کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض پاسخی محکم برادعاهای دروغین سازندگان فیلم اهانت به پیامبر(ص)

    فیلمی*که مسلمانان توهین به محمد میدانند برگرفته
    از قرآن و روایات و احادیث است …!
    این ادعایی است که در اینترنت و بخصوص فیس بوک رواج یافته است، امید است با انتشار پاسخ این شبهات وتحریفات در روشن کردن حقیقت ما هم سهمی*داشته باشیم.
    پاسخ به شبهات وارده در فیلم اهانت آمیز به حضرت محمدصلی الله علیه وآله و ادعای سازندگان فیلم مبنی بر اینکه این فیلم برگرفته از قرآن و روایات است:
    نه تعصب کورکورانه داشته باشید و نه قضاوت عجولانه. شایسته جامعه روشن فکر و تحصیل کرده نیست که صرف خواندن یا شنیدن یک ادعا آن را قبول کنند. اسلام دینی است که انسان را به تفکر و تعقل دعوت کرده است. قبل از خواندن پاسخها فقط چند لحظه با خود صادق باشیم و ببینیم چند درصدمان در مواجهه با شبهاتی از این قبیل که به اسلام و یا هر دین دیگری و یا حتی هر اعتقادی وارد می*شود، آنها را بدون تامل می*پذیرفتیم؟ چند نفر از کسانی که این شبهات را خواندید به متن آیات مراجعه کردید تا حقیقت را دریابید. اسلام برای به تکامل رساندن انسان است و دارای محتویات بسیار ارزشمندی است. اما در جامعه امروزی با شبهات و توهین*های کودکانه سعی در کم رنگ کردن آن دارند، تا ذهن*ها را از رسیدن به حقیقت ناب منحرف کنند.
    ادعای اول:دراین فیلم حضرت محمد به یارانش دستور کشتن مردان قبایل غیر مسلمان و غنیمت گرفت زنانشان را می*دهد. ( آیات .۳٫۴٫۵٫ سوره حشر)
    این روایت به وضوح در قرآن ( سوره نساء وسوره بقره ) و کتب تاریخی اسلامی*درج شده است.
    پاسخ ادعا:آیه ۳و۴ که ابداً ارتباطی به این موضوع نداردوآیه ۵اشاره به قطع درختان خرما برای خوار ساختن فاسقان است نه دستور کشتن مردمان قبایل غیر مسلمان و غنیمت گرفتن زنان آنان!
    وَ لَوْ لَا أَن کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الْجَلَاءَ لَعَذَّبهَُمْ فىِ الدُّنْیَا وَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ(آیه ۳)سوره حشر
    اگر خداى تعالى این سرنوشت را براى آنان ننوشته بود که جان خود را برداشته و جلاى وطن کنند، در دنیا به عذاب انقراض یا قتل یا اسیرى گرفتارشان مى‏کرد، همانطور که با بنى قریظه چنین کرد، ولى در هر حال در آخرت به عذاب آتش معذبشان مى‏سازد.
    ذَالِکَ بِأَنهَّمْ شَاقُّواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَن یُشَاقّ‏ِ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ(۴)سوره حشر
    این (جلاء وطن و آوارگى آنها) براى این بود که آنان با خدا و رسول او سخت دشمنى و مخالفت کردند و هر که با خدا (و رسولش) دشمنى آغازد عقاب خدا بسیار سخت است. (۴)
    مَا قَطَعْتُم مِّن لِّینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهَا قَائمَةً عَلىَ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِیُخْزِىَ الْفَاسِقِینَ(۵)سوره حشر
    آنچه از درختان خرما را (که در دیار بنى نضیر) بریدید و آنچه را بر پا گذاشتید همه به امر خدا (و صلاح اسلام) و براى خوارى و سرکوبى جهودان فاسق نابکار بود. (۵)
    درتفسیرالمیزان آمده است که کلمه” لینة” به معناى درخت خرماى خرم و پر بار است، حال هر نوع خرما که باشد «۱». روایت هم شده که رسول خدا دستور داده بودند که نخلستان بنى النضیر را قطع کنند، همین که دست به قطع چند درخت زدند، یهودیان فریاد زدند: اى محمد تو همواره مردم را از فساد نهى مى‏کردى، حال این درختان خرما چه گناهى دارند که قطع مى‏شوند. به دنبال این جریان بود که آیه مورد بحث نازل شد، و پاسخ آنان را چنین داد که:
    هیچ درخت خرم و پربارى را قطع نمى‏کنید، و یا آن را باقى نمى‏گذارید مگر به اذن خدا، و خدا در این فرمانش نتائجى حقه و حکمت‏هایى بالغه در نظر دارد که یکى از آنها خوار ساختن فاسقان، یعنى بنى النضیر، است.
    http://www.khamsy.ir/

  2. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ادعای دوم: سپس با آوردن آیاتی زنان مختلف را برای خودش حلال میکند چیزی که در سوره احزاب شاهد آن هستیم..!
    (قران .آیه ۵۰ . سوره احزاب)
    پاسخ ادعا:خداوند در موارد زیادی هنگامی*که قصد بیان حکمی*دارد، خطاب را متوجه پیامبر اکرم(ص) می*کند ولی این حکم اختصاص به آن حضرت ندارد، مگر موارد خاصی که در خود قرآن تصریح شده باشد.یکی از احکام مربوط به مساله ازدواج می*باشد. خداوند در این آیه می*خواهد به مسلمانان بفرماید که شما با چه افرادی می*توانید ازدواج کنید. مثلا دختر عمو دختر عمه و … و این موارد اختصاص به پیامبر(ص) ندارد بلکه این حکم در مورد همه مسلمانان یکسان و متشرک است.
    http://www.khamsy.ir/

  4. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ادعای سوم :در این فیلم ماجرای عایشه خردسال و ازدواجش با حضرت محمد را به تصویر میکشد ….! (تاریخ طبری . جلد ۴ . صفحه ۱۲۹۲)
    پاسخ ادعا:اقوال علما در باره سن عایشه در هنگام ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مختلف و متفاوت است ، برخی از علمای اهل سنت از قول خود عایشه تا شش سال نیز ذکر کرده*اند !؛ اما شواهد وجود دارد که سن عایشه بیش از آن بوده که خود ادعا کرده است .
    اولاً : ابن اسحاق ، عایشه را از جمله کسانی شمرده است که در اول بعثت ایمان آورده و گفته است : وهی یومئذ صغیرة . او (عایشه ) در آن هنگام خردسال بود . السیرة النبویة – ابن هشام الحمیری ۱۶۶/۱
    اگر ما سن عایشه را در زمان بعثت هفت سال بدانیم ، وی در هنگام ازدواج با رسول خدا ، ۱۷ سال و در هنگام هجرت به مدینه ۲۰ سال داشته است .
    بعلاوه بخاری در کتاب تفسیر خویش حدیثی را از عایشه نقل نموده، که در آن می*گوید: هنگام نزول آیة «بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السَّاعَةُ أَدْهى‏ وَ أَمَرُّ »[قمر/۴۶] من «جاریه»ای بودم و بازی می*کردم.کتاب*های تفسیر و حدیث می*گویند، که این آیه هشت سال قبل از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده است. اگر سن عایشه را هنگام نزول این آیه حداقل ده ساله فرض کنیم، سن ایشان هنگام ازدواج باید در حدود بیست بوده باشد.
    بر اساس روایت*های معتبر تاریخی، «اسماء» خواهر بزرگ عائشه ده سال از او بزرگتر بوده است.( الامام الذهبی، سیر اعلام النبلاء، جلد۲، صفحه ۲۸۹، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ۱۹۹۲″ و “ابن کثیر، البدایه والنهایه، جلد۸، صفحه ۳۷۱، دارالفکر العربی، الجیزه، مصر ۱۹۳۳) و کتاب*های معتبر تاریخی گزارش می*دهند که اسماء در سال هفتاد و سوم هجری به عمر صد سالگی بدرود حیات گفته است.( ابن کثیر، البدایه و النهایه، جلد۸، صفحه۳۷۲، دارالفکر العربی، الجیزه،* مصر ۱۹۳۳)اگر اسماء در سال هفتاد و سوم هجری صد ساله بوده باشد، پس عمر او هنگام هجرت باید بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد. بنابراین عائشه در زمان هجرت باید هفده ساله و یا هجده ساله بوده باشد. که با توجه به عروسی عایشه بعد از هجرت عمر ایشان در زمان ازدواج هجده و یا بیست بوده است.
    برخی راویان آورده اند که عایشه در هفتاد سالگی و در سال ۵۷ هجری وفات کرده است. و این نقل پایین ترین سنی است که برای وفات او در سال ۵۷ ذکر شده است. اگر عروسی عایشه با پیامبر (ص) را در سال اول هجرت بدانیم عایشه در آن موقع حداقل ۱۴ سال داشته است.

  6. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  7. #4
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ادعای چهارم :سپس به سراغ ماجرای ازدواج حضرت محمد با زینب زن پسر خوانده اشاره می*کند که این ماجرای خنده دار تلخ به وضوح در قران . سوره احزاب ( آیات ۳۷ و ۳۸ ) آمده است…!
    پاسخ ادعا:مأموریت اصلی پیامبران الهی، از جمله پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) هدایت مردم به راه خدا و شکستن سنت*ها و آداب جاهلی آن زمان بود.
    یکی از رسم*های جاهلی در آن زمان این بود که اشراف زاده*ها و صاحبان مقام، با افرادی که «برده» و یا «آزاد شده» بودند ازدواج نمی*کردند. بعنوان نمونه زینب بنت جحش، دختر عمه پیامبر(ص) و نوه عبدالمطلب بود. اینگونه دخترها اشراف زاده به حساب می*آمدند و زید بن حارثه برده آزاد شده و پسر خوانده بود. آداب و رسوم آن زمان اجازه نمی*داد که اینگونه جوانان با هم ازدواج کنند، ولی آن حضرت با خواستگاری از زینب بنت جحش که از خانواده ای بزرگ و صاحب مقام بود،برای زید بن حارثه که غلام آزاد شده بود، این سنت جاهلی را شکست.
    و بدین وسیله زید بن حارثه،که غلام و پسر خوانده ی رسول الله بود با زینب، دختر عمه ی پیامبر ازدواج کرد، اما بنا بر دلایلی زندگی مشترک آن دو دوام نیافت و به طلاق منجر شد. این جدایی برای دختر عمه پیامبر بسیار سنگین بود چون طلاق دهنده او به ظاهر یک برده آزاد شده است.در قرآن آمده است که پیامبر به زید فرمود: «امسک علیک زوجک و اتق الله؛ همسر خود را نگهدار و از خدا بترس(احزاب، آیه ۳۶٫)
    یکی دیگر از سنتهای جاهلی آن زمان این بود که هیچ کس حق نداشت با زن طلاق داده شده، پسر خوانده اش ازدواج کند. آنان زن پسر خوانده را مانند زن پسر واقعی می*دانستند کسی جرئت نمی*کرد که دست به این کار بزند و این سنت را بشکند،حتی پسر خوانده*ها را به نام پدران واقعی آنها نمی*خواندند،بلکه به نام پدرخوانده آنها را می*خواندند،تا اینکه خداوند این برنامه را نسخ کرد و فرمود:
    «…وَمَا جَعَلَ أَدْعِیاءَکُمْ أَبْنَاءَکُمْ ذَلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوَاهِکُمْ وَاللَّهُ یقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ یهْدِی السَّبِیلَ؛
    و (نیز) فرزندخوانده*های شما را فرزند حقیقی شما قرارنداده است؛ این سخن شماست که به دهان خود می*گویید (سخنی باطل و بی*پایه)؛ اما خداوند حق را می*گوید و او به راه راست هدایت می*کند. ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ …؛آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این کار نزد خدا عادلانه*تر است.( سوره احزاب،آیات ۴و۵٫)
    پس از اینکه زید بن حارثه همسرش زینب بنت جحش را طلاق داد،خداوند پیامبرش را مأمور کرد تا سنت جاهلی حرمت ازدواج با همسر پسر خوانده را در عمل ملغی کند،لذا پیامبر(صلی الله علیه و اله) به دستور خداوند متعال،زینب را به ازدواج خویش در آورد،آنجا که خداوند می*فرماید:
    «…فلما قضی زید منها وطراً زوجناکها لکی لا یکون علی المؤمنین حرج فی ازواج ادعیائهم اذا قضوا منهن وطراً و کان امر الله مفعولاً : ... پس چون زید از او حاجت خویش بگزارد ( او را طلاق داد.)، به همسری تواش درآوردیم تا مؤمنان را در زناشویی با زنان فرزند خواندگان خود، اگر حاجت خویش از او بگزارده باشند(طلاق داده باشند.)، منعی نباشد و حکم خداوند شدنی است.( سوره احزاب،آیه۳۷٫)
    پیامبر اسلام(ص) با این ازدواج علاوه بر این که آن سنت باطل عرب را از بین برد، مشکل زینب را هم حل کرد چرا که زینب که از زنان مهاجر و از خانواده ‏هاى شریف مکه بود، پس از طلاق در مدینه و دور از بستگان نزدیک و در شهر غربت به سر مى ‏برد و در اندوه و ماتم فرو رفته بود و چنانکه گفته ‏اند بسیار مى‏گریست.
    زینب، ایام عده طلاق را سپری کرد و پس از آن به وی بشارت داده شد، که خداوند سبحان، وی را به عقد پیامبر صلی الله علیه و آله درآورده است. در آن زمان، سی و پنج سال از عمرش گذشته بود و بنا به نقل علامه مجلسی، ازدواجشان مصادف بود با اوّل ذی القعده سال پنجم قمری در مدینه منوره (بحارالأنوار علامه مجلسی، ج ۱۱، ص ۱۷۸، و ج ۹۸، ص ۱۸۹ و ج ۹۹، ص ۳۵٫)
    زینب، از این ازدواج بسیار شادمان شد و به خانه آن حضرت، نقل مکان کرد. (همان، و تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۲۳۱؛ المنتخب من ذیل المذیل طبری، ص ۵٫)
    وی، در میان همسران پیامبر صلی الله علیه و آله افتخار می*کرد که او را خدا به ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله درآورد و به آنان می*گفت:
    «زوّجکن أهلیکن و زوّجنی الله من فوق سبع سماوات؛
    شما را خانواده تان به عقد پیامبر صلی الله علیه و آله درآورده، ولی مرا خداوند متعال از بالای هفت آسمان به نکاح آن حضرت، مفتخر نموده است.( بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۱۷۸

  8. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  9. #5
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ادعای پنجم:دراین فیلم صحنه خطاب معروف پیامبر اسلام در ( قرآن . سوره توبه .آیه ۲۹ ) را به تصویر کشیده که محمد می*گوید یا مسلمان شوید یا کشته شوید!
    پاسخ ادعا :قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله و لا بالیوم الاخر و لا یحرمون ما حرم الله ورسوله ولا یدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن یدوهم صاغرون
    در آیات گذشته سخن از وظیفه مسلمانان در برابر بت پرستان بود ، آیه مورد بحث و آیات آینده تکلیف مسلمین را با اهل کتاب روشن مى‏سازد .در این آیات در حقیقت اسلام براى آنها یک سلسله احکام حد وسط میان مسلمین و مشرکین قائل شده است ، زیرا اهل کتاب از نظر پیروى از یک دین آسمانى شباهتى با مسلمانان دارند ، ولى از جهتى نیز شبیه به مشرکان هستند ، به همین دلیل اجازه کشتن آنها را نمى‏دهد در حالى که این اجازه را در باره بت پرستانى که مقاومت به خرج مى‏دادند ، مى‏داد ، زیرا برنامه ، برنامه ریشه کن ساختن بت پرستى از روى کره زمین بوده است .
    ولى در صورتى اجازه کنار آمدن با اهل کتاب را مى‏دهد که آنها حاضرشوند به صورت یک اقلیت سالم مذهبى با مسلمانان زندگى مسالمت‏آمیز داشته باشند ، اسلام را محترم بشمرند و دست به تحریکات بر ضد مسلمانان و تبلیغات مخالف اسلام نزنند ، و یکى دیگر از نشانه‏هاى تسلیم آنها در برابر این نوع همزیستى مسالمت‏آمیز آن است که جزیه را که یک نوع مالیات سرانه است ، بپذیرند و هر ساله مبلغى مختصر که حدود و شرایط آن در بحثهاى آینده به خواست خدا مشخص خواهد شد ، تحت این عنوان به حکومت اسلامى بپردازند .در غیر این صورت اجازه مبارزه و پیکار با آنها را صادر مى‏کند ، دلیل این شدت عمل را در لابلاى سه جمله در آیه مورد بحث روشن مى‏سازد .
    نخست مى‏گوید : با کسانى که ایمان به خدا و روز قیامت ندارند ، پیکار کنید ( قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله و لا بالیوم الاخر )
    اما چگونه اهل کتاب مانند یهود و نصارى ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارند ، با اینکه به ظاهر مى‏بینیم هم خدا را قبول دارند و هم معاد را ، این به خاطر آن است که ایمان آنان آمیخته به خرافات و مطالب بى اساس است .اما در مورد ایمان به مبدأ و حقیقت توحید اولا گروهى از یهود – همانطور که در آیات بعد خواهد آمد – عزیز را فرزند خدا مى‏دانستند ، و مسیحیان عموما ، ایمان به الوهیت مسیح و تثلیث ( خدایان سه‏گانه ) دارند .
    ثانیا همانگونه که در آیات آینده نیز اشاره شده آنها گرفتار شرک در عبادت بودند ، و عملا دانشمندان و پیشوایان مذهبى خود را مى‏پرستیدند ، بخشش گناه را که مخصوص خدا است از آنها مى‏خواستند ، و احکام الهى را که آنان تحریف کرده بودند به رسمیت مى‏شناختند .و اما ایمان آنها به معاد ، یک ایمان تحریف یافته است ، زیرا معاد را چنانکه از سخنان آنها استفاده مى‏شود ، منحصر به معاد روحانى مى‏دانند .بنا بر این هم ایمانشان به مبدأ مخدوش است و هم به معاد .
    سپس به دومین صفت آنها اشاره مى‏کند که آنها در برابر محرمات الهى تسلیم نیستند ، و آنچه را که خدا و پیامبرش تحریم کرده ، حرام نمیشمرند ( و لا یحرمون ما حرم الله و رسوله) .ممکن است منظور از رسول او موسى (علیه‏السلام‏) و مسیح (علیه‏السلام‏) باشد ، زیرا آنها به محرمات آئین خود نیز عملا وفادار نیستند ، و بسیارى از اعمالى که در آئین موسى (علیه‏السلام‏) یا مسیح (علیه‏السلام‏) تحریم شدهاست مرتکب مى‏شوند ، نه تنها مرتکب مى‏شوند ، گاهى حکم به حلال بودن آن نیز مى‏کنند!
    و ممکن است منظور از رسوله پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسل م‏) باشد ، یعنى این که فرمان جهاد در برابر آنها داده شده است به خاطر آن است که آنها در برابر آنچه خداوند به وسیله پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسل م‏) تحریم کرده تسلیم نیستند ، و مرتکب همه گونه گناه مى‏شوند .البته کلمه رسوله هنگامى که در قرآن به طور مطلق گفته مى‏شود منظور پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسل م‏) است .و از این گذشته اگر منظور پیامبر خودشان بود باید به صورت مفرد نگوید بلکه به صورت تثنیه یا جمع بگوید براى خود رسول یا رسولانى داشته‏اند ، همانگونه که در آیه ۱۳ سوره یونس آمده است و جائتهم رسلهم بالبینات .
    یعنى پیامبران آنها دلایل روشن براى آنان آورده‏اند ( نظیر این تعبیر در آیات دیگرى از قرآن نیز دیده مى‏شود) .
    ممکن است گفته شود در این صورت آیه از قبیل توضیح واضحات خواهد بود ، زیرا بدیهى است که غیر مسلمانان همه محرمات آئین اسلام را قبول ندارند .ولى باید توجه داشت که منظور از بیان این صفات بیان علت مجاز بودن جهاد در برابر آنها است یعنى به این دلیل جهاد با آنان جایز است که محرمات اسلامى را نپذیرفته و آلوده گناهان زیادى هستند ، اگر مقاومت کنند و از صورت یک اقلیت سالم خارج شوند مى‏توان با آنها مبارزه کرد .بالاخره به سومین صفت آنها اشاره کرده ، مى‏گوید : آنها به طور کلى آئین حق را قبول ندارند ( و لا یدینون دین الحق ) .
    باز در مورد این جمله دو احتمال گذشته وجود دارد ، ولى ظاهر این است که منظور از دین حق همان آئین اسلام است که در چند آیه بعد به آن اشاره شده است .
    ذکر این جمله بعد از ذکر عدم اعتقاد آنها به محرمات اسلامى ، از قبیل ذکر عام بعد از خاص است ، یعنى نخست به آلوده بودن آنها به بسیارى از محرمات اشاره مى‏کند ، زیرا این آلودگى مخصوصا چشمگیر است : آلودگى به شراب ، رباخوارى ، خوردن گوشت خوک ، و ارتکاب بسیارى از بى‏بند و باریهاى جنسى که روز به روز در میان آنها بیشتر و گسترده‏تر مى‏شود .
    سپس مى‏گویداصولا اینها در برابر آئین حق تسلیم نیستند یعنى ادیان آنها از مسیر اصلى منحرف شده بسیارى از حقایق را به دست فراموشى سپرده‏اند و انبوهى از خرافات را به جاى آن نشانیده‏اند ، به همین دلیل یا باید انقلاب تکاملى اسلام را بپذیرند و دنیاى فکرى مذهبى خود را نوسازى کنند ، و یا حد اقل به صورت یک اقلیت سالم در کنار مسلمانها قرار گیرند ، و شرائط زندگى مسالمت‏آمیز را بپذیرند .پس از ذکر این اوصاف سه‏گانه که در حقیقت مجوز مبارزه با آنها است مى‏گوید : این حکم در باره آنها است که اهل‏کتابند ( من الذین اوتوا الکتاب) .
    قرآن مى‏گوید: همه پیروان کتب آسمانى پیشین ( متاسفانه ) گرفتار این انحرافات مذهبى شده‏اند و این حکم در باره همه آنها است
    بعد تفاوتى را که آنها با مشرکان و بت پرستان دارند در ضمن یک جمله بیان کرده و مى‏گوید این مبارزه تا زمانى خواهد بود که جزیه را بپردازند در حالى که تسلیم باشند ( حتى یعطوا الجزیة عن ید و هم صاغرون) .جزیة از ماده جزاء به معنى مالى است که از غیر مسلمانان که در پناه حکومت اسلامى قرار مى‏گیرند گرفته مى‏شود و این نامگذارى به خاطر آن است که آن را به عنوان جزاء در برابر حفظ مال و جانشان به حکومت اسلامى مى‏پردازند .(این مطلبى است که از سخنان راغب در کتاب مفردات استفاده مى‏شود ) صاغر از ماده صغر ( بر وزن پسر ) به معنى کسى است که به کوچکى راضى شود و منظور از آن در آیه فوق آن است که پرداختن جزیه باید به عنوان خضوع در برابر آئین اسلام و قرآن بوده باشد ، و به تعبیر دیگر نشانه‏اى براى همزیستى مسالمت‏آمیز و قبول موقعیت یک اقلیت سالم و محترم در برابر اکثریت حاکم بوده باشد .
    و اینکه بعضى از مفسران آنرا به عنوان تحقیر و توهین و اهانت و سخریه اهل کتاب کرده‏اند ، نه از مفهوم لغوى کلمه استفاده مى‏شود و نه با روح تعلیمات اسلام سازگار است و نه با سایر دستوراتى که در باره طرز رفتار با اقلیتهاى مذهبى به ما رسیده است تطبیق مى‏کند .
    نکته قابل توجه دیگر اینکه در آیه فوق گر چه در میان شرائط ذمه تنها جزیه مطرح شده است ، ولى تعبیر به هم صاغرون یک اشاره اجمالى به سایر شرائط ذمه است ، زیرا از آن استفاده مى‏شود که آنها فى المثل در محیط اسلامى دست به تبلیغات بر ضد مسلمانها نزنند ، با دشمنان آنها همکارى نکنند ،

  10. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  11. #6
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ادعای ششم :در صحنه بعدی ماجرای کشتن قوم یهود را نشان می*دهد که در آن حضرت محمد با کشتن یک مرد یهودی زنش به نام ریحانه را به غنیمت میگیرد. ( سیرت رسول الله . صفحه ۳۸۲ )
    پاسخ ادعا:پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از همان آغاز بعثت با انواع مخالفت*ها و آزارها و پس از هجرت نیز با جنگ افروزی مشرکان روبه رو بود. بدیهی است هر جنگی، پی آمدهایی مانند کشته شدن، اسارت، معلول شدن و بی سرپرست شدن خانواده*ها دارد. در مدت ده سال حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهدر مدینه و تثبیت اسلام، غزوه*ها و سریه*های بسیاری میان مسلمانان و سپاه شرک و نفاق درگرفت که هر یک در روند پیشرفت اسلام اثر چشم گیری داشت. در این غزوه*ها و سریه*ها، بسیاری از افراد سپاه دشمن به اسارت مسلمانان درآمدند. در میان اسیران، زنانی بودند که بررسی زندگی آنها و شیوه رفتاری پیامبر با آنان در اسارت، الگوهای رفتاری مناسبی را به ما معرفی می کند. برخی از این زنان، دختران یا همسران بزرگان قبیله خود بودند که پس از اسارت، بر اساس قانون احترام و تکریم به بزرگان با آنان بسیار کریمانه و بزرگوارانه رفتار می شد.
    از جمله رفتارهای بزرگوارانه پیامبر با زنان اسیر ، یکی ازدواج پیامبر با صفیه، دختر حُیَّ بن اَخْطَب است که در نبرد خیبر به اسارت مسلمانان درآمدو دیگری خواستگاری از ریحانه دختر زید که در جنگ بنی قُرَیظه در سال ششم هجری اسیر شد. نکته مهم این است که پیامبر وی را در انتخاب اسلام و ازدواج با خود یا ماندن در جایگاه کنیز، آزاد گذاشت، (طبقات الکبرى، ج ۸ ، صص ۱۳۰ و ۱۳۱٫ البته در اینکه وى پیامبر را براى ازدواج برگزید یا ملک یمین، اختلاف است.)
    در روایت*ها آمده است پیامبر پس از اسارت صفیه، با مهربانی به او فرمود: «دوست داری، به دین خود (یهود) باقی بمان. من تو را مجبور نمی کنم، ولی اینکه خدا و رسولش را برگزینی، برای تو بهتر است.» صفیه می گوید: «پس از شنیدن پیشنهاد پیامبر، خدا و رسولش را انتخاب کردم. آن حضرت نیز مرا آزاد کرد» (مغازى، ج ۲، ص ۶۷۵٫)
    پیامبر چنان بر خوش رفتاری با زنان اسیر و رعایت حال آنان تأکید داشت که وقتی شنید بلال حبشی هنگام خروج اسیران از خیبر، زنان را از کنار کشته شدگانشان گذرانده است و صفیه و دخترعموهایش با دیدن پیکر کشته*ها ناراحت و گریان شده اند، با ناراحتی و اندوه به وی فرمود: «بلال! آیا رحمت و شفقت از تو دور شده است که کنیزان جوان را از کنار پیکر کشتگان آنها می گذرانی؟» (همان، صص ۶۷۳ و ۶۷۴ .)

  12. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  13. #7
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ادعای هفتم :در صحنه آخر فیلم ماجرای ( قرآن . سوره تحریم . آیات ۱ . ۲ .۳ ) را عینا نمایش داده که در ان حضرت محمد وقتی که با کنیزش در خانه خلوت کرده ، زنانش حفصه و عایشه سر می*رسند و مچ او را میگیرند…!
    پاسخ ادعا:سوره تحریم از راز پیامبر (ص) می*گوید که در نزد بعضی از همسران پیامبر (ص) بوده و آنها راز را فاش می*کنند:
    «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبىِ‏ُّ إِلىَ‏ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَاذَا قَالَ نَبَّأَنىِ‏َ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ؛[تحریم/۳]
    (به خاطر بیاورید)هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتى از آن را براى او بازگو کرد و از قسمت دیگر خوددارى نمود هنگامى که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسى تو را از این راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت!»
    و به طور قطع در این ماجرا دو تن از زنان پیامبر (ص) خطا کار بوده اند. چون در آیه بعدی از ضمیر تثنیه استفاده می*شود:
    «إِن تَتُوبَا إِلىَ اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَئهُ وَ جِبرْیلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلَئکَةُ بَعْدَ ذَالِکَ ظَهِیرٌ؛[تحریم/۴]
    اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.»
    « تمامى روایات اتفاق دارند بر اینکه منظور از آن دو زن حفصه و عایشه دو همسر رسول خدا(ص) هستند.
    تفسیر نمونه در شان نزول این آیه چنین می*نویسد: « در شان نزول آیات فوق روایات زیادى در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده است که ما از میان آنها آنچه مشهورتر و مناسبتر به نظر مى‏رسد انتخاب کرده‏ایم و آن اینکه: پیامبر(ص) گاه که نزد” زینب بنت جحش” (یکى از همسرانش) مى‏ رفت زینب او را نگاه مى‏ داشت و از عسلى که تهیه کرده بود خدمت پیامبر(ص) مى‏ آورد، این سخن به گوش” عایشه” رسید، و بر او گران آمد، مى ‏گوید: من با” حفصه” (یکى دیگر از همسران پیامبر(ص) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر(ص) نزد یکى از ما آمد فورا بگوئیم آیا صمغ” مغافیر” خورده‏اى؟! (” مغافیر” صمغى بود که یکى از درختان حجاز به نام” عرفط” (بر وزن هرمز) تراوش مى ‏کرد و بوى نامناسبى داشت) و پیامبر(ص) مقید بود که هرگز بوى نامناسبى از دهان یا لباسش شنیده نشود بلکه به عکس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد! به این ترتیب روزى پیامبر ص نزد” حفصه” آمد، او این سخن را به پیامبر(ص) گفت، حضرت فرمود: من” مغافیر” نخورده ‏ام، بلکه عسلى نزد زینب بنت جحش نوشیدم، و من سوگند یاد مى ‏کنم که دیگر از آن عسل ننوشم (نکند زنبور آن عسل روى گیاه نامناسبى و احتمالا مغافیر نشسته باشد) ولى این سخن را به کسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و به گویند چرا پیامبر غذاى حلالى را بر خود تحریم کرده؟ و یا از کار پیامبر در این مورد و یا مشابه آن تبعیت کنند، و یا به گوش زینب برسد و او دل‏شکسته شود). ولى سرانجام او این راز را افشا کرد، و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه ‏اى بوده است، پیامبر ص سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت‏.
    http://www.khamsy.ir/

  14. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  15. #8
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    دشمنان خداگمان می*کنند که می*توانند نورخداراخاموش نمایند
    گربیایی وبمانی شب قدریست مرا..

  16. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  17. #9
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آبان-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    36
    امتیاز : 3,010
    سطح : 33
    Points: 3,010, Level: 33
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered1000 Experience Points
    تشکر کردن : 18
    تشکر شده 87 در 35 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    باانتشار این پاسخها مشت محکمی بر دهان دشمنان بزنید
    http://www.khamsy.ir/
    گربیایی وبمانی شب قدریست مرا..

  18. 2 کاربر از پست مفید رایحه تشکر کرده اند .


  19. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-خرداد-۱۹
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    10,067
    امتیاز : 42,327
    سطح : 100
    Points: 42,327, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsOverdriveVeteranTagger First Class
    تشکر کردن : 54,998
    تشکر شده 22,295 در 4,610 پست
    مخالفت
    72
    مخالفت شده 63 در 55 پست

    پیش فرض

    خیلی مطالب خوب و مفیدی هستند ، تشکر...


    ما زنـ-ـ-ـده به آنیـــم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست


    تا یار که را خواهد و میلش به که باشد........

    الهی هیچ مسافری از رفیقهاش جا نمونه .... آمین

  20. 2 کاربر از پست مفید Arad تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1