کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    xzsawq21
    Guest

    پیش فرض زن در آیین های عاشورایی منطقه بوشهر

    از آنجا که حضور زن در مویه*های و عزاداریها و یا جشن*ها در فرهنگ افریقایی و هندی از یکسو و نقش زن در عرصه اجتماع و سهل*تر بودن حضور زن در فرهنگ کشورهای اروپایی به مرور یک همنشینی فرهنگی، در فرهنگ بوشهر نیز تاثیر گذاشته*است و زمینه*ی حضور زنان در کنر مردان در میدان*گاه تعزیه را فراهم آورده باشد. ...بطور کلی آیینهای سوگ در میان مردمان جنوب کشور به لحاظ فرم و شکل اجرایی برجسته تر از سایر آیین*ها دیده می*شوند، چه آیینهای مربوط به مرگ عزیزان از دست رفته و چه مربوط به اشخاص مهم و ویژه مثل امام حسین و یارانشان. هرچند می*توان بارزترین دلیل اجرای قدرتمند آیین سوگ در این دیار را گره خوردن با اعتقادات و باورهای مردمان این دیار مربوط دانست. نکته ی دیگری که نمی*توان به سادگی از کنار آن گذشت نزدیکی این منطقه با تمدن بین النهرین است و می*دانیم که آیین سوگ یک آیین بین*النهرینی است. این ویژگی را در مناطق فی ما بین این دو نقطه یعنی خوزستان و بویژه اقوام بختیاری این منطقه نیز می*توان دید.



    چندی است که از تیتراژ پایانی سریال مختارنامه هر هفته از تلوزیون به سمع و نظر تماشاگران می*رسد. تک*خوانی زنی بوشهری که در آیینی بومی به نام مختک علی*اصغر در آن منطقه سالیان سال است که در جریان است. ولی همین سنت پذیرفته*شده*ی عزاداری بوشهر وقتی به شهرستانهای حتی بسیار نزدیک به


    بوشهر می*رسد در همان گفتمان سنتی بسیار مورد مهاجه قرار می*گیرد تا بدانجا که نه تنها آنرا پرثواب و وارسته*ی عزاداری شهیدان دشت کربلا نمی*دانند بلکه آنرا انحراف و معصیت به شمار می*آورند.

    این بحث در مقام مطالعه به دو موضوع مورد توجه قرار می گیرد، یکی حضور زنان در آیین*های عاشورایی منطقه بوشهر است و دیگری نقش پررنگ*تر یافتن و آوازخوانی ایشان است. در این یادداشت به تشریح و توصیف این پدیده بدنبال پاسخ به چیستی و اهمیت آن پرداخته*خواهد شد و در یادداشت آتی علل رشد و چرایی آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

    پس از واقعه عاشورا از همان زمان امویان مراسم*هایی با موضوع واقعه*ی عاشورا شروع به شکل*گیری می*نماید، اما رویکردهای متفاوت داشته*اند برخی رویکرد تراژیک داشته و در رسای شهدای این دشت سوگوارانه مراسم به پا می داشتند و برخی در تمسخر و تحقیر ایشان و ارتقاع فاتحان جنگ رویکردی کمیک می*گرفته است.(فلاح*زاده، 1383: 159) نقل است از ابوریحان بیرونی که تا زمان تسلط بنی*امیه صورت کمیک گرایش مسلط بوده است تا زمان دیلمیان که به پشتوانه حکومت شیعی رویکرد تراژیک در جنوب و غرب ایران تسلط می*یابد.(پرویز، 1336: 145) پس از دوره*ی اموی دیگر گرایش کمیک مورد حمایت قرار نگرفت و به مرور این نگاه تراژیک رشد نمود.

    در زمان صفویه که دولتی شیعی دوباره بر سر کار می*آید علاوه بر اعتقادات با توجه به محور قرار دادن اعتقادات شیعی به عنوان عنصر وحدت دهنده*ی ایران در برابر عثمانی و ... توجه حکومت به سامان دهی مناسک عزاداری شیعی معطوف می*گردد. تنوع انواع آیین*ها ریشه در فعالیتهای این دوره دارد که به مرور در هر منطقه رشد و نمو می*یابد. علاوه بر سینه*زنی، دسته*روی، زنجیرزنی که بعضا پیشینه*ی قوی*ای داشتند نوحه*خوانی و روضه*خوانی نقش پررنگی می*یابند و در ادامه آیین*هایی چون تعزیه شکل می*یابد. برخی دیگر از مناسک هم در هر منطقه رشد می*یابد و در هرکدام، تعزیت این واقعه در قالب مراسمی، بزرگ داشته می*شود. نظر به مخالفت شریعت با حضور و البته هنرنمایی زنان تمامی مراسم مردانه برگزار می*گشته است و تنها برخی از آنها زنان تنها حق تماشا کردن می*داشتند. بطورکلی باید اذعان داشت که علما وقت هیچگونه موافقتی با تعزیه نداشته و تشبه به ائمه و بزرگان دشت کربلا را گناه می*دانستند چه رسد به حضور زنان در آن. حتی در زمان حکومت فتحعلی*شاه که آیت*الله قمی، مجتهد وقت، اجازه شبیه خوانی *می*دهد() و یا پس از ناصرالدین*شاه که تعزیه بسیار فراگیر و همگانی*شده بوده نیز اکثریت علما با تعزیه موافق نبوده*اند و یکی از نیروهایی که پس از عصر ناصری تعزیه را به حاشیه برد همین مخالفت علما بوده است()

    مراسم نوحه و روضه*ی نیز گاها بصورت زنانه برگزار می*گشته است، بطوریکه تمامی حاضرین اعم از عزاداران و برگزار کنندگان همگی مونث بوده و هیچ عنصر ذکوری در میانشان حق حضور نداشته است و در ادامه تعزیه زنانه نیز بدانها افزوده شده است. اما نکته اینجاست که هیچ گزارش و سندی از حضور مختلط این آیینها و مناسک دیده نمی*شود.

    اما زمانی که مطالعه را در حوزه بوشهر متمرکز می*شود، دیده می*شود که این قواعد تقریبا هیچ معنا و مفهومی در آنجا نداشته و اکنون نیز ندارد، بسیاری از مناسکی که در سایر نقاط ایران و جهان تشیع تعریف نمی*شوند در این نطقه بصورت مختلط و یا بعضا به عکس با حضور عمومی زنان برگزار می*گردد.

    آیین*های بسیاری در منطقه بوشهر حضور دارند که از تنوع مضمونی و فرمی خاصی برخوردار هستند. به عنوان مثال تنها آیین*های مربوط به ایام محرم شامل مناسکی چون شمع*زنی، سینه*زنی، زنجیرزنی، دمام*زنی، مختک علی اصغر، روضه*خوانی، نوحه*خوانی، تعزیه*خوانی و... می*شود. نکته*ی جالب در این منطقه حضور جدی و کمرنگ*ناشدنی این آیین*ها است که علارغم اینکه این منطقه از مهمترین دروازه*های ورود مدرنیته و مدرنیزاسیون به ایران است، حتی به کمک تکنولوژی حداقل در باب تعدد و کمیت رو فزونی نهاده است.



    سینه*زنی زنانه


    بعضا دیده می*شود که زنان بصورت زنانه بدنبال دسته سینه*زن مردانه در هنگام تعقیب کاروان اولیا پیش از برگزاری تعزیه مراسم سینه*زنی، دسته روی و نوحه*خوانی برپا می*دارند(1). حضور زنان در حوزه عمومی در حالی که در حال دسته*روی سینه*زنی کنند و یکی در میانشان دم گیرد و نوحه*خوانی نماید و سایر مردم اعم از زن و مرد ایشان را تماشا نمایند در پیش نظر هر مححق حوزه دین اسلام و مذهب تشیع و حتی تعزیه عجیب به نظر می*رسد.


    مختک علی*اصغر



    آیینهای مربوط به علی*اصغر به عنوان کم سن و سال ترین شهید دشت کربلا که نوزادی بیش نبوده است مراسمی اغلب زنانه است که در بسیاری از نقاط کشورمان دیده می*شود که یا به صورت مجزا برگزار می گردد و یا بصورت بخشی از تعزیه و یا نوحه و روضه*خوانی برگزار می*گردد. نکته اینجاست که در هیچ نقطه*ی دیگری به غیر از بوشهر نمی*توان تک*خوانی رسای زن را در سوگ علی*اصغر شنید، و همانطور که در ابتدا بدان اشاره رفت حتی زمانی که تنها بخشی از آن در صا و سیما پخش می*شود در میان سنتی*ها بحران* آفرینی می*کند.

    مختک به زبان محلی معنای گهواره می*دهد و گهواره*ی علی اصغر نمادی و نشانه*ای از مظلومیت شهید نوزاد آن و در یک سطح بالاتر مظلومیت سپاه اولیا و شقاوت اشقیا خوانده می*شود. این آیین نمایشی معمولا بصورت زنانه در مکانی سربسته برگزار می*گردد و شامل عزاداری بر گهواره*ی علی اصغر با همراهی مرثیه سرایی و آواز هدایت*کننده*ای است.


    تعزیه*ی مختلط



    اما مهمترین عرصه تجلی این تفاوت فرهنگی در تعزیه بوشهر هویدا ست. همانطور که گفته شد در سنت تعزیه*خوانی، شبیه*خوانها و شبیه*گردانها همه مرد هستند، تنها در میان کودک*خوانها ممکن است از کودکان زیر نه سال دختر استفاده شود. شبیه زنان را نیز مردان و بویژه جوانان که صدای زیرتر و نازکتری داشتند ایفا می*نمودند که به ایشان زن*خوان می*گفتند. تنها زنان می*توانند تماشاگر تعزیه باشند.

    اگرچه وجود تعزیه زنانه از دوران فتحعلی شاه نیز گزارش شده*است، در این زمان با توجه به قدرت زنان دربار تعزیه زنانه شروع به شکل*گیری می نماید و ملاها (لقب زنان روضه*خوان) تعزیه*گردانی و تعزیه*خوانی می*نمودند. اما در آن سخن از اختلاط به میان نمی*آید و همگی چه شبیه*خوان*ها، چه شبیه*گردان و چه مخاطبین همگی مونث بوده*است،(بیضایی، 1383: 151) و در فضایی خصوصی به مانند روضه*های زنانه و عزاداری*های زنانه به اجرای تعزیه می*پرداختند که به علت نبود فضا، حامی، امکانات و کیفیت پایین اجرا خیلی کم برگزار می*شده*است.

    باید اشاره داشت که «بوشهر هرگز به شکل مستقیم تعزیه زنانه نداشته*است»(یاراحمدی، 1380: 171) اما دیده می*شود که در منطقه بوشهر(بویژه شهرستان بوشهر) زنان در اجرای تعزیه حضور دارند و همپای مردان شبیه*خوانی می*کنند و به آواز اشعار مربوط به خود را می*خوانند.(بکتاش و غفاری، 1383: 4) پیشینه*ی این مسئله به گفته سید قاسم یاحسینی به عصر قاجار باز می*گردد. (مصاحبه یاحسینی) بکتاش اشاره می*کند که «در بوشهر برخلاف عادت نقش زنان را خود زنها بازی می*کردند و این موضوع بینهایت جالب است.»(بکتاش- غفاری، 1383: 4)

    تعزیه به عنوان یکی از مناسک و آیینهای شیعیان قلمداد می*شود که برای بزرگداشت شهدای کربلا(و بزرگان دین) برگزار می*گردد، بنابراین برگزاری آن می*بایستی منطبق با اصول و قوانین دین باشد و از آنجا که در دین اسلام آواز خوانی زنان حرام است بنابراین بیان آوازی زنان در تعزیه مرسوم نبوده*است. از سوی دیگر عرف و فرهنگ قالب ایران در دوران اوج تعزیه نیز حضور زنان را در عرصه*های اجتماعی بر نمی*تابیده*است. بنابراین حضور زن از یکسو و آواز*خوانی آن از سوی دیگر در تعزیه بوشهر با توجه به موانع و تابوهای موجود عنصری خاص و منحصر بفرد است.



    صدای زنان از دیدگاه شریعت


    علمای پس از علامه حلی سماع یا «گوش دادن به صدای محرک و لذت بخش زن نامحرم» و اسماع یا «سخن گفتن مهیّج و لذت بخش زن» را از یکدیگر تفکیک کرده اند(3). برخی هر دو را حرام(نراقی، 1373: 68) و برخی دیگر در مسئله*ی دوم حکم به احتیاط داده*اند. چنان که نویسنده «جواهر الکلام» اشاره دارد که:

    «قطعا جایز نیست نابینا ـ چه رسد به بینا ـ به صدای زن نامحرم به قصد لذت بردن یا در صورت خوف از دچار شدن به حرام یا فتنه، گوش سپارد.. .. شایسته*است زن متدین از رساندن صدای خود به گوش شنونده که وی را تحریک می*کند، و نیز کرشمه نازک کردن صدای خود بپرهیزد.»(بحرانی، 1363: 66)

    برخی دیگر از علما نیز صدای زن را در صورت بروز یکی یا همه عوامل «خوف فتنه»(ترس گناه)، «تلذّذ»(لذت بردن)، «ریبه»(قصد گناه) حرام دانسته*اند. بنابراین اگرچه اتفاق نظر و اجماعی در مسأله نیست، اما وجه اشتراک تمامی آنها را می*توان اینگونه دانست که «گوش دادن به صدای زن نامحرم که معمولی و عادی نباشد و پیامدهایی چون خوف فتنه یا لذت بردن یا خوش داشتن به دنبال داشته باشد»، ممنوع است.

    فقها اظهارات خویش را به دو سند استناد می*دهند:

    اول *استناد به حدیثی از امام صادق است که می*فرماید:

    «رسول خدا بر زنان سلام می*کرد و آنان نیز پاسخ می*دادند و امیرالمؤمنین نیز بر زنان سلام می*کرد و سلام کردن به زنان جوان را نمی*پسندید و می*فرمود: می*ترسم از صدای او خوشم آید که در این صورت گناهی که نصیبم می*شود، بیش از پاداشی باشد که از سلام کردن نصیبم می*گردد.»(عاملی، 1409ق.: 234)

    دوم مستند به آیه 33 سوره احزاب است که می*فرماید: «ای زنان پیامبر! شما مانند زنان دیگر نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس خضوع در گفتار نکنید، تا بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن نیکو بگویید.» و منظور از«خضوع در قول» نازک کردن صدا و آرام و نرم سخن گفتن با مردان است.(مجمع البیان، 356)

    در نگاههای متاخرتر فقهی به آواز زنان مراجع دو رویکرد اتخاذ نموده*اند، طیف سنتی*تر مراجع چون آیات عظام امام، بهجت، صافی، فاضل، مکارم و وحید، گوش دادن به آنرا حرام و طیف دیگر چون آیات عظام تبریزی، خامنه*ای، سیستانی و موسوی اردبیلی اشاره دارند که اگر غنا(2) نباشد و باعث التذاذ جنسی و تهییج شهوت نشود و مفسده ای بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.

  2. کاربر روبرو از پست مفید xzsawq21 تشکر کرده است .


  3. #2
    xzsawq21
    Guest

    پیش فرض

    حضور زنان در عرصه عمومی



    از سوی دیگر غالب علما حتی تا پایان دوران قاجاریه تاکید بر حجاب و عفاف زنان به حدی داشتند که حتی قائل به فضیلت بیشتر نماز خواندن زن در خانه در مقایسه با مسجد و جماعت بودند و زن را حتی برای ادای فریضه*ی نماز نیز مجاز به خروج از خانه نمی*دانستند(4). استناد ایشان به آیه* 33 از سوره*ی احزاب است که می*فرماید: در خانه هاى خود قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم، زینت هاى خود را آشکار مکنید. و یا رسول خدا(ص) فرمود: «به تنهایى و در خانه نماز خواندن زن، مثل نماز در جمع است، در حالى که 25 درجه فضیلت دارد.»(عاملی، 1409: 237) همچنین فرمود: «بهترین مسجد زنان، خانه*است»(شیخ صدوق، 1403ق: ج1، 374) که همانند این روایات در منابع اهل سنت نیز از پیامبر(ص) نقل شده*است.

    فقها نیز بنا بر اقوال ذکر شده حضور زنان را در اجتماع توصیه نمی*کردند و برخی حتی آنرا جایز نمی*شمردند. در عرف متعارف عصر قاجاریه نیز حضور زن در خارج از منزل جز به ضرورت آنهم با چادر بلند دو تکه و پوشیه بلند مرسوم نبوده*است. خدایاری در پایان نامه*اش با عنوان زنان و فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها در عصر ناصری اینگونه نتیجه*گیری می*کند که:

    «حتی در دوره*ی ناصری که آغاز آشنایی سنت با تجدد در ایران قلمداد می*شود و دوران اوج تعزیه بوده*است، زنان به عنوان فرد ایرانی جایگاه و اعتبار شایسته*ای نداشته*اند و به نوعی اسیر ذهن متعصب مردان شده و اجبارا خانه نشین بودند، هرچند که فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیار محدودی در این دوره آغاز می*شود.»(خدایاری(5)، 1384)

    به عبارت بهتر از نگاهی درون دینی باید گفت که این آیین برای بزرگداشت شهدای کربلا برگزار می*شود تا عزاداران با تمسک و توسل به این بزرگان حاجات و نذر و نیازهای خود را به واسطه ایشان طلب نمایند و با توبه و سختی دیدن در این ایام خاص مورد آمرزش واقع شده و پاک شوند. در دهمین روز محرم امام به همه شیعیان و پیروان حقیقت وعده می*دهد که در صحرای محشر شفاعت آنان را نزد خدا خواهد کرد.(بیضایی، 1380: 113 و 124)

    شیعیان بنا به حدیثی از امام صادق معتقدند که: «آن کس که برای حسین خودش را به حالت گریه درآورد، برای اوست بهشت جاویدان» (صدوق، 1384)، حال در این پالایش و آمرزش اگر فعل حرامی رخ دهد نقض غرض گشته و تمامی تلاش*ها عبث می*نماید و از این منظر آواز خوانی زن در تعزیه و سایر آیین*های محرم نیز جایز نیست بطوریکه در سایر نقاط غیر از بوشهر دیده نمی*شده* و اکنون نیز مشاهده نمی*شود.

    بنابراین از آنجا که در روایت نمایشی واقعه*ی کربلا در تعزیه نیاز به شبیه*خوانی زنان برای شبیه*خوانی زنانی چون حضرت زینب، ام لیلا و... بوده است بنابراین همانطور که پیشتر نیز اشاره شد معمولا پسرهای جوانی که صدایی نازکتر داشتند در نقش این زنان حاضر می*شدند و آواز نیز سر می*دادند. هرچند که این تشبه مرد به زن نیز مسئله*دار است اما در کنار تشبه به ائمه سالیان سال علارغم مخالفت علما اما در کنار استقبال توده*ی مردم و حمایت حکام وقت در جریان بوده و هست.

    به بیان دیگر باید گفت که در جامعه اواخر صفویه تا زندیه که شروع شکل گیری اصول تعزیه بوده*است(حتی تا همین چند دهه گذشته در شهرهای کوچک) زنان از جایگاه بسیار نازلی برخوردار بوده*اند، بطوریکه نه چندان حضوری در اجتماع داشته و تنها در حوزه*ی خانه**ی خود می*توانستند نقشی ایفا کنند، و بطورکلی زنان کنشگری اجتماعی بسیار پایینی داشته*اند. پس با توجه به جایگاه زن در جامعه آن زمان چندان دور از ذهن نیست که به زنان اجازه حضور در میدان تعزیه داده نمی*شده*است و به طریق اولی به هنرنمایی و آواز*خوانی آن. اگرچه در کنار اولین تلاشهای روشنفکران برای پررنگ نمودن نقش زنان در عرصه اجتماع تعزیه زنانه نیز شکل می*گیرد، اما حضور زن بر روی سکوی تعزیه در مقابل مردان در آن جامعه*ی سنتی دور از ذهن می*نموده*است.









    ریشه حضور زنان در تعزیه



    برغم تمام توصیفات گفته شده، تعزیه در منطقه بوشهر بصورت مختلط اجرا می*شود و زنان در نقش زنان اهل بیت ظاهر می*شوند.(عرفان، 1379: 17) قدمت این پدیده به عصر قاجار باز می*گردد بطوریکه تا به امروز این حضور بسیار متعارف است تا جایی که حتی برای آن توجیهات شرعی نیز ابراز می*دارند.


    حرمت شبیه شدن مرد به زن علتی است که پیشتر بدان اشاره رفت عاملی است که بسیاری از تعزیه*خوانان منطقه برای دفاع از حضور زنان در میدان تعزیه بدان تکیه می*نمایند تا جایی که تقریبا همه*ی تعزیه*خوانان عنوان می*دارند که این بی*ناموسی و بی حرمتی است، که مرد به جای خواهر سید الشهدا باشد. البته در گذشته زنان در خیمه* می*مانده*اند و تنها با بیان آوازی تعزیه*خوانی می*کرده*اند و حضور و حرکتی در خارج از خیمه و در میانه*ی میدانگاه نداشته**اند و به مرور از خیمه*گاه خارج شده*اند.

    نکته دیگری که باید بدان اشاره شود تاکید تعزیه*گردانهای بوشهری بر سادات بودن زنان زن*خوان است،(یاراحمدی، 1380: 168) و در صورت نبود سادات از سایر زنان غیر سیده و یا بگفته*ی خودشان خلقی*ها استفاده می*نمایند.(مصاحبه جولایی) تعزیه*خوانان این منطقه معتقدند حال که تاکید بر اهمیت و بزرگداشت حضرت زینب است و زنی در میدانگاه وارد می*شود و به آواز سخن می*گوید چه بهتر که از سادات و نوادگان آن حضرت باشد.

    یکی از مداحان بوشهر عنوان می*دارد که صدای زن از باب طربناک بودن و داشتن غنا حرام است حال آنکه در تعزیه تمامی آوازها در دستگاه*های آوازی غمگین است و چون غنا ندارد و برای امام حسین(ع) نیز اجرا می*گردد بنابراین جایز شمرده می*شود. حتی اگر قبول کنیم که تمامی آوازهای تعزیه در دستگاه*های غمین خوانده می*شود و غنا ندارد، پرسشی مطرح می*شود که چرا این پدیده در نقاط دیگر ایران و در جایگاه*های دیگر متداول نشده*است؟

    اگرچه که سندی بر تایید حضور زن در اجرای تعزیه از جانب علما در این منطقه در دست نیست اما محال است که با وجود علما و معتقدین چون مرحوم آیت الله بلادی بوشهری که اثری مکتوب در باب واقعه کربلا دارد، علم الهدی اهرمی مبارز ملبس با استعمار انگلیس و فعال در نهظت مشروطه، معتقد اهرمی، خانواده*های مذهبی شناخته*شده و با نفوذی چون میرزاها در منطقه دشتی، بهرامی و... بعلاوه*ی وجود حوزه*های علمیه فعال در جنوب مثل حوزه سیراف که در منطقه بوشهر بوده*اند و ارتباط خوبی با مردم داشته*اند این پدیده را ندیده و یا از آن اطلاع نداشته باشند و همینکه برای آن حرمت اعلام ننموده*اند بطور تلویحی تاییدی بر اجرای آن بوده*است.(مصاحبه جولایی) بعبارت بهتر اینگونه به نظر می*رسد که با سکوت خود آنرا رد نکرده ولی تایید نیز نکرده*اند.

    با این مقدمه به سراغ چرایی حضور زن در اجرای تعزیه می*رویم. پژوهشگر برای این وجه تمایز تعزیه بوشهر به بیان دو ریشه فرهنگی بسنده می*کند.

    در فرهنگ بوشهر زنان حضور بسیار پررنگ دارند و با وجود حاکم بودن فرهنگ مردسالار اما زنان در این منطقه آزادی*هایی برخوردار هستند که جایگاه ویژه*ای در اجتماع برایشان بوجود آورده*است، که شاید در جاهای دیگر کشور دیده نشود.

    علاوه بر آیین های ویژه*ی زنانه در این منطقه مثل سینه*زنی زنانه، مختک علی اصغر و ... که محدودیتهای اجرایی بسیار کمی دارد و در عرصه اجتماع حضور چشمگیری دارد زنان در نوحه*خوانی و روضه*خوانی نیز حضور پررنگی دارا می باشند. از سوی دیگر حضور زنان در رویدادهای اجتماعی و تاریخی در این منطقه درخور توجه است برای مثال در جنگ جهانی اول تعداد ده زن وجود داشته*اند که در منطقه*ای اطراف بوشهر با ارتش انگلستان و هند درگیر و تلفات زیادی برای آنها به بار می*آورند(فراشبندی، 1365: 174) و یا زن رئیسعلی دلواری در کنارش در هنگام جنگ حضور داشته*است و در خط اول جنگ خشاب برای او پر می*کرده*است.( یاحسینی،1387: 28)

    از یک سو بوشهر بندری در جنوب ایران در مجاورت خلیج فارس است که توسط آن با آبهای آزاد در ارتباط است. کل این منطقه نیز بصورت باریکه*ای در مجاورت خلیج فارس کشیده شده*است و یکی از راههای امرار معاش ساکنان این منطقه، بویژه شهر بوشهر تجارت و بازرگانی است، تجارت با افرادی از فرهنگهای متفاوت از سراسر جهان است. از سوی دیگر ساکن شدن اقوام، نژادها، زبانها و ادیان گوناگون، فرهنگی چندپاره*ای در این منطقه ایجاد نموده*است. حضور لرها و فارسها از نقاط مرکزی ایران در کنار حضور اعراب و هندیان از کشورهای همسایه و حضور مستمر و بعضا با تسلط نظامی، سیاسی و اقتصادی اروپاییان که به همراه خود افریقاییان را بعنوان برده و مستعمره خود می*آورده*اند فرهنگی رنگارنگ را در این منطقه بوجود آورده*است.

  4. کاربر روبرو از پست مفید xzsawq21 تشکر کرده است .


  5. #3
    xzsawq21
    Guest

    پیش فرض

    افشار سیستانی در کتاب نگاهی به بوشهر نژادهای حاضر در بوشهر را اینگونه توصیف می*نماید:

    چنانچه در پیش گفتیم استان بوشهر از آغاز رهگذر و محل سکونت نژادهای گوناگون بوده*است. پیش از ورود آریایی*ها به منطقه بوشهر نژادهای بومب در این سامان می*زیسته*اند و علاوه بر نژاد مدیترانه*ای نژادهایی مانند دراویدی، سیاه پوست، سامی، عیلامی، سومری، نوردیک، عرب، لر و بهبهانی در سرزمین بوشهر سکونت داشته و یا به مرور به این منطقه مهاجرت کردند. در استان بوشهر عربها، لرها و طوایف مخلوط همانند بهبهانی*ها ساکن هستند که در اثر اختلاط، یک نوع نژاد خاصی را بوجود آوردند و به بوشهری معروف شدند.(افشار سیستانی، 1369: 631).

    بوشهر قدمتی پنج تا شش هزار ساله دارد(مشایخی، 1382: 14) و در تمام این مدت(البته منهای اوایل دوران اسلامی) بندری مهم محسوب می*شده و چون ایران تنها از طریق خلیج فارس به آبهای آزاد در ارتباط بوده و بوشهر سالیان سال در میان سایر بنادر جنوب کشورمان مهمترین بندر محسوب می*شده، بنابراین بخش اعظمی از تجارت ایران با سایر کشورها از طریق آن انجام می*یافته*است. بنابراین برخی نژادها و اقوام بواسطه مهاجرت در این منطقه فرهنگی تاثیر گذاری داشته*اند و برخی به خاطر تعاملات و ارتباطات و معاملات اقتصادی- تجاری.

    از سوی دیگر نیز این حجم گسترده رونق اقتصادی در این شهر موجبات مهاجرت و ساکن شدن برخی از مردمان نواحی داخلی ایران را در این شهر فراهم آورده و بیش از سایر بنادر در طول این سالیان بصورت مستمر با سایر دول و اقوام در ارتباط اقتصادی و به طبع فرهنگی بوده است.

    در هزاره سوم قبل از میلاد بندر بوشهر با نام لیان شهری آباد و مهم در امپراطوری ایلامی بوده*است.(افشار سیستانی، 1369: ج1) لیان که بر سر راه شوش به موهنجودارو قرار داشته و پل ارتباطی ایلامی*ها با نواحی اقیانوس هند و جنوب شرقی آسیا بوده*است. در زمان هخامنشیان، این شهر از اهمیت ویژه برخوردار بوده و پادشاهان این سلسله کاخ*ها و معابد چندی در نواحی اطراف بوشهر و برازجان کنونی بنا کردند(اتابک زاده، 1373: 29) سلوکی*ها در جایگاه بوشهر کنونی، انتاکیه پارس را ساختند که مدت*ها از رونق و آبادی برخوردار بود.(گیرشمن، 1383: 199) اردشیر بابکان سر سلسله ساسانیان شهر رام*اردشیر را در 12 کیلومتری بوشهر بنا نهاد که اکنون بقایای آن به نام ریشهر معروف است. در زمان نادر شاه برای ایجاد نیروی دریایی و تامین ارتباط جزایر با سواحل در 1735م. آبادی ریشهر به بوشهر امروزی انتقال یافت و با نام بندر نادریه مرکز عملیات فرماندهی قرار گرفت.(افشار سیستانی، 1369)

    بافت جدید بوشهر از دوران صفویه و خصوصا از عصر نادرشاه با مهاجرت اقوام متفاوت به این شهر تشکیل یافته*است. برای مثال اگر در بوشهر قدیم دقت کنیم در می*یابیم که نام چهار محله از قومیت مهاجرین آن نام گرفته*است، بهبهانیها از منطقه*ای به همین نام در خوزستان، دهدشتی*ها از مناطق اطراف کازرون و یا ممسنی، کوتیها کلونی سنی نشین تحت حاکمیت یهودی*ها و سپس انگلیسی*ها بوده*است و شنبدی*ها که مردمانی از نژد عربستان بوده*اند. از سوی دیگر بوشهر از زمانهای قبل از تاریخ نیز با شمال و شرق افریقا و هندوستان در رابطه نزدیک اقتصادی-فرهنگی بوده*اند و حضور 25 خانوار با نام فامیل زنگباری تاییدی بر ادعای حضور افریقاییان بخصوص در خارک هستند که از حدود سیصد چهارصد سال پیش در این جزیره زندگی می*کرده*اند.(مصاحبه یاحسینی)

    بوشهر گلوگاه ارتباطی ایران با سراسر دنیا، از طریق آبهای آزاد محسوب میشده و در طول تاریخ بوشهر در فراز و نشیبهای اقتدار و تهدیدها و حوادث سیاسی ایران سهیم بوده و همواره مورد توجه دول بیگانه و ممالک حاضر در صحنه رقابت خلیج فارس قرار گرفته*است. اولین حضور اروپاییان در بوشهر به سال 1617م. برمی گردد که انگلستان در بندر جاسک نمایندگی دایر کرد، پس از آن انگلیس تا همین دوره*ی پهلوی حضور پررنگی و در جاهایی توام با اقتدار و سلطه در این منطقه داشته*است بطوریکه از سال 1180ش. با گماردن نخستین کفیل نمایندگی سیاسی، بوشهر به مهمترین پایگاه انگلستان در خلیج فارس تبدیل شد.

    فرانسه و آلمان از اواخر قرن نوزده و کمی بعد روسیه در اوایل قرن بیستم به همراه ایتالیا حضور موثری در منطقه داشتند. برخی دیگر از کشورهای اروپایی مثل نروژ، هلند و... نیز با داشتن کنسولگری در این منطقه و یا دفاتر تجاری با این منطقه رفت و آمد داشته*اند.(مشایخی، 1382: 90-105)

    از سوی دیگر سابقه آشنایی و حضور دین مسیحیت نیز در این منطقه به ورود سن توماس در زمان بلاش اول شاه اشکانی بر می*گردد و گواه آن نیز وجود باقیمانده کلیسایی است که در خارک مربوط به دوران باستان است.(مشایخی، 1382: 37)

    این همنشینی و تعاملات فرهنگی طولانی تاثیر قابل توجهی بر فرهنگ بوشهر داشته*است بطوریکه یاحسینی بوشهر را شهر گفتگوی فرهنگ*ها می*نامد و معتقد است «به تعبیر فیلسوفان پست*مدرن یک دیگ ذوب از تمام فرهنگ*ها و خرده ملیت*ها بافت کنونی بوشهر را ایجاد نموده*است.»(مصاحبه یاحسینی)

    تاثیرات ناشی از داد و ستد با هندیان و معاشرت داشتن با افریقاییان و حضور پررنگ و بعضا استعمارگرانه اروپاییان زمینه و بستر مساعدی را برای تاثیر و تاثرات فرهنگی میان فرهنگ*های حاضر در منطقه و فرهنگهای در ارتباط ایجاد می*نماید.

    نگاهی به زبان رایج مردمان بوشهر بر این ادعا صحه می*گذارد، وجود بیش از سیصد لغت انگلیسی در دایره واژگانی و فرهنگ عامه*ی *این منطقه و آشنایی نسبی با زبان عربی گویای مطلب فوق است. برای مثال حضور کلماتی چون تماته برگرفته از tomato، اتلو برگرفته از Othello و همینطور پنسل (pencil)، درایور (driver) هاسپیتال(hospital)، سلجر(soldier) و... نشان از این تاثیرات فرهنگی در طول زمان داشته*است.

    با توجه به این نقش بوشهر و ارتباطات فرهنگی حاصل از تجارت از یکسو و حضور فرهنگی سیاسی و حتی نظامی استعمارگران و اروپاییان از سوی دیگر موجبات حضور زن در عرصه*ی اجتماع و یا با برداشتن و کمرنگ کردن تابوهای حضور زن در اجتماع موجبات ارتقاء جایگاه اجتماعی زن را فراهم آورده*است. از آنجا که زن خوانی در گذشته تنها در اجرای تعزیه در بندر بوشهر دیده شده و در شهرستانهای اطراف بسیار کم رنگ و حتی بیرنگ است قوت این دیدگاه تقویت می*گردد، چرا که باقی شهرهای این منطقه از سابقه و اهمیت بوشهر برخوردار نبوده و تعاملات و تاثیرات فرهنگی به مراتب کمتری در حد سایر بنادر جنوبی ایران و حتی کمتر داشته*اند.

    بنابراین از آنجا که حضور زن در مویه*های و عزاداریها و یا جشن*ها در فرهنگ افریقایی و هندی از یکسو و نقش زن در عرصه اجتماع و سهل*تر بودن حضور زن در فرهنگ کشورهای اروپایی به مرور یک همنشینی فرهنگی، در فرهنگ بوشهر نیز تاثیر گذاشته*است و زمینه*ی حضور زنان در کنر مردان در میدان*گاه تعزیه را فراهم آورده باشد.

    از سوی دیگر یاراحمدی معتقد است بطور کلی آیینهای سوگ در میان مردمان جنوب کشور به لحاظ فرم و شکل اجرایی برجسته تر از سایر آیین*ها دیده می*شوند، چه آیینهای مربوط به مرگ عزیزان از دست رفته و چه مربوط به اشخاص مهم و ویژه مثل امام حسین و یارانشان. هرچند می*توان بارزترین دلیل اجرای قدرتمند آیین سوگ در این دیار را گره خوردن با اعتقادات و باورهای مردمان این دیار مربوط دانست. نکته ی دیگری که نمی*توان به سادگی از کنار آن گذشت نزدیکی این منطقه با تمدن بین النهرین است و می*دانیم که آیین سوگ یک آیین بین*النهرینی است. این ویژگی را در مناطق فی ما بین این دو نقطه یعنی خوزستان و بویژه اقوام بختیاری این منطقه نیز می*توان دید.(یاراحمدی، 1380: 159) و بطور کلی زنان در برگزاری آیینهای سوگ این منطقه نقش مهمی ایفا می*نمایند، که از آن جمله می*توان به مختک گردانی(مختک علی*اصغر) عزای سرپایی، روضه*خوانی، سینه زنی زنانه و... اشاره داشت که آیینهای سوگ ویژه زنان در بوشهر است.

    یاراحمدی در جایی دیگر حضور زنان در تعزیه را برآمده از حضور زنان در آیینهای پیشین این منطقه می*داند و اشاره می*نماید که مردم بوشهر برای تامین معاش خود از یکسو با دریا و از سوی دیگر با صحرا دست و پنجه نرم کرده*اند و برای ازیاد روزی خویش به مرور به خلق آیینهایی روی آورده*اند تا قوای فراطبیعی را مسخر خویش نموده و زندگیشان را بهتر تامین نمایند. این پژوهشگر آیینهای این منطقه را سه دسته تقسیم می*نماید. آیینهای بیابانی، دریایی و غیر آن و توضیح می*دهد که در آیینهای بیابانی به علت حضور پررنگ زنان در عرصه کشاورزی نقش محوری دارند، در آیینهای دریایی نیز چون زنان بازماندگان مردان روی دریا هستند حضور چشمگیری دارند.(یاراحمدی، 1380: 157 و 158)

    عبدالرضا فرید زاده در مقاله*ای با عنوان نقش زنان در آیینهای نمایشی قوم لر نشان می*دهد که «در 95 درصد این آیینهای نمایشی زنان همراه مردان در این مراسمهای جذاب و مفهومی که جزء به جزء آن معانی نمادین دارد شرکت دارند»(فریدزاده، 1388: 99) موسیقی قوم لر اغلب با رقص یا حرکات جمعی زیبا(حتی در موسیقی سوگ) همراه*است.

    از آنجا که بخش اعظم مردمان بوشهر ریشه*ای از اقوام لر دارند بطوریکه زبان مورد استفاده مردمان بوشهر فارسی است و از گویششان بسیار نزدیک به گویش لری است.(افشار سیستانی، 1369: 631) بنابراین یکی دیگر از زمینه*های رشد حضور بانوان به آیینهای پیشین لرها بر می*گردد که زنان همپای مردان در این آیینها حاضر بوده*اند و تعزیه نیز که یک آیین جمعی است زمانی که وارد این جغرافیای فرهنگی می*شود حضور زنان در این مراسم به حدی بدیهی است که شاید در ابتدا پرسشی را نیز برنینگیخته باشد.

    امروزه دیده می*شود که سایر شهرستانهای این منطقه به مرور از حضور زن در اجرای تعزیه*اشان استفاده می*نمایند و این تاثیر فرهنگی در خود منطقه نیز در حال رشد است. برای مثال علاوه بر روستای گورک خورشیدی مردمان روستای درودگاه نیز از سال شصت زن را در روز عاشورا در میانه میدانگاه دیده*اند.

  6. کاربر روبرو از پست مفید xzsawq21 تشکر کرده است .


  7. #4
    xzsawq21
    Guest

    پیش فرض

    پی*نوشتها

    1. جهت اطلاعات بیشتر یادداشت مشاهده*ای از تعزیه اربعین و مراسم عزاداری پیش از آن در بوشهر ، مشاهدات اتنوگرافیک همین نویسنده است از منطقه بوشهر است که شیوه ی اجرای سینه*زنی زنانه و تعزیه روز اربعین را در محله باغ زهراتوصیف نموده است.

    2. "غنا" عبارت است از ترجیع صدا، به نحوی که طرب انگیز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد

    3. به نقل از مقاله حضور بانوان در مسجد، عسکرى اسلامپورکریمى، پاسدار اسلام، اسفند 1387 و فروردین 1388 - شماره 327 و 328

    4. به نقل از مقاله پژوهشی فقهی در باره صدای زن و احکام آن، سیدجواد ورعی، پیام زن، بهمن 1379، شماره 107

    5. به نقل از پایان نامه کارشناسی ارشد مهتاب خدایاری با عنوان زنان و فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها در عصر ناصری به راهنمایی عطاءالله حسینی و مشاوره محمد علی اکبری در رشته تاریخ ایران، دانشگاه آزاد، تهران مرکز، 1384


    منابع:

    1. البحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة ف*ی* اح*ک*ام **ال*ع*ت*ره **ال*طاه*ره*، ق*م*: م*وس*س*ه* ال*ن*ش*ر الاس*لام*ی*‏‏، ۱۴۰۵ق*.‏‬‏، ۱۳۶۳ش.‬‬‬‬

    2. بکتاش، مایل، تئاتر ایرانی، با همکاری فرخ غفاری، ت*ه*ران*: ق*طره*، ۱۳۸۳.

    3. بیضایی، بهرام، نمایش در ایران؛ تهران: نشر روشنگران و مطالعات زنان، 1380.

    4. پرویز، عباس- تاریخ دیالمه و غزنویان/ تهران: ، 1336.

    5. خدایاری مهتاب، زنان و فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها در عصر ناصری (پایان*نامه کارشناسی ارشد به راهنمایی عطاءالله حسینی و مشاوره محمد علی اکبری در رشته تاریخ ایران)، دانشگاه آزاد، تهران مرکز، 1384.

    6. شیخ صدوق، امالی، ترجمه کریم فیض تبریزی، تهران:وحدت*بخش، 1384.

    7. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، قم:جامعه مدرسین، 1403ق.

    8. فلاح*زاده، مجید- تاریخ اجتماعی-سیاسی تآتر ایران، ج*1: تعزیه/ تهران:نشر پژواک، 1383.

    9. طبرسی، تفسیر مجمع البیان، مترجم احمد بهشتی، مصحح موسوی دامغانی - انتشارات فراهانی، 1350

    10. نراقی، مولی احمد، مستند الشیعه ف*ی* اح*ک*ام* ال*ش*ری*ع*ه*، م*ش*ه*د: م*وس*س*ه* آل*ال*ب*ی*ت*(ع*ل*ی*ه*م*ال*س*لام* )،

    11. عاملى، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج5، قم: آل البیت، 1409ق،

    12. ی*اراح*م*دی*، ج*ه*ان*ش*ی*ر، ن*م*ای*ش* در ب*وش*ه*ر: از آغ*از ت*ا ام*روز، ب*وش*ه*ر: دری*ان*ورد، ۱۳۸0.

    منابع

    1. افشار سیستانی، ایرج، ن*گ*اه*ی* ب*ه* ب*وش*ه*ر: م*ج*م*وع*ه*ای* از اوض*اع* ت*اری*خ*ی*، ج*غ*راف*ی*ای*ی*، اج*ت*م*اع*ی* و اق*ت*ص*ادی* اس*ت*ان* ب*وش*ه*ر، ت*ه*ران*: ن*س*ل* دان*ش*، ۱۳۶۹.

    2. ع*رف*ان*، ح*ی*در، ت*ع*زی*ه* در اس*ت*ان* ب*وش*ه*ر، ت*ال*ی*ف* ح*ی*در ع*رف*ان*. ش*ی*راز: ن*وی*د ش*ی*راز، ۱۳۷۹.

    3. فراشبندی، علی مراد- جنوب ایران د مبارزات ضد استعماری/ تهران: شرکت سهامی اتشار، 1365.

    4. فریدزاده، عبدالرضا، مقاله نقش زنان در آیینهای نمایشی قوم لر، (99-154)از کتاب زن، تئاتر و سنت، به کوشش منوچهر اکبرلو، تهران: رابعه، 1388.

    5. م*ش*ای*خ*ی*، ع*ب*دال*ک*ری*م*، ع*ی*س*وی*ان* در ب*وش*ه*ر، ب*وش*ه*ر: ب*ن*ی*اد ای*ران*ش*ن*اس*ی* ش*ع*ب*ه*ی* ب*وش*ه*ر، ۱۳۸۲.

    6. یاحسینی، سید قاسم- از جنگ لرده تا حماسه سیمین: بازخوانی نقش زنان دشتستانی در مبارزات ضد استعماری و استبدادی/ بوشهر: ستاره جنوب، 1387.

    7. ی*اراح*م*دی*، ج*ه*ان*ش*ی*ر، ن*م*ای*ش* در ب*وش*ه*ر: از آغ*از ت*ا ام*روز، ب*وش*ه*ر: دری*ان*ورد، ۱۳۸۴.

    8. یاراحمدی، جهانشیر، مقاله نقش و تاثیر زنان در تعزیه بوشهر (155-173) از کتاب زن، تئاتر و سنت، به کوشش منوچهر اکبرلو، تهران: رابعه، 1388




    انتشار از هرمس

  8. کاربر روبرو از پست مفید xzsawq21 تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تزیین غذا و سفره آرایی
    توسط مهاجر در انجمن هنر در خانه
    پاسخ ها: 96
    آخرين نوشته: شنبه ۳۱ خرداد ۹۳, ۰۰:۵۴
  2. ** امام زمان در آیینه روایات و احادیث**
    توسط yarehojat در انجمن ::. احادیث موضوعی
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۶ دی ۹۲, ۲۰:۰۰

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1