کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 19 , از مجموع 19

موضوع: روز معلم

  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۰
    محل سکونت
    پشت دریا ها شهریست....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,409

    پیش فرض روز معلم

    بهترین معلمی که داشتی کی بودن؟
    چه درسی ازشون گرفتی؟
    در یه جمله چی بهشون میگی؟

  2. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-آذر-۳۰
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,237

    پیش فرض

    خواهر افتادید رو مبحث زدنا.

    فردا پس فردا میبینی رفتی شدی نفر اول .

    (مراقب باش).
    اگر خدا بهت فرمود که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!
    کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!
    مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!

  3. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۰
    محل سکونت
    پشت دریا ها شهریست....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,409

    پیش فرض

    من خیلی معلم خوب داشتم مخصوصا تو دوران دبیرستان!
    زائر بارانی،اند مرام،دبیر زیست و دبیر دینی،استاد گرامی و................!
    از همشون یاد گرفتم چجور خوب زندگی کنم دور از دروغ و گناه و خیانت و بدی و.............!و خیلی چیزای دیگه!
    تنها جمله ای که میشه گفت یه دعاست و اینه که امیدوارم شهید راه آقا عج. بشید

  4. #4
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-دی-۰۲
    محل سکونت
    کربلا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,607

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط اندیشه نمایش پست اصلی
    من خیلی معلم خوب داشتم مخصوصا تو دوران دبیرستان!
    زائر بارانی،اند مرام،دبیر زیست و دبیر دینی،استاد گرامی و................!
    از همشون یاد گرفتم چجور خوب زندگی کنم دور از دروغ و گناه و خیانت و بدی و.............!و خیلی چیزای دیگه!
    تنها جمله ای که میشه گفت یه دعاست و اینه که امیدوارم شهید راه آقا عج. بشید
    به به!

  5. #5
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۰
    محل سکونت
    پشت دریا ها شهریست....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,409

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط اشناي غريب نمایش پست اصلی
    خواهر افتادید رو مبحث زدنا.

    فردا پس فردا میبینی رفتی شدی نفر اول .

    (مراقب باش).


    والا از چند روز دیگه اینترنتم قطع میشه تا بعد 7تیر هم نمیام دارم این چند روزه نهایت استفاده رو میکنم!تابستون شاید ایقدر موضوع هست که گذاشتم سر فرصت مبحثش بزنم!

  6. #6
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۱۵
    محل سکونت
    زیر سایه ارباب
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    498

    Smile بسم رب الحسین (ع)

    بهترین معلمم حضرت زهرا(س) بودن،ولی تو مدرسه زائر بارانی.

    دوست دارم هدیه روز معلمشون سفر کربلا و شهادت توی بین الحرمین باشه انشا الله...
    انتظارم پایانی ندارد ...

    یاحسین (ع)





  7. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۰
    محل سکونت
    پشت دریا ها شهریست....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,409

    پیش فرض

    معلمای جامعه کجان؟



    روزتووووووووووووووووووووو ن مبارک!انبیائ زمینی!

  8. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-بهمن-۲۰
    محل سکونت
    پشت دریا ها شهریست....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,409

    پیش فرض

    از اینجا به تیچر خودمون
    سرکار خانم زائر بارانی وبه سرکار خانم اند مرام امروزو تبریک میگم!
    هرچندالان در ره کربلان

    دیگه از ما گذشت ولی قول میدم هر سال بیام تبریک بگم!

  9. #9
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۰۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    758

    پیش فرض

    روز معلم بر تو که شیطونم درس میدی تبریک میگم یاحق
    حسین جان .....

  10. #10
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-آذر-۱۵
    محل سکونت
    زیر سایه ارباب
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1994
    نوشته ها
    498

    Red face بسم رب الحسین (ع)

    نوشته اصلی توسط اندیشه نمایش پست اصلی
    از اینجا به تیچر خودمون
    سرکار خانم زائر بارانی وبه سرکار خانم اند مرام امروزو تبریک میگم!
    هرچندالان در ره کربلان

    دیگه از ما گذشت ولی قول میدم هر سال بیام تبریک بگم!
    منم بهشون تبریک میگم.امروز سحر از شلمچه پیام دادن واقعا خوش بحالشون .

    معلمای عزیز(زائر بارانی ،راحل) روزتون مبارک.


    ویرایش توسط در انتظار کربلا : پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۲ در ساعت ۱۱:۵۵
    انتظارم پایانی ندارد ...

    یاحسین (ع)





  11. #11

    پیش فرض

    ماهم که کلا تو خاندان معلمین هستیم .
    پدرم .مادرم .داداش دومیم .زن داداش اولیم >>> معلم هستن ....خدایا شکرت به خاطر همچین خانواده ای
    چارلی چاپلین میگوید:
    پس از سالها فقر به ثروت و شهرت رسیدم و در کهنسالی اموختم :
    با پول میشود خانه خرید ولی اشیانه نه!
    رختخواب خرید ولی خواب نه!
    ساعت خرید ولی زمان نه!
    مقام خرید ولی احترام نه
    کتاب خرید ولی دانش نه!
    ادم میشه خرید ولی دل نه!

  12. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,717

    پیش فرض

    امام حسين عليه ‏السلام و تقدير از معلم


    بدون ترديد هر انسانى فطرتا دوست دارد تا از خدمتگزار خود تقدير كند و چه خدمتى بالاتر از آموزش علم و دانش به انسان مى ‏تواند باشد. در آموزه‏هاى دينى ما براى تقدير از معلم سفارشهاى زيادى شده است و در سيره پيشوايان معصوم عليهم‏السلام اين امر مرسوم و مسلّم بوده است. ابن شهرآشوب در حالات امام حسين عليه‏السلام مى ‏نويسد:

    در مدينه معلمى به نام عبد الرحمن سلمى به يكى از فرزندان امام حسين عليه‏السلام سوره حمد را آموخت. هنگامى كه فرزند گرامى حضرت آن را در نزد وى قرائت كرد، امام بسيار خوشحال شد و معلم را دعوت كرد و به عنوان تقدير و تشكر هزار دينار و هزار حلّه به او پاداش داد. وقتى امام حسين عليه‏السلام به خاطر اين پاداش زياد، مورد اعتراض قرار گرفت، فرمود: «وَاَيْنَ يَقَعُ هذا مِنْ عَطائِهِ يَعْنِى تَعْلِيمِهِ؛ اين پاداش كجا و عطاى او، يعنى آموزش سوره حمد كجا!» آن‏گاه امام حسين عليه‏السلام اين ابيات را يادآور شد كه:
    اِذا جادَتِ الدُّنْيا عَلَيْكَ فَجُدْ بِها / عَلَى النّاسِ طُرّا قَبْلَ اَنْ تَتَفَلَّتْ
    فَلاَ الْجُودُ يُفْنيها اِذا هِىَ اَقْبَلَتْ / وَلاَالْبُخْلُ يُبْقيها اِذا ما تَوَلَّتْ
    يعنى زمانى كه دنيا چيزى بر تو ببخشد، تو نيز دست عطايت را بر همه مردم بگشا، قبل از آنكه از دست تو برود! نه بخشش آن را از بين مى‏برد، اگر به تو رو آرد و نه بخل آن را نگه مى‏دارد، اگر دنيا به انسان پشت كند.

  13. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,717

    پیش فرض

    حضرت امير مؤمنان على عليه‏السلام احترام معلم را بر هر قشرى از جامعه لازم مى‏دانست و به مسلمانان سفارش مى‏كرد كه به پاس خدمات اين گروه ارزشمند در هر مقامى كه باشند، آنان را همانند پدر خود گرامى بدارند و در اين زمينه فرمود: «قُمْ عَنْ مَجْلِسِكَ لاَِبيكَ وَمُعَلِّمِكَ وَلَوْ كُنْتَ اَميرا؛ به پاس گرامى‏داشت پدر و معلم خود به‏پا خيز! گرچه پادشاه باشى.»

  14. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,717

    پیش فرض

    حضرت زين العابدين عليه‏السلام نيز در ضمن شمارش حقوق اقشار مختلف جامعه، معلمان را از طبقات برتر جامعه قلمداد كرده، به دوستان و شيفتگانش سفارش مى‏كرد كه حقوق معلمان و اساتيد خود را به نحو شايسته‏اى مراعات كنند و در رساله حقوق خود فرمود: «حَقُّ سائِسِكَ بِالْعِلْمِ فَالتَعْظيمُ لَهُ وَالتَّوْقيرُ لِمَجْلِسِهِ وَحُسْنُ الاِْسْتِماعِ اِلَيْهِ؛ حق آموزگار تو اين است كه او را تعظيم كنى و در مجلس محترم بدارى و به نيكويى سخنانش را گوش كنى.»

  15. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,717

    پیش فرض

    در تفسير امام عسكرى عليه‏السلام آمده است: «هنگامى كه به حضرت هادى عليه‏السلام خبر رسيد يكى از فقهاى شيعه ـ كه در مقام استادى بود ـ با برخى از ناصبيان مناظره كرده و با برهانِ محكم و متقن، باطل بودن ناصبى را اثبات نموده و او را رسوا كرده است،[خيلى خوشحال شد و] هنگامى كه آن استاد فرزانه به حضور امام هادى عليه‏السلام رسيد، امام او را در صدر مجلس به تخت بزرگى كه در آنجا قبلاً نهاده بودند، راهنمايى كرد. اين درحالى بود كه گروهى از علويان و بنى هاشم حضور داشتند و خود امام بر آن تخت ننشست. حضرت آن استاد فقيه را بالا برد و تعظيم كرد تا اينكه بر روى آن تخت نشانيد.»

  16. #16
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۲۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    473

    پیش فرض

    امروز رو به همه اساتید تبریک میگم .ایشالا همگی سالم و موفق باشن.
    بازیه ! ! !

  17. #17
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۳
    محل سکونت
    همین حوالی....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,110

    پیش فرض

    http://havaliyeaftab.parsiblog.com/
    عزیز مهربان...
    همراه فرشتگان و جبریل امین
    جاروکش کعبه خراسان شده ام
    خوشبخت تر از مرا نشانم بدهید
    دیوانه زنجیری سلطان شده ام....




    ما را کرمش داد ز هر غصه نجات
    بر معرفت و مرام سلطان صلوات...

    http://psychology7.parsiblog.com/

  18. #18
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-مرداد-۲۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    473

    پیش فرض

    امروز همه از شهید مطهری میگن ولی من دوست دارم شرح حال علامه طباطبایی رو اینجا بذارم.برا خودم خیلی جالب بود .
    مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايى(ره) در شرح حال خود مى‏فرمايد:

    من در خاندان علمى در شهر تبريزكه از زمانهاى دور شهرت علمى پيدا كرده متولد شدم، در پنج سالگى مادرم را و در نه سالگى پدرم را از دست دادم، واز همان كودكى درد يتيم بودن را احساس نمودم ولى خداوند متعال بر ما منت نهاد و زندگى را از نظر مادى بر ما آسان‏نمود، وصى پدرم به منظور عمل به وصيت آن مرحوم از من و برادر كوچكترم مواظبت مى‏كرد و با اخلاقى نيكو واسلامى از ما نگهدارى مى‏كرد با اينكه همسرش از ما بچه‏هاى كوچك مراقبت مى‏كرد خادمى را نيز به اين منظوراستخدام كرد.

    مدتى از عمرمان كه گذشت به مدرسه راه يافتيم و زير نظر معلم خصوصى كه هر روز به منزل ما مى‏آمد به آموختن ‏زبان فارسى و آداب آن و درسهاى ديگر ابتدايى پرداختيم و پس از شش سال از آن درسها فارغ شديم. در آن زمان براى درسهاى ابتدايى برنامه مشخصى وجود نداشت بلكه هنگام ورود دانش آموز به مدرسه برنامه‏اى‏به صورت مقطعى تهيه مى‏شد و هر كسى بر حسب ذوق و استعداد خود تعليم مى‏ديد. من درس قرآن كريم (كه پيش از هر چيز آموزش داده مى‏شد) و «گلستان » و«بوستان‏»، سعدى‏شيرازى،«نصاب‏الصبيا ن‏»، «انوار سهيلى‏»، «اخلاق مصور»، «تاريخ‏» معجم‏»، «منشئات اميرنظام‏» و «ارشادالحساب‏» رابه پايان برديم.

    اينگونه بود كه بخش اول تحصيلات من به پايان رسيد. سپس به فرا گرفتن علوم دينى و زبان عربى پرداختيم و بعد از هفت سال متنهاى آموزشى را كه آن زمان در حوزه‏علميه مرسوم بود فرا گرفتيم، در طى اين مدت، در علم صرف و اشتقاق كتابهاى: «امثلة‏»، «صرف مير» و «تصريف‏» درنحو كتابهاى: «العوامل في النحو»، «انموذج‏»، «صمدية‏»، «الفية ابن مالك » همراه با« شرح سيوطى‏» و كتاب «نحو جامى‏»،«مغني اللبيب‏» ابن هشام، در معانى و بيان: كتاب «المطول‏» تفتازانى، در فقه: «الروضة البهية » معروف به شرح لمعه‏شهيد ثانى، «مكاسب‏» شيخ انصارى، در اصول فقه: كتابهاى‏«المعالم في اصول الفقه‏» شيخ زين ن،«قوانين‏الاصول‏» ميرزاى قمى، «رسائل‏» شيخ انصارى، «كفاية الاصول‏» آيت الله آخوند خراسانى، در منطق: كتابهاى‏«الكبرى في المنطق‏»، «الحاشية‏»، «شرح الشمسية‏»، در فلسفه: «الاشارات و التنبيهات‏» ابن سينا، در كلام:«كشف‏ المراد» خواجه نصيرالدين را خواندم و اين گونه بود كه متنهاى درس غير از فلسفه متعاليه و عرفان را به‏اتمام‏رساندم.

    براى تكميل درسهاى اسلامى خود به نجف اشرف مشرف شدم و در درس استاد آيت الله شيخ‏محمد حسين اصفهانى حضور پيدا كردم. همچنين به مدت شش سال متوالى خارج اصول فقه را خواندم، در طى اين‏مدت درسهاى عالى فقه شيعى را نزد استادمان آيت الله نائينى تحصيل كردم و نزد آن بزرگوار دوره كامل خارج‏اصول فقه را نيز به مدت هشت سال نزد آن بزرگوار به پايان بردم، و در كليات علم رجال نزد مرحوم آيت الله‏حجت كوهكمرى درس خواندم.

    استاد من در فلسفه اسلامى، حكيم اسلامى سيد حسين بادكوبه‏اى بود كه نزد آن حضرت كتابهاى منظومه‏سبزوارى، اسفار و مشاعر سبزوارى، اسفار و مشاعر ملاصدرا، شفاء ابن‏سينا، كتاب اثولجياى ارسطو، تمهيد القواعدابن تركه و اخلاق ابن‏مسكويه را خواندم.

    استاد بادكوبه‏اى ضمن ابراز علاقه وافر به بنده خود بر درسهايم اشراف كامل داشت و سعى مى‏نمود كه ريشه‏هاى‏تربيت را در اعماق وجود من مستحكم سازد و همواره مرا به مدارج انديشه و راههاى استدلال راهنمايى مى‏فرمود، تااينكه در طرز تفكر خود بر آن روش خو گرفتم سپس به من فرمود تا در درس استاد هيئت و نجوم‏سيد ابوالقاسم خوانسارى حاضر شوم. من نيز نزد او دوره كامل رياضيات عالى و علم هندسه در هر دو بخش: هندسه‏فضائى و هندسه مسطحه و جبر استدلالى (جبر گزاره) را خواندم.

    سپس به علت نابسامانى وضع اقتصادى به ناچار به وطن خود بازگشته و در شهر تبريز زادگاه خود منزل گزيدم، درآنجا بيش از ده سال اقامت كردم و در واقع آن روزها روزهاى سياهى در زندگى من بود زيرا به علت نياز شديد مادى كه‏براى گذراندن زندگى داشتيم از تفكر و درس دور گشته و به كشاورزى مشغول شدم،

    زمانى كه در آنجا بودم احساس‏مى‏كردم كه عمرم تلف مى‏شود فقر و تهيدستى روح مرا تيره و تار نموده و ابرهاى درد و رنج بر روى من سايه‏مى‏گستراندند، چرا كه از درس و تفكر دور بودم، تا اينكه ديده خود را بر وضع زندگيمان بستم و شهر تبريز را به مقصدشهر مقدس قم ترك گفتم.

    هنگامى كه به اين شهر وارد شدم احساس كردم از آن زندان رنج و درد رهايى يافتم، و خداى‏منان را شاكرم كه دعاى مرا اجابت نمود و در راه علم و آماده سازى رجال دين و تربيت نسل صالح براى خدمت به‏اسلام و شريعت محمدى صلى‏الله عليه و آله، توفيق را نصيب من ساخت، و تاكنون روزگارم در اين شهر مقدس كه‏حرم رسول الله است، سپرى شده است.

    البته، براى هر كس در طول زندگى به مقتضاى شرايط روزهاى تلخ و شيرينى‏وجود دارد، به خصوص براى من از اين جهت كه مدتى از عمر خود را با يتيمى و دورى از دوستان خود گذراندم و باتمام وجود درد يتيمى را لمس كردم و با حوادث دردناكى در طول زندگى خود روبرو شدم ولى خداوند منان مرا از يادنبرده، لحظه‏اى به خود وا نگذاشت. و همواره با نفحات قدسى‏اش مرا در لغزشگاه‏هاى خطرناك يارى كرده است واحساس مى‏كنم كه گوئى قدرتى پنهانى مرا به خود جذب نموده و تمام موانع را از سر راه من برداشته است.

    هنگامى كه كودك بودم درس صرف و نحو را مى‏آموختم، هيچ رغبتى در خود براى ادامه درس و تحصيل‏نمى‏يافتم، چهار سال گذشت و من نمى‏فهميدم كه چه بخوانم، ولى بناگاه آرامش در وجودم پديد آمد كه گوئى انسان‏ديروزى نيستم، و در راه علم و انديشه با جديت و درك كامل پيش مى‏رفتم، و از آن روز بحمد الله تا آخر روزهاى درس‏كه در حدود هفده سال به طول انجاميد در راه طلب علم و دانش هيچگونه سستى برايم پيش نيامد و تمام رخدادها ولذتها و مرارتهاى زندگى به فراموشى سپرده، و از همه چيز و همه كس بريدم مگر اهل علم و اصحاب فضيلت، و برنيازهاى روزمره اوليه اكتفا كرده و خود را وقف درس و تعليم و نشر معارف دينى و تربيت طلاب نمودم.

    بارها شب را تا به هنگام صبح مشغول مطالعه بودم و به خصوص در دو فصل بهار و پاييز، و چه بسيار معضلات‏علمى كه در طى مطالعه براى من حل شده است و درس فردا را قبل از اينكه روزش فرا برسد خود مى‏خواندم تا هنگام‏روياروى با استاد هيچ مشكلى براى من باقى نماند.
    رونوشت به بخش گفتگو با اعضا
    بازیه ! ! !

  19. #19
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۲۳
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1995
    نوشته ها
    1,208

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط اندیشه نمایش پست اصلی
    از اینجا به تیچر خودمون
    سرکار خانم زائر بارانی وبه سرکار خانم اند مرام امروزو تبریک میگم!
    هرچندالان در ره کربلان

    دیگه از ما گذشت ولی قول میدم هر سال بیام تبریک بگم!
    ایول که بچه های خودمون همه جا معلومن.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات