کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 63 , از مجموع 63
  1. #61
    mar
    mar آنلاین نیست.
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شهر غریب
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,428
    امتیاز : 39,314
    سطح : 100
    Points: 39,314, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 12,222
    تشکر شده 4,355 در 1,206 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    در امتداد عاشورا

    پس آنچه می توان راز زیارت اربعین امام حسین علیه السلام در کربلا دانست نقش این روز در تداوم قیام حسینی است. شواهد خارجی و نحوه برخورد شیعیان به این روز نیز همین را تأیید می کند. اینکه ائمه علیهم السلام عمل جابر را مورد تحسین قرار دادند و بنا بر نقلی خود اهل بیت علیهم السلام در اربعین به زیارت ایشان رفتند و اینکه زیارتنامه مخصوص برای اربعین از امام صادق علیه السلام وارد شده است همه نشان از جایگاه ویژه اربعین در ماندگاری واقعه عاشوراست.
    آری حسین غمش فرق می کند در عشق خود همه را غرق می کند

  2. 4 کاربر از پست مفید mar تشکر کرده اند .


  3. #62
    mar
    mar آنلاین نیست.
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شهر غریب
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,428
    امتیاز : 39,314
    سطح : 100
    Points: 39,314, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 12,222
    تشکر شده 4,355 در 1,206 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    روایت کربلا

    خطبه حضرت زینب(س) در مجلس یزید

    «حضرت زینب دختر علی بن ابی طالب (ع)برخاست و گفت: » سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود:
    «ثم کان عاقبة الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (سورة روم، آیة 10)
    «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.»
    ای یزید، آیا گمان می بری این که اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای؟، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر،نه اینچنین نیست.
    این شادی تو را عزاست واین مهلت برای تو بلاست و این گفته ی خداست:
    «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین» سوره آل عمران، آیة 178.
    آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک»
    آیا این از عدالت است ای فرزند بردگان آزاد شده (رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ ) که تو، زنان و کنیزگان خود را پشت پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ اسیر باشند؟ پرده حشمت و حرمت ایشان را هتک کنی و صورتهایشان را بگشایی، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومی و غریب چشم بدانها دوزند، و نزدیک و دور و وضیع و شریف چهرة آنان را بنگرند در حالی که از مردان و پرستاران ایشان کسی با ایشان نبوده و چگونه امید می رود که مراقبت و نگهبانی ما کند کسی که جگر آزادگان را جویده و از دهان بیرون افکنده است، و گوشتش به خون شهیدان نمو کرده است. کنایه از این که از فرزند هند جگر خوار چه توقع می توان داشت چگونه به دشمنی با ما نشتابد آن کسی که کینه ما را از بدر و احد در دل دارد و همیشه با دیدة بغض و عداوت در ما می نگرد. آن گاه بدون آن که خود را گناهکار بدانی و مرتکب امری عظیم بشماری این شعر می خوانی:
    چه خوش بود که کشتگان من در بدر اینجا بودند و مرا شادباش می گفتند و شاد می نمودند.
    و با چوبی که در دست داری بر دندانهای اباعبدالله ـ علیه السّلام ـ سید جوانان اهل بهشت می زنی. چرا این شعر نخوانی حال آن که دل های ما را مجروح و زخمناک نمودی و اصل و ریشة ما را با ریختن خون ذریة رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب بریدی، آن گاه پدران و نیاکان خود را ندا می دهی و گمان داری که ندای تو را می شنوند. زود باشد که به آنان ملحق شوی و آرزو کنی کاش شل و گنگ بودی نمی گفتی آنچه را که گفتی و نمی کردی آنچه را کردی.
    بارالها بگیر حق ما را و انتقام بکش از هر که به ما ستم کرد و فرو فرست غضب خود را بر هر که خون ما ریخت و حامیان ما را کشت. ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شوی در حالتی که بر دوش داشته باشی مسئولیت ریختن خون ذریة او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامی که خداوند جمع می کند پراکندگی ایشان را، و می گیرد حق ایشان را.این گفته ی خدای بزرگ است:
    «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
    و کافی است تو را خداوند از جهت داوری و کافی است محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت.

    و بزودی آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند که پاداش ستمکاران بد است و در یابد که مقام کدام یک از شما بدتر و یاور او ضعیف تر است. و اگر مصایب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولی بدان قدر تو را کم می کنم و سرزنش تو را عظیم و توبیخ تو را بسیار می شمارم، این جزع و بی تابی که می بینی نه از ترس قدرت و هیبت توست، لکن چشمها گریان و سینه ها سوزان است.
    چه سخت و دشوار است که نجیبانی که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شیطانند، کشته گردند و خون ما از دستهایشان بریزد، و دهان ایشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد های پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان سرکشی کنند، و کفتارها در خاک بغلطانند (کنایه از غربت و بی کسی آنها). ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت موجب غرامت(ضرر) تو گردد در هنگامی که نیابی مگر آنچه را که از پیش فرستاده ای، و نیست خداوند بر بندگان ستم کننده، به خدا شکایت می کنیم و بر او اعتماد می نماییم.
    ای یزید ،تو پسر مرجانه را به فریاد می خوانی و او از تو یاری می خواهد.با یارانت در کنار میزان ایستاده چون سگان بر آنان بانگ می زنی وآنان به روی تو بانگ می زنند ومی بینی نیکوترین توشه ای که معاویه برای تو ساخت کشتن فرزندان پیغمبر بود که گردنت انداخت.به خدا که جز از خدا نمی ترسم وجز به او شکوه نمی برم.
    ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی، وحی ما را نتوانی از بین ببری، به نهایت ما نتوانی رسید، هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود، رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است، در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد. سپاس خدای را که اول ما را به سعادت و مغفرت ثبت کرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گرداند، از خدا می خواهیم که ثواب آنها را کامل کند و بر ثوابشان بیفزاید، و برای ما نیکو خلف و جانشین باشد، که اوست خداوند رحیم و پروردگار ودود، و ما را کافی در هر امری و نیکو وکیل است.
    آری حسین غمش فرق می کند در عشق خود همه را غرق می کند

  4. 5 کاربر از پست مفید mar تشکر کرده اند .


  5. #63
    mar
    mar آنلاین نیست.
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شهر غریب
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,428
    امتیاز : 39,314
    سطح : 100
    Points: 39,314, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsCreated Album picturesCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 12,222
    تشکر شده 4,355 در 1,206 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض


    روایت کربلا

    درد ودل رقیه خاتون(س)با سرمطهر پدر
    (یا ابتاه،من ذاالذی ایتمنی علی صغر سنی)
    بابا،چه کسی در کودکی مرا یتیم کرد؟
    ... (یاابتاه،من ذاالذی خضبک بدمائک؟)
    بابا جان،چه کسی صورت شما را به خونت رنگین کرد؟
    (یاابتاه،من ذاالذی قطع وریدک؟)
    بابا جان،چه کسی رگ های گردنت را بریده است؟
    (یا ابتاه،من بقی بعدک لنا نرجوه)
    بابا جان،بعد از تو پناه وملجأ ما که خواهد بود؟
    (یا ابتاه،من للیتیمة حتی تکبر؟)
    بابا جان،بعد از تو دختر یتیمت را چه کسی بزرگ می کند؟
    (یا ابتاه،بأی سیف قتلوک وبأی بحر غرقوک؟ قتل الله قوماً قتلوک)
    بابا جان،با کدام شمشیر تو را کشتند وبه کدام دریا غرقت کردند؟خداوند بکشد آن کسانی که تو را کشتند.
    کنایه ازدشمن بی حیا با چه شمشیری تو را کشت،شمشیر جهل ونادانی؟یا باشمشیر دنیا پرستی آیا بابای من شناور در دریا گشت؟اگر بگویی دریای خون،آری، ولی شما را در دریای نادانی وظلم وستم غوطه ور شدید!
    (یا ابتاه،من للنساء الحاسرات؟)
    بابا جان،چه کسی یاور زنان بی پوشش خواهد بود؟
    (یا ابتاه،من للارامل المسیبات؟)
    بابا جان،چه کسی معین زنان اسیر خواهد بود؟
    (یاابتاه،من للعیون الباکیات والشعور المنشورات؟)
    بابا جان،بعد از تو فریادرس دیده های گریان وموهای پریشان که خواهد بود.
    (یا ابتاه،من للضائعات الغریبات؟)
    بابا جان،بعد از تو چه کسی دریابنده ی زنان بی کس غریب خواهد بود؟
    (یا ابتاه،من بعدک واخیبتاه!)
    بابا جان،چه کسی بعد از تو است؟وای از ناامیدی!
    (یا ابتاه،من بعدک؟ واغریباه!)
    بابا جان،چه کسی بعد از است؟وای از غریبی!
    (یا ابتاه،لیتنی کنت لک الفراء!)
    بابا جان،کاش من فدای تو می شدم.
    (یا ابتاه،لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا!)
    بابا جان،کاش پیش از این کور می شدم.
    (وا ابتاه،لیتنی وسدت الثری ولا اری شیبک مخضباً بالدماء!)
    بابا جان،کاش مرا در قبر گذاشته بودند و محاسن تو را خون آلود نمی دیدم.
    آنگاه کودک دهان خود را به دهان مبارک پدر گذاشت و بر رو درافتاد.چون اهل بیت او را حرکت دادند دیدند جان خود را تسلیم کرده است.نمی دانم لب های نازک صغیره ی امام هنگام تماس با لب های خشکیده ی پدر چه احساسی به دست آورد که جان به جان آفرین تسلیم نمود.هر چه بود آخرین لحظه ی عشق بازی با پدر بود پدری که هم معشوق عاشق است وهم عاشق معشوق.

    منبع:نفس المهموم،محرق القلوب، شعشعه ی حسینی،
    معالی السبطین،وقایع الحوادث،روضة الشهداء،کامل بهائی و
    آری حسین غمش فرق می کند در عشق خود همه را غرق می کند

  6. 4 کاربر از پست مفید mar تشکر کرده اند .


صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1