اندازد! (م. ل).

  10. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390
    امتیاز : 46,696
    سطح : 100
    Points: 46,696, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 8,117
    تشکر شده 23,697 در 5,476 پست
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 5 در 4 پست

    پیش فرض

    با نعم الرفیق

    تا مشهور نشديد تا معروف نشديد تا مثل بنده گرفتار يك مقدار معروفيت اعتباري نشديد، يك مقداري از اين امور فاصله بگيريد.
    باید از همون اول می فهمیدم اینا افاضات جناب صانعی بزرگ هست .
    این پیوند فیلترشم میذاشتید . حالا چرا اینقدر گمنام ؟؟

  11. #8
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    ادمين اجاازه ميدند لينك فيلتر بگذاريم؟
    خواستم ديگران را نيز از اين فيض بهره مند كنم و خودم تنهايي نخوانم.چون ديدم يك چيزي گفتم و انتظار سبز دنبال اصل مطلب گشت.خواستم مطالب را بگذارم كه ديگر دنبال اين چيزها در نت نگردد.

    باور كنيد تقصير من نيست كه سايت بعضي از مسئولين ابتداي انقلاب فيلتر است

  12. #9
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    11- شرک پليد!

    شركي پليد است که از روي علم، انکار و لجاجت باشد والا کسي که اهريمن و يزدان را در عالم وجود مؤثر مي*داند و عقيده*اش هم اين است و هرچه تحقيق کرده بيش از اين نفهميده، الآن هم براي بنده و جنابعالي كه درس مي*خوانيم مسجد و بيمارستان هم مي*سازد آيا پليد است؟ مي توان ادعا كرد كه این شخص پليد است؟ قرآن که مي*فرمايد: (إِنَّمَا المُشْرِكُونَ نَجَسٌ)،[1] «حقيقت اين است که مشرکان ناپاکند».* اشاره به پليدي مشرکيني دارد كه دانسته و از روي عمد که اسلام حق است و از روي لجاجت، اسلام را انكار مي*كنند و براي دشمني با خدا به شرک رو آورده*اند.

    قرآن که مي*فرمايد «شرک» ظلم عظيم است: ( إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ )،[2] كدام شرك است؟ همان شركي است که از روي علم است والاّ شرك از روي جهل و ناداني كه ظلم عظيم نيست؛ و مي*فرمايد: ( إِنَّ اﷲَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء)،[3] «مسلماً خدا اين را که به او شرک ورزيده شود نمي*بخشايد و غير از آن را براي هر که بخواهد مي*بخشايد». اگر شرك از روي قصور و ناتواني باشد اصلاً غفران نمي*خواهد چون عذابش قبيح است. پس اينکه* آيه مي*فرمايد: (لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْـرَكَ)، مراد شرکي است که از راه تقصير و کوتاهي يا لجاجت باشد و اين شركي است كه مي*تواند موصوف به پليدي باشد. چنان*چه اگر يك بچه*اي در خانواده انسان مشركي متولد شده است نمي*توان به اوگفت پليد است.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . التوبة (9)، 28.
    [2] . لقمان (31)، 13.
    [3] . النساء (4)، 48.

  13. #10
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    4- شرط مهم شفاعت باطن*هاى ما در عالم برزخ ظاهر مي*شود

    اين حديث را روزي سيدنا الاستاذ مطرح فرمودند: راوى از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد: آيا شما همه شيعيان را شفاعت مي*كنيد؟ حضرت(علیه السلام) فرمود: «بله! ما همه*ي شيعيان را شفاعت مي*كنيم». لكن امام معصوم(علیه السلام) يك جمله فرمود كه امام امّت(س) مي*فرمود: اين جمله كمر آدم را مي*شكند! فرمود(علیه السلام): «بله ما شفاعت مي*كنيم، اما به شرط اين كه شما به صورت آدم وارد صحراى محشر بشويد». چون در عالم برزخ معلوم نيست ما چه وضعیتی پیدا می کنیم، باطن*هاى ما در عالم برزخ ظاهر مي*شود. خداى ناخواسته به صورت مورچه محشور مي*شود چونکه: كم مغز است، سبك مغز است، كم ظرفيت است. يا خداى ناخواسته به صورت گرگ درّنده محشور می شود. گرگ گوسفند بيچاره را مي*گيرد شكمش را پاره مي*كند مي*اندازد دور، همه*اش را هم نمي*خورد. يا به صورت ميمون مي*آيد. آدمى كه از خودش فكرى و كارى ندارد، هميشه مترصّد است شکلک ديگران را در بياورد و حالت تقليدىِ بدون درك و شعور داشته باشد. يا به صورت موش در مي*آيد، چون هميشه مي*خواهد جمع كند. موش از آن حيوان*هايى است كه هميشه مي*خواهد جمع كند. يا به صورت سگ هار مي*آيد، چونکه همه*اش مي*خواهد پاچه مردم را بگيرد. اينکه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: همه شيعيان را بلا استثنا شفاعت مي*کنيم يعني، شيعه*اي که گناه داشته باشد نه شيعه بى*گناه؛ اما شما كارى بكنيد كه به صورت انسان وارد صحراى محشر بشويد و در عالم برزخ قيافه*ها*يتان عوض نشود. (يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ * فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلا نَاصِرٍ)،[1] « آن روز که رازها فاش شود، پس او را نه نيرويي ماند و نه ياري»، يا انساني را ببينند که دو تا زبان دارد. در اين دنيا كه يك زبان داشت، اما آنجا بر خلاف آدم*هاى متعارف دو زبان دارد: يك زبان از رو يك زبان از پشت سر! آنهايى كه دو چهره هستند، روز قيامت دو زبانه هستند. آنهايى كه باطن شان با ظاهرشان فرق مي*كند، پناه به خدا كه خود بنده يكيشان باشم، روز قيامت ممكن است دو زبانه محشور بشوم. شما نگاه مي*كنيد كه من اينجا خيلى آدم خوبى بودم، نصيحت مي*كردم، خيرخواهي مي*كردم، اما آنجا مي*بينيد يك زبان بزرگى از پشت سرم در آمد، يك زبان هم از جلو رو در آمد. زبان*ها دراز شده زير دست و پا له مي*شود. چون در اين دنيا زبانش دراز بوده آبروى مردم را مي*برده است و شخصيت آنها را زير پا مي*گذاشته است. نگوييد ما از زبان استفاده نمي کنيم! خوب با قلم، اينترنت و روزنامه هم همين گونه است چون که زبان، خصوصيّت ندارد. معيار اين است اعمال ما مجسّم مي*شود: (فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ).[2] «پس هر کس هم وزن ذره*اي نيکي کند، نتيجه آن را خواهد ديد و هر کس هم وزن ذره*اي بدي کند، نتيجه آن را خواهد ديد».

    --------------------------------------------------------------------------------

    1. الطارق (86)، 9 ـ 10.

    1. الزلزال (99)، 6 ـ 7
    ویرایش توسط hooshdar3 : چهارشنبه ۱۸ مرداد ۹۱ در ساعت ۰۰:۲۸

  14. #11
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    1- اثر روحي و عملي دعا دعا به انسان درس تربيتي و عملي مي*دهد

    در دعاهاي ماه رمضان آمده است: « اللّهمَّ أغنِ كُلَّ فَََََََقير»، خدایا! هر فقیری را دارا کن، يعني ما مي*خواهيم فقر از بين برود و مراد از غناي کل فقرا هم همين است. در حقيقت دعا به انسان درس تربيتي و عملي مي*دهد. يعني *اي مسلمان! در جهات اقتصادي و اجتماعي به گونه اي برنامه ريزي كن كه هيچ فقيري در دنيا نباشد، در مسيري حرکت کن که اين هدف انساني ـ اسلامي به سرانجام برسد. علاوه بر آثار شخصي و ثواب اخروي براي خواننده دعا، تلفظ به دعا براي اين است كه انسان روحش اين گونه بار بيايد که براي ريشه کن شدن فقر در جامعه، کار عملي هم انجام دهد. يعني خدايا! زمينه هايش را فراهم كن؛ نه اينکه با اشاره مستقيم از طرف خدا و با معجزه نه فقر بماند و نه فقير، بلکه خداوند مقدماتش را فراهم مي*كند و بقيه راه را خودمان بايد برويم. شما در حق ديگران دعا مي*کنيد که خدايا! فلان مرده را بيامرز! خوب چگونه بيامرزد؟!

    يكي از راه*هايش اين است كه خودت كار خير انجام دهي. آیا منظور این است که خداوند انسان*هايي را براي اموات مقدّر كند كه در جامعه براي آنان کار خير كنند؟ يكي از امور خير براي مرده اين است كه اولادش و نزدیکانش آدم*هاي نیکوکار و خیّر باشند و اعمال شایسته انجام دهند.
    ویرایش توسط hooshdar3 : چهارشنبه ۱۸ مرداد ۹۱ در ساعت ۰۰:۳۵

  15. #12
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    2- روايتي از سؤال و جواب در قبر آدم*هاى بد حتى در قبر هم مي*خواهند كلك بزنند

    در «فروع کافی» روایتی در باب سؤال و جواب در قبر آمده که نشانگر آن است که آدم*هاى بد حتى در قبر هم مي*خواهند كلك بزنند. پناه به خدا! خدا مي*داند من وقتى روايت را خواندم، به خودم آمدم. که بشر چقدر اسير هوی نفس است. روايت در فروع كافى «باب المسألة فى القبر و من يسأل و من لا يسأل»: عن ابراهيم بن أبى البلاد، عن بعض اصحابه، عن أبى الحسن موسى(علیه السلام)، «قال: يُقال لِلمؤمنِ فِى قَبره: مَن ربُّك؟ قال: فيقول: الله، فيقال له: ما دينُك؟ فَيقولُ: الإِسلام، فَيُقال لَه: مَن نَبيُّك؟ فيقول: محمّدٌ، فيقال مَنْ امامك؟ فيقال: فلانٌ »، در قبر از مؤمن سؤال مي*شود: دينت چيست؟ مي*گويد اسلام. مي*گويند: پيامبرت کيست؟ مي*گويد: محمد(ص). «فَيُقالُ: كَيفَ عَلِمتَ بِذلِكَ»؟ مي*گويند: چطور فهميدى؟ ]خوشا به حال آنكه بلد است آنجا جواب بدهد. فلانى از كجا ياد گرفتى؟ چطور شده خوب حاضر جوابى؟ با همه مشكلاتى كه بوده، جان كندن مشكل*ترين حال آدم است، براى اين كه همه آن*چه را كه يك عمر برايش تلاش كرده، دارد از دست مي*رود: زن، بچه، خانه، زندگى، اموال، ... همه را دارند مي*گيرند.[.

    «فيَقُولُ: أمرٌ هَدانى اللهُ لَهُ وَ ثَبَّتَنى عَليهِ»، بارك الله به اين ايمان، نمي*گويد: از خودم بوده، مي*گويد: خدا من را هدايت كرد و همان خدا، نگه داشت. نه به صورت جبر، به صورت احتياج، يعنى من رفتم به طرف او، او هم آمد به طرف من، او هم لطف كرد در حال من. «فيُقال لَهُ: نَمْ نَومةً لاحِلمَ فيها نَومةَ العَرُوس»، به او گفته مي*شود: بخواب يك خوابى مانند خوابيدن عروس. «ثُمّ يُفتَحُ لَه بابٌ إلَي الجَنّة فيَدخُلَ عَليهِ مِنْ روُحِها و رَيحانِها» ، بابى از بهشت برايش باز مي*شود، تا نسيم*هاى بهشتى بر او بوزد. «فَيَقوُلُ: يا رَبِّ عَجِّلْ قيامَ الساعَةِ لَعلّى أرجِعُ إلى أهلي وَ مالي» مي*گويد: با اينكه در بهشت باز شده كه روح و ريحان بيايد و به او گفتند: خواب راحت برو! مي*گويد: خدايا! زود قيامت بشود، زن و بچّه و اموالم بيايند به آنها ملحق بشوم. يعنى زندگى اينطور بايد باشد، مال بايد از راه حلال باشد كه آدم بخواهد در قيامت هم با او باشد، يا مال حلالى كه باقيات الصالحات است و در راه حلال صرف شده است و زن و بچه*اى داشته باشد كه در عالم قيامت به حالش نفع داشته باشند.

    «و يقال للكافر» كافر در اينجا به معناى ساتر الحق است، نه كافر يعنى آن كه «اشهد ان لا اله الا الله» نمي*گويد. «وَ يقال لِلكافِر: مَن ربُّك»؟ چون در دنيا به دروغ و کلک عادت کرده آنجا هم وقتي از او سؤال مي*شود ربّ تو کيست؟ «فيقول: الله»، خيلى قشنگ جواب مي*دهد: «فَيُقالُ: مَنْ نَبيُّكَ»؟ فَيَقُولُ: مُحَمَّد»، گفته مي*شود: پيامبرت کيست؟ مي*گويد: محمد! معلوم مي*شود در اين دنيا هم گفته است. «فَيُقالُ ما دينُكَ ؟ فيقول: الإسلام»، وقتي مي*پرسند دينت چيست؟ قشنگ جواب داد و مي*گويد: اسلام! نمره*اش در جواب بيست است. فرشته ها كه او را مي*شناسند، مي*فهمند اين كلك است، يك عمر با او بوده**اند، مي*دانند همه*جا كلك زده است، چطور شده، اينكه همه*اش اهل كلك بود خوب و قشنگ جواب مي*دهد و حاضر جواب است؟! «فَيُقال: مِنْ أينَ عَلِمتَ ذلِك»؟ از او پرسيده مي*شود اين*ها را از كجا بلد شدى؟! «فَيَقُولُ: سَمِعتُ النّاسَ يَقُولُونَ فَقُلتُهُ»، در پاسخ مي*گويد: من از مردم شنيدم که اين*ها را مي*گفتند من هم مثل آنها گفتم. ملائک سؤال از واقعيّت مي*كنند اما اين کافر كلك مي*زند و با زبان جواب مي*دهد. آنها مي*خواهند بگويند: بايد تمام روحت «الله ربى» بگويد و فقط لقلقه زباني نباشد و عقد قلبي باشد، اما او مي*گويد: فقط زبانم مي*گويد، در آيه شريفه هم دارد (اليَوم نَخْتِمُ عَلى أفواهِهِمْ)، معلوم مي*شود اين*ها آنجا هم مي*خواهند دروغ بگويند اما نمي*شود. در ادامه حديث مي*فرمايد: «فَيَضْرِبانِهِ بمِرزَبةٍ لَو اجْتَمَعَ عَليهِ الثَقَلانِ الإِنْسُ وَ الجَنُّ لَمْ يُطيقُوها» او را با پتکي مي*زنند، اين پتك آن *قدر سنگين و محكم است كه جن و انس هم در مقابل ضربه*اى كه مي*زنند طاقت نمي*آورد. «قالَ: فَيذُوبُ كَما يَذُوبُ الرِّصاصُ»، اين آدم ذوب مي*شود مثل اينكه مس ذوب مي*شود. «ثُمَّ يُعيدانِ فيهِ الرُّوحَ»، دوباره جانش بر مي*گردد، «فَيُوضَعُ قَلبُهَ بين لَوحينِ مِنْ نارٍ»، قلبش را بين دو لوح از آتش قرار مي*دهند، «فيقولُ يا رَبِّ أخِّر قِيامَ السّاعَةِ»[1] در آن حال مي*گويد: خدایا! آخرت را تأخير بينداز! چون اينجا كه وضعم اين است، ديگر واى به جهنّم!

    --------------------------------------------------------------

    1. الکافي ، ج3، ص238ـ 239، باب المسألة في القبر ومن يسأل و من لا يسأل... ، ح11

  16. #13
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    3- شعري از امام رضا(علیه السلام) همانا تو در خانه*اي اقامت داري که دائمي نيست

    ثامن الائمه(صلوات اللّه و سلامه عليه) اشعار زيبايي دارد ما آن وقت*ها كه منبر مي*رفتيم آن شعرها را مي*خوانديم بد نيست كه اين شعرها را بخوانم، منسوب به حضرت(علیه السلام) است:

    إنّک في دارٍ لَها مدةٌ يقبل فيها عمل العامل

    ألا تَري الموتَ مُحيطاً بِها يکذَبُ فيها أملُ الآملِ

    تُعجِّلُ الذنبَ لِما تَشتَهي وَ تَأمُلُ التوبَةَ في قابِلٍ

    والموتُ يأتي أهلهُ بَغْتةً ما ذاكَ فِعلَ الحازِمِ العاقِلِ[1]

    - همانا تو در خانه*اي اقامت داري که دائمي نيست، چيزي که در آن قبول مي*شود عملِ عمل کننده است.

    - آيا نمي*بيني که مرگ بر اين خانه چيره است، آرزوهاي دور و دراز در آن به راستي نمي*انجامد؟!

    - در انجام گناه براي آنچه که مي*خواهي شتاب مي*کني، در حالي که اميد بازگشت در آينده را داري!

    - و مرگ ناگهان به سراغ اهل خود خواهد آمد، در آن موقع انسان دور انديش چه مي*کند؟!

    بعد يك شعر ديگرى دارد مي*فرمايد:

    و انَّ الذئبَ يَتركُ لَحم ذِئبٍ **** وَ يأكلُ بَعضُنا بعضاً عياناً

    لَبُسنا لِلخِداعِ مُسُوکَ طيبٍ **** وَ ويلٌ للغَريبِ إذا أتانا[2]

    - همانا گرگ گوشت گرگ ديگري را نمي*خورد، در حالي که عده*اي از ما آشکارا ديگري را مي*خورند!

    - براي نيرگ و فريب، جامه نيکو به تن کرده*ايم، و واي بر غريبي که بر ما وارد مي*شود!

    اين مطالب را از باب موعظه و تذکر براي يکديگر بخوانيم. امام رضا (علیه السلام) مي*فرمايد: «ما انسان*ها از گرگ بدتريم، ولي به خودمان افتخار مي*کنيم»!

    لا اله الا الله! خدايا! ما را از عذاب قبر نجات بده! خدايا! ما را از حبّ نفس نجات بده! خدايا! ما را يك لحظه به خودمان ما وا مگذار! خدایا! اين زندگى تمام مي*شود، زندگى آنجا را براى ما آسايش و راحتي قرار بده!

    --------------------------------------------------------

    [1]. عيون اخبار الرضا ج 2، ص 176، ح 3.

    [2]. همان، ص 177، ح 5.

  17. #14
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    5- کلام ملاصدرا در مورد تقسيم دانشمندان

    روايتي در کتاب فضل العلم کافي است: موثقه سكونى «عن أبى عبدالله(علیه السلام) قال: قال رسول*الله: الفقهاء امناء الرسل» فقهاء يعنى آدم*هايى كه دقيق هستند، ريشه ياب هستند. چون فقه در اصطلاح روايات معمولا به معناى ريشه*يابى است. فقيهانه يعنى ملا، آخوند، فقيه يعنى آدمى كه زيرك باشد، ريشه ياب باشد در لغت هست که: «الفقه هو الفهم» اما معناي ريشه*يابى، اصطلاح جديدي است كه ما داريم به كار مي*بريم. بنابراين روايت مي*فرمايد: «الفقهاء امناء الرسل» يعني ريشه ياب*ها، امين*هاى پيامبران هستند. سپس شرط مهمي ذکر کردند: «ما لم يدخُلُوا فى الدنيا»، مادامي که در دنيا داخل نشوند. که صد البته فقهاء اصطلاحي را شامل مي*شود، چون فقها ريشه*ياب هستند، ريشه ياب احكام در استدلال هستند، «قيل: يا رسولُ*الله وَ ما دُخولُهم فِى الدُّنيا؟ قال: إتباعُ السّلطانِ»، داخل شدن به دنيا يعني دنبال قدرت*ها و سلاطين رفتن، «فَإذا فَعلوا ذلكَ فَاحْذرُوهم عَلى دِينِكُم»،[1] وقتي علما به دنبال قدرت*ها رفتند، بترسيد و بر حذر باشيد از آنها بر دينتان!

    مرحوم ملاصدرا در شرح اين روايت مي*گويد: «قيل: العلماء ثلاثه»، دانشمندان سه دسته هستند، «امّا مسعد نفسه و غيره»، هم خودش را به سعادت مي*رساند و هم غيرش، «و إمّا مهلك نفسه و غيره»، هم خودش را بدبخت مي*كند هم ديگران را، «و امّا مهلك نفسه مسعد غيره»، يا خود را هلاک کرده، ديگران را به سعادت مي*رساند.

    « أمّا الاول: فهم الداعون الى*الله المعرضون عن الدنيا ظاهراً و باطنا»، دسته اول کساني هستند که مردم را به سوي خدا خوانده، در ظاهر و باطن از دنيا اعراض کرده*اند.

    از امام زين*العابدين(علیه السلام) نقل شده که مي*فرمايد: گاهى بعضى*ها ترك دنيا مي*كنند براى رسیدن به دنيا مي*بيند از توانایی علمی اش كه نتوانست استفاده کند، از قدرت و موقعیت های خوبی هم که برخوردار نشده است، از استعداد و توانایی اش هم كه نتوانست بهره ببرد، خوب چه كار كند که يك رياستى پيدا كند؟ به زهد در دنیا روی می آورد و مي*گويد: من به دنيا اعتنا نمي*كنم. در عمل هم عمامه*اش را يك طرفى مي*گذارد، گردنش را شل مي*كند، اين زهد در دنيا براى اين است كه مي*خواهد به رياست برسد، مردم دوستش بدارند.

    حضرت مي*فرمايد: اين شخص زهد در دنيايش براى دنيا است. انسان بايد باطناً و ظاهراً به دنيا زاهد باشد. زهد در دنيا به اين است آدم از جامعه كم استفاده كند، به جامعه زياد فايده برساند. اين حقيقت زهد است. كم استفاده كردن از جامعه، كمتر بار بر دوش مردم گذاشتن و زياد بار از دوش مردم برداشتن. اگر كسى توانست كم بار بگذارد به دوش مردم، زياد بار بردارد، اين زاهد است. اين انسان مي*تواند ادعا کند من دنباله رو اميرالمؤمنين(ع)، امام مجتبى و ائمّه معصومين(عليهم السلام) هستم. امّا اگر به عكس شد، مرتب بار بر دوش مردم اضافه مي*كند، اين زهد نيست. زهد اين است که باري از دوش مردم بردارى، نه بار بر دوش مردم بگذارى! اگر شربت به ليمو نيستى و سكنجبين نيستى، اقلاً دوغ ترش باش، نه سمّ و زهر! اگر نوشم نِه اى نيشم چرايى؟

    «و امّا الثانى: فهم المصرّحون لطلب الدنيا و المقبلون عليها صريحاً»، دسته دوم با صراحت مي*گويد: من دنبال قدرت، پول و ریاست هستم، من به اين حرف*ها كار ندارم. دنبال اين هستم كه ديگران به من احترام كنند و تشكيلاتى داشته باشم. «و هم اتباع السلاطين» اين*ها دنباله رو قدرت*ها هستند، «لانّ الوصول الى الثروة و المال و الجاه و الترفٌع على الامثال لا يحصل الا باتباعهم و الخلطة بهم»، براي اينکه رسيدن به مال، ثروت، مقام، ترفيع و امثال آن جز با تبعيت از سلاطين و مخلوط شدن با آنها حاصل نمي*شود.

    «و اما الثالث: فهو الذى يدعوا الناس الى الآخرة و نصب نفسه فى مقام الوعظ و التذكير و الامامة و قد رفض الدنيا فى الظاهر و قصده فى الباطن قبول الخلق و اقامة الجاه و ربّما مکن فى باطنه باعث الهوى فيما هو بصدده من دعوة الحق و ارشادهم... »،[2] اما دسته سوم کساني هستند که مردم را به سوي آخرت مي*خوانند و خود را در مقام وعظ، تذکر و رهبري جامعه قرار داده*اند و در ظاهر از دنيا گريزان هستند و در باطن آن را قصد کرده*اند، تازه گاهى هم اصلاً نمي*تواند حرفى بزند، زیرا از بس باطنش با ظاهرش متفاوت، نمي*تواند ارشاد و نصيحت كند.

    --------------------------------------------------------------------------------

    1. الکافي ، ج1، ص 46، باب المستأ کل بعلمه و المباهي به ، ح5؛ کنز العمال، ج10، ص 183، ش 28953، با تفاوت در متن.

    1. شرح الاصول الکافي، ج 2، ص 228.

  18. #15
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    6- حقيقت امر به معروف و نهي از منکر امر به معروف و نهي از منکر، طريق و راه انبياء و صلحاست

    مسئولان اعتراف مي*کنند که خلاف در جامعه رو به افزايش است! هر روز با قيد و بندهای فراوان می خواهند جلويش را بگيرند ولی باز هم اعتراف مي*کنند که خلاف*کاري در جامعه دارد زياد مي*شود؛ مگر همين اعتياد نيست! با همه قيد و بندها و اعمال قوانین مربوط به آن، باز هم متصدیان امر به دنبال راهکار جدید هستند تا با آن مبارزه کنند؟ اساس در اسلام بر اين است كه انسان*ها ساخته شوند قرآن مي*گويد: همانا پيامبران را با حجت*هاي روشن فرستاديم: (لِيَقُومَ النّاسُ بِالقِسْطِ) [1]و با ايشان کتاب و ميزان فرستاديم تا مردم به عدل و انصاف قيام کنند.

    درباره*ي امر به معروف و نهي از منکر، امام باقر(علیه السلام) مي*فرمايد: «إنّ الأمرَ بِالمعرُوفِ وَ النَّهىَ عَنِ المَنْكَرِ سَبيلٌ الآنبياءِ، و مِنهاجُ الصُّلَحاء»[2]، امر به معروف و نهي از منکر، طريق و راه انبياء و صلحاست. و انبياء و صلحا كه چماق ندارند؛ زندان و شلاق ندارند، انبياء و صلحا كه هتک حرمت و توهين ندارند، آنها با اصلاح و عمل خودشان به مردم درس مي*دهند و جامعه را مي*سازند. حاکمان و کسانی که مدیریت جامعه را به عهده دارند، خودشان به گونه*اي ساخته شده اند که اگر حرفي زدند مردم با جان و دل حرفشان را مي*خرند و به آن گوش مي*دهند؛ و مردم از عملشان درس مي*گيرند: «كُونُوا دُعاةً لِلناسِ بِالخَيرِ بِغَيرِ ألْسِنَتِكُمْ»،[3] يعني مردم را به خير و خوبي با غير زبان*هايتان دعوت کنيد. چون اگر هم حرف مي*زند، حرفش همان و عمل مردم همان! امّا اگر به گونه*اي شد که حرفش همان و ضدّش را مردم در عمل ديدند، اين امر به معروف ونهى از منكر نيست بنابراین لازمه داشتن جامعه سالم آن است که حاکمان در درجه نخست خود از سلامت برخوردار باشند.

    امام باقر(علیه السلام) در ادامه مي*فرمايد: «بِها تُقامُ الفَرائِضَ»،[4] با امر به معروف و نهى از منكر فرائض الهي به پاداشته مي*شود مثلاً مردم نماز خوان مي*شوند. نماز عبادتی است، كه با زور و شلاق انجام نمي*شود؛ يا شلاق بزنيم براى اين كه زكات بدهند، شلاق بزنيم تا غسل جنابت كنند. نماز، زکات و غسلي که با زور و شلاق باشد عبادت نيست. چون اين*ها عبادت است و قصد قربت مي*خواهد، قصد قربت هم با زور و شکنجه نمي*شود، و ادله واجبات هيچ*گاه حرام را نمي*گيرد، يادتان باشد! امر به معروف و نهى از منكر واجب هستند؛ اما نمي*شود با واجب، حرامي انجام گيرد. زدن، کشتن، بردن، شکنجه حرام است و ادله وجوب امر به معروف اين*ها را نمي*گيرد، گرچه بعضى از فقهاء فرموده*اند!

    بنابراين حق اين است كه آمر به معروف، بايد خودش با عمل و گفتارش آدم خوبى باشد. همان شیوه ای كه امام امت و انسان های زیادی، را متحول ساخت. از اقشار مختلف جامعه، انسان هایی را ساخت که در زمان جنگ عاشقانه از کشور دفاع کردند.

    اعمال شكنجه، فشار، خشونت و بى*رحمى، در اين دنيا عاقبت خوشي ندارد. ما با چشم خود ديده*ايم که ظالمين به چه سرنوشتی دچار شده اند.

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1]. الحديد (57)، 25.

    [2].وسائل الشيعة ج16:ص119، كتاب الامر بالمعروف والنهي عن المنکر، ابواب الامر والنهي و ما يناسبهما، باب1،ح 6.

    [3]. وسائل الشيعة ج12، ص162، تتمة كتاب الحج، ابواب احكام العشرة، باب 108، ح1، عن الصادقg.

    [4]. وسائل الشيعة ج16: ص119، همان.

  19. #16
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    7- به هنگام قضاوت، خود را جای طرف مقابل قرار دهيم

    در بعضى از قضاوت ها باید انسان خودش را جای طرف مقابل قرار بدهد و سپس قضاوت کند. به اصطلاح یک طرفه قضاوت نکند. در جامعه کنونی ما نسبت به فعالیت های اجتماعی و حتی زندگی شخصی خانم ها یک نظر و دیدگاهی وجود دارد که غالباً از جانب مردان اعمال می شود و این تا حدود زیادی به مشکل جامعه مردسالار که در قرون گذشته بر جامعه غالب و حاکم بوده و بر می گردد.

    طبق این دیدگاه، زن باید صرفاً به امور خانه داری در داخل خانه بپردازد و خود را به این مسائل سرگرم سازد و نسبت به این وضعیت خود هیچ گونه اعتراضی هم نکند. بدین ترتیب وی باید از خیلی از حقوق طبیعی و مسلم خود از جمله حق ادامه تحصیل، انتخاب شغل، مسافرت های سیاحتی و زیارتی، انجام فعالیت های اقتصادی و بازرگانی، شرکت در مجالس و محافل و کنفرانس های علمی، انجام فعالیت های ورزشی و شرکت در برخی از مسابقات فرهنگی و هنری و سرگرمی های مشروع چشم پوشی و صرف نظر کند.

    این مسئله در حالی مطرح می شود که امروزه طبق نظر اغلب کارشناسان شرکت مستمر و فعال بانوان در عرصه های مختلف اجتماع تا حدود زیادی به سلامت و تندرستی و شادابی انها کمک می کند و از بروز بسیاری از مشکلات اجتماعی از جمله: انواع بیماریها، یأس و ناامیدی، انزوا و گوشه گیری و بیماری های روحی و روانی متعدد – که پیامدهای سوئی در زندگی این قشر از جامعه دارد- جلوگیری می کنند.

    نکته قابل توجه در این خصوص آن است که تعدادی از طرفداران همین نظر و دیدگاه، خودشان از امکانات رفاهی بسیار خوبی در زندگی بهره مند هستند و در اغلب موارد در صورت نیاز به خدمات درمانی و پزشکی، و خدمات پزشکی کشورهای پیشرفته اروپایی – به طور سهل و آسان- دسترسی دارند.

    پرواضح است این گروه از افراد جامعه نمی توانند درک کنند که کمبود پزشک و کادر متخصص در برخی از مراکز درمانی و کمبود داروهای اساسی و خدمات پزشکی چگونه بخش بزرگی از مردم جامعه را مستأصل و کلافه می کند بنابراین اگر بخواهیم بر طبق قوانین اسلام عمل کنیم باید اجازه دهیم این قشر زحمتکش و مؤثر در عرصه اجتماع از آزادی های مشروع و قانونی استفاده کنند و از حقوق مسلّم خود بهره مند شوند.

    در دنیای کنونی که رسانه های تأثیرگذار گوناگون، سایت های اینترنتی و ماهواره به اطلاعات و یافته های نوین علمی در حجم گسترده می پردازند و برخی از شبهات و اشکلات را نسبت به تفکرات دینی و امور مربوط به مذهب را مطرح می کنند، پسندیده نیست که با توسل به حربه های ضعیف و تئوریهای کهنه و غیرقابل استناد، نظریات راهگشا و سازنده را – با انواع تهمت ها و تکفیر و برچسب وابستگی به دشمن فرضی- مورد سرزنش و نکوهش قرار دهیم.

    در پایان این بخش از سخن این مطلب را یادآوری کنیم که جامعه از سلامت فکری برخودار است که زمینه رشد و بالندگی دیدگاههای مختلف در آن فراهم باشد تا عالمان و اندیشمندان بتوانند با نقد این نظریات، به دیدگاههای جامع و نوینی دست یابند که این روند مناسب خود بستر خوبی را برای تولید علم و اندیشه در کشور فراهم می کند.

  20. #17
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    9- روحانيت و پاسخ به شبهات حال وآينده

    افضل اعمال، مذاكره علمی است، گاهي اوقات مراسم دعا و نماز جماعت و پاي منبر برويد، اما وقتتان را صرف يك سري كارهايي كه وضعش خيلي روشن نيست، نكنيد. شما و ما که از بودجه امام زمان( صلوات الله و سلامه عليه)، ارتزاق مي*کنيم، موظفيم از زحمات پيشينيان حراست و استفاده كنيم، ما و شما موظفيم زیاد مطالعه كنيم، زیاد مباحثه كنيم، امروزه اشكالات فراواني مطرح مي*شود. كه اگر به ما بدهند، حوزه توان جواب دادنش را بحمدالله دارد، اما براي آینده بايد فكر كنيم، همه چيز ما تقريباً دارد زير سؤال مي*رود، من نمي*خواهم بگويم عواملش چیست، اما بسياري از امور و مسائل ارزنده ما، دارد زير سؤال مي*رود، ما از نظر علمي بايد خودمان را براي پاسخ دادن آماده كنيم. امروز در همين مسائل فقهي سؤالات، بحث و اشکالات زيادي مطرح مي*شود. از باب نمونه امروز، يك نامه براي ما آمده بود، در اين باره که به وسيله تغيير ژن*ها مي*توان بچه*اي را در رحم مادر، بدون سر به دنيا بياورند، كه بعد بتوانند او را سقط کرده و از اعضاء و جوارحش براي پيوند به ديگران استفاده كنند! خوب اين را بنده و جنابعالي بايد پاسخگو باشيم. حوزه براي فقه است، حوزه براي چيز ديگري كه نيست. امروز، حوزه کاري مهم*تر از فقه ندارد. يا پرسش شده که با ژن*ها مي*توانند بچه را خوشگل كنند، بچه را زشت كنند، بچه را قدكوتاه كنند! اين*ها مسائل فقهي جديدي است كه روز به روز مطرح مي*شود.

    وقت خودتان را مصروف كنيد براي مذاكره علم، مباحثه كنيد، مطالعه كنيد، که افضل اعمال است، و توجه داشته باشيد هر چيزي را در حد خودش ارزش قائل بشويد، نكند خداي ناخواسته ما از حدود تعدّي كنيم، ( وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اﷲِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ)،[1] «و کساني که از احکام و حدود الهي تجاوز کنند، آنان همان ستمکارانند» براي مسائل نسل*هاي فردا و آينده ما بايد کار بکنيم. ممكن است خداي ناخواسته يك كسي به اسلام كوچكترين بدبيني و شبهه پيدا كند تا انقلاب مهدي(عج)، تا روز قيامت، تا خدا خدايي مي*كند، من و شما از مجازاتش كنار نيستيم، اين طور نيست كه خدا مفتي بدهد، اين گونه نيست كه روحانيت محترم است، بدون جهت محترم باشد. اين طور نيست كه مسؤوليت*ها و اختيارات بدون حساب داده بشود. همه چيز در عالم حساب دارد.

    جهان، جهان حساب است. ببينيد علي(علیه السلام) چگونه حكومت مي*کرد و به مردم بگوييد ما دنبال اين نوع حكومتيم، هدف ما اين است، حالا صانعي* اشتباه كرده، مسأله ديگري است، اما هدف اين است؛ صانعي خلاف كرده، بفهمانيد كه خلاف كرده، اشتباه كرده بگوييد او *اشتباه كرده، نه *اينکه پاي اسلام وعلي(علیه السلام) گذاشته شود. و اگر خداي ناخواسته ما خلاف آن شديم، آن وقت است كه به اسلام ضربه زده*ايم، به اهداف انبياء ضربه زده*ايم، به اهداف انقلاب ضربه زده*ايم. روز قيامت هم كه كسي از دیگری حمایت نمی کند، اينجا ممكن است کسي زورش به ما نرسد و نتواند ما را مجازات کند! اما روز قيامت خدا مجازات مي*كند، قدرتمند و ضعيف براي خدا مساوي اند و ملاحظه هيچ کسي را نمي*کند غير از عمل و جزای عمل! وفّقكم الله لما يحب و يرضي.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] -البقره (2)، 229.

  21. #18
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    8- عدم وجوب اِعلام حقوق*الله در موضوعات

    بحث حق*الله به ما هیچ ارتباطى ندارد که بگویيم فلان دختر و پسر، خواهر و برادر رضاعي*اند. يك زنى مي*داند يك پسر و دخترى با هم شير خورده*اند و رضاع هم حاصل شده است، حالا اينها ازدواج کرده اند، لازم نيست بروند بگويند اين*ها با هم شير خورده*اند. چه اجبارى دارد؟! اين حق*الله است و چون آنها جاهل اند، خدا مي*گذرد تو نمي*گذرى؟! آنها كه نمي*دانند معذورند، ديگر تو نمي*خواهد بروى آنها را به زحمت بيندازى. مثل مسأله گفتن بعضى از مسأله*گوها كه گاهى يك مسأله*هايى مي*گويند كه همه مردم را به جان هم مي*اندازند. مثلاً کسي تبليغ مي*رود مسأله بگويد، و اظهار علميّت بكند. مي*گويد: مسأله رضاع چون كمتر بحث شده من مي*خواهم بحث كنم: اگر مادرى به نوه دخترى*اش شير داد، اين دختر به داماد حرام مي*شود. يك دفعه مي*بينيد يكى مي*گويد: من به او شير داده*ام، يك دفعه مي*بينيد زندگى*ها متلاشي مي*شود. خوب آقاى مسأله گو! اوّلاً چه واجبى است كه اين مسأله را بگويى ؟ و ثانياً نظر صانعى را بگو كه مي*گويد: رضاع موجب حرمت ابدى نمي*شود. و ثالثاً در خود مسأله رضاع و كلاً حقوق الله به مردم بگوييد: آقا! اعلام به آنها واجب نيست، در حقوق الله اعلام، واجب نيست.

    يادتان باشد اعلامِ حقوق*الله در موضوع واجب نيست، بلكه گاهى براى مردم هم ضرر دارد و اگر يك كسى كه بلد نيست، واجب نيست يادش بدهيد. گاهي افراد مي*خواهند يك چيزى را به هم بزنند و بلوايى درست بكنند.

    خدا مي*خواهد امور منافى با عفّت در جامعه نباشد. در باب حدود عِرضي و آنچه با آبروي افراد سروکار دارد آنچه هست اصل بر خفاست. وقتى اصل بر خفاست، فقط ما دليل داريم که شهادت جايز است، اما اينکه افراد بروند و مشاهده کنند که حد جارى بشود دليلي برآن نداريم. و لذا اگر سه نفر آمدند و بر زنا گواهى دادند و نفر چهارمى نيامد، اين سه نفر را حد مي*زنند.

    اجراى حد مشروط است به اين كه علناً ديده بشود و شارع نمي*خواهد كه امور عِرضى آشکار بشود، براي حفظ حرمت*ها و آبروهاست که شارع شرط کرده چهار نفر ديده باشند و همزمان شهادت دهند بنابراين خيلي کم اتفاق مي*افتد شهادت چهار نفر بر اين عمل اقامه شود. که اين*ها ديده باشند، يك مردى با يك زنى دارند عمل منافي انجام مي*دهد؛ آن هم اين قدر بى*پرده و بى*پروا شده باشد كه همه ببينند.

    اسلام نمي*خواهد امور عِرضى با شلاّق و زور جلويش گرفته شود؛ امور عِرضى را اسلام مي*خواهد با فرهنگ سازی و با دين مردم جلويش گرفته شود و لذا مي*بينيد حرمت زنا از آن حرام*هايى است كه ميلياردها مسلمان سراغش نرفته*اند، مثل شُرب خمر که نرفته*اند. يعنى فرهنگ اسلامى، جامعه اسلامى يك فرهنگى است كه آن را زشت مي*دانسته است، چون زشت مي*دانسته نرفته سراغش. نه *اينکه از ترس شلاّق و تازيانه بوده است. وقتى كه اين فرهنگ از بين رفت اگر هزارتا شلاّق هم بزنيد نمي*شود جلوگيرى كرد. معلوم است اسلام که نمي*خواهد با شلاّق جلوى عمل منافى با عفّت را بگيرد؛ مگر اين كه مثل آنهايي که طرف را آنقدر در زندان و سلول انفرادي نگه مي*دارند تا مجبور شود چهار بار اقرار کند، عمل کنیم که اين*ها به نظر من همه*اش خلاف اسلام است، و اسلام در امور عِرضى جز فرهنگ و عقيده را چيز ديگرى به عنوان مانع انجام اين کارها نمي*خواهد.

    ميليونها مسلمان شراب نخوردند؛ ميليونها مسلمان قمار بازى نكردند، ميليونها زن مسلمان حجاب را حفظ كردند. آیا شلاّق بوده؟ زندان بوده است؟ چيزى نبوده است. در همان رژيمى كه مركز فحشا رسمى بود، با اين حال مردم دين دار و بافرهنگ خود را حفظ کردند و ميليون*ها جوان، پسر و دختر، مرد و زن، هيچ يک دنبال عمل منافى با عفّت نرفتند.

  22. #19
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    10- مسلم يعني تسليم در برابر حق

    «مسلم» به هر کسي که در برابر حق تسليم است، گفته مي*شود. «أللّهمّ أصلح كُلَّ فاسدٍ مِن أُمور المُسلمين»، يعني كساني كه در مقابل حق و عدالت تسليم اند و طغيان نمي*كنند؛ فسادهايشان را اصلاح كن. اما آن كس که در مقابل حق طغيان مي*كند من به او دعا نمي*كنم، مثلاً ظالمي آمده گردنم را بزند، نمي* توانم به او بگويم دستت را بده مي*خواهم ببوسم! بنابراين مسلم در اصطلاح قرآن و روايات به معناي تسليم در مقابل حق است.

    چنانچه حضرت يوسف(علیه السلام) و موسي(علیه السلام) مي*گويند: مرا مسلمان قرار بده! قرآن که مي*فرمايد: (إِنَّ الدِّينَ عِندَ ﷲِ الإِسْلاَمُ)،[1] «همانا دين نزد خدا اسلام است»، اسلام يعني تسليم. يا در باره حضرت ابراهيم(علیه السلام) مي*فرمايد: (کانَ حَنيفا مُسلِماً)،[2] ابراهيم(علیه السلام) حنيف مسلم بود، يعني تسليم در مقابل حق و عدالت بود.

    معتقدين به اديان ديگر چون يهود و نصارايي که قائم به حق**اند و امر به خوبي و نهي از بدي مي*كنند، اين*ها هم از صالحين*اند. در قرآن مي*فرمايد: (وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اﷲُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ)،[3] «وکساني که از خدا و پيامبر اطاعت کنند، در زمره کساني خواهند بود که خدا ايشان را گرامي داشته [يعني] با پيامبران و راستگویان و شهيدان و شايستگانند». علامه طباطبايي(قدس*سره) ذيل اين آيه مي*گويد:

    «اما آن چهار دسته عبارتند از: پيامبران، صديقين، شهدا، صالحين. پيامبران کساني هستند که وحي به*ايشان نازل مي*شده و خبر غيب پيشاپيش بوده است [...] . شهيد: قبلاً گذشته و گفته*ايم که در قرآن به گواهان اعمال مردم گفته مي*شوند نه شهيدان ميدان جنگ. صالحين: کساني هستند که صلاحيت نعمت خدا را دارند. صديقين: آنچه لفظ آن دلالت دارد اين است که صيغه مبالغه صدق است[. . .] صدّيق کسي است که اصلاً دروغ نمي*گويد، کاري را هم (جزء حق) نمي*کند، بدون پيروي هواي نفس و آنچه را که حق مي*داند مي*گويد و چيزي جز حق را نمي*بيند، پس وي حقايق اشياء را مي*بيند، سخن حق مي*گويد، کار حق مي*کند». [4]

    ما درون را بنگريم و حال را * ني برون را بنگريم و قال را[5]

    در قاموس خداوندي، خودي و غير خودي معني ندارد و تسليم در برابر حق و عمل نيک و صالح از هر كسي با هر *ايده*اي پسنديده است.

    در قرآن مي*فرمايد: (مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ)،[6] «از ميان اهل کتاب گروهي درست کردارند». در تفسير اين *آيه گفته شده: «قائمةٌ بِالإسلامِ»، نه اينکه به رسول الله(ص) ايمان دارند.* ايمان به مبدأ، معاد، و انجام كار شايسته، توسط معتقدان به ديگر اديان در زمان پيغمبر(ص) بوده و الآن هم هست. اگر يك يهودي يا يك مسيحي يسجد لله، يؤمن بالله، يأمر بالمعروف، ينهي عن المنكر، و در کار خير پيشي گرفت، الآن هم از صالحين است. اين مطلب از قرآن استفاده مي*شود.

    مراد از تکامل و پيشرفت، رشد در انسانيت است. امر به معروف تنها منحصر به اعمال عبادي ظاهري نيست، بلکه يک معناي عامي است که همان دعوت به خوبي*ها است. براي همين است که شما ملاحظه مي*کنيد در همين اديان توحیدی چون مسيحي*ها، يهودي*ها و حتي غیر توحیدی چون بت پرستان و مشرکان آدم*هايي با اخلاق و منش بالا وجود دارند که بعضي از ما در مقابل آنها در مرحله پاييني قرار داريم.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1]. آل عمران (3)، 19.
    [2]. همان، 67.
    [3]. النساء(4)، 69.
    [4]. الميزان، ج 4، ص 407.
    [5]. مثنوي معنوي، دفتر دوم، بيت 10.
    [6]. آل عمران(3)، 113.

  23. #20
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    12- اختلاف انسان*ها چون اختلاف معادن طلا و نقره

    خيلي آدم*ها هستند مسلمان نیستند ولي آدم*هاي خوبي*اند. سالها قبل راننده های محل ما مي*گفتند: ماشين که خراب مي*شود ببريد خيابان شاپور اصفهان تعمیرگاه ارمني*ها، چون آنها ماشين را خوب تعمير مي*كنند. اين طور نيست كه هر كس شناسنامه*اش اسلامي شد صد در صد خوب است. بنابر روايتي انسان*ها مانند معادن طلا و نقره مختلف و ريشه دارند: «النّاس معادنُ کَمعادن الذَّهبِ وَالِفضِة».[1] ما انسان*هايي سراغ داريم كه دهري هستند و هيچ خدايي را قبول ندارد، اما در عين حال مردم آزاري نمي*كند و در چارچوب خودش حركت کرده و به جامعه خدمت مي*كند، با عمل خودش امر به خوبي*ها مي*كند، نه امر به معروف يعني بيايد مثلاً بگويد نماز صبح بخوان بلکه معروف يعني آنچه در ميان عرف جامعه و مردم و عقلش پسنديده است انجام مي*دهد. اين خطاب قرآن نشانگر رسم «امانت داري» برخي از اهل کتاب است:

    (وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا)،[2] « و از اهل کتاب کسي است که اگر او را بر يک پوست گاو پر از طلا[مال فراواني] امين شمري آن را به تو برگرداند، و از آنان کسي است که اگر او را بر ديناري امين شمري، آن را به تو نمي*پردازد، مگر اينکه دائماً بر[سر] وي به پا ايستي ».

    مي*بينيد اگر بعضی از يهودي ها يا بعضی از مسيحي ها اگر يك پوست از گاو پر طلا به او بدهند يك قِرانش را بر نمي*دارد، با اينكه شناسنامه*اش اسلامي نيست بنابراین انجام امور خیر و کمک به دیگران یک وظیفه انسانی و ناشی از فطرت پاک و عقیده به مبداء و معاد است و ارتباطی به مسلمان بودن یا مسلمان نبودن ندارد و یک غیر مسلمان هم می تواند باعث اصلاح جامعه و پیشرفت بشریت گردد.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1]. الکافي ، ج8، ص177، ح197.
    [2]. آل عمران (3)، 75

  24. #21
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    13- میزان لغزش يک روحاني!

    اگر منِ روحاني يك گناهي را مرتكب بشوم؛ همان طور كه مرحوم امام هم فرموده*اند، اين*گونه نيست كه گناه منِ روحاني با گناه يک بازاري مثل هم باشد، من توقع دارم مردم به من احترام بگذارند! من متوقعم مردم از شيره جانشان، از هزینه های زندگی شان كم كنند و به عنوان وجوهات به ما بدهند. مخصوصاً اگرکسي فتوايش اين باشد كه: «من قتر علي نفسه يجب فيه الخمس»، که اگر كسي از مصارف زندگي*اش کم گذاشته و صرف*جويي کرد و آخر سال مثلاً صد تومان اضافه آورد، بايد بيست تومانش را بابت وجوهات ـ اگر مبنا اين باشد، که البته بنده اين را قبول ندارم،[1] ولي معمولاً آقايان قبول دارندـ ، به ماها بدهد به عنوان جانشينان امام زمان(صلوات الله و سلامه عليه)؛ مقام بلندي را ما ادعا مي*كنيم، ما مدعي هستيم ما نایب امام زمان(عجّ) هستیم، ما مدعي هستيم ما متوليان اسلاميم، ما مدعي هستيم روي فرش پيغمبر(ص) نشستيم، اما چنان به خود مطمئن هستيم که اگر به ما بگويند بالای چشمتان ابروست، یا از ما انتقاد کنند مي*گوييم يا الله! كافر شديد! مرتد شديد! بگير و ببند راه مي*اندازيم!

    بعضي از ما اين گونه هستيم، و به موازات اينکه خودمان را بزرگ حساب مي*کنيم گناهمان هم بزرگ است، اين طور نيست كه اسلام بي حساب باشد، اگردر روايت مي*گويد: «شما وقتي تحصيل علم مي*كنيد، روی پر و بال فرشته نشسته*ايد»،[2] اين طور نيست كه خدا بدون حساب به كسي چيزي بدهد. به قول معروف هر سربلندي يك سرازيري دارد. گناه يك عالم هر چه بالاتر برود عذابش بيشتر است، كما اينكه هر چي بالاتر مي*رود، جاي گيريش از امام زمان بيشتر است، جاي گيريش به عنوان توليت اسلام زيادتر است، مردم بايد بيشتر احترام كنند.

    يك عالم، يك روحاني، يك عمامه به سر اگر بر دهي عبور كرد و قبرستان آن ده، قبورش اهل عذاب بودند، خدا به بركت قدم اين عالم، عذاب را بر مي*دارد. به همين اندازه که عذاب را به بركت قدم عالم بر مي*دارد، چنانچه با اين قدم*ها مرتکب گناه شد، به همین قدم ها چوب می زند چنان مي*زند که فقط خود خدا مي*داند چه درد و آثاري دارد!

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1]. نک: رساله توضيح المسائل، بحث خمس، مسئله 175؛ طي پرسشي از استاد سؤال شده:

    « مراد از قناعت و حد آن چيست؟ بنده مبلغ يکصد هزار تومان وام گرفتم و با قناعت اقساط آن را پرداخت نمودم و پولش را صرف درختکاري کردم. آيا به اين مبلغ خمس تعلّق مي*گيرد؟ »*

    جواب: « مراد از قناعت سختگيري در زندگي و مخارج است و اين امر را هر کس به فراخور حال خودش مي*تواند تشخيص دهد. راجع به مبلغ مرقوم نيز، اگر اقساطش از راه قناعت پرداخت شده (يعني اگر با صرفه*جويي در هزينه*هاي متعارف زندگي باشد )، خمس تعلق نمي*گيرد »، مجمع المسائل، ج 1، ص 379، ش 1484، (م .ل).

    [2] . الکافي، ج1، ص34، باب ثواب العالم و المتعلم، ح1.

  25. #22
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    14- دليل واقعي احترام به عالم

    آيه شريفه قرآن مي*فرمايد : (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ)،[1] «آيا کساني که مي*دانند و کساني که نمي*دانند يکسانند؟!»، مربوط به بحث علم به مسائل است. يعني دانش في حد نفسه ارزش دارد؟ يعني اگر كسي با سواد شد من بايد برايش خم بشوم؟ مردم بايد خم بشوند؟اينکه به تنهايي ارزش ندارد. علم، صرفاً طريق و راه است. اینکه برخی می گویند فلان شخص صورت نورانی دارد و یا هاله ای از نور در سیمای او ترسیم می کنند، پس باید به او احترام ویژه گذاشت، از اشتباهات و خرافات است. بايد ديد براي مردم و جامعه با علم و عملش چه کرده است. هر مقدار به دين و مردم خدمت كرده، به همان مقدار مورد احترام است.

    عالمي مورد احترام خاص است که با عملش مردم را هدايت مي*كند. اما اگر عالمي در قبال خدمتش وجوهی را دریافت می کند و مصرف می کند و یک پزشک هم در قبال خدمتش اجرت و دستمزد دریافت می کند و برای زندگی شخصی اش هزینه می کند آيا من بايد اين عالم را احترام كنم؟ چه فرقي بين اين عالم و پزشک است؟ عالم اگر خودش را به زحمت انداخت و اسوه شد، به گونه*اي مشي کرد كه مردم را به اسلام جذب كرد، و مي*دانيم سعادت جامعه را تأمين مي*كند، قطعا مورد احترام است و باید به او احترام گذاشت.

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1] . الزمر(39)، 9.

  26. #23
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    19- کمک به پولدار ورشکسته

    آيه شريفه مي*فرمايد: ( لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحـصِرُواْ فِي سَبِيلِ اﷲِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأَرْضِ)، يعني: فقرايي كه محاصره شده*اند در راه خدا و براي يافتن روزي نمي*توانند در زمين سفر کنند. يك بنده خدايي آمده به نفع پيامبر(ص) كار كند و حالا گرفتار فقر و تهیدستی شده، گرفتار زندان يا نقص عضو شده؛ خجالت مي*کشد و نمي*آيد سؤال هم بكند: (...يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ ... لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحافًا )،[1] « از شدت خويشتن*داري، فرد بي اطلاع آنان را توانگر مي*پندارد ... علي رغم اصرار مردم از آنها درخواستي نمي*کنند». اگر به شما بگويند به فقرا و تهیدستان کمک کنید در شرایط کنونی به ذهنمان مي*آيد به آنهايي كه توانایی مالی ندارند كمك كنيم، ولي به ذهنمان نمي*آيد كه به آن افراد محترمی که تا دیروز از شرایط اقتصادی و توانایی مالی خوبی بهره مند بودند ولی بنا به دلایلی از جمله این كه در راه خدا ورشكست شده و الآن توي خانه اش آبرومندانه نشسته، يا در راه خدا به زندان افتاده و زن و بچه*اش خرجي ندارند؛ کمک شود. به نظر من در حال حاضر، بهترين تفسير و توجيه اين است كه اين *آيه نظر به آنها دارد. مي*خواهد بگويد شما تنها به دنبال فقرا و تهیدستانی که در جامعه زندگی می کنند نرويد، سراغ آن نیازمندانی هم برويد كه به خاطر: ( أُحـصِرُواْ فِي سَبِيلِ اﷲِ) گرفتار شده*اند و فعلاً در شرایط بسیار سخت و ناگوار زندگی می کنند.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . البقره (2) ، 273.
    ویرایش توسط hooshdar3 : چهارشنبه ۱۸ مرداد ۹۱ در ساعت ۱۴:۰۲

  27. #24
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    [توضيح از من-هوشدار3]
    حديث است از رسول اكرم(ص) كه:
    ارحموا ثلاثا عزيزا قوم الذل و غني قوم افتقر و عالما يلعب به الجهال
    مولوي(ره) حديث را اينگونه بيان ميدارد:

    گفت پيغمبر كه رحم آريد بر//جان من كان غني ففتقر
    و الذي كان عزيز فاحتقر//او صفيا عالما بين المضر

    ترجمه اش را اينطور ميكند:

    گفت پيغمبر كه با اين سه گروه//رحم آريد ار ز سنگيد و ز كوه
    آن كه او بعد از رييسي خوار شد//وان توانگر هم كه بي دينار شد
    وان سوم آن عالمي كاندر جهان//مبتلا گردد ميان ابلهان

    توضيحشم اين ميده:

    زانكه از عزت به خواري آمدن//همچو قطع عضو باشد از بدن

  28. #25
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    [توضيح از من-هوشدار3]
    حديث است از رسول اكرم(ص) كه:
    ارحموا ثلاثا عزيزا قوم الذل و غني قوم افتقر و عالما يلعب به الجهال
    مولوي(ره) حديث را اينگونه بيان ميدارد:

    گفت پيغمبر كه رحم آريد بر//جان من كان غني ففتقر
    و الذي كان عزيز فاحتقر//او صفيا عالما بين المضر

    ترجمه اش را اينطور ميكند:

    گفت پيغمبر كه با اين سه گروه//رحم آريد ار ز سنگيد و ز كوه
    آن كه او بعد از رييسي خوار شد//وان توانگر هم كه بي دينار شد
    وان سوم آن عالمي كاندر جهان//مبتلا گردد ميان ابلهان

    توضيحشم اين ميده:

    زانكه از عزت به خواري آمدن//همچو قطع عضو باشد از بدن
    عضو گردد مرده کز تن وا برید//نو بریده جنبد اما نی مدید
    هر که از جام الست او خورد پار//هستش امسال آفت رنج و خمار
    وآنک چون سگ ز اصل کهدانی بود//کی مرورا حرص سلطانی بود
    توبه او جوید که کردست او گناه//آه او گوید که گم کردست راه

    در شأن نزول آيه 273 از حضرت باقر(ع) آورده‏اند كه اين آيه شريفه، درمورد اصحاب «صفّه» فرود آمد.
    اين گروه كه شمارشان به چهارصد نفر ميرسيد، از ايمان‏آوردگان شايسته كردار و آزادمنشى بودند كه از مكّه و نقاط ديگر به مدينه آمده، و به‏دليل نداشتن امكانات و خويشاوندى كه به آنان پناه دهد، در مسجد مسكن گزيده بودند. و آنان در هر درگيرى و مشكلى كه براى اسلام و پيامبر پيش مى‏آمد، با شور و شوق به ميدان جهاد گام مى‏سپردند و با دشمن مى‏جنگيدند؛ امّا از آنجا كه امكاناتى براى كار و تجارت نداشتند، اين آيه شريفه فرود آمد تا به مردم باايمان سفارش كند كه به آن گروه يارى رسانند. و پس از نزول اين آيه مباركه بود كه مردم باايمان آنان را همچون اعضاى خانه و خانواده خود بحساب مى‏آوردند و تا سرحدّ امكان، از آنچه در توان داشتند، در كمك به آنان دريغ نمى‏كردند؛ چرا كه آنان، هم مؤمن بودند، هم جهادگر در راه خدا، و هم عزّت نفس و طبع‏بلندى داشتند كه افراد ناشناس، آنان را ثروتمند و صاحب امكانات مى‏پنداشتند.

    منبع
    ویرایش توسط hooshdar3 : چهارشنبه ۱۸ مرداد ۹۱ در ساعت ۱۴:۴۶

  29. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,458
    امتیاز : 92,104
    سطح : 100
    Points: 92,104, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,407
    تشکر شده 31,414 در 9,802 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط hooshdar3 نمایش پست اصلی
    ادمين اجاازه ميدند لينك فيلتر بگذاريم؟
    خواستم ديگران را نيز از اين فيض بهره مند كنم و خودم تنهايي نخوانم.چون ديدم يك چيزي گفتم و انتظار سبز دنبال اصل مطلب گشت.خواستم مطالب را بگذارم كه ديگر دنبال اين چيزها در نت نگردد.

    باور كنيد تقصير من نيست كه سايت بعضي از مسئولين ابتداي انقلاب فيلتر است
    دلائل فيلتر شدن سايت و نيز رد صلاحيت ايشان براي مرجعيت در آدرس زير قبلا گفته شده:

    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42940

    به نظرم دلائل قانع كننده اي هم بود....

    همانگونه كه ذكر شد و خود وي نيز به آن معترف است، مباني آقاي صانعي در صدور فتاواي نوين و جديد، اعلاميه حقوق بشر، مكاتب اومانيسم، سكولاريسم و ليبراليسم است و اين نوآوري همان بدعت در دين است كه در اسلام نسبت به آن بسيار نكوهش شده و عقوبت بسيار سنگيني دارد.
    منبع
    ملاك قضاوت حال كنوني افراد هست....طلحه و زبير هم داراي سوابق درخشان بودند ولي بر عليه حكومت امام علي

    (ع) برخاستند...!
    ویرایش توسط رضوان : چهارشنبه ۱۸ مرداد ۹۱ در ساعت ۲۲:۰۳
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  30. #27
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    تاپيكم را مشوش نكنيد اغتشاشگرها!
    ادمين!زورت فقط به من يكي رسيده؟!عدالت!

  31. #28
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    20- عالِمِ دوست*دار دنيا

    امروز مي*خواهم روايتى را از «اصول كافى» برايتان بخوانم، البته شرح اصول كافىِ مرحوم ملا صدرا(ره) را آورده*ام كه يادى از او کرده و حدّاقل دِينى به او ادا شده باشد. روايت اين است: «عن حفص بن غياث، عن أبى عبدالله(علیه السلام) قال: «إذا رَأيتُمُ العالِمَ مُحبّاً لِدُنياهُ فَاتَهِمُوه عَلى دينكُم»، يعني: اگر يك عالمى را ديديد که دنيايش را دوست مي*دارد، او را در دين خودتان متهم كنيد، يعنى فكر كنيد كه او در دينش درست عمل نمي*كند. اگر يك مطلب دينى را به شما گفت، شما حق نداريد به او عمل كنيد چرا؟! چون وقتى محبّ دنيا شد، يعنى محبّ غير خدا و محب دنائت و پستى است، شما او را متهم در دين خود كنيد، «فَإنَّ كُلَّ مُحِبٍّ لِشَىءٍ يَحُوطُ ما أحَبّ»، مي*فرمايد به اين دليل که: «هر كس هر چيزي را دوست مي*دارد به آن تمایل دارد و تنها او را احاطه مي*كند، و حول محور آن مي*چرخد تا آن محبوبش را جلوه بدهد و محبوبش را حفظ كند»، در ادامه امام باقر(علیه السلام) از پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مي*کنند که: «أوحى الله إِلى داود(علیه السلام): لا تَجْعَلْ بَينى وَ بَينِكَ عالماً مَفْتوناً بالدُّنيا فَيَصُدَّك عَنْ طريقِ مَحبَّتى فَإِنَّ اُولئِكَ قُطَّاعُ طَريقِ عِبادىَ المُريدينَ»، امام باقر از پیامبر(علیهما السلام) نقل فرمود: خداوند به داود(علیه السلام) وحي کرد: بين من و بين خودت، عالِمي که گول دنيا را خورده قرار مده! که تو را از طريق محبت من باز مي*دارد، اين*ها گردنه* گیرهای بندگان من هستند كه اراده دارند خدا را بپرستند. اين دسته از عالمان دوستدار دنیا سرگردنه ايستاده و به عنوان عالِم دين، دين را از بين مي*برند! « إنَّ أدني ما أنا صانعٌ بِهِم أنْ أنزَعَ حَلاوةَ مُناجاتى عَن قُلوبِهِم»،[1] کمترين کاري که با اين*ها مي*کنم اين است که شيرينىِ مناجات با خودم را از قلوب آنها مي*گيرم. وقتى اين شيرينى مناجات را از قلب انسان گرفتند قبل از آخرت، در همين دنيا آدم دارد عذاب و بلاي روحي مي*بيند و رنج مي*برد.

    ملا صدرا در شرح خود بر اين روايت مي*گويد: « اينکه امام(علیه السلام) مي*فرمايد: «فَاتَهِمُوه عَلي دينِکُم»، يعني باورتان بيايد كه او علم و دين ندارد، متهمش كنيد که عالم محبّ دنيا بر حقيقت دين نيست. براي اينکه علاقه به دين و دنيا در قلب واحد با هم جمع نمي*شود. مي*فرمايد: چنين شخصي عالم حقيقي نيست، گرچه چند اصطلاح هم بلد باشد متديّن هم نيست، بلکه وی يك نادان گمراه است که هم خودش اغوا شده و هم ديگران را اغوا مي*كند؛ مانع رسيدن به محبت الهي و شوق آخرت است. خداوند از چنين آدمي در دنيا انتقام خواهد گرفت و در ادامه مي*گويد: «و هو أدنى انتقامه حيث نزع عن قلبه لذيذ مكالماته العقليه و هى عبارةٌ عن الاعلامات الحِكَمِية و الالهامات العلميه التى كانت قابلة لها فى اوائل فطرته و مبادى حاله قبل أن تفسد قريحته و طبع على قلبه كما فى قوله تعالى: ( وَطُبِعَ عَلى قُلوبِهِم ) »،[2] « و کمترين انتقامي که خدا مي*گيرد اين است که: لذت مناجات و مکالمات عقلي با خودش را که عبارت است از افاضات قلت*آميز درباره شناخت جهان هستي و الهامات علميه*اي که از ناحيه فطرتش قبل از قساد و قريحه*اش بر او مي*شده است از او مي*گيرد و بر قلب او مهر مي*زند». بنابراین ملاحظه می کنید که یک عالم تا هنگامی که محبّ خدا بود بزرگترین توفیق و افاضه الهی در حق وی همان برخورداری از لذت مناجات با خدا بود، و زمانی که دوستدار دنیا می شود حالا ديگر اصلاً براى درك حقایق عالم هستي، ارزشى قائل نيست. اصلاً از ارتباط با خدا لذتى نمي*برد.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] الکافي ، ج1، ص46، باب المستأکل بعلمه ... ، ح 4.
    [2] شرح الاصول الکافي ، چاپ سنگي ، ص 176؛ چاپ جديد ج2 ، ص 227 ـ 228.

  32. #29
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    21- عموميت جزاي عمل صالح

    از مجموع *آيات قرآن اين گونه برداشت می شود که عمل صالح از جانب هر کسي که مقابل خدا نايستاده، کفر نمي*ورزد و معاند نيست، پسنديده است و اجر دارد؛ چون اگر معاند باشد که خودش با خدا درگير شده و معنا ندارد که خدا به او جزا بدهد. اما اين توده انسان*هايي که کارهاي صالحي انجام مي*دهند که از منظر، عقل، مرام و اساس نامه شان عمل صالح است مانند اينکه بيماري را معالجه مي*کنند، يا راه درمان سرطان را پيدا مي*کنند، انجمن مي*گذارند و مي*خواهند از *ايدز پيش گيري کنند، راه*هاي جلو گيري از اعتياد را پیشنهاد مي*کنند، طرفدار حقوق بشر و عدالتند و مي*خواهند عدالت در دنيا به وجود بياورند و ميليون*ها کار خير ديگر انجام مي*دهند اينها هم ده برابر ثواب مي*برند. در اين باره قرآن مي*فرمايد: (مَن جَاء بِالْحسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا)[1] اينکه در سوره عصر مي*گويد: (إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ)،[2] «مگر کساني که *ايمان آورده و کارهاي شايسته کردند»، اين*آيه ارتباطي به بحث ما ندارد؛ اين سوره مرحله بالا و خاصي را مي*گويد که ما با آن مرحله فعلاً کاري نداريم. يا مي*فرمايد: (إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اﷲُ مِنَ الْمتَّقِينَ)،[3] يعني خداوند از متقين قبول مي*کند، يعني کسي که از گناه پرهيز کند و در هر موقعیتی تقوايش را رعايت کند، هنگام جنگ، تقواي در جنگ را، در طبابت، تقواي در طبابت را؛ اما اگر آمد و بدون تقوا صدقه داد يعني صدقه داد و منّت گذاشت، در جنگ زنان و کودکان را کشت، اين جزو متّقين نيست. معناي تقوا نه فقط چيزي است که ما مي*گوييم بلکه يعني تقواي عقلي، يعني پرهيز مي*کند از آنچه که نزد عقلا بد است. اين نظريه بنده است. بنابراين همه انسان*هايي که کار خير مي*کنند مأجورند و از نظر برهان عقلي فلسفي که ملاصدرا و ديگران هم دارند همين گونه است؛ چون وقتي نيّت مي*کنم و عمل صالح انجام مي*دهم، روح من دارد تکامل پيدا مي*کند، ديگر نمي*شود تنزل پيدا کند؛ من دست يک بیمار را گرفته*ام و به بيمارستان برده*ام، هزينه*هايش را داده*ام، پزشک برايش آورده*ام و پرستاري*اش را کرده*ام، بیماری که اقوام وخويشاوندانش از او رفع يد کرده*اند و او را رها کرده اند! ولي يک غير مسلمان اين کار را برايش مي*کند، خوب اين تکامل نفس اوست، در اين تکامل نمي*شود تنزل پيدا کند، چون جهنم و بهشت را به قول ملاصدراها ما از اين جا مي*سازيم و مي**بريم. به هر حال کسي که کافر است و به عقيده خودش عمل صالح انجام بدهد، به نظر من حَسبِ آيات قرآن مأجور است و عوضش را خدا به او مي*دهد، همچنان که اگر گناه هم بکند عذابش مي*کند، مگر اينکه کافر معاند و لجوج باشد. زيرا او که خودش اقدام به دشمني با خدا مي**کند معنا ندارد خدا چيزي به او بدهد، تکامل هم پيدا نمي*کند؛ چون در مقابل کاري که انجام مي*دهد روحش در حال تنزل است. ولي در روايات است که ما پاداش آنها را در اين دنيا و يا قبل از مرگ مي**دهيم تا در قيامت طلبکار نباشند.

    *آيه قرآن* که مي*فرمايد: (مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا * وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا)،[4] «هر کس خواهان دنياي زود گذر است به زودي هر که را خواهيم نصيبي از آن مي*دهيم، آنگاه جهنم را که در آن خوار و رانده خواهد شد براي او مقرّر مي*داريم. و هر کس خواهان آخرت است و نهايت کوشش را براي آن کند و مؤمن باشد، آنانند که تلاش آنها مورد حق شناسي واقع خواهد شد». روايتي آمده به اين مضمون که اين* آيه درباره معاند است؛ چون* آيه، جهنم دارد و جهنم هم براي معاند است.

    بنابر*آيه شريفه: (مَن جَاء بِالْحسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا)،[5] دليلي ندارد که بگوييم پاداش فقط شامل مسلمانان مي*شود و و همین طور جزای بدی نیز برای همه انسان ها یکسان است و این گونه نیست که جزای بدی برای مسلمانان نباشد و اطلاق آیه: (وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا)، يعني هر کس کار بدي بياورد جز مانند آن جزاء، جزاء داده نخواهد شد نیز دلالت واضحی بر این معنا ندارد.

    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] الآنعام (6)، 160.
    [2] الشعراء (26)، 227.
    [3] المائده(5)، 27.
    [4] الاسراء(17)، 18ـ 19.
    [5]. الآنعام (6)، 160.

  33. #30
    Banned
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-خرداد-۲۰
    نوشته ها
    2,740
    امتیاز : 18,570
    سطح : 86
    Points: 18,570, Level: 86
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 280
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,762
    تشکر شده 1,870 در 1,144 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    22- سکوت، نشانه زهد نيست

    اين امري طبيعي است که اگر آدمی با صاحبان قدرت و قدرتمندان درگير نشود، و به اصطلاح امروز محافظه کار باشد كسي با او كاري ندارد، بخواهد به مصداق ضرب المثل «آهسته برو آهسته بيا، صداي پاي مورچه نكن!» اين كه تقوا نيست، اين كه زهد نيست، اين انحراف است، پس سکوت نشانه زهد نيست، مگر نعوذ بالله بگوييم علي(علیه السلام) زاهد نبوده است! علي(علیه السلام) در مقابل انحرافات ایستادگی می کند و اعتراض می کند و هميشه در صحنه حاضر است، علي جنگ*ها دارد، مبارزه*ها دارد، و به قول امام، رسول الله(ص) و ديگر انبياء اين*گونه بودند. برخي از آنها مي*خواستند و برخي هم توان و قدرت مبارزه را نداشتند. و در رأس همه، سيد الشهداء(علیه السلام) است، سيد الشهداء(علیه السلام) ازهد الزهّاد است، شهداء در ميان هر صنفي، ازهد آن صنفند. اگر بناست آهسته رفتن و آهسته حركت كردن که كسي كاري به آدم نداشته باشد، ارزش محسوب شود، موسي بن جعفر(صلوات*الله و سلامه عليه) آهسته مي*رفت آهسته مي*آمد تا كسي زندانش نکند، امام مجتبي(علیه السلام) آهسته مي*رفت و آهسته مي*آمد تا كسي زهرش ندهد. خيلي هم به آنها احترام می گذاشتند و خيلي هم تجليل مي*كردند. پس زهد یعنی کمک به جامعه.

    اینکه زهد زمینه ساز استفاده صحیح و بهتر انسان ها از امکانات آن جامعه باشد و این زمینه سازی در مقاطع مختلف شیوه های گوناگونی را می طلبد و خمیر مایه این شیوه نصیحت حاکمان یا مبارزه با آنها در صورت عدم تمکین در برابر کلام حق است.

    بنابراین می توانیم چنین نتیجه گیری کنیم که عافیت طلبی، سکوت، محافظه کاری، و مماشات با اصحاب قدرت و زورمندان در هر عصر و زمانه ای نشانه زهد نیست، و انسان زاهد کسی است که با ظلم و جور و بی عدالتی حکام در جامعه مبارزه کند تا زمینه حکومت صالحان بر جامعه تحقق پیدا کند.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1