کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۹
    محل سکونت
    شیــــراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    768
    امتیاز : 13,189
    سطح : 74
    Points: 13,189, Level: 74
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,234
    تشکر شده 2,509 در 616 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    Smile خاطرات مهمانی خدا

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    اینجا از خاطرات مهمانی خدا مینویسیم...
    سحر ها
    افطار ها
    همه چی

    یاعلی

  2. 8 کاربر از پست مفید مامان سادات تشکر کرده اند .


  3. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-مرداد-۰۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    760
    امتیاز : 18,496
    سطح : 86
    Points: 18,496, Level: 86
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 354
    Overall activity: 66.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteran10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,616
    تشکر شده 3,253 در 680 پست
    مخالفت
    15
    مخالفت شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    یادش به خیر
    پارسال ده روز آخر ماه رمضان با رفیق شفیقم رفته بودیم مشهدددد
    خدمت آقااااا
    بعد از نماز صبح تو صحن گوهرشاد مراسم تلاوت قرآن نسیم خنک هواااا تووووپپپپ
    بهشت بهشت بهشت
    هیچی دیگه از خدا نمیحواستم غیر اینکه قرآن زودتر تموم بشه برم بخوابم!!!!!!
    توفیقی که شاید دیگه هیچ وقت نصیبم نششههههه

    بهترین ماه رمضان عمرم بود


    گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري
    داني كه رسيدن هنر گام زمان است......!

  4. 11 کاربر از پست مفید ha_sin_ya_noon تشکر کرده اند .


  5. #3
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۹
    محل سکونت
    شیــــراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    768
    امتیاز : 13,189
    سطح : 74
    Points: 13,189, Level: 74
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,234
    تشکر شده 2,509 در 616 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    از لحظات وخاطرات شیرین سحر ها وافطارهای ماه مبارک رمضان که برای خودتون ویا دیگران اتفاق افتاده لطفابنویسید

  6. 6 کاربر از پست مفید مامان سادات تشکر کرده اند .


  7. #4
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۹
    محل سکونت
    شیــــراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    768
    امتیاز : 13,189
    سطح : 74
    Points: 13,189, Level: 74
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 41.0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,234
    تشکر شده 2,509 در 616 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یادمه یه سال ماه رمضان که توی تابستون بودبا خانواده ی عموم یه مدتی با هم بودیم برحسب اتفاق یه یک هفته ای بود که هر وقت بیدار میشدیم برای خوردن سحری مادرم اول رادیو رو روشن میکرد وگوینده ی رادیو اعلام میکرد :2دقیقه یا 1دقیقه مانده به اذان ویا آخر اذان بودخلاصه یک هفته بی سحری شدیم
    مادر وزن عموم تصمیم گرفتن که شب دو تا ساعت کوک کنن تا دوباره خواب نمونن .
    سحر وقتی بیدار شدن با خوشحالی همه رو صدا کردن که پاشین هنوز یک ساعت تا اذان مونده .خلاصه همه خوشحال پاشدیم سفره ی مفصلی رو پهن کردن سحری به همراه میوه وچای خوردیم بعد سرگرم صحبت شدیم که زن عموم گفت:هوا روشنه مگه ساعت چنده؟
    بابام باخنده یه نگاهی به ساعتش انداخت وگفت:بله ساعت هفت صبحه پرده ها رو کشیدیدخونه روتاریک کردیید فکر کردیدسحره؟
    با اجازتون مامان وزن عموی گرامی یک ساعت بعداز اذان از خواب بیدار شدن وبه ما سحری دادن
    همه ما اون لحظه این شکلی بودیم


  8. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,380
    امتیاز : 40,260
    سطح : 100
    Points: 40,260, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsOverdrive
    تشکر کردن : 13,613
    تشکر شده 19,705 در 3,224 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    هیچ کسی مثل ما شیرازیا نمیتونه عبادت کنه
    همه کار ها
    جاش رو داده به بالش وپتو
    نماز میخونیم ذکر میگیم بالش هم اده کنار سجاده گذوشته جهت عبادت
    ویرایش توسط بچه ی مهرزاد : یکشنبه ۱۶ تیر ۹۲ در ساعت ۰۱:۲۲

  9. 7 کاربر از پست مفید بچه ی مهرزاد تشکر کرده اند .


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-فروردین-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    8,266
    امتیاز : 30,353
    سطح : 100
    Points: 30,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Created Album pictures50000 Experience PointsTagger Second ClassOverdriveRecommendation First Class
    تشکر کردن : 23,402
    تشکر شده 24,890 در 6,078 پست
    حالت من : Vaaaaay
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    ^^

    این الان خاطره بود عایا؟؟؟

    حجابت را محکم نگه دار...
    نگاه نکن که اگر حجاب و فکر درست داشته باشی مسخره ات میکنند
    آنها شیطان هستند.
    شما به حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه کن که چگونه زیست و خودش را حفظ کرد.
    وصیت نامه شهید سیدمحمدناصرعلوی

    به خواهرش



    ahaad.ir


  11. 4 کاربر از پست مفید سناتور تشکر کرده اند .


  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,380
    امتیاز : 40,260
    سطح : 100
    Points: 40,260, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 32.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience PointsOverdrive
    تشکر کردن : 13,613
    تشکر شده 19,705 در 3,224 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    اگه به قسمت عبادتش توجه بشه ایا
    به خوابهایی که دیده میشه چشمه تشنگی ایا

  13. 6 کاربر از پست مفید بچه ی مهرزاد تشکر کرده اند .


  14. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    2,770
    امتیاز : 45,194
    سطح : 100
    Points: 45,194, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,933
    تشکر شده 4,761 در 734 پست
    مخالفت
    28
    مخالفت شده 23 در 19 پست

    پیش فرض

    اواخر ماه رمضون گدشته چشام رو عمل کرده بوم

    مجبوربودم شباهم عینک آفتابی استفاده کنم

    شب بعد از عمل با زور و التماس از خانواده رفتم برای احیاءبه شرط اینکه با عینک آفتابی برم

    تو مجلس زیر منبر نشسته بودم با عینک دوستان عزیزم فکر کرده بودند امشب یه نابینا اومده جلسه

    بعضیاشونهم قصد کمک کردن داشتن

    ما که شانس نداریم و گرنه پول عمل توش در میومد
    ویرایش توسط بچه کف کانون : پنجشنبه ۲۰ تیر ۹۲ در ساعت ۰۵:۱۸




  15. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    2,770
    امتیاز : 45,194
    سطح : 100
    Points: 45,194, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 72.0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,933
    تشکر شده 4,761 در 734 پست
    مخالفت
    28
    مخالفت شده 23 در 19 پست

    پیش فرض

    ماه رمضون پارسال

    بعد از احیاء

    یکی از دوستان نوجوون واحد شهداء به یزگترا میگه همه فلافل مهمون من

    (حداقل)5نفری فلافل مشتی میزنن با آبکی(نوشابه)

    موقع حساب کردن میگه من که پول ندارم

    بنده خدا آقا مسول حساب میفرمایند


    این است کار فرهنگی ما



  16. 6 کاربر از پست مفید بچه کف کانون تشکر کرده اند .


  17. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مهر-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,640
    امتیاز : 103,575
    سطح : 100
    Points: 103,575, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 29,106
    تشکر شده 19,828 در 3,888 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    بعد از تقریبا حدود 3 ماه اومدم مراسم کانون
    من بهترین خاطرات رو تو همین شاهچراغ دارم و بهتریم و ارامش بخش تریم مکان
    اخر مراسم هم که از صحبت و همنشینی با جناب زائر بارانی و ماه بانو شارژ شدیم
    ..............
    خاطره: بعد از تموم شدن مراسم در حین راه رفتن در حیاط شاهچراغ پام لغشید و باعث منفجر شدن دختر خالم و خالم شدم(انقد صحنه خنده داری بود که مجبور شدن برن کنار دیوار و فقط بخندند)
    هنوز دردش رو حس میکنم
    ها سین یا نون کجووووووووووووووووویی
    یااباعبدالله در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
    اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
    یا سخت در اغوش بگیرم که بمیرم

    ......................


  18. 3 کاربر از پست مفید ترنم رضوي تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1