کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض بازخوانی مصیبت هاي عاشورا

    بازخوانی مصیبت های عاشورا/ مسلم بن عقیل علیه السلام




    یك قصه بیش نیست، غم عشق و وین عجب

    كز هر زبان كه می شنوم نامكرر است

    بازگویی مصائب عاشورا و یادآوری فصلهای گوناگون این حماسه جاوید، علاوه بر بیداری، حسّ ظلم ستیزی و عدالت خواهی در جامعه، موجب تجدید حیات اسلام و احیای ارزشهای فراموش شده می باشد، به همین جهت، این جمله در میان اندیشمندان اسلامی معروف شده كه: "اَلاِْسْلامُ مُحَمَّدیُّ الْحُدُوثِ وَ حُسَیْنیُّ الْبَقاءِ(1)؛ اسلام را حضرت محمد صلی الله علیه وآله به جهان بشریت عرضه نمود و حسین بن علی علیهما السلام از آن پاسداری و حمایت كرد."

    امرور روز اول ماه محرم الحرام می باشد ضمن تسلیت خدمت همه دوستداران عزیزان و رهروان راه جوانمردی و ایستادگی انشاء الله در این نوشتار که به صورت روزانه ارائه خواهد شد به بازخوانی مصائب عاشورا خواهیم پرداخت

    حضرت مسلم علیه السلام

    حضرت مسلم بن عقیل از سوی امام حسین علیه السلام برای بررسی اوضاع كوفه و بیعت گرفتن از مردم به آن شهر اعزام و حدود 18 هزار نفر با وی بیعت كردند. تهدید و تطمیع های عبیدالله بن زیاد مردم از اطراف حضرت مسلم پراكنده نمود و آن عزیز تنها و غریب ماند. بالاخره بعد از مقاومت و رشادتهای بی نظیر، در روز عرفه؛ نهم ذی الحجه به شهادت رسید. پیامبر گرامی از شهادت آن بزرگوار سالها قبل از وقایع كربلا خبر داده و در سوگ آن گرامی گریسته بودند. (2)

    هنگامی كه آن حضرت را با حیله دستگیر كردند، در مقابل دار الاماره خواست كاسه آبی بنوشد، آب را به دهانش نزدیك كرد؛ امّا از شدت جراحات وارده نتوانست آب میل نماید. بعد از سه بار تلاش ناموفق فرمود: خدا را شکر اگر این آب روزی من بود از آن می نوشیدم و با لب تشنه وارد دار الاماره كوفه گردید.

    وقتی حكم شهادت را برایش اعلام كردند، سه وصیت كرد:
    1) هفتصد درهم در شهر كوفه بدهكارم، با فروش زره من آنرا بپردازید.
    2) بعد از شهادت، جنازه ام را دفن كنید.
    3) من به امام حسین علیه السلام نامه نوشته ام كه به كوفه آید، به او اطلاع دهید كه دیگر به اینجا نیاید؛ چون مردم كوفه بیعت شكسته اند.

    عبید اللَّه دستور داد تا حضرت مسلم را به بام دارالاماره برده و گردن بزنند. در آن لحظه سفیر با كفایت امام حسین علیه السلام تكبیر می گفت و از حق ناسپاسی آن مردم به خداوند شكوه می نمود(3) كه چگونه با فرزند پیامبر مكر و حیله كردند. چون به بالای بام رسید، رو به سوی مكه كرده و گفت: "اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ"(4)

    در آن نفس كه بمیرم در آرزوی تو باشم
    بدان امید دهم جان كه خاك كوی تو باشم
    به وقت صبح قیامت كه سر زخاك برآرم
    به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم

    وقتی كه امام حسین علیه السلام در مسیر كربلا از فرزدق شاعر خبر شهادت جناب مسلم را شنید، دیدگانش پر از اشك شد و فرمود: "رَحِمَ اللَّه مُسْلِماً فَلَقَد صارَ اِلی رُوحِ اللَّهِ وَ رَیْحانِهِ وَ جَنَّتِهِ وَ رِضْوانِهِ، امّا اِنَّهُ قَدْ قَضی ما عَلَیْهِ وَ بَقِیَ ما عَلَیْن(5)؛ خداوند مسلم را رحمت كند، او به سوی روح و ریحان و بهشت و رضوان خداوند پر كشید و تكلیف خود را ادا نمود، امّا هنوز تكلیف ما باقی است."

    1) الغدیر، علامه امینی، دار الكتاب العربی، بیروت، ج 3، ص 246
    2) بحار الانوار، علامه مجلسی، نشر الوفاء، بیروت، 1404، ج 22، ص 288
    3) ارشاد شیخ مفید، نشر كنگره، قم، 1413، ص 411
    4) روضة الشهداء، ملا حسین كاشفی، نشر اسلامیه، تهران، 1371 ش، ص 230
    5) بحار الانوار، ج 44، ص 372
    ویرایش توسط رضوان : دوشنبه ۲۹ آبان ۹۱ در ساعت ۱۱:۴۹
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  2. 5 کاربر از پست مفید رضوان تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    بازخوانی مصیبت های عاشورا ( ورود به کربلا)




    امروز روز دوم ماه محرم الحرام است قافله امام حسین علیه السلام در چنین روزی در حالی كه توسط لشكر حرّ بن یزید ریاحی محاصره شده بود به سرزمین كربلا رسید.

    امام با شنیدن نام كربلا فرموند:

    هَذا مَوْضِعُ كَرْبٍ هاهُنا مُناخُ رِكابِنا وَ مَحَطُّ رِحالِنا وَ مَقْتَلُ رِجالِنا وَ مَسْفَكُ دِمائِنا بِهذا حَدَّ ثَنی جَدّی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله

    اینجا محل غم و بلا است، اینجا خوابگاه مركبهای ماست، محل فرود آوردن بارها و توشه های ماست، اینجا قتلگاه مردان ما و محل ریختن خونهای ماست؛ جدم رسول خداصلی الله علیه وآله این گونه به من خبر داده است. (1)

    اندر این دشت بلا غارت جان خواهد شد
    آنچه مقصود دل ماست همان خواهد شد

    ای بساتن كه در این دشت بیفتد برخاك
    ای بسا سر كه در اینجا به سنان خواهد شد

    این لب شط فراتست كه از سوز عطش
    آب از دیده اطفال روان خواهد شد

    پس از سخنان امام حسین علیه السلام همگی از مركبها فرود آمدند و خیمه ها را برافراشتند. امام حسین علیه السلام بعد از استقرار در كربلا، در گوشه ای نشسته و در حالی كه شمشیر خود را آماده می كرد اشعاری را در بی وفایی دنیا زمزمه می كرد:

    یا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلیلٍ

    كَمْ لَكَ بِالْاِشْراقِ وَ الْاَصیلِ

    مِنْ صاحِبٍ وَ طالِبٍ قَتیلِ

    وَ الدَّهْرُ لا یَقْنَعُ بِالبَدیلِ


    "ای روزگار! افّ بر تو باد چه بد رفیقی هستی، چه بسیار دوستانت را در شامگاهان و صبحگاهان به قتل رسانیده ای و روزگار در نزول بلا بر افراد هرگز به بدل قانع نمی شود."

    حضرت زینب علیها السلام وقتی این سخنان را از برادر شنید، عرض كرد: ای برادر! این سخن كسی است كه به كشته شدن خود یقین دارد.
    امام علیه السلام فرمود: بلی خواهرم! من هم یقین به شهادت خود دارم.
    در این لحظه فریاد زینب علیها السلام بلند شد و گفت: وای بر من، حسین علیه السلام دست از زندگانی شسته واز مرگ خود خبر می دهد. آن گاه به همراه سایر بانوان حرم ناله سر دادند كه: "وا مُحَمَّداه، وا عَلِیَّاه، وا أمَّاه، وا حُسَیْناه وا ضَیْعَتاه بَعْدَكَ یا اَبا عبداللَّه... (2)"
    امام آنان را ساكت و آرام نمود. امّا در روز عاشورا بعد از شهادت امام كسی نبود كه بانوان حرم را تسلی دهد و آرام نماید.

    1) ارشاد مفید، ص 433؛ كشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، نشر بنی هاشمی، 1381 ش، ج 47؛ لهوف، سید بن طاووس، نشر جهان، 1348 ش، ص 148
    2) همان
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  4. 6 کاربر از پست مفید رضوان تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    بازخوانی مصیبت های عاشورا / روز سوم/ رقیه خاتون





    امروز روز سوم ماه محرم الحرام است طبق رسمی قدیمی این روز عزاداران به حضرت رقیه علیها السلام متوسل می شونداز سوزناك ترین مصائب واقعه عاشورا، مصیبت دختر چهار ساله امام حسین علیه السلام است.


    كودكی را كه پدر در سفر است

    دائماً چشم امیدش به در است

    هر صدایی كه ز در می آید

    به خیالش كه پدر می آید


    در مقاتل آمده است كه به همراه اسرای كربلا كه در خرابه ای نزدیك كاخ یزید اسكان داده شده بودند، دختری چهار ساله از فرزندان امام حسین علیه السلام بود كه امام به او خیلی علاقه داشت و او نیز شدیداً دلبسته پدر بود. شب از خواب بلند شده و برای دیدن پدر بی تابی کرد ، بابایم حسین كجاست؟ در خواب دیدم که خیلی ناراحت بود


    بگفت ای عمه بابایم كجا رفت

    بُدی این دم بَرَم، دیگر چرا رفت


    با صدای بی تابی رقیه همه بانوان بیدار شدند و در خرابه شام غوغایی بپا شد.

    وقتی خبر به یزید رسید در کمال ناجوانمردی دستور داد سر مبارك امام حسین علیه السلام را در برابر آن طفل معصوم قرار دهند.

    دختر كوچك سر بابا را که دید ، آنرا به سینه چسبانید و با لحن سوزناكی گفت:

    یا اَبَتاه مَنْ ذَالَّذی خَضَبَكَ بِدِمائِكَ؟ یا اَبَتاه مَنْ ذَالَّذی قَطَعَ وَریدَكَ؟ یا اَبَتاه مَن ذَالَّذی

    اَیْتَمَنی عَلی صِغَرِ سِنّی ؟ یا اَبَتاه مَنْ لِلْیَتیمَةِ حَتّی تَكْبُر؟ یا اَبَتاه مَنْ لِلنِّساء الْحاسِراتِ؟...؛


    پدر جان چه كسی صورت تو را با خونت رنگین كرد؟ بابا چه كسی رگهای گردنت را قطع نمود؟ بابا چه كسی مرا در كودكی یتیم نمود؟ بابا دختر یتیم را چه كسی پرستاری می كند تا بزرگ شود؟ بابا چه كسی بر بانوان غارت شده ترحم می كند؟..."

    در همان موقع لبهای كوچك خود را بر لبهای بابای شهیدش نهاد و آنچنان گریه كرد كه غش كرد و به شهادت رسید.(1)
    رموز عشق بر عالم نشان داد

    لبش را بر لبش بنهاد و جان داد

    1) معالی السبطین، ص 584؛ موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام، گروه حدیث پژوهشكده باقر العلوم، نشر نور السجادعلیه السلام، 1380 ش، ج 2، ص 384

    با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا / عبدالکریم پاک نیا
    ویرایش توسط رضوان : یکشنبه ۲۸ آبان ۹۱ در ساعت ۰۸:۱۹
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.


  6. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    بازخوانی مصیبت های عاشورا / روز چهارم/ فرزندان حضرت زینب

    در تاریخ اسلام شیر زنان مؤمن و فداکار بسیارى بوده*اند که توانسته اند مسیر تاریخ را تغییر دهنداز جمله این زنان، شیر زن کربلا حضرت زینب سلام الله علیها است او در حماسه عاشورا دوشادوش برادر حركت كرد. در سفر كربلا دو فرزند خود به نامهای عون و محمد را به همراه داشت كه هر دو در ركاب امام حسین علیه السلام به شهادت نائل شدند.

    امام حسین علیه السلام بعد از شهادت فرزندان خواهر بدن های خون آلودشان را بغل گرفت و در حالی كه پاهایشان بر روی زمین كشیده می شد، را به خیمه ها آورد.

    همه می دانیم محبت مادر به فرزندان چقدر است آنهم مادری چون زینب سلام الله علیها اما حضرت زینب علیها السلام علی رغم اینکه دو جگر گوشه خود را از دست داده بود بردباری فراوانی از خود نشان داد؛ همه بانوان از خیمه ها بیرون آمدند امّا او بیرون نیامد. اول برای بی تابی نكردن و دوم اینكه مبادا چشم برادر به او بیفتد و شرمنده شود. (1)

    من از تحریر این غم ناتوانم

    كه تصویرش زده آتش به جانم
    اگر دردم یكی بودی چه بودی
    وگر غم اندكی بودی چه بودی

    او با كوهی از غم و اندوه فرزندان خود را فدای امام زمانش وبرادرش كرد،و مفهوم پیرو امام بود را برای همه زمانها تفسیر نمود و او بود كه فرزندان بی سرپرست برادر را با تمام وجود پرستاری نمود.

    بتول دومین ام المصائب
    چو خود را دید بی سالار و صاحب
    بر اطفال برادر مادری كرد
    بنات النعش را جمع آوری كرد

    فرزندان آن شیر زن تاریخ نیز نیز در سایه تربیت های او شیرمردانی مثال زدنی بودند و در مسیر دفاع از دین خدا سر از پا نمی شناختند .عون بن جعفر هنگام شهادت رجز می خواند و می گفت:

    اِن تُنْكِرُونی فَاَنَا بنُ جَعْفَرٍ
    شَهیدُ صِدْقٍ فِی الْجَنانِ اَزْهَر
    یَطیرُ فیها بِجَناحٍ اَخْضَرٍ
    كَفی بِهذا شَرَفاً فی الْمَعْشَرِ
    (2)

    گر مرا نمی شناسید بدانید كه من فرزند جعفر طیار هستم/ همان شهید راستین در بهشت درخشان/ او در آنجا با بالهای سبز خویش پرواز می كند / و این شرافت خانوادگی در روز محشر بس است.

    محمد نیز در هنگامه نبرد نفر به نفر با دشمن، این گونه شناخت خود را به رخ همه می کشید:

    نَشْكُو اِلَی اللَّهِ مِنَ الْعُدْوانِ
    قِتالَ قَوْمٍ فی الرَّدی عُمْیانِ
    قَدْ تَرَكُوا مَعالِمَ الْقُرآنِ
    وَ مُحْكَمَ التَّنْزیلِ وَ التِّبْیانِ
    (3)

    به خداوند متعال از دست دشمن شكایت می كنیم، با قومی قتال می كنیم كه چشم حقیقت بین ندارند.آنان آموزه های قرآن و آیات محكم آنرا فراموش كرده اند

    منبع

    1) سوگنامه آل محمدصلی الله علیه وآله، محمدی اشتهاردی، نشر ناصر، 1370 ش، ص 292
    2) بصار العین فی انصار الحسین علیه السلام، محمد سماوی، نشر بصیرتی، قم، ص 76 و 77
    3) سوگنامه آل محمدصلی الله علیه وآله، محمدی اشتهاردی، نشر ناصر، 1370 ش، ص 292


    تهیه مطلب با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا/ عبدالکریم پاک نیا

    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.


  7. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    بازخوانی مصیبت های عاشورا / روز پنجم/ حربن یزید ریاحی




    حر بن یزید ریاحی یكی از فرماندهان مشهور و بزرگ عرب همراه با هزار نیروی جنگی برای مقابله با امام حسین علیه السلام و بستن راه آن حضرت به میدان آمده بود. و علی رغم همه گفتگو ها حاضر نشد حضرت امام علیه السلام به مدینه برگردد اما با این وجود در روز عاشورا بعد از فکر نمودن در مورد اتفاقات گذشته، هدف ،سخنان و مقام حضرت امام حسین و یارانش و در مقابل هدف یزید و اطرافیانش برای نجات خود از بدبختی جاودانه تصمیمی سرنوشت ساز گرفت و با حالت بسیار پشیمان برای توبه نزد امام علیه السلام آمد و ضمن سرافکندگی گفت:

    جُعِلْتُ فِداكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَنَا صاحِبُكَ الَّذی حَبَسْتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ وَ سایَرْتُكَ فِی الطَّریقِ وَ جَعْجَعْتُ بِكَ فی هذَا الْمَكانِ وَ ما ظَنَنْتُ اَنَّ الْقَوْمَ یَرُدُّونَ عَلَیْكَ ما عَرَضْتَهُ عَلَیْهِمْ وَ لایَبْلُغُونَ مِنْكَ هذِهِ الْمَنْزِلَةَ، وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمْتُ اَنَّهُمْ یَنْتَهُونَ بِكَ اِلی ما اَری ما رَكِبْتُ مِثْلَ الَّذی رَكِبْتُ، فَانّی تائِبٌ اِلَی اللَّهِ مِمَّا صَنَعْتُ، فَتَری لی مِنْ ذلِكَ تَوْبة؟(1)



    ای فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله، فدایت شوم، من همان کسی هستم كه تو را از بازگشت به وطنت جلوگیری كردم و در راه همه جا قدم به قدم با تو آمدم و مواظب بودم كه مبادا از راه منحرف شوی و تو را در این مكان وحشتناك فرود آوردم و خیال نمی كردم آنان سخنتان را رد كنند و با شما تا این اندازه كینه داشته باشند. به خدا سوگند اگر می دانستم آنها اینگونه می كنند كه الان می بینم، هرگز این رفتار را نمی کردم امّا اینك از آنچه كرده ام به سوی خداوند توبه می كنم. آیا خداوند توبه مرا می پذیرد؟"

    آمدم بر آستانت سر نهم سامان بگیرم
    دل دهم دلبر بیابم جان دهم جانان بگیرم
    آمدم پایت ببوسم تا مگر دستم بگیری
    آمدم دردم بگویم از كَفَت درمان بگیرم
    حرّ آزادم ولیكن بنده این خاندانم
    در ردیف بندگانت گر توان عنوان بگیرم
    ای حسین ای آنكه سبط رحمة للعالمینی
    رخصتی كز تو جواز رحمت رحمان بگیرم
    میهمان بودی و اول من به رویت راه بستم
    چون ندانستم نباید راه بر مهمان بگیرم
    خستم از این راه بستن چون دل اهل حرم را
    آمدم شاید رضایت نامه از آنان بگیرم
    آمدم با جان نثاری زینبت را شاد سازم
    تا كه از زهرا به محشر سر خط غفران بگیرم
    دست رد بر سینه ام مگذار و بگذر از خطایم
    تا به راهت سینه را در معرض پیكان بگیرم

    امام علیه السلام فرمود: نَعَم یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْكَ فَاَنْزِلْ؛

    بلی خداوند توبه تو را می پذیرد، تشریف بیاور

    حرّ از امام حسین علیه السلام اجازه گرفت و وارد میدان كارزار شد و بعد از رشادتهای فروان و بی نظیر، پیكر مجروح و

    خون آلودش به زمین افتاد. امام حسین علیه السلام در كنارش حاضر شد و دست به صورت وی كشید و

    جسد نیمه جانش را نوازش نمود فرمود:اَنْتَ الْحُرُّ كَما سَمَّتْكَ اُمُّكَ وَ اَنْتَ الْحُرُّ فِی الدُّنیا وَ اَنْتَ الْحُرُّ فِی الآْخِرَة؛

    تو همانگونه كه مادرت نامت را حرّ گذاشته، آزاده ای. تو آزادمرد در دنیا و سعادتمند در آخرت هستی.

    سپس امام دستمال مبارك خود را بیرون آورده و زخم سر حرّ را بست. (2)

    بله امام حسین علیه السلام پیكر حرّ را نوازش كرد، خاكهای صورتش را كنار زد و زخم سرش را بست، و این است

    مقام کسانی که از اعمال نادرست خود توبه واقعی می کنند و تمام تلاش خود را برای جبران خطاها انجام می دهند .

    1)
    ارشاد شیخ مفید، نشر كنگره، قم، 1413 ص 452
    2) امالی صدوق، نشر الاسلامیّه، 1363 ش، ص 153؛ معالی السبطین، ص 336؛ بحار الانوار، ج 45، ص 14


    تهیه مطلب با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا/ عبدالکریم پاک نیا

    منبع
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  8. 6 کاربر از پست مفید رضوان تشکر کرده اند .


  9. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    روز ششم/حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام



    علامه مجلسی می نویسد: حضرت قاسم علیه السلام در حالی كه نوجوان بود و به سن تكلیف نرسیده بود، آمد و از امام حسین علیه السلام اجازه خواست میدان برود. امام علیه السلام به او نگاه كرد و او را به آغوش چسبانید.
    هر دو مدتی گریستند، قاسم دوباره از امام حسین علیه السلام اجازه طلبید اما امام اجازه نمی داد. قاسم بسیار خواهش و اصرار می كرد و بر دست و پای امام بوسه می زد.


    جان زهرا كربلایی كن مرا
    در ره قرآن، فدایی كن مرا

    ای عمو! حق علی بت شكن
    دست رد بر سینه قاسم مزن

    تا اینكه اجازه میدان رفتن گرفت و در حالی كه اشكهایش از شدت شوق سرازیر بود، حركت كرد. در حال جنگ ضمن معرفی خود به كوفیان هشدار می داد كه آیا این چنین مهمان نوازی می كنند، شما حسین علیه السلام را دعوت می کنید و اینگونه برخورد می کنید!


    در هنگام جنگ یكی از لشكریان نانجیب كوفه به نام عمر بن سعد ازدی به قاسم علیه السلام حمله كرد و با ضربه شمشیر سر آن نوجوان هاشمی را شكافت و قاسم به روی زمین افتاد. در آن لحظه عموی خود را صدا زد، امام حسین علیه السلام با شنیدن ناله قاسم علیه السلام با شتاب تمام به سوی او آمد و به قاتل آن نوجوان هجوم برد، درگیر و دار جنگ جنازه قاسم پایمال سم اسب ها شد. وقتی كه امام دشمن را كنار زد، بر بالین قاسم نشست، آن نوجوان در حال جان دادن بود و پای خود را بر زمین می سایید. امام علیه السلام كه به شدت ناراحت بود، فرمود:

    عَزَّ وَ اللَّه عَلی عَمِّكَ اَنْ تَدْعُوهُ فَلا یُجیبُكَ اَوْ یُجیبُكَ فَلا یَنْفَعُكَ

    به خدا قسم برای عمویت خیلی سخت است كه او را صدا كنی و پاسخت ندهد، یا پاسخ دهد امّا به حال تو فایده ای نداشته باشد.

    هر كس به زمین می افتاد، امام را صدا می زد و امام سریعاً به بالینش می آمد؛ امّا آه از آن ساعتی كه امام حسین علیه السلام با تن غرقه به خون در گودال قتلگاه افتاد، زینب كبری علیها السلام به كنار برادر آمد و فریاد بر آورد: "وا مُحَمَّداه! وا عَلیّاه، وا جَعْفَراه!"

    سپس به عمر سعد خطاب كرد: "اَیُقْتَلُ اَبا عَبْدِاللَّه وَ اَنْتَ تَنْظُرُ اِلَیْهِ، آیا حسین كشته می شود و تو نظاره می كنی؟"

    سپس صدا زد: "اَما فیكُمْ مُسْلِم؟" آیا در میان شما یك مسلمان نیست؟"(1)


    1) بحار الانوار، ج 45، ص 34؛ ارشاد مفید، ص461
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  10. 5 کاربر از پست مفید رضوان تشکر کرده اند .


  11. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    / روز هفتم/ حضرت علی اصغرعلیه السلام



    امام حسین علیه السلام در روز عاشورا در هنگام وداع اول، جلو خیمه آمد و به خواهرش فرمود:

    "ناوِلُونی عَلیّاً اِبْنی الطِّفْلَ حَتّی اُوَدِّعَهُ؛
    (1) پسر طفلم علی را به من دهید تا [برای آخرین بار او را ببینم و] با او وداع كنم."

    هنگامی كه امام علیه السلام علی اصغر را در بغل داشت، تیر حرمله آمد و كودك را در آغوش پدر به شهادت رساند.

    در روایت دیگری آمده است:

    هنگام وداع امام با خانواده، ام كلثوم از امام حسین علیه السلام در خواست كرد كه اگر ممكن است

    برای علی اصغرعلیه السلام شربتی آب طلب كند، امام كودك شش ماهه را به آغوش كشیده و به سوی لشكر كوفه آورد

    و فرمود:

    "یا قَوْمِ قَدْ قَتَلْتُمْ اَخی وَ اَوْلادی وَ اَنْصاری ، وَ ما بَقِیَ غَیْرِ هذَا الطِّفْل وَ هُوَ یَتَلَظّی عَطَشاً

    مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ اَتاهُ اِلَیْكُمْ فَاسْقُوُهُ شَرْبَةً مِنَ الْماءِ؛


    ای مردم! شما برادرم، فرزندانم و یارانم را كشتید و به غیر از این كودك كسی نمانده است.

    او از تشنگی می سوزد در حالی كه هیچ گناهی ندارد. او را با جرعه ای آب سیراب سازید."

    و در عبارتی دیگر فرمود:" اِنْ لَمْ تَرْحَمُونی فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْل؛ اگر به من رحم نمی كنید به این كودك [بی گناه ]رحم كنید."

    در همان لحظه كه امام مشغول صحبت بود، به دستور عمر سعد، حرملة بن كاهل اسدی با تیری گلوی علی اصغر را

    نشانه گرفت و گوش تا گوش آن كودك را شكافت.


    امام كف دست خود را از خون علی پر كرد و به سوی آسمان انداخت و فرمود:

    "اَللَّهمَّ اِنّی اُشْهِدُكَ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَاِنَّهُمْ نَذَرُوا اَنْ لایَتْرُكُوا اَحَداً مِنْ ذُریَّةِ نَبیِّكَ؛

    خدایا تو را شاهد می گیرم كه این مردم قصد كرده اند از فرزندان پیامبرت حتی یك نفر را هم زنده نگذارند."

    مصیبت چنان سوزناك بود كه امام با چشمانی اشكبار به پیشگاه خداوند عرضه داشت:

    "اَللَّهُمَّ احْكُم بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمٍ دَعَوْنا لِیَنْصُرُونا فَقَتَلُونا؛ خدایا بین ما و مردمی كه ما را دعوت كرده اند تا یاریمان كنند،

    امّا ما را می كشند، خودت داوری كن!"


    امام زمان علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید:

    "اَلسَّلامُ عَلی عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْحُسَینِ علیه السلام اَلطِّفْلِ الرَّضیعِ اَلْمَرْمِیِّ الصَّریعِ اَلْمُتَشَحَّطِ دَمَاً، اَلْمُصَعَّدِ دَمُهُ فِی السَّماءِ،

    اَلْمَذْبُوحِ بِالسَّهْمِ فی حِجْرِ اَبیهِ، لَعَنَ اللَّهُ رامِیَهُ حَرْمَلَةَ بْنَ كاهِلِ الْاَسَدِیَّ؛
    (2)

    سلام بر عبدالله بن حسین علیه السلام، همان كودك شیر خواره ای كه هدف تیر ستم قرار گرفت و به خونش آغشته گردید

    و خون او به سوی آسمان صعود كرد و در آغوش پدر با تیر مذبوح گردید. خداوند قاتلش حرملة بن كاهل اسدی را لعنت كند."


    بچه ناقه صالح بَرَت ای داور من
    نیست در رتبه فزون تر زعلی اصغر من
    چونكه تو خواسته ای باد فدای ره تو
    سر من، پیكر من، اكبر من، اصغر من


    این مطلب با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا تهیه شده است.
    ------------------------------------------------------------------
    1) بحار الانوار، ج 45، ص 46؛ تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، موسسه اعلمی، بیروت، 1403، ج 4، ص 42؛ مقتل ابی مخنف، نشر علمیه، قم، ص 171.
    2) معالی السبطین، ص 398 و 390؛ بحار الانوار، ج 45، ص 66؛ موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام، ج 2، ص 324.

    ------------------------------------
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  12. 2 کاربر از پست مفید رضوان تشکر کرده اند .


  13. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    روز هشتم/ حضرت علی اكبر علیه السلام



    در زیارت نامه حضرت علی اكبرعلیه السلام آمده است: "اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَوَّلَ قَتیلٍ مِنْ نَسْلِ خَیْرِ سَلیلٍ مِنْ سُلالَةِ اِبْراهیمَ الْخَلیلِ صَلَّ اللَّهُ عَلَیْكَ وَ عَلی اَبیكَ؛(1) سلام بر تو ای اولین شهید از نسل بهترین سلاله پاك از سلسله ابراهیم خلیل علیه السلام. درود خداوند بر تو و پدرت باد."

    علی اكبر اولین شهید بنی هاشم در روز عاشورا است. او چنان به پیامبرصلی الله علیه وآله شباهت داشت كه امام حسین علیه السلام هنگام وداع با وی روبه آسمان كرده و فرمود: "اَللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ كُنَّا اِذَا اشْتَقْنا اِلی نَبِیِّكَ نَظَرْنا اِلی وَجْهِهِ؛(2) خداوندا! تو بر این قوم گواه باش، جوانی به مصاف آنان می رود كه از نظر خلقت و خُلق و خُوی و سخن گفتن شبیه ترین مردم به رسول توست، ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو می شدیم به سیمای این جوان می نگریستیم."

    آری علی اكبر از هر لحاظ شبیه پیامبرصلی الله علیه وآله بود و اهل مدینه هر گاه به دیدار پیامبر مشتاق می شدند، به علی اكبر نظاره می كردند. امام حسین علیه السلام چنان به علی علاقه داشت كه با دیدن وی غمهای وجودش بر طرف می شد و فرح و آرامش ویژه ای احساس می كرد و هرگز خواسته های علی اكبر را بی پاسخ نمی گذاشت.
    وقتی علی اكبرعلیه السلام به سوی میدان می رفت، امام نگاهی مأیوسانه به او انداخت و با صدای بلند آیه اِنَّ اللَّهَ اصْطَفی... (3) را قرائت كرد. (4)

    من نگویم مرو ای ماه، برو
    لیك قدری بَرِ من راه برو
    ای جگر گوشه من ای پسرم
    هیچ دانی كه چه آری به سرم
    مرو این گونه شتابان زِبرم
    قدری آهسته من آخر پدرم

    مدتی جنگید، پیكار سخت او را تشنه كرد، به سوی خیمه آمد و عرضه داشت: "یا اَبَةُ! اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی وَ ثِقْلُ الْحَدیدِ اَجْحَدَنی فَهَلْ اِلی شَرْبَةٍ مِن ماءِ سَبیلٍ اَتَقَوّی بِها عَلَی الْاَعْداءِ؛ پدر جان! تشنگی مرا هلاك می كند و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخته. آیا امكان دارد برای من شربت آبی تهیه كنید تا نفسی تازه كرده و در دفع دشمنان نیرو بگیرم؟"

    هوای گرم، حرارت جنب و جوش در میدان نبرد با اسب و تشنگی، همه و همه بر علی اكبر سخت بود، به این جهت از امام با ادب تمام آب خواست.

    امّا امام حسین علیه السلام با شنیدن این تقاضای علی، گریه كرد و فرمود: پسرم بر من دشوار است كه تقاضایی كنی و نتوانم آن را بر آورده سازم. امام علیه السلام انگشتر خودش را به او داد و فرمود: آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن باز گرد، امیدوارم به زودی به دست جدّت سیراب شوی.

    بودند دیو و دد همه سیراب و می مكید
    خاتم، زقحط آب سلیمان كربلا

    اندكی جنگید و تعدادی از دشمن را به هلاكت رساند تا اینكه در آستانه شهادت قرار گرفت و ندایش بلند شد: "یا اَبَتاه هذا جَدّی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله قَدْ سَقانی بِكَأْسِهِ الْاَوْفی شَرْبَةً لا اَظْمَاُ بَعْدَها اَبَداً؛ بابا! این جدّم رسول الله است كه مرا با كاسه ای از آب گوارا سیراب كرد كه هر گز بعد از آن تشنه نخواهم شدم." دشمنان ریختند و بدن علی را با شمشیرهایشان قطعه قطعه كردند. امام سریعاً به بالین علی اكبر آمد و با چشمانی اشكبار فرمود: "قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوك؛ [پسرم!] خداوند بكشد آنانی را كه تو را كشتند." آنگاه خم شد، صورت بر چهره خون آلود علی نهاد؛ "فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ" سپس اضافه كرد: "علَیَ الدُّنیا بَعْدَكَ الْعَفا؛(5) بعد از تو خاك بر سر این دنیا."

    گلی كه بی تو بروید به خاك یكسان باد
    مهی كه بی تو درآید به ابر پنهان باد

    ***

    لشكر كوفه همه استاده
    به تماشای شه و شه زاده
    شه روی نعش علی افتاده
    همه گفتند حسین جان داده
    به یقین جان حسین بر لب بود
    آن كه جان داد به او زینب بود(6)


    این مطلب با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا تهیه شده است.

    -----------------------------------------------------------------

    1) بحار الانوار، ج 45، ص 65، الاقبال، سید ابن طاوس، دار الكتب الاسلامیه، 1367 ش، ص 537؛ لهوف، ص 112.
    2) همان.
    3) آل عمران / 33.
    4) معالی السبطین، ص 376.
    5) بحار الانوار، ج 45، ص 44؛ مثیر الاحزان، ابن نما حلّی، مدرسه امام مهدی علیه السلام، 1406 ق ؛ ارشاد مفید، ص 459.
    6) علی لسانی.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  14. 4 کاربر از پست مفید رضوان تشکر کرده اند .


  15. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    / روز نهم/ حضرت عباس علیه السلام




    عباس بن علی علیهما السلام چون دید همه افراد سپاه از اصحاب و برادران به شهادت رسیده اند، در حالی كه مشتاق دیدار پروردگارش بود پرچم را برگرفت و به سوی برادر آمده عرضه داشت: برادر جان! آیا اذن میدان هست؟

    امام علیه السلام سخت منقلب شد و گریست، سپس فرمود: "یا اَخی كُنْتَ الْعَلامَةَ مِنْ عَسْكَری وَ مَجْمَعَ عَدَدِنا فَاِذا اَنْتَ غَدَوْتَ یَؤُلُ جَمْعُنا اِلَی الشَّتاتِ؛ برادرم! تو نشان [پایداری ] و ركن سپاه ما بودی، اگر تو بروی جمع ما پراكنده می شود."

    عباس علیه السلام گفت: جانم فدایت باد! ای سرورم! سینه ام از زندگی دنیا به تنگ آمده و می خواهم از این منافقان انتقام بكشم! امام علیه السلام فرمود: "اِذا غَدَوْتَ اِلَی الْجِهادِ فَاطْلُبْ لِهؤُلاءِ الْاَطْفالِ قَلیلاً مِنَ الْماءِ؛ اینك كه قصد جهاد داری، برای این كودكان اندكی آب بیاور."

    عباس مشك بر دوش رهسپار میدان شد، با كشتن هشتاد نفر وارد آب فرات گردید، شدیداً تشنه بود، خواست كفی آب بیاشامد امّا به یاد تشنگی امام و اهل حرم افتاد، آب را بر روی آب ریخت، مشك را پر كرد و راهی خیمه ها شد؛ امّا دشمنان او را احاطه كردند، دست راست و چپش را قطع نمودند، تیری بر مشك و تیری هم بر سینه اش نشست. (1)

    هنگامی كه حضرت عباس علیه السلام از اسب به زمین افتاد، با صدای بلند امام حسین علیه السلام را ندا داد:
    "اَدْرِكْنی یا اَخی ؛ برادرم! مرا دریاب." امام همانند باز شكاری به كنار عباس رسید، مشاهده كرد كه دو دستش قطع شده، پیشانی اش شكسته و چشمش در اثر اصابت تیر مجروح شده بود.

    كربلا كعبه عشق است و من اندر احرام
    شد در این قبله عشّاق دو تا تقصیرم
    دست من خورد به آبی كه نصیب تو نشد
    چشم من داد از آن آب روان تصویرم
    باید این دیده و این دست دهم قربانی
    تا كه تكمیل شود حج من و تقدیرم(2)

    امام با كمر خمیده به پیكر به خون آغشته عباس نگریست و بر بالین او نشست و گریه كرد و فرمود: "اَلآنَ اِنْكَسَرَ ظَهْری وَ قَلَّت حیلَتی وَ شَمَّتْ بی عَدُوّی؛ اكنون كمرم شكست و تدبیر و چاره ام كم شد و مورد شماتت دشمنم قرار گرفتم." و بعد از آن بود كه احساس غربت و تنهایی نمود. شاعر عرب سید جعفر حلّی از زبان امام حسین علیه السلام خطاب به حضرت عباس می گوید:

    هذا حُسامُكَ مَنْ یُذِلُّ بِهِ الْعِدی
    وَ لِواكَ هذا مَنْ بِهِ یَتَقَدَّمُ

    "[عباس!] این شمشیر توست، چه كسی بعد از تو با آن دشمنان را ذلیل و خوار خواهد كرد؟ و این عَلَم توست، چه كسی آن را در صف مقدم بر خواهد افراشت."

    اَلْیَوْم نامَتْ اَعْیُنٌ بِكَ لَمْ تَنُم
    وَتَسَهَّدَتْ اُخْری وَ قَلَّ مَنامُها

    "امروز چشمانی كه [از ترس تو ]آرامش نداشتند راحت می خوابند؛ امّا گروه دیگر (دخترانم) نخواهند خفت و خوابشان اندك خواهد بود."

    اَخی ! مَنْ یَحْمی بَناتَ مُحَمَّدٍ
    اِنْ صِرْنَ یَسْتَرْحَمْنَ مَنْ لا یَرْحَم(3)

    "برادر! چه كسی از دختران محمدصلی الله علیه وآله [بعد از شهادت تو ]محافظت خواهد كرد؟ و چه كسی پناه خواهد داد به آنان اگر آنان از دست نامردمان پناهی بجویند."

    *****

    منم یك عمر پابست ابوالفضل
    اسیر دیده مست ابوالفضل
    نبوده غیر عشقش حاصل من
    كه نامش بوده تسبیح دل من
    تمام عمر را یا ایها الناس
    تپشهای دلم می گوید عباس


    این مطلب با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا تهیه شده است.

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------

    1) موسوعة كلمات الامام الحسین علیه السلام، گروه حدیث باقر العلوم علیه السلام، نشر معروف، 1416 ق، ص 566.
    2) شعر از حسان.
    3) شهداء اهل البیت، حاج حسین شاكری، چاپ ستاره، 1420، ص 102؛ معالی السبطین، ص 407.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

  16. کاربر روبرو از پست مفید رضوان تشکر کرده است .


  17. #10
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    4,546
    امتیاز : 67,568
    سطح : 100
    Points: 67,568, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,108
    تشکر شده 22,655 در 4,097 پست
    حالت من : Khonsard
    مخالفت
    77
    مخالفت شده 110 در 89 پست

    پیش فرض

    با اجازه صاحب مبحث

    خواستم آب آورم سوی حرم ، اما نشد
    آبرو ریزی شد و سقای تو سقا نشد

    من تلاش خویش کردم ، تیر نامردی نمود
    آنچان چشم مرا بست که دیگر وا نشد
    حق دار که خودش حق داره. دیگه چه دلیلی داره بازم حق به حق دار برسه؟

  18. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    10,457
    امتیاز : 90,029
    سطح : 100
    Points: 90,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.6%
    افتخارات:
    VeteranCreated Album picturesCreated Blog entry50000 Experience PointsTagger First Class
    تشکر کردن : 9,406
    تشکر شده 31,409 در 9,800 پست
    نوشته های وبلاگ
    15
    مخالفت
    233
    مخالفت شده 145 در 76 پست

    پیش فرض

    روز دهم/ شهادت امام حسین علیه السلام



    عالم همه قطره اند و دریاست حسین

    شاهان همه بنده اند و مولاست حسین
    ترسم كه زقاتلش شفاعت بكند
    از بس كه كرم دارد و آقاست حسین

    امام حسین علیه السلام در وداع آخرین خود، امام سجادعلیه السلام را به آغوش گرفت و گردن به گردن او نهاد و گریه سختی كرد و هنگام خداحافظی فرمود: "یا وَلَدی بَلِّغْ شیعَتی عَنِّی السَّلام فَقُلْ لَهُمْ اِنَّ اَبی ماتَ غَریباً فَانْدُبُوهُ وَ مَضی شَهیداً فَابْكُوهُ؛ پسرم! به شیعیانم سلام برسان و به آنان بگو كه پدرم غریبانه از دنیا رفت، پس برای [مصیبت ]او ناله كنید. او به شهادت رسید، پس بر او گریه كنید [و اشك بریزید]."

    آنگاه دختران و خواهرانش را صدا زد و فرمود: "یا سُكَیْنَةُ یا فاطِمَةُ یا زَیْنَب یا اُمَّ كُلْثُوم عَلَیْكُنَّ مِنّی السَّلام؛ ای سكینه، ای فاطمه، ای زینب، ای ام كلثوم، از همه تان خدا حافظ؟"

    سكینه گفت: بابا آیا واقعاً می خواهی به سوی مرگ بروی؟ امام فرمود: دخترم! "كَیْفَ لایَسْتَسْلِمُ.. مَنْ لا ناصِرَ لَهُ وَ لامُعینَ؛ كسی كه یار و یاوری ندارد چگونه تسلیم مرگ نباشد." سكینه گفت: پس ما را به حرم جدّمان برگردان! امام علیه السلام فرمود: "هَیْهاتَ لَوْ تُركَ الْقَطا لَنام؛ اگر مرغ قطا را رها می كردند در آشیانه اش می خوابید." با شنیدن این سخن ناله و افغان بانوان حرم بلند شد.

    سكینه بیش از همه گریه می كرد، امام دخترش را به آغوش كشید و به سینه اش چسبانید و اشكهایش را پاك كرد و فرمود:

    سَیَطُولُ بَعْدی یا سُكَیْنَةُ فَاعْلَمی
    مِنْكَ البُكاءُ اِذِا الْحِمامُ دَهانی
    لا تُحْرِقی قَلْبی بِدَمْعِكَ حَسْرَةً
    مادامَ مِنّی الرُّوحُ فی جُثْمانی (1)

    "سكینه جانم! بدان كه بعد از مرگ من گریه تو طولانی خواهد شد.
    دخترم! تا وقتی كه من زنده ام و روح در بدن دارم با اشكهایت دلم را مسوزان."

    بعد از آنكه امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، سكینه دختر امام حسین علیه السلام كنار پیكر پاك پدر آمد و آنچنان ناراحت بود كه به حالت اغماء افتاد. در آنحال شنید كه امام حسین علیه السلام می فرماید:

    شیعَتی ما اِنْ شَرِبْتُم ماءَ عَذْبٍ فَاذْكُرونی
    اَوْ سَمِعْتُمْ بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبونی(2)

    شیعیان من! هر گاه آب گوارائی می نوشید، [عطش ] مرا یاد كنید و یا اگر شنیدید كسی غریب یا شهید شده است، در مورد [غربت و مظلومیت و شهادت ] من گریه و ندبه كنید."

    در همان حال زینب كبری علیه السلام نیز در گودال قتلگاه در كنار پیكر مقدس برادر درد دل خود را با رسول خداصلی الله علیه وآله و با مادرش فاطمه علیها السلام در میان گذاشت:

    چون روی در بقیع به زهرا خطاب كرد
    وحش زمین و مرغ هوا را كباب كرد
    كای مونس شكسته دلان حال ما ببین
    ما را غریب و بی كس و بی آشنا ببین
    تنهای كشتگان همه در خاك و خون نگر
    سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین
    آن تن كه بود پروشش در كنار تو
    غلطان به خاك معركه كربلا ببین

    زینب كبری آرام نشد، نشست و پیكر بی سر برادر را به آغوش كشید و لبها را بر حلقوم بریده امام قرار داد و می بوسید و می گفت: "اَخی لَوْ خُیِّرْتُ بَیْنَ الرَّحیلِ وَ الْمُقامِ عِنْدَكَ لَاخْتَرْتُ الْمُقامَ عِنْدَكَ وَ لَوْ اَنَّ السُّباعَ تَأكُلُ مِنْ لَحْمی یَابْنَ اُمّی لَقَدْ كَلَلْتُ عَنِ الْمُدافِعَةِ لِهؤُلاءِ النِّساءِ وَ الْاَطْفالِ وَ هذا مَتْنی قَدْ اُسْوِدَ مِنَ الضَّرْبِ؛(3)

    اگر اختیار رفتن و ماندن نزد تو را داشتم، پیش تو می ماندم؛ گر چه درندگان صحرا از گوشت تنم می خوردند. ای پسر مادرم، پاسداری كردن این زنان و كودكان برای من خیلی سخت است. در راه دفاع از آنان بدنم از شدت ضربات وارده سیاه شده است."

    به سوی شام و كوفه ات چه ظالمانه می برند
    نمی روم ولی مرا، به تازیانه می برند
    سر تو را به نوك نی، زدند این ستمگران
    نمی روم ولی مرا، به این بهانه می برند


    این مطلب با استفاده از مقاله بازخوانی مصائب عاشورا تهیه شده است.

    -------------------------------------------------------

    1) مناقب، ج 3، ص 257.
    2) مستدرك الوسائل، حاج میرزا حسین نوری، نشر آل البیت، قم 1408 ق، ج 17، ص 27، مصباح كفعمی، ص 741؛ موسوعة شهادة المعصومین علیهم السلام، ج 2، ص 324.
    3) معالی السبطین، ص 476.
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

    پیامبر اکرم (ص) در خطبه غدیر فرمود:
    ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان
    او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ،
    جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1